در مجموع، کار در این شرکت را تجربهای نسبتا آرامتر از بقیه کارها دانستهام، با فشار کاری کمتر و برخوردی که به کارمند سخت نمیگیرند. هر مجموعهای خوبیها و بدیهایی دارد و سیاستهای اینجا هم نقاط ضعف و قوتی دارند؛ اگر این مسائل بهبود یابد، بدون شک برای رشد شرکت هم کمککننده میشود. از مزیتهایش میتوان به پرداخت حقوق بهموقع، امنیت شغلی بالا، فضای آرام و محیط نسبتا خوب کاری، و جشنهای مناسبتی اشاره کرد. نکتهای که از نظر من نسبت به سایر شرکتهای ایرانی مثبتتر است این است که تا جایی که ممکن باشد از تعدیل نیرو استفاده نمیشود و این امر برایم اهمیت داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من این پژوهشگاه محیطی با رانت و رابطهمحوری به نظر میرسد؛ پیشرفت در آن بیشتر به مسائل جانبی و زیرابزنیها بستگی دارد. درباره وابستگیها و روابط داخل این مجموعه پرسوجو کنید تا اگر خواستید از آنجا جدا شوید، با مشکلی مواجه نشوید. به هیچ وجه برنامهریزی بلندمدت برای آیندهشان نکنید و برای یک سال آینده برنامهریزی کنید، چرا که تغییر مدیران همواره به دلیل زیرابزنی شدید رخ میدهد و این تغییرات مداوم، شرایط کاری را نیز دستخوش تغییر میکند.
در این مجموعه فهمیدم که محیط کار چقدر با ظاهرش تفاوت دارد و چه اندازه بیثبات و ناهمسو با وعدههاست. به نظر میرسد نام و نشان خوبی دارد اما واقعا پر از ریاکاری، مدیریتی ناتوان و نیروی انسانیای که ناامید شده. سیستم منابع انسانی تنها برای ظاهرسازی است و رضایت شغلی یا رشد واقعی افراد برایشان اهمیت چندانی ندارد. اگر وظیفهای باشید، بهطور رسمی بهعنوان کارگر بیحقوق دیده میشوید. مدیریت میانی و سطح بالا اغلب بدون تخصص لازم انتخاب میشوند و بیشتر به جای کار فنی و تصمیمگیریهای منطقی، به روابط شخصی و تأییدهای سطح بالا تکیه میکنند. تصمیمگیریها اغلب به سلیقهای بودن نزدیکاند تا به بحثهای تخصصی؛ و افرادی با کمترین شایستگی در پوزیشنهایی قرار میگیرند که جلوی پیشرفت کل تیم را میگیرند. در این سازمان، زیرآبزنی بهنوعی یک مهارت است و اگر بلد نباشی با این بازی کنار بیایی، بهطور روزانه انگیزهات از بین میرود. اگر دنبال محیطی هستید که کارتان دیده شود، رشد کند یا حداقل استانداردهای حرفهای رعایت شود، قطعا اینجا جایی نیست که علاقه داشته باشید کار کنید. ما آمده بودیم خدمت به کشور و حالا بهخوبی فهمیدم چرا ساختارهای نظامی نمیتوانند بهدرستی کار کنند و در نتیجه کشور به این نقطه رسیده است.
برای این پروژه بهصورت دورکاری کار میکردم و در نهایت با وجود تعهدهای واضح، پرداخت حقوقم بهخاطر نبود حضور کامل کاهش یافت. در طول همکاری، با دریافت درخواستهای خارج از قرارداد برای کار اضافی مواجه شدم که بدون دریافت هزینه اضافه، انتظار تولید مداوم داشتند و این امر منجر به افزون شدن کارهای منطبق با قرارداد شد. چندین بار از من خواستند اگر نمیتوانم با شرایط فعلی ادامه بدهم، جدا شوم اما من تا پایان قرارداد ایستادم و در نهایت به بهانه اتمام نیافتن پروژه، مبلغی از حقوقم پرداخت نشد و ناچار شدم از طریق مراجع قانونی رسیدگی کنم. نهایتا جلب توجه به تاریخچه نظرات مثبت منتشر شده برای پروژه برایم اهمیت دارد که به نظر میرسد همزمان چند نظر در یک روز ارائه شدهاند و این موضوع طنزآمیز است. در کنار این تجربه، بهشدت ترجیح میدهم در محیطی مانند اسنپ کار کنم اما از همکاری با شرکت پارسیا افزار خودداری کنم.
مدتی است که در این شرکت مشغول به کار هستم. طبیعتا هیچ مجموعهای خالی از ایراد نیست، اما تجربهی من تا به امروز نشان داده که بسیاری از مشکلات مطرحشده در برخی از نظرات، بیشتر ریشه در مسائل شخصی دارند تا نقدهای سازنده و واقعی. نقد منصفانه و سازنده همیشه قابل احترام است و کمک میکند تا سازمان رشد کند، اما زمانی که نظرات به سمت تخریب و بیان عقدههای فردی میروند، نهتنها بیثمر هستند، بلکه فضای ناسالمی ایجاد میکنند. آقای دکتر هاشمی با سابقهی حرفهای در حوزههای مختلف بانکی و دانش تخصصی بالا، نقش مهمی در هدایت فنی و ساختاری شرکت دارند. بهجای تمسخر یا قضاوتهای سطحی، بهتر است تلاش کنیم با رشد فردی و حرفهای، در بهبود محیط کاری سهم داشته باشیم.
با سلام، این پیام با هدف شفافسازی و اطلاعرسانی به عموم عزیزان گذاشته می شود که ممکن است با مشاهده برخی نظرات گمراهکننده، ذهنیتی نادرست نسبت به مجموعه شرکت پیدا کنند. پرداخت حقوق و مزایا در این شرکت همواره مطابق توافق اولیه و قوانین کار انجام شده و تمامی موارد بهصورت شفاف در قراردادها ذکر شده است. ادعای پرداخت وام یا تسهیلات ویژه به مدیران نیز کاملا بیاساس بوده و اسناد مالی شرکت این موضوع را بهروشنی رد میکند. از سوی دیگر، در صورت نامطلوب بودن شرایط کاری، منطقی است که این مسائل در همان دورهی آزمایشی سهماهه مطرح میشد. ادامه همکاری پس از این دوره و تا پایان قرارداد، بهوضوح بهمعنای پذیرش شرایط و توافق دوطرفه است، نه زمینهای برای طرح اتهام پس از قطع رابطه کاری. اینجا یک شرکت است، نه نهاد حمایتی که کسی را بهاجبار یا مادامالعمر تحمل کند، لذا در چارچوب قوانین وزارت کار، شرکتها موظفاند افراد را در دورهی مشخص ارزیابی کنند و در صورت عدم تطابق، ادامه همکاری نداشته باشند. احترام متقابل، تعهد و عملکرد حرفهای پایهی تداوم همکاری است. همچنین با توجه به ادبیات تکرار شونده این پیام ها و سوابق پیگیریهای قانونی قبلی، تقریبا برای ما مشخص است که این نظرات مشابه از سوی چه فردی منتشر میشود. انتشار مطالبی حاوی اتهام، آن هم بهصورت ناشناس، اقدامی غیرحرفهای و از نظر قانونی قابل پیگیری است. همکاران ما نیز این حق را برای خود محفوظ میدانند که در جهت صیانت از اعتبارشان، موضوع را از مسیر حقوقی پیگیری کنند.
مدیر بودم و بیش از پانزده سال است که در این کلینیک فعالیت میکنم و با کارکنانم به مدت طولانی همکاری میکنم. این مدت زمان تجربهای بسیار لذتبخش و پر از رمز و راز است و از کار کردن در اینجا خرسندم.
من برای دوره کارآموزی مستقیما توی یکی از اداره های برج همراه اول پذیرفته شدم. راجع دپارتمان خودمون میتونم نظر بدم چون با بقیه بخش ها ارتباطی نداشتیم ولی کلا کارای هماهنگی و قرار داد کارآموزا بدست آکادمی همراه انجام میشه اونم با پوشش شرکت های متفرقه. دوره کارآموزی ما خیلی طولانی بود و با تقویم خودشون همخونی نداشت و ما در حد نصفش هم حقوق و بیمه نگرفتیم. خود دوره هم چندان مفید نبود و میشه گفت عملا از کارآموزی کردن و بدست آوردن تجربه هیچ خبری نبود و حتی حضور مارو توی محیط برج همراه موکول کردن به اواخر دوره که اونم در حد رفع تکلیف از سر خودشون بود. راجع جذب و آینده کاری هم مدام وعده وعید میدادن و شفافیتی وجود نداشت و آخرش هم هیچکدوم از بچه های ما نه چیزی از بابت کارآموزی دستگیرمون شد که بهش افتخار کنیم یا استفاده ببریم و نه زمینه همکاری با همراه اول فراهم شد. به شخصه اگه یه شرکت کوچک یا معمولی بود قطعا در هفته های اول که دیدم بی نظمی و بی برنامگی حاکمه و قرار نیست اهداف نرمال کارآموزی محقق بشه به دوره خاتمه میدادم و خارج می شدم ولی خودمو با اسم و بزرگی شرکت گول زدم و ماه ها تحمل کردم و آخرش هم نتیجه همون پشیمونی و افسردگی نصیبم شد. حیف اون خوشحالی و امیدواری خامی که موقع پذیرفته شدن بهم دست داد و این من رو خیلی میسوزونه. واقعا مگه آدم قراره چندبار در عمرش فرصت کنه کارآموزی بره که اینطوری با وقت و اعتمادش بازی بشه؟ این تجربه درس های تلخی بهم داد و باعث بی اعتمادی من به خیلی چیزا شد که فکر میکنم توی این جو حاکم بر کشور نباید هم اعتماد می کردم و مبنای همه حرفا و وعده هارو دروغ در نظر میگرفتم چون همینطور بود.
من برای موقعیت شغلی استقرار نرم افزار اقدام کردم ، 5 جلسه با من مصاحبه کردن و حدود دو ماه از وقت من رو گرفتن و طوری بهم القا کردن و حرف زدن که انگار کار اوکی شده و من استخدام شدم و بهشون گفتم موقعیت های شغلی دیگه هم هستن میخوام اقدام کنم ، گفتن نه اقدام نکن دیگه میخای بیای اینحا دو ماه از وقت و انرژیم گذاشتم دوبار بصورت آنلاین یبارش پیش کمیته و یبارش کمیته سه نفره ، سه بار هم بصورت حضوری بهم گفتن بیا که رفتم مصاحبه شدم توی پنج تا مصاحبه هم سوالات تکراری میپرسیدن. آخر سر قرار شده بود بهم خبر بدن که چه تاریخی برم برای قرارداد که دیدیم خبری ازشون نیست خودم پیگیر شدم که گقتن تایید نکردن :| به قطع یقین میتونم بگم یکی از بی نظم ترین و مسخره ترین شرکتایی بود که رفتم ، باعث شدن من چند تا موقعیت شغلی رو از دست بدم
من در یکی از شرکتها تجربه کاریم رو اینطور دیدم: جای کار واقعیای نبود و انگار فقط برای چند سایت مختلف احساس یک کارگاه بردهداری وجود داشت. شیفتهای شب و آخر هفته و ایام تعطیل هم بود و حقوق هم در مقابل این همه کار برای ارائه خدمات متنوع، خیلی مناسب نبود. پاداش یا عیدی و سنواتی در کار نبود و هر اندازه که بیشتر کار میکردم، هیچ کمالی در حقوقهای پایان دوره نمیدیدم. در صورت اشتباه، ممکن بود جریمه بشیم و حتی پاداشی هم نصیبمون نشه. جشنها و دورهمیها هم نبود و به نظر میرسید اسمش شرکت نیست و فقط یک واحد کاری ساده است. گاهی حقوق به شکل نقدی داده میشد و گاهی هم به ارز دیجیتال که مالیات کمتری براش در نظر میگرفتند. از روز اول بیمه نبودم و احتمال اینکه از ماه سوم به بعد بیمه بشم وجود داشت تا مالیاتها سادهتر باشه. اگر کاری خارج از حوزه کاریام انجام میدادم، مدیر مجموعه ازم کار بیشتری میخواست و فشارها بالا میگرفت. نتیجه این بود که عیدی و سنواتی وجود نداشت و برای اینکه حجم کار را به نفع خودش کم کنه، به صحبت از شرکتهای بزرگ و حجم کارشون استناد میکرد، اما باورش نمیکردم. چون واقعا اونجا به عنوان شرکت مطرح نبود و بیشتر شبیه یک دکان بود. در زمان توافق، حقوق به موسسات نامطمئن میافتاد و ناهار هم با خودم میبردم و ساعات ناهار جز ساعات کاری محسوب نمیشد. ساعات کاری به طور معمول هشت و نیم بود و گاهی اگر مدیر کار داشت، بیشتر هم طول میکشید. مدیر واحد هیچ احترامی نسبت به پرسنل قائل نبود و برای ترتیب جلسه باهاش باید پشت در منتظر میماندی یا اینکه تلفن رو بیوقفه میگرفت تا پاسخ بدهد. آنها از تشکر هم خبری نبود و این مسائل برای من نشانههای واضحی از محیط نامساعد بود.
شما به عنوان یه کارمند روز اول فکر میکنید در جای درست حسابی وارد شدید. ولی مدیریت منابع انسانی یه خانم مسن هستند که مسئول پاچه خواری مدیریت هستند. معاون شرکت شخصیه که 17 ساله پاشو از شرکت بیرون نذاشته و طرز فکرش هم مال همون دورانه. خاله زنک بازی فرهنگ رایجیه که از مدیرعامل تا خدماتیش توش استااد هستند. فکرکن میری با مدیر ارشد یا منابع انسانی جلسه از حرفات وویس ضبط میکنن. یعنی هرچقدر هم حقوقش بالاتر از جاهای دیگه باشه(که نیست) اگر انسان سالمی باشید فشار روانی و هزینه تراپی که تحمل میکنید بسیار سنگین تر هست. فقط هم به فکر وجهه سازمان جلوی رقبا هستند . از لبخندای الکی تو عکس و فیلم تا برگزاری مراسم های ناموفق. نحوه پایان همکاریشون هم اینجوریه که یه روز وارد سازمان میشید و میبینید که راتون نمیدن بالا. و زنگ میزنن همکارتون وسایلتون رو بیاره پایین براتون.تسویه هم اگر خیلی جدی پیگیری کنید و هفته ای یکی دوبار مراجعه کنید بعد 7 8 ماه ممکنه دریافت کنید. اگر ذهن و روانتون براتون مهمه و انسان دروغگو خاله زنک و زیراب زنی نیستید به هیچ قیمتی وارد این سازمان نشید
به هیچ عنوان از میزبان فا سرویس ادعایی را تهیه نکردهام یا درخواست نکردهام، حتی اگر رایگان باشد. تجربهی من نشان میدهد که پشتیبانی قابل اعتماد نیست و خدمات هاست کیفیت لازم را ندارد و ارزش پولی که میپردازید را ندارد؛ در نتیجه پشیمانی زیادی به همراه دارد.
امروز تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری به رزومهنویسی بپردازم و از هر کار بیربطی پرهیز کنم تا خودم را در معرض مشکلات یا تفکرات منفی قرار ندهم. به خودم میگویم که بهتر است انتخابهای درست را پیش بگیرم و از کارهایی که ممکن است آیندهام را به خطر بیندازند دوری کنم. فردا وقتی به یاد این تجربه میافتم، دوست دارم با آرامش و تصمیمهای روشن پیش بروم و دوباره چنین اشتباهی تکرار نشود.
بدترین مدل حقوق دادن رو دارن. حقوقی که توافق کردی رو با کارانه (۳ ماه یکبار) و عیدی و بن کارت جمع زدن. بعد از اینکه حقوق اول رو میگیرید میفهمید چه کلاهی سرتون رفته، طوری که بعد از ۳ ماه ازمایشی کمتر کسی اینجا مونده. با اینکه ادعای اتصال به بانک رو دارن اما یه وام ۱۰ تومنی هم نمیدن حتی به افراد قدیمی. من شنیدم که وام هارو مدیرای میانی برای خودشون برمیدارن و پیش کارمندا از نداری و بدبختی حرف میزنن. سبک کاریشون هم به شیوه برده های مصر باستان بیشتر میخوره تا یه شرکت تکنولوژی! نه سیستم تسک و منیجمنت وجود داره نه ارزیابی عملکرد کارکنان. فقط امیدوارم تو تیم اون ***** نباشید. مغز و روانتون بهم میریزه و حسرت یه خواب اروم باهاتون میمونه.
دو سال حضور من در رایورز تجربهی نسبتا مثبتی بود، هرچند که نظرم ممکنه از دید هرکس دیگه فرق کنه. رایورز شرکتی در زمینه ERP با مشتریان بزرگیه و حضور در چنین محیطی برام تجربهی خوبی داشت. ساختار شرکت شامل دفتر مرکزی واقع در خیابان ۱۸ وزرا و ساختمانی بالای پارک ساعی بود که استقرار و پشتیبانی هم همونجا انجام میشد. تیمهای مختلفی وجود داشتند، هر کدوم مدیر و مشتریان حوزهی خاصی رو پوشش میدادند؛ مثلا تیم قطعات و خودرو، تیم داروسازی و تیمهای دیگهای هم بودن. نرمافزار ارائهشده به مشتریها نسخهی ویندوزیه و ظاهرش تا حدودی قدیمی و مشابه با سایر همکاران ویندوزی به نظر میرسید. تا جایی که من دیدم، نرمافزار باگ چندانی نداشت و معمولا اعضای تیم کارهای فنی عمیق انجام نمیدادند. مسیر شغلی یا آموزشی مشخص و سیستماتیکی وجود نداشت، اما اعضای تیم برای پرسش و یادگیری همیشه در دسترس بودن و فضای تیمی دوستانه بودن نکتهی مثبتی بود. در زمینهی مدیریتی، روندها قابل پیشبینی بود؛ اکثر مدیران تجربهدار و ثابت قدم بودند و تغییرات مدیریتی زیاد دیده نمیشد. بهجز این که هر مدیری پس از رفتن به سمت جدید، وظایف قبلیاش را بدون تغییر حفظ میکرد. حقوق در حالت نسبتا پایین قرار داشت و از نظر بار کاری هم معمولا سنگینی زیادی احساس نمیشد، برای کسانی که حقوق در اولویت نیستند جای مناسبی بود. مزایا بهگواهی من محدود بود و علاوه بر حقوق و یک کارانه شش ماهه، چیز خاصی نبود. در اکثر موارد مشکلاتی در برخی جنبهها وجود داشت که میریدم کمبودهای مربوط به حقوق، مسیر شغلی و آموزش، و نیاز به امکانات مناسب بود. همچنین از نظر سختافزار و نرمافزار و ملزومات کار، کمی احساس کمبود وجود داشت. در نهایت تجربهی حضور من در رایورز خوب بود، اما هنگام خروج با مشکلاتی مواجه شدم تا حدی که مدیر خودم و مدیر منابع انسانی پاسخگو نبودند و برای تسویه به اداره کار مراجعه کردم. این نکتهها به گفتهی من نشاندهندهی فضای کار و فرآیندهای پشتصحنه است.
من سالهاست در گام الکترونیک مشغول کارم و تصمیم گرفتم واقعیتهایی را بازگو کنم که شاید خیلیها به آن اشاره نکردند، اما برای من از ارزش بالایی برخوردار بوده است. چند روزی که فضای جامعه تحت فشار است و اخبار ناامیدکننده را میخوانیم، حضور در چنین مجموعهای برای من همچنان دلگرمکننده است. وقتی دیدم حقوق به موقع پرداخت میشود و امکان کار از منزل برای همکاران فراهم شده، این کار فراتر از وظیفه به نظر میرسد و نشانهای از همدلی و حمایت جمع است که تا مدتها در ذهن میماند. همچنین این که به آرامش کارکنان اهمیت داده میشود و هدف فقط پیشبرد کار نیست، بلکه حال خوب تیم هم برای مدیران ارشد مهم است، نشان میدهد که شرکت ارزش اعضا را در اولویت قرار میدهد. این طرز نگاه و مسئولیتپذیری باعث میشود احساس کنم عضو خانوادة بزرگی هستم که نه فقط یک کارمند معمولی، بلکه بخشی از یک مجموعه با روحیهای انسانی است. در نهایت اینکه گام الکترونیک به موفقیتهای حرفهای بسنده نمیکند و به روابط انسانی و اخلاق حرفهای هم توجه دارد، برای من قابل توجه است. مدیران ارشد با رفتاری حرفهای و گرمای انسانی فضای کاری را به محیطی حمایتی و پر از فرصتهای یادگیری تبدیل کردهاند. این نکات تنها بخش کوچکی از واقعیت گام الکتروینک است که برای من به عنوان یکی از اعضای کوچک این مجموعه اهمیت زیادی دارد و وظیفه دیدم آن را بازتاب دهم.
به نظر من فضای کار در واحد گرافیک شرکت سیگما خیلی ناسالم شده بود و به جای تمرکز بر بهبود کیفیت کار و همدلی، جو آن پر از بیاحترامی و برخورد تحقیرآمیز بود. مدیر ارشد آن واحد رفتاری غیرحرفهای و بیادبانه داشت و حتی جواب سلام همکاران را نمیداد. این رفتارها به آرامش تیم ضربه میزد و فضای کار را ناخوشایند کرده بود. علاوه بر این، برخی از همتیمیها هم برخوردی بیادبانهتر و پستتر از سطح معمول داشتند. با تشکیل گروهی نامناسب، افراد مذکور تلاش میکردند هر کس که با میلشان همسو نبود را تحت فشار بگذارند و به شیوههای مختلف آنها را وادار به ترک شرکت کنند.
تجربه من این است که در تابستان سال ۱۴۰۳ کرایه های اسنپ باکس خیلی خوب بود ولی امسال سال ۱۴۰۴ این ۳ ماه گذشته کرایه ها خیلی پایین و کمسین اسنپ باکس خیلی بالا است از شما خواهشمند هستیم که کرایه های اسنپ باکس را بالا ببرید
برای من خالی از انصاف بود که وضع کارفرمایان در این شرکت اینقدر آزاردهنده باشد و به چشم میبیند که جغرافیا و ساختار اقتصادی اینجا افراد را با درد سر رو به رو میکند. رئیس همواره به عنوان صاحب قدرت ظاهر میشود و دیگران را به چشم ابزار میبیند. تفاوتی نمیکند چقدر و چگونه برایش کار کرده باشی؛ به محض وقت تصمیم میگیرد که کار را با همان شکل اولیه کنار بگذارد و کنار بگذارد. رفتار او همواره از حالت طلبکارانه خارج نشده و احساس بدهکاری در قالب هر موقعیتی باقی میماند. کارکنان با حقوق ناچیز، زمان، تخصص و سلامتیشان را فدا میکنند تا کار انجام شود و این در نگاه مدیر تنها هزینهای است که میپردازد. گویی زندگی با دستمزدی است که میشود هر لحظه با بیتفاوتی از آن گذشت و با فشارهای بیحد و حصر روبهرو شد. هیچیک از دغدغههای همکاران در برابر نگاه او ارزشی ندارد و با هزار فکر و حاشیه و فشار تنها به دنبال حفظ جریان کار است. از تجربه ما که بگذرد… برای همه ما آرزوی خیر و آرامش دارم.
به خاطر فضای کاری ناامن و ناسالم، من حدود سه ماه در این شرکت حضور داشتم و خیلی زود فهمیدم که نمیتونم بیشتر بمونم. در زمان ورود به شرکت، عملا هیچ کس با سابقهای طولانی وجود نداشت و اکثر نیروهای فعال حداکثر پنج ماه سابقه کار در اونجا داشتند. در همان مدت کوتاه هم با تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق مواجه بودم. مدیران شرکت فاقد خطمشخص و استراتژی برنامهریزی مشخص بودند و هر روز درخواست جدیدی مطرح میشد و حرفهاشون بارها نقض میشد. به هیچ عنوان توصیه نمیکنم کسی در این شرکت کار کند. هیچ اولویت یا لطفی در آن وجود ندارد و حتی همکار من که الان در همان شرکت است، دنبال کار میگردد؛ وگرنه بهسرعت نمیشد در آنجا دوام آورد.
در مجموع، کار در این شرکت را تجربهای نسبتا آرامتر از بقیه کارها دانستهام، با فشار کاری کمتر و برخوردی که به کارمند سخت نمیگیرند. هر مجموعهای خوبیها و بدیهایی دارد و سیاستهای اینجا هم نقاط ضعف و قوتی دارند؛ اگر این مسائل بهبود یابد، بدون شک برای رشد شرکت هم کمککننده میشود. از مزیتهایش میتوان به پرداخت حقوق بهموقع، امنیت شغلی بالا، فضای آرام و محیط نسبتا خوب کاری، و جشنهای مناسبتی اشاره کرد. نکتهای که از نظر من نسبت به سایر شرکتهای ایرانی مثبتتر است این است که تا جایی که ممکن باشد از تعدیل نیرو استفاده نمیشود و این امر برایم اهمیت داشت.
برای من این پژوهشگاه محیطی با رانت و رابطهمحوری به نظر میرسد؛ پیشرفت در آن بیشتر به مسائل جانبی و زیرابزنیها بستگی دارد. درباره وابستگیها و روابط داخل این مجموعه پرسوجو کنید تا اگر خواستید از آنجا جدا شوید، با مشکلی مواجه نشوید. به هیچ وجه برنامهریزی بلندمدت برای آیندهشان نکنید و برای یک سال آینده برنامهریزی کنید، چرا که تغییر مدیران همواره به دلیل زیرابزنی شدید رخ میدهد و این تغییرات مداوم، شرایط کاری را نیز دستخوش تغییر میکند.
در این مجموعه فهمیدم که محیط کار چقدر با ظاهرش تفاوت دارد و چه اندازه بیثبات و ناهمسو با وعدههاست. به نظر میرسد نام و نشان خوبی دارد اما واقعا پر از ریاکاری، مدیریتی ناتوان و نیروی انسانیای که ناامید شده. سیستم منابع انسانی تنها برای ظاهرسازی است و رضایت شغلی یا رشد واقعی افراد برایشان اهمیت چندانی ندارد. اگر وظیفهای باشید، بهطور رسمی بهعنوان کارگر بیحقوق دیده میشوید. مدیریت میانی و سطح بالا اغلب بدون تخصص لازم انتخاب میشوند و بیشتر به جای کار فنی و تصمیمگیریهای منطقی، به روابط شخصی و تأییدهای سطح بالا تکیه میکنند. تصمیمگیریها اغلب به سلیقهای بودن نزدیکاند تا به بحثهای تخصصی؛ و افرادی با کمترین شایستگی در پوزیشنهایی قرار میگیرند که جلوی پیشرفت کل تیم را میگیرند. در این سازمان، زیرآبزنی بهنوعی یک مهارت است و اگر بلد نباشی با این بازی کنار بیایی، بهطور روزانه انگیزهات از بین میرود. اگر دنبال محیطی هستید که کارتان دیده شود، رشد کند یا حداقل استانداردهای حرفهای رعایت شود، قطعا اینجا جایی نیست که علاقه داشته باشید کار کنید. ما آمده بودیم خدمت به کشور و حالا بهخوبی فهمیدم چرا ساختارهای نظامی نمیتوانند بهدرستی کار کنند و در نتیجه کشور به این نقطه رسیده است.
برای این پروژه بهصورت دورکاری کار میکردم و در نهایت با وجود تعهدهای واضح، پرداخت حقوقم بهخاطر نبود حضور کامل کاهش یافت. در طول همکاری، با دریافت درخواستهای خارج از قرارداد برای کار اضافی مواجه شدم که بدون دریافت هزینه اضافه، انتظار تولید مداوم داشتند و این امر منجر به افزون شدن کارهای منطبق با قرارداد شد. چندین بار از من خواستند اگر نمیتوانم با شرایط فعلی ادامه بدهم، جدا شوم اما من تا پایان قرارداد ایستادم و در نهایت به بهانه اتمام نیافتن پروژه، مبلغی از حقوقم پرداخت نشد و ناچار شدم از طریق مراجع قانونی رسیدگی کنم. نهایتا جلب توجه به تاریخچه نظرات مثبت منتشر شده برای پروژه برایم اهمیت دارد که به نظر میرسد همزمان چند نظر در یک روز ارائه شدهاند و این موضوع طنزآمیز است. در کنار این تجربه، بهشدت ترجیح میدهم در محیطی مانند اسنپ کار کنم اما از همکاری با شرکت پارسیا افزار خودداری کنم.
مدتی است که در این شرکت مشغول به کار هستم. طبیعتا هیچ مجموعهای خالی از ایراد نیست، اما تجربهی من تا به امروز نشان داده که بسیاری از مشکلات مطرحشده در برخی از نظرات، بیشتر ریشه در مسائل شخصی دارند تا نقدهای سازنده و واقعی. نقد منصفانه و سازنده همیشه قابل احترام است و کمک میکند تا سازمان رشد کند، اما زمانی که نظرات به سمت تخریب و بیان عقدههای فردی میروند، نهتنها بیثمر هستند، بلکه فضای ناسالمی ایجاد میکنند. آقای دکتر هاشمی با سابقهی حرفهای در حوزههای مختلف بانکی و دانش تخصصی بالا، نقش مهمی در هدایت فنی و ساختاری شرکت دارند. بهجای تمسخر یا قضاوتهای سطحی، بهتر است تلاش کنیم با رشد فردی و حرفهای، در بهبود محیط کاری سهم داشته باشیم.
با سلام، این پیام با هدف شفافسازی و اطلاعرسانی به عموم عزیزان گذاشته می شود که ممکن است با مشاهده برخی نظرات گمراهکننده، ذهنیتی نادرست نسبت به مجموعه شرکت پیدا کنند. پرداخت حقوق و مزایا در این شرکت همواره مطابق توافق اولیه و قوانین کار انجام شده و تمامی موارد بهصورت شفاف در قراردادها ذکر شده است. ادعای پرداخت وام یا تسهیلات ویژه به مدیران نیز کاملا بیاساس بوده و اسناد مالی شرکت این موضوع را بهروشنی رد میکند. از سوی دیگر، در صورت نامطلوب بودن شرایط کاری، منطقی است که این مسائل در همان دورهی آزمایشی سهماهه مطرح میشد. ادامه همکاری پس از این دوره و تا پایان قرارداد، بهوضوح بهمعنای پذیرش شرایط و توافق دوطرفه است، نه زمینهای برای طرح اتهام پس از قطع رابطه کاری. اینجا یک شرکت است، نه نهاد حمایتی که کسی را بهاجبار یا مادامالعمر تحمل کند، لذا در چارچوب قوانین وزارت کار، شرکتها موظفاند افراد را در دورهی مشخص ارزیابی کنند و در صورت عدم تطابق، ادامه همکاری نداشته باشند. احترام متقابل، تعهد و عملکرد حرفهای پایهی تداوم همکاری است. همچنین با توجه به ادبیات تکرار شونده این پیام ها و سوابق پیگیریهای قانونی قبلی، تقریبا برای ما مشخص است که این نظرات مشابه از سوی چه فردی منتشر میشود. انتشار مطالبی حاوی اتهام، آن هم بهصورت ناشناس، اقدامی غیرحرفهای و از نظر قانونی قابل پیگیری است. همکاران ما نیز این حق را برای خود محفوظ میدانند که در جهت صیانت از اعتبارشان، موضوع را از مسیر حقوقی پیگیری کنند.
مدیر بودم و بیش از پانزده سال است که در این کلینیک فعالیت میکنم و با کارکنانم به مدت طولانی همکاری میکنم. این مدت زمان تجربهای بسیار لذتبخش و پر از رمز و راز است و از کار کردن در اینجا خرسندم.
من برای دوره کارآموزی مستقیما توی یکی از اداره های برج همراه اول پذیرفته شدم. راجع دپارتمان خودمون میتونم نظر بدم چون با بقیه بخش ها ارتباطی نداشتیم ولی کلا کارای هماهنگی و قرار داد کارآموزا بدست آکادمی همراه انجام میشه اونم با پوشش شرکت های متفرقه. دوره کارآموزی ما خیلی طولانی بود و با تقویم خودشون همخونی نداشت و ما در حد نصفش هم حقوق و بیمه نگرفتیم. خود دوره هم چندان مفید نبود و میشه گفت عملا از کارآموزی کردن و بدست آوردن تجربه هیچ خبری نبود و حتی حضور مارو توی محیط برج همراه موکول کردن به اواخر دوره که اونم در حد رفع تکلیف از سر خودشون بود. راجع جذب و آینده کاری هم مدام وعده وعید میدادن و شفافیتی وجود نداشت و آخرش هم هیچکدوم از بچه های ما نه چیزی از بابت کارآموزی دستگیرمون شد که بهش افتخار کنیم یا استفاده ببریم و نه زمینه همکاری با همراه اول فراهم شد. به شخصه اگه یه شرکت کوچک یا معمولی بود قطعا در هفته های اول که دیدم بی نظمی و بی برنامگی حاکمه و قرار نیست اهداف نرمال کارآموزی محقق بشه به دوره خاتمه میدادم و خارج می شدم ولی خودمو با اسم و بزرگی شرکت گول زدم و ماه ها تحمل کردم و آخرش هم نتیجه همون پشیمونی و افسردگی نصیبم شد. حیف اون خوشحالی و امیدواری خامی که موقع پذیرفته شدن بهم دست داد و این من رو خیلی میسوزونه. واقعا مگه آدم قراره چندبار در عمرش فرصت کنه کارآموزی بره که اینطوری با وقت و اعتمادش بازی بشه؟ این تجربه درس های تلخی بهم داد و باعث بی اعتمادی من به خیلی چیزا شد که فکر میکنم توی این جو حاکم بر کشور نباید هم اعتماد می کردم و مبنای همه حرفا و وعده هارو دروغ در نظر میگرفتم چون همینطور بود.
من برای موقعیت شغلی استقرار نرم افزار اقدام کردم ، 5 جلسه با من مصاحبه کردن و حدود دو ماه از وقت من رو گرفتن و طوری بهم القا کردن و حرف زدن که انگار کار اوکی شده و من استخدام شدم و بهشون گفتم موقعیت های شغلی دیگه هم هستن میخوام اقدام کنم ، گفتن نه اقدام نکن دیگه میخای بیای اینحا دو ماه از وقت و انرژیم گذاشتم دوبار بصورت آنلاین یبارش پیش کمیته و یبارش کمیته سه نفره ، سه بار هم بصورت حضوری بهم گفتن بیا که رفتم مصاحبه شدم توی پنج تا مصاحبه هم سوالات تکراری میپرسیدن. آخر سر قرار شده بود بهم خبر بدن که چه تاریخی برم برای قرارداد که دیدیم خبری ازشون نیست خودم پیگیر شدم که گقتن تایید نکردن :| به قطع یقین میتونم بگم یکی از بی نظم ترین و مسخره ترین شرکتایی بود که رفتم ، باعث شدن من چند تا موقعیت شغلی رو از دست بدم
من در یکی از شرکتها تجربه کاریم رو اینطور دیدم: جای کار واقعیای نبود و انگار فقط برای چند سایت مختلف احساس یک کارگاه بردهداری وجود داشت. شیفتهای شب و آخر هفته و ایام تعطیل هم بود و حقوق هم در مقابل این همه کار برای ارائه خدمات متنوع، خیلی مناسب نبود. پاداش یا عیدی و سنواتی در کار نبود و هر اندازه که بیشتر کار میکردم، هیچ کمالی در حقوقهای پایان دوره نمیدیدم. در صورت اشتباه، ممکن بود جریمه بشیم و حتی پاداشی هم نصیبمون نشه. جشنها و دورهمیها هم نبود و به نظر میرسید اسمش شرکت نیست و فقط یک واحد کاری ساده است. گاهی حقوق به شکل نقدی داده میشد و گاهی هم به ارز دیجیتال که مالیات کمتری براش در نظر میگرفتند. از روز اول بیمه نبودم و احتمال اینکه از ماه سوم به بعد بیمه بشم وجود داشت تا مالیاتها سادهتر باشه. اگر کاری خارج از حوزه کاریام انجام میدادم، مدیر مجموعه ازم کار بیشتری میخواست و فشارها بالا میگرفت. نتیجه این بود که عیدی و سنواتی وجود نداشت و برای اینکه حجم کار را به نفع خودش کم کنه، به صحبت از شرکتهای بزرگ و حجم کارشون استناد میکرد، اما باورش نمیکردم. چون واقعا اونجا به عنوان شرکت مطرح نبود و بیشتر شبیه یک دکان بود. در زمان توافق، حقوق به موسسات نامطمئن میافتاد و ناهار هم با خودم میبردم و ساعات ناهار جز ساعات کاری محسوب نمیشد. ساعات کاری به طور معمول هشت و نیم بود و گاهی اگر مدیر کار داشت، بیشتر هم طول میکشید. مدیر واحد هیچ احترامی نسبت به پرسنل قائل نبود و برای ترتیب جلسه باهاش باید پشت در منتظر میماندی یا اینکه تلفن رو بیوقفه میگرفت تا پاسخ بدهد. آنها از تشکر هم خبری نبود و این مسائل برای من نشانههای واضحی از محیط نامساعد بود.
شما به عنوان یه کارمند روز اول فکر میکنید در جای درست حسابی وارد شدید. ولی مدیریت منابع انسانی یه خانم مسن هستند که مسئول پاچه خواری مدیریت هستند. معاون شرکت شخصیه که 17 ساله پاشو از شرکت بیرون نذاشته و طرز فکرش هم مال همون دورانه. خاله زنک بازی فرهنگ رایجیه که از مدیرعامل تا خدماتیش توش استااد هستند. فکرکن میری با مدیر ارشد یا منابع انسانی جلسه از حرفات وویس ضبط میکنن. یعنی هرچقدر هم حقوقش بالاتر از جاهای دیگه باشه(که نیست) اگر انسان سالمی باشید فشار روانی و هزینه تراپی که تحمل میکنید بسیار سنگین تر هست. فقط هم به فکر وجهه سازمان جلوی رقبا هستند . از لبخندای الکی تو عکس و فیلم تا برگزاری مراسم های ناموفق. نحوه پایان همکاریشون هم اینجوریه که یه روز وارد سازمان میشید و میبینید که راتون نمیدن بالا. و زنگ میزنن همکارتون وسایلتون رو بیاره پایین براتون.تسویه هم اگر خیلی جدی پیگیری کنید و هفته ای یکی دوبار مراجعه کنید بعد 7 8 ماه ممکنه دریافت کنید. اگر ذهن و روانتون براتون مهمه و انسان دروغگو خاله زنک و زیراب زنی نیستید به هیچ قیمتی وارد این سازمان نشید
به هیچ عنوان از میزبان فا سرویس ادعایی را تهیه نکردهام یا درخواست نکردهام، حتی اگر رایگان باشد. تجربهی من نشان میدهد که پشتیبانی قابل اعتماد نیست و خدمات هاست کیفیت لازم را ندارد و ارزش پولی که میپردازید را ندارد؛ در نتیجه پشیمانی زیادی به همراه دارد.
امروز تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری به رزومهنویسی بپردازم و از هر کار بیربطی پرهیز کنم تا خودم را در معرض مشکلات یا تفکرات منفی قرار ندهم. به خودم میگویم که بهتر است انتخابهای درست را پیش بگیرم و از کارهایی که ممکن است آیندهام را به خطر بیندازند دوری کنم. فردا وقتی به یاد این تجربه میافتم، دوست دارم با آرامش و تصمیمهای روشن پیش بروم و دوباره چنین اشتباهی تکرار نشود.
بدترین مدل حقوق دادن رو دارن. حقوقی که توافق کردی رو با کارانه (۳ ماه یکبار) و عیدی و بن کارت جمع زدن. بعد از اینکه حقوق اول رو میگیرید میفهمید چه کلاهی سرتون رفته، طوری که بعد از ۳ ماه ازمایشی کمتر کسی اینجا مونده. با اینکه ادعای اتصال به بانک رو دارن اما یه وام ۱۰ تومنی هم نمیدن حتی به افراد قدیمی. من شنیدم که وام هارو مدیرای میانی برای خودشون برمیدارن و پیش کارمندا از نداری و بدبختی حرف میزنن. سبک کاریشون هم به شیوه برده های مصر باستان بیشتر میخوره تا یه شرکت تکنولوژی! نه سیستم تسک و منیجمنت وجود داره نه ارزیابی عملکرد کارکنان. فقط امیدوارم تو تیم اون ***** نباشید. مغز و روانتون بهم میریزه و حسرت یه خواب اروم باهاتون میمونه.
دو سال حضور من در رایورز تجربهی نسبتا مثبتی بود، هرچند که نظرم ممکنه از دید هرکس دیگه فرق کنه. رایورز شرکتی در زمینه ERP با مشتریان بزرگیه و حضور در چنین محیطی برام تجربهی خوبی داشت. ساختار شرکت شامل دفتر مرکزی واقع در خیابان ۱۸ وزرا و ساختمانی بالای پارک ساعی بود که استقرار و پشتیبانی هم همونجا انجام میشد. تیمهای مختلفی وجود داشتند، هر کدوم مدیر و مشتریان حوزهی خاصی رو پوشش میدادند؛ مثلا تیم قطعات و خودرو، تیم داروسازی و تیمهای دیگهای هم بودن. نرمافزار ارائهشده به مشتریها نسخهی ویندوزیه و ظاهرش تا حدودی قدیمی و مشابه با سایر همکاران ویندوزی به نظر میرسید. تا جایی که من دیدم، نرمافزار باگ چندانی نداشت و معمولا اعضای تیم کارهای فنی عمیق انجام نمیدادند. مسیر شغلی یا آموزشی مشخص و سیستماتیکی وجود نداشت، اما اعضای تیم برای پرسش و یادگیری همیشه در دسترس بودن و فضای تیمی دوستانه بودن نکتهی مثبتی بود. در زمینهی مدیریتی، روندها قابل پیشبینی بود؛ اکثر مدیران تجربهدار و ثابت قدم بودند و تغییرات مدیریتی زیاد دیده نمیشد. بهجز این که هر مدیری پس از رفتن به سمت جدید، وظایف قبلیاش را بدون تغییر حفظ میکرد. حقوق در حالت نسبتا پایین قرار داشت و از نظر بار کاری هم معمولا سنگینی زیادی احساس نمیشد، برای کسانی که حقوق در اولویت نیستند جای مناسبی بود. مزایا بهگواهی من محدود بود و علاوه بر حقوق و یک کارانه شش ماهه، چیز خاصی نبود. در اکثر موارد مشکلاتی در برخی جنبهها وجود داشت که میریدم کمبودهای مربوط به حقوق، مسیر شغلی و آموزش، و نیاز به امکانات مناسب بود. همچنین از نظر سختافزار و نرمافزار و ملزومات کار، کمی احساس کمبود وجود داشت. در نهایت تجربهی حضور من در رایورز خوب بود، اما هنگام خروج با مشکلاتی مواجه شدم تا حدی که مدیر خودم و مدیر منابع انسانی پاسخگو نبودند و برای تسویه به اداره کار مراجعه کردم. این نکتهها به گفتهی من نشاندهندهی فضای کار و فرآیندهای پشتصحنه است.
من سالهاست در گام الکترونیک مشغول کارم و تصمیم گرفتم واقعیتهایی را بازگو کنم که شاید خیلیها به آن اشاره نکردند، اما برای من از ارزش بالایی برخوردار بوده است. چند روزی که فضای جامعه تحت فشار است و اخبار ناامیدکننده را میخوانیم، حضور در چنین مجموعهای برای من همچنان دلگرمکننده است. وقتی دیدم حقوق به موقع پرداخت میشود و امکان کار از منزل برای همکاران فراهم شده، این کار فراتر از وظیفه به نظر میرسد و نشانهای از همدلی و حمایت جمع است که تا مدتها در ذهن میماند. همچنین این که به آرامش کارکنان اهمیت داده میشود و هدف فقط پیشبرد کار نیست، بلکه حال خوب تیم هم برای مدیران ارشد مهم است، نشان میدهد که شرکت ارزش اعضا را در اولویت قرار میدهد. این طرز نگاه و مسئولیتپذیری باعث میشود احساس کنم عضو خانوادة بزرگی هستم که نه فقط یک کارمند معمولی، بلکه بخشی از یک مجموعه با روحیهای انسانی است. در نهایت اینکه گام الکترونیک به موفقیتهای حرفهای بسنده نمیکند و به روابط انسانی و اخلاق حرفهای هم توجه دارد، برای من قابل توجه است. مدیران ارشد با رفتاری حرفهای و گرمای انسانی فضای کاری را به محیطی حمایتی و پر از فرصتهای یادگیری تبدیل کردهاند. این نکات تنها بخش کوچکی از واقعیت گام الکتروینک است که برای من به عنوان یکی از اعضای کوچک این مجموعه اهمیت زیادی دارد و وظیفه دیدم آن را بازتاب دهم.
به نظر من فضای کار در واحد گرافیک شرکت سیگما خیلی ناسالم شده بود و به جای تمرکز بر بهبود کیفیت کار و همدلی، جو آن پر از بیاحترامی و برخورد تحقیرآمیز بود. مدیر ارشد آن واحد رفتاری غیرحرفهای و بیادبانه داشت و حتی جواب سلام همکاران را نمیداد. این رفتارها به آرامش تیم ضربه میزد و فضای کار را ناخوشایند کرده بود. علاوه بر این، برخی از همتیمیها هم برخوردی بیادبانهتر و پستتر از سطح معمول داشتند. با تشکیل گروهی نامناسب، افراد مذکور تلاش میکردند هر کس که با میلشان همسو نبود را تحت فشار بگذارند و به شیوههای مختلف آنها را وادار به ترک شرکت کنند.
تجربه من این است که در تابستان سال ۱۴۰۳ کرایه های اسنپ باکس خیلی خوب بود ولی امسال سال ۱۴۰۴ این ۳ ماه گذشته کرایه ها خیلی پایین و کمسین اسنپ باکس خیلی بالا است از شما خواهشمند هستیم که کرایه های اسنپ باکس را بالا ببرید
برای من خالی از انصاف بود که وضع کارفرمایان در این شرکت اینقدر آزاردهنده باشد و به چشم میبیند که جغرافیا و ساختار اقتصادی اینجا افراد را با درد سر رو به رو میکند. رئیس همواره به عنوان صاحب قدرت ظاهر میشود و دیگران را به چشم ابزار میبیند. تفاوتی نمیکند چقدر و چگونه برایش کار کرده باشی؛ به محض وقت تصمیم میگیرد که کار را با همان شکل اولیه کنار بگذارد و کنار بگذارد. رفتار او همواره از حالت طلبکارانه خارج نشده و احساس بدهکاری در قالب هر موقعیتی باقی میماند. کارکنان با حقوق ناچیز، زمان، تخصص و سلامتیشان را فدا میکنند تا کار انجام شود و این در نگاه مدیر تنها هزینهای است که میپردازد. گویی زندگی با دستمزدی است که میشود هر لحظه با بیتفاوتی از آن گذشت و با فشارهای بیحد و حصر روبهرو شد. هیچیک از دغدغههای همکاران در برابر نگاه او ارزشی ندارد و با هزار فکر و حاشیه و فشار تنها به دنبال حفظ جریان کار است. از تجربه ما که بگذرد… برای همه ما آرزوی خیر و آرامش دارم.
به خاطر فضای کاری ناامن و ناسالم، من حدود سه ماه در این شرکت حضور داشتم و خیلی زود فهمیدم که نمیتونم بیشتر بمونم. در زمان ورود به شرکت، عملا هیچ کس با سابقهای طولانی وجود نداشت و اکثر نیروهای فعال حداکثر پنج ماه سابقه کار در اونجا داشتند. در همان مدت کوتاه هم با تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق مواجه بودم. مدیران شرکت فاقد خطمشخص و استراتژی برنامهریزی مشخص بودند و هر روز درخواست جدیدی مطرح میشد و حرفهاشون بارها نقض میشد. به هیچ عنوان توصیه نمیکنم کسی در این شرکت کار کند. هیچ اولویت یا لطفی در آن وجود ندارد و حتی همکار من که الان در همان شرکت است، دنبال کار میگردد؛ وگرنه بهسرعت نمیشد در آنجا دوام آورد.