متأسفانه سطح سازمان و مصاحبهکننده بسیار پایین بود. انتظار داشتم در حوزهی تخصصی IT، مصاحبه با ابزار مناسب مثل کامپیوتر انجام بشه، نه با ماژیک و تخته وایتبرد! واقعا حیف از زمان، انرژی و منابعی که صرف چنین سازمانهایی میشه؛
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من دو ساله که در این مجموعه هستم. مثل هر جای دیگهای خوبیهایی داره و بدیهایی. تا قبل از همکاران سیستم من فقط در محیطهای استارتاپی و شرکتهای تازه تاسیس کار کرده بودم و همکاران سیستم تجربه بسیار متفاوتی بود. - به نظر من محیط شرکت بسیار سالم و صمیمیه. این رو خودم از زبون کسانی که از اسنپ، دیجیکالا، دیوار و بازار و شرکتهای بزرگ دیگه به همکاران اومدن و یا از همکاران رفتن اونجاها شنیدم. میگن در مقایسه با اون شرکتا جو سالمتری داره همکاران. - شرکت بالغ بر ۳۵ سالشه و این خودشو تو بوروکراسی و منابع انسانیش نشون میده، اما در عین حال فرهنگ تغییر و بهتر شدن کاملا مشهوده به نظر من. - پرداخت حقوق همیشه به موقع است. - رده بندی و نردبان شغلی و این مسائل نداره. اما تفاوت مهارت و مسئولیت پذیری کاملا دیده میشه. البته در کل حقوقش (برای برنامهنویس) از شرکتهای مطرح یه سطح پایینتره. - در عین بزرگ بودن شرکت، شما از مدیران دور نیستید. واقعا باهاتون در ارتباطن و در دسترسن برای صحبت، مشورت، انتقاد و ... - شاید بهترین جا برای پیشرفت فنی نباشه. چون به خاطر بروکراسی و فرآیندهای نرمافزاریش، زمان قابل توجهی از شما گرفته میشه. سخت میشه تاثیرگذار بود و چیزی رو عوض کرد. از لحاظ سطح فنی هم آدم معمولی زیاده به نسبت.
سلام، برای پوزیشن کاری برنامه نویسی به این شرکت رفتم، محیط خیلی ساکتی داشت، برام مهم بود و دوم اینکه مصاحبه تخصصی روی وایت برد داشتم، خوب نتونسم پاسخ بدم ولی خوشحالم که سطح شرکت های آیتی یه تغییری تو ایران کرده. راضی کننده بود
میخواهم بگویم که در مدت تقریبا سه سالی که اینجا بودم، فرصتهای نسبتا خوب و همینطور چالشهایی فراهم شد. اگر به معماری رایانه، سیستمعامل یا شبکه علاقه دارید، این بخش سیستمی شرکت برایتان تجربههای جذابی به همراه دارد. از نظر حقوقی، دستمزد نسبت به بازار متوسط رو به بالا بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. علاوه بر این، امکان دورکاری چند روز در هفته وجود داشت و فضای ذهنی مثبتی در این باره وجود داشت. از نکات منفی هم این است که شاید بهکارگیری تکنولوژیهای بیشتری بتواند هم گروه همکاران را راضیتر کند و هم مهارتهایشان را ارتقا دهد. ارتباط مناسب با واحد منابع انسانی را احساس نکردم و این بخش از نقاط ضعفی بود که به آن اشاره میکردم. اخیرا با مدیر فنی جدید تغییرات خوبی در سطحهای مختلف شکل گرفته و آینده بهتری برای شرکت نوید میداد. برای شرکت آرزوی موفقیت دارم و از وقتی که اینجا کار کردم خوشحالام.
فقط یه مورد بگم تو اون شرکت یه فردی بود به اسم نوری هر کاری میگفت مدیریت نه نمیاورد نه که نتونه میترسیدن از ممد یادمه نوری چندین نیرویه کار عالی و همکارایه لایق رو بخاطر اینکه ازش نزنن بالاتر به اقای محمودی میگفت ردش کن اونم میکرد بعد از چند هفته میفهمید چه غلطی کرده و کاره اونام ریخته رو خودش به غلط کردن میوفتاد حالا هم که نیست برای جانشین های خودش که حاصل تربیت خودش هستند همون شخصیت به جا گذاشته ماکه عقل نداشتم چند سال عمرمونو اونجا درجا زدیم ولی اونی که یذره عاقل بود اومده و دو روزه رفت
تجربه خوبی بود، انصافا خیلی چیزا یاد گرفتم. با وجود اینکه ایراداتی داشت. ما از حق نگذریم تجربه ای که در تعامل و بازاریابی تو این شرکت پیدا کردم خیلی برای آینده ام خوب هست. بالاخره هیچ جایی عالی نیست اما خوب و بدی هر جا به نظرم می تونه در نهایت به تجربیات آدم چیزی اضافه کنه. امیدوارم این شرکت موفق باشه
بهسازان ملت را به صورت یک تجربه کاری واقعی بازنویسی میکنم و از منظر خودم بیان میکنم. مدت کوتاهی با تیمی کار میکردم که بینظم بود و هماهنگیها به سختی برقرار میشد. اجرای اتوماسیون یک هفته قطع بود و هیچکس پاسخگو نبود تا اینکه مسائل را پیگیری کند؛ فشار روی من و همکاران بالا رفت و هر کس تلاش میکرد دیگری را مقصر نشان دهد. وظیفهها بین بخشها گره میخورد و مسیر ارتباطی واضحی وجود نداشت؛ دبیرخانه، ادمین، کارشناس گام و بخش امنیت و بانک هر کدام دیگری را مقصر میدانستند. این مدت قطع اتوماسیون، برایم خیلی دشوار شد و احساس میکردم در مجموعهای با حاشیههای زیاد کار میکنم که رفتن از آن تنها راه باقیمانده بود.
بسیار بی نظم و همه چی قاطی بر قاطی هست اتوماسیون ۱ هفته قطع بود و مسئولین کاری نمی کردن چون اصلا براشون مهم نبود که بهو ۱۰۰ تا نامه بمونه و با هم بیاد هر کی هم مینداخت گردن اون یکی، دبیرخانه گردن ادمین گام ،ادمین گردن کارشناس گام ، کارشناس گام گردن امنیت، امنیت گردن بانک همبن یه هفته قطعی اتوماسیون بس بود برای دیوانه شد خدا به داد برسه شرکت سرشار از حاشیه و خاله زنک فقط باید فرار کرد فقط
اگر بخواهم تجربهای که از همکاری با این مرکز دارم را به زبان تازه و صادقانه بازگو کنم، این است که از همان ابتدا با دید سختگیرانهای نسبت به مشکلاتش روبهرو شدم. توضیحات زیادی درباره ناکارآمدی مدیریت شنیده بودم اما وقتی خودم وارد ماجرا شدم، واقعا پیامدهای آن را لمس کردم. مدیریت ضعیف و حجم بالای شکایات درباره این مجموعه تا حد زیادی بر همه افراد، حتی واحدهای غیرمرتبط با کار هم تاثیر میگذاشت. ساعات کار طولانی خارج از چارچوب قانونی به گونهای بود که اگر چند هفته هم تعطیل نباشید، انتظار داشتند در همان سمت حضور داشته باشید بیآنکه حقوق یا مزایای مناسبی دریافت کنید. کمبود شدید نیرو و فشار کاری بالا همراه با حقوقی پایینتر از حداقلهای وزارت کار بود و حتی ممکن بود همان مبلغ هم به دستمان نرسد؛ بسیاری از همکاران حقوق سه ماهه یا بیشتر را نگرفته بودند. توصیه میکنم اگر قصد دریافت خدمات یا شروع همکاری دارید، فقط برای یک ساعت در سالن انتظار بنشینید تا عمق مشکلات را بهتر درک کنید؛ ورودتان با حجم بالای شکایات رو به رو میشود، چه از جانب کسانی که خدمات گرفتهاند و چه از همکاران سابق که معوقات خود را حتی بعد از یک سال دریافت نکردهاند. مدیران با ظاهری موجه اما در عمل بیتفاوت به شکایات و کمبودها رفتار میکردند. در اکثر ماهها مدیران کلیدی مثل مدیر مالی یا مدیر فروش حضور ندارند و بهبود فرایندها را به نیروهای پاییندست واگذار میکنند، در حالی که به نظر میرسد بیکفایتی مدیران ارشد عامل اکثر مشکلات است. به همین دلیل معمولا هیچیک از این افراد در کار خود ثبات طولانی ندارند و با دیدن هرگونه بینظمی یا عدم پرداختی، مجموعه را ترک میکنند. نبود فردی به عنوان سرپرست باعث درگیریهای مداوم بین بخش خدمات و فروش میشد. تجربه من نشان میدهد که نه تنها تازهکارها دوام نمیآورند، بلکه نیروهای با سابقه هم به خاطر اختلاف و دعوا یا قهر از مجموعه خارج میشوند.
سه سال سابقه کار در شرکت آتیسان را دارم و اگر بخواهم خلاصه کنم، از نظر حرفهای بودن محیط و جو سالم و صمیمی بین همکاران رضایت داشتم. مدیرعامل با دید فنی نسبت به کارها تسلط قابل توجهی نشان میداد و این موضوع باعث میشد هیچیک از اعضا از کنار مسائل فنی به سادگی عبور نکنند. فرصتهای رشد فنی در این شرکت قابل توجه بود و به لحاظ حرفهای پیشرفت خوبی میکردم. در نهایت، از تجربهام راضی بودم.
برای من تجربهای که از آی تی ساز دارم به عنوان کارمند برنامهنویس خیلی منفی است و میخواهم بگویم که با وجود ظاهر حرفهای شرکت، فضای کار آن سمی بود و همکاران نابسامانی در رفتار و ارتباط داشتند. افراد ادعا میکردند مهندس یا دکتر هستند، اما واقعا هیچ دانش پایهای در روابط انسانی یا فنی از خود نشان نمیدادند و این تناقضی بود که بیشتر از قبل میرنجه. به خودم و همکارانم فشارهای غیرمنطقی وارد میکردند و انتظارهای غیرواقعی داشتند. این تجربیات باعث شد احساس کنم باید از آنجا رفت تا آرامش و سلامت شغلیم حفظ شود. در کل، توصیه من به دیگران این است که با نهایت احتیاط وارد چنین فضایی نشوند و اگر احساس میکنید محیط کارتان ناسالم است، به دنبال گزینههای بهتر بگردید و دیر یا زود تصمیم خروج بگیرید.
من حدود ده سال توی این شرکت بودم و روزهای خوبی رو تو ناواکو گذروندم کنار همکارای خوب و حرفه ای. توی این چند سال تجربه های خوبی کسب کردم خیلی چیزا یاد گرفتم وام های خیلی خوبی به واسطه زیرمجموعه بودن تو بانک دادن توی دادن. شرکت تو چند سال آینده پیشرفت های خوبی میکنه. من هم به دلیل مسائل شخصی و رفت و آمد مجبور شدم از اینجا برم
بهخاطر این شرکت، تجربهام رو به گونهای بازنویسی میکنم که با واقعیت حس من جور باشه و بتونم به آدمهای دنبال کار توضیح بدم. داستان رو از یه نگاه کلی شروع میکنم و بعد جزییات رو به ترتیب میگنجونم. من برای بقیه کسانی که دنبال استخدام تو این شرکت هستند، با وجدان کامل توضیح میدم که وقتی رزومهام رو فرستادم، معمولا بیغربال با همه تماس میگیرن و برای مصاحبه وقت میذارن. در روز مصاحبه هم از من آزمون تخصصی و بخش فنی میخوان و اگر تأیید بشم، برای کار آزمایشی میرم. اعضای هیئت مدیره شرکت از دو مدیر اصلی، آقا و خانم، بهعلاوه سه مدیر میانی که اغلب آقا هستند، تشکیل شدهاند. در مورد مدیران بخشهای مختلف، بهطور واضح باید بگم که مدیر تولید فردی بیسواد، پرحرف، با نظرهای بیمبنا در هر حوزه و بیمسئولیت و بیادب است. مدیر بخشهای فروش و شیمی نسبت به بقیه، اخلاقمدار و مودبتر هستند و شاید تنها بخشی باشند که ارزش کارکردن در شرکت را دارند. مدیر بخش تحقیق و توسعه از نظر اخلاق اجتماعی فردی محترم است و از نظر فنی هم باسواد، اما مدیریتشان بسیار ضعیف است و بهطور کلی حاضر به پذیرش مسئولیت نیستند. هر کاری که با نظر ایشان انجام بدهید در نهایت بهعهدهی شماست و مسئولیت حرفی که زده میشود با شما است. این موضوع خیلی مهم است چون مدیران اصلی رفتارهایشون با کارمند وقتی خطا میکند، بهنظر نمیرسد که انتظار یک رفتار حرفهای از یکی کارمند داشته باشند. نام مدیر منابع انسانی از لحاظ اخلاقی معمولی هستند و بیشتر در حوزههای آرایشی و زیبایی تخصص دارند تا جایگاه خودشان. وظیفهشان عمدتا هماهنگیهای استخدام نیروهای جدید است و تصمیمگیری جدی ندارند؛ جایگاه نمایشی دارند و علاوه بر این، نظارت و پیگیری اطلاعات کارمندان با دوربینهای مداربسته و گزارش به مدیران اصلی از وظایف مهمشان است. مدیران اصلی که اغلب وقتشان را خارج از کشور میگذرانند و شرکت را بهصورت ریموت مدیریت میکنند، از نظر فنی نیروهای زحمتکش و باسواد هستند اما از لحاظ اخلاقی نمرهی بالایی نگرفتهاند. نگاه بالا به پایین کاملا صریح است و به کارمند میگویند وقت من ارزش دارد و باید با احترام کمترین سطح برخورد کرد. تصور کنید اگر در وظیفهای کوچک نقطه ضعفی پیدا شود، جلوی همکاران در محیط کار مشترک با صدای بلند شما را تحقیر میکنند و اتهام کمکاری میزنند. از نظر مدیریتی میشود گفت که مدیران اصلی سواد مدیریتی ندارند و سعی میکنند در همهی کارها حضور فیزیکی یا سرک بکشند. به این ترتیب هیچ سلسلهمراتبی مشخص نیست و مدیران فنی و میانی فقط نمادین هستند. از مزیتهای کار در این شرکت میتوان به اینها اشاره کرد: صبحانه در زمان مشخص، سرویس رفت و برگشت به تهران، پذیرش نیروهای کارآموز با حقوق، و بستههای مناسبتی. اما معایب شدید این شرکت خیلی فراتر از مزایا است. برای اکثر خانمها که از نظر ظاهر مورد توجه مدیر اصلی قرار بگیرند، ترفیع و افزایش حقوق سریعتر اتفاق میافتد؛ بقیه کارکنان حقوقشان طبق قانون کار است و در ابتدای استخدام همه پایه حقوق میگیرند. بعد از مدتی افزایش حقوق بر اساس توانایی شما صورت میگیرد اما باز هم خیلی کمتر از نرخ بازار است و چارچوبی مشخص برای حقوق ندارد؛ به
سلام بر کسی که میخونی تا آگاهی پیدا کنی : حقوق حداقلی عدم آرامش محیط کاری تنش بین همکاران بسیار بالا استرس بالا مدیر ناکارآمد عدم پرداخت به موقع عدم پرداخت حق و حقوق اداره کار نقض قوانین اداره کار بدون تسهیلات و نکته مثبت مالی تبعیض بیش از اندازه عدم توازن حجم کاری و حقوق اینجا باید فضول خبرچین و زیرآب زن باشی تا بری بالا حق مردم ضایع کنی مهاجرت تمام افراد اصلی این مجموعه به خارج از کشور (مدیرعامل ، برنامه نویس اصلی،مدیران ارشد و میانی، مدیر مالی ، مدیر شهرنما ) و یکسری مدیران بدون سواد به جا مانده اند که بیشتر از این شهرداری و ارباب رجوع ها را به دردسر بیندازند . کل سن افراد این مجموعه به سه سال هم نمیرسه و تمام افراد خبره و قدیمی به خاطر محیط افتضاح و مدیریت نالایق از این دفتر خارج شدند. اینها تماما حقیقت هست و خدا جای حق نشسته است. اگه آرامش ذهن و روح تون مهم هست حتی برای مصاحبه هم اینجا پا نگذارید . مطمئن باشید همیشه انتخاب برتر هست . تا جایی که چند تا زن عقده ای و خاله زنک و زیرآب زن و خودشیرین اونجا را مدیریت کنند. برای خودت ارزش قائل شو بهترین ها میاد سمتت. موفق باشید
من سالها است که در این شرکت کار میکنم و با وجود مدت طولانی حضورم، احساس میکنم اوضاع به همان صورت راکد و نابسامان پیش میرود. در واحدهای مختلف بهوضوح ضعف در سطح دانش و تخصیص فرصتهای عادلانه دیده میشود و مدیران همواره با ادعاهای بالا سعی در پوشاندن نواقص دارند. با این حال من همچنان در کنار پروژهها میمانم و علاقهام به اپلیکیشن و کار تیمی دلیلی است که به ادامه کار پایبند بمانم، اگر تصمیم بگیرم کسی به جای من کارها را انجام دهد، انگار جایگزینی برای من وجود ندارد و نتیجه به اندازه کافی قابل اتکا نخواهد بود.
در این شرکت هیچ وقت احساس امنیت نکردم و روابطم با مدیرانش پر از فشار و رفتارهای ناپسند بود. کار به شکل خانوادگی پیش میرفت و توجهای به نیروها نمیشد. جلسات بیهدف زیادی برگزار میشد و به پروژهها به چشم یک اولویت حیاتی نگاه نمیشد. از فکریهای گسسته و نامنظم در مدیریت برخورد میکنم که نتیجهاش حاصلی نبود جز سردرگمی و ناامیدی. به هر اندازه که توضیح بدهم، باز هم کم است و به هیچ وجه توصیه نمیکنم که به این شرکت مراجعه کنید.
من واقعا تعجب میکنم که یک شرکت میتواند چند نام داشته باشد. در مصاحبه، دو نام دیدم و هر چه جستجو کردم تا جایگاهی را که رزومه فرستادهام نشان بدهد پیدا نکردم؛ الآن میفهمم دی کامپیوتر هم همان تایگر است. دوست ندارم به کارتان بیایند، اما کسانی که سابقه کار دارند، گرمی و سردی محیط را تجربه میکنند و در طول مصاحبه با مشاهده دقیق، همه نکات منفی که اینجا ذکر شده بود را تأیید میکنند. به برخیزان جوانان و کسانی که تازه وارد هستند بگویید: به عمرتان ارزش بدهید و شرکت یا درآمد وزارت کار را بیفایده نبینید. امنیت شغلی، آرامش محیط کار و عدم تنش و اضطراب در حین کار حق هر کارگری است که باید به رایگان در اختیارتان قرار بگیرد.
واقعا چرا الکی میگید کرایه اسنپ باکس بیشتره نسبت به مسافر .دروغ چرا میگید؟؟اسنپ مسافر خیلی بهترو راحت هستش با کرایه بیشتر ولی اسنپ باکس راننده باید همش پیاده بشه بره بگیره باز پیاده بشه بره درب واحد تحویل بده.امان از مدیریت بی سواد.
برای من تجربهی مصاحبه خیلی ناخوشایند بود؛ به نظرم روند کار درست نبود و انتظارها خیلی بالاتر از واقعیت بود. مصاحبهکننده تلاش میکرد خودش را خیلی باحال نشان بدهد اما در عمل مشکلاتی را با طرح سوالهای غیر مرتبط و گاه نامفهوم ایجاد میکرد. سوالات به شکلی کلی و طولانی ارائه شدند و به نظر میرسید بیش از اندازه به کارکرد واحد HR اشباع نشدهاند. بیش از سیصد سوال به شکل نظرخواهی دربارهی مسائل معمولی پرسیده شد که نتیجهاش سردرگمی بیشتر بود. همچنین فرآیند دعوت به مصاحبه و سایر مراحل بیش از دو ماه طول کشید و این زمان خاموشکنندهی انگیزه بود.
یکی از مزخرف ترین مصاحبه ها که رفتم. 2 نفر به عنوان مصاحبه کننده که به شدت از لحاظ فنی سطح پایینی داشتن، اومدن و حدود 4.5 ساعت مصاحبه کردن، خودشون گفتن ما دیگه خسته شدیم و سوالی نداریم! این چه تیپ مصاحبه مسخره ای آخه؟! الان سه ماه گذاشته هنوز هیچ خبری هم ندادن. برای داده ورزی سداد رزومه ندین چون کاملا اتلاف وقت و انرژی هست جای تاسف فراوان که کسی بره این شرکت دوزاری
متأسفانه سطح سازمان و مصاحبهکننده بسیار پایین بود. انتظار داشتم در حوزهی تخصصی IT، مصاحبه با ابزار مناسب مثل کامپیوتر انجام بشه، نه با ماژیک و تخته وایتبرد! واقعا حیف از زمان، انرژی و منابعی که صرف چنین سازمانهایی میشه؛
من دو ساله که در این مجموعه هستم. مثل هر جای دیگهای خوبیهایی داره و بدیهایی. تا قبل از همکاران سیستم من فقط در محیطهای استارتاپی و شرکتهای تازه تاسیس کار کرده بودم و همکاران سیستم تجربه بسیار متفاوتی بود. - به نظر من محیط شرکت بسیار سالم و صمیمیه. این رو خودم از زبون کسانی که از اسنپ، دیجیکالا، دیوار و بازار و شرکتهای بزرگ دیگه به همکاران اومدن و یا از همکاران رفتن اونجاها شنیدم. میگن در مقایسه با اون شرکتا جو سالمتری داره همکاران. - شرکت بالغ بر ۳۵ سالشه و این خودشو تو بوروکراسی و منابع انسانیش نشون میده، اما در عین حال فرهنگ تغییر و بهتر شدن کاملا مشهوده به نظر من. - پرداخت حقوق همیشه به موقع است. - رده بندی و نردبان شغلی و این مسائل نداره. اما تفاوت مهارت و مسئولیت پذیری کاملا دیده میشه. البته در کل حقوقش (برای برنامهنویس) از شرکتهای مطرح یه سطح پایینتره. - در عین بزرگ بودن شرکت، شما از مدیران دور نیستید. واقعا باهاتون در ارتباطن و در دسترسن برای صحبت، مشورت، انتقاد و ... - شاید بهترین جا برای پیشرفت فنی نباشه. چون به خاطر بروکراسی و فرآیندهای نرمافزاریش، زمان قابل توجهی از شما گرفته میشه. سخت میشه تاثیرگذار بود و چیزی رو عوض کرد. از لحاظ سطح فنی هم آدم معمولی زیاده به نسبت.
سلام، برای پوزیشن کاری برنامه نویسی به این شرکت رفتم، محیط خیلی ساکتی داشت، برام مهم بود و دوم اینکه مصاحبه تخصصی روی وایت برد داشتم، خوب نتونسم پاسخ بدم ولی خوشحالم که سطح شرکت های آیتی یه تغییری تو ایران کرده. راضی کننده بود
میخواهم بگویم که در مدت تقریبا سه سالی که اینجا بودم، فرصتهای نسبتا خوب و همینطور چالشهایی فراهم شد. اگر به معماری رایانه، سیستمعامل یا شبکه علاقه دارید، این بخش سیستمی شرکت برایتان تجربههای جذابی به همراه دارد. از نظر حقوقی، دستمزد نسبت به بازار متوسط رو به بالا بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. علاوه بر این، امکان دورکاری چند روز در هفته وجود داشت و فضای ذهنی مثبتی در این باره وجود داشت. از نکات منفی هم این است که شاید بهکارگیری تکنولوژیهای بیشتری بتواند هم گروه همکاران را راضیتر کند و هم مهارتهایشان را ارتقا دهد. ارتباط مناسب با واحد منابع انسانی را احساس نکردم و این بخش از نقاط ضعفی بود که به آن اشاره میکردم. اخیرا با مدیر فنی جدید تغییرات خوبی در سطحهای مختلف شکل گرفته و آینده بهتری برای شرکت نوید میداد. برای شرکت آرزوی موفقیت دارم و از وقتی که اینجا کار کردم خوشحالام.
فقط یه مورد بگم تو اون شرکت یه فردی بود به اسم نوری هر کاری میگفت مدیریت نه نمیاورد نه که نتونه میترسیدن از ممد یادمه نوری چندین نیرویه کار عالی و همکارایه لایق رو بخاطر اینکه ازش نزنن بالاتر به اقای محمودی میگفت ردش کن اونم میکرد بعد از چند هفته میفهمید چه غلطی کرده و کاره اونام ریخته رو خودش به غلط کردن میوفتاد حالا هم که نیست برای جانشین های خودش که حاصل تربیت خودش هستند همون شخصیت به جا گذاشته ماکه عقل نداشتم چند سال عمرمونو اونجا درجا زدیم ولی اونی که یذره عاقل بود اومده و دو روزه رفت
تجربه خوبی بود، انصافا خیلی چیزا یاد گرفتم. با وجود اینکه ایراداتی داشت. ما از حق نگذریم تجربه ای که در تعامل و بازاریابی تو این شرکت پیدا کردم خیلی برای آینده ام خوب هست. بالاخره هیچ جایی عالی نیست اما خوب و بدی هر جا به نظرم می تونه در نهایت به تجربیات آدم چیزی اضافه کنه. امیدوارم این شرکت موفق باشه
بهسازان ملت را به صورت یک تجربه کاری واقعی بازنویسی میکنم و از منظر خودم بیان میکنم. مدت کوتاهی با تیمی کار میکردم که بینظم بود و هماهنگیها به سختی برقرار میشد. اجرای اتوماسیون یک هفته قطع بود و هیچکس پاسخگو نبود تا اینکه مسائل را پیگیری کند؛ فشار روی من و همکاران بالا رفت و هر کس تلاش میکرد دیگری را مقصر نشان دهد. وظیفهها بین بخشها گره میخورد و مسیر ارتباطی واضحی وجود نداشت؛ دبیرخانه، ادمین، کارشناس گام و بخش امنیت و بانک هر کدام دیگری را مقصر میدانستند. این مدت قطع اتوماسیون، برایم خیلی دشوار شد و احساس میکردم در مجموعهای با حاشیههای زیاد کار میکنم که رفتن از آن تنها راه باقیمانده بود.
بسیار بی نظم و همه چی قاطی بر قاطی هست اتوماسیون ۱ هفته قطع بود و مسئولین کاری نمی کردن چون اصلا براشون مهم نبود که بهو ۱۰۰ تا نامه بمونه و با هم بیاد هر کی هم مینداخت گردن اون یکی، دبیرخانه گردن ادمین گام ،ادمین گردن کارشناس گام ، کارشناس گام گردن امنیت، امنیت گردن بانک همبن یه هفته قطعی اتوماسیون بس بود برای دیوانه شد خدا به داد برسه شرکت سرشار از حاشیه و خاله زنک فقط باید فرار کرد فقط
اگر بخواهم تجربهای که از همکاری با این مرکز دارم را به زبان تازه و صادقانه بازگو کنم، این است که از همان ابتدا با دید سختگیرانهای نسبت به مشکلاتش روبهرو شدم. توضیحات زیادی درباره ناکارآمدی مدیریت شنیده بودم اما وقتی خودم وارد ماجرا شدم، واقعا پیامدهای آن را لمس کردم. مدیریت ضعیف و حجم بالای شکایات درباره این مجموعه تا حد زیادی بر همه افراد، حتی واحدهای غیرمرتبط با کار هم تاثیر میگذاشت. ساعات کار طولانی خارج از چارچوب قانونی به گونهای بود که اگر چند هفته هم تعطیل نباشید، انتظار داشتند در همان سمت حضور داشته باشید بیآنکه حقوق یا مزایای مناسبی دریافت کنید. کمبود شدید نیرو و فشار کاری بالا همراه با حقوقی پایینتر از حداقلهای وزارت کار بود و حتی ممکن بود همان مبلغ هم به دستمان نرسد؛ بسیاری از همکاران حقوق سه ماهه یا بیشتر را نگرفته بودند. توصیه میکنم اگر قصد دریافت خدمات یا شروع همکاری دارید، فقط برای یک ساعت در سالن انتظار بنشینید تا عمق مشکلات را بهتر درک کنید؛ ورودتان با حجم بالای شکایات رو به رو میشود، چه از جانب کسانی که خدمات گرفتهاند و چه از همکاران سابق که معوقات خود را حتی بعد از یک سال دریافت نکردهاند. مدیران با ظاهری موجه اما در عمل بیتفاوت به شکایات و کمبودها رفتار میکردند. در اکثر ماهها مدیران کلیدی مثل مدیر مالی یا مدیر فروش حضور ندارند و بهبود فرایندها را به نیروهای پاییندست واگذار میکنند، در حالی که به نظر میرسد بیکفایتی مدیران ارشد عامل اکثر مشکلات است. به همین دلیل معمولا هیچیک از این افراد در کار خود ثبات طولانی ندارند و با دیدن هرگونه بینظمی یا عدم پرداختی، مجموعه را ترک میکنند. نبود فردی به عنوان سرپرست باعث درگیریهای مداوم بین بخش خدمات و فروش میشد. تجربه من نشان میدهد که نه تنها تازهکارها دوام نمیآورند، بلکه نیروهای با سابقه هم به خاطر اختلاف و دعوا یا قهر از مجموعه خارج میشوند.
سه سال سابقه کار در شرکت آتیسان را دارم و اگر بخواهم خلاصه کنم، از نظر حرفهای بودن محیط و جو سالم و صمیمی بین همکاران رضایت داشتم. مدیرعامل با دید فنی نسبت به کارها تسلط قابل توجهی نشان میداد و این موضوع باعث میشد هیچیک از اعضا از کنار مسائل فنی به سادگی عبور نکنند. فرصتهای رشد فنی در این شرکت قابل توجه بود و به لحاظ حرفهای پیشرفت خوبی میکردم. در نهایت، از تجربهام راضی بودم.
برای من تجربهای که از آی تی ساز دارم به عنوان کارمند برنامهنویس خیلی منفی است و میخواهم بگویم که با وجود ظاهر حرفهای شرکت، فضای کار آن سمی بود و همکاران نابسامانی در رفتار و ارتباط داشتند. افراد ادعا میکردند مهندس یا دکتر هستند، اما واقعا هیچ دانش پایهای در روابط انسانی یا فنی از خود نشان نمیدادند و این تناقضی بود که بیشتر از قبل میرنجه. به خودم و همکارانم فشارهای غیرمنطقی وارد میکردند و انتظارهای غیرواقعی داشتند. این تجربیات باعث شد احساس کنم باید از آنجا رفت تا آرامش و سلامت شغلیم حفظ شود. در کل، توصیه من به دیگران این است که با نهایت احتیاط وارد چنین فضایی نشوند و اگر احساس میکنید محیط کارتان ناسالم است، به دنبال گزینههای بهتر بگردید و دیر یا زود تصمیم خروج بگیرید.
من حدود ده سال توی این شرکت بودم و روزهای خوبی رو تو ناواکو گذروندم کنار همکارای خوب و حرفه ای. توی این چند سال تجربه های خوبی کسب کردم خیلی چیزا یاد گرفتم وام های خیلی خوبی به واسطه زیرمجموعه بودن تو بانک دادن توی دادن. شرکت تو چند سال آینده پیشرفت های خوبی میکنه. من هم به دلیل مسائل شخصی و رفت و آمد مجبور شدم از اینجا برم
بهخاطر این شرکت، تجربهام رو به گونهای بازنویسی میکنم که با واقعیت حس من جور باشه و بتونم به آدمهای دنبال کار توضیح بدم. داستان رو از یه نگاه کلی شروع میکنم و بعد جزییات رو به ترتیب میگنجونم. من برای بقیه کسانی که دنبال استخدام تو این شرکت هستند، با وجدان کامل توضیح میدم که وقتی رزومهام رو فرستادم، معمولا بیغربال با همه تماس میگیرن و برای مصاحبه وقت میذارن. در روز مصاحبه هم از من آزمون تخصصی و بخش فنی میخوان و اگر تأیید بشم، برای کار آزمایشی میرم. اعضای هیئت مدیره شرکت از دو مدیر اصلی، آقا و خانم، بهعلاوه سه مدیر میانی که اغلب آقا هستند، تشکیل شدهاند. در مورد مدیران بخشهای مختلف، بهطور واضح باید بگم که مدیر تولید فردی بیسواد، پرحرف، با نظرهای بیمبنا در هر حوزه و بیمسئولیت و بیادب است. مدیر بخشهای فروش و شیمی نسبت به بقیه، اخلاقمدار و مودبتر هستند و شاید تنها بخشی باشند که ارزش کارکردن در شرکت را دارند. مدیر بخش تحقیق و توسعه از نظر اخلاق اجتماعی فردی محترم است و از نظر فنی هم باسواد، اما مدیریتشان بسیار ضعیف است و بهطور کلی حاضر به پذیرش مسئولیت نیستند. هر کاری که با نظر ایشان انجام بدهید در نهایت بهعهدهی شماست و مسئولیت حرفی که زده میشود با شما است. این موضوع خیلی مهم است چون مدیران اصلی رفتارهایشون با کارمند وقتی خطا میکند، بهنظر نمیرسد که انتظار یک رفتار حرفهای از یکی کارمند داشته باشند. نام مدیر منابع انسانی از لحاظ اخلاقی معمولی هستند و بیشتر در حوزههای آرایشی و زیبایی تخصص دارند تا جایگاه خودشان. وظیفهشان عمدتا هماهنگیهای استخدام نیروهای جدید است و تصمیمگیری جدی ندارند؛ جایگاه نمایشی دارند و علاوه بر این، نظارت و پیگیری اطلاعات کارمندان با دوربینهای مداربسته و گزارش به مدیران اصلی از وظایف مهمشان است. مدیران اصلی که اغلب وقتشان را خارج از کشور میگذرانند و شرکت را بهصورت ریموت مدیریت میکنند، از نظر فنی نیروهای زحمتکش و باسواد هستند اما از لحاظ اخلاقی نمرهی بالایی نگرفتهاند. نگاه بالا به پایین کاملا صریح است و به کارمند میگویند وقت من ارزش دارد و باید با احترام کمترین سطح برخورد کرد. تصور کنید اگر در وظیفهای کوچک نقطه ضعفی پیدا شود، جلوی همکاران در محیط کار مشترک با صدای بلند شما را تحقیر میکنند و اتهام کمکاری میزنند. از نظر مدیریتی میشود گفت که مدیران اصلی سواد مدیریتی ندارند و سعی میکنند در همهی کارها حضور فیزیکی یا سرک بکشند. به این ترتیب هیچ سلسلهمراتبی مشخص نیست و مدیران فنی و میانی فقط نمادین هستند. از مزیتهای کار در این شرکت میتوان به اینها اشاره کرد: صبحانه در زمان مشخص، سرویس رفت و برگشت به تهران، پذیرش نیروهای کارآموز با حقوق، و بستههای مناسبتی. اما معایب شدید این شرکت خیلی فراتر از مزایا است. برای اکثر خانمها که از نظر ظاهر مورد توجه مدیر اصلی قرار بگیرند، ترفیع و افزایش حقوق سریعتر اتفاق میافتد؛ بقیه کارکنان حقوقشان طبق قانون کار است و در ابتدای استخدام همه پایه حقوق میگیرند. بعد از مدتی افزایش حقوق بر اساس توانایی شما صورت میگیرد اما باز هم خیلی کمتر از نرخ بازار است و چارچوبی مشخص برای حقوق ندارد؛ به
سلام بر کسی که میخونی تا آگاهی پیدا کنی : حقوق حداقلی عدم آرامش محیط کاری تنش بین همکاران بسیار بالا استرس بالا مدیر ناکارآمد عدم پرداخت به موقع عدم پرداخت حق و حقوق اداره کار نقض قوانین اداره کار بدون تسهیلات و نکته مثبت مالی تبعیض بیش از اندازه عدم توازن حجم کاری و حقوق اینجا باید فضول خبرچین و زیرآب زن باشی تا بری بالا حق مردم ضایع کنی مهاجرت تمام افراد اصلی این مجموعه به خارج از کشور (مدیرعامل ، برنامه نویس اصلی،مدیران ارشد و میانی، مدیر مالی ، مدیر شهرنما ) و یکسری مدیران بدون سواد به جا مانده اند که بیشتر از این شهرداری و ارباب رجوع ها را به دردسر بیندازند . کل سن افراد این مجموعه به سه سال هم نمیرسه و تمام افراد خبره و قدیمی به خاطر محیط افتضاح و مدیریت نالایق از این دفتر خارج شدند. اینها تماما حقیقت هست و خدا جای حق نشسته است. اگه آرامش ذهن و روح تون مهم هست حتی برای مصاحبه هم اینجا پا نگذارید . مطمئن باشید همیشه انتخاب برتر هست . تا جایی که چند تا زن عقده ای و خاله زنک و زیرآب زن و خودشیرین اونجا را مدیریت کنند. برای خودت ارزش قائل شو بهترین ها میاد سمتت. موفق باشید
من سالها است که در این شرکت کار میکنم و با وجود مدت طولانی حضورم، احساس میکنم اوضاع به همان صورت راکد و نابسامان پیش میرود. در واحدهای مختلف بهوضوح ضعف در سطح دانش و تخصیص فرصتهای عادلانه دیده میشود و مدیران همواره با ادعاهای بالا سعی در پوشاندن نواقص دارند. با این حال من همچنان در کنار پروژهها میمانم و علاقهام به اپلیکیشن و کار تیمی دلیلی است که به ادامه کار پایبند بمانم، اگر تصمیم بگیرم کسی به جای من کارها را انجام دهد، انگار جایگزینی برای من وجود ندارد و نتیجه به اندازه کافی قابل اتکا نخواهد بود.
در این شرکت هیچ وقت احساس امنیت نکردم و روابطم با مدیرانش پر از فشار و رفتارهای ناپسند بود. کار به شکل خانوادگی پیش میرفت و توجهای به نیروها نمیشد. جلسات بیهدف زیادی برگزار میشد و به پروژهها به چشم یک اولویت حیاتی نگاه نمیشد. از فکریهای گسسته و نامنظم در مدیریت برخورد میکنم که نتیجهاش حاصلی نبود جز سردرگمی و ناامیدی. به هر اندازه که توضیح بدهم، باز هم کم است و به هیچ وجه توصیه نمیکنم که به این شرکت مراجعه کنید.
من واقعا تعجب میکنم که یک شرکت میتواند چند نام داشته باشد. در مصاحبه، دو نام دیدم و هر چه جستجو کردم تا جایگاهی را که رزومه فرستادهام نشان بدهد پیدا نکردم؛ الآن میفهمم دی کامپیوتر هم همان تایگر است. دوست ندارم به کارتان بیایند، اما کسانی که سابقه کار دارند، گرمی و سردی محیط را تجربه میکنند و در طول مصاحبه با مشاهده دقیق، همه نکات منفی که اینجا ذکر شده بود را تأیید میکنند. به برخیزان جوانان و کسانی که تازه وارد هستند بگویید: به عمرتان ارزش بدهید و شرکت یا درآمد وزارت کار را بیفایده نبینید. امنیت شغلی، آرامش محیط کار و عدم تنش و اضطراب در حین کار حق هر کارگری است که باید به رایگان در اختیارتان قرار بگیرد.
واقعا چرا الکی میگید کرایه اسنپ باکس بیشتره نسبت به مسافر .دروغ چرا میگید؟؟اسنپ مسافر خیلی بهترو راحت هستش با کرایه بیشتر ولی اسنپ باکس راننده باید همش پیاده بشه بره بگیره باز پیاده بشه بره درب واحد تحویل بده.امان از مدیریت بی سواد.
برای من تجربهی مصاحبه خیلی ناخوشایند بود؛ به نظرم روند کار درست نبود و انتظارها خیلی بالاتر از واقعیت بود. مصاحبهکننده تلاش میکرد خودش را خیلی باحال نشان بدهد اما در عمل مشکلاتی را با طرح سوالهای غیر مرتبط و گاه نامفهوم ایجاد میکرد. سوالات به شکلی کلی و طولانی ارائه شدند و به نظر میرسید بیش از اندازه به کارکرد واحد HR اشباع نشدهاند. بیش از سیصد سوال به شکل نظرخواهی دربارهی مسائل معمولی پرسیده شد که نتیجهاش سردرگمی بیشتر بود. همچنین فرآیند دعوت به مصاحبه و سایر مراحل بیش از دو ماه طول کشید و این زمان خاموشکنندهی انگیزه بود.
یکی از مزخرف ترین مصاحبه ها که رفتم. 2 نفر به عنوان مصاحبه کننده که به شدت از لحاظ فنی سطح پایینی داشتن، اومدن و حدود 4.5 ساعت مصاحبه کردن، خودشون گفتن ما دیگه خسته شدیم و سوالی نداریم! این چه تیپ مصاحبه مسخره ای آخه؟! الان سه ماه گذاشته هنوز هیچ خبری هم ندادن. برای داده ورزی سداد رزومه ندین چون کاملا اتلاف وقت و انرژی هست جای تاسف فراوان که کسی بره این شرکت دوزاری