اتفاقا آریا بنیز الان اصلا جای خوبی واسه یادگیری نیست. جز دیرکرد حقوق شما اصلا کسی رو نمیبینید که سابقه و سواد داشته باشه چیزی بلد باشه. هیچ کس تخصصی نداره که بخواد آموزش بده بهتون. هر کی اینجا هست جای دیگه نتونسته بره. سرپرست فنی شرکت یه بچه شده دور خودش میچرخه فقط. مشخصه یه اسم سرپرست روش گذاشتن که جایی نره یه ذره کار شرکتم لنگ بمونه. البته مثل همه اگه میتونست میرفت و براش جای دیگه کار نبوده که نرفته.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت آریا بنیز سطح بسیار پایینی داره. علاوه بر اینکه شما رفتار های بسیار غیر حرفه ای از مدیران بی تجربه شرکت میبنیید دیر کرد های حقوق هم قوز بالا قوز میشه. نمونش مدیر واحد مهندسی که یک بچه کم سن و بی تجربه هست و به جای یاد گرفتن مسائل فنی توی فکر حاشیه هستش. تازه این مدیر فنی هست چه برسه به سایر مدیران شرکت. نکته مثبت شرکت اینه که با وجود تاخیر در حقوق ولی مساعده امکان پذیره...
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و مزایای کارمندان، فضا به سمت فشار کاری و انتظار از هر زن و مردی برای کار بیوقفه رفت. مدیران شرکت به نظر میرسیدند با ملاکهای اخلاقی و رفتاری مطلوب فاصله دارند و بعضی برخوردها به لحاظ حرفهای و انسانی مناسب نبود. به باور من برخی مدیران و بخش منابع انسانی نتوانستند معانی درستی از احترام به پرسنل ارائه دهند و پاسخها به نظرات و اعتراضها چندان پاسخگو نبودند. پشتیبانی و پاداشها هم به طور قابل توجهی با انتظارها فاصله داشت و گاهی آخر سال تنها بستهای کوچک از سوی شرکت ارائه میشد که از منظر من و همکاران خیلی معمولی بود. من شخصا تصمیم گرفتم از آن شرکت جدا شوم و اکنون در یک محیط با امکانات و پاداشهای بهتر مشغول به کارم. با وجود حرفهای دلسوزانهای که از همکارانم شنیدم، واقعا احساس میکردم که اگر همکاران قدرنشناس نبودند و افراد مناسب و با اخلاق در ردههای مدیریتی جایگزین میشدند، شرکت میتوانست مسیر بهتری را پیش بگیرد. مشتریان شرکت نیز از وضعیت نرمافزارها و خدمات راضی نبودند و با مشکلات زیادی مواجه بودند که مطمئنا به سطحی بالاتر از انتظار نیاز داشت. من امیدوارم روزی این مسائل در سطح کلانتری رسیدگی شود تا تجربه کاری بهتری برای پرسنل و مشتریان رقم بخورد. واقعیت این است که اگر افراد با انگیزه و رویکرد مثبت در تیم بوده باشند، شرکت قطعا پایداری بیشتری پیدا میکند و من هم با نگاه به آینده بهتر، تصمیمی درست گرفتم که به نفع همه است.
سلام برای افرادی که از دانشگاه های برتر فارغالتحصیل شدند، به دلایل زیر همکاری با واحد تحقیق و توسعه اصلا توصیه نمی کنم ۱- سطح کاری که انجام خواهی داد در مقایسه با توانایی تان بسیار پایین است شاید در حد یک تکنیسین. چون اکثر کارها قبلا انجام شده ۲- سیستم کاملا کوتله پرور و چاپلوس پرور است چیزی که سایر نفرات هم به آن اشاره کردند ۳- واحد تحقیق و توسعه الکترونیک کلا بی قانون است و مدیر کوتله آن هر کسی را که بخواهد بالا می کشد و هر کسی را که حال نکند زمین می زند و متاسفانه مدیریت ارشد علی رغم همه انتقادات و مسائل اخلاقی ایشان همتی برای بر کناری آن ندارد. ۴- فضای آن افسرده کننده و اضطراب آور است چون به خاطر سیستم زد و بندی مجبوری خیلی از مشکلات کاری که عمدتا از نفرات مافوقت بهت تحمیل می شن رو تحمل کنی ۵- در شرکت کروز چیزی به نام احترام وجود ندارد. نفرات مافوق به بهانه در اولویت بودن کار شرکت با هر ادبیاتی که بخواهند باهات صحبت می کنند حتی داماد مالک شرکت که خود تحصیلکرده خارج است علیرغم تحصیلات عالی فاقد هر گونه شعور و ادب است و کلا با افراد تحقیر آمیز صحبت می کنند. این آقا آنقدر نیاز به دیده شدن دارد که بعضا در صحبت هاش محل تحصیل و ... به رخ بقیه میکشد و همین باعث شده که در همه امور دخالت بکند ۶- سیستم حاکم برده داری نوین است و افکار حاکم چه برای افراد تحصیلکرده نخبه و چه غیر تحصیلکرده یکی است نمونه بارز آن دوره ابزارسازی است ۷- مدیرها و رئس ها کلا دنبال منافع شخصی خودشونن و اگه بتونن کارشناسی را قربانی منافع خودشون بکنن از آن دریغ نمیکنن
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها هستم. ابتدا یادآوری میکنم که نسبت به نظرات مختلف همکاران، من تنها از تجربه شخصیام صحبت میکنم و به هیچ عنوان قصد ندارم پیامی فراتر از واقعیت ارائه دهم. بهزودی پس از ورودم فهمیدم فضای شرکت تا چه اندازه غیرعادی است و کمکم نکتهبهنکته را فهمیدم. به طور مثال امنیت شغلی وجود ندارد؛ همکاران ممکن است امروز با هم خداحافظی کنند و فردا دیگر دیده نشوند چون دیروز آخرین روز کاریشان بوده است. مدیرعامل گاهی بهطور مداوم بر رفتارها نظارت دارد و در جلسات ممکن است پاسخها و حرفهای شما بهطور عمومی بازگو شود. اگر بخواهید استراحت کنید یا چای بیاورید، باید تلفنتان را خاموش یا قطع کنید و گاهی ایمیلها نیز بهطور هفتگی به شما اعلام میشود که اگر تماسهای زیادی دارید جریمه میشوید. سیستمها قدیمیاند، فضای کار نامناسب و چیدمان صندلیها بههم ریخته است و گاهی بهدلیل کمبود فضا مجبور میشوید کنار همکار خود کار کنید. تهویه مناسب نیست و در تابستان خیلی گرم میشود. امکانات رفاهی و آموزشی وجود ندارند، فقط یک برنامه تفریحی کوتاه در روزهای چهارشنبه بود که بیشتر شبیه تبلیغی بیثمر بود. روز اول، یک میز بدون لوازم پایه به دستم دادند و تلفن هم از نمونههای قدیمی بود. حقوقها پایین است و تفاوت زیادی بین تازهکار و کارمند با سه تا پنج سال تجربه وجود دارد. منابع انسانی وجود ندارد و مدیریت تا حدی در برخی کارها به نوعی بههمریخته است. اتاقی که بهعنوان اتاق بازی معرفی میشد واقعا همان اتاق جلسات شرکت بود؛ محل ناهار هم بهنوعی با محدودیت زمان و فضای مناسب روبهرو بود. با وجود این، کارفرما با چالشهای داخلی نسبت به قراردادها و تمدیدها و نحوه پیگیری شکایتها روبهرو است و برخی رفتارها حس بیاعتماد بودن را القا میکند. کاهش اعتماد بهنفس و فشارهای غیرمنصفانه از طریق نظارتهای گسترده و شنود و پخش صداها در جلسات از جمله تجربههای من بود. برخورد با مشکلات فنی نرمافزار و نقصهای زیرساختی به چشم میخورد، اما بهخاطر فشارهای محیطی و مدیریتی، تمرکز بر بهبود فنی بهخوبی میسر نبود. برخی روالها، مثل درخواستهای درونسازمانی، بدون شفافیت و با احساس اجبار انجام میشدند و این وضعیت موجب خشونت کلامی یا فشردهشدن روحیه تیمی میشد. فرض میکنم مدیریت باید به لحن و برخورد با کارکنان توجه بیشتری نشان دهد و دور از تنشهای بینتیجه باشد تا محیط کار آرام و سازندهای شکل بگیرد. بهبود سیستمها و بهروزرسانی زیرساختها، ایجاد امکانات رفاهی، و توجه به حقوق مرخصی و پرداخت اضافهکاری میتواند به لحاظ اخلاقی و حرفهای به نفع همه باشد. از دید من، وقتی تعداد نیروها زیاد هر سال است و بازخوردهای منفی درباره فضای کار ادامه دارد، باید راهکارهای جدی برای اصلاح وضع ارائه شود تا شرکت به جای سقوط، به سمت بهبود گام بردارد. در پایان، تجربه من از این شرکت آنقدر تلخ بود که درک کردم کار معنادار یعنی یک محیط سالم، پشتیبان و منصف؛ جایی که هر کسی بتواند بدون ترس
شرکتی بی درو پیکر ******، همه مدیرن یه چند تا کارشناس سابقه پایینم داره، تیم مهندسی به شدت داغون و کم تجربه است که چیزی جز ادعا ندارن. مدیر مهندسی هم که سر جمع ۵ سال سابقه نداره. حقوقا همیشه حداقل دو ماه تاخیر داره، هیچ مزایایی هم نداره، فقط وعده وعید های پوچ میدن، مدیر منابع انسانی هم که انگار اومده سالن مد هیچیم از کارش سر در نمیاره، کل شرکتو بچلونی سه چهار تا ادم قوی میتونی پیدا کنی. محیط دوستانه برای خودشون و پرسروصدا برای بقیه کارکنان، پر از جلسات پوچ و بی نتیجه، ظاهر زیبا با باطن متعفن. ادم اول گول ظاهرشونو میخوره بعدش گول وعده وعیدشونو بعد میبینی چند ماه موندیو دیگه کاری به راحتی نمیتونی پیدا کنی. لامصب اسمش میخوره توی رزومت نحسی میاد سراغت. هیچ نظمی توی این شرکت نیس نه توی حقوق نه توی انجام پروژه ها. به امید آزادی هممون
به جایی که سختکوشی و نظم حرف اول را میزند کار کردن را ترجیح میدهم و این شرکت با فضایی کاملا منسجم و دقیق همسوست. اغلب پروژههای اصلی گروه به حوزهای امنیتی و نظامی مرتبط است، بنابراین فضای کاری گستردهای وجود دارد که با انضباط شدید و ساختار پادگانی همراه است. در شرکت با نظارت گسترده دوربینها روبهرو هستید و هر حرکت به دقت ثبت و تحلیل میشود. بهزعم من برخی مدیران تیم از نظر مهارتی چندان تجربهای مشاهده نمیشود و فرآیند اجرای اسکرام نیز به شیوهای با انسجام بالا اما تا حدی خشک و رسمی دنبال میشود. اگر روحیهای منضبط دارید و به دنبال کارهای سطح بالا با چالشهای فنی میگردید، این مجموعه میتواند برایتان گزینه مناسبی باشد.
بلاخره بعد از 4 سال تونستم سنواتمو از آینده کاوان کهکشان نرم افزار بگیرم البته با کمک اداره کار شمیرانات! عکس حکم اداره کارو پایینتر گذشتم از منابع انسانی اومدن نظر مثبت نوشتن امتیاز بالا دادن که افتضاحاتی که درست کردنو پاک کنن! کارمندای گوگل و اپل هم امتیاز 5 از 5 به شرکتشون نمیدن! که اینا دادن بعد از استخدام در آینده کاوان دو تا چیز تا آخر عمر یادتون میمونه : هیات مدیره آینده کاوان آدرس اداره کار شمیرانات! [](https://postimg.cc/R6g5fFDJ)
نظرات خوندم همه منفی بود یکم عجیبه فکرکنم اکثرا فرانچایز کار کردن ولی شعب ستادی من شش ماهه دارم کار میکنم کارش سخته درسته ولی همه کارا سخته حقوقش اداره کاری هست و حق شیفت و هزینه ناهار و اضافه کار و..بهش اضافه میشه مدیراش هم آدامای بدی نیستن تایمش هشت ساعته شاید یک دو ساعت اضاف لازم باشه بمونید که هزینش پرداخت میشه پورسانت دارید و ارزاق ماهانه و مناسبتی و فصلی هم دارید میتونید مساعده یا وام بگیرید یک روز در هفته اف هستیم و دو روز مرخصی ماهانه...
به معنای واقعی یه شرکت بسیار پرحاشیه ،و دارای مدیران خاله زنک و دیکتاتوره که فقط حرف ،حرف خودشونه ونمیخوان با مشارکت بقیه کارمندان شرکت رو به پیشرفت باشه ، واحد فروش که سنتی کارمیکنه وبا روش های صدسال پیش اداره میشه واصلا هدف گزاری مشخصی ندارند ،اصلا تواین شرکت جای پیشرفتی نداره و پشیمونم که یه مدت تواین شرکت کار کردم
سلام من مدتی در شرکت ارم نوش سرپرست بودم و بدترین روزهای عمرم بود و دیدم که یک نفر داره از شرکت تعریف میکنه اون کسی نیست جز ***** که ******اداری گرفته الان چند ماهه نمیتونن حسابدار بگیرن و همه حسابدارها رفتن چون حقوق پایین میده و موقعی که داری میای بیرون منشی زیر اب زنه که الان کارمند اداریه میاد سیستمها رو چک میکنه که این خیلی بی احترامی به حسابدارها است و مدیر مالی هم حدود یک ماهه به خاطر بی احترامی ها از شرکت رفته
برای من که تجربهام را از کار در فلایتیو ثبت میکنم، یکی از نکات منفی همواره بیاحترامی به پرسنل و بیارزشی کار حرفهای در واحد مالی بود. در اینجا احساس میکنم هیچ جایی برای ارائهی کار با کیفیت و حرفهای وجود ندارد و به سواد و دانش مالی کماهمیت میگرازند. آنجا بیشتر به دنبال اضافهکاری و تشویق به انجام کار بیشتر با حقوق ثابت نیستند و وقتی ساعتهای اضافه به صورت نامتعارف بالا میرود، فهمیدم که مشکلات جدی در سازمان و واحد مالی وجود دارد. کار مالی اینجا به عنوان پیک کاری دیده میشود ولی نه به صورت مداوم و پایدار. در طول مدت حضور، تنها سه نفر از نیروهای قدیمی باقی مانده بودند و باقیها یا رفتند یا به خاطر ترس از پیدا نکردن کار، ماندند. به نظر من ارزش افزودهی فنی برای کسانی که میخواهند رشد کنند، در اینجا وجود ندارد. البته الان نیروها بیشتر از افرادی هستند که به صلاحیتهای پایه توجهی ندارند و تجربه برای من نشان میدهد که این محیط مناسب افراد جوان و اهل کار پاسخگو نیست؛ بیشتر برای افراد با سن بالاتر و دنبال حقوق مناسب میتواند مناسب باشد تا برای کسانی که میخواهند باهوش و پویا باشند و دانش بهروز را به کار بگیرند.
امروز وقت شد سری به این سایت بزنم . راستش را بخاید از اینکه چندتا کامنت تعریف و تعارف دیدم خوشم اومد و فک کردم اوضا خوب شده . کامنتای بعدی رو که دیدم دیدم نه خبری نیس و اوضاعو روزگار شرکت مثه همیشست . بازم همه از حقوق و بدقولی و بی احترامی ناراضین . ما که اینجا بودیم بازم هر روز یکی جذب میشد دوتا میرفتن ، هیچوقت حقوقو زودتر از سه چهار ماه دیر کرن نمیدان .آدمایی که میرفتن با دلخوری و دپرس میرفتن . من رفتم شرکتی که قدر اینجا پروژه نداشت ولی هیچ وقت حقوقش از دوم ماه دیرتر نشده ، نیروها کمتر شرکتو ترک میکنن . مدیرعاملش همیشه توی شرکته و راحت با بچه ها حرف می زنه .حقوقشم خوبه و با مقایسه با شرکتای دیگه کم نیست. تجربه مت کمه ولی یاد گرفتم اگه جایی میرم تو همون ماه اول اگر بدقولی کنن حقوق ندن احترام نذارن تو همون ماه اول اونجا رو ترک کنم .
برای من تجربهای بود که از نخستین روزهایم در آن مجموعه فهمیدم چگونه مدیریت و روابط کاری میتواند به شکل عجیبی تغییر کند. وقتی که وارد شرکت شکوه طعام وارنا شدم، حس کردم با یک فضای نسبتا پیچیده روبهرو هستم که دغدغههای حقوقی و مالی زیادی در آن مطرح است؛ از ادعاهای مربوط به حق مدیر کارخانههای قبلی گرفته تا نحوه برخورد با کاربران و مشتریان. مدیرعامل کارخانه ادعا میکرد که حقوق مدیریتی افراد قبلی باید به درستی پرداخت شود و در عین حال میگفت این مطالبات در سه سال اخیر بهدرستی تسویه نشدهاند. به مرور فهمیدم برخی از این صحبتها در کلام مدیران به شدت مبهم بود و هیچ توضیح روشن یا رسیدگی دقیق برای رسیدگی به این موارد ارایه نمیشد. در کنار این قضایا، برداشتهای ناپسند و بدبینیهای شدیدی هم وجود داشت و گاه این نگاهها به جایی میرسید که به روابط میان تیمی و اعتماد بین افراد لطمه میزد. از نظر من رفتارهای صادقانه با همکاران و مشتریان، احترام به حقوق آنها و تلاش برای شفافیت مالی و پاسخگویی به شکایات، اهمیت بالایی داشت و انتظار داشتم که این اصول به شکل ملموسی اجرا شوند. در طول سه سالی که در آن جا بودم، سعی کردم با رعایت انصاف، وظیفهم را به بهترین نحو انجام دهم و تمامی بازخوردهای مشتریان را بررسی کنم تا بتوانم به بهبود خدمات کمک کنم. با این وجود، همیشه احساس میکردم که برخی از تصمیمات مدیریتی و ساختارهای رفتاری در مجموعه به نوعی با منطق حل و فصل اختلافها همسو نیستند و به همین دلیل، باور دارم که شفافیت و عدالت در فرآیندهای کاری باید محور باشند تا نتیجهای عادلانه برای همه به همراه داشته باشد.
توجه کرده باشید همه از شرکت بد میگن به خدا راست میگن چون خودم اونجا بودم و دیدم با کارمندان چه جوری برخورد میکردن و تنها کسی که از شرکت خوب می گوید ***** بود انقدر زیر اب زد تا مدیر عامل بهش پست کارمندی داد این ****** دستور گرفته که از شرکت تعریف کنه به خدا کل حسابدارها از شرکت رفتن و منم هم نمونش طرف شرکت نرید که گاوه پیشونی سفیدست
من چند سال تو این شرکت کار میکنم و واقعا تجربه خوبی داشتم. محیط کار خیلی دوستانه و تیمی هست و همکارامون هم همیشه پشتیبان هم هستن. هر روز چیزهای جدید یاد میگیرم که واقعا به پیشرفت من کمک کرد.مدیریت هم به کارکنان خیلی اهمیت میدهند هیچوقت احساس تنهایی نمیکنیم.همکاران مثل یک خانواده هستن و من به شخصه هر روز با انگیزه با سرکار میام.
متاسفانه مدیر شرکت، فقط و فقط به فکر سود خالص است. پروژه ها را ماست مالی میکند و بسیار بسیار دروغ میگوید. رفتارش با آدمها مثل رفتار با برده است. چون از بچه ها سفته گرفته، بنده های خدا مجبورند تا اخر قرارداد صبر کنند. هرچی که میگی یا حتی امضاء میکنه رو میزنه زیرش. توی دفتر ما روی دیوار نوشته اند، فقط چیزهایی که سند مکتوب دارید قابل پذیرش است. یعنی حتی به اندازه چند ثانیه هم حرفش اعتبار ندارد. چند ماه از قراردادم مونده. بعدش عمرا پام رو بزارم توی دفترشون
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان عزیز در خدمتتون هستم با بهترین (کیبی ترین) تجربه کاری خودم با شرکت ترزنان پوخ افزار آذربایجان رو باهاتون به اشتراک بزارم از امتیازات بسیار عالی این شرکت(پارت اول): ۱ـ خدمات منحصر به فرد ورزشی{۱۶۰ عدد پله با استانداردهای ۸۰ گانه استاد علی صافکار که باعث سوزاندن کالری و افزایش سلامت کارکنان میگردد} ۲ـ پروژه های قدرتمند{چندین ماژول کرسی شعر که از حتی خودشان هم نمیدانند که چه اتفاقی در آن در حال رخ دادن است} ۳- موجود بودن لوازم جانبی برای کاربا کامپیوتر{اعم از موس و کیبورد و هدفون که در شرکت های دیگر آپشن محسوب میشود } ۴- امکان پیشرفت چشمگیر برای همگان{فراموشی و به زیر سوال رفتن سواد قدرتمند شما توسط مدیرانی با که سوادی در حد مایکروسافت (اتاق تعویض و شاسی ضربه) دارند} ۵- حقوق بسیار بالا و فضایی{شما با انجام تسک های پیچیده و روز ها کار دقیق بر روی ان می توانید حقوقی دریافت کنید که قابلیت رقابت تنگاتنگ با حقوق یک روز کارگر ساده داشته باشد} ۶- وجود پکیج های آموزشی قابل استفاده{آموزش های جامع و حرفه ای دزدی به غیر از برنامه نویسی} ۷- افزایش روز افزون امید{شما با کار کردن در این شرکت میتواند هر روز یک قدم خود را به امید مرگ نزدیک کنید} با من در وارت های بعدی از امتیازات بی پایان این شرکت همراه باشید
تمام اینایی که کامنت منفی میذارن هیچ کدومشون جرات نکردن چشم تو چشم و حضوری نارضایتیشون رو اعلام کنن. یه عده ****** که فقط بلدن به صورت ناشناس تو صفحات کامنت بذارن و با حیثیت و آبروی بقیه بازی کنن. ماهایی که اینجا کار میکنیم نه تبلیم نه بیسواد! موندم تو که انقدر ادعا داری همه چیز میفهمی چرا موندی تو این شرکت. آدم خاص و باسواد ****** بیرون. چرا دائم درحال توهین کردنی. تمام اون ***** که اسم بردی همشون مهربون و کاردان و آدم حسابی هستن نمکنشناس نباش. اگر ادعا داری ******. معلومه هیچی بارت نیست واقعا آدم ترسناکی هستی که جای رو در رو حرف زدن ******.
به این شرکت کار نمیکردم و تجربهام را اینطور به خاطر میآورم که حقوق ثابت ماهیانهای برابر ده میلیون بود و از همان ابتدا با اجبار برای ماندن تا ساعت شش مواجه بودم؛ در addition مجبور بودم هر پنجشنبه هم بیایم. تیم برنامهنویسی تنها با من بودم و رئیس IT که خانم هستند، برخوردشان با پرسنل اخلاقی نبود. اکثر کارها به بخش پشتیبانی مرتبط بود. مرخصی استحقاقی بهراحتی در شرکت وجود ندارد و برای هر روز مرخصی باید توضیحات دقیق بدهی تا تأیید شود. وقتی در مشکلات برنامهنویسی گیر میافتادم، ارتباط با رئیس نرمافزار داشتم اما پاسخها غالبا تهکلامی و تحقیرآمیز بود و میگفتند تو هیچچیز بلد نیستی. از طرفی رئیس نرمافزار بدون اجازه وارد سیستم من میشد. حقوق پایه نیز بهطور کامل رعایت نمیشد و واریزیها مطابق پایه بود، با وجود این که برای مناسبتها فقط پنجصد هزار تومان پرداخت میشد. با اولین حقوق ده میلیونی همواره از من میخواستند برای آنها ناهار یا شیرینی بدهی. اگر صبحها قبل از ساعت هفت و نیم حضور میداشتی، اضافهکار محسوب نمیشد و اگر دفعاتی بعد از چهار و پانزده عصر کار میکردی، با پایهای پایین بهازای هر ساعت سی هزار تومان محاسبه میشد. تنها امتیاز شرکت، اینترنت رایگان بیحد و حصر بود که به گوشی من داده میشد.
اتفاقا آریا بنیز الان اصلا جای خوبی واسه یادگیری نیست. جز دیرکرد حقوق شما اصلا کسی رو نمیبینید که سابقه و سواد داشته باشه چیزی بلد باشه. هیچ کس تخصصی نداره که بخواد آموزش بده بهتون. هر کی اینجا هست جای دیگه نتونسته بره. سرپرست فنی شرکت یه بچه شده دور خودش میچرخه فقط. مشخصه یه اسم سرپرست روش گذاشتن که جایی نره یه ذره کار شرکتم لنگ بمونه. البته مثل همه اگه میتونست میرفت و براش جای دیگه کار نبوده که نرفته.
شرکت آریا بنیز سطح بسیار پایینی داره. علاوه بر اینکه شما رفتار های بسیار غیر حرفه ای از مدیران بی تجربه شرکت میبنیید دیر کرد های حقوق هم قوز بالا قوز میشه. نمونش مدیر واحد مهندسی که یک بچه کم سن و بی تجربه هست و به جای یاد گرفتن مسائل فنی توی فکر حاشیه هستش. تازه این مدیر فنی هست چه برسه به سایر مدیران شرکت. نکته مثبت شرکت اینه که با وجود تاخیر در حقوق ولی مساعده امکان پذیره...
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و مزایای کارمندان، فضا به سمت فشار کاری و انتظار از هر زن و مردی برای کار بیوقفه رفت. مدیران شرکت به نظر میرسیدند با ملاکهای اخلاقی و رفتاری مطلوب فاصله دارند و بعضی برخوردها به لحاظ حرفهای و انسانی مناسب نبود. به باور من برخی مدیران و بخش منابع انسانی نتوانستند معانی درستی از احترام به پرسنل ارائه دهند و پاسخها به نظرات و اعتراضها چندان پاسخگو نبودند. پشتیبانی و پاداشها هم به طور قابل توجهی با انتظارها فاصله داشت و گاهی آخر سال تنها بستهای کوچک از سوی شرکت ارائه میشد که از منظر من و همکاران خیلی معمولی بود. من شخصا تصمیم گرفتم از آن شرکت جدا شوم و اکنون در یک محیط با امکانات و پاداشهای بهتر مشغول به کارم. با وجود حرفهای دلسوزانهای که از همکارانم شنیدم، واقعا احساس میکردم که اگر همکاران قدرنشناس نبودند و افراد مناسب و با اخلاق در ردههای مدیریتی جایگزین میشدند، شرکت میتوانست مسیر بهتری را پیش بگیرد. مشتریان شرکت نیز از وضعیت نرمافزارها و خدمات راضی نبودند و با مشکلات زیادی مواجه بودند که مطمئنا به سطحی بالاتر از انتظار نیاز داشت. من امیدوارم روزی این مسائل در سطح کلانتری رسیدگی شود تا تجربه کاری بهتری برای پرسنل و مشتریان رقم بخورد. واقعیت این است که اگر افراد با انگیزه و رویکرد مثبت در تیم بوده باشند، شرکت قطعا پایداری بیشتری پیدا میکند و من هم با نگاه به آینده بهتر، تصمیمی درست گرفتم که به نفع همه است.
سلام برای افرادی که از دانشگاه های برتر فارغالتحصیل شدند، به دلایل زیر همکاری با واحد تحقیق و توسعه اصلا توصیه نمی کنم ۱- سطح کاری که انجام خواهی داد در مقایسه با توانایی تان بسیار پایین است شاید در حد یک تکنیسین. چون اکثر کارها قبلا انجام شده ۲- سیستم کاملا کوتله پرور و چاپلوس پرور است چیزی که سایر نفرات هم به آن اشاره کردند ۳- واحد تحقیق و توسعه الکترونیک کلا بی قانون است و مدیر کوتله آن هر کسی را که بخواهد بالا می کشد و هر کسی را که حال نکند زمین می زند و متاسفانه مدیریت ارشد علی رغم همه انتقادات و مسائل اخلاقی ایشان همتی برای بر کناری آن ندارد. ۴- فضای آن افسرده کننده و اضطراب آور است چون به خاطر سیستم زد و بندی مجبوری خیلی از مشکلات کاری که عمدتا از نفرات مافوقت بهت تحمیل می شن رو تحمل کنی ۵- در شرکت کروز چیزی به نام احترام وجود ندارد. نفرات مافوق به بهانه در اولویت بودن کار شرکت با هر ادبیاتی که بخواهند باهات صحبت می کنند حتی داماد مالک شرکت که خود تحصیلکرده خارج است علیرغم تحصیلات عالی فاقد هر گونه شعور و ادب است و کلا با افراد تحقیر آمیز صحبت می کنند. این آقا آنقدر نیاز به دیده شدن دارد که بعضا در صحبت هاش محل تحصیل و ... به رخ بقیه میکشد و همین باعث شده که در همه امور دخالت بکند ۶- سیستم حاکم برده داری نوین است و افکار حاکم چه برای افراد تحصیلکرده نخبه و چه غیر تحصیلکرده یکی است نمونه بارز آن دوره ابزارسازی است ۷- مدیرها و رئس ها کلا دنبال منافع شخصی خودشونن و اگه بتونن کارشناسی را قربانی منافع خودشون بکنن از آن دریغ نمیکنن
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها هستم. ابتدا یادآوری میکنم که نسبت به نظرات مختلف همکاران، من تنها از تجربه شخصیام صحبت میکنم و به هیچ عنوان قصد ندارم پیامی فراتر از واقعیت ارائه دهم. بهزودی پس از ورودم فهمیدم فضای شرکت تا چه اندازه غیرعادی است و کمکم نکتهبهنکته را فهمیدم. به طور مثال امنیت شغلی وجود ندارد؛ همکاران ممکن است امروز با هم خداحافظی کنند و فردا دیگر دیده نشوند چون دیروز آخرین روز کاریشان بوده است. مدیرعامل گاهی بهطور مداوم بر رفتارها نظارت دارد و در جلسات ممکن است پاسخها و حرفهای شما بهطور عمومی بازگو شود. اگر بخواهید استراحت کنید یا چای بیاورید، باید تلفنتان را خاموش یا قطع کنید و گاهی ایمیلها نیز بهطور هفتگی به شما اعلام میشود که اگر تماسهای زیادی دارید جریمه میشوید. سیستمها قدیمیاند، فضای کار نامناسب و چیدمان صندلیها بههم ریخته است و گاهی بهدلیل کمبود فضا مجبور میشوید کنار همکار خود کار کنید. تهویه مناسب نیست و در تابستان خیلی گرم میشود. امکانات رفاهی و آموزشی وجود ندارند، فقط یک برنامه تفریحی کوتاه در روزهای چهارشنبه بود که بیشتر شبیه تبلیغی بیثمر بود. روز اول، یک میز بدون لوازم پایه به دستم دادند و تلفن هم از نمونههای قدیمی بود. حقوقها پایین است و تفاوت زیادی بین تازهکار و کارمند با سه تا پنج سال تجربه وجود دارد. منابع انسانی وجود ندارد و مدیریت تا حدی در برخی کارها به نوعی بههمریخته است. اتاقی که بهعنوان اتاق بازی معرفی میشد واقعا همان اتاق جلسات شرکت بود؛ محل ناهار هم بهنوعی با محدودیت زمان و فضای مناسب روبهرو بود. با وجود این، کارفرما با چالشهای داخلی نسبت به قراردادها و تمدیدها و نحوه پیگیری شکایتها روبهرو است و برخی رفتارها حس بیاعتماد بودن را القا میکند. کاهش اعتماد بهنفس و فشارهای غیرمنصفانه از طریق نظارتهای گسترده و شنود و پخش صداها در جلسات از جمله تجربههای من بود. برخورد با مشکلات فنی نرمافزار و نقصهای زیرساختی به چشم میخورد، اما بهخاطر فشارهای محیطی و مدیریتی، تمرکز بر بهبود فنی بهخوبی میسر نبود. برخی روالها، مثل درخواستهای درونسازمانی، بدون شفافیت و با احساس اجبار انجام میشدند و این وضعیت موجب خشونت کلامی یا فشردهشدن روحیه تیمی میشد. فرض میکنم مدیریت باید به لحن و برخورد با کارکنان توجه بیشتری نشان دهد و دور از تنشهای بینتیجه باشد تا محیط کار آرام و سازندهای شکل بگیرد. بهبود سیستمها و بهروزرسانی زیرساختها، ایجاد امکانات رفاهی، و توجه به حقوق مرخصی و پرداخت اضافهکاری میتواند به لحاظ اخلاقی و حرفهای به نفع همه باشد. از دید من، وقتی تعداد نیروها زیاد هر سال است و بازخوردهای منفی درباره فضای کار ادامه دارد، باید راهکارهای جدی برای اصلاح وضع ارائه شود تا شرکت به جای سقوط، به سمت بهبود گام بردارد. در پایان، تجربه من از این شرکت آنقدر تلخ بود که درک کردم کار معنادار یعنی یک محیط سالم، پشتیبان و منصف؛ جایی که هر کسی بتواند بدون ترس
شرکتی بی درو پیکر ******، همه مدیرن یه چند تا کارشناس سابقه پایینم داره، تیم مهندسی به شدت داغون و کم تجربه است که چیزی جز ادعا ندارن. مدیر مهندسی هم که سر جمع ۵ سال سابقه نداره. حقوقا همیشه حداقل دو ماه تاخیر داره، هیچ مزایایی هم نداره، فقط وعده وعید های پوچ میدن، مدیر منابع انسانی هم که انگار اومده سالن مد هیچیم از کارش سر در نمیاره، کل شرکتو بچلونی سه چهار تا ادم قوی میتونی پیدا کنی. محیط دوستانه برای خودشون و پرسروصدا برای بقیه کارکنان، پر از جلسات پوچ و بی نتیجه، ظاهر زیبا با باطن متعفن. ادم اول گول ظاهرشونو میخوره بعدش گول وعده وعیدشونو بعد میبینی چند ماه موندیو دیگه کاری به راحتی نمیتونی پیدا کنی. لامصب اسمش میخوره توی رزومت نحسی میاد سراغت. هیچ نظمی توی این شرکت نیس نه توی حقوق نه توی انجام پروژه ها. به امید آزادی هممون
به جایی که سختکوشی و نظم حرف اول را میزند کار کردن را ترجیح میدهم و این شرکت با فضایی کاملا منسجم و دقیق همسوست. اغلب پروژههای اصلی گروه به حوزهای امنیتی و نظامی مرتبط است، بنابراین فضای کاری گستردهای وجود دارد که با انضباط شدید و ساختار پادگانی همراه است. در شرکت با نظارت گسترده دوربینها روبهرو هستید و هر حرکت به دقت ثبت و تحلیل میشود. بهزعم من برخی مدیران تیم از نظر مهارتی چندان تجربهای مشاهده نمیشود و فرآیند اجرای اسکرام نیز به شیوهای با انسجام بالا اما تا حدی خشک و رسمی دنبال میشود. اگر روحیهای منضبط دارید و به دنبال کارهای سطح بالا با چالشهای فنی میگردید، این مجموعه میتواند برایتان گزینه مناسبی باشد.
بلاخره بعد از 4 سال تونستم سنواتمو از آینده کاوان کهکشان نرم افزار بگیرم البته با کمک اداره کار شمیرانات! عکس حکم اداره کارو پایینتر گذشتم از منابع انسانی اومدن نظر مثبت نوشتن امتیاز بالا دادن که افتضاحاتی که درست کردنو پاک کنن! کارمندای گوگل و اپل هم امتیاز 5 از 5 به شرکتشون نمیدن! که اینا دادن بعد از استخدام در آینده کاوان دو تا چیز تا آخر عمر یادتون میمونه : هیات مدیره آینده کاوان آدرس اداره کار شمیرانات! [](https://postimg.cc/R6g5fFDJ)
نظرات خوندم همه منفی بود یکم عجیبه فکرکنم اکثرا فرانچایز کار کردن ولی شعب ستادی من شش ماهه دارم کار میکنم کارش سخته درسته ولی همه کارا سخته حقوقش اداره کاری هست و حق شیفت و هزینه ناهار و اضافه کار و..بهش اضافه میشه مدیراش هم آدامای بدی نیستن تایمش هشت ساعته شاید یک دو ساعت اضاف لازم باشه بمونید که هزینش پرداخت میشه پورسانت دارید و ارزاق ماهانه و مناسبتی و فصلی هم دارید میتونید مساعده یا وام بگیرید یک روز در هفته اف هستیم و دو روز مرخصی ماهانه...
به معنای واقعی یه شرکت بسیار پرحاشیه ،و دارای مدیران خاله زنک و دیکتاتوره که فقط حرف ،حرف خودشونه ونمیخوان با مشارکت بقیه کارمندان شرکت رو به پیشرفت باشه ، واحد فروش که سنتی کارمیکنه وبا روش های صدسال پیش اداره میشه واصلا هدف گزاری مشخصی ندارند ،اصلا تواین شرکت جای پیشرفتی نداره و پشیمونم که یه مدت تواین شرکت کار کردم
سلام من مدتی در شرکت ارم نوش سرپرست بودم و بدترین روزهای عمرم بود و دیدم که یک نفر داره از شرکت تعریف میکنه اون کسی نیست جز ***** که ******اداری گرفته الان چند ماهه نمیتونن حسابدار بگیرن و همه حسابدارها رفتن چون حقوق پایین میده و موقعی که داری میای بیرون منشی زیر اب زنه که الان کارمند اداریه میاد سیستمها رو چک میکنه که این خیلی بی احترامی به حسابدارها است و مدیر مالی هم حدود یک ماهه به خاطر بی احترامی ها از شرکت رفته
برای من که تجربهام را از کار در فلایتیو ثبت میکنم، یکی از نکات منفی همواره بیاحترامی به پرسنل و بیارزشی کار حرفهای در واحد مالی بود. در اینجا احساس میکنم هیچ جایی برای ارائهی کار با کیفیت و حرفهای وجود ندارد و به سواد و دانش مالی کماهمیت میگرازند. آنجا بیشتر به دنبال اضافهکاری و تشویق به انجام کار بیشتر با حقوق ثابت نیستند و وقتی ساعتهای اضافه به صورت نامتعارف بالا میرود، فهمیدم که مشکلات جدی در سازمان و واحد مالی وجود دارد. کار مالی اینجا به عنوان پیک کاری دیده میشود ولی نه به صورت مداوم و پایدار. در طول مدت حضور، تنها سه نفر از نیروهای قدیمی باقی مانده بودند و باقیها یا رفتند یا به خاطر ترس از پیدا نکردن کار، ماندند. به نظر من ارزش افزودهی فنی برای کسانی که میخواهند رشد کنند، در اینجا وجود ندارد. البته الان نیروها بیشتر از افرادی هستند که به صلاحیتهای پایه توجهی ندارند و تجربه برای من نشان میدهد که این محیط مناسب افراد جوان و اهل کار پاسخگو نیست؛ بیشتر برای افراد با سن بالاتر و دنبال حقوق مناسب میتواند مناسب باشد تا برای کسانی که میخواهند باهوش و پویا باشند و دانش بهروز را به کار بگیرند.
امروز وقت شد سری به این سایت بزنم . راستش را بخاید از اینکه چندتا کامنت تعریف و تعارف دیدم خوشم اومد و فک کردم اوضا خوب شده . کامنتای بعدی رو که دیدم دیدم نه خبری نیس و اوضاعو روزگار شرکت مثه همیشست . بازم همه از حقوق و بدقولی و بی احترامی ناراضین . ما که اینجا بودیم بازم هر روز یکی جذب میشد دوتا میرفتن ، هیچوقت حقوقو زودتر از سه چهار ماه دیر کرن نمیدان .آدمایی که میرفتن با دلخوری و دپرس میرفتن . من رفتم شرکتی که قدر اینجا پروژه نداشت ولی هیچ وقت حقوقش از دوم ماه دیرتر نشده ، نیروها کمتر شرکتو ترک میکنن . مدیرعاملش همیشه توی شرکته و راحت با بچه ها حرف می زنه .حقوقشم خوبه و با مقایسه با شرکتای دیگه کم نیست. تجربه مت کمه ولی یاد گرفتم اگه جایی میرم تو همون ماه اول اگر بدقولی کنن حقوق ندن احترام نذارن تو همون ماه اول اونجا رو ترک کنم .
برای من تجربهای بود که از نخستین روزهایم در آن مجموعه فهمیدم چگونه مدیریت و روابط کاری میتواند به شکل عجیبی تغییر کند. وقتی که وارد شرکت شکوه طعام وارنا شدم، حس کردم با یک فضای نسبتا پیچیده روبهرو هستم که دغدغههای حقوقی و مالی زیادی در آن مطرح است؛ از ادعاهای مربوط به حق مدیر کارخانههای قبلی گرفته تا نحوه برخورد با کاربران و مشتریان. مدیرعامل کارخانه ادعا میکرد که حقوق مدیریتی افراد قبلی باید به درستی پرداخت شود و در عین حال میگفت این مطالبات در سه سال اخیر بهدرستی تسویه نشدهاند. به مرور فهمیدم برخی از این صحبتها در کلام مدیران به شدت مبهم بود و هیچ توضیح روشن یا رسیدگی دقیق برای رسیدگی به این موارد ارایه نمیشد. در کنار این قضایا، برداشتهای ناپسند و بدبینیهای شدیدی هم وجود داشت و گاه این نگاهها به جایی میرسید که به روابط میان تیمی و اعتماد بین افراد لطمه میزد. از نظر من رفتارهای صادقانه با همکاران و مشتریان، احترام به حقوق آنها و تلاش برای شفافیت مالی و پاسخگویی به شکایات، اهمیت بالایی داشت و انتظار داشتم که این اصول به شکل ملموسی اجرا شوند. در طول سه سالی که در آن جا بودم، سعی کردم با رعایت انصاف، وظیفهم را به بهترین نحو انجام دهم و تمامی بازخوردهای مشتریان را بررسی کنم تا بتوانم به بهبود خدمات کمک کنم. با این وجود، همیشه احساس میکردم که برخی از تصمیمات مدیریتی و ساختارهای رفتاری در مجموعه به نوعی با منطق حل و فصل اختلافها همسو نیستند و به همین دلیل، باور دارم که شفافیت و عدالت در فرآیندهای کاری باید محور باشند تا نتیجهای عادلانه برای همه به همراه داشته باشد.
توجه کرده باشید همه از شرکت بد میگن به خدا راست میگن چون خودم اونجا بودم و دیدم با کارمندان چه جوری برخورد میکردن و تنها کسی که از شرکت خوب می گوید ***** بود انقدر زیر اب زد تا مدیر عامل بهش پست کارمندی داد این ****** دستور گرفته که از شرکت تعریف کنه به خدا کل حسابدارها از شرکت رفتن و منم هم نمونش طرف شرکت نرید که گاوه پیشونی سفیدست
من چند سال تو این شرکت کار میکنم و واقعا تجربه خوبی داشتم. محیط کار خیلی دوستانه و تیمی هست و همکارامون هم همیشه پشتیبان هم هستن. هر روز چیزهای جدید یاد میگیرم که واقعا به پیشرفت من کمک کرد.مدیریت هم به کارکنان خیلی اهمیت میدهند هیچوقت احساس تنهایی نمیکنیم.همکاران مثل یک خانواده هستن و من به شخصه هر روز با انگیزه با سرکار میام.
متاسفانه مدیر شرکت، فقط و فقط به فکر سود خالص است. پروژه ها را ماست مالی میکند و بسیار بسیار دروغ میگوید. رفتارش با آدمها مثل رفتار با برده است. چون از بچه ها سفته گرفته، بنده های خدا مجبورند تا اخر قرارداد صبر کنند. هرچی که میگی یا حتی امضاء میکنه رو میزنه زیرش. توی دفتر ما روی دیوار نوشته اند، فقط چیزهایی که سند مکتوب دارید قابل پذیرش است. یعنی حتی به اندازه چند ثانیه هم حرفش اعتبار ندارد. چند ماه از قراردادم مونده. بعدش عمرا پام رو بزارم توی دفترشون
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان عزیز در خدمتتون هستم با بهترین (کیبی ترین) تجربه کاری خودم با شرکت ترزنان پوخ افزار آذربایجان رو باهاتون به اشتراک بزارم از امتیازات بسیار عالی این شرکت(پارت اول): ۱ـ خدمات منحصر به فرد ورزشی{۱۶۰ عدد پله با استانداردهای ۸۰ گانه استاد علی صافکار که باعث سوزاندن کالری و افزایش سلامت کارکنان میگردد} ۲ـ پروژه های قدرتمند{چندین ماژول کرسی شعر که از حتی خودشان هم نمیدانند که چه اتفاقی در آن در حال رخ دادن است} ۳- موجود بودن لوازم جانبی برای کاربا کامپیوتر{اعم از موس و کیبورد و هدفون که در شرکت های دیگر آپشن محسوب میشود } ۴- امکان پیشرفت چشمگیر برای همگان{فراموشی و به زیر سوال رفتن سواد قدرتمند شما توسط مدیرانی با که سوادی در حد مایکروسافت (اتاق تعویض و شاسی ضربه) دارند} ۵- حقوق بسیار بالا و فضایی{شما با انجام تسک های پیچیده و روز ها کار دقیق بر روی ان می توانید حقوقی دریافت کنید که قابلیت رقابت تنگاتنگ با حقوق یک روز کارگر ساده داشته باشد} ۶- وجود پکیج های آموزشی قابل استفاده{آموزش های جامع و حرفه ای دزدی به غیر از برنامه نویسی} ۷- افزایش روز افزون امید{شما با کار کردن در این شرکت میتواند هر روز یک قدم خود را به امید مرگ نزدیک کنید} با من در وارت های بعدی از امتیازات بی پایان این شرکت همراه باشید
تمام اینایی که کامنت منفی میذارن هیچ کدومشون جرات نکردن چشم تو چشم و حضوری نارضایتیشون رو اعلام کنن. یه عده ****** که فقط بلدن به صورت ناشناس تو صفحات کامنت بذارن و با حیثیت و آبروی بقیه بازی کنن. ماهایی که اینجا کار میکنیم نه تبلیم نه بیسواد! موندم تو که انقدر ادعا داری همه چیز میفهمی چرا موندی تو این شرکت. آدم خاص و باسواد ****** بیرون. چرا دائم درحال توهین کردنی. تمام اون ***** که اسم بردی همشون مهربون و کاردان و آدم حسابی هستن نمکنشناس نباش. اگر ادعا داری ******. معلومه هیچی بارت نیست واقعا آدم ترسناکی هستی که جای رو در رو حرف زدن ******.
به این شرکت کار نمیکردم و تجربهام را اینطور به خاطر میآورم که حقوق ثابت ماهیانهای برابر ده میلیون بود و از همان ابتدا با اجبار برای ماندن تا ساعت شش مواجه بودم؛ در addition مجبور بودم هر پنجشنبه هم بیایم. تیم برنامهنویسی تنها با من بودم و رئیس IT که خانم هستند، برخوردشان با پرسنل اخلاقی نبود. اکثر کارها به بخش پشتیبانی مرتبط بود. مرخصی استحقاقی بهراحتی در شرکت وجود ندارد و برای هر روز مرخصی باید توضیحات دقیق بدهی تا تأیید شود. وقتی در مشکلات برنامهنویسی گیر میافتادم، ارتباط با رئیس نرمافزار داشتم اما پاسخها غالبا تهکلامی و تحقیرآمیز بود و میگفتند تو هیچچیز بلد نیستی. از طرفی رئیس نرمافزار بدون اجازه وارد سیستم من میشد. حقوق پایه نیز بهطور کامل رعایت نمیشد و واریزیها مطابق پایه بود، با وجود این که برای مناسبتها فقط پنجصد هزار تومان پرداخت میشد. با اولین حقوق ده میلیونی همواره از من میخواستند برای آنها ناهار یا شیرینی بدهی. اگر صبحها قبل از ساعت هفت و نیم حضور میداشتی، اضافهکار محسوب نمیشد و اگر دفعاتی بعد از چهار و پانزده عصر کار میکردی، با پایهای پایین بهازای هر ساعت سی هزار تومان محاسبه میشد. تنها امتیاز شرکت، اینترنت رایگان بیحد و حصر بود که به گوشی من داده میشد.