در این تجربه احساس ناامیدی و سوءظن نسبت به سیستم مصاحبه را تجربه کردم و میخواهم با لغات و ساختاری کاملاً نو بازگو کنم. قرار بود مصاحبه با من در اولین زمان، ساعت هشت و سی دقیقه صبح، شروع شود اما تا نزدیک ساعت نه و پنجاه هیچکس نیامد و حتی در زمان جلسه با ما رفتار سردی داشتند و از اتاق بیرونمان کردند. در هفته بعد گفتند یک تست عملی بده اما هیچ جزییاتی دربارهاش ارائه نکردند و فقط گفتند هرچه بلد هستی پیاده کن؛ همان روز کامل وقت گرفتم و نتیجهای هم از جانب آنها گفت نشده بود. پس از آن خبری نشد. کدی که نوشتم از نظرشان خیلی بهتر از نیازشان بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیت داشته باشد. به واحد منابع انسانی یک هفته بعد زنگ زدم؛ با لحنی فرمانبردارانه گفتند که «خبرت میکنم»، ولی نتیجهای نگرفتم. برای مصاحبه سوم، تماس گرفتند و رفتم؛ اما جلوی در گفتند که کنسل شده و برگردم و گفته شد که اوایل هفته بعد دوباره هماهنگ میکنیم، ولی باز خبری نشد. امروز، بیست وپنجم آبان هزار و چهارصد و چهار، ساعتم ده بود که پیگیری کنم و دقیقهٔ یازده ایمیلی با محتوای عدم تأیید دریافت کردم. در کل به بیمسئولیتی شدیدی برخورد کردم و زمان و انرژیام هدر رفت. خدا بزرگ است، اما واقعاً از شما به اندازهٔ یک و نیم روز کاری انتظار میرفت. این بیمسئولیتی واقعاً آزاردهنده است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سطح مصاحبه کننده ها از هر فردی که هوشیاری داشته باشه کمتره و قطعا به راحتی نیرو جذب میشه...ولی تا اونجا که من شنیدم اگر بیشتر از سه ماه بمونید شروع می کنن به بی احترامی که برید...نیروهای قدیمی ممتازشون رو نگاه کردم هر روز در جمع تحقیرشون می کنن و بهشون توهین می کنن...نیروهای قدیمی تر حق دستشویی رفتن یا آب خوردن بین تماس رو هم ندارن چون تهدید به اخراج میشن و تا چند روز به یک نفر گیر می کنند و به خاطر موارد بچگانه در گروه های جمعی تحقیر میشه... این رفتارو دیدم با اینکه ماه دوممه فکر نکنم بمونم...تیم لیدها از نظر فکری ضعیف
در حال حاضر به من پیشنهاد میشد که درباره آینده و اهدافم صحبت کنم و این موضوع بیشترین تمرکز را در مصاحبه داشت. با پرسشهایی مواجه شدم که میگفتند با چه ابزارهایی آشنایی دارم و چطور از آنها در کارم استفاده میکنم، و اینکه تا چه حد با الگوها و پترنهای رایج در رشته برنامهنویسی آشنایی دارم. درباره خود شرکت توضیحاتی دادند که زیرمجموعهای از یک مجموعه بزرگتر هستند و پروژههای مختلفی دارند. یکی از پروژهها قرار است مسیریابی دقیقی را شبیه به اپهای مسیریابی مشهور پیادهسازی کند و من هم باید بخشی از مسیریابی را بسازم. گفتند میتوانم قسمت مربوط به مسیریابی را بسازم؟ پاسخ دادم قبلاً چنین کاری را انجام ندادهام و نیاز است زمان و پژوهش بیشتری انجام بدهم چون کار نسبتا پیچیدهای است. ظاهراً توضیحاتشان قانعکننده بود. مصاحبهکننده فردی بود که برخوردی آرام و منطقی داشت و بیشتر به تعهد کاری و اخلاق حرفهای اهمیت میداد.
در واقعیت تجربهم نشون میداد که فشار کاری خیلی بالاست و همیشه حس میکردم زیر بار روانیِ بیپایانی کار میکنم. از بطن ماجرا، مدیران گاهی به ایجاد حاشیه و بیثباتی دامن میزدند و فضا را ناامن و سرد میکردند. جو کار به هیچوجه آرامشبخش نبود و برای انجام کارها فرصت یاッズن نبود. سرپرستان هم بهطور مشخص آموزشی ارائه نمیدادند و مجبور بودم از هر راهای که میتوانم خودم مطالب را یاد بگیرم و با دشواریهای مسیر مواجه بشم.
در ابتدا تصمیم گرفتم برای موقعیت مهندسی لوکوموتیو رزومهام را از طریق سایت شرکت ارسال کنم، اما همان روزها با رفتاری نامتعارف روبهرو شدم که تا مدتها ذهنم را درگیر کرد. برای پیگیری، با منشی شرکت تماس گرفتم و آن خانم از من خواست رزومهام را دوباره بفرستم؛ دوباره ارسال کردم و مدتی بعد برای مصاحبه با مدیر مهندسی تماس گرفتند. در جلسه اول، مدیر دربارهٔ سطح تحصیلاتم حرفهای تشویقآمیز زد و از کارشناسی تا کارشناسیارشد و وضع تحصیلم ابراز رضایت کرد. پس از مصاحبه، از من خواستند رزومهٔ دوستانم را هم برای دعوت به مصاحبه ارسال کنم و تأکید داشتند که تنها از افرادی استفاده کنم که در مسابقات مکانیک رتبهدار هستند؛ من هم قول دادم پیگیری کنم و لینکهای تماس را میفرستم. پس از سه هفته، منشی شرکت با من تماس گرفت؛ دختری جوان که هنوز لیسانس نگرفته بود و حقوق پایهاش ماهیانه ۱۱ میلیون بود، پرسید چرا هیچکسی را معرفی نکردهام. گفتند برای برگزاری مصاحبهٔ دوم باید تعداد نفرات به حدی برسد تا جلسهٔ کمیتهٔ جذب تشکیل شود و یکی از اعضای کمیته هم حضور داشته باشد؛ بهطور عملی ورود من به این کمیته مشروط به معرفی دوستانم شده بود. با نیت خیر بهترین افراد فنی و کاربلد که در تعمیر اتوبوس، تریلی و خودروهای خارجی تخصص داشتند را معرفی کردم؛ اما هر بار پیگیری میکردم پاسخ میدادند مدیر اکنون در خارج از کشور است یا سرش شلوغ است و حضور ندارد. بعدها دیدم با برخی از دوستانم تماس گرفتهاند اما با من تماسی نگرفتند. وقتی موفق شدم با مدیر صحبت کنم، گفت پروسه طولانی است و هنوز با کسی تماس گرفته نشده؛ درحالی که دوستانم میگفتند با آنها تماس برقرار کردهاند. وقتی اعتراض کردم، منشی با کلی توضیح پاسخ میداد. در نهایت گفتند کسانی مثل من انرژیشان را صرف کردهاند و پس از یک سال گفتند که نمیآیند. من با وجود امکان ادامهٔ تحصیل در دکتری بدون آزمون، احساس کردم که آنها ما را بازی دادهاند. اینکه مجموعهای که قرار بود نمادِ اعتماد باشد اینطور رفتار کند ناامیدکننده بود. در پایان هم با هشت نفری که به مصاحبهٔ دوم راه پیدا کرده بودند، روبهرو شدم و حالا از من میگویند چرا شما را معرفی کردهام.
حدود چهار ماه پیش به این تیم پیوستم و تصمیم گرفتم تجربهام را بازگو کنم. از همان ابتدای کار، با راهاندازی پروژه روبهرو شدیم و از روز اول تیم لید و مدیرعامل واقعاً پیگیر جلو رفتن کار بودند. برای من عجیب بود که برخی میگفتند خروجی وجود ندارد، چون من واقعاً شرایطی دیدم که نتیجهمحوری واضح بود. با شنیدن صحبتهایی درباره حقوق پایین یا پرداخت دو مرحلهای و بینظمی، باید بگویم حقوقم نسبت به کار قبلیم دو برابر شد و با میانگین بازار هم همسطح است؛ حقوقم هم بهموقع و به صورت تکمرحلهای واریز شد. در یک مناسبت مثل روز زن، سه میلیون کارت هدیه داشتیم که نسبت به سابقهام تفاوت معناداری بود؛ شرکت قبلیم نهایتاً فقط دسر و شاخهگلی میداد. در رابطه با اهمیت دادن به نظر کارکنان، اینجا دو بار پیمانکار خدمات غذایی را تغییر دادهاند و در نهایت با نظرسنجی، همان گزینهای که تیم خواسته بود را پیادهسازی کردند. تا حالا رئیس خشک یا رفتاری غیرحرفهای از همکاران ندیدم و فضا بین اعضای تیم دوستانه است. در مصاحبه هم هیچکس به تهمت یا تخریب نپرداخت و خودشان هم چند مزیت برای همکاران پیشنهاد دادند. فعلاً در کلاسهای آموزشی شرکت نکردم و درخواست اضافهکاری هم نداشتم، اما حس میکنم اگر بخواهم مدیرم مخالفتی نشان نمیدهد. تا به اکنون نیازی به اضافهکاری نداشتم و ترجیح میدهم تعادل بین کار و زندگی حفظ شود. درباره کارانه و پاداش چیزی به من نگفتهاند؛ اگر وجود داشت، احتمالاً انگیزهام را بیشتر میکرد. البته مطمئناً همهجا در شرکت یکسان نیست، اما دیدگاه من نسبت به اینجا مثبت است و مجموعه را به دیگران هم توصیه میکنم.
یکی از معدود جاهایی که واقعا مصاحبه گر بسیار بی اخلاق و بی شخصیت بود در طول مصاحبه مدام سوالات پراکنده میپرسید و از اینکه اکثر سوالات رو بخوبی پاسخ میدادم حرفای عجیب در میاورد در لحظه قضاوت و نقد نامربوط میکرد نمونه حرفایی که تو جلسه اول میزد و واقعا عجیب و تهوع آور بود شخصیتش - درسته داری جواب میدی ولی معلومه عمیق بلد نیستی - رزومه پر کردی اومدی اینجا ولی اندازه رزومه ای که پر کردی بلد نیستی به محض خروج از شرکت افتضاحشون تماس گرفتم با منابع انسانی و گفتم تمایل به ادامه روند ندارم اصلا نمیشه کار سالم با چنین آدمایی داشت
واقعا برخوردشون محترمانه و مثبت بود اچ آر خوب و متشخصی داره در مورد تیمشون هم شنیده بودم نسبت به میانگین مجموعه ها سطح فنی بالاتر و حرفه ای دارن دوست داشتم کار کنم باهاشون ولی رد شدم
تا حالا کسی نبوده از این خرابشده و محیط زیرآب زنی و سمیش با دلخوشی و خاطره خوب بیاد بیرون
به صورت کلی به نظر من نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت هست اول از نقاط قوت شروع میکنم ۱.تیم پرسنل اکثرا افراد خوبی هستند البته این شاید لزوما به شرکت ربطی نداشته باشد ۲.فرصت یادگیری رو میدن یعنی اگر جایی گیری داشته باشی متوجه هستند که لازم یادبگیری البته این هم از خوبی های اعضای پرسنل هست ۳.پرداخت ها تقریبا به موقع بود و از این نظر مشکلی نبود ۴.یک سری پاداش داده میشه ۵. در حد معمول میتونید از خوراکی هایی که هست استفاده کنید عموما مایعات هست مثل چایی نقاط ضعف : این رو خوب بخونید ۱.تعادل بین کار و استراحت خوب نیست مخصوصا برای تیمی که کار ذهنی داره شخصا شاهد این بودم که ساعت ۲ به بعد دیگه کسی کار جدی نمیکنه چون خسته هستند البته به نظر من این بیشتر به خودشون ضرر میزنه چون عملا کمتر از حداکثر بازدهی از پرسنل کار میکشن و وقتی خسته میشن فقط با موس اسکرول میکنن ۲.برخورد های عجیب رفتار های غیر حرفه ای زیاد دیده میشه نه در تیم تست یا در تیم مدیریت و توسعه بیشتر بین مدیران مثلا مدیرعامل چندین بار صداش رو روی بعضی از پرسنل بلند گرده چون مثلا یادش رفته فلان کار رو کنه که به نظر میاد اون افراد شخصا دوست دارند این کار رو بکنن نمیدونم یا بهشون خوش میگذره یا احساس قدرت میکنن یا فکر میکنن که اینجوری اون پرسنل میترسه و بیشتر کار میکنه ۳.این که شرکت خانوادگی هست درسته ولی لزوما خانوادگی بودن به معنی بد بودن یک شرکت نیست بلکه شخصا فکر میکنم بعضی از افراد داخل اون شرکت خانوادگی شایسته نیستند یعنی میتونن کار رو پیش ببرن ولی حرفه ای توی اون کار نیستند وگرنه توی ۲۰ سال خیلی بیشتر میتوانستند پیشرفت کنن که متاسفانه نکردند ۴.یک مشکل جو شرکت هست من در جای دیگه که کار کردم جوش اینجوری بود که پرسنل حق خودش رو میخواست مثلا میگیم ما از مرخصی استفاده نکردیم این حق ماست که استفاده کنیم ولی در این شرکت در گزینش افراد به نظر میاد به این توجه میکنن که چقدر اون آدم از حق خودش میگذره بخاطر همین من دیدم اصلا رایج نیست کسی بگه من میخواهم از مرخصی ام استفاده کنم و اگر مخالفت کنند چون حق با پرسنل هست باید با پرسنل راه بیان ولی دقیقا برعکس هست حق با پرسنله ولی پرسنل کوتاه میاد ۵.این تجربه شخصی ام هست ولی کسایی که سابقه زیاد دادند اکثرا بد اخلاق هستند و یک تمایلی دارند که بگن ما سابقمون بیشتر البته اکثرا، بینشون کسایی بودن که واقعا به فکر پیشرفت کار بودن نه قدرت طلبی ۶.تایم نهار مشخص شده ندارن ولی از تایم کارتون کمش میکنن این مورد خیلی بده وقتی از مدت زمان کار اون فرد اون مبلغ رو کم کردی باید یک تایم مشخص بدی که اون افراد بتونن نهارشون رو راحت بخورن ولی همچین کاری نمیکنن نه اینکه اجازه ندن نهار بخوری بلکه تایم مشخص ندارند ۷.توی کار به فکر بهینگی نیستند مثلا یک درخواست تکیکالی کا باعث سرعت توی کار میشه رو پشت گوش میدازند ۸.یک مورد عجیب فرض کن تا ۵ کار کردی حالا طبق قرارداد باید بتونی بری ولی نه اینطور نیست تا چند نفر رو راضی نکنی که من کارم رو انجام دادم و این بخش رو میخواهم فردا انجام بدم نمیگذارن بری ۹.خروج از شرکت حتی در حد ۵ دقیقا ممنوعه مگر برگه مرخصی پر کنی این رو من توی جای جدیدی که کار میکنم میبینم خیلی رایجه که پرسنل بیرون میرن مخصوصا بعد از ظهر ولی اونجا اصلا اهمیت نمیدادند ۱۰.انتقاد پذیر نیستند مشکلات ریشه ای خیلی زیادی دارن که اکثرا به خودشون ضرر میزنه ولی اصلا امتحان میکنن که شاید بهتر جواب بده این رو کسی گفت که سالیان سال که اونجا کار میکنه و تایید کرد که سالیان سال که دست به این سیاست هاشون نمیزنن و این باعث شده این همه نارضایتی نسبت بهشون باشه
این شرکت کلی بدهی داره و پرداخت حقوق پرسنل هاشون یکساله نداده اگ میرید اونجا قید پولتونو بزنید
نه پول کارمنداشونو دادن نه پول آبدارچی رو نه پولی که از مردم بابت مدرک دانشگاهی که فروخته بودن رو پس دادن، مواظب این جماعت که آدمیزاد نیستن باشید، سهراب یزدان پرست، ناهید خسروی ، سجاد خسروی ، سعیده رودباری و... همشون قبلا تو یه موسسه دیگه به اسم همراهان که اونجام کلاهبرداری بوده فقط کافیه تحقیق کنید تا متوجه بشید کار میکردن بعد اومدن با اسم جدید دوباره دارن کلاه مردم رو بر میدارن ، شما فکرشو بکن ۳ماه حقوق کارمنداشونو حتی اون آبدارچی بدبخت رو ندادن، تو رو خدا مراقب باشید گیر این جماعت نیوفتید
متاسفانه تو شرایطی که خیلی از شرکت ها تمام تلاششونو کردن که نیروهاشونو نگه دارن تخفیفان حجم زیادی از پرسنل رو تعدیل کرد و بد تر از اون حقوق های ماه آخر رو کامل تسویه نکردن و بد تر از همه ی اینها بعد از گذشت 5 ماه همچنان تسویه حساب نکردن. واقعا چقدر سطح شعور و فهم تیم منابع انسانی باید پایین باشه که تو این شرایط به جای اینکه آدما بیشتر هوای همو داشته باشن، شرایطو سخت تر میکنن. البته متاسفانه تخفیفان همیشه مشکل پرداخت به موقع تسویه حساب بعد از قطع همکاریو داشته و داره تا وقتی هستی و براشون کار میکنی خوبی از وقتیم که بری( حتی با اینکه خودشون تعدیل کرده باشن) میشی غریبه ترین آدم دنیا.
آگهیهای کاری رو هر چند روز یه بار توی شبکههای اجتماعی و سایتهای کاریابی تکرار میکنن، ولی وقتی به منابع انسانی ایمیل میزنی و رزومه میفرستی نه تنها هیچ جوابی بهت نمیده (حتی دریغ از یه پیام اتوماتیک «رزومهی شما دریافت شد»)، بلکه حتی جواب کامنتهای ملت تو شبکههای اجتماعی رو هم نمیدن در نهایت رزومهم رو تو سایت جابویژن هم براشون فرستادم و بعد از اینکه دو هفته هیییچ آپدیتی ازشون نگرفتم (حتی رزومه رو سین هم نزده بودن 🤡) دیگه درخواستم رو کنسل کردم
چند نفر داداشی دور هم جمع شدن و دلشون میخواد پیشرفت کنن اما توانایی و دانشش رو ندارن. حق کارمند رو نمیدن و مدیریت صفر هست. بسیار بسیار بی نظم و ساختار سازمانی صفر.
من رفتاری شبیه آشنا را توی مصاحبه تجربه کردم، و حضورم حدوداً یک ساعت طول کشید تا دعوت به جلسه شود. در همان نشست، بخش فنی از من سوال زیادی نکردند و وقتی درباره شرایط کاری پرسیدم، پاسخها خیلی ناامیدکننده بود: گفتند باید دو هفته بیایم و حقوق یا بیمهای پرداخت نمیشود، در حالی که سابقهای نزدیک به یازده سال دارم و نه دانشجو و نه بیسابقه. گفته شد اگر رفتار و عملکردم رضایتشان را جلب کند، ممکن است قرارداد بسته شود. همچنین گفتند مأموریتهای شهرستان را باید بهتنهایی انجام بدهم، اضافهکاری الزامی است و حق اعتراض هم وجود ندارد. به نظر میرسید هدفشان جذب نیروهای تخصصی است، اما بهطور عملی کار بهصورت رایگان میخواستند. چند روز بعد تماس گرفتند تا بیایم سر کار، ولی مدیرعامل بدون هماهنگی قبلی از حقوقی که مطرح شده بود، دویست هزار تومان کسر کرد و بیمه هم دو هفته بعد ثبت میشود.
شرکت پویا فن آوران را در یک تجربه مصاحبه بهزبان خودم میگویم که با صراحت و بیپرده بودن همراه بود. جلسهی مصاحبه خیلی سریع به نظر میرسید و انگار اولویتشان گرفتن سریع نفر جدید بود. بیشتر دربارهی سابقههای کاری گذشتهام بحث شد و از سوالات فنی خبری نبود. با مدیر پروژه صحبت کردم و در هیئت مدیرعامل شرکت خبری نبود؛ بهجای آن فردی که مسئول کل مجموعه بود، در مصاحبه کاملاً مضطرب بهنظر میرسید. از صحبتهای غیررسمی که در حین انتظار شنیدم فهمیدم کارمندان اغلب با مدت زمان کوتاهی کمتر از شش ماه از کار کنار گذاشته میشوند. تقریباً یک ساعت منتظرم گذاشتند و دفتر هم چندان پر نبود. همچنین شنیدم از نام برند معتبری برای جذب استفاده میکنند بدون ارتباط واقعی با فعالیتهایشان، و شنیدم حقوقها معمولاً با تاخیر پرداخت میشود. با پژوهش و مشاهدهای که در این مدت داشتم، بهنظر میرسد فرصت همکاری با این مجموعه مناسب نیست.
در یک تجربه کاری ناامیدکننده باید بگویم که واقعاً مدیران صادق به نظر نمیرسند و بسیاری از قوانین کار را هم زیرپا میگذارند. نرمافزارهایی که تحویل میدهند یا ناقصاند یا حتی بهطور نیمهکاره به سازمانها فرستاده میشود و ما٬ به عنوان توسعهدهندهها و تیم پشتیبانی، مجبور میشویم با مسئولان آنجا درگیر شویم و مشکلات را جمعآوری کنیم. تبعیض شدیدی وجود دارد چون خیلی از افراد استخدامشده فامیلها و آشنایانشان هستند. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشود. از نظر مثبتها، تنها امنیت شغلی است و میتوانی ساعت کارت را بهطور دقیق ثبت کنی، اما اضافهکاری را بهطور قانونی حساب نمیکنند و از آن کم میشود. تازه خارج هم شعبهای افتتاح کردهاند… من واقعاً نگران آن شعبه خارج از کشور هستم.
در این شرکت هیچ چیزی برای تشویق به ادامهٔ همکاری وجود ندارد و من هم به هیچ عنوان علاقهمند به حضور دوباره در چنین فضایی نبودم. گمان میکنم روند مصاحبه اینجا به شدت ناکارآمد و آزاردهنده است و از همان ابتدا فهمیدم که دلیل این همه تناقض در رفتار کارکنان چیست؛ انگار نه انگار که اینجا محل کار است، انگار یک محیط کودکستانی بزرگ است که به جای حرفهای بودن، به بازی و سردرگمی تبدیل شده است. رفتارها به گونهای بود که احساس میکردم نه تنها از طرف مصاحبهکنندهها بلکه از کل فرآیند، به نحوی فاجعهآمیز سوءاستفاده میشود و نتیجهٔ آن میتواند به آسیبهای جدی برای افراد و حتی نهادهای مالی مرتبط منجر شود. در مجموع فضای شرکت برایم ناامیدکننده و تأسفآور بود و هیچ دلیلی برای ادامهٔ مسیر در آنجا نمیدیدم.
از آنجایی که این شرکت یکی از شرکت های عضو هلدینگ انرژی پاسارگاد می باشد مدیرها از طرف هلدینگ در حال عزل و نصب هستند. تیم مدیریتی با مدیریت های سایر شرکت ها زد و بند داشته و خیلی از افراد بی تجربه که فرزندان و معرفی شدگان هستند بر سایر افراد ترجیح دارند. از اینرو برای شرکت ۳ مجموعه می توان متصور بود: -تیم مدیریتی منصوبی و مرتبط با مدیریت هلدینگ که دارای حقوق و مزایای بالا هستند -تیم کارآموزان معرفی شده (از طریق همان زد و بند ها) -تیمی که تمامی سختی کار بر گردن آنهاست (بدون هیچ ارتقا و افزایش حقوقی که استحقاق آن را دارند)
در این تجربه احساس ناامیدی و سوءظن نسبت به سیستم مصاحبه را تجربه کردم و میخواهم با لغات و ساختاری کاملاً نو بازگو کنم. قرار بود مصاحبه با من در اولین زمان، ساعت هشت و سی دقیقه صبح، شروع شود اما تا نزدیک ساعت نه و پنجاه هیچکس نیامد و حتی در زمان جلسه با ما رفتار سردی داشتند و از اتاق بیرونمان کردند. در هفته بعد گفتند یک تست عملی بده اما هیچ جزییاتی دربارهاش ارائه نکردند و فقط گفتند هرچه بلد هستی پیاده کن؛ همان روز کامل وقت گرفتم و نتیجهای هم از جانب آنها گفت نشده بود. پس از آن خبری نشد. کدی که نوشتم از نظرشان خیلی بهتر از نیازشان بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیت داشته باشد. به واحد منابع انسانی یک هفته بعد زنگ زدم؛ با لحنی فرمانبردارانه گفتند که «خبرت میکنم»، ولی نتیجهای نگرفتم. برای مصاحبه سوم، تماس گرفتند و رفتم؛ اما جلوی در گفتند که کنسل شده و برگردم و گفته شد که اوایل هفته بعد دوباره هماهنگ میکنیم، ولی باز خبری نشد. امروز، بیست وپنجم آبان هزار و چهارصد و چهار، ساعتم ده بود که پیگیری کنم و دقیقهٔ یازده ایمیلی با محتوای عدم تأیید دریافت کردم. در کل به بیمسئولیتی شدیدی برخورد کردم و زمان و انرژیام هدر رفت. خدا بزرگ است، اما واقعاً از شما به اندازهٔ یک و نیم روز کاری انتظار میرفت. این بیمسئولیتی واقعاً آزاردهنده است.
سطح مصاحبه کننده ها از هر فردی که هوشیاری داشته باشه کمتره و قطعا به راحتی نیرو جذب میشه...ولی تا اونجا که من شنیدم اگر بیشتر از سه ماه بمونید شروع می کنن به بی احترامی که برید...نیروهای قدیمی ممتازشون رو نگاه کردم هر روز در جمع تحقیرشون می کنن و بهشون توهین می کنن...نیروهای قدیمی تر حق دستشویی رفتن یا آب خوردن بین تماس رو هم ندارن چون تهدید به اخراج میشن و تا چند روز به یک نفر گیر می کنند و به خاطر موارد بچگانه در گروه های جمعی تحقیر میشه... این رفتارو دیدم با اینکه ماه دوممه فکر نکنم بمونم...تیم لیدها از نظر فکری ضعیف
در حال حاضر به من پیشنهاد میشد که درباره آینده و اهدافم صحبت کنم و این موضوع بیشترین تمرکز را در مصاحبه داشت. با پرسشهایی مواجه شدم که میگفتند با چه ابزارهایی آشنایی دارم و چطور از آنها در کارم استفاده میکنم، و اینکه تا چه حد با الگوها و پترنهای رایج در رشته برنامهنویسی آشنایی دارم. درباره خود شرکت توضیحاتی دادند که زیرمجموعهای از یک مجموعه بزرگتر هستند و پروژههای مختلفی دارند. یکی از پروژهها قرار است مسیریابی دقیقی را شبیه به اپهای مسیریابی مشهور پیادهسازی کند و من هم باید بخشی از مسیریابی را بسازم. گفتند میتوانم قسمت مربوط به مسیریابی را بسازم؟ پاسخ دادم قبلاً چنین کاری را انجام ندادهام و نیاز است زمان و پژوهش بیشتری انجام بدهم چون کار نسبتا پیچیدهای است. ظاهراً توضیحاتشان قانعکننده بود. مصاحبهکننده فردی بود که برخوردی آرام و منطقی داشت و بیشتر به تعهد کاری و اخلاق حرفهای اهمیت میداد.
در واقعیت تجربهم نشون میداد که فشار کاری خیلی بالاست و همیشه حس میکردم زیر بار روانیِ بیپایانی کار میکنم. از بطن ماجرا، مدیران گاهی به ایجاد حاشیه و بیثباتی دامن میزدند و فضا را ناامن و سرد میکردند. جو کار به هیچوجه آرامشبخش نبود و برای انجام کارها فرصت یاッズن نبود. سرپرستان هم بهطور مشخص آموزشی ارائه نمیدادند و مجبور بودم از هر راهای که میتوانم خودم مطالب را یاد بگیرم و با دشواریهای مسیر مواجه بشم.
در ابتدا تصمیم گرفتم برای موقعیت مهندسی لوکوموتیو رزومهام را از طریق سایت شرکت ارسال کنم، اما همان روزها با رفتاری نامتعارف روبهرو شدم که تا مدتها ذهنم را درگیر کرد. برای پیگیری، با منشی شرکت تماس گرفتم و آن خانم از من خواست رزومهام را دوباره بفرستم؛ دوباره ارسال کردم و مدتی بعد برای مصاحبه با مدیر مهندسی تماس گرفتند. در جلسه اول، مدیر دربارهٔ سطح تحصیلاتم حرفهای تشویقآمیز زد و از کارشناسی تا کارشناسیارشد و وضع تحصیلم ابراز رضایت کرد. پس از مصاحبه، از من خواستند رزومهٔ دوستانم را هم برای دعوت به مصاحبه ارسال کنم و تأکید داشتند که تنها از افرادی استفاده کنم که در مسابقات مکانیک رتبهدار هستند؛ من هم قول دادم پیگیری کنم و لینکهای تماس را میفرستم. پس از سه هفته، منشی شرکت با من تماس گرفت؛ دختری جوان که هنوز لیسانس نگرفته بود و حقوق پایهاش ماهیانه ۱۱ میلیون بود، پرسید چرا هیچکسی را معرفی نکردهام. گفتند برای برگزاری مصاحبهٔ دوم باید تعداد نفرات به حدی برسد تا جلسهٔ کمیتهٔ جذب تشکیل شود و یکی از اعضای کمیته هم حضور داشته باشد؛ بهطور عملی ورود من به این کمیته مشروط به معرفی دوستانم شده بود. با نیت خیر بهترین افراد فنی و کاربلد که در تعمیر اتوبوس، تریلی و خودروهای خارجی تخصص داشتند را معرفی کردم؛ اما هر بار پیگیری میکردم پاسخ میدادند مدیر اکنون در خارج از کشور است یا سرش شلوغ است و حضور ندارد. بعدها دیدم با برخی از دوستانم تماس گرفتهاند اما با من تماسی نگرفتند. وقتی موفق شدم با مدیر صحبت کنم، گفت پروسه طولانی است و هنوز با کسی تماس گرفته نشده؛ درحالی که دوستانم میگفتند با آنها تماس برقرار کردهاند. وقتی اعتراض کردم، منشی با کلی توضیح پاسخ میداد. در نهایت گفتند کسانی مثل من انرژیشان را صرف کردهاند و پس از یک سال گفتند که نمیآیند. من با وجود امکان ادامهٔ تحصیل در دکتری بدون آزمون، احساس کردم که آنها ما را بازی دادهاند. اینکه مجموعهای که قرار بود نمادِ اعتماد باشد اینطور رفتار کند ناامیدکننده بود. در پایان هم با هشت نفری که به مصاحبهٔ دوم راه پیدا کرده بودند، روبهرو شدم و حالا از من میگویند چرا شما را معرفی کردهام.
حدود چهار ماه پیش به این تیم پیوستم و تصمیم گرفتم تجربهام را بازگو کنم. از همان ابتدای کار، با راهاندازی پروژه روبهرو شدیم و از روز اول تیم لید و مدیرعامل واقعاً پیگیر جلو رفتن کار بودند. برای من عجیب بود که برخی میگفتند خروجی وجود ندارد، چون من واقعاً شرایطی دیدم که نتیجهمحوری واضح بود. با شنیدن صحبتهایی درباره حقوق پایین یا پرداخت دو مرحلهای و بینظمی، باید بگویم حقوقم نسبت به کار قبلیم دو برابر شد و با میانگین بازار هم همسطح است؛ حقوقم هم بهموقع و به صورت تکمرحلهای واریز شد. در یک مناسبت مثل روز زن، سه میلیون کارت هدیه داشتیم که نسبت به سابقهام تفاوت معناداری بود؛ شرکت قبلیم نهایتاً فقط دسر و شاخهگلی میداد. در رابطه با اهمیت دادن به نظر کارکنان، اینجا دو بار پیمانکار خدمات غذایی را تغییر دادهاند و در نهایت با نظرسنجی، همان گزینهای که تیم خواسته بود را پیادهسازی کردند. تا حالا رئیس خشک یا رفتاری غیرحرفهای از همکاران ندیدم و فضا بین اعضای تیم دوستانه است. در مصاحبه هم هیچکس به تهمت یا تخریب نپرداخت و خودشان هم چند مزیت برای همکاران پیشنهاد دادند. فعلاً در کلاسهای آموزشی شرکت نکردم و درخواست اضافهکاری هم نداشتم، اما حس میکنم اگر بخواهم مدیرم مخالفتی نشان نمیدهد. تا به اکنون نیازی به اضافهکاری نداشتم و ترجیح میدهم تعادل بین کار و زندگی حفظ شود. درباره کارانه و پاداش چیزی به من نگفتهاند؛ اگر وجود داشت، احتمالاً انگیزهام را بیشتر میکرد. البته مطمئناً همهجا در شرکت یکسان نیست، اما دیدگاه من نسبت به اینجا مثبت است و مجموعه را به دیگران هم توصیه میکنم.
یکی از معدود جاهایی که واقعا مصاحبه گر بسیار بی اخلاق و بی شخصیت بود در طول مصاحبه مدام سوالات پراکنده میپرسید و از اینکه اکثر سوالات رو بخوبی پاسخ میدادم حرفای عجیب در میاورد در لحظه قضاوت و نقد نامربوط میکرد نمونه حرفایی که تو جلسه اول میزد و واقعا عجیب و تهوع آور بود شخصیتش - درسته داری جواب میدی ولی معلومه عمیق بلد نیستی - رزومه پر کردی اومدی اینجا ولی اندازه رزومه ای که پر کردی بلد نیستی به محض خروج از شرکت افتضاحشون تماس گرفتم با منابع انسانی و گفتم تمایل به ادامه روند ندارم اصلا نمیشه کار سالم با چنین آدمایی داشت
واقعا برخوردشون محترمانه و مثبت بود اچ آر خوب و متشخصی داره در مورد تیمشون هم شنیده بودم نسبت به میانگین مجموعه ها سطح فنی بالاتر و حرفه ای دارن دوست داشتم کار کنم باهاشون ولی رد شدم
تا حالا کسی نبوده از این خرابشده و محیط زیرآب زنی و سمیش با دلخوشی و خاطره خوب بیاد بیرون
به صورت کلی به نظر من نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت هست اول از نقاط قوت شروع میکنم ۱.تیم پرسنل اکثرا افراد خوبی هستند البته این شاید لزوما به شرکت ربطی نداشته باشد ۲.فرصت یادگیری رو میدن یعنی اگر جایی گیری داشته باشی متوجه هستند که لازم یادبگیری البته این هم از خوبی های اعضای پرسنل هست ۳.پرداخت ها تقریبا به موقع بود و از این نظر مشکلی نبود ۴.یک سری پاداش داده میشه ۵. در حد معمول میتونید از خوراکی هایی که هست استفاده کنید عموما مایعات هست مثل چایی نقاط ضعف : این رو خوب بخونید ۱.تعادل بین کار و استراحت خوب نیست مخصوصا برای تیمی که کار ذهنی داره شخصا شاهد این بودم که ساعت ۲ به بعد دیگه کسی کار جدی نمیکنه چون خسته هستند البته به نظر من این بیشتر به خودشون ضرر میزنه چون عملا کمتر از حداکثر بازدهی از پرسنل کار میکشن و وقتی خسته میشن فقط با موس اسکرول میکنن ۲.برخورد های عجیب رفتار های غیر حرفه ای زیاد دیده میشه نه در تیم تست یا در تیم مدیریت و توسعه بیشتر بین مدیران مثلا مدیرعامل چندین بار صداش رو روی بعضی از پرسنل بلند گرده چون مثلا یادش رفته فلان کار رو کنه که به نظر میاد اون افراد شخصا دوست دارند این کار رو بکنن نمیدونم یا بهشون خوش میگذره یا احساس قدرت میکنن یا فکر میکنن که اینجوری اون پرسنل میترسه و بیشتر کار میکنه ۳.این که شرکت خانوادگی هست درسته ولی لزوما خانوادگی بودن به معنی بد بودن یک شرکت نیست بلکه شخصا فکر میکنم بعضی از افراد داخل اون شرکت خانوادگی شایسته نیستند یعنی میتونن کار رو پیش ببرن ولی حرفه ای توی اون کار نیستند وگرنه توی ۲۰ سال خیلی بیشتر میتوانستند پیشرفت کنن که متاسفانه نکردند ۴.یک مشکل جو شرکت هست من در جای دیگه که کار کردم جوش اینجوری بود که پرسنل حق خودش رو میخواست مثلا میگیم ما از مرخصی استفاده نکردیم این حق ماست که استفاده کنیم ولی در این شرکت در گزینش افراد به نظر میاد به این توجه میکنن که چقدر اون آدم از حق خودش میگذره بخاطر همین من دیدم اصلا رایج نیست کسی بگه من میخواهم از مرخصی ام استفاده کنم و اگر مخالفت کنند چون حق با پرسنل هست باید با پرسنل راه بیان ولی دقیقا برعکس هست حق با پرسنله ولی پرسنل کوتاه میاد ۵.این تجربه شخصی ام هست ولی کسایی که سابقه زیاد دادند اکثرا بد اخلاق هستند و یک تمایلی دارند که بگن ما سابقمون بیشتر البته اکثرا، بینشون کسایی بودن که واقعا به فکر پیشرفت کار بودن نه قدرت طلبی ۶.تایم نهار مشخص شده ندارن ولی از تایم کارتون کمش میکنن این مورد خیلی بده وقتی از مدت زمان کار اون فرد اون مبلغ رو کم کردی باید یک تایم مشخص بدی که اون افراد بتونن نهارشون رو راحت بخورن ولی همچین کاری نمیکنن نه اینکه اجازه ندن نهار بخوری بلکه تایم مشخص ندارند ۷.توی کار به فکر بهینگی نیستند مثلا یک درخواست تکیکالی کا باعث سرعت توی کار میشه رو پشت گوش میدازند ۸.یک مورد عجیب فرض کن تا ۵ کار کردی حالا طبق قرارداد باید بتونی بری ولی نه اینطور نیست تا چند نفر رو راضی نکنی که من کارم رو انجام دادم و این بخش رو میخواهم فردا انجام بدم نمیگذارن بری ۹.خروج از شرکت حتی در حد ۵ دقیقا ممنوعه مگر برگه مرخصی پر کنی این رو من توی جای جدیدی که کار میکنم میبینم خیلی رایجه که پرسنل بیرون میرن مخصوصا بعد از ظهر ولی اونجا اصلا اهمیت نمیدادند ۱۰.انتقاد پذیر نیستند مشکلات ریشه ای خیلی زیادی دارن که اکثرا به خودشون ضرر میزنه ولی اصلا امتحان میکنن که شاید بهتر جواب بده این رو کسی گفت که سالیان سال که اونجا کار میکنه و تایید کرد که سالیان سال که دست به این سیاست هاشون نمیزنن و این باعث شده این همه نارضایتی نسبت بهشون باشه
این شرکت کلی بدهی داره و پرداخت حقوق پرسنل هاشون یکساله نداده اگ میرید اونجا قید پولتونو بزنید
نه پول کارمنداشونو دادن نه پول آبدارچی رو نه پولی که از مردم بابت مدرک دانشگاهی که فروخته بودن رو پس دادن، مواظب این جماعت که آدمیزاد نیستن باشید، سهراب یزدان پرست، ناهید خسروی ، سجاد خسروی ، سعیده رودباری و... همشون قبلا تو یه موسسه دیگه به اسم همراهان که اونجام کلاهبرداری بوده فقط کافیه تحقیق کنید تا متوجه بشید کار میکردن بعد اومدن با اسم جدید دوباره دارن کلاه مردم رو بر میدارن ، شما فکرشو بکن ۳ماه حقوق کارمنداشونو حتی اون آبدارچی بدبخت رو ندادن، تو رو خدا مراقب باشید گیر این جماعت نیوفتید
متاسفانه تو شرایطی که خیلی از شرکت ها تمام تلاششونو کردن که نیروهاشونو نگه دارن تخفیفان حجم زیادی از پرسنل رو تعدیل کرد و بد تر از اون حقوق های ماه آخر رو کامل تسویه نکردن و بد تر از همه ی اینها بعد از گذشت 5 ماه همچنان تسویه حساب نکردن. واقعا چقدر سطح شعور و فهم تیم منابع انسانی باید پایین باشه که تو این شرایط به جای اینکه آدما بیشتر هوای همو داشته باشن، شرایطو سخت تر میکنن. البته متاسفانه تخفیفان همیشه مشکل پرداخت به موقع تسویه حساب بعد از قطع همکاریو داشته و داره تا وقتی هستی و براشون کار میکنی خوبی از وقتیم که بری( حتی با اینکه خودشون تعدیل کرده باشن) میشی غریبه ترین آدم دنیا.
آگهیهای کاری رو هر چند روز یه بار توی شبکههای اجتماعی و سایتهای کاریابی تکرار میکنن، ولی وقتی به منابع انسانی ایمیل میزنی و رزومه میفرستی نه تنها هیچ جوابی بهت نمیده (حتی دریغ از یه پیام اتوماتیک «رزومهی شما دریافت شد»)، بلکه حتی جواب کامنتهای ملت تو شبکههای اجتماعی رو هم نمیدن در نهایت رزومهم رو تو سایت جابویژن هم براشون فرستادم و بعد از اینکه دو هفته هیییچ آپدیتی ازشون نگرفتم (حتی رزومه رو سین هم نزده بودن 🤡) دیگه درخواستم رو کنسل کردم
چند نفر داداشی دور هم جمع شدن و دلشون میخواد پیشرفت کنن اما توانایی و دانشش رو ندارن. حق کارمند رو نمیدن و مدیریت صفر هست. بسیار بسیار بی نظم و ساختار سازمانی صفر.
من رفتاری شبیه آشنا را توی مصاحبه تجربه کردم، و حضورم حدوداً یک ساعت طول کشید تا دعوت به جلسه شود. در همان نشست، بخش فنی از من سوال زیادی نکردند و وقتی درباره شرایط کاری پرسیدم، پاسخها خیلی ناامیدکننده بود: گفتند باید دو هفته بیایم و حقوق یا بیمهای پرداخت نمیشود، در حالی که سابقهای نزدیک به یازده سال دارم و نه دانشجو و نه بیسابقه. گفته شد اگر رفتار و عملکردم رضایتشان را جلب کند، ممکن است قرارداد بسته شود. همچنین گفتند مأموریتهای شهرستان را باید بهتنهایی انجام بدهم، اضافهکاری الزامی است و حق اعتراض هم وجود ندارد. به نظر میرسید هدفشان جذب نیروهای تخصصی است، اما بهطور عملی کار بهصورت رایگان میخواستند. چند روز بعد تماس گرفتند تا بیایم سر کار، ولی مدیرعامل بدون هماهنگی قبلی از حقوقی که مطرح شده بود، دویست هزار تومان کسر کرد و بیمه هم دو هفته بعد ثبت میشود.
شرکت پویا فن آوران را در یک تجربه مصاحبه بهزبان خودم میگویم که با صراحت و بیپرده بودن همراه بود. جلسهی مصاحبه خیلی سریع به نظر میرسید و انگار اولویتشان گرفتن سریع نفر جدید بود. بیشتر دربارهی سابقههای کاری گذشتهام بحث شد و از سوالات فنی خبری نبود. با مدیر پروژه صحبت کردم و در هیئت مدیرعامل شرکت خبری نبود؛ بهجای آن فردی که مسئول کل مجموعه بود، در مصاحبه کاملاً مضطرب بهنظر میرسید. از صحبتهای غیررسمی که در حین انتظار شنیدم فهمیدم کارمندان اغلب با مدت زمان کوتاهی کمتر از شش ماه از کار کنار گذاشته میشوند. تقریباً یک ساعت منتظرم گذاشتند و دفتر هم چندان پر نبود. همچنین شنیدم از نام برند معتبری برای جذب استفاده میکنند بدون ارتباط واقعی با فعالیتهایشان، و شنیدم حقوقها معمولاً با تاخیر پرداخت میشود. با پژوهش و مشاهدهای که در این مدت داشتم، بهنظر میرسد فرصت همکاری با این مجموعه مناسب نیست.
در یک تجربه کاری ناامیدکننده باید بگویم که واقعاً مدیران صادق به نظر نمیرسند و بسیاری از قوانین کار را هم زیرپا میگذارند. نرمافزارهایی که تحویل میدهند یا ناقصاند یا حتی بهطور نیمهکاره به سازمانها فرستاده میشود و ما٬ به عنوان توسعهدهندهها و تیم پشتیبانی، مجبور میشویم با مسئولان آنجا درگیر شویم و مشکلات را جمعآوری کنیم. تبعیض شدیدی وجود دارد چون خیلی از افراد استخدامشده فامیلها و آشنایانشان هستند. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشود. از نظر مثبتها، تنها امنیت شغلی است و میتوانی ساعت کارت را بهطور دقیق ثبت کنی، اما اضافهکاری را بهطور قانونی حساب نمیکنند و از آن کم میشود. تازه خارج هم شعبهای افتتاح کردهاند… من واقعاً نگران آن شعبه خارج از کشور هستم.
در این شرکت هیچ چیزی برای تشویق به ادامهٔ همکاری وجود ندارد و من هم به هیچ عنوان علاقهمند به حضور دوباره در چنین فضایی نبودم. گمان میکنم روند مصاحبه اینجا به شدت ناکارآمد و آزاردهنده است و از همان ابتدا فهمیدم که دلیل این همه تناقض در رفتار کارکنان چیست؛ انگار نه انگار که اینجا محل کار است، انگار یک محیط کودکستانی بزرگ است که به جای حرفهای بودن، به بازی و سردرگمی تبدیل شده است. رفتارها به گونهای بود که احساس میکردم نه تنها از طرف مصاحبهکنندهها بلکه از کل فرآیند، به نحوی فاجعهآمیز سوءاستفاده میشود و نتیجهٔ آن میتواند به آسیبهای جدی برای افراد و حتی نهادهای مالی مرتبط منجر شود. در مجموع فضای شرکت برایم ناامیدکننده و تأسفآور بود و هیچ دلیلی برای ادامهٔ مسیر در آنجا نمیدیدم.
از آنجایی که این شرکت یکی از شرکت های عضو هلدینگ انرژی پاسارگاد می باشد مدیرها از طرف هلدینگ در حال عزل و نصب هستند. تیم مدیریتی با مدیریت های سایر شرکت ها زد و بند داشته و خیلی از افراد بی تجربه که فرزندان و معرفی شدگان هستند بر سایر افراد ترجیح دارند. از اینرو برای شرکت ۳ مجموعه می توان متصور بود: -تیم مدیریتی منصوبی و مرتبط با مدیریت هلدینگ که دارای حقوق و مزایای بالا هستند -تیم کارآموزان معرفی شده (از طریق همان زد و بند ها) -تیمی که تمامی سختی کار بر گردن آنهاست (بدون هیچ ارتقا و افزایش حقوقی که استحقاق آن را دارند)
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.