تمامی انچه که دوستان در مورد استخدام نوشتن درست هست، منم اولش باور نمیکردم، ولی بعد از یک ساعت نشستن در طبقه سوم، دیگه خدماتی برقا رو هم خاموش کرد فهمیدم تعطیله، هاهاهاهاها اومدم منشی طبقه سوم میگه اااااا کسی نیومد برای مصاحبه، بنده هم برگه رو پاره کردم اومدم بیرون جالبه که نیروی خودشون توی اسانسور داشت برای فرار میرفت جای دیگه مصاحبه خیلی خیلی خیلی شیرتوشیره ای کاش این کامنتا به منابع ضد انسانیشون برسه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تمامی انچه که دوستان در مورد استخدام نوشتن درست هست، منم اولش باور نمیکردم، ولی بعد از یک ساعت نشستن در طبقه سوم، دیگه خدماتی برقا رو هم خاموش کرد فهمیدم تعطیله، هاهاهاهاها اومدم منشی طبقه سوم میگه اااااا کسی نیومد برای مصاحبه، بنده هم برگه رو پاره کردم اومدم بیرون جالبه که نیروی خودشون توی اسانسور داشت برای فرار میرفت جای دیگه مصاحبه خیلی خیلی خیلی شیرتوشیره ای کاش این کامنتا به منابع ضد انسانیشون برسه
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
وقتی برای اولین بار به خاطر یک مصاحبه با تیم منابع انسانی در شرکت خانومی رفتم، در ادامه یک جلسه فنی هم داشتیم. سطح و نوع سوالات فنی نسبتا خوب بود، اما نتیجه مصاحبه را همان روز یا همان موقع دریافت نکردم. پس از گذشت یک ماه پیگیر شدم و گفتند که نتیجه را اعلام میکنند، اما دوباره خبری نشد. دوباره تماس گرفتم و گفتند برای اکنون جذب نداریم. این رفتار واقعا نامناسب بود؛ انتظار داشتم حداقل یک پاسخ شفاف بدهند بعد از انجام کل فرایند و این مدت طولانی.
برخورد در مصاحبههای مپنا برخلاف تصور اولیه راستیآزمایی میشود؛ مرحله ابتدایی با مدیران بخش معمولا خوب پیش میرود اما در روند دوم رفتار برخی مدیران گاه ناخوشایند است و حس میشود نگاه آنها خیلی بالا است و به بیاهمیت بودن مسیر و سابقهی فعالیتها توجه نمیکنن. من در مصاحبه دوم با سوالات غیرمرتبط فنی روبهرو شدم و حس کردم برای تأیید یا پذیرش نیاز به داشتن معرف یا پارتی است تا بتوان پذیرفته شد. بعد از این مرحله، بخش منابع انسانی و ارزیابی روانشناختی و تکمیل پرونده هم وجود دارد. بهطور کل، فضای شرکت از بیرون ظاهرا ساده است ولی مدیران بیشتری از دانشگاهی مشخص میآیند و تمرکزشان روی بودجه و تخصیص بودجه است تا کار واقعی. در گذشته مپنا بهعنوان نامی معتبر شناخته میشد، اما اکنون گاهی به نظر میرسد بیشتر به جنبههای اداری و اقتصادی وابسته است. تمام کارها بهصورت عمومی این است که نشان دهی در حال انجام کار هستی، خروجی مشخصی برای پروژهها وجود ندارد و در صورت استخدام ممکن است تعهدها و ارزیابیهای اضافی سختگیرانهای بر عهدهات بگذارند که در نهایت منجر به بازنگری یا تغییر موضع شود. این موارد از نقاط ضعفی هستند که گفته میشود، اما مزایا هم وجود دارد: سرویسدهی به کارکنان برای ناهار یا امکانات رفتوآمد در ساعات مشخص وجود دارد، و حقوق نسبتا بالاتری نسبت به برخی موقعیتها ارائه میشود. محیط اطراف نیروگاه و محلی که میشود سکونت داشت هم از نقاط مثبت است و کار با همکاران باکلاس نیز دیده میشود، هرچند گاهی افراد با رفتارهای ناخوشایند یافت میشوند. به نظر من برای کسانی که سطح بالایی از تخصص در الکترونیک ندارند، یا به دنبال مهاجرت نیستند، این فضا خیلی مناسب نیست و بهتر است به گزینههای دیگر فکر کنند. اما اگر واقعا در پی تجربهای کاری و فرصتهایی برای رشد هستید، ممکن است با وجود چالشها، مسیر دیگری برای پیشرفت وجود داشته باشد. در نهایت، افرادی که قصد دارند موفق باشند باید با دقت به شرایط و مسیرهای حرفهای فکر کنند و یا به دنبال فرصتهای مستقل باشند.
دو جلسه برای کارشناس پشتیبانی نرمافزار در شرکت توسنتکنو شرکت کردم. افتتاحیه جلسه اول با حضور مدیر واحد بود؛ فضا بهظاهر عادی بود اما از همان لحظه تا پایان مصاحبه، رفتار مدیر واحد و فضایی که ایجاد شده بود را نمیشد نادیده گرفت. او در کنار توضیح شرایط کار، مدام از حال و هوای آنجا و از مدیر IT صحبت میکرد و به نظر میرسید قصد داشت جو جلسه را تیره کند. همچنین در همان جلسه، برای توضیح دادن سوالاتی که قرار بود در جلسه بعد پرسیده شود، با شدتی خاص به من پاسخها را میگفت؛ به گونهای که تصور میشد بخشی از قصد او خالی کردن انرژی من است. در جلسه دوم با چهار مصاحبهکننده روبهرو شدم. یکی یکی از دیگری شدیدتر و ناخوشایندتر بودند. همان خانمی که در جلسه اول با آن مواجه شده بودم، دائما سرش روی لپتاپ بود و با لبخند کمرنگی نگاه میکرد. یک خانم دیگر از واحد منابع انسانی هم سوالاتی بیربط میپرسید و فردی که تا حدی وضعیت طبیعیتری داشت، به طور فنی سوالات را مطرح میکرد و مدیر IT که نسبتا سختگیر و جدی بود، بهطور مداوم حواسش به پیامهای گوشی بود. در طول جلسه، او گاهی به گوشی و اینستاگرام نگاه میکرد، گاهی صدای پخش کلیپهایی که میدید بهطور ناگهانی پخش میشد و مرتبا از مصاحبهکنندگان جدا میشد تا دوباره برگردد و سوال پرسید. با سوالاتش سعی میکرد آرامشم را به هم بزند و برایم دلایلی میآورد که باعث میشد به اعتماد بهنفس خودم شک کنم و به گزینههای دیگر فکر کنم. در پایان گفتند نتیجه مصاحبه از طریق ایمیل اعلام میشود. به ساعات مقرر اعتقادی ندارند و در هر دو جلسه من سر تاریخ مشخصی حاضر شدم اما احساس میکردم همیشه باید منتظر اتفاقی باشم؛ در نهایت هم تنها تماشاگر دیوارهای اطراف بودم و زمان را از دست میدادم.
در جلسهای برای نهایی کردن حقوق، مصاحبهای طولانی داشتیم و معاون مربوطه با مدیر مربوطه حضور داشت. مردی بود با ریش بلند و قد بلند که به نظر میرسید بیشتر به فرایند مصاحبه تسلط ندارد تا مصاحبهگری حرفهای. دو ساعت طول کشید و هیچ نوشیدنیای هم برای آرامش دادن به شرکتکنندگان نیاوردند تا به نتیجهای مطلوب برسیم. او به وضوح به دنبال کنترل اوضاع بود، اما من از تجربه و موقعیت خودم برای بیان دستاوردهایم استفاده میکردم و به سمت پیشنهادهای حقوقی بهتر متمایل بودم. در طول مصاحبه، با لحنی تند و طعنهآمیز درباره فامیل من صحبت کرد و از من خواست با شرایطی که ارائه میدادند کنار بیایم؛ موضوعی که نشان میداد جایگاه من را پایینتر میبیند و با زبان ناپسندی به من میتازد. در نهایت به نظر میرسید که این افراد در سطح خود باقی ماندهاند و قصد ندارند تغییری کنند، گویی دنبال بهروزرسانی بودن با رویکردی قدیمی هستند. به نظر میرسید این فرد بهنوعی از جایگاه خود سوءاستفاده کرده و به سمت معاون بودن سوق یافته است.
روز اول با پیام از طرف تیم بیت پین در لینکدین مواجه شدم و رزومهام را فرستادم تا برای مصاحبه HR وقت رزرو شود. همه چیز تا بعد از مصاحبه تصور میکردم خوب پیش میرود و برای انجام یک تسک پنج روز مهلت داده شد. تسک را تکمیل کردم و ارسال کردم، اما با کمال تعجب گفتند رزومهام با این عنوان شغلی فیت نیست؛ در حالی که اولین بار همین رزومه را مشاهده کرده بودند. شرکت وایب را از این نکته میگذاشت که قصدشان این است که پروژههای خودشان را به افراد مصاحبهشونده بدهند تا روی آنها کار کنند یا از پروژههای افراد در فرایند مصاحبه ایده بگیرند. به نظر میرسد قصد استخدام جدی ندارند، چون فرصتهای استخدامی را به سرعت و با فرکانس بالا اعلام میکنند. به نظر من، وقت ارزشمند من را نباید برای چنین شرکتی تلف کرد.
به مصاحبهای رسیدم که دو نفر نابغه را فرستاده بودند و احساس کردم انگار در سازمان انرژی اتمی به جرم جاسوسی گرفتار شدهام. سوالها و پاسخها خیلی بیش از حد غیرحرفهای بود.
من تجربه مصاحبه و یک روز کارم رو میگم برای مصاحبه معطل نشدم و داخل اتاق مدیریت مصاحبه شد یعنی اتاق جلسه یا مصاحبه نداشتند ،مصاحبه سریع بود و یجا من در حال توضیح دادن گفتند خب صحبت من رو قطع و موضوع بعدی رو بیان کردند. شب ساعت ۸ با من تماس گرفتند که فرداش میتونم برای آزمایشی برم روزهای آزمایشی ازتون کارت ملی میگیرن و بعد عودت میدن سفته میگیرند من یک روز بیشتر نرفتم به دلیل شرایطی که برام پیش اومد و شرایط شرکت که باهاش اوک نبودم و متاسفانه موقع عودت کارت ملی مسادف شد با تعطیلی و عقب افتاد روزی هم که بعد تعطیلی بود خانمی که من بهش کارت ملی دادم جواب تلفنشون رو نمیدادند شرکت پاسخگو نبود و من به زور با پشتیبانی تماس گرفتم که کارم رو انجام دادند. * حتما موقع تحویل کارت ملیتون رسید بگیرید.*
در تجربهای که از شرکت فانی موبایل گیم دارم، متوجه شدم که نمونه مصاحبه با من بهگونهای غیرمناسب برگزار شد. وقت مصاحبه را ساعت ۴:۳۰ در نظر گرفته بودند اما برخوردها و روند اجرا خیلی منسجم نبودند. ساختمان را که وارد شدم ورودی اطرافش شیشهای بود و هیچ تابلو روشنی وجود نداشت؛ فقط یک قفل روی در ورودی بود. پس از کمی انتظار، در را باز کردند و من وارد ساختمانی شدم که واحدهای مختلفی داشت و در یکی از آنها فضای کار با میز بزرگی در مرکز پر از افرادی بود که مشغول کار بودند و من ابتدا تصور کردم شاید کارکنان همانجا حضور دارند. وقتی از من درباره مصاحبه پرسیدند، دو دسته برگه آزمون دادند و سوالات تقریبا به سبک مبانی برنامهنویسی دانشگاهی بود، با موضوعاتی مانند چاپ نمودارهای ستارهای. به دقت که نگاه کردم، دیدم حدودا ده تا پانزده نفر در آزمون شرکت کردهاند و هرکس زودتر تمام کند، میتواند برای مصاحبه فنی به داخل برود؛ مسئول فنی هم جوانی بود که به نظر میرسید نگاه دستبالا به افراد دارد. من بهطور کلی از این نوع آزمون خوشم نمیآمدم و تصمیم گرفتم شرکت نکنم؛ برگه را تحویل دادم و گفتم بنشینم تا صدایم بزنند. همچنین بیش از یک ساعت در آنجا معطل شدم و با رسیدن به ساعت شش، تصمیم گرفتم با ناراحتی از آنجا خارج شوم و بازخوردم را بیان کنم: وضعیت خیلی ناهمگون و آزاردهنده بود. ارزیابی من از آنجا این بود که بخش عمده کارکنان برای تمسخر یا کمرنگ کردن کارجویان بیشتر بهجا میآمدند تا به کارایی حرفهای. نظم و ارتباطات در مجموعه ضعف داشتند؛ بهگونهای که در مطب پزشک هم چنین سطحی از تاخیر و توهین دیده نمیشود. مهارتهای فنی صرفا از طریق انجام تسکها و نحوه حل مسئله اندازهگیری میشود و نه از طریق آزمونهایی که رقابتی و پراکنده طراحی شدهاند. فضای فیزیکی برای حضور این تعداد کارجو کافی نبود و بهنظر میرسید مدیران شرکت نیز بهدرستی به این موضوع فکر نکردهاند. نتیجه این تجربه برای من این بود که نحوه اداره جلسه و برخورد با داوطلبان به شدت ضعیف بود و تجربه من از این مصاحبه ناامیدکننده و نامطلوب باقی ماند.
حدود 2 هفته بعد از رزومه فرستادن باهام تماس گرفتن و توضیحات لازم درباره شرکت و نحوه کاری دادن و تایم مصاحبه رو ست کردیم ، مصاحبه با دو نفر و انلاین بود کاملا سر وقت حاضر بودن ، اولش خیلیییی استرس داشتم ولی بعد از گذشت یک ربع خیلی اروم بودم خیلی مهربون بودن تو مصاحبه و خیلی راحت تونستم صحبت کنم حدود یک ساعت و خورده ای طول کشید مصاحبه و مواردی که هم بلد نبودم برام توضیح میدادن و یاد میگرفتم ، در کل خیلی خوب بود امیدوارم قبول بشم و بتونم مرحله دوم هم انجام بدم
سلام من تجربه کار کردن اونجا ندارم تجربه مصاحبه دارم که براتون می گم یه فرم فرستادن که پر کنم بنده هم اعتراض کردم که وقتی رزومه ام هست چرا باید فرم پر کنم؟گفتن مدیر عامل اینو میبینه و باهاتون مصاحبه میکنه،من گفتم همین اول کار که مدیر عامل نمیان باهام مصاحبه کنن،شما اجازه بدین من مرحله اول مصاحبه ام که تموم شد بعدش چشم براتون پر میکنم گفتن نه ما روالمون همینه گفتم خب روال اشتباهیه...خلاصه من قبول کردم فرم پر کنم، فرم مشکل نگارشی داشت و حتی یه جاشم به جای دانشگاه نوشته بود موسسه آموزشی... بگذریم من رفتم مصاحبه که تو یه اتاق که فکر میکنم برای مدیر منابع انسانی بود نشستیم، خانم خوش برخوردی بودن دوتا آقا هم بودن که فکر میکنم یکیشون مدیر فنی یا مدیر شبکه بودن، متاسفانه هیچ کس خودشو بهم معرفی نکرد و سوالات فنی پرسیدن ، اون آقای که مدیر نبودن میخورد انسان معتدلی باشن، اون آقای دیگه هم یکم همون اول کار میخواستن چکشی برخورد کنن که من براشون روشن کردم که تو سن و سال من قرار نیست اینجوری کار کنیم خانمی هم که مسئول منابع انسانی بودن خوش برخورد بودن و یه سری توضیحات بهم دادن موقع رفتن هم تو آسانسور بچه هاشون گفتن اصلا وارد اینجا نشو بعد که اومدم نظرات اینجارو دیدم و از یکی دو نفر دیگه هم سوال پرسیدم فهمیدم اوضاع شرکت چقدر بهم ریخته و بی حساب و کتاب هست
من برای کارشناس پشتیبانی نرمافزار دعوت شدم و در روز مصاحبه، اول فرمی دادند تا پر کنم، و بعد از حدود یک ساعت معطلی، مسئول منابع انسانی آمد. صحبتهای زیادی شد و بعد هم مدیر آیتی آمد که به ظاهر به دنبال کنترل هزینه بود و به تکرار میگفت که برای شرکت باید در خدمتشان باشی چون وقتی میروی خانه باید آماده باشی تا اگر مشکلی پیش آمد، دوباره به شرکت برگردی یا با راهحل از راه دور مشکل را رفع کنند. بعد او رفت و مدیر دیگری آمد و دوباره فردی دیگر هم آمد. گمان میکنم با ابلاغکنندهها فقط با من مصاحبه کردند؛ به نظر میرسید فرمهای استخدام را طوری طراحی میکنند که اگر از قیافهی متقاضی خوششان نیاید، بتوانند به بهانههای مختلف او را کنار بگذارند و این موضوع در قرارداد هم به نحوی اشاره میشود تا به حسن انجام کار ربطی ندهند. وظیفهها هم به صورت ناگهانی و بدون برنامه مشخص میشود؛ برای نمونه میگویند فردا برو مشهد یا شیراز و هزینهها را هم خودشان میپردازند، با پرواز. اصولا اگر تعادل کار و زندگی برایتان مهم است، این شرکت را گزینهی مناسبی نمیدانم چون ساعات کار از هشت تا شش روزهای کاری پنجشنبه تا ظهر است. با وجود همهی موارد، از نظر مزایا هم بعضی نکات خوب وجود دارد: بیمه تکمیلی نسبتا بالا، ارزاق ماهیانه یک و چهارصد، بیمه از روز اول شروع میشود، حقوق پایه برای پشتیبان بین هفده تا بیست میلیون، و صبحانه و ناهار ارائه میشود.
فوق العاده بی نظم از اون سر شهر اومدم این سر شهر برای مصاحبه کاری حضوری بعد از هفتاد دقیقه انتظار بعد از پر کردن فرم تازه گفتن جلسه بودن منم مجبور شدم برگردم خودتون تا ته قضیه رو بخونبن این همه شرکت های مختلف کامنت دارن نیهمه مثبت تا منفی ببینید اصلا شخصی از اینجا کامنت مثبت داده ؟ نصفش هم راست باشه باید فرار کرد
شرکت توسن سها را تجربه کردم، جایی که برای من کارجو فرآیند مصاحبه کمی غیر معمول پیش رفت. پیش از هر چیز، انتظارم این بود که مصاحبه فنی آنلاین باشد و پس از آن جلسهای با منابع انسانی برگزار شود، اما برعکس شد و گفتند باید حضوری به شرکت بیایم تا مصاحبه HR انجام شود. روز مصاحبه حضوری با ترافیک دست و پنجه نرم کردم و در نهایت مصاحبه HR را انجام دادم؛ اما چند روز بعد بدون توضیحی، ریجکت شدم. برای پیگیری از طریق ایمیل پرسیدم دلیل را، اما پاسخی نگرفتم و روال معمولشان ادامه یافت.
من از تجربهای که با شرکت توسعه زیرساخت مانامهام داشتم میخواهم بگویم. در دی ماه سال ۱۴۰۲ برای کار لینوکس دعوت به مصاحبه شدم؛ حالا که اردیبهشت ۱۴۰۳ است، طبق آگهی به دنبال یک نیرو جونیور بودند. در مصاحبه دو نفر نشسته بودند: یکی فنی و دیگری منابع انسانی. بخش HR خیلی صریح و بیتعارف بود و برخی سوالاتی میپرسید که من نتوانستم به خوبی درک کنم. از طرف مقابل بخش فنی هم سوالاتی مطرح شد که بیشتر به سطح advanced و مهارتهای مشخص آگهی مربوط بود و گاهی بیش از آن چیزی بود که انتظار داشتم. در نهایت به نظر میرسید که وضعیت مقررشدن موقعیت شغلی مشخص نیست.
من تجربه هارو خوندم ولی بازم رفتم نباید میرفتم به این شرکت اول از مسیرش بخوام بگم بدترین مسیرو داره یعنی نه اتوبوس داره تا اونجا نه چیزی و کلی سربالایی باید پیاده روی کنید مهمم نیست از کجای تهران باشید با ماشین باشید قشنگ با مسیر پر ترافیکش دهنتون سرویسه قشنگ بدون ماشینم هروز کلی پیاده روی دارید اونم سربالایی به شدت زیاد که میایید دومین مورد اینه اینا دنبال این هستن از افراد تا میتونن حمالی بکشن و حقوق ناچیزی بدن به طور مثال من با 3 سابقه کاری گفتن برای پوزیشن جاوا (شرکت فعلی 30 میگرفتم) اینجا 18 تومن گفتن میتونیم بهتون بدیم واقعا مثه سگ پیشیمونم چرا اصلا اومدم مصاحبه و یه هزینه تراشی کردم من رشته دانشگاهیم جغرافیا هست مدیر این شرکت علنا تو مصاحبه گفت آخه اینم رشتس خوندی بدرد نمیخوره و میخواستم پاشم برم یهو و فقط میخواستم ببینم آخرش چی میشه و چیزی نگفتم یکیشون از اول تا آخر لال تشریف داشت و همش ساعتشو چک میکرد سریع تموم کنه مصاحبه رو و یکی دیگشون داشتم صحبت میکردم مثه گاو میخورد و گوش نمیداد چندتا سوال فنی پرسید و من تمام پاسخ هارو دادم وقتی حقوق پیشنهادی پرسید گفتم 30 و 35 میداد شرکت قبلیم طرف پوزخندی گفت چقد زیاد حقوق میدادن بهت حالا من نادیده گرفتم اینارو ولی خواستم بگم به شدت افراد بیشعوربی تربیت و همچنین بی اخلاقی داره حتی برای مصاحبه هم نرید وقتتونو تلف یه مشت تازه به دوران رسیده نکنید لینکدین ببنید خیلی ادا و اصول در میارن و اکلیلی هستن درحالی که بخدا همش نمایشه یه فضای open office هم داشت که بدرد خودشون میخورد آدما مثه مرغ توهم بودن ناهار هم نمیدن حقوق بالایی ندارن فقط یه بیمه تکمیلی که براتون رد میشه این از مصاحبه اش بود خدا برسه به اون روزی که با یه مشت آدم تازه به دوران رسیده بدرد نخور بخواد کار کنه چی میشه دیگه
مصاحبه کارشناس فروش و پشتیبانی نرم افزار| تجربه خوب از مصاحبه | مصاحبه معمولی | سابقه کار مرتبط: ۲ تا ۱۰ سال | نحوه درخواست: سایتهای کاریابی | دعوت به مصاحبه: یک تا دو هفته | برخورد مصاحبه کننده خوب بود شرایط کاریشون تعطیل کاری و شیفت غیرمنطقی دارند که با حقوقی که بهت میدند غیر منطقی هست.حقوقشون با شرایط کارشون همخوانی نداره.باهمین شرایط شرکتهای رقیب بیشترین حقوق و مزایا دریافت میکنید. و اینکه واقعا جای پیشرفت ندارند. محیطی اروم و مناسبی تو مجموعه دیده نمیشه،احساس میکنی بی نظمی تو کارشون دیده میشه.روحیه تیمی شادابی ندارند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.