مصاحبه حدود یک ساعت طول کشید که با مدیر بازاریابی شرکت بود که نمی دونم چه ارتباطی به پوزیشن درخواستی من داشت واقعن! تو این یک ساعت هم نصفش به تعریف ایشون از خود و خط و نشون کشیدن و خاطره بلاهایی که سر افراد قبلی آورده بود گذشت .گفتن مدیر فعلیشون کلاه برداری کرده به نوعی و می خوان قطع همکاری کنن باهاش و مرحله بعد مصاحبه با مدیر عامله بعد که پیگیری کردم متوجه شدم مدیر عامل اصلا از این مصاحبه اطلاعی نداشته و ایشون سر خود دنبال جایگزین برای اون نفر بودن!!!و کلی هم از مزایای برند شرکتشون برای کم کردن میزان حقوق درخواستی من گفتن و حقوق درخواستیم رو زیاد می دونستن حتما اگر میتونید تحقیق کنید راجع به شخصی که الان تو پوزیشن درخواستیتون نشسته و علت قطع همکاریش رو جویا بشید و بدونید که میزان حقوق ها خیلی نزدیک به وزارت کاره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در آخرین روزهای تابستان ۹۶ مصاحبهای ظاهرا اداری برای مدیر دیجیتال مارکتینگ در ساختمانی کنار کوچه بالای سینما آزادی ترتیب داده بودم. بعد از مدتها انتظار در سالن، نهایتا فردی با سن کم ولی بهنظر نمیرسید مدیر مجموعه، وارد شد و در یک اتاق شیشهای با من گفتوگو کرد. بهدستآمده این بود که احتمالا او کارشناس در دسترس بوده و منشی شرکت برای فراهم کردن جلسه، او را معرفی کرده بود. نمیتوانم از چارچوب ادب فراتر بروم؛ اما میخواهم بگویم که این فرد بهنظر بیدقت و بیاحترامی بود. سوالات اولیه مصاحبه حول تعریف دیجیتال مارکتینگ و نام بردن کانالهای آن میگشت و در ادامه نیز گفتوگو با جملات بیربطی تکرار شد تا اینکه معلوم شد این آخرین تجربه من در آنجا بوده است.
در مصاحبه مدیریت محصول شرکت نتبرگ خیلی منتظر نگه داشتند و معطلم کردند، با این حال عذرخواهی هم کردند. مدیر منابع انسانی کار را انجام میداد و کنار ایشان، خانمی بود که کارشناس منابع انسانی بود و به حرفها گوش میداد. سوالهای زیادی درباره مدل کسبوکار پرسیدند که از سطحی بودن اطلاعاتشان مشخص بود و به همین خاطر پاسخهایم را به سختی میفهمیدند. از آنجا که حقوق را دیده بودند و از ارزشش خوششان نمیآمد، روند مصاحبه خیلی طول کشید و سریع پایان نیافت.
برای مصاحبه کارشناس هاست، با وجود تاخیر کوچکی که داشتم، حضورم مشخص شد و تاکید کردند اشکالی ندارد. مدیر پشتیبانی فرصت صحبت نکرد و مصاحبه را مدیر فنی به عهده گرفت. تقریبا سی دقیقه سوال پرسید—هم سوالهای تخصصی و هم عمومی بود. بیشتر روی وفاداری به سیستم و تعهد به دوره کارآموزی با حقوق تأکید داشتند.
در یک گفتگوی تلفنی آغازین، از من سوالهای عمومی پرسیدند و گفتند که یک لینک به ایمیلم میفرستند تا تا فردا فرصت پاسخ دارم. آزمون دشوار بود و بخشهایی از سوالات به انگلیسی مطرح میشد. مسائل مطرحشده از هر دسته چند پرسش داشت و پس از دو روز با من تماس گرفتند تا مصاحبه حضوری برگزار شود. مصاحبه به طور کلی به زبان انگلیسی انجام شد: ابتدا از اطلاعاتی که درباره شرکت دارم پرسیدند، سپس درباره نقاط قوت و ضعفم و سوالات رایج مصاحبهها را مطرح کردند. از من خواستند سایت شرکت را بررسی کنم و با اطلاعات کامل پاسخ بدهم؛ حتی در مورد سال تاسیس شرکت و محل آن نیز سوال شد. در پایان به اهمیت اعتمادبهنفسم در مواجهه با مصاحبهها اشاره کردند.
برای شغل مدیریت پشتیبانی تصمیمگیری در نستله واترز ایرانیان، از طریق سایت ایرانتلنت درخواست دادم و بهطور خودکار رد شدم بدون اینکه دلیل دقیق ریجکت مشخص باشد. به همین دلیل تصور میکردم فرصت مصاحبه ندارم تا اینکه آنها با من تماس گرفتند. ابتدا حدود نیم ساعت با یک نفر از منابع انسانی به صورت تلفنی صحبت کردم که رفتارش خیلی خشک و چندان مطلوب نبود. سپس برای مصاحبه اسکایپی با مدیر مالی مجموعه هماهنگی شد و در مصاحبه تصویری جو گرم و برخوردی دوستانه داشتند، سوالات تخصصی و کاربردی مطرح کردند که برخلاف تجربههای معمول من در خیلی از شرکتهای ایرانی بود. دو هفته بعد دوباره همان فرد با من تماس گرفت و مصاحبهای تلفنی برگزار شد که سوالات معمول منابع انسانی را شامل میشد و بخشهایی هم به انگلیسی انجام شد که از الزامات استخدام در نستله ایران است. کل روند همچنان با لحن سرد و بدبینانه دنبال شد. نهایتا من را ریجکت کردند و ایمیلی مبنی بر این نتیجه دریافت کردم، اما دلیل خاصی ارائه نشد.
در اولین ملاقات، خلاقیت و توان نویسندگیام با توجه کافی ارزیابی شد و گفتگوی صمیمانهای بین ما شکل گرفت. در جلسه دوم، تمرکز بیشتری روی جنبههای رفتاری من بود و میزان تحملپذیریام بررسی شد. سه نفری که با آنها صحبت کردم، به لحاظ روانی سالم نشان میدادند و احترامی که در گفتگوها از آنها میدیدم مثالزدنی بود؛ تنها در دومین جلسه احساس میکردم سوالها از روی برگه است و اگر اینطور نبود، صمیمیت بیشتری احساس میکردم. مسئولان جلسه با دقت و پیگیری نشان دادند که در همان زمان جلسه به قرارداد و حقوقم آگاهی پیدا کنم که این نکته فوقالعاده بود. صداقت نکتهای کلیدی بود و اینکه خودتان را تا حد امکان بشناسید. عواملی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از عادتها و ویژگیهای شخصیتی و همچنین همدلی.
در کل تجربهام از مصاحبه با شرکت نوار را اینطور به یاد میآورم که در مرحله اول، با مدیر بازاریابی گفتگو کردم و بیشتر روی توانایی نگارش، خلاقیت، ایدهها و دانش بازاریابی سؤال شد. اوایل خیلی خوب بود و من برای مرحله دوم دعوت شدم. در مرحله دوم با مدیر منابع انسانی روبهرو شدم و همان سؤالهای کلاسیک شخصیتشناسی که منابع انسانیها همیشه میپرسن را مطرح کردند. از روی چهرهشان نمیشد بهروشنی نتیجه را فهمید. اما مشکل اصلی من از آن به بعد شروع شد: دیگر هیچ تماس یا خبری در مورد نتیجه مصاحبه نگرفتم تا بدانم وضعیت آن چیست. حتی پیام هم فرستادم چون از شرکت خوشم آمده بود و میخواستم اگر من را برای مصاحبههای آینده قبول میکنند، جای دیگری را نیاورم. اما جواب پیامم را هم ندادند. به نظر من این رفتار کاملا غیرحرفهای بود. به همین دلایل من توصیهای در مورد این شرکت ندارم چون عدم اعلام نتیجه به طور مداوم و بیاعتماد بودن در ارتباط، به شدت حرفهای نبود.
اگرچه مرحلهی اول با مدیر بازاریابی خیلی خوب بود و به تواناییها، خلاقیت و دانش بازاریابیام میپرداخت، اما نهایتا نتیجه معلوم نشد. در قالب پرسشهای اول، از من دربارهی نوشتن، ایدهها و توانمندیهای بازاریابی پرسیدند و من احساس کردم پاسخهایم خوب پیش رفت. مرحلهی بعدی با مدیر منابع انسانی بود و همان سوالات کلاسیک شخصیتشناسی که معمولا در این مرحلهها مطرح میکنند پرسیدند. تشخیص نتیجه از روی چهرهشان چندان امکانپذیر نبود و به همین دلیل اطمینانی دربارهی پایان کار دست نمیدادم. پس از پایان مصاحبه هیچ خبری دریافت نکردم تا بدانم نتیجه چگونه است. حتی با وجود تمایل به ادامه همکاری و پیام فرستادن برای اطلاع از وضعیت، پاسخی نگرفتم. این بیخبری در عین حال که ناامیدکننده بود، برای من حرفهای هم به نظر نمیرسید. با توجه به این تجربه، توصیه میکنم که شرکتها نتیجه را واضح و بهسرعت با داوطلبان در میان بگذارند.
من برای کار در حوزه دیتا وارد مصاحبه شدم، اما بهزودی فهمیدم که سوالها از بخشهای دوآپس و بکاند بود و نقش دقیق شرکت واقعا مشخص نبود. سوالاتی پرسیده میشد که حتی در رزوم من هم نوشته نشده بود و رابطهای با فضای کاری من نداشت. به نظر میرسید که از من میخواستند یک آچار فرانسه باشم، که این تصور نشان میداد چنین جاهایی را برای کارگزینی انتخاب نکنم تا در آینده به مشکل برنخورم. اگر بخواهم راهنمایی کنم، به کسی که میخواهد به مصاحبه برود پیشنهاد میکنم قبل از مصاحبه با تماس کامل آماده شود و هرگز در صورت امکان این مسیر را انتخاب نکند.
در نخستین نشست با مسئول برق و همتای ایشان توضیحاتی کلی درباره کارهای انجام شده ارائه دادم و پس از آن مصاحبهای فنی و حرفهای را پشت سر گذاشتم که شامل سوالات متنوع و نقشهخوانی میشد. در پایان، یک آزمون کتبی برگزار شد که سوالاتش تنها جنبه دانشگاهی نبود و جنبههای فنی هم داشت. پس از مرحله نخست مصاحبه، دعوت شدم برای مصاحبه دوم و با مدیر مهندسی کل شرکت گفتگوی بیشتری داشتم که بیشتر جنبه شخصیتی داشت. در ادامه ایشان مرا به واحد منابع انسانی ارجاع دادند و مزایا، حقوق دقیق، ساعات کار و نقش من در شرکت را به دقت تشریح کردند.
در نگاه من، وقتی وارد شرکت شدم با terlebih از ظاهر بیرونی خیال میکردم جای خوبی است اما داخل مجموعه واقعا تفاوت داشت. سالن و اتاقها از نظر من خیلی نامرتب و کثیف به نظر میرسیدند که این را یکی از نشانههای رویکرد مدیریتی میدانم. برای مصاحبه مرا به اتاق کنفرانس راهنمایی کردند و در آنجا فردی به خواب بود که ناچارا بیدار شد. برای سوالها هم به خاطر آشنایی قبلی با شرکت، سوالات بیشتر حول این بود که آنها چه کاری انجام میدهند و اینجا چگونه کار میکنند. من برای موقعیت دیگری درخواست داده بودم، اما برای پست دیگری دعوت به مصاحبه شده بودم، به همین دلیل اطلاعات من بیشتر شنیداری بود تا عملی. فرایند مصاحبه نسبتا طولانی بود و شامل حضور سرپرست، مدیر و منابع انسانی میشد؛ در حال حاضر در قدم نخست قرار دارم. مسیر رفتوآمد هم صرفا با ماشین است و گزینههای استفاده از تاکسی یا مترو ندارم؛ این نکته هم برای من محدودیت ایجاد میکند. شرکت در مقابل پارک قیطریه واقع است که این موقعیت برای من چالش دیگری به شمار میآید.
برای مصاحبهای که با نماوا داشتم، اولین تماس برای یک مصاحبه تلفنی گرفته شد و روز مشخصی تعیین شد. در جلسه تلفنی سوالات زیادی پرسیده شد که بیشتر روی دانش جاوااسکریپت و سپس ریاکت تمرکز داشت. در پایان گفتند که برای مصاحبه حضوری تماس خواهند گرفت و یک هفته بعد تماس گرفتم تا برم مصاحبه. ساختمون بسیار شیک و تمیز بود و پرسنل با برخوردی عالی پذیرای من شدند. یکی از مصاحبهکنندگان با دانش زیادی که داشت حدود یک ساعت عمیق به سوالات مفهومی پرداخت و برخوردش واقعا خوب بود و استرسم را خیلی کم کرد. در میانه مصاحبه فرد دیگری هم آمد و درباره کار شرکت صحبت کرد و من هم درباره بیمه و حقوق صحبت نمودم. گفتند شرکت ما چارچوبی کانسپچوال دارد و وظیفهمحور نیستیم؛ اگر کاری را انجام میدهیم باید بدانیم چرا انجام میدهیم و همه چیز را بهطور مفهومی یاد بگیریم و … در پایان منشی پنج برگه شامل مشخصات فردی و سوالات روانشناسی آورد که آنها را هم باید پر میکردم. در کل یکی از بهترین تجربههای مصاحبهام بود و نکات زیادی از همان جلسه یاد گرفتم. بر مفاهیم تکیه کن. دانش جاوااسکریپتت باید قوی باشه و ریکت هم بلد باشی، اما جاوا اسکریپت از همه چیز مهمتره. اعتماد به نفس داشته باش.
من برای شرکت نماوا در آزمون سئو شرکت کردم. در جلسه مصاحبه سه نفر حضور داشتند: مدیر بازاریابی، مدیر بخش توسعه و فردی دیگر با سمتی نامشخص. پیش از این، رزومهام را برای شاتل فرستاده بودم اما متوجه شدم آنها برای نماوا دنبال نیرو هستند. در جلسه درباره چالشها و راهکارهای مختلف برای افزایش ترافیک سایت صحبت شد و درباره کار و سابقه کار قبلم هم بحث شد. بخش عمدهای از گفتوگو به واژگان تخصصی سئو اختصاص داشت و برای هر اصطلاح، توضیح و معنی مربوط را پرسیدند. در پایان، سوال مرتبط با حقوق مطرح شد. به نظر میرسید مبلغی که من در نظر داشتم از سمت آنها کمی دور بود و به اندازهای که انتظار داشتند پرداخت نمیکردند. برخوردها نسبتا خشک و برخی پاسخها هم کمتر از محترمانه بود. آنها از من پرسیدند که واقعا قصد تغییر شغل دارم یا فقط میخواهم قیمت را بالا ببرم. نتیجه تماس یا ارتباطی بعد از مصاحبه نگرفتم و خودم هم علاقهای به پیگیری نداشتم چون احساس خوبی از آنجا نگرفتم. تجربهام از این مصاحبه و شنیدهها از دیگران نشان میدهد که شهرتی در کار کردن با آنها وجود ندارد؛ علاوه بر حقوق پایین، فضای کاری هم پرتنش است و جذابیتی ندارد. اگر قصد رفتن به مصاحبه دارید، حتما روی مهارتهای تخصصیتان مسلط باشید.
واسه مصاحبه به شرکت مراجعه کردم، حدودا یک ساعت زودتر رسیده بودم ولی قبلش تماس گرفتم که اگه امکانش هست زودتر بیام که گفتن مشکلی نداره و میتونید زودتر مراجعه کنید اولین برخورد توی شرکت، منشی برام یه لیوان آب آورد که در نوع خودش جالب بود بعد ۱۰ دقیقه یه ربع انتظار خانمی که گویا مسئول HR بودن شروع به گپ و گفت و پرسش و پاسخ کردن که سوالاتشون منطقی و در راستای استخدام بود. بعدش هم گفتن که نتیجه رو بهتون اطلاع میدیم که هنوز همچین اتفاقی نیفتاده
من این شرکت رو به واسطه اینکه خواهرم در صنعت مخابرات مشغول هست کم و بیش میشناختم و حدود دو سال پیش هم برای مصاحبه رفته بودم ولی بعد از مصاحبه تماسی نگرفتند برای نتیجه! بریم سر مصاحبه: اول که تماس گرفتن تاریخ مصاحبه آنلاین(به خاطر کرونا) رو بهم گفتند خانمی که زنگ زد گفت مصاحبه روز … ساعت ۲:۳۰ که تو تقویم هم حتی همینو زده بود و برای من به همراه لینک ورود به سامانه مصاحبه ایمیل کرد من روز مصاحبه خودمو برای ۲:۳۰ آماده بودم که ساعت ۲:۱۰ تماس گرفتند که ما منتظر شما هستیم که بعد گفتند ما مصاحبه رو برای ساعت ۲تا۲:۳۰ گذاشته بودیم!!!!!!!در صورتی که هم تو تقویم هم پای تلفن گفتند ساعت ۲!ا(اینم بگم مصاحبه دوسال پیششون که حضوری رفتم حدود ۲۰ دقیقه طول کشید از ساعتی که تعیین کرده بودند تا بتونن اتاق کنفرانس خالی کنند برا مصاحبه!!!) بعد از اون وارد پنل مصاحبه اختصاصی شرکتشون شدم. آقایی که مدیر PMO بودند و دو خانم نسبتا جوون از واحد منابع انسانی و یه واحد دیگه به صورت آنلاین که مصاحبه رو شروع کردند!البته ناگفته نماند که این بار بر خلاف ۲ سال پیش خودشونو ملزم دونستند در ابتدای مصاحبه معرفی کنن البته خیلی سریع ! ولی بازم جای پیشرفت داشت که حداقل بدون مقدمه شروع نکردند بگن از خودتون بگید:) !بعد گفتن چون وقت کمه خیلی سریع از خودتون بگید و من شروع کردم سوابق شغلی و تحصیلیمو گفتم و مدیر PMO یادداشت برداری میکرد از حرفام بعد گفتند شما قبلا اینجا مصاحبه اومدی اسم و چهره ات آشناست که گفتم بله! گفتند اون دفعه چی شد گفتم والا اصن تماسی نگرفتن نتیجه اعلام کنند !(یعنی کاملا غیر حرفه ای تو این قسمت برخورد میکنند بر خلاف ادعای به روز بودنشون تو سواد و دانش ارتباطی حداقل هستند!خلاصه معرفیم که تموم شد اون آقا گفت دقیقا کارتون تو اون بخش چی بود و فلان و اینا که منم مسئولیت هامو گفتم که به عنوان یه کارشناس کنترل پروژه دقیقا مسئولیت هام گزارش دادن به کارفرما و مدیر پرژه و ارتباط با اونها و شرکت در جلسات پیشرفت پروژه میشد(کسانی که با سابقه کاری زیر ۵ سال تو این حوزه کار میکنند میدوند عمده مسئولیت های کارشناس کنترل پروژه البته اگه شرکت حرفه ای باشه و مسئولیت های منشی رو هم از کارشناس کنترل پروژه نخواد همیناست!!)بعد گفتند با توجه به سابق کاریو تجربه کمتون فکر میکنید جای ما بودید استخدام میکردید که منم خیلی محکم جواب دادم من از خودم و دانشم مطمانم(دوره ای که من گذروندم ۲۴۰ ساعت حدودا ۹ ماه طول کشید و توسط نماینده ایرانی یک شرکت بین المللی بوده که در انتها دوره آزمون سختی داشتیم برای اخذ مدرک و من رتبه اول کلاس رو برای دوره شبیه سازی پروژه در محیط واقعی گرفتم ) بعد گفتم تجربه هم به هر حال تجربیاتی داشتم و این که کم هست مطابق با سنم هست و ادعایی ندارم و اینکه شما رزومه منو دیده بودید که فرستادم و توضیحات وتجربیاتمم دقیقا بر اساس رزومه ام هست و خارج از اون نیست اگه واقعا تجربم کمه میتونستید بعد از بررسی رزومه تماس نگیرید برای مصاحبه(کاملا حرفه ای مثل شرکت همراه اول که بعد بررسی رزومه ایمیل زدند به من نوشته بودند رزومه شما رو تیم جذب و استخدام ما بررسی کردند به علت تجربه کاری کم متاسفانه نمیتونیم در خدمتتون باشیم و براتون آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم که بتونیم در آینده از تجربیاتتون استفاده کنیم ! و من واقعا بعد اون ایمیل محترمانه حس خوبی گرفتم و بهم بر نخورد ولی اینجوری خیلی برخورنده بود این حرف تو مصاحبه ! و احساس کردم وقتم تلف شد !) بعد که اینو گفتم مدیر PMO گفت بله درست میگید ولی ما الان اولویت جذبمون برای افرادیه که تجربه زیاد ا==دارند و فرصت برای آموزش دادن به نیروهای تازه کار کم تجربه نداریم (اینم یه ضعف عمده برای این شرکت که نشون میده اصلا رو بخش آموزش و تربیت نیروهای تازه کار سرمایه گذاری نمیکنه در صورتی که شرکت ایرانسل با وجود اینکه در ابعاد خیلی بزرگ تر از این شرکت فعالیت داره و پروژه های بزرگی اجرا میکنه در بخش آموزش خیلی موفق تر عمل میکنه و دوره های کار آموزی برای دانشجویان سال آخر یا تازه فارغ التحصیل گذاشته حتی! (این وسط دوبار اینترنت قطع شد که من گفتم نمیدونم اینترنت من ضعیفه یا شما که گفتند ما که اینترنت شرکتی هستیم و عالیه برای شما مشکل داره در صورتی که بعدا که به خواهرم گفتم که شرکتشون پیمانکار شرکت NAK هست و جلسات آنلاین دارند باهاشون میگفت اینترنت قطع میشه هی وسطای جلسه!:)خلاصه گفتند شما سابقتون کمه مدرک PMP دارید که گفتم نه ولی دوره هایی که گذروندم بر اساس استاندارد PMBOK بوده(ناگفته نماند برای اخذ مدرک PMP باید حداقل سابقه کاری مرتبط چند ساله برابر با تعداد ساعت مشخص داشته باشید که بتونید بر اساس اون اقدام کنید برای آزمون که اونم بماند تو ایران تحریم هستیم مشمول کلی هزینه برای سفر و پرواز و آزمون میشه که در توان هر کسی نیست اونم با این قیمت دلار!!) بعد اومد اون آقا سوال بپرسه از EARN VALUE MANAGEMENT که گفت میدونی چیه گفتم بله که تو دوره آموزشی که من گذروندم یه COURSE 30 ساعته داشتیم که سوال پرسید شاخص هاش چیه که دوبازه اینترنت قطع شد و نتونستم جواب بدم !بعد دوباره اینترنت قطع شد و یکی از اون خانما بعد چند لحظه تماس گرفتند و گفتند ممنون از تماستون برای مصاحبه و خداحافظ کلا از برخورداشون حس خوبی به آدم انتقال نمیدن یه جوری همش میخوان بگن تو و عیب و ایراد داری در صورتی که خودشون بر خلاف ادعاشون هم تو دانش روز دنیا هم تو مهارت های ارتباطی هنوز خیلی جا برای پیشرفت دارند!:) و کلا بعد از این مصاحبه دیدم نسبت به این شرکت خیلی باز شد و فهمیدم الزاما یه دفتر کار شیک تو منطقه ونک تهران الزامی بر خوب بودن و به روز و شیک بودن دانش کارکنان اون شرکت نیست! کلا این شرکت مناسب افرادی هست که حداقل ۵ تا ۷ سال سابقه کاری دارند !اول باید سابقه کاری زیاد داشته باشید بعد رزومه بدید البته برای این پوزیشن نوشته بوند حداقل دو سال سابقه کار ولی به نظرم خیلی بیشتر از اینا انتظار میرفت و یه جوری به من گفتند که منظورشون این بود که چرا اصلا با سابقه کاری کمت برای ما شرکت خفن!!! رزومه دادید (بر فرض کار من اشتباه که بر اساس اون نیازمندی های شغلی که تو سایت درج شده بود و ۸۰ درصدشو داشتم اصلا کارم اشتباه نبود ! شما چرا قبول کردید ترتیب مصاحبه بدید وقتی از نظر شما من تجربه کم دارم !؟!!!!!!
به نظر من مصاحبه با مایکت بیشتر به فرآیند و طرز فکر میپرداخت تا جزئیات معمولی. در جلسات با مدیر منابع انسانی و مدیرعامل، برخلاف برخی شرکتها که به دنبال اشکالیابی در پاسخها هستند، اینجا رویکرد کلنگرانه و حل مسئلهمحور غالب بود. جو جلسه کاملا دوستانه بود و استرس زیادی حس نمیشد. در نهایت فهمیدم که بهتر است پیش از حضور در مصاحبه، درباره شرکت، حوزه فعالیت، وضعیت بازار و اطلاعات مربوط به آن تحقیق کرده باشم تا بتوانم دید بهتری ارائه بدهم.
دقیقا در همان روز، با حضور همزمان منابع انسانی و تیم فنی برای یک موقعیت Senior Operation Admin، فرایند مصاحبه پشت سر هم برگزار شد. ابتدا توضیحاتی درباره شرکت و فرایندهای داخلی ارائه شد و درباره قوانین و حقوق درخواستی صحبت شد. سپس بخش فنی ملاقات آغاز شد و با توجه به عنوان شغلی و سابقه مربوطه، کارها و پروژههای مرتبط بررسی شدند. کل جلسه بهطور عادی و مطلوب پیش رفت و رفتار مصاحبهکنندهها هم دوستانه و حرفهای بود. نکتهای که برای من قابل توجه بود این بود که دوباره فرم مصاحبهای ندادم و از همان آغاز رزومهام بهطور مستقیم روی لپتاپ باز و بررسی میشد.
باور کنید همه چیز به دردسر میافتاد؛ در مصاحبه حقوقی منابع انسانی، به من حتی از مسائل غیر مرتبط هم سوال میکردند. من طراحی خوندم اما از آن اتاق هم پرسیدند که چگونه آن را طراحی میکردم و گفتند جلسه بعد طرحم را بیاورم تا برای این کار بررسی شود، در حالی که اصلا ارتباطی به کار مربوطه نداشت. بعد هم گفتند باید بروم و درباره کار مطالعه کنم و مثلا در مورد اکسل در جلسه سوم صحبت خواهند کرد؛ درنهایت نمیدانم چه پاسخ دهم. بارها تأکید کردند که میخواهند سخت گیر باشند و حتی صریح گفتند اگر بیایم، کارم به خطر میافتد و زبانم سرویس خواهد شد، که نشاندهنده سطح سختگیری بالا بود و اینکه مشخص نیست چگونه روند استخدام پیش میرود.
برای یک مصاحبه کار اندروید دولوپر رفتم و از طریق جابینجا رزومه فرستادم؛ چند روز بعد تماس گرفتن و تعیین کردند برای هفتهی بعد بیام شهر. وقتی وارد شرکت شدم، فرمی به من دادن و همان اطلاعاتی را که در رزومه نوشته بودم دوباره پر کردم. بعد از تقریبا نیم ساعت انتظار، با یکی از نفرهای فنی وحدت صحبت کردم و دربارهی پروژههای انجامشدهام صحبت کردیم. او هم از پروژههای شرکت سوال کرد و توضیحاتی ارائه داد. بعد از آن گفتند باید منتظر بمانم تا با نفر دیگری صحبت کنم؛ باز هم نیم ساعت تأخیر طول کشید و با شخص دیگری صحبت کردم، اما فهمیدم که ایشان مدیرعامل مجموعه بوده و لزوما هم نیرو فنی نبود. از من نمونهکار خواست و دربارهی برنامهای که به درستی اجرا میشد سوالاتی مطرح کرد و به نظر میرسید با برخی از جنبههای نرمافزار اندرویدی آشنا نیست یا درک درستی از نحوهی اجرا ندارد. سوالهای مکرری پرسیدند که آیا بلد هستم یا نه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.