شرکت توسعه زیرساخت مانامهام را تجربه کردم و بیش از هر چیز با تاخیرهای مزمن در پرداخت حقوق روبهرو شدم. حقوق را معمولا با چند ماه تأخیر میپرداختند و درباره نیروهای جدیدی که استخدام میکردند و به سرعت فرار میکردند، شرکت به شهرت بدی دست یافته بود. من از این فضا و رفتارهای سازمانی ناراضی بودم و توصیهام به کسانی است که به دنبال چنین محیطی هستند این است که وقتشان را در اینجا تلف نکنند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت نبرد کارمندی با فشارهای بیمورد وجود داشت و من با صدای آرامی سعی میکردم وضع را بهتر کنم. از جلوی دوربینها کنار بروید و به جای دشمنی، ما را همکاران خود بدانید. ما با خدا کارمندانتانیم و از شما میخواهم محیطی سالم، بدون آزار و بدون سمی شدنiral باشد. مدیریت هم به دنبال راهگشاست و هر کس باید به حق دسترسیهایش رسیدگی کند تا دوربینها را به جایی که لازم است محدود کنیم و همگی خیالمان راحت باشد. رفتن به سمت کنار گذاشتن اختلافات و فکر کردن به راههای بهبود فضای کار برای هر دو طرف لازم است تا وضع بهتر شود.
بیستوچند سال کنار شرکت بودن، با وجود همه فشارها و استرسها، من هنوز هم از برخی نکات مثبتش یاد میکنم و الان که به مرور زمان نگاه میکنم، میبینم سالهای ابتدایی واقعا بهتر بود. اما بعد از بیستسال نهدهم چیزی درون سازمان عوض شد: بدون هیچ دلیل روشن و بیمنطقی نیروها را تعدیل کردند و این موضوع باعث شد اعتماد به آینده از بین برود. مدیریت به نظر کمسواد و خودراضی میآمد و فضای کار پر از تنش بود؛ هر روز آدم تحمل میکند تا لحظهای امنیت شغلی حس شود، اما این احساس کمتر شد و اهمیت آشنایی با افراد داخل شرکت به شدت نمود پیدا کرد. در کل تجربه من از این مجموعه با وجود اینکه در ابتدا مطلوب بود، در ادامه با چالشهای زیادی همراه شد.
بنده با داشتن چندین سال تجربه کاری موفق در سازمان های دولتی و خصوصی و همچنین سابقه تدریس و به پیشنهاد یکی از دوستان،بنابر تغییر شرایط زندگی در حدود ۶ سال در ناواکو کار کردم عادلانه و منطقی و با صلاحیت نظری که فکر میکنم با توجه به موفقیت هام با مستندات در خارج و حتی داخل ناواکو داشته ام، تجربه شخصی خود را در این محیط صرفا جهت اطلاع افرادی می نویسم که قصد ورود به این سازمان را دارند،و البته مدیران ارشد . این سازمان برای پر کردن رزومه کاری دوران کارورزی،در واحد نرم افزار و واحد پاسخگویی به مشتریان بانکی در ابتدای مسیر شغلی خوب می باشد.ولی اگربا سابقه کاری و مخصوصا داشتن تحصیلات تکمیلی اگر وارد این سازمان شوی دچار فرسایش شغلی زود هنگام میشوی و متاسفانه بد شانس بودی ناواکو رو تجربه کردی،درک و فهم اینکه مدیران و افرادی که پست میگیرند ناشایسته و خلاف محیط هایی که تا حالا تجربه کردی صدمات روحی غیرقابل جبران داره......................در ناواکو هر چند وقت گروهی از مدیران با حکومت جدید که فقط دوستان خود را وارد می کنند در راس کار قرار میگیرند،و افراد گروه قبل با برخوردهای شخصی و به دور از عدالت ،حتی با بالاترین مدرک و توانمندی قربانی می شوند،و دقیقا افرادی کلیدی و ناشایست که عملکرد حیاتی ماموریت اصلی ناواکو رو در اختیار دارند و علت شکست های قبل و این تغییرات هستند مانند معاون نرم افزار به دلیل روابط و ترس بانک از این جایگزینی باقی می مانند .هر گروه بدتر و بی تجربه تر از قبلی خیلی ها با سفارش به بقیه ظلم می کنند، حالا بانک فکر کرده با اینا کاری جدید کرده و اتفاقا و یکی از مشکلات عدم پیشرفت ناواکو در رقابت با هم نوع هاش باعث میشه ،در ناواکو توانمندی افراد به کار گرفته نمیشه،مدیریتی برای به کارگیری توانمندی و تجربه سالها کار وجود نداره،امکان داره در سازمان معتبری دیگر تو نفر اول و نخبه واقعی باشی ولی در ناواکو بی سواد و ناتوان و با حقوقی یک چهارم مسئول دفتر که باعث شه کلا اعتماد به نفستو از دست بدی ،نظارتی درحق حقوق نیست،به زبان سادهتر و با بررسی واحدهای مهم مخصوصا واحدهای کلیدی نرم افزار و اجرایی ، یه جزیره ناشناخته که اصلا نگاه نمیکنن چقدر سواد و تجربه داری،و حتی امکان داره دنبال پیدا کردن باورهایی که از خودت داشتی در این جزیره سالها گم شی و حتی توان بیرون آمدن نداری،متاسفانه هیچ نظارت هوشمندی از سمت بانک صورت نمیگیره و با همین وضع خود بانک مسکن پیشرفت کمتری در زمینه پوز و فناوری های جدید بانکی پیدا کرده که قابل جبران نیست، جدیدا مدیر عامل بانک مسکن مدیرانی رو گذشته که فکر میکنی در سالمندان کار میکنی ، جوان گرایی و عدالت شغلی که جز آیین نامه های اصلی است در نظر نگرفته اند.........مسئولینی که سالها از بازنشستگی آنها گذشته به خاطر دوستی با مدیران اومدن و حق الناس است که فضا و فرصت رو از استعدادهای جدید گرفته، در جلسات می خوابن و آلزایمر دارن و با زورگویی و نگاه هایی از بالا به پایین، و بودن سالها در پست های قبلی خود علت عدم پیشرفت جامعه است، عدم امکان کار روان و دوستانه و صمیمی رو گرفتن و بخاطر اختلاف سن بالا و نگه داشتن احترام ،موتور ناواکو به زودی کند تر و کندتر از رقبا خواهد ماند.......از نظر محیط هم که اشاره شد بخاطر تاثیر این سوالها در ذهن کارکنان و تغییرات و بی توجهی به استعدادها که امکان نداره تو در این محیط پیشرفت کنی فرهنگ سازمانی بسیار پایین تر از زمان است ،جو بسته و خیلی شاید ظالمانه باشه ،یاد فیلم های زمان حکومت شاهان تاریخ ایران میفتی ولی در مجموع محیط سالم از نظر روابطی نسبت به تجربه های سازمانی دیگر دارد ،و شاید علتش همون دور گرفتن همکارها از هم بخاطر نبودن صمیمیت و اعتماد و یکدلی و ترس از اینکه سوتی دست کسی نداشته باشی ...شاید فردای نزدیک همون که دوست و همکارته و شاید حتی خودت ...با مسئول دفتری و مدرک پایینی معاون شی ،در ناواکو با وجود مشکلات و عدم وجود مزایای مادی شرکت های مشابه از سمت کارکنان اصلا اعتراض و اعلام نارضایتی دیده نمیشه و اکثرا افسرده و بی انگیزه وگوشه گیر شده اند و این خود جای بحث داره و نشون میده زندگی و کار در ناواکو جریان ندارد البته هر سازمانی با توجه به شرایط اقتصادی دنیا و مشکلات جامعه دردسرهای خودشه داره ،با توجه به اینکه ناواکو جز اولین شرکت های فناوری اطلاعات کشور بوده و از رقبا جا مونده یه نگاه تحلیل کرانه و نظارت بیشتر داشته باشند و نقش بانک و مدیران ارشدبعنوان نقش پدر در زندانی شدن فرزندش دارند جبران کند . ..................... هدف من از نوشتن این مطالب راهنمایی است و که درمجموع کار در ناواکو رو اصلا تجربه نکنید. که واقعا جز سوابق کدر و دلگیر بنده بود .امید است در آینده تجربه های کاری خوب که حق ناواکو است نوشته شود .........
روزی که از این کار جدا شدم جدیدا نیست؛ به دلایل شخصی تصمیم به قطع همکاری گرفتم. من به طور کلی از این شرکت راضی بودم و کیفیت تیمش رو میپسندیدم. پروژههایی که انجام میدادند واقعا بزرگ بودن و توی تمرینهای فنی خیلی رشد کردم. این شرکت رو به others توصیه میکنم، خصوصا چون امکان همکاری به صورت دورکاری هم وجود داره.
در معاونت نرم افزار این شرکت کسی معاون است که بیشتر برای بنگاه معاملات املاک مناسب است تا معاونت نرم افزار! بنابراین این معاونت را که باید یک محیط علمی و فنی باشد تبدیل به یک محیط پر از دروغ حقه و نا رضایتی و مشکلات کرده و متاسفانه بانک مسکن هم هیچ اقدامی در این ارتباط انجام نمی دهد! در حالیکه در زمان معاونت قبلی، ****** خیلی همه چیز در این معاونت بهتر و ضابطه مند بود!
در واقع تجربهی من در قاصدک سامانه خیلی تلخ بود و باعث شد تصمیم بگیرم از کار بیرون بیام. من هجده ماه اونجا کار کردم، اما شش ماه آخر واقعا با اعصاب و روانم شد تا حدی که خرجش کردم. سازمان خیلی شفاف نبود و مدیرعامل بهطور مستقیم در همهی کارها دخالت داشت، چه فنی، چه مالی، چه منشی و منابع انسانی و فروش. هرجا مشکلی پیش میآمد با این که میگفتند کار را خودش انجام داده، اما وقتی اوضاع خراب میشد، کارمندها بهعنوان مقصر معرفی میشدند. در یکی از پیامرسانهای ایرانی گروههای زیادی را بدون هدف مشخص ایجاد میکردند تا پیگیری کارها راحتتر شود، و در نتیجه کارمندان باید وقت زیادی صرف پاسخگویی در این گروهها میکردند. حقوق منصفانه نبود و کارمندها بهطرز ناخواسته زمان زیادی را صرف پاسخگویی در گروهها میکردند. وظایف سه برابر چیزی بود که مشخص میشد و بهجای اینکه حقوق متناسب با کار افزوده شود، حقوق همسطح به نسبت تجربههای مختلف داده میشد. بحث حقوق برای کارگران تازهکار با این توجیه که در حال آموزش هستند، وجود داشت، اما به نیروی باتجربه هم حقوقی کمتر از انتظار میدادند. بیمه پایه رد میشد و سنوات بهصورت ماهانه کسر میشد و کلاهبرداری در این زمینه رخ میداد. بحث سپرده پسانداز هم وجود داشت اما کارمندان تنها با وامهایی بیثمر روبهرو میشدند که بعد از پایان قرارداد فقط ارزششان کاهش پیدا میکرد. برای مساعده دادن و اعطای مرخصی هم تبصرهها و قوانین متعدد میگذاشتند. آنها دائما به دنبال بهانهای بودند تا از حقوق کمشدهی کارمندان کم کنند. کارمندها انگار بردهای بودند که تا وقتی باقی میمانند، کار میکردند و وقتی از کار میخواهی استعفا بدهی، بهسرعت آزار میشوی تا شاید از شرکت بیرون روتین شوند. مالکیت خانوادگی شرکت ایرادی ندارد، خیلی از شرکتها اینجور کار میکنند و ممکن است موفق هم باشند، اما وقتی اعضای خانواده بهجای تجربه و تحصیل به رابطه و فامیل بازی میرسند، وضع از دست میرود. بهاندازهای که افراد باتجربه را میفرستند تا با افراد بیتجربه جای آنها را پر کنند و به روی خودشان هم نمیآورند که وضعیت شرکت هر روز بدتر میشود. اگر از من بپرسند کار کردن در این شرکت خوب است یا نه، بیدرنگ میگویم بهتر است به سراغ گزینههای دیگر رفت تا اینکه در چنین محیطی بمانید. بیکاری بهتر از کار در محیط سمی با اعصاب خردشده و روان تزلزلیافته است.
سلام اوایل خوب بود ولی هرچی جلو رفتم درامد ها کم و مجموعه های خوب یکی یکی از میاره رفتن. بی انصاف و بدون هیچ توضیحی جریمه میکنن در صورت اعتراض بلاک دائمی میشید.
وقتی برای اولین بار از راه برخورد به همکاران قدیمیام فهمیدم که مدیر مجموعه و رئیس واحدمان را در میدان توپخانه دیدم که با موتور رفتوآمد میکردند، فکر کردم این تجربه جالب است. من به عنوان کارشناس شبکه در یاس ارغوانی مشغول به کارم و هر روز با چالشهای فنی و پشتیبانی شبکه سروکار دارم. این دیدار ناگهانی باعث شد به مرور به این نتیجه برسم که فرایندها و رفتارهای داخل سازمان چگونه برروحیه و انگیزه تیم اثر میگذارد و من از نزدیک درگیر مسئولیتهای روزمرهام در مدیریت شبکه و ارتباطات بودم. با وجود تمام حرفهایی که پشت سر گذاشته میشود، سعی کردم روی کارم متمرکز بمانم و با حفظ حرفهایتم از جریانهای سازمانی یاد بگیرم.
برای مدت سه ماه بود که به صورت پیمانکاری در این شرکت کار میکردم. اگر دنبال حقوقی بیدغدغه و بدون سردرگمی هستید که هر ماه با آرامش کامل دریافتش کنید، اینجا جایی مناسب نیست. آنها به من و همکاران میگفتند بدهکار هستیم و باید پولهای دیگری را هم بپردازیم. در حال حاضر که این تجربه را مینویسم، دو ماه است که حقوقم را پرداخت نکردهاند.
شاشیدم سر در واحد شبکه شرکت یاس ارغوانی که حیوانهای خانوم بازه ولگرد ، گوسفنده ، عمله افغانی شدن مدیر و سرپرستش . گوه بگیرن سردرش . با مدرک سیکل و دیپلم ردی میشن مدیر . فقط ببینید چه کثافتدونی هستش
نزدیک دو سال کار تو بخش پیکاپ انبار کار کردم. رفتار پرسنل بشدت توهین آمیزه با مردا. یه مشت هول هوس باز، دخترا رو می ذارن رو سرشون، ازشون انتظار کار ندارن، بهشون گیر نمی دن، اما وای به حال یه مرد اگه سر سوزنی کم بذاره، یا اصلا نه، فقط جلو چشم شون باشه. این نشان از مدیریت افتضاح و ناتوان و ما کارآمده.
من پنج سال تجربه کار در این شرکت را دارم و به عنوان پشتیبان کار میکنم. پروژهها sometimes با نرمافزارهایی که گاه یا از خود شرکت نوشته شده یا از منابع دیگر خریداری شدهاند دچار مشکلات مختلفیاند؛ این مشکلات اغلب به دلیل عدم هماهنگی با شهرداریها و واحدهای مرتبط به وجود میآیند. تیمها اکثرا نیروهای تازهکار هستند و حقوق کم و شرایط کار نسبتا سختی دارند. به نظر من این شغل به عنوان کاری دائم چندان مناسب نیست چون استرس و تنش زیادی دارد.
در محیط کار میروریم پارکینگ مناسب وجود ندارد و نگهبانی بیارزش است. مدیریت عملکرد خوبی ندارد و حقوق به موقع برای متخصصان پرداخت نمیشود. پیشنهادها نیز به اندازه کافی ارائه نمیشود و در نهایت با وجود بیمه، پس از مدتی شایعاتی مبنی بر فروپاشی یا مشکل در کار به گوش میرسد.
برای مدت زمانی که در شرکت مانا انرژی کار میکردم، با بینظمی مدیریتی و رفتار نامناسب منابع انسانی روبهرو بودم و احساس میکردم بهعنوان انسان ارزش چندانی برایشان قائل نیستند. ای کاش کسانی که برای خودشان احترام قائلاند، شرکت بهتری را برای کار انتخاب کنند.
در محیطی دوستانه و متفاوت کار میکردم که فرصت رشد سریع فراهم میکرد؛ به طوری که در چند سال روندی چشمگیر از پیشرفت داشتم. حقوق در آغاز پایینتر بود، اما با گذر زمان و افزایش تجربه بهبود مییافت و مسیر رشدی مناسب وجود داشت. این مسیر عمدتا عمودی بود تا اینکه بعد از حدی امکان رشد محدود شد و بیشتر به سوی رشد افقی رفت. کار پروژهمحور باعث میشد حجم کار گاهی بالا باشد و در دورههای live ممکن بود تعطیلات و آخر هفتهها هم حضور داشته باشم تا کار را به موقع برسانم. زمان کار به طور کلی شناور بود؛ میشد صبح دیرتر بیاییم اما در عوض مجبور بودیم ساعات بیشتری بمانیم. با این وجود تجربه ارزشمندی برای پیشبرد حرفهای محسوب میکرد.
وقتی اینجا رو برای کار انتخاب کردم، فکر میکردم یادگیری SAP واقعا زمانبر خواهد بود. اما فضای دوستانه و فضای آموزشی که اینجا حاکم بود، مسیر یادگیری را خیلی سریعتر کرد. حقوق ابتدای کار من خیلی بالا نبود، اما با هر پروژه جدید هم تجربه و دانشام بیشتر میشد و هم دریافتیام افزایش مییافت. روزهای منتهی به راهاندازی پروژهها واقعا سخت و پرکارند، اما احساس پیروزی پس از اتمام کار ارزش تمام زحمات را دارد.
وقتی من اونجا بودم، اوایل دوران شرکت بود و حقوق خوب و وعدههای غذاهای رایگان وجود داشت. با این حال جو سازمانی خیلی ناسالم بود و استرس بالا بود. از صبح تا حوالی چهار، بیشتر وقتها در حال کار بودی و گاهی با ورود پروژههای جدید، مجبور میشدی اضافه کار انجام بدهی. گاهی مدیرعامل وارد میشد و با نارضایتی از وضع کار صحبت میکرد و خودش را مقصر میدانست که چرا استخدامش کرده است. در ظاهر همه مودب بودند، اما روشن بود که مدیریت بهطور مستقیم در جریان امور است و اطرافیان سمی و منفی زیادی بودند و شاید حتی به لحاظ گزارشدهی هم در نظر گرفته میشدند. یکی از همکاران نسبت به کار بیانگیزه و پرتنش بود و رفتار نامناسبی داشت که تأثیر منفی روی تیم میگذاشت. با وجود اینکه جمع خیلیی از همکاران همزمان ترک کردند، آن فرد همچنان در شرکت حضور داشت. محیط کار صرفا پویا نبود و فضا برای پیشرفت یا آرامش کافی فراهم نبود. بعضی مواقع شنیده میشد که حقوق با تاخیر پرداخت میشود و امنیت شغلی بالایی وجود ندارد. به ما گفتند که فردا دیگر نیاییم و مسیر مشخصی برای توسعه شغلی وجود نداشت. امکان رشد شخصی یا فرصتهای پیشرفت هم بهخوبی فراهم نبود; در چنین محیطی اگر کسی دقت نداشت، ممکن بود اثر منفی روی روحیه و عملکردش بگذارد.
با سلام خدمت همگی حقیقت اینکه این شرکت خیلی بزرگه ساختمان های مختلفی داره و تو هر ساختمون این های متعددی هست.نکته ی اساسی ضعف شدید در لایه ی مدیریت میانی هست . بسیاری از این مدیران جوان بی تجربه سیستم رو به گروگان گرفته اند و اجازه ی هرگونه اصلاح رو هم نمیدم. چون می دانند در صورت اصلاح سیستم کاسه کوسه رو باید جمع کنند. بنظر من بدترین جای این سیستم core bankingهست.مدیران دیوانه بی سواد که یک تعداد زیاد از مدرسه ی داتین رو تو تیم هاشون پر کردند. خیلی دقت کن خمره ی طلاهم بهت دادن این دور و برا نیا. اینم که می گن می خوان coreرو میکرو سرویسش کنند شر و وری بیش نیست. مدیرای تیم های coreهم یه عادتی دارند اگه حس کنند یه ذره از لحاظ فنی از این ها جلوتری سریع به بهانه های مختلف حذفت می کنند. یا کاری می کنند خودت با پای خودت الفرار کنی تیم سپرده هم که با حضور استاد اسدی سر لوحه ی همه چیزه. دست به اخراجش خوبه و اما منابع انسانی.... بنظرم فرو پاشی سیستم از منابع انسانی شروع میشه . همه ی منابع انسانی با پارتی و رابطه و آشنا بازی اومدند (حالا شاید چند نفر این وسط استثنا باشند) وگرنه دلیل منطقی ندارد که کسی که بارها و بارها داره سوتی میده علاوه بر اینکه اخراج نمیشه ترفیع هم میگیره بخدا خیلی از این مدیرای میانی منابع انسانی و خیلی از مدیرای میانی و ارشد بهتر از همه می دانند اگه امروز از شرکت اخراج بشن بیرون باید کاسه ی چه کنم چه کنم دستشون بگیرند اگه یک شرکت استاندارد بود بعد از حادثه ی بانک سپه و پاسارگاد کل کادر مدیریتی باهم اخراج میشدند ولی در اوج حیرت با گرفتن این آزمون های مسخره عملا دارند تعدیل نیرو می کنند و انتقام این اتفاق رو از لایه ی کارشناسی میگیرند
دو سالی میشود که در واحد مارکتینگ آرتا ویژن آوا فعالیت میکنم و تجربهی واقعا خوبی برام رقم خورده. محیط شرکت جوان و پرانرژی است و نکتهای که برای من خیلی ارزشمند است این است که مدیران همواره روشنفکر و بهروز هستند و تجربه کافی در حوزه تخصصیشان دارند. آنها همواره سعی میکنند فضا برای یادگیری و پیشرفت فراهم باشد تا حس کنم در کنار کار، در حال رشد کردنم. در تیمها، سطح همکاری و صمیمیت بالاست و نظرات و انتقادات بهجا و با اهمیت بررسی میشود. برای من کار در این مجموعه یعنی هم یادگیری و هم تجربهکردن و هم بودن کنار آدمهایی که دغدغهی پیشرفت دارند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.