وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۸٬۰۹۰ تجربه منتشرشده – صفحه ۱۶ از ۴۰۵
استودیو نماد
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
علیرضاویراستار۳ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۷
کلاهتون سمت اینجا افتاد هم نرید

جو سمی حاکم هست توی دفتر. عملا ۳ نفر شدن نور چشمی مدیر عامل و توی تصمیماتی که اکثر اوقات سر در نمیارن دخالت میکنن. مدیر سئو دائما با گوشیش بازی میکنه و کمبودهای سئویی رو میندازه گردن بقیه تیم. از هر طریقی که بتونن کار اضافه میکشن ازتون. تیم ایران و کانادا در مقابل هم قرار داده شدن و دائما انگ کم‌کاری زده میشه بهتون. دفتر عملا خارج تهرانه توی چیتگر و شما سر حتی یک دقیقه دیر رسیدن باید جریمه (اسمشو گذاشتن شیرینی) بدین. خیلی اوقات باید بعد از تایم کاری تازه وارد جلسات با مدیر عامل بشین که عملا یعنی از ۹ صبح تا ۹ شب درگیر کار هستین. نکته مهم: قراردادی که باهاتون میبندن به اسم استودیو نماد هست و این شرکت ثبت رسمی نشده. اسم رسمی شرکت مهرانا تصویر ویرا هست. اگر که قراردادی امضا کنید با استودیو نماد، پس فردا نمیتونید از اداره کار درخواست بیمه بکنید.

مهندسی تفاوت
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۳ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
برای تازه‌کار خوبه، برای باتجربه نه

شرکت مهندسی تفاوت برای من تجربه‌ای بود که با وجود حقوق و مزایا واضح نیست، اما می‌خواهم از نگاه خودم بگویم. تصمیم‌های مالی در اینجا با مالکین اصلی است و مدیران روزمره نقشی در تعیین آن‌ها ندارند؛ بنابراین انتظار انعطاف یا قدردانی زیادی از آنان بی‌جا است. معمولاً افراد بااستعداد دوام زیادی در اینجا نمی‌آورند و جابه‌جایی کارکنان نسبت به حد انتظار بالاتر است. پایه حقوق معمولاً به نرخ نصف خواسته‌ام در نظر گرفته می‌شود و به‌طور معمول بخش اول در ابتدای ماه پرداخت می‌شود، اما باقی بخش‌ها ممکن است بدون نظم مشخص در وسط ماه یا حتی ماه بعد واریز شود. روند واحد فنی به صورتی مشخص و منظم نیست و فرآیندها سنتی و اداری هستند که کار را دشوار می‌کنند. مدیر فنی تجربه کار کردن از دید کارمند را ندارد و در نتیجه درک مشکلات نیروها برایش سخت است. اغلب مدیران بخش با هم فامیل‌اند، بنابراین انتظار تغییر جدی ساختاری نباید داشت و اگر با رفتارهایشان ناراحت شوی، احتمالاً خودت از کار کنار می‌گذاری. هرچند مدیر فنی تا حدی با اصول کسب‌وکار آشناست، اما در مباحث اپلیکیشن و معماری نرم‌افزار دانش کافی ندارد و گاهی با اعتماد به‌نفس کاذب و تفکری که «نوی من همیشه درست‌ام» در کار دخالت‌های بی‌جا می‌کند. مرزبندی مناسب بین خودش و کارکنان هم ندارد و رفتارهای گاهی بچه‌گانه‌اش باعث دلخوری و حواشی می‌شود؛ این سطحی‌نگری حتی در مصاحبه‌های فنی هم مشاهده می‌شود. خلاصه اینکه اگر دنبال تجربه تازه‌کاری هستی و می‌خواهی سالی یک‌بار با حوزه‌های مختلف IT و طراحی نرم‌افزار آشنا شوی، این شرکت تا حدودی می‌تواند مناسب باشد؛ اما اگر باتجربه‌ای و دنبال کارهای مهم‌تر و حقوق و مزایای بهتر هستی، گزینه‌ی مناسبی نیست. اگر بخواهی بیشتر بدونی، به سایت رسمی‌شان مراجعه کن.

پایا سازه پاسارگاد
معماری و عمران
تجربه کاری
کاربر ناشناسعضو تیم فنی۳ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
شتر گاو پلنگِ اداره‌ای که فقط بدیاش مونده

همیشه فکر می‌کردم شرکت‌های دولتی پر از پارتی‌بازی و افراد بی‌صلاحیتن و شرکت‌های خصوصی آدمِ کم‌نقص‌تر با حقوق معمولی دارن. اینجا اما همه‌‌ی بدیا رو با هم جمع کرده، یه چیزی بین همه‌شون که از همه بدتره. این شرکت زیرمجموعه یه نهاد دولتیه و انگار اصولاً اولویتشون کار نیست؛ کلی آدمِ داغون با پارتی و رانت جمع کردن که بزنن یه «شرکت دانش‌بنیاد» راه بندازن و از رانت دولتی استفاده کنن. بخش فنی که ما بودیم یکی از بدترین تجربه‌های زندگیم بود. شرکت واقعاً با کارگزاری‌های شناخته‌شده همکاری داشت و در کل درآمد خوبی داشت، ولی حقوق و جایگاهِ فنی‌ها در سطح نیروی خدمات یا حراست بود! هدایای مناسبتی که عملاً هیچ نبود، ولی برای مراسم‌های مذهبی انرژیشون رو کم نمی‌ذاشتن. مدیران هم همه بر مبنای رانت انتخاب شده بودن و اطرافیانشون هم فقط به خاطر آشنایی اونجا بودن. یه بار هم از یکی از سایت‌های کاریابی استفاده کردن، اونم احتمالاً چون اطرافشون آدم بیکار نداشتن. اگه می‌خوای رشد کنی باید پاچه‌خوار باشی؛ تازه تا یه حد چون خودِ مدیر از کسی که زیاد جلو می‌افته می‌ترسه. هیچ چیزِ فنی جدیدی یاد نمی‌گیری؛ سیستم‌ها مال ده سال پیشه و کسی که خودش هم تجربی کار کرده عملاً چیزی بهت یاد نمیده. فضا هم پره از زیرآب‌زنی و خاله‌زنک‌بازی — این یکی میگه از اون طرف شکایت می‌کنه، اون تیم هم این‌جوریه و الی آخر. حقوق رو هم هیچ‌وقت نمی‌فهمی چطوری محاسبه می‌کنن: یه عدد پیامک واریز، یه فیش، یه چیز تو سابقه بیمه؛ آخرش هم برا سنوات کفه کف حساب می‌کنن. برای خانم‌ها چادر اجباری بود، ولی وقتی از شرکت بیرون می‌رفتن سریع چادر رو برمی‌داشتن که معلوم شه اجبار بوده. ماه رمضون و روزه گرفتن تو شرکت اجباری بود؛ جالبه برای کارمندا افطاری هم نمی‌دادن ولی باید رعایت می‌شد. زیارتِ عاشورا و نماز جماعت هم همیشه برقرار بود و ازش انتظار همکاری داشتند. خلاصه اینکه اینجا یه شرکت دولتی فشل با تجهیزات و رویه‌های قدیمیِ؛ اگه واردش بشی احتمالاً بدترین تجربه کاری‌ت میشه. اگه هم دنبال امریه‌ شدن هستی گول نخور؛ این کارو فقط برای آشناهاشون انجام می‌دن، برای بقیه بهتره اصلاً نری یا اگه مردی بری سربازی بهتره.

الکترونیک گستر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتارومیه
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
شکایتی از تجربه‌ام اینجا

به طور کلی با مدیر منابع انسانی روبه‌رو می‌شم که ادعا می‌کنه رشته‌ش روانشناسیه، اما رفتارهاش خیلی بی‌ادبه و بدبرخوره و به نظر نمی‌رسه واقعاً بتونه با آدم‌ها درست ارتباط برقرار کنه یا موضوع رو بفهمه. با خیلی از نقدهایی که بقیه نوشتن تا حد زیادی موافقم؛ این شرکت به خاطر بازار بورس و سوددهی عجیب‌غریب رشد کرده، نه به‌خاطر توان فنی. با یکی از مسئولان مصاحبه صحبت کردم که کلی از سوادش حرف می‌زد، اما از لحاظ فنی معمولی بود و بیشتر جاروجنجال می‌کرد تا کار درست انجام بده. اضافه‌کاری رو هم به‌حساب نمی‌نویسند. دو دفتر دارن و اوضاع نظم و مدیریتشون خیلی ضعیفه. اگه با مدیریت ارتباط داشته باشی حقوق‌های خیلی بالا می‌گیری، وگرنه ممکنه زیر دست یکی از فامیل‌های مدیر بندازه‌ت که اصلاً بلد نیست کار رو درست انجام بده. مدیران ارشد هم با هم رابطه‌ی خوبی ندارن. اگه سابقه‌ات زیاد باشه احتمالاً به سرعت مدیرت می‌کنن، مهم نیست سوادش رو داشته باشی یا نه. نکته‌ی عجیب دیگه اینه که کسی که ده سال تجربه داره ممکنه در اینجا از کسی که تنها پنج سال توی شرکت بوده کمتر حقوق بگیره، چون فرمول حقوق بر پایه‌ی سابقه در شرکت حساب می‌شه — در حالی که شرکت واقعاً سال‌ها پروژه‌ی جدید درست و حسابی لانچ نکرده. خلاصه اینجا خیلی باندبازی و پارتی‌بازی هست. و وقتی بعضی‌ها می‌گویند «اینجا بهشته» و نظرات منفی رو جانبدارانه می‌دانند، باید بگم اینکه نظر اکثریت رو زیر سوال می‌برم نشون می‌ده تجربه‌م کجاها محدود بوده؛ اینکه برای من خوب بوده دلیل نمیشه برای همه خوب باشه. دستمالتو بردار و برو کارت رو انجام بده.

فرمی دیراک
معماری و عمرانمشهد
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
شرکتی پرحاشیه و بی‌نظم

به خاطر تجربه‌ای که داشتم، شرکت فرمی دیراک محیطی بود پر از رفتارهای غیرحرفه‌ای و مشکلات مدیریتی. حقوق‌ها اغلب به‌موقع پرداخت نمی‌شد و وقتی پرداخت می‌کردند هم معمولاً با بهانه‌ای همراه بود. هر چیزی را به گردن تیم فروش می‌انداختند و انگار آن‌ها هم از نظر بعضی شرایط، شایسته‌ای برای دفاع نبودند. فضا پر از حاشیه و اختلاف بین تیم‌ها بود و هر گروه برای خودش جوی جداگانه داشت. مدیریت بیشتر شبیه ژست‌ها بود تا نقش اجرایی واقعی؛ گاه و بیگاه هم شاهد غیبت مدیران اصلی یا معاونانشان بودیم. در نهایت تجربۀ کاری نامطلوبی بود که زمان و انرژی‌ام را بی‌دلیل مصرف کرد.

اسپید
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۳ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
کلاً ردش کن

برای منِ نویسنده، فضای شرکت چندان دلگرم‌کننده نبود و برخلاف ظاهر polished آن، دسترسی به کار درست همیشه با مشکل روبه‌رو می‌شد. مدیر شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و تبلیغات توجه داشت و دنبالِ اعتبارسازی بود تا انجام کار واقعی؛ خیلی نمایش و ریا در صحنه بود. حقوق به موقع پرداخت نمی‌شد و بیمه هم به شکل درستی برقرار نبود. تبلیغات زیبا و ستایش‌های بیرونی را نباید مبنا قرار داد؛ کسانی که از شرکت تعریف می‌کردند، یا مدیر یا بستگان نزدیک او بودند و ما هم در آن محیط مجبور می‌شدیم نظرات ساختگی بدهیم. فضای کار به شدت سمی بود و جوِ زیرآب‌زدن، چاپلوسی و پارتی‌بازی بین همکارها به شکل قابل توجهی وجود داشت.

اسکواد
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس فروش۳ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
حقوقت میکَنن، گیر میدن و بعد هم شکایت می‌کنن

برای یک سال در شرکت اسکواد تجربه کار داشتم. آنجا مدام با بهانه‌های مختلف حقوقم را کم می‌کردند و اگر در طول کار حتی به صورت مختصر می‌خندیدم، به سرعت تذکر می‌گرفتند. اگر از شرایط کاری خسته می‌شدم یا تصمیم به استعفا می‌گرفتم، بلافاصله از من شکایت می‌کردند تا خسارت بگیرند.

بیمه سرمد1326
بیمهتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسارشد۳ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
جهنم محل کار

شرکت بیمه سرمد1326 برای من تجربه‌ای ناامیدکننده بود؛ اگر دنبال جایی هستی که به جای پیشرفت، رزومه‌ات را به سخره بگیری، دقیقاً همان‌جا را پیدا می‌کنی. هر روز احساس می‌کنم باید از کار فرار کنم؛ دخالت‌های بی‌جا در زندگی شخصی‌ام و رسیدگی به پوشش و روابط، همواره قوت‌قلبم را می‌گرفت. گروهی از همکاران بی‌کفایت جمع شده‌اند که نه منابع انسانی کارآمد دارند نه مدیریت درستی، و مدیرعامل با نظارت هر لحظه‌ای از طریق دوربین‌ها حضور دارد. از من تضمین‌های مالی می‌خواهند و با تهدید نگه‌داری می‌کنند و فیش حقوقی هم ارائه نمی‌شود. اگر گوشی‌ام لحظه‌ای دستم باشد، سریع تماس می‌گیرند و دلیلش را جویا می‌شوند. به طور کل، نزدیک اینجا بودن اصلاً توصیه نمی‌شود.

عمارت خانه دوست
غذا و رستوران‌ها
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر محصول۳ شهریور ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: سخت
مصاحبه‌ای که حسابی چالش‌برانگیز بود

برای رفتن به مصاحبه با مدیر محصول در عمارت خانه دوست، دو مرحله تماس تلفنی آغاز کار بود. در مرحله اول بیشتر پیگیری می‌کردن که آیا واقعاً قصد تغییر شغل داری یا نه و بعد برای جلسه‌ای تلفنی رسمی برنامه‌ریزی می‌کردن. پس از آن جلسه‌ای با حضور یکی از مدیران ارشد و مدیر منابع انسانی داشتیم که چالش‌برانگیز بود؛ سؤالات هم فنی بود و هم برای ارزیابی نحوه حل مسئله، روش تحلیل و پیدا کردن راه‌حل مطرح می‌شد. این جلسه تقریباً دو ساعت طول کشید و نتیجه را در جلسه گروهی اعلام می‌کردن؛ تقریباً یک هفته طول می‌کشید تا خبر نهایی برسد. بعداً فهمیدم که پذیرفته شدم و جلسه بعدی بیشتر جنبه ارائه پیشنهاد همکاری و آشنایی با فرهنگ سازمانی و تیم‌ها را داشت. تأکید اصلی روی این بود که واقعاً خودِ خودت باشی؛ اکثر افراد در آنجا تجربه و مهارت بالایی دارن و سینیور هستند، بنابراین اگر سعی کنی از اندازه واقعی فراتر نشان بدهی، به سرعت مشخص می‌شود و معمولاً به چالش کشیده شده و نتیجه‌اش مطلوب نیست. از ویژگی‌های کلیدی که برایشان مهم بود می‌توان به سماجت، پشتکار، تاب‌آوری کم و بیش‌نگر و داشته باشی توانایی ارائه راه‌حل‌های عملی برای مسائل اشاره کرد. در این مصاحبه هیچ سؤال درباره اعتقادات مذهبی یا دینی مطرح نشد.

امن پردازان کویر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسمهندس DevOps۲ شهریور ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه با CTO

به طور کلی مصاحبه در این شرکت ۳ مرحله داره: ۱-فنی اولیه (آنلاین) ۲- مدیر فنی(حضوری) ۳-منابع انسانی از نظر هماهنگی و تایم مصاحبه و اینا تقریبا همه چی اوکی بود. هر چند از زمانی که رزومه فرستادم ۱ ماه طول کشید بررسی کنن و برای مصاحبه دعوت کنن. مصاحبه اولیه آنلاین برگزار شد. سوالات خیلی کلیشه ای و انگار از روی کتاب میخوندن و میپرسیدن. اصلا تجربه کاری و سطح سنیوریتی طرف براشون مهم نیست،‌ انگار دارن نیروی جونیور میگیرن و سوالات جزیی و کلیشه ای. بعضی هاش اینقد مسخره بود که بهشون میگفتم این چیزا رو میدونم اما یک بار هم در طول ۱۰ سال گذشته به کار نیومده! خلاصه که مصاحبه کننده خودش اونقدر حرفه ای نیست که بفهمه برای چه پوزیشنی و سطحی داره مصاحبه میکنه تا نحوه مصاحبه و سوالات رو تنظیم کرده باشه. یه قالب، برای همه. خیلی هم مسخره. نتیجه بعد از ۲ هفته با پیگیری خودم بهم گفتن قبول شدی و مرحله بعدی با مدیر فنی. مدیر فنی آفای سلیمانی یه جوان حدودا ۳۵ ساله که تازه ۵ ماهه اینجا CTO شده. بماند که وقتی تجارب قبلیش رو هم میخوندم به نظرم خیلی منطقی نبود. (توی لینکدین هست) با اینکه نیمساعت زودتر هم رسیدم باز هم مصاحبه با یه ربع تاخیر از تایم ست شده انجام شد. توی این یه ربع محیط شرکت رو یه دید زدم و بدک نبود. شبیه محیط های استارتاپی بود. درهم ریختگی کاری رو میشد توی رفتار آدم ها دید. مصاحبه شروع شد، مشخص بود رزومه کاری من رو از قبل خونده بود و از هر قسمت یه نکته پاورقی هم از قبل خونده بود که حین مصاحبه سعی کنه منو گیر بندازه. مشخصه طرف توی اون حوزه کار نکرده، چون سوالاتی که میپرسید بیشتر حالت تئوری محض داشت، توی کار هیچوقت بهش بر نمیخوری. مشخص بود رفته بود در مورد اون حوزه و تکنولوژی ای که من کار کردم مطالعه کرده و چند تا نکته خاص رو حفظ کرده بود که بتونه مچمه بگیره!!! منم که آدمی نیستم خیلی تفت بدم،‌ اگر چیزی یادم نباشه یا دقیق بلد نباشم رک و راست میگم «نمیدونم». معلوم بود با هر «نمیدونم» من چشماش برق میزد!! انگار که آره دارم مچتو میگیرم!! ههه!! حین توضیحات من یهو الکی توی یه مواردی خیلی ریز وارد میشد، انگار دنبال یه چیزی بود، نمیدونم بهشون رسید یا نه، اما آخرش لو داد که دنبال اینه ببینه من دقیقا اونجا چه نقشی داشتم. گفتم خب من یه مهندسم! تسک میاد و من انجام میدم!! اما نظرش این بود حتی جونیور هم باشی بالاخره باید یه تز هایی داده باشی و تا تهش رفته باشی که بتونی به شرکت بعدی ارایه بدی بگی من این دستاوردها رو داشتم!! ولی ظاهرا با دستاوردهای عددی حال نمیکرد. توی دلم گفتم خب قرار نیست همه مثل تو نتیجه کار تیمشون رو به اسم خودشون ببرن جای دیگه ارایه بدن!! اون چیزی که توی ذهنته نتیجه زحمت کل تیمه نه یک فرد!! خلاصه آخراش الکی به اسم اینکه جلسه دارم مصاحبه رو زود تموم کرد و حتی زمان نداد که من سوالامو بپرسم. انگار من دارم بازجویی میشم. میگم الکی چون بعد از جلسه دیدم که توی لابی شرکت داشت واسه خودش میچرخید!! همینقد ضایع! بعد از ۲ روز همون ایمیل کلیشه ای رو فرستادن که رد شدی و با یه نفر دیگه که مرتبط تره ادامه دادیم. مشخص بود اینم دروغ میگن، چون همون روز دیدم که دوباره همون آگهی قبلی رو زدن. دقیقا همون متن ولی تاریخش امروز بود. مشخص نیست اصلا نیرو میخوان یا نه. چی میخوان، با خودشون چند چندن! خوشحال به همچین آدم هایی هم تیمی نشدم! مرسی که خودشون رو اینقد زود نشون میدن که آدم تکلیفش رو بدونه!!!

گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات خاورمیانه
بانکداریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۲ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
مدیریت

مدیریت خییلیییی ضعیف و بد دهن و پرخاشگر یه ادم عقده ای با این حال که خانم هست مثل لات های چاله میدون صحبت میکنه، کارمند رو جلوی بقیه کارمندا خراب میکنه

اصلا نکته مثبت نداره
حقوق ناکافی
مدیریت ضعیف
محیط غیر حرفه ای
دریافت سفته برای قرارداد
کنترل افراد با دوربین
نمایانگران جهت مسیر
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسسرپرست فناوری اطلاعات۲ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۳
بی برنامگی و مدیریت ضعیف

مدیریت ضعیف و بهم ریختگی در سطح مدیران ارشد

ناهار رایگان
بیمه
بیمه تکمیلی
مدیریت ضعیف
بی نظمی کاری
عدم پرداخت به موقع حقوق
حقوق ناکافی
مشکلات مالی شرکت
مدیران شبکه برنا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس امنیت اطلاعات۲ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
بی برنامگی و بی مدیریتی در سطح مدیرعامل

بدترین تجریه کاری که میتونستم داشته باشم

اصلا نکته مثبت نداره
مدیریت ضعیف
محیط غیر حرفه ای
حقوق ناکافی
بد قول
مشکلات مالی شرکت
دیجیتال مارکتینگ بریف
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمدیر منابع انسانی۲ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
با دل و جون اینجام

امسال آغاز کارم را با تیمی در دیجیتال مارکتینگ بریف تجربه کردم. سال‌هاست در حوزه منابع انسانی فعالیت می‌کنم و معمولاً ترجیح می‌دهم در شرکت‌های استارتاپی حضور داشته باشم؛ به همین دلیل با رویکردی چابک و همدل وارد این مجموعه شدم. دلیل اصلی پیوستنم، مدیرعامل بود؛ هم دانش بالایی دارد و هم رهبري خوبی نشان می‌دهد، و برای هر کسی در هر سطحی به یک منتور خوب نیاز است. من اینجا را دوست دارم و واقعاً احساس خوبی دارم؛ تمام تلاشم این است که حال خوب تیم را حفظ کنم و واقعاً در تلاشم تا شرایط مناسبی برایشان فراهم کنم. از طرفی علاقه‌ای به این ندارم که نیروهایمان به راحتی از دست برود چون برایم عزیزند. ممکن است برخی بگویند چون مدیر منابع انسانی هستم باید چنین حرف‌هایی بزنم، اما من خودم هم جزو پرسنل هستم و همیشه صریح و رک با تیم صحبت می‌کنم. مجموعه در حال رشد است و طبیعی است که گاهی کارها از کنترل خارج شوند، اما تلاشم این است که بهترین شرایط برای آن‌ها فراهم باشد.

مهراز اقلیم پارس
معماری و عمران
تجربه کاری
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده React و React Native۲ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
دو ماه حقوق ندادن، بازم نیرو می‌گیرن

شرکت مهراز اقلیم پارس تجربه‌ای ناخوشایند از کار با من به عنوان توسعه‌دهنده React و React Native بود. حقوق دو ماه پرداخت نشد و سنوات و عیدی هم پرداخت نشده است. بسیاری از هم‌کاران در حال پیگیری قانونی برای استیفای حقوق‌شان هستند، اما این شرکت همچنان به استخدام نیروهای جدید ادامه می‌دهد و به افراد سوءاستفاده می‌کند.

ویتامین
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس اندروید۲ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
اومدی کار کردی، آخرش پولت رو نمیدن

وقتی سرمایه‌گذاران جمع‌آوری شد، شروع به جذب نیروهای فراوان کردند و من هم جزو همان تیم شدم. از همان روزهای اول، منابع انسانی وضعیت فلج‌کننده‌ای داشتند و هیچ سازوکاری وجود نداشت. کدها واقعاً بی‌نظم و نامنظم بودند و رفتار مدیران به‌حدی ناخوشایند بود که فضای شرکت را به شدت مسموم کرده بود؛ برای من تجربه‌ای به شدت ناامیدکننده شد. در کمتر از نه ماه گفتند ته‌بالغ شده و دیگر نمی‌توانند هزینه‌ها را پوشش بدهند؛ الان بیش از یک سال است که حقوق نگرفته‌ام و همچنان پیگیر شکایت هستم. نکته عجیب این بود که در ابتدا با روی خوش برخورد می‌کردند: قرارداد یک‌ماهه می‌دادند، سه ماه بعد قرارداد سه‌ماهه را پیشنهاد می‌دادند، به‌زعم خودشان طوری رفتار می‌کردند که انگار همه خودخواسته‌اند بروند. اما دقیقاً وقتی قرارداد سه‌ماهه پایان می‌رسید، به‌سادگی می‌گفتند برو دیگه. و بدترین جنبه، تقسیم حقوق بود: معمولاً هفتاد به سی نسبت می‌دادند به عنوان کارانه یا اضافه‌کار، اما در عمل هر ماه به بهانه‌ای یا کاملاً پرداخت نمی‌شد یا اصلاً پرداخت نمی‌شد. قرارداد طوری نوشته شده بود که زمینه‌ای برای پیگیری حقوق باقی نماند.

کاتاکیش
گردشگری و هتل‌ها
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس وب۲ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
دفتر شلوغ و بی‌قانون

کار در کاتاکیش تجربه‌ای پر از آشفتگی بود؛ در اینجا هیچ نظم و چارچوب مشخصی وجود ندارد و هر کسی آزادی عمل زیادی دارد. روابط کاری هم به گونه‌ای است که خیلی به حریم شخصی افراد احترام گذاشته نمی‌شود و ممکن است برخوردها به صورت ناخواسته یا به نحوی ناخوشایند باشد. مردان هم به نحوی بافت فرهنگی نامناسبی دارند و از فرصت‌ها برای تحقیر یا کم‌احترامی استفاده می‌کنند. تنها بخش حسابداری را نسبتاً منظم و دقیق دیدم، در حالی که سایر بخش‌ها به قراردادها و تعهدات پایبند نبودند و از طرف مقابل انتظار مشخصی برای تعهد احساس نمی‌شد. مدیریت ضعیف است و امنیت شغلی پایینی وجود دارد؛ حتی امنیت وسایل شخصی هم به خوبی تأمین نمی‌شود و گاهی بدون اطلاع چیزی از سیستم یا لوازم من تغییر می‌کند یا گم می‌شود.

بیتال
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسآبدارچی۲ شهریور ۱۴۰۵
در انتظار نتیجه
وقتت رو هدر میدن و ناپدید میشن

بابت این شرکت احساس سردرگمی داشتم و خیلی دوست داشتم کار کنمش. اولین بار با واحد منابع انسانی صحبت کردم و موافقت گرفتن، سپس مدیر واحد هم تأیید کرد. جلسه حضوری و آموزشی هم برگزار شد و به خاطر همین انتظار کشیدم و فرصت دیگری رو از دست دادم. قرار بود هفته بعد جلسه فنی برگزار بشه، اما از همون نخستین جلسه خبری نشد. پیام فرستادم و تأیید هم شد، ولی جوابی نگرفتم. به طور کلی حس می‌کنم فقط وقت مارو می‌گیرن؛ شرح‌وظایف رو اول می‌گن و بعد به مرور آن‌ها رو اضافه می‌کنن. به خاطر نباید به ظاهر شرکت‌ها اعتماد کرد و گول اسم بعضی‌شون رو نخورد. یادمه منابع انسانی در مصاحبه خیلی سردرگم بود و نتونست جلسه رو به خوبی مدیریت کنه.

تامین و پخش مرداس
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس فروش/فنی۲ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
هوای نیرو رو ندارن

شرکتمون تامین و پخش مرداس بود و من به عنوان کارشناس فروش/فنی تجربه‌ای داشتم که نمی‌تونم به راحتی فراموشش کنم. خیلی از هم‌تیمی‌های فروش و حتی بخش فنی، از مدیریت ناراضی بودن و در طول چند ماه چند نفر به تدریج از شرکت رفتن. مدیرعامل، که زنی بودن، ظاهراً چندان با اصول مدیریت آشنا نبودن و بیشتر به پول شرکت اهمیت می‌دادن تا رسیدگی به نیروها. اگر هم آگهی استخدام اونجا رو دیدی، به‌نظر من رزومه نفرست؛ وضعیتی که من و همکارانم به‌روشنی تجربه کردیم خیلی بدتر از چیزی بود که تصور می‌کردی. ممکن بود در مصاحبه وعده‌های جذابی داده بشه، اما از تجربه من و همکارانم هیچ‌کدوم عملی نمی‌شد و در نهایت با حس رضایت نداشتن از رفتار شرکت، حس سوءاستفاده و ترک کار پیش می‌اومد.

مهدکودک آبی
آموزش، مدارس و دانشگاه‌هاتهران
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده۲ شهریور ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
روز مصاحبه با تیم توسعه

برای من فرصت صحبت با تیم منابع انسانی همزمان با بررسی فنی روشن بود اما در نهایت از این تجربه چند نکته مشخص برون می‌زد. در ابتدای کار با واحد منابع انسانی گفتم که زمانبندی مصاحبه خوب بود و برخورد آنها عادی و مناسب بود؛ چیز خاصی در برخورد آن جلسه دیده نشد. بین جلسه اولیه و مصاحبه فنی حدود نیم ساعت فاصله افتاد و در همان لحظه مصاحبه‌گر فنی به نظر می‌رسید که از جریان رزومه و پرسشنامه من بی‌خبر است و همین موضوع باعث شد که ورق زدن‌ها طی مصاحبه به سرعت انجام شود. بخش عمده‌ای از سوالات در مصاحبه فنی حول موضوعاتی بود که به طور مستقیم به نقش مدنظر مربوط نمی‌شد و به‌نظر می‌رسید که اهدف آن‌ها بیشتر بر اساس تجربه‌ها و روال‌های آموخته‌شده توسط خودشان بود تا منابع یا منابع آموزشی مشخص. توضیحی که از طرف مصاحبه‌گر فنی منتقل می‌شد به نظر می‌آمد که خوب سازمان‌دهی نشده و در نتیجه احتمالاً بیشتر سوال‌ها در ذهن او باقی می‌ماند و این امر من را سردرگم می‌کرد. به نظر می‌رسید تمرکز آنها روی مطابقت با روال‌های آموزشی یا تجربیات شخصی بود تا تطابق با نیازهای واقعی شغل. نکته‌ای که از دید من مهم به‌نظر می‌رسید این بود که تیم منابع انسانی کمتر از بحث‌ها درباره مستندات و منابع آموزشی گله می‌کردند و به‌نوعی این موضوع را در نظر می‌گرفتند.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.