با این مدیریت فکر کنم یکی دو سال دیگه یه آرندی داریم که فقط م.د و نوچه هاش هستن با یه بیزنس یونیت ۴۰۰ نفره با هر کی حرف میزنی میخواد بره بیزنس یونیت! ببین کار به کجا رسیده
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهای از کار در بخش منابع انسانی شرکت صنایع غذایی برتر دارم که در قالب یک شرکت هئیتی اداره میشود و با وجود ادعاهای اخلاقی اولیه، رفتارها به شدت نامناسب بود. مدیران این شرکت با بیسوادی و بیادبی رفتار میکنند و رفتار سازمانی را نمیشناسند. حقوق و مزایا هم در پایینترین سطح قرار داشتند. رفتارهای نادرست و توهینآمیز شدت داشت و من که به عنوان فردی جوانتر در این مجموعه بودم، احساس کردم روح و روانم مورد بازی گرفته شده است. به دوستان و همکارانم توصیه میکنم از وقت و انرژیشان در این شرکتصرف نکنند و از حضور در چنین محیطی خودداری کنند.
شرکت بدی نبود ولی متاسفانه امسال بخاطر مدیریت ضعیف و خیلی خشک و وجود یکسری حرکات غیر ورزشی مثل گذاشتن گیت دچار یکسری مشکلات شده که فک نمی کنم تا چندین سال آینده این مشکلات و عوارض آن برطرف بشه. نیروی انسانی شرکت حدود ۱۲۰نفر هستش که انگشت شمار کار بلد هستن و کار شرکت رو جلو میبرن بقیه تماشاگر و نظاره گر پروژها هستن و عملا کاری انجام نمی دن . جدیدا هم شرکت وارد فاز اخراج نیروها شده که کلا فضای جالبی ایجاد نشده . خبری از کارانه هم نیست فقط موقع قرار داد جو رو میندازن ولی شرکت خشک ناخن تر و خسیس تر از اون هستن که بخوان به کارگرانشون کارانه و پول بدن .
باسلام بنده مدتی در این شرکت مشغول به کار بودم، امیدوارم با این نظر بتونم کمک کنم جلوی اتلاف وقت و عمر شما رو بگیرم و اشتباه من رو تکرار نکنید که هزینش رو با اتلاف عمرتون بدید از شما مبلغ زیادی سفته همراه با ضامن معتبر میگیرن و تا یک سااال بعد از خروج از شرکت پس نمیدن با اینکه شغل ۹۰درصد افراد از جمله من نیاز به سفته نداره و هیچ اموال و اسنادی از شرکت دست ما نیست که سفته بدیم و یک سری کار مشخص اداری هست که هرروز انجام میدیم! هر ۳ ماه قراردادی کاملا یک طرفه رو جلوتون میذارن امضا کنید و فقط هم شما امضا میکنید و هیچوقت قراردادو بهتون نمیدن! اکثریت قریب به اتفاق حقوق ها حقوق پایه وزارت کار هستن که در ابتدای ورود هم۳ تا ۴ ماه حقوق نمیگیرید!و این حقوق معوقه بعد از گذشت ۱سال از زمان ترک شرکت با پیگیری بسیار و احتمالا شکایت اداره کار وصول میشه که دیگه بی ارزشه،،اما همه این موارد رو در قرارداد قبلا از شما امضا گرفتن اگر به دادگاه یا اداره ی کار مراجعه کنید و نام این شرکت رو ببرید سریعا میشناسن،،به خاطر اینکه در همه ی زمینه ها ازشون شکایت میشه و بسیار کثیرالپرونده هستن! حق سنوات نمیدن،،ولی اگر برای مثال ۴سال در شرکت کار کنید در هنگام ترک کار سنوات رو نه به نرخ روز و به نرخ همون سالها پرداخت میکنن که دیگه ارزشی نداره! در واقع هیچ منافع مالی ای در کار برای این شرکت ندارید و اگر دنبال وقت گذرونی هستید همکارهای خوب و مهربونی دارید که تنها مزیت اونجاست در مقابل کار با ساعت کاری بالا، به غیر حقوق پایه اونهم با اوصاف مذکور هیچ مزایای خاصی مثل بیمه تکمیلی و ناهار و خوراکی و .... ندارید امیدوارم تونسته باشم به خواننده ی این نظر کمک کنم،،موفق باشید
باورم این بود که در کنار همکاران با انگیزه و اراده قدم برداریم تا در یک محیط امن و منصفانه پیش برویم، اما در شرکت گنجینه پاوان با مشکلات جدی مدیریتی و رفتاری روبهرو شدم. مدیر این شرکت از گفتن واقعیت سرباز میزد و به جای دفاع از حقوق کارکنان، با دروغگویی و بیتعهدی در مذاکرات حقوقی مواجه شدم. جو کاربرفته دارای فشار و استرس فراوان بود و اخلاق حرفهای در سطح پایینی اجرا میشد. برخی رفتارها به نظر من دور از انصاف و شایسته نبود و احساس ناسازگاری بین وعدههای مدیر و واقعیتهای کار روزمره داشتم. بهویژه در یک مقطع، پرداختی برای بیش از یک ماه انجام نشد و این تجربه را به یکی از تلخترین نمونههای کارآزمایی من بدل کرد. با این وجود، به یاد دارم که هر روز سعی میکردم از خودم و همکارانم حفاظت کنم، تا حد امکان حرفهای بمانم و در مسیر حفظ حقوق کارکنان گام بردارم. این تجربه برای من درسهای مهمی از مدیریت منابع انسانی و اهمیت صدای کارکنان به همراه داشت و باعث شد نگاه دقیقتری به فضای کاری و انصاف در قراردادها پیدا کنم. در نهایت پشیمانی از انتخابها و نحوهی رفتار مدیر، برایم درس عبرتی شد تا در محیطهای کاری آتی با دقت و ارزیابی بهتری عمل کنم.
فقط در یه کلام میتونم بگم: واقعا برات متاسفم ***** که فقط فکر پر کردن جیب خودتی نه ایجاد یه کسب و کار حال تموم ادمایی که تو این شرکت مزخرفت کار میکنن افتضاحه و بالاجبار اونجان روز پایان قرارداد واسه ادمای اونجا روز رهایی از ظلم و انزجار و بردگی مدرنه واقعا ادما رو تو یه برخورد نمیشه شناخت انسان به ظاهر فهمیده و با کمالات ولی در واقع خیلی ... امیدوارم همیشه با دروغ کارت پیش بره
شما که می گی هر کجا خوبی و بدیهایی داره می شه بدون دروغ چند تا از خوبیهای اونجا رو بگی؟ بعدش بفرمایید این پولها رو به لطف چه کسانی در اورده
اول از همه باید بگم که استعفام رو نوشتم و گذاشتم برای ۳۰ اسفند، همزمان با پایان قراردادم، که خداحافظی کنم. شاید ناگهانی به نظر بیاد، ولی وقتی میبینی چه فضایی حاکم شده، انتخابی جز این نمیمونه. متأسفانه اینجا برای بعضیها مهم نیست که کار چطور پیش بره، فقط به این فکر میکنن که چطور به دیگران ضربه بزنن. از یک طرف، به بعضیها پول میدن که زیر پستهای مدیران تپسل حاشیهسازی کنن، از طرف دیگه، حتی از داخل شرکت هم خبر میرسه که قراره کمپینی راه بندازن برای ایجاد جریان منفی علیه بورسی شدن یکتا. این سطح از رفتار غیرحرفهای واقعا ناامیدکنندهست—اینکه نهتنها جاسوس توی شرکت رقیب میذارن، بلکه تلاش میکنن مدیرانش رو تو لینکدین به حاشیه ببرن. حتی خودشون هم از خرید کافهبازار غافلگیر شدن و حالا عصبانیتشون رو سر کارمندان خالی میکنن. فضای اینجا از بالا به پایین پر از نگاه تحقیرآمیزه. اگر دانشجوی دانشگاه آزاد باشی، طوری باهات رفتار میکنن انگار اصلا چیزی نمیفهمی! شاید سهم بازارشون بزرگتر باشه، ولی از نظر اخلاقی واقعا سقوط کردن. بعد از رفتن آقای س.م، اینجا به سمت نابودی رفته، تا جایی که منابع انسانی خودش به دنبال ساختن رزومههای جعلی برای جابجایی مدیران مارکتینگ اون شرکت افتاده—به این امید که بتونه نیروهای کلیدی اونجا رو پراکنده کنه. حتی برای اپلیکیشنهایی مثل آ.پ پول میریزن که ضررهاشون رو جبران کنن، اما در عوض، به اونها مأموریت میدن که به بقیه آسیب بزنن. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که توجه داخلی رو جلب کنیم، ولی انگار اینجا فقط به فکر تخریب رقبا هستن. نگاهی به میانگین ماندگاری نیروها بنداز—زیر یک سال! نه صرفا به خاطر اینکه اینجا یک آژانسه، بلکه به خاطر فضای سمی، فشار بیحد و رفتارهای غیرحرفهای که برای خیلیها غیرقابل تحمله.
شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور در شغلم با چالشهایی روبهرو شدم. قراردادها برای آغاز دوره جدید بسته نشده بود و اوضاع خیلی سخت بهنظر میرسید؛ بههمین دلیل با وجود مجرد بودنم دلم خیلی بهتپش افتاد و اضطراب گرفتم. با این همه سعی کردم ناامید نشوم و امیدوارم روزهای دشوار هم سپری شود و این بحرانها به پایان برسد.
شرکت پرشیا خودرو جای کار مناسبی برای من نبود. این مجموعه یکی از پرحاشیهترین واحدهای ایران است و فضایش بینظم و بیطرف است. در آن جمعی از افراد کمسواد به هم پیوستهاند که فقط به قدرتنمایی با همدیگر موفق میشوند. مهم نیست چقدر تخصص دارید، در اینجا باید بتوانید در جریان حواشی گشت بزنید تا بتوانید در شرکت کار کنید.
این مجموعه را به دلیل فضای غیرمنصفانه کار و سیاستهای غیرشفاف ترجیح نمیدهم ادامه بدهم. وارد شدم تا هم دورهای طولانیتر با تیم باشم اما نتایج به گونهای بود که تصمیم به قطع همکاری گرفتم. محل شرکت در ساختمان نسبتا مناسبی واقع شده و دسترسی هم خوب است، اما وعدههایی که در جلسه مصاحبه داده شد، اغلب عملی نمیشدند. مدیرعامل در صحبتها و فریبدادن با جملات پرطمطراق مانند اینکه به زودی ارزیابی مجدد انجام میشود و ممکن است افزایش حقوق داشته باشم، من را به اشتباه انداخت اما به واقع چنین اتفاقی نیفتاد. از نظر من این شرکت بیشتر نقش واسطه بین کارفرما و کارکنان را بازی میکند. با رانتخواری و پرداختهای زیرمیزی به مسئولان شرکتهای متوسط و بزرگ، پروژهها با قیمتهای بالا و رشتهای قرارداد کلی که به نفع شرکت ایران سایت نوشته شده را میگیرد و اجرا معمولا توسط کارجویان یا کارآموزان با حقوق پایین انجام میشود. اکثر پروژهها با شکست همراه است و خروجی کار با آنچه کارفرما در ذهن داشت تفاوت دارد. سازوکار آنها این است که وقتی کارفرما متوجه مشکلات میشود یا کیفیت پروژه را زیر سوال میبرد، مدیران نزدیک به کارفرما که از روابط پنهانی بهره بردند، با کنترل شرایط باعث میشوند تا شکایت به نتیجهای نرسد. مسئول اصلی این روندها و هماهنگیها مدیر فروش شرکت یا در مواقع لزوم مدیرعامل است. این بازیها برای حفظ مشتری و درآمد از طریق پشتیبانی و حفظ سئو ادامه دارد. کارفرماهایی زیادی از این شیوهها شکایت کردهاند اما قرارداد به شکلی حرفهای و مبهم نوشته شده که دادخواهی را به نتیجه نرسانده است. فضای کاری از نظر اخلاقی مناسب نیست و تعهد نسبت به مشتری معنایی ندارد. حتی اگر کسی بخواهد درست و با وجدان کار کند هم به دلیل حجم بالای کارها و محدودیت زمان، امکان پایان دادن به همه وظایف در موعد مقرر وجود ندارد؛ مگر اینکه روشهای غیرشفاف و ظاهری کار را جلو برد. در برخی مواقع مدیران، بهخصوص مدیرعامل، موضوعاتی مطرح میکنند که محیط را برای کار زنان امن و دوستانه نکرده است. در نتیجه با تجربه کوتاه من از این شرکت، حضور در این محیط را توصیه نمیکنم.
به عنوان منتخبی از تجربیات کاریم، وقتی رزومهام را به یکی از شرکتها فرستادم با دعوت مدیران آن شرکت برای مصاحبه روبهرو شدم. حضور آنها در مصاحبه برایم هم جالب و هم کمی عجیب بود، اما در طول مصاحبه توضیحات بهطور بسیار روشن و حرفهای ارائه شد. مصاحبه واقعا تخصصی و حرفهای برگزار شد. اگر شما هم از سوی این شرکت دعوت به مصاحبه شدید، خوشحال باشید و با توجه به تخصص و مهارتتان آماده شوید.
سوال من از مدیر نرم افزار این هست این نظرخواهی آخر سال دقیقا چه کاربردی دارد؟ نظراتی که سالهای قبل داده شد به کجا رسید؟ کامنتهای ما که به شما داده میشود دقیقا چه روال پیگیری طی میکند؟ آیا گزارشی از پیگیری خواسته های بچه ها خواهید داد؟ اصلا از خواسته های سال گذشته چندتاش پیگیری شد و چندتاش به نتیجه رسید؟ چیزی که شاهدش هسیتم هر سال یک دور در نظر سنجی سازمان شرکت میکنیم، یک دور هم با ملاحظات مواردی رو برای شما مطرح میکنیم اما اتفاق خاصی نمی افتد چرا اصرار دارید که هر سال اینکار انجام شود؟ بچه ها با کارشناس مسئولشان راحتتر از شما هستن و همه چیز را مطرح میکنند، بحث رودرواسی نیست حسی که شما منتقل میکنید این نیست که پیگیر خواسته های افراد هستید.بنظر میاد بیشتر شناسایی افراد منتقد هدف باشد.
آقای رییس نرم افزار در رابطه با جلسه گروهی که گذاشتی ترجیحم اینه نظرم و اینجا بنویسم تا روی کاغذ اولا نردبان شغلی و آتیم های مورد نظر شما من و قانع نکرد بیشتر هدفش برای توجیه انتخاب سلیقه ای و حسی شما و دوستانتان بود.نه تنها من بلکه اکثر بچه ها هم نظرشون بعد جلسه همین بود.لیست کارشناس ارشدهای امسال این و نشون داد.یه سری افراد از قبل در ذهن شما بودن همونا انتخاب شدن اگه غیر این بود خروجیش این نمیشد.چرا؟ چون بر اساس همین معیارها افراد هم سطح و برابر بیشتری بودن که حذف شدن.اگه اونا صلاحیت نداشتن هم رده هاشون و نداشتن.همه چیز طوری تنظیم شده اگر کسی اعتراضی داشته باشه در جواب بگید چرخ مهارت شما گرد نیست.سوال من اینه چرخ مهارت مدیریتی شما و دوستانتون گرده؟ اگر نردبان شغلی برای مدیریت شبیه همین وجود داشت شما ازش سربلند بیرون میومدی؟جواب من این هست که قطعا خیر نکته دوم شما خوب میدونی بچه ها حتی در یک برگه بی نام و نشان هم نظرشون و واضح نمینویسن.اگه دنبال حقیقتی، حقیقت واضح همین نظراتیه که اینجا می بینی.پس حدس من اینه شما دنبال حقیقت نیستی دنبال سفید کردن خودتی.اگه نه پیشنهاد من اینه بچه ها در جواب این سوال که با مطالب نوشته شده اینجا موافق هستن یا نه فقط یک کلمه بنویسن آره یا نه.این میتونه واقعی تر باشه فقط خواستم بدونید اینکه با کارشناس مسئولی که یک نفر از رفتارش در گروهش راضی نبوده هماهنگ میای این بازیا رو راه میندازی توهین به تک تک ماست! من در تجربه قبلیم نوشتم که شما در نهایت انفعال هستی اما حرفم و پس میگیرم شما حتی از خودت اختیاری هم نداری
با وجود حضور طولانی در این شرکت، مزایا و معایب کار را به صورت خلاصه و روشن بیان میکنم تا تصویر دقیقتری از تجربهام ارائه شود. معایب اصلی عبارتاند از مدیریت ضعیف بهشدت، منابع انسانی سنتی و منفعل، واحدهای جدا از هم و فاقد تعامل، ناامنی شغلی که با پذیرش گرم آغاز میشود و با بدرقهای ناخوشایند پایان میگیرد، و جلسات متعدد که منجر به هدر رفت منابع و هزینههای بدون سود میشود. همچنین نبود شناوری کاری، دریافت سفته و فشار برای قطع همکاری از سوی کارفرما، مشکلات مالی متعدد و ناپایداری مالی، محیطی سمی و کمهمکاری بین واحدها، عدم پرداخت پاداش و مزایا بهصورت ماهانه یا فصلی، پراکندگی شرکت در لوکیشنهای مختلف و فرسودگی نیروها بهدلیل نقل و انتقالات مکرر، زیرساخت شبکهای ضعیف و غیرمتعارف با توجه به حوزه آیتی شرکت، و وجود تعدادی افراد چاپلوس که نظم مجموعه را برهم میزنند و با حضور این افراد، فضا بهبود پیدا نخواهد کرد، از جمله مواردی هستند که تجربه من را مختل کردند. فواید عمده هم به شرح زیر بود: پرداخت حقوق بهموقع اگر این مورد را جزو مزایا محسوب کنیم، ارائه بیمه تکمیلی رایگان برای کارکنان اصلی، شرایط مناسب برای جذب امریه و عدم کسر مالیات به خاطر رتبه مناسب در حوزه دانشبنیان. در نهایت، نکتهای که برای افراد علاقهمند به ورود به این شرکت میخواهم مطرح کنم این است که اگر دانش و تخصص مناسب، رزومه قوی و شخصیت مطلوب دارید، بهتر است بهطور جدی به این شرکت وارد نشوید. اما اگر سرباز یا دانشجو هستید یا دانش کافی ندارید و برای شما عزتنفس و کرامت اهمیت ندارد، میتواند گزینهای مناسب باشد.
سلام مصاحبه در شرکت سیناژن 3مرحله دارد مرحله اول مصاحبه با مدیرو کارشناس عالی رتبه شغل مربوط مرحله دوم تیم ۴نفر منابع انسانی متشکل از مدیر منابع انسانی و ۳کارشناس مرحله سوم مصاحبه اسکالپ بحث حقوق و دستمزد . اگر به دنبال جایگاه اجتماعی فوقولعاد . آدم های به روابط عمومی بسیار بالا که اکثرا هم دکتر هستن این شرکت بهتون پیشنهاد میکنم . کسانی که در شرکت های صنعتی بزرگ کار کرد باشنه متوجه پیام من میشن.
خیلی از بودن در این شرکت رضایت دارم و احساس میکنم فضای کاری آن واقعا پویا و فعال است. مدیریت واقعا به کارهای من اهمیت میدهد و تشویق زیادی میکند؛ مسیر ارتقا تا حد زیادی باز است، فقط کافی است تلاش کنم. با این حال برخی پیامهای منتشرشده دور از واقعیت بود و من در جریان واقعیات داخل شرکت تفاوتهایی دیدم. در مجموع، محیط کار سالمی است و فعالیت گروهی بالاست.
برای من در شرکت راهبرد نگار آمیتیس تجربهای متفاوت بود؛ مدیران واقعا به وعدههایشان عمل میکردند و هیچ قول بیمایگی نمیدادند. حقوق معمولا سر وقت بود، مگر دو مورد که از سمت هلدینگ تأخیر داشت. آنها به پرسنل با محیطی همدلانه برخورد میکردند و مشکلات را به خوبی درک میکردند. انصاف را رعایت میکردند و مدیران فعال و باانگیزهای داشتند که واقعا تلاش میکردند شرکت را از وضعیتی که به آن رسیده بود خارج کنند و افراد مضر را کنار بگذارند و با نیروهای کاربلد جایگزین کنند. اما برخی نظرات پایینتر هم وجود داشت؛ از جمله یکی از همان افراد که تصور میکرد شرکت ارث پدری است و با وجود این، خودش استعفا داد چون گفته شد باید به محل کار بیاید. شخصی که بیمشخصات بود و به ادعای خانوادگیاش توجه میکرد، اگر وجدان داشت به اموالی که از کار دزدیده شده بود فکر میکرد. درباره حقوقی که برای چند روز کار در سال مطالبه میکرد، برای خانوادهاش آرزو میکنم که این مسائل مشکلی برایشان به وجود نیاورد و به آنها آسیبی نرسد.
بخدا دپارتمان های دیگه در مقابل تست تپسی بهشتن.فشل ترین و بی سواد ترین ادما توی تست تپسی هستن.تستر ها همه بی سواد و پر مدعا.بخدا اگر hr وقت میذاشت چهار تا نیروی خفن از تو لینکدین پیدا میکرد کل تست تپسی رو بیرون میکرد.قطعا خیلی پیشرفت میکرد هم کالچری هم فنی .
من برای مصاحبه رفتم. فضا شلوغ و پلوغ. یعنی صدا به صدا نمی رسید. یه سری سوالات پرسیدن مثل: درباره ی تک تک تجارب کاری که داشتم و علت ترک اونها. یه نکته مثبت یه نکته منفی درباره خودت. توقعاتت از کارفرما. یه شخصی هم بغیر از شخص مصاحبه گر مطمئن باشین که شما رو مانیتور میکنه از دور. و یه سوال عجیب که حسابی جا خوردم این بود که آیا تحمل شنیدن هر روزه ی ناسزا و فحش رو داری؟ که من طبیعتا گفتم نمیتونم جواب قانع کننده ای بدم باید تجربه کنم این موقعیت رو بعد ببینم اوکی هستم یا نه. ولی اصلا به صداقت شما کاری ندارن باید بگید «اره من خیلی اوکی هستم، اصن روتین زندگی من فحش خوردن از این و اونه😂». و اینکه ازتون میپرسن آینده شغلیتون رو کجا میبینید. باید بگید من تا آخر عمرم میخوام تو این حرفه بمونم نه مقطعی. من صادقانه جوابشون رو دادم که خب مورد پسندشون واقع نشد. کاملا بی منطق جواب بدین.
با این مدیریت فکر کنم یکی دو سال دیگه یه آرندی داریم که فقط م.د و نوچه هاش هستن با یه بیزنس یونیت ۴۰۰ نفره با هر کی حرف میزنی میخواد بره بیزنس یونیت! ببین کار به کجا رسیده
من تجربهای از کار در بخش منابع انسانی شرکت صنایع غذایی برتر دارم که در قالب یک شرکت هئیتی اداره میشود و با وجود ادعاهای اخلاقی اولیه، رفتارها به شدت نامناسب بود. مدیران این شرکت با بیسوادی و بیادبی رفتار میکنند و رفتار سازمانی را نمیشناسند. حقوق و مزایا هم در پایینترین سطح قرار داشتند. رفتارهای نادرست و توهینآمیز شدت داشت و من که به عنوان فردی جوانتر در این مجموعه بودم، احساس کردم روح و روانم مورد بازی گرفته شده است. به دوستان و همکارانم توصیه میکنم از وقت و انرژیشان در این شرکتصرف نکنند و از حضور در چنین محیطی خودداری کنند.
شرکت بدی نبود ولی متاسفانه امسال بخاطر مدیریت ضعیف و خیلی خشک و وجود یکسری حرکات غیر ورزشی مثل گذاشتن گیت دچار یکسری مشکلات شده که فک نمی کنم تا چندین سال آینده این مشکلات و عوارض آن برطرف بشه. نیروی انسانی شرکت حدود ۱۲۰نفر هستش که انگشت شمار کار بلد هستن و کار شرکت رو جلو میبرن بقیه تماشاگر و نظاره گر پروژها هستن و عملا کاری انجام نمی دن . جدیدا هم شرکت وارد فاز اخراج نیروها شده که کلا فضای جالبی ایجاد نشده . خبری از کارانه هم نیست فقط موقع قرار داد جو رو میندازن ولی شرکت خشک ناخن تر و خسیس تر از اون هستن که بخوان به کارگرانشون کارانه و پول بدن .
باسلام بنده مدتی در این شرکت مشغول به کار بودم، امیدوارم با این نظر بتونم کمک کنم جلوی اتلاف وقت و عمر شما رو بگیرم و اشتباه من رو تکرار نکنید که هزینش رو با اتلاف عمرتون بدید از شما مبلغ زیادی سفته همراه با ضامن معتبر میگیرن و تا یک سااال بعد از خروج از شرکت پس نمیدن با اینکه شغل ۹۰درصد افراد از جمله من نیاز به سفته نداره و هیچ اموال و اسنادی از شرکت دست ما نیست که سفته بدیم و یک سری کار مشخص اداری هست که هرروز انجام میدیم! هر ۳ ماه قراردادی کاملا یک طرفه رو جلوتون میذارن امضا کنید و فقط هم شما امضا میکنید و هیچوقت قراردادو بهتون نمیدن! اکثریت قریب به اتفاق حقوق ها حقوق پایه وزارت کار هستن که در ابتدای ورود هم۳ تا ۴ ماه حقوق نمیگیرید!و این حقوق معوقه بعد از گذشت ۱سال از زمان ترک شرکت با پیگیری بسیار و احتمالا شکایت اداره کار وصول میشه که دیگه بی ارزشه،،اما همه این موارد رو در قرارداد قبلا از شما امضا گرفتن اگر به دادگاه یا اداره ی کار مراجعه کنید و نام این شرکت رو ببرید سریعا میشناسن،،به خاطر اینکه در همه ی زمینه ها ازشون شکایت میشه و بسیار کثیرالپرونده هستن! حق سنوات نمیدن،،ولی اگر برای مثال ۴سال در شرکت کار کنید در هنگام ترک کار سنوات رو نه به نرخ روز و به نرخ همون سالها پرداخت میکنن که دیگه ارزشی نداره! در واقع هیچ منافع مالی ای در کار برای این شرکت ندارید و اگر دنبال وقت گذرونی هستید همکارهای خوب و مهربونی دارید که تنها مزیت اونجاست در مقابل کار با ساعت کاری بالا، به غیر حقوق پایه اونهم با اوصاف مذکور هیچ مزایای خاصی مثل بیمه تکمیلی و ناهار و خوراکی و .... ندارید امیدوارم تونسته باشم به خواننده ی این نظر کمک کنم،،موفق باشید
باورم این بود که در کنار همکاران با انگیزه و اراده قدم برداریم تا در یک محیط امن و منصفانه پیش برویم، اما در شرکت گنجینه پاوان با مشکلات جدی مدیریتی و رفتاری روبهرو شدم. مدیر این شرکت از گفتن واقعیت سرباز میزد و به جای دفاع از حقوق کارکنان، با دروغگویی و بیتعهدی در مذاکرات حقوقی مواجه شدم. جو کاربرفته دارای فشار و استرس فراوان بود و اخلاق حرفهای در سطح پایینی اجرا میشد. برخی رفتارها به نظر من دور از انصاف و شایسته نبود و احساس ناسازگاری بین وعدههای مدیر و واقعیتهای کار روزمره داشتم. بهویژه در یک مقطع، پرداختی برای بیش از یک ماه انجام نشد و این تجربه را به یکی از تلخترین نمونههای کارآزمایی من بدل کرد. با این وجود، به یاد دارم که هر روز سعی میکردم از خودم و همکارانم حفاظت کنم، تا حد امکان حرفهای بمانم و در مسیر حفظ حقوق کارکنان گام بردارم. این تجربه برای من درسهای مهمی از مدیریت منابع انسانی و اهمیت صدای کارکنان به همراه داشت و باعث شد نگاه دقیقتری به فضای کاری و انصاف در قراردادها پیدا کنم. در نهایت پشیمانی از انتخابها و نحوهی رفتار مدیر، برایم درس عبرتی شد تا در محیطهای کاری آتی با دقت و ارزیابی بهتری عمل کنم.
فقط در یه کلام میتونم بگم: واقعا برات متاسفم ***** که فقط فکر پر کردن جیب خودتی نه ایجاد یه کسب و کار حال تموم ادمایی که تو این شرکت مزخرفت کار میکنن افتضاحه و بالاجبار اونجان روز پایان قرارداد واسه ادمای اونجا روز رهایی از ظلم و انزجار و بردگی مدرنه واقعا ادما رو تو یه برخورد نمیشه شناخت انسان به ظاهر فهمیده و با کمالات ولی در واقع خیلی ... امیدوارم همیشه با دروغ کارت پیش بره
شما که می گی هر کجا خوبی و بدیهایی داره می شه بدون دروغ چند تا از خوبیهای اونجا رو بگی؟ بعدش بفرمایید این پولها رو به لطف چه کسانی در اورده
اول از همه باید بگم که استعفام رو نوشتم و گذاشتم برای ۳۰ اسفند، همزمان با پایان قراردادم، که خداحافظی کنم. شاید ناگهانی به نظر بیاد، ولی وقتی میبینی چه فضایی حاکم شده، انتخابی جز این نمیمونه. متأسفانه اینجا برای بعضیها مهم نیست که کار چطور پیش بره، فقط به این فکر میکنن که چطور به دیگران ضربه بزنن. از یک طرف، به بعضیها پول میدن که زیر پستهای مدیران تپسل حاشیهسازی کنن، از طرف دیگه، حتی از داخل شرکت هم خبر میرسه که قراره کمپینی راه بندازن برای ایجاد جریان منفی علیه بورسی شدن یکتا. این سطح از رفتار غیرحرفهای واقعا ناامیدکنندهست—اینکه نهتنها جاسوس توی شرکت رقیب میذارن، بلکه تلاش میکنن مدیرانش رو تو لینکدین به حاشیه ببرن. حتی خودشون هم از خرید کافهبازار غافلگیر شدن و حالا عصبانیتشون رو سر کارمندان خالی میکنن. فضای اینجا از بالا به پایین پر از نگاه تحقیرآمیزه. اگر دانشجوی دانشگاه آزاد باشی، طوری باهات رفتار میکنن انگار اصلا چیزی نمیفهمی! شاید سهم بازارشون بزرگتر باشه، ولی از نظر اخلاقی واقعا سقوط کردن. بعد از رفتن آقای س.م، اینجا به سمت نابودی رفته، تا جایی که منابع انسانی خودش به دنبال ساختن رزومههای جعلی برای جابجایی مدیران مارکتینگ اون شرکت افتاده—به این امید که بتونه نیروهای کلیدی اونجا رو پراکنده کنه. حتی برای اپلیکیشنهایی مثل آ.پ پول میریزن که ضررهاشون رو جبران کنن، اما در عوض، به اونها مأموریت میدن که به بقیه آسیب بزنن. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که توجه داخلی رو جلب کنیم، ولی انگار اینجا فقط به فکر تخریب رقبا هستن. نگاهی به میانگین ماندگاری نیروها بنداز—زیر یک سال! نه صرفا به خاطر اینکه اینجا یک آژانسه، بلکه به خاطر فضای سمی، فشار بیحد و رفتارهای غیرحرفهای که برای خیلیها غیرقابل تحمله.
شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور در شغلم با چالشهایی روبهرو شدم. قراردادها برای آغاز دوره جدید بسته نشده بود و اوضاع خیلی سخت بهنظر میرسید؛ بههمین دلیل با وجود مجرد بودنم دلم خیلی بهتپش افتاد و اضطراب گرفتم. با این همه سعی کردم ناامید نشوم و امیدوارم روزهای دشوار هم سپری شود و این بحرانها به پایان برسد.
شرکت پرشیا خودرو جای کار مناسبی برای من نبود. این مجموعه یکی از پرحاشیهترین واحدهای ایران است و فضایش بینظم و بیطرف است. در آن جمعی از افراد کمسواد به هم پیوستهاند که فقط به قدرتنمایی با همدیگر موفق میشوند. مهم نیست چقدر تخصص دارید، در اینجا باید بتوانید در جریان حواشی گشت بزنید تا بتوانید در شرکت کار کنید.
این مجموعه را به دلیل فضای غیرمنصفانه کار و سیاستهای غیرشفاف ترجیح نمیدهم ادامه بدهم. وارد شدم تا هم دورهای طولانیتر با تیم باشم اما نتایج به گونهای بود که تصمیم به قطع همکاری گرفتم. محل شرکت در ساختمان نسبتا مناسبی واقع شده و دسترسی هم خوب است، اما وعدههایی که در جلسه مصاحبه داده شد، اغلب عملی نمیشدند. مدیرعامل در صحبتها و فریبدادن با جملات پرطمطراق مانند اینکه به زودی ارزیابی مجدد انجام میشود و ممکن است افزایش حقوق داشته باشم، من را به اشتباه انداخت اما به واقع چنین اتفاقی نیفتاد. از نظر من این شرکت بیشتر نقش واسطه بین کارفرما و کارکنان را بازی میکند. با رانتخواری و پرداختهای زیرمیزی به مسئولان شرکتهای متوسط و بزرگ، پروژهها با قیمتهای بالا و رشتهای قرارداد کلی که به نفع شرکت ایران سایت نوشته شده را میگیرد و اجرا معمولا توسط کارجویان یا کارآموزان با حقوق پایین انجام میشود. اکثر پروژهها با شکست همراه است و خروجی کار با آنچه کارفرما در ذهن داشت تفاوت دارد. سازوکار آنها این است که وقتی کارفرما متوجه مشکلات میشود یا کیفیت پروژه را زیر سوال میبرد، مدیران نزدیک به کارفرما که از روابط پنهانی بهره بردند، با کنترل شرایط باعث میشوند تا شکایت به نتیجهای نرسد. مسئول اصلی این روندها و هماهنگیها مدیر فروش شرکت یا در مواقع لزوم مدیرعامل است. این بازیها برای حفظ مشتری و درآمد از طریق پشتیبانی و حفظ سئو ادامه دارد. کارفرماهایی زیادی از این شیوهها شکایت کردهاند اما قرارداد به شکلی حرفهای و مبهم نوشته شده که دادخواهی را به نتیجه نرسانده است. فضای کاری از نظر اخلاقی مناسب نیست و تعهد نسبت به مشتری معنایی ندارد. حتی اگر کسی بخواهد درست و با وجدان کار کند هم به دلیل حجم بالای کارها و محدودیت زمان، امکان پایان دادن به همه وظایف در موعد مقرر وجود ندارد؛ مگر اینکه روشهای غیرشفاف و ظاهری کار را جلو برد. در برخی مواقع مدیران، بهخصوص مدیرعامل، موضوعاتی مطرح میکنند که محیط را برای کار زنان امن و دوستانه نکرده است. در نتیجه با تجربه کوتاه من از این شرکت، حضور در این محیط را توصیه نمیکنم.
به عنوان منتخبی از تجربیات کاریم، وقتی رزومهام را به یکی از شرکتها فرستادم با دعوت مدیران آن شرکت برای مصاحبه روبهرو شدم. حضور آنها در مصاحبه برایم هم جالب و هم کمی عجیب بود، اما در طول مصاحبه توضیحات بهطور بسیار روشن و حرفهای ارائه شد. مصاحبه واقعا تخصصی و حرفهای برگزار شد. اگر شما هم از سوی این شرکت دعوت به مصاحبه شدید، خوشحال باشید و با توجه به تخصص و مهارتتان آماده شوید.
سوال من از مدیر نرم افزار این هست این نظرخواهی آخر سال دقیقا چه کاربردی دارد؟ نظراتی که سالهای قبل داده شد به کجا رسید؟ کامنتهای ما که به شما داده میشود دقیقا چه روال پیگیری طی میکند؟ آیا گزارشی از پیگیری خواسته های بچه ها خواهید داد؟ اصلا از خواسته های سال گذشته چندتاش پیگیری شد و چندتاش به نتیجه رسید؟ چیزی که شاهدش هسیتم هر سال یک دور در نظر سنجی سازمان شرکت میکنیم، یک دور هم با ملاحظات مواردی رو برای شما مطرح میکنیم اما اتفاق خاصی نمی افتد چرا اصرار دارید که هر سال اینکار انجام شود؟ بچه ها با کارشناس مسئولشان راحتتر از شما هستن و همه چیز را مطرح میکنند، بحث رودرواسی نیست حسی که شما منتقل میکنید این نیست که پیگیر خواسته های افراد هستید.بنظر میاد بیشتر شناسایی افراد منتقد هدف باشد.
آقای رییس نرم افزار در رابطه با جلسه گروهی که گذاشتی ترجیحم اینه نظرم و اینجا بنویسم تا روی کاغذ اولا نردبان شغلی و آتیم های مورد نظر شما من و قانع نکرد بیشتر هدفش برای توجیه انتخاب سلیقه ای و حسی شما و دوستانتان بود.نه تنها من بلکه اکثر بچه ها هم نظرشون بعد جلسه همین بود.لیست کارشناس ارشدهای امسال این و نشون داد.یه سری افراد از قبل در ذهن شما بودن همونا انتخاب شدن اگه غیر این بود خروجیش این نمیشد.چرا؟ چون بر اساس همین معیارها افراد هم سطح و برابر بیشتری بودن که حذف شدن.اگه اونا صلاحیت نداشتن هم رده هاشون و نداشتن.همه چیز طوری تنظیم شده اگر کسی اعتراضی داشته باشه در جواب بگید چرخ مهارت شما گرد نیست.سوال من اینه چرخ مهارت مدیریتی شما و دوستانتون گرده؟ اگر نردبان شغلی برای مدیریت شبیه همین وجود داشت شما ازش سربلند بیرون میومدی؟جواب من این هست که قطعا خیر نکته دوم شما خوب میدونی بچه ها حتی در یک برگه بی نام و نشان هم نظرشون و واضح نمینویسن.اگه دنبال حقیقتی، حقیقت واضح همین نظراتیه که اینجا می بینی.پس حدس من اینه شما دنبال حقیقت نیستی دنبال سفید کردن خودتی.اگه نه پیشنهاد من اینه بچه ها در جواب این سوال که با مطالب نوشته شده اینجا موافق هستن یا نه فقط یک کلمه بنویسن آره یا نه.این میتونه واقعی تر باشه فقط خواستم بدونید اینکه با کارشناس مسئولی که یک نفر از رفتارش در گروهش راضی نبوده هماهنگ میای این بازیا رو راه میندازی توهین به تک تک ماست! من در تجربه قبلیم نوشتم که شما در نهایت انفعال هستی اما حرفم و پس میگیرم شما حتی از خودت اختیاری هم نداری
با وجود حضور طولانی در این شرکت، مزایا و معایب کار را به صورت خلاصه و روشن بیان میکنم تا تصویر دقیقتری از تجربهام ارائه شود. معایب اصلی عبارتاند از مدیریت ضعیف بهشدت، منابع انسانی سنتی و منفعل، واحدهای جدا از هم و فاقد تعامل، ناامنی شغلی که با پذیرش گرم آغاز میشود و با بدرقهای ناخوشایند پایان میگیرد، و جلسات متعدد که منجر به هدر رفت منابع و هزینههای بدون سود میشود. همچنین نبود شناوری کاری، دریافت سفته و فشار برای قطع همکاری از سوی کارفرما، مشکلات مالی متعدد و ناپایداری مالی، محیطی سمی و کمهمکاری بین واحدها، عدم پرداخت پاداش و مزایا بهصورت ماهانه یا فصلی، پراکندگی شرکت در لوکیشنهای مختلف و فرسودگی نیروها بهدلیل نقل و انتقالات مکرر، زیرساخت شبکهای ضعیف و غیرمتعارف با توجه به حوزه آیتی شرکت، و وجود تعدادی افراد چاپلوس که نظم مجموعه را برهم میزنند و با حضور این افراد، فضا بهبود پیدا نخواهد کرد، از جمله مواردی هستند که تجربه من را مختل کردند. فواید عمده هم به شرح زیر بود: پرداخت حقوق بهموقع اگر این مورد را جزو مزایا محسوب کنیم، ارائه بیمه تکمیلی رایگان برای کارکنان اصلی، شرایط مناسب برای جذب امریه و عدم کسر مالیات به خاطر رتبه مناسب در حوزه دانشبنیان. در نهایت، نکتهای که برای افراد علاقهمند به ورود به این شرکت میخواهم مطرح کنم این است که اگر دانش و تخصص مناسب، رزومه قوی و شخصیت مطلوب دارید، بهتر است بهطور جدی به این شرکت وارد نشوید. اما اگر سرباز یا دانشجو هستید یا دانش کافی ندارید و برای شما عزتنفس و کرامت اهمیت ندارد، میتواند گزینهای مناسب باشد.
سلام مصاحبه در شرکت سیناژن 3مرحله دارد مرحله اول مصاحبه با مدیرو کارشناس عالی رتبه شغل مربوط مرحله دوم تیم ۴نفر منابع انسانی متشکل از مدیر منابع انسانی و ۳کارشناس مرحله سوم مصاحبه اسکالپ بحث حقوق و دستمزد . اگر به دنبال جایگاه اجتماعی فوقولعاد . آدم های به روابط عمومی بسیار بالا که اکثرا هم دکتر هستن این شرکت بهتون پیشنهاد میکنم . کسانی که در شرکت های صنعتی بزرگ کار کرد باشنه متوجه پیام من میشن.
خیلی از بودن در این شرکت رضایت دارم و احساس میکنم فضای کاری آن واقعا پویا و فعال است. مدیریت واقعا به کارهای من اهمیت میدهد و تشویق زیادی میکند؛ مسیر ارتقا تا حد زیادی باز است، فقط کافی است تلاش کنم. با این حال برخی پیامهای منتشرشده دور از واقعیت بود و من در جریان واقعیات داخل شرکت تفاوتهایی دیدم. در مجموع، محیط کار سالمی است و فعالیت گروهی بالاست.
برای من در شرکت راهبرد نگار آمیتیس تجربهای متفاوت بود؛ مدیران واقعا به وعدههایشان عمل میکردند و هیچ قول بیمایگی نمیدادند. حقوق معمولا سر وقت بود، مگر دو مورد که از سمت هلدینگ تأخیر داشت. آنها به پرسنل با محیطی همدلانه برخورد میکردند و مشکلات را به خوبی درک میکردند. انصاف را رعایت میکردند و مدیران فعال و باانگیزهای داشتند که واقعا تلاش میکردند شرکت را از وضعیتی که به آن رسیده بود خارج کنند و افراد مضر را کنار بگذارند و با نیروهای کاربلد جایگزین کنند. اما برخی نظرات پایینتر هم وجود داشت؛ از جمله یکی از همان افراد که تصور میکرد شرکت ارث پدری است و با وجود این، خودش استعفا داد چون گفته شد باید به محل کار بیاید. شخصی که بیمشخصات بود و به ادعای خانوادگیاش توجه میکرد، اگر وجدان داشت به اموالی که از کار دزدیده شده بود فکر میکرد. درباره حقوقی که برای چند روز کار در سال مطالبه میکرد، برای خانوادهاش آرزو میکنم که این مسائل مشکلی برایشان به وجود نیاورد و به آنها آسیبی نرسد.
بخدا دپارتمان های دیگه در مقابل تست تپسی بهشتن.فشل ترین و بی سواد ترین ادما توی تست تپسی هستن.تستر ها همه بی سواد و پر مدعا.بخدا اگر hr وقت میذاشت چهار تا نیروی خفن از تو لینکدین پیدا میکرد کل تست تپسی رو بیرون میکرد.قطعا خیلی پیشرفت میکرد هم کالچری هم فنی .
من برای مصاحبه رفتم. فضا شلوغ و پلوغ. یعنی صدا به صدا نمی رسید. یه سری سوالات پرسیدن مثل: درباره ی تک تک تجارب کاری که داشتم و علت ترک اونها. یه نکته مثبت یه نکته منفی درباره خودت. توقعاتت از کارفرما. یه شخصی هم بغیر از شخص مصاحبه گر مطمئن باشین که شما رو مانیتور میکنه از دور. و یه سوال عجیب که حسابی جا خوردم این بود که آیا تحمل شنیدن هر روزه ی ناسزا و فحش رو داری؟ که من طبیعتا گفتم نمیتونم جواب قانع کننده ای بدم باید تجربه کنم این موقعیت رو بعد ببینم اوکی هستم یا نه. ولی اصلا به صداقت شما کاری ندارن باید بگید «اره من خیلی اوکی هستم، اصن روتین زندگی من فحش خوردن از این و اونه😂». و اینکه ازتون میپرسن آینده شغلیتون رو کجا میبینید. باید بگید من تا آخر عمرم میخوام تو این حرفه بمونم نه مقطعی. من صادقانه جوابشون رو دادم که خب مورد پسندشون واقع نشد. کاملا بی منطق جواب بدین.