بی جهت وبدون دلیل مستندجریمه میکندبدون اینکه پاسخگو باشند فکرمیکنم این هم راه درآمدجدیدی برای اسنپ شده. برخودشان غیرمنصافانه وبرده داری میباشد
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به نظر من این شرکت با سیاستهای مدیریتی ضعیفی اداره میشود و مشکلات از همان جا آغاز میشود. مدیریتی که به شکل میکرومنیج عمل میکند، فضای کار را تبدیل به محیطی نگرانیآور کرده است. در اکثر بخشها دوربینهای مداربسته وجود دارد و مدیران دائما در حال رصد هستند تا هر رفتار کوچکی را زیر نظر بگیرند؛ و بارها هم شنیده شده که به کارمندها بازخواست یا حتی بهطور ناگهانی از آنها خواسته میشود فردا سر کار نباشند. تعریف «شناوری» برای اینجا به شکل کوتاه و بیثانیهای است، به طوری که موقع دادن حقوق، تصمیمگیری به حال و روز مدیر بستگی دارد و اگر او حالش خوب نباشد، حقوق واریز نمیشود و برای این رفتار توضیحی ارائه نمیشود. برخی کارکنان نیز به دلیل همین روحیه آشفته، حقوقشان با تاخیر پرداخت میشود تا به نوعی اذیت شوند. قراردادهای اجراییشان به شدت بیتعهد و بدقول است؛ استراحتی برای کارمندان درنظر گرفته نمیشود و باید دائما وضعیت کاری خود را به شکلی نامنی نمایش دهید. ما از اینجا فرار کردیم و به شما هم پیشنهاد میکنم به سلامت ذهن و اعصاب خود فکر کنید و اگر به دنبال محیطی آرام و قابل اعتماد هستید، اینجا جای مناسبی نیست. در اینجا فقط اعصابخوردی وجود دارد؛ از همان ابتدا خوب بهنظر میرسند، اما با گذشت یک ماه کار تمام میشود.
من تجربهای ناخوشایند از مرکز ادصاب دارم. با وجود تلاشهایی که برای کار روی پروژههای بکاند داشتم، فرایندها و رفتار شرکت به هیچ وجه حرفهای نبود و از نظر من سوءاستفادهها و سوء-management زیادی وجود داشت. به نظر من باید برای رسیدگی به این وضع، یک شکایت جامع علیه شرکت و مدیرانش مطرح کرد و از رفتارهای نامناسب آنها صحبت نمود. شرمآور است که چنین الگوهایی از برخورد را دیدم. ادصاب از دید من به شدت غیرقابلقبول است.
فضا در این شرکت به شدت غیر حرفهای است و ارزش افراد بیدلیل پایین میآید. ارتقاءها هم به شکل غیر حرفهای و بدون مسیر روشن انجام میشود و با وجود ظاهر منظم، واقعا پیشرفت معقولی وجود ندارد.
لعنت به اسنپ که برده داری نوین هست با حقوق 16 تومن و ی هزینه اسنپ500 تومن ده برابر از شما کار میکشن اشناهاشونو اون دخترای که بهشون حال میدنو گذاشتن شیفت صبح و خوب اونای که حرف گوش نکنن میندازن شب نصف شب مسافر فحشت بده حق اعتراض نداری راننده فحش بده باید خفه شی نامه بهت نمیدن اینقدر اذیتت میکنن خودت خارج شی
من تجربهای ناخوشایند از کار در یک شرکت ارائه میدهم که به نظر میرسد با ملاحظات قانونی و رفتاری نامطلوبی روبهرو بوده است. در این مجموعه، از من سفتهای گرفته شد و بدون رضایتمندی اجرا شد و حتی ده میلیون تومان به زور از من دریافت کردند. برای پیگیریها و مشاوره حقوقی، با وکیل مریم ترابی تماس گرفتم. شرکت، به نظر من، از مدیرانی کمالگرای بیپروای خانوادگی تشکیل شده بود و این رفتارها من را نگران کرد.
از وقتی وارد نبض افزار شدم، احساس کردم تبعیض شدیدی بین کارکنان وجود دارد. برای انجام حتی کار سادهای هم، باید صورتجلسات و نامههای بیارزش نوشته شود. مدیریتی که با سواد نیست و به نظر سفارشی میآیند، فضای کار را به شدت ناسالم کردهاند. این شرکت ارزش واقعی برای کار من قائل نمیشود و حضور در آن به هیچ وجه دانش یا تجربهای به من اضافه نمیکند؛ فقط کارهای فرسایشی تکراری انجام میدهم.
در دورهی همکاریام با این شرکت، فضایی سالم، حرفهای و باکیفیت را تجربه کردم و ارزش زیادی برایم داشت. از نقاط قوتش میتوان به رعایت استانداردهای کاری، نظم تیمی و محیط دوستانه اشاره کرد. کار با تیم فراخود تجربهای آموزنده و گرانقدر بود.
همواره به این نتیجه میرسم که هر شرکتی هم مزایا دارد و هم محدودیتها. با توجه به تفاوتهای شخصیتی، برداشتها از این شرکت میتواند گوناگون باشد. از نظر من نباید انتظار داشت که سازمانی کاملا بالغ و بینقص در همه زمینهها باشد. در کل، جنبههای مثبت و منفی شرکت را با هم میسنجم و نتیجهگیری نهایی من مثبت است. کسانی که تمایل به رشد دارند، فرصت پیشرفت هم برای خودشان و هم برای شرکت فراهم میکنند.
شرکت خدمات انفورماتیک را تجربه کردم با گرهای بزرگ از بیتجربگی در مدیریت فناوری اطلاعات. مدتی است که از کمکاری مدیر فناوری اطلاعات رنج میبریم؛ به خاطر نبود دانش لازم در زمینه فناوری اطلاعات و صرفا آشنایی با کابلکشی و Ping، وظیفه مدیریت IT به فردی سپرده شده که سابقهای در این حوزه ندارد. او به همراه چند همکار بیدقت خود را مسئول گروه کرده و در نتیجه تعداد زیادی از همکاران با تجربه و توانمند از شرکت جدا میشوند. اکنون بسیاری از سامانهها و سرورهای داخلی از دسترس خارج شدهاند و به دلیل عدم فاصلهگیری مناسب از سوی مدیر جدید، اطلاعرسانی لازم به ذینفعان انجام نمیشود. رفتارها و روالهای رسیدگی به رخدادها و طرحهای بازیابی فاجعه برای او کاملا آشنا نیست و چنین مدیریتی در چنین شرکت بزرگی قابل قبول نیست.
در این شرکت بودن تجربهای بود که نشان میداد فضای کار به شدت پویا و پرتنش است و رفتارها تفاوت زیادی با انتظارها دارد. منابع انسانی را بیاحترام و همدست میبینم که به همکاران فشار میآورند و پشتسر هم نظر میگذارند. عقدههای مدیریتی به وضوح در برخورد با کارشناسان دیده میشود و محیط کار به هیچ وجه آرام و مساعد نیست.
به نظر من شرکت داده گستر امن برنا با رویکردهای ضابطهمحور و ارتباطات گسترده مدیرعامل به دنبال سودآوری است، اما این مسیر به هزینههای مالی و حقوقی برای کارکنان منجر میشود. به باور من، منافع شرکت بیشتر از طریق استقراض منابع از دسترنج کارکنان تأمین میشود و تعدادی مشتری یا فرد ذینفع از این روند بهره میبرند. متأسفانه به نظر میرسد حسابداري و تسویهها به صورت مطلوب انجام نمیشود و در مواردی شکایات کارگری زیادی در اداره کار ثبت شده است. از دید من، پرداختها و تسویهها بدون وجود شکایت یا تهدید به شکایت ممکن نیست و برای کارمندان عادی امنیت شغلی وجود ندارد. به تازگی، بهکارگیری نیروهای دورکار به شکل پروژهای مطرح شده تا از جریانات بدهیها و مسائل مربوطه بیخبر باشند و پرداختها به راحتی صورت گیرد. برای ارزیابی صحت این صحبتها، میتوان خروجی کار شرکت را بررسی کرد و منبع درآمدهای آن را مشخص کرد. ارتباط با کارمندان قدیمی شرکت در لینکدین میتواند دید بهتری بدهد و اطلاعات بیشتری ارائه دهد.
ببین اگر امیدی به بهبود نیست چرا اینجایی؟ بابا تو نخبه ای همه جا دنبالتن چرا نمیری؟ سنگ پای قزوین پیش تو روش سفید شده شرکت نسبت به دو سال پیش مزایایش از ۱۶ میلیون ۸۰ میلیون شده بعد تو نخبه اومدی تخریب میکنی هرکی دوست نداره پاشه بره جا خالی شه آدمها بی انگیزه و سم پاش هیچ نقشی در این شرکت نداره
سال جدید مدیریتی باعث شد فضای شرکت تغییرات قابل توجهی بکند و من به عنوان کارشناس فروش با این تغییرات احساس آرامش بیشتری کنم. مدیری که سالها در بخشهای مختلف تجربه داشت، توانست انسجام بین واحدها ایجاد کند و حتی کسانی که قبلا با ایشان آشنا نبودند هم کم کم به این تغییرات اعتماد کردند. در دوران سخت سال دوهزار و چهار، وقتی جنگ و کمبود ارز پررنگ بود، شرکت حقوق هیچکدام از کارکنان را عقب نینداخت؛ حتی فرصت جبران تا مدتی طولانی برای همگان فراهم شد. هماهنگی بین تیم فروش، تولید و پژوهش و توسعه هم بهبود یافت و قبلا با همصحبت شدن با سایر واحدها مشکل داشتیم. شناخت دقیق از مشتریان و بازار فضای تصمیمگیریها را هدفمندتر کرده است و رویکرد حمایتی مدیریت جدید با نتیجهمحوری همراه شده تا انگیزه تیم فروش به شکل قابل توجهی بالا رود. تیم فروش همدل و همآهنگ است و تبادل تجربه در آن به شدت جریان دارد. فرآیند فروش ساختار مشخصی پیدا کرده از مدیریت سرنخها تا پیگیری مشتریان و گزارشدهی منظم. آشنایی با محصولات و خدمات متنوع شرکت امکان ارائه پیشنهادهای ترکیبی را فراهم کرده و زمینه افزایش فروش را شکل داده است. فرصت یادگیری عملی در مذاکرات، ارائه محصول و ارتباط با مشتریان کلیدی هم وجود دارد و واحد فنی و پشتیبانی با ارائه پشتیبانی مناسب، کمک میکند راهکارهای فروش برای مشتریان قابل اعتماد و دقیق باشند. نقاط قابل بهبود در برخی دورهها حجم درخواستهای مشتریان روی تیم فروش فشار میآورد. فرایند تأیید برخی خروجیهای مشتریان میتواند سریعتر و سادهتر انجام شود. برای برخی محصولات جدید به آموزش بالاتر کارشناسان فروش و معرفی دقیقتر آنها به بازار نیاز داریم. همچنین سیستم پاداش و پورسانت میتواند شفافتر و ساختاریافتهتر ارائه شود تا انگیزه بیشتری ایجاد کند. جمعبندی کلی این تجربه برای من بهعنوان کارشناس فروش ارزشمند بود؛ وجود مدیریتی با سابقه و اثرگذار نقش بسزایی در هماهنگی بین واحدها، بهبود فرآیندهای فروش و افزایش انگیزه تیم داشت. این شرکت برای کسانی که به دنبال رشد، یادگیری و کار در محیطی حرفهای هستند، گزینهای مناسب به نظر میرسد.
در حال حاضر سالهاست در بخش فناوری اطلاعات این شرکت مشغول به کارم و اغلب وقتم صرف پشتیبانی فنی، توسعه ابزارهای داخلی و نگهداری سیستمها میشود. هرچه مرتبط با IT است، معمولا به دستم میخورد و از رفع مشکلات روزمره همکارها تا بهروزرسانی سرویسها و مشارکت در پروژههای نرمافزاری همه را در کنار هم تجربه میکنم. میتوان گفت که در مواقع بروز مشکل یا گیر کردن کارها، سریعترین راهحل را پیدا میکنم و این را اصولا به عملکرد تیمی خوب و همکاری مؤثر با همتیمیها نسبت میدهم. محیط کار برای من آرامش و فضای مطمئنی برای همکاری ایجاد میکند و از هر روز چیزهای تازهای میگیرم و از این حوزه واقعا رضایت دارم. در حال حاضر روی چند پروژه داخلی کار میکنم که هدفشان بهبود فرایندها و افزایش سرعت سرویسهاست. احساس میکنم حضورم در تیم واقعا مؤثر است و همین موضوع باعث میشود انگیزه بیشتری برای رشد و یادگیری داشته باشم.
واکنش من به کار در این شرکت پر از اضطراب و تردید بود و هر روز بیقراری بیشتری حس میکردم. کار بیش از حد به من فشار میآورد و با هر تغییر، حالم بدتر میشد. از بابت آینده نگران میشدم و احساس میکردم که جایی برای رضایت وجود ندارد. درخواست داشتم که هر چه سریعتر همه چیز پایان یابد و از این فضای کاری خارج شوم، اما ناکامیها و بیاعتمادی نسبت به رفتار همکارانم هم بیشتر میشد. در نهایت دلم میخواست محیط کار تا حداقل وجودی آرامش و نظم دوباره به دست آورد، چون واقعا به اشتیاقی برای ادامه کار و انرژی تازه نیاز داشتم.
بهترین بخشش برای من شرکتهایی هستند که از نظر پرداخت و مزایا با تکیه بر تیمی متخصص، پروژههای بزرگ داخلی و بینالمللی را در دست دارند و مدیریت با رویکردی باز و فراگیر را سرلوحه کار قرار میدهد. من به عنوان مدیر مالی در چنین فضایی تجربهای پویا و با ارزشی داشتم که با همکاری تیم مالی حرفهای و با دید وسیع نسبت به آینده، به رونق و پایداری مالی شرکت کمک میکرد.
به این شرکت احترام نمیگذارم و به خاطر برخورد نامناسب با رزومهها از شرکت خوشم نمیآید. آنها پوزیشنهای کاری را که درخواست میکنم بهزودی رد میکنند و نمیدانم انتظارشان چیست. برای من بهخاطر تکرار نارضایتی و بیثباتی در تصمیمگیری مسیر روشن نیست و توصیه نمیکنم رزومه بدهند. اینجا به نظر میرسد آگهیها واقعیت ندارد و نحوه رفتار با متقاضیان مناسب نیست.
اگر هیچ تجربه کاری ای ندارید و تازه میخواید شروع کنید شرکت خوبیه. اما اگر چند سال سابقه دارید و به دنبال جای بهتر و پیشرفتید خوب نیست به هیچ وجه. اولا که شما بستگی داره در کدام تیم تولید قرار بگیرید چون اصلا حجم کار تیم ها با هم یکی نیست بعضی تیم ها رسما بیکارن و اصلا مشتری ندارن و بعضی دیگه دنیای تیکت و مشتری و درخواست های جدیدن و از نظر حقوقی هیچ فرقی ندارن. مدیر های راهکار ها و حتی تیم لیدها اسم مدیر رو به یدک میکشن اما از لحاظ فنی در حد کارشناس ارشدین که در حد 15، 20 سال سابقه دارن برای همین شدن مدیر و اگر کسی این بین سوادی هم داشته باشه بعد یکی دو سال از چارگون میره و نمیتونه با چارگون بسازه. از نظر اخلاقی هم نمیدونن چه شوخی ای رو کجا بکنن و چه شوخی ای مناسب نیست هوش هیجانی صفر یکسری اهداف تعیین میکنن که هنوز شروع نشده یکسری دیگه بهش اضافه میشه بدون اینکه هماهنگی ای با توان تیم صورت بگیره و بعد از اون وسط اجرای اهداف کلی کار با اولویت بیشتر به تیم اعلام میشه و تمام توان تیم میره برای انجام کارهایی که هیچ برنامه ریزی ای براش نبوده و این چیزی نیست که تازگی داشته باشه تو تمام این چندین سالی که اینجا بودم این قضیه هست و از طرف تمام تیم ها اعلام میشه اما برنامه ریزی درستی براش نیست. هیچ معیار درستی برای ارتقا سمت شما نیست اینطور بگم که منابع انسانی اینجا کاملا بیکارن . یک گرید شغلی وجود داره که اون رو به خود شما حتی نشون نمیدن و معیارش فقط سابقه کار داخل چارگونتونه هر چی بیشتر بمونید گرید بالاتر میره و بعد اون رو میدن دست مدیرتون نظر بده که لایق ارتقا هستید یا نه! همین! یعنی اصلا مهم نیست شما کار یک سال رو درعرض 6 ماه انجام بدید یا کلی مهارت جدید یاد بگیرید. اتفاقا نه تنها مهارت جدید مهم نیست بلکه مدیر برای سرعت بیشتر خیلی اوقات میگه نصف مراحلم انجام نده رفاهی فقط بیمه تکمیلی وجود داره که بعد از چند سال رایگان براتون محاسبه میشه اما نه مزایایی نه پاداش خاصی نه مسافرتی نه تفریحی نه وعده غذایی نه اشتراکی هیچی هیچی رفاه صفره. حقوق اصلا خوب نیست شاید فقط برنامه نویسای بک اند حقوق بهتری بگیرن که اونم توی تیم های مهم به نسبت کاری که میکنن بازم کمه. تکنولوژی ها هم همه قدیمین و منسوخ شده
البته که هرجایی خوبی و بدی های خودشو داره و من تجربه داشتم که یک جای ثابت از نظر دو نفر ممکنه متقاوت به نظر بیاد ولی درکل دوران خوبی در آکاف داشتم و وقتی که برای من گذاشتند تا بتونم پیشرفت کنم در زمینه هوش مصنوعی برام خیلی خوب بود و امیدورام در ادامه راهشون موفق باشن موقع ک خواستم جدا شم تو اخرین اسکرام از من خدافظی شد و پاداش هم برام واریز شد
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.