خب به نظرم این شرکت نیروهای حرفه ای زیادی داره و همکار باهاشون تجربه مفید و سازندیه. ضعف مدیرتی مثل بقیه جاهاست اگه به اندازه کافی تجربه کار داشته باشید میدونید هیچ جایی بهشت نیست. مدیران مجموعه درگیری های خودشونو دارن اون طور که باید به بچه ها و کارشون بها نمیدن و قدردان زحماتشون نیستند. معمولا هر چند وقتی یک پروژه براشون مهمه و بعدش میرن سراغ پروژه بعد اگر دنبال کسب تجربه و یادگیری هستید و حقوق و مزایا متوسط کفاف زندگیتون را مدیه جای مناسبیه واستون. اضافه کار محدودیت نداره. میتونید فیلم آموزشی ببینید. حتی زبان! پنجشنبه ها و جمعه ها هم میتونید کار کنید که من خیلی دوست دارم. هم خلوته هم دورهم صبحونه میزنیم. خلاصه کنم پروژه هاشون خوبه و میتونی چیزهایی تجربه کنی که تو جاهای بزرگ کمتر گیر تازه کارها میاد. حقوقشون متوسط با بالاست. پرداختی به موقعه. فشار کاری وجود نداره. اضافه کار محدودیت نداره. ناهار میدن که متوسطه. مزایاش هم خوبه. باشگاه و استخر بانک هم عالیه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
کی میخایم یاد بگیریم باید نظرات رو شنید حتی اگر برخلاف نظر ماباشه دقت کردید ؟گغتم بشنویم؟نگفتم با هر حرفی بگیم وای چه جای بد یا خوبی.یا بریم تغییرش بدیم فردی که میگه اسارو با کدوم ارمان شهر مقایسه میکنید؟با هیچ ارمان شهری با مینیمم سطح عدالت مقایسه کردیم وقتی همه چیز دوستو رفیق بازی و باند بازیه...کسیکه قدیمیه حتا اگر بیسواد باشه مدیرش میکنند این کجاش انتظار ارمانیه؟کجاش حرف بیجاییه؟ شما در تهران و کرح همزمان بودی؟ در همه تیمها بودی؟ در جلسات بررسی فنی و تعیین حقوق افراد بودی؟ حرف تک تک کساییکه حقشون ضایع شده رو شنیدی؟ طرف زنو بچه و دختر خاله ی خونه دار و محصلشو اورده حقوق داره میده بهشون به بچه 16 ساله!!!! وا بدید وقاحت و نشنیدن و کور بودن رو
در ابتدا باید بگویم که تجربهای که با شرکت نت افراز ایرانیان داشتم بعضی جنبهها از نظر من خیلی منفی بود و باعث شد حس ناخوشی عمیقی نسبت به جو کاری و رفتارهای سازمانی پیدا کنم. محیط کار به شکلی خشک و بیروح بود و فشارهای روانی زیادی بابت نحوهی مدیریت و سیستم ارزیابی وجود داشت. مدیر عامل و مدیر واحدهای مختلف به طور منظم در دسترس نبودند و تنها برخی روزها به صورت محدود به دفتر میآمدند و ارتباطی نمیشد باهاشون گرفت. ایمیل زدن هم پاسخ مشخصی دریافت نمیکرد و گاهی به پرسشها بیتفاوت بودند. به نظر میرسید فرآیند ارتباطی با رهبری شرکت چندان روشن نیست. همکاران مسئول هر بخش گاهی رفتارهای ناسازگار با هم داشتند و گزارشهای محرمانهای بین تیمها رد و بدل میشد که احتمالا منجر به اخراج میشد. روحیهی تیمی و فضای کاری خیلی خشک به نظر میرسید و انتظار دیکتاتوری وجود داشت. با وجود فشارها، کنترلهای زیادی روی هر کار انجام میشد و گاهی به نظر میرسید که کار زیر ذرهبین دقیق است و هر خطا میتواند عاقبت به اخراج منجر شود. گاهی از هم تیمیها هم توقع بیشتری از من میرفت و در مقابل پاسخ مناسبی داده نمیشد. در برخی مواقع وقتی احتمال اعتراض به کارفرما یا مشتری بود، پاسخ یا بازخورد مشخصی دریافت نمیکردی و این هم به احساس ناامنی شغلی میانجامید. به نظر میرسید در تیمها حضور افراد باتجربه و متخصص به اندازهی کافی منطقی نیست و افراد با سهم بیشتری از قدرت در تیمها باقی میمانند که سختی کار را برای بقیه افزایش میدهد. تعریف قرارداد و مقررات هم به شکلی بود که فهم آن برای من دشوار بود. برخی از اصول مثل پرداختها و مزایا تحت فشار زمانی و تغییرات مکرر قرار میگرفت و گاهی سفتهها و تعهدات مالی به شکل جدیتری مطرح میشد. در عین حال، دسترسی به استراحت مناسب در شیفتهای کاری کم بود و بررسیهای مربوط به تیکتهای مشتریان و کیفیت پاسخدهی به شکایات به صورت دقیق پیگیری میشد، اما نتیجهی این پیگیریها همیشه به نفع تیم بود یا نبود مشخص نمیبود و گاهی فاکتورهای پاسخگویی با معیارهای روشن نیست. از نظر تیمی، وضعیت به گونهای بود که برای صحبت با تیمهای دیگر یا به اشتراک گذاشتن اطلاعات ساده هم محدودیت وجود داشت و برای جلوگیری از مشکلات احتمالی، ارتباطات بین تیمها کمرنگ بود. گاهی برخورد با مشتریان هم به شکل ناسازگار و با امتیازدهیهای مختلف انجام میشد که در نهایت فشارها به کار من هم منتقل میشد. در کل، تجربهام از این شرکت به دلیل فضای کنترلگرانه، فشار کاری بالا، و نبود ارتباط مؤثر با مدیران، تجربهای ناخوشایند بود و باعث شد احساس عدم امنیت شغلی و تردید نسبت به آیندهی کاری را تجربه کنم. اگر قصد استخدام در چنین شرکتی را دارید، بهتر است به دقت شرایط کار، نحوهی مدیریت و فرهنگ سازمانی را بررسی کنید تا با چالشهای احتمالی روبهرو نشوید.
مدت حدود یک سال در جایگاهی به عنوان کارشناس شبکه مشغول به کار بودم. تجربهای که از این شرکت داشتم خیلی مطلوب نبود و به دیگران توصیه نمیکنم با این سازمان همکاری کنند. مدیریت شرکت دارای سطح علمی و حرفهای مناسبی نبود و رفتارها همواره ناسنجیده و ناهمراه با احترام بود. اکثر پروژهها به صورت ۲۴ ساعته در روز و ۷ روز هفته در جریان هستند و باید شیفتهای طولانی را بپذیرید، گاه حتی ۲۴ یا ۳۶ ساعت مداوم حضور لازم است و اضافهکاری مشخصی در ازای این ساعات در نظر گرفته نمیشود. ساختار داخلی شرکت بهطور کلی نامناسب است و واحدهای منابع انسانی و مالی آن وجود ندارد. زمانبندی ساعات کار به صورت غیررسمی و به صورت دستی ثبت میشود و هیچ سامانه مشخصی برای این کار وجود ندارد. مزایا یا حمایتهای شغلی خاصی ارائه نمیشود و در برخی مواقع بیمهها نیز رد میشود. از بابت پرداخت حقوق مشکلات متعددی وجود داشت و شرکت به طور مداوم از طرف کارکنان در این زمینه شکایت میکرد.
من نمیدونم دوستانی که نظر منفی میذارن، اینجا رو با کجا مقایسه می کنند و چه آرمان شهری توی ذهنشون هست که نسبت به اون مقایسه میکنن آسا رو اما اگر منصفانه بخوایم نگاه کنیم به موضوع، از منی که چندین شرکت عوض کردم و با دوستانم زنجیره ای بزرگ از شرکت های مختلف رو بررسی کردیم، آسا بدون تعصب و اغراق از ۸۰ درصد شرکت های بزرگ و به نام ایرانی وضعیت بهتری داره نقد منصفانه ای داشته باشیم خواهشا
فعالیت من در شبکه مترجمین اشراق به خاطر بیانصاف بودن پرداختها مدتی اعتمادم را از دست داد. در اینجا احساس کردم حرفهای بودن تشویق نمیشود و دستمزد عادلانهای پرداخت نمیگردد. نتیجه این وضع این بود که بعضی از ترجمهها به جای حفظ کیفیت، با ابزارهایی مثل گوگل ترنسلیت انجام میشدند و تحویل میافتادند.
من چند وقتی بود که قصد مهاجرت داشتم ولی نمیدونستم از کجا شروع کنم. وقتی با این شرکت تماس گرفتم، خیلی سریع و با حوصله کمکم کردن که بفهمم چه کارهایی باید انجام بدم. همهچیز رو بهطور واضح توضیح دادن و همین باعث شد روند کار خیلی راحتتر بشه.
در تجربههای شغلیم با کارنیل وب به عنوان برنامهنویس ارشد وردپرس و PHP، یکی از بهترین دورههای کاریام رقم خورد. فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفهای، و مدیریت از همه نظر پشتیبان خوبی بود؛ نتیجهاش یادگیریهای فراوانی بود که برداشت کردم. با اینکه هماکنون دانشجو هستم و از تهران دورم، شرکت بهشدت انعطافپذیر بود و امکان دورکاری را فراهم کرد. این دوره هم برایم پر از آموختن و هم اعتمادبهنفـس و انگیزههای تازه به همراه داشت.
وضعه بد اقتصادی یه طرف وضعه حقوقه اینجام یه طرف مدیری که اصلا براش پرسنلش اهمیتی نداره واقعا متاسفم که وقتتونو اونجا تلف میکنین و میمونین باید خیلی شرایطه مالیت خوب باشه که اونجا مونده باشی
امسال از نظر من یکی از برترین تجربههای کاری بود که توی کارنامهام ثبت شد. مدیران دفتر همواره با حرفهای بودن در کار، رفتاری دوستانه و تواضع نشان میدادند. در محیط کار خبری از استرس یا کشمکشهای بینتیجه بین تیم و مدیریت نبود و حواشی دردسرساز هم خیلی کم دیده میشد. فضای مجموعه برای زنان امن بود و اکثر همکاران را خانمها تشکیل میدادند. من در بخش تولید محتوا و سئو فعالیت میکردم و آموزشهای رایگان در این حوزه به کارکنان ارائه میشد.
سلام ارز ادب بنده ۴ سال درکاله لبنی باعشق کار میکردم کار کردن بنده شاید با دیگران کمی متفاوت بود سعی میکردم باتمام وجود دل میسوزندم از نظر بعضی از پرسنل کار زیاد میکردم به کسی توجه در این مورد نمیکردم چون عاشق کارم بودم الان از مسئولین تقاضای برگشت بکار رو دارم بنده مشکلی نداشتم ودرشهر امل غریبم بعداز ۱۶ سال کار درتهران اومدم امل یه همسر ودو فرزند نخبه درخوارزمی دکتر شعبانی حضور داشتن چون مسولین کاله بودن اکثر مدیران رده بالا بنده رومیشناسن پیردشتی ودیگرا عنایتی وطاهری فقط تقاضای برگشت بکار رو خواستم بنده خدمتگذار کاله لبنی با تشکر خواهشن بی تفاوت درمقابل اینچنین پرسنلی راه جالبی نمیتواند باشد تشکر از شما
یکی از بدترین شرکتهای ایرانه تا حالا وضع حقوقو اینجوری ندیدم سه ماه عقب فقط ازت کار میکشن ولی پول خبری نیست هیچ مزایایی هم نداره نه ناهار نه وام نه حقوق درست هیچی
من در حال حاضر عضوی از مجموعه بزرگ و تخصصی هیوا هستم و دانشجوی کارشناسی هستم و از سال دوم تحصیلم هیوا مشغول به کار شدم.دانشجو هستم و کاملا شرایط مساعدی رو برای افرادی با شرایط من دارن.مشکلی برای تایم کلاسا و امتحانام ندارم.ش ایطی رو فراهم کردن که مثل خیلی از جاهای دیگه پاره وقت نشم که حقوقم خیلی کم بشه و اموزش مداوم حتی بعد از دوسال کار کردن رو دارم گاهی یاداوری گاهی تکرار گاهی بررسی تغییرات و... .اتفاقا برخلاف نظری که خوندم شرکت بزرگیه و چند واحد هست حتی محل اموزش و کار از هم جداست متوجه نمیشم محل کار کوچیک یعنی چی؟ مدیریت مجموعه فوق العاده منظم و دلسوز هستن و برای افزایش انرژی مشاورا طرح های تشویقی میذارن.حقوقهامون هرماه سروقت میگیریم برخلاف خیلی از شرکتهای دیگه که یا روز مشخصی ندارن توی ماه و یا چندماه چندماه حقوق نمیدن.من خودم برای شهریه م مشکل داشتم و دانشگاه با وامم موافقت نکرد و مدیریت مجموعه هیوا کمک کردن که پرداخت کردم و ماهانه کم کم بهشون پرداخت کردم بدون اینکه مدرکی ازم بگیرن و یا حتی هزارتومن اضافه تر.نمیدونم دیگه مدیر یه مجموعه چیکار باید انجام بده؟ یه کم انصاف داشته باشیم بد نیست.کاملا توی نظر منفی خصومت شخصی مشخصه اگرنه من خودم دارم کار میکنم توی همین شرکت شرایط رو دارم میبینم چرا باید دروغ بنویسیم که وجهه کسیو خراب کنیم.یه موردی برام جالب بود میگن هیوا تیمشو بسیج کرده که نظر مثبت بنویسن اگه کارمندای یه شرکت بسیح میشن که شرایط خوب کاریشو نشون بدن پس حتما راضی ان که تونستن بسیج بشن و از شرایط خوبشون بگن.به نظرم کسی که بخواد کار کنه هیوا محیط خوبی رو فراهم کرده چون من تجربه ش کردم
تجربه خوبی که در شرکت موج پژوه البرز دارم این هست که برای پرسنل اهمیت قائل هستند و اگر سختگیری هم هست صرفا برای پیشرفت خود پرسنل است و من در مدتی که در این شرکت مشغول به کار بودم فقط به دلیل نکته سنجی مدیریت پیشرفت و ارتقا رو در کارم و حتی زندگی شخصی خودم حس کردم . نظم و دقت در این شرکت حرف اول و میزنه و اگر شخصی نمیتونه با این شرکت کار کنه قطعا تمایلی به پیشرفت نداره و دوست داره که فقط صبح بره سر کار و عصر برگرده و با روزمرگی کار انجام بده و اصلا براش مهم نیست که بخواد پیشرفت کنه که البته برای این اشخاص کارهای این سبکی در شرکت های دیگه حتما هست. در این شرکت هرچقدر کار می کنید و قدیمی میشید ارزشمندتر خواهید شد و مدیریت برای نیروهای کارآمد و قدیمی ارزش بیشتری قائل هست و همیشه پاداش برای افزایش انگیزه و ارتقا پرسنل در نظر می گیرند که واقعا من همیشه حس خوبی در زمانی که پاداش گرفتم داشتم.
در این شرکت با مدیریت فعلی، احساس میکنم که اصول اخلاقی و کار تیمی به شکلی جدی تخریب شده است. مسئولان اصلی شرکت و مدیران همراهشان به جای تمرکز بر کار جمعی و انصاف، با افراد به گونهای رفتار میکنند که بیشتر شبیه بازی با احساسات است تا همکاری حرفهای. در نتیجه احساس بیاعتمادی و ناامنی شغلی در محیط کار به وجود میآید و فضا به حدی شلوغ و بینظم است که به نظر میرسد اخبار و شایعات به صورت روزانه در بین همکاران پخش میشود. نسبت به شفافیت و صداقت نیز کمبود وجود دارد و از من و همکارانم انتظار میرود با اطمینان کامل به هر سخن شنیده شده اعتماد کنیم، در حالی که رفتار عملی افراد گوناگون در سطحی نیست که انتظار میرود. به جای ارائهی پاسخ منطقی و مسیر مشخص برای پیشرفت، با ناپایداری و صحبتهای بدون پشتوانه روبهرو میشویم و این وضعیت انگیزهها را کاهش میدهد. هر چه سطح اخلاق حرفهای بالاتر باشد، احساس رضایت از کار نیز بیشتر میشود و به تدریج میتواند به مدیریت و رهبری بهتر منجر شود. در تجربههای روزانه، نمونههایی وجود دارد که نشان میدهد برخوردهای غیرواقعی و دروغگویی بهطور مداوم اتفاق میافتد، در حالی که برخی اصول ساده اما مهم همچنان رعایت نمیشوند. من مدت زمانی در مرداد ماه مشغول به کار بودم و هیچ گونه پرداختی دریافت نکردم؛ بارها پیگیری کردم اما نتیجهای حاصل نشد. به حقوق خود و فرزندم حتی اندکی کوتاه آمدم و این حق الناس برای من بسیار سنگین بود.
تجربه خوبی ندارم از اسنپ بابت کرایه ها پشتیبانی ک اصلا افتضاح افتضاح داغون بی حوصله ، تیم پشتیبانی هم ک اصلا من موتوری بهیچ جاش نیستم ، هرسفر بخواد لغو میکنه هرچقدر بخواد کرایه کم میکنه کلا قبل بدرد شغل دوم میخورد اما الانجز اعصاب خوردی نیست و ب رانتدش ن احترام میذاره ن براش ارزش قاعل سرجم بدرد نمی خورع...
بیش از یکسال هست که از شرکت اومدم بیرون هر روز دارم تسویه حسابم پیگیری میکنم اما پرداخت نمیکنند خدایا اون زمان که من اومدم بیرون دلار چقدر بود الان چقدره خیلی بی انصاف هستند خدایا من هرگز از یک روز دیرکرد پولم نمیگذرم چرک و خون بشه از گلوی باعث و بانیش بزنه بیرون
برای من تجربه کار در جامبد خیلی مثبت بود و سالها با خیالی آسوده در آنجا کار کردم؛ گویی هر روز به من انرژی میداد و مشکلی پیش نمیآمد. هنوز هم نمیفهمم چرا بعضیها درباره این شرکت که برای خدمت به مردم تلاش میکند حرفهای ناگوار میزنند. اگر بخواهم درباره شرکت صحبت کنم، پیشنهاد میکنم حتما خودتان را برای استخدام آماده کنید. ورود به مجموعه کارفرمایی سختیهایی دارد، اما در عین حال شرکت خوبی است.
با تشکر از وقتی که گذاشتم، تجربهام از شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین را چنین به زبان میآورم. همان ابتدا احساس میکردم با مجموعهای رو به رو هستم که صداقت چندان اولویت ندارد و غالبا جو حاکم همانندسازی شده بود. برخوردها به نظر میرسید خودمحورانه است و توجه اصلی با مسئلهای که برایشان مهم بود، میگفتند به جای اینکه با واقعیتهای کار کنار بیایند، بر روی ظاهر و گفتار تمرکز میکردند. در رابطه با تعهدها، تصور میکردم که طرف مقابل به طور متقابل موظف است، اما رفتارها نشان میداد که این تعهد در درجهی اهمیت پایینتری برایشان برخوردار است. فضا نسبتا سمی بود و اغلب افراد پشت هم صحبت میکردند و دیدگاههای منفی نسبت به دیگران منتقل میشد. با وجود احترام سطحی ظاهری، هر کار ممکن بود چندین بار پرسیده شود تا از نتیجهی آن مطمئن شوند و پاسخها دوباره و دوباره پرسیده میشد.
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن
خب به نظرم این شرکت نیروهای حرفه ای زیادی داره و همکار باهاشون تجربه مفید و سازندیه. ضعف مدیرتی مثل بقیه جاهاست اگه به اندازه کافی تجربه کار داشته باشید میدونید هیچ جایی بهشت نیست. مدیران مجموعه درگیری های خودشونو دارن اون طور که باید به بچه ها و کارشون بها نمیدن و قدردان زحماتشون نیستند. معمولا هر چند وقتی یک پروژه براشون مهمه و بعدش میرن سراغ پروژه بعد اگر دنبال کسب تجربه و یادگیری هستید و حقوق و مزایا متوسط کفاف زندگیتون را مدیه جای مناسبیه واستون. اضافه کار محدودیت نداره. میتونید فیلم آموزشی ببینید. حتی زبان! پنجشنبه ها و جمعه ها هم میتونید کار کنید که من خیلی دوست دارم. هم خلوته هم دورهم صبحونه میزنیم. خلاصه کنم پروژه هاشون خوبه و میتونی چیزهایی تجربه کنی که تو جاهای بزرگ کمتر گیر تازه کارها میاد. حقوقشون متوسط با بالاست. پرداختی به موقعه. فشار کاری وجود نداره. اضافه کار محدودیت نداره. ناهار میدن که متوسطه. مزایاش هم خوبه. باشگاه و استخر بانک هم عالیه.
کی میخایم یاد بگیریم باید نظرات رو شنید حتی اگر برخلاف نظر ماباشه دقت کردید ؟گغتم بشنویم؟نگفتم با هر حرفی بگیم وای چه جای بد یا خوبی.یا بریم تغییرش بدیم فردی که میگه اسارو با کدوم ارمان شهر مقایسه میکنید؟با هیچ ارمان شهری با مینیمم سطح عدالت مقایسه کردیم وقتی همه چیز دوستو رفیق بازی و باند بازیه...کسیکه قدیمیه حتا اگر بیسواد باشه مدیرش میکنند این کجاش انتظار ارمانیه؟کجاش حرف بیجاییه؟ شما در تهران و کرح همزمان بودی؟ در همه تیمها بودی؟ در جلسات بررسی فنی و تعیین حقوق افراد بودی؟ حرف تک تک کساییکه حقشون ضایع شده رو شنیدی؟ طرف زنو بچه و دختر خاله ی خونه دار و محصلشو اورده حقوق داره میده بهشون به بچه 16 ساله!!!! وا بدید وقاحت و نشنیدن و کور بودن رو
در ابتدا باید بگویم که تجربهای که با شرکت نت افراز ایرانیان داشتم بعضی جنبهها از نظر من خیلی منفی بود و باعث شد حس ناخوشی عمیقی نسبت به جو کاری و رفتارهای سازمانی پیدا کنم. محیط کار به شکلی خشک و بیروح بود و فشارهای روانی زیادی بابت نحوهی مدیریت و سیستم ارزیابی وجود داشت. مدیر عامل و مدیر واحدهای مختلف به طور منظم در دسترس نبودند و تنها برخی روزها به صورت محدود به دفتر میآمدند و ارتباطی نمیشد باهاشون گرفت. ایمیل زدن هم پاسخ مشخصی دریافت نمیکرد و گاهی به پرسشها بیتفاوت بودند. به نظر میرسید فرآیند ارتباطی با رهبری شرکت چندان روشن نیست. همکاران مسئول هر بخش گاهی رفتارهای ناسازگار با هم داشتند و گزارشهای محرمانهای بین تیمها رد و بدل میشد که احتمالا منجر به اخراج میشد. روحیهی تیمی و فضای کاری خیلی خشک به نظر میرسید و انتظار دیکتاتوری وجود داشت. با وجود فشارها، کنترلهای زیادی روی هر کار انجام میشد و گاهی به نظر میرسید که کار زیر ذرهبین دقیق است و هر خطا میتواند عاقبت به اخراج منجر شود. گاهی از هم تیمیها هم توقع بیشتری از من میرفت و در مقابل پاسخ مناسبی داده نمیشد. در برخی مواقع وقتی احتمال اعتراض به کارفرما یا مشتری بود، پاسخ یا بازخورد مشخصی دریافت نمیکردی و این هم به احساس ناامنی شغلی میانجامید. به نظر میرسید در تیمها حضور افراد باتجربه و متخصص به اندازهی کافی منطقی نیست و افراد با سهم بیشتری از قدرت در تیمها باقی میمانند که سختی کار را برای بقیه افزایش میدهد. تعریف قرارداد و مقررات هم به شکلی بود که فهم آن برای من دشوار بود. برخی از اصول مثل پرداختها و مزایا تحت فشار زمانی و تغییرات مکرر قرار میگرفت و گاهی سفتهها و تعهدات مالی به شکل جدیتری مطرح میشد. در عین حال، دسترسی به استراحت مناسب در شیفتهای کاری کم بود و بررسیهای مربوط به تیکتهای مشتریان و کیفیت پاسخدهی به شکایات به صورت دقیق پیگیری میشد، اما نتیجهی این پیگیریها همیشه به نفع تیم بود یا نبود مشخص نمیبود و گاهی فاکتورهای پاسخگویی با معیارهای روشن نیست. از نظر تیمی، وضعیت به گونهای بود که برای صحبت با تیمهای دیگر یا به اشتراک گذاشتن اطلاعات ساده هم محدودیت وجود داشت و برای جلوگیری از مشکلات احتمالی، ارتباطات بین تیمها کمرنگ بود. گاهی برخورد با مشتریان هم به شکل ناسازگار و با امتیازدهیهای مختلف انجام میشد که در نهایت فشارها به کار من هم منتقل میشد. در کل، تجربهام از این شرکت به دلیل فضای کنترلگرانه، فشار کاری بالا، و نبود ارتباط مؤثر با مدیران، تجربهای ناخوشایند بود و باعث شد احساس عدم امنیت شغلی و تردید نسبت به آیندهی کاری را تجربه کنم. اگر قصد استخدام در چنین شرکتی را دارید، بهتر است به دقت شرایط کار، نحوهی مدیریت و فرهنگ سازمانی را بررسی کنید تا با چالشهای احتمالی روبهرو نشوید.
مدت حدود یک سال در جایگاهی به عنوان کارشناس شبکه مشغول به کار بودم. تجربهای که از این شرکت داشتم خیلی مطلوب نبود و به دیگران توصیه نمیکنم با این سازمان همکاری کنند. مدیریت شرکت دارای سطح علمی و حرفهای مناسبی نبود و رفتارها همواره ناسنجیده و ناهمراه با احترام بود. اکثر پروژهها به صورت ۲۴ ساعته در روز و ۷ روز هفته در جریان هستند و باید شیفتهای طولانی را بپذیرید، گاه حتی ۲۴ یا ۳۶ ساعت مداوم حضور لازم است و اضافهکاری مشخصی در ازای این ساعات در نظر گرفته نمیشود. ساختار داخلی شرکت بهطور کلی نامناسب است و واحدهای منابع انسانی و مالی آن وجود ندارد. زمانبندی ساعات کار به صورت غیررسمی و به صورت دستی ثبت میشود و هیچ سامانه مشخصی برای این کار وجود ندارد. مزایا یا حمایتهای شغلی خاصی ارائه نمیشود و در برخی مواقع بیمهها نیز رد میشود. از بابت پرداخت حقوق مشکلات متعددی وجود داشت و شرکت به طور مداوم از طرف کارکنان در این زمینه شکایت میکرد.
من نمیدونم دوستانی که نظر منفی میذارن، اینجا رو با کجا مقایسه می کنند و چه آرمان شهری توی ذهنشون هست که نسبت به اون مقایسه میکنن آسا رو اما اگر منصفانه بخوایم نگاه کنیم به موضوع، از منی که چندین شرکت عوض کردم و با دوستانم زنجیره ای بزرگ از شرکت های مختلف رو بررسی کردیم، آسا بدون تعصب و اغراق از ۸۰ درصد شرکت های بزرگ و به نام ایرانی وضعیت بهتری داره نقد منصفانه ای داشته باشیم خواهشا
فعالیت من در شبکه مترجمین اشراق به خاطر بیانصاف بودن پرداختها مدتی اعتمادم را از دست داد. در اینجا احساس کردم حرفهای بودن تشویق نمیشود و دستمزد عادلانهای پرداخت نمیگردد. نتیجه این وضع این بود که بعضی از ترجمهها به جای حفظ کیفیت، با ابزارهایی مثل گوگل ترنسلیت انجام میشدند و تحویل میافتادند.
من چند وقتی بود که قصد مهاجرت داشتم ولی نمیدونستم از کجا شروع کنم. وقتی با این شرکت تماس گرفتم، خیلی سریع و با حوصله کمکم کردن که بفهمم چه کارهایی باید انجام بدم. همهچیز رو بهطور واضح توضیح دادن و همین باعث شد روند کار خیلی راحتتر بشه.
در تجربههای شغلیم با کارنیل وب به عنوان برنامهنویس ارشد وردپرس و PHP، یکی از بهترین دورههای کاریام رقم خورد. فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفهای، و مدیریت از همه نظر پشتیبان خوبی بود؛ نتیجهاش یادگیریهای فراوانی بود که برداشت کردم. با اینکه هماکنون دانشجو هستم و از تهران دورم، شرکت بهشدت انعطافپذیر بود و امکان دورکاری را فراهم کرد. این دوره هم برایم پر از آموختن و هم اعتمادبهنفـس و انگیزههای تازه به همراه داشت.
وضعه بد اقتصادی یه طرف وضعه حقوقه اینجام یه طرف مدیری که اصلا براش پرسنلش اهمیتی نداره واقعا متاسفم که وقتتونو اونجا تلف میکنین و میمونین باید خیلی شرایطه مالیت خوب باشه که اونجا مونده باشی
امسال از نظر من یکی از برترین تجربههای کاری بود که توی کارنامهام ثبت شد. مدیران دفتر همواره با حرفهای بودن در کار، رفتاری دوستانه و تواضع نشان میدادند. در محیط کار خبری از استرس یا کشمکشهای بینتیجه بین تیم و مدیریت نبود و حواشی دردسرساز هم خیلی کم دیده میشد. فضای مجموعه برای زنان امن بود و اکثر همکاران را خانمها تشکیل میدادند. من در بخش تولید محتوا و سئو فعالیت میکردم و آموزشهای رایگان در این حوزه به کارکنان ارائه میشد.
سلام ارز ادب بنده ۴ سال درکاله لبنی باعشق کار میکردم کار کردن بنده شاید با دیگران کمی متفاوت بود سعی میکردم باتمام وجود دل میسوزندم از نظر بعضی از پرسنل کار زیاد میکردم به کسی توجه در این مورد نمیکردم چون عاشق کارم بودم الان از مسئولین تقاضای برگشت بکار رو دارم بنده مشکلی نداشتم ودرشهر امل غریبم بعداز ۱۶ سال کار درتهران اومدم امل یه همسر ودو فرزند نخبه درخوارزمی دکتر شعبانی حضور داشتن چون مسولین کاله بودن اکثر مدیران رده بالا بنده رومیشناسن پیردشتی ودیگرا عنایتی وطاهری فقط تقاضای برگشت بکار رو خواستم بنده خدمتگذار کاله لبنی با تشکر خواهشن بی تفاوت درمقابل اینچنین پرسنلی راه جالبی نمیتواند باشد تشکر از شما
یکی از بدترین شرکتهای ایرانه تا حالا وضع حقوقو اینجوری ندیدم سه ماه عقب فقط ازت کار میکشن ولی پول خبری نیست هیچ مزایایی هم نداره نه ناهار نه وام نه حقوق درست هیچی
من در حال حاضر عضوی از مجموعه بزرگ و تخصصی هیوا هستم و دانشجوی کارشناسی هستم و از سال دوم تحصیلم هیوا مشغول به کار شدم.دانشجو هستم و کاملا شرایط مساعدی رو برای افرادی با شرایط من دارن.مشکلی برای تایم کلاسا و امتحانام ندارم.ش ایطی رو فراهم کردن که مثل خیلی از جاهای دیگه پاره وقت نشم که حقوقم خیلی کم بشه و اموزش مداوم حتی بعد از دوسال کار کردن رو دارم گاهی یاداوری گاهی تکرار گاهی بررسی تغییرات و... .اتفاقا برخلاف نظری که خوندم شرکت بزرگیه و چند واحد هست حتی محل اموزش و کار از هم جداست متوجه نمیشم محل کار کوچیک یعنی چی؟ مدیریت مجموعه فوق العاده منظم و دلسوز هستن و برای افزایش انرژی مشاورا طرح های تشویقی میذارن.حقوقهامون هرماه سروقت میگیریم برخلاف خیلی از شرکتهای دیگه که یا روز مشخصی ندارن توی ماه و یا چندماه چندماه حقوق نمیدن.من خودم برای شهریه م مشکل داشتم و دانشگاه با وامم موافقت نکرد و مدیریت مجموعه هیوا کمک کردن که پرداخت کردم و ماهانه کم کم بهشون پرداخت کردم بدون اینکه مدرکی ازم بگیرن و یا حتی هزارتومن اضافه تر.نمیدونم دیگه مدیر یه مجموعه چیکار باید انجام بده؟ یه کم انصاف داشته باشیم بد نیست.کاملا توی نظر منفی خصومت شخصی مشخصه اگرنه من خودم دارم کار میکنم توی همین شرکت شرایط رو دارم میبینم چرا باید دروغ بنویسیم که وجهه کسیو خراب کنیم.یه موردی برام جالب بود میگن هیوا تیمشو بسیج کرده که نظر مثبت بنویسن اگه کارمندای یه شرکت بسیح میشن که شرایط خوب کاریشو نشون بدن پس حتما راضی ان که تونستن بسیج بشن و از شرایط خوبشون بگن.به نظرم کسی که بخواد کار کنه هیوا محیط خوبی رو فراهم کرده چون من تجربه ش کردم
تجربه خوبی که در شرکت موج پژوه البرز دارم این هست که برای پرسنل اهمیت قائل هستند و اگر سختگیری هم هست صرفا برای پیشرفت خود پرسنل است و من در مدتی که در این شرکت مشغول به کار بودم فقط به دلیل نکته سنجی مدیریت پیشرفت و ارتقا رو در کارم و حتی زندگی شخصی خودم حس کردم . نظم و دقت در این شرکت حرف اول و میزنه و اگر شخصی نمیتونه با این شرکت کار کنه قطعا تمایلی به پیشرفت نداره و دوست داره که فقط صبح بره سر کار و عصر برگرده و با روزمرگی کار انجام بده و اصلا براش مهم نیست که بخواد پیشرفت کنه که البته برای این اشخاص کارهای این سبکی در شرکت های دیگه حتما هست. در این شرکت هرچقدر کار می کنید و قدیمی میشید ارزشمندتر خواهید شد و مدیریت برای نیروهای کارآمد و قدیمی ارزش بیشتری قائل هست و همیشه پاداش برای افزایش انگیزه و ارتقا پرسنل در نظر می گیرند که واقعا من همیشه حس خوبی در زمانی که پاداش گرفتم داشتم.
در این شرکت با مدیریت فعلی، احساس میکنم که اصول اخلاقی و کار تیمی به شکلی جدی تخریب شده است. مسئولان اصلی شرکت و مدیران همراهشان به جای تمرکز بر کار جمعی و انصاف، با افراد به گونهای رفتار میکنند که بیشتر شبیه بازی با احساسات است تا همکاری حرفهای. در نتیجه احساس بیاعتمادی و ناامنی شغلی در محیط کار به وجود میآید و فضا به حدی شلوغ و بینظم است که به نظر میرسد اخبار و شایعات به صورت روزانه در بین همکاران پخش میشود. نسبت به شفافیت و صداقت نیز کمبود وجود دارد و از من و همکارانم انتظار میرود با اطمینان کامل به هر سخن شنیده شده اعتماد کنیم، در حالی که رفتار عملی افراد گوناگون در سطحی نیست که انتظار میرود. به جای ارائهی پاسخ منطقی و مسیر مشخص برای پیشرفت، با ناپایداری و صحبتهای بدون پشتوانه روبهرو میشویم و این وضعیت انگیزهها را کاهش میدهد. هر چه سطح اخلاق حرفهای بالاتر باشد، احساس رضایت از کار نیز بیشتر میشود و به تدریج میتواند به مدیریت و رهبری بهتر منجر شود. در تجربههای روزانه، نمونههایی وجود دارد که نشان میدهد برخوردهای غیرواقعی و دروغگویی بهطور مداوم اتفاق میافتد، در حالی که برخی اصول ساده اما مهم همچنان رعایت نمیشوند. من مدت زمانی در مرداد ماه مشغول به کار بودم و هیچ گونه پرداختی دریافت نکردم؛ بارها پیگیری کردم اما نتیجهای حاصل نشد. به حقوق خود و فرزندم حتی اندکی کوتاه آمدم و این حق الناس برای من بسیار سنگین بود.
تجربه خوبی ندارم از اسنپ بابت کرایه ها پشتیبانی ک اصلا افتضاح افتضاح داغون بی حوصله ، تیم پشتیبانی هم ک اصلا من موتوری بهیچ جاش نیستم ، هرسفر بخواد لغو میکنه هرچقدر بخواد کرایه کم میکنه کلا قبل بدرد شغل دوم میخورد اما الانجز اعصاب خوردی نیست و ب رانتدش ن احترام میذاره ن براش ارزش قاعل سرجم بدرد نمی خورع...
بیش از یکسال هست که از شرکت اومدم بیرون هر روز دارم تسویه حسابم پیگیری میکنم اما پرداخت نمیکنند خدایا اون زمان که من اومدم بیرون دلار چقدر بود الان چقدره خیلی بی انصاف هستند خدایا من هرگز از یک روز دیرکرد پولم نمیگذرم چرک و خون بشه از گلوی باعث و بانیش بزنه بیرون
برای من تجربه کار در جامبد خیلی مثبت بود و سالها با خیالی آسوده در آنجا کار کردم؛ گویی هر روز به من انرژی میداد و مشکلی پیش نمیآمد. هنوز هم نمیفهمم چرا بعضیها درباره این شرکت که برای خدمت به مردم تلاش میکند حرفهای ناگوار میزنند. اگر بخواهم درباره شرکت صحبت کنم، پیشنهاد میکنم حتما خودتان را برای استخدام آماده کنید. ورود به مجموعه کارفرمایی سختیهایی دارد، اما در عین حال شرکت خوبی است.
با تشکر از وقتی که گذاشتم، تجربهام از شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین را چنین به زبان میآورم. همان ابتدا احساس میکردم با مجموعهای رو به رو هستم که صداقت چندان اولویت ندارد و غالبا جو حاکم همانندسازی شده بود. برخوردها به نظر میرسید خودمحورانه است و توجه اصلی با مسئلهای که برایشان مهم بود، میگفتند به جای اینکه با واقعیتهای کار کنار بیایند، بر روی ظاهر و گفتار تمرکز میکردند. در رابطه با تعهدها، تصور میکردم که طرف مقابل به طور متقابل موظف است، اما رفتارها نشان میداد که این تعهد در درجهی اهمیت پایینتری برایشان برخوردار است. فضا نسبتا سمی بود و اغلب افراد پشت هم صحبت میکردند و دیدگاههای منفی نسبت به دیگران منتقل میشد. با وجود احترام سطحی ظاهری، هر کار ممکن بود چندین بار پرسیده شود تا از نتیجهی آن مطمئن شوند و پاسخها دوباره و دوباره پرسیده میشد.
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن