مدت دو سالی بود که کنار همکارانم در این شرکت میگذشت تا اینکه تجربهای واقعا تلخ را برای خودم به ثبت رساندم. از همان روزهای اول متوجه چند نکته شدم که به خاطر وعدهای مبهم درباره انجام خدمت سربازی در شرکت، مجبور به تحمل کارهای غیر مرتبط، کاهش حقوق به نصف مبلغ قرارداد، عدم امکان مرخصی، توهینهای فراوان و فشارهای بیپایان شدیم و در نهایت فهمیدیم که آنجا امکان سرباز شدن برای ما وجود ندارد. متأسفانه پرداختیها به هیچوجه منطبق با توافقها نبود و اغلب مبلغی کمتر یا بیشتر از آنچه مقرر بود، پرداخت میشد. مدیران شرکت رفتاری بیادبانه و غیر حرفهای داشتند و تقریبا فرصت استراحت در منزل را هم برایمان نگذاشته بودند، زیرا به صورت مداوم مجبور بودیم از منزل کارهایی را انجام دهیم که به قول خودشان فورس محسوب میشدند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دوستانه به من میگفتند که اولین آموزشها برای نیروی کار همان روانشناسی است و سؤال میکردند تا حالا به چه نتیجهای رسیدی. اگر دنبال موفقیت هستی، از کار اداری دست بکش و اینجا بیا. این سبک رفتارها باعث میشود افراد از کارشان جدا شوند و از اینجا به بیرون رانده شوند. شرکت تلاش میکند با گفتن عباراتی پویا و امیدوارکننده، حس مثبتی ایجاد کند، اما واقعیت این است که اکثر نیروها از جای دیگری آمدهاند و ادعای ترک کار قبلی را مطرح میکنند. نتیجه اینکه گاهی تصور میشود شرکت میتواند پنج کشور را همزمان بهطور واقعی در اختیار بگیرد، در حالی که کمتر کسی از این موضوع مطمئن است و برخی از کارکنان سابق هم از جای دیگر آمدهاند. این فضا نشان میدهد که بخش زیادی از کارکنان فعلی از جای دیگر آمدهاند که مدعیاند کار قبلی را رها کردهاند.
من تجربهای از کار در گروه صنایع غذایی سولیکو (کاله) دارم که دوست دارم به شکلی صادقانه و با لحن طبیعی بازگو کنم. در واقعیت شرکت، به نظر من خیلی با نگاهی نامتناسب به پرسنل برخورد میشد؛ هر سال در شهریور مبلغی قابل توجه به فیشهای مدیران اختصاص مییافت، اما برای سایر کارکنان خبری نبود. تعدادی از مدیران به خاطر روابط خانوادگی یا فامیل بازی به موقعیتهای مختلف میرسیدند و اطلاعات به راحتی در اختیار همه قرار نمیگرفت. اخیرا هر چند ماه ارزاقی بین کارکنان تقسیم میکردند که مبلغی بین یک تا دو میلیون بود، اما این توزیع در برابر تفاوتهای قابل توجه و سطح بالای پخش بودجه میان مدیران، خیلی ناچیز به نظر میرسید. من این مسأله را به گوش آقای سلیمانی رساندم تا ایشان از وضعیت منابع انسانی شرکت باخبر شوند؛ احساس میکردم مقیاس بهرهوری و کارآمدی در مجموعه زیاد بهینه نیست و نوعی تبعیض پنهان وجود دارد. بیمه تکمیلی هم به عهدهی خود پرسنل بود. از این تجربه سپاسگزارم.
بسیار بسیار بد 17 روز رفتم هرجور توهینی فکر میکنی بهم شد فکر کن 5 ساعت دست تنها توی این فروشگاه به این بزرگی تنهات میزاشتن و خب طبیعتا از پشت صندوق نمیتونستی تکون بخوری بعد هرچی دزدی میشد از حقوق خودت کم میشد خب من چجور هم صندوق بزنم هم حواسم به مشتری باشهه نصف وعده وعید هاشون الکی بود خداروشکر زود بیرون اومدم هرچی بگی دیدم از لاس زدن مدیر با بقیه تا توهین و نفرین کردن من تازه خیلی وقتا کارتو کوچیک میشمرن میگن چیکار کردی مگه هیچ کار هم لیبیل زدم هم بار خالی کردم هم تمیزکاری کردم هم صندوق داری کردم هم چیدمان کردم اما تهش معتقد بودند نه تو کاری نکردی،😂 پولتم بیشتر از حقت دادیم پولمو که تا قرون آخر از حلقومشون کشیدم بیرون تهش هم طرف برای دادن حق و حقوق خودم بهم گفت خرج دوا دکترت بشهه ودفف جدی نمیدونم مدیریت هاشون رو از کدوم جوب پیدا میکنن😂🤣 ولی واقعا نه دیگه از کار کردن تو کوروش خوشم میاد نه خرید ازشون
در ابتدا شرکت متفاوت از آن چه تصور میکردم به نظر میرسید، اما به مرور فهمیدم که تصمیمگیریها غیر منظم است و مدیران به جای داشتن یک نقشه روشن در کار دخالت میکنند و از دانش کافی برخوردار نیستند. کارشناسان باتجربه به صورت مداوم در جای خود ثابت میمانند و این به فرآیندها لطمه میزند. مدیران همچنان ناکارآمدند و نیروهای باقدرت شرکت به مرور ترک میکنند و تلاشی هم برای بازگرداندنشان وجود ندارد. منابع انسانی به نظر میرسد درکی از سرمایهگذاری روی افراد ندارد و خروج شمار زیادی از نیروها چه ضررهای سنگینی برای شرکت میتواند به همراه داشته باشد. به جای برنامهریزی برای نگهداشت همکاران با تجربه، سریعا آگهی استخدام منتشر میکند و با مصاحبههایی سطحی نیرو جایگزین میشود. جالب این است که مدیرعامل متوجه نیست که کاهش حقوق برای نیروهای با سابقه میتواند به هزینههای خروج نیروهای با تجربه بیافزاید. اعضای تیم واقعا زحمت میکشند، اما به شدت برای رشد و پیشرفت مناسب نیست.
من تو استانبول دفتر ماسلاک ۴۲ مصاحبه داشتم با یک خانم مصاحبه انجام شد برای پرامپت نویسی، قبلش نمیدونستم اصلا ایرانی هست مالک شرکت و خیلی علاقهمندم بتونم همکاری داشته باشم. مصاحبه اول روی گوگل میت بود و فقط ۶-۷ دقیقه ولی مصاحبه حضوری بیشتر از نیم ساعت طول کشید و حتی چند تا پرامپت هم نوشتیم. یکی از سوالات که اجبارا باید پاسخ میدادیم این بود که حقوق چقدر انتظار دارید بقیه چیزا اوکی بود.
توی جلسه آنلاین اصلا حضور پیدا نکردند برای وقت بقیه ارزش قائل نمیشن و نظارتی هم نیست
من یک سال کارشناس فروش مادیران بودم. حقوقش نسبت به تایم کاریش خیلی کمه. درصد پورسانت هم خیلی پایینه. که بین تعداد نفرات داخل فروشگاه تقسیم میشه. بیمه تکمیلی خوبی نداره. ارزاق میدن هر ۴۰ روز حدود ۱میلیون و سی صد(سال ۱۴۰۴) سرپرست و مدیر خوبی داره. فضای سمی نداره. بعضی ماه ها جمعه و روزهای تعطیلم باید بیای سر کار. اضافه کاریشو میدن بهتون. خرید اقساطی برای پرسنل. ساعت کاری ۹ صبح تا ۹ شب، دو ساعت استراحت وسطش. قراردادها ۲ تا ۳ ماهه هست. حقوق اداره کار به اضافه ۳ الی۵ میلیون. مرخصی سهت میدن.
به عنوان تجربهای از کار در موسسه زبان سفیر گفتمان، در طول زمان با مدیرعامل مجموعه روبهرو شدم که رفتارهای دیکتاتورمآبانهاش آغاز مشکلی جدی برای تیم بود. او به خاطر سرکوب نظرات و پرخاشگری، نه تنها فضا را برای ابراز دیدگاهها باز نمیگذاشت بلکه در اغلب حوزهها با دخالت بیجا مانع تصمیمگیریهای گروه میشد. در نتیجه تصور میکرد که همهچا عقل کل هستند و این نگاه از جایگاه رهبری برخلاف مجموعهای از اصول کار جمعی و مشارکتی عمل میکرد.
من سابقهای از کارآموزی در این مجموعه داشتم که با وجود ادعای اطمینان مدیران، وضعیت آموزش و پروژهها جای سؤال دارد. به نظر میرسید که گرایش اصلی برای کاربران اینترنتی است تا جایی که مدرسها و پذیرششوندگان به تدریج از مجموعه جدا میشوند. در واقع آنجا بیش از هر چیز به نظر میرسید چاپلوسی ارزشمند باشد تا یادگیری عمیق؛ زیرا هیچ پروژهای به نتیجه نمیرسید و نتیجهی کار همواره ناقص میماند. من از این تجربه میخواهم بدانم چرا چنین وضعیتی وجود دارد و چه دلیل ساختاری پشت عدم تکمیل پروژههاست.
بدترین تجربه کاریم!!!!!!!!!! یک سال و نیم در این شرکت مشغول بودم. مدیران بی دانش و بی مسئولیت که سهل انگاری خودشون رو مستقیم گردن کارمند میندازن. مدیرعامل کاری رو به من سپرد. بنده کار رو طبق نظر ایشون انجام دادم بعدا فهمید اشتباه کرده. گفت "من بگم تو چرا کردی،حالا چکار کنم !!!". واقعا اولین بار بود در یک محیط کاری از یک مدیر همچین حرفی شنیدم. اگر اینجا کار کنید هر روز استرس این رو خواهید داشت که مدیران قراره امروز اشتباهشون رو گردن کی بندازن. با توجه به حقوق پایین و اینکه بخاطر خصولتی بودنشون شرکت رو به بسته شدن هست، گزینه خوبی اصلا نیست. مدیر ارشد بیشتر سال رو ایران نیست و مدام از راه دور همه رو توبیخ و اخراج میکنه بی دلیل و یا با دلایلی مثل سلیقه کاریمون یکی نیست.
در شرکت ارم نوش (آکوافینا) تجربهای ناامیدکننده از کارizlik اداری دارم که با دوام کم کارکنان و برخورد نامناسب مدیران همراه بود. از همان اول، شناسنامهام آماده نشد و مدارکم به من بازگردانده نشد؛ به من میگفتند مدارک را بده و رسید هم موقع تحویل دریافت نکردم. هرکسی که آنجا کار میکرد، بیشتر از یک هفته دوام نمیآورد؛ روزانه جذب نیرو وجود داشت اما کسی نمیماند. خروجی کار بالا بود اما مدیر بیشخصیتی داشتند و به همین دلیل اکثر کارکنان دوام نمیآوردند.
به خاطر اینکه وقتی برای استخدام رفتم فقط با فتوکپی شناسنامه و چک و سفته پذیرفتند و گفتند شناسنامه باید نزد شرکت بماند، در حالی که همان زمان استخدام به من رسیدی نداده بودند. حالا که خارج شدم میگویند بیا رسید را بیاور تا شناسنامه و مدارک دیگر را تحویل دهند. به قولی که موقع استخدام داده نشد. در عین حال میگویند مدیر با شناسنامه وام میگیرد. به نظر میرسد مدیرعامل فردی است که از نظر روحی و روانی مشکلات دارد و پیشنهاد میکنم خودتان را درگیر چنین وضعیتی نکنید؛ چون شرکت واقعا پر استرس است و اوضاع مدیریتی خیلی قابل پیشبینی نیست.
اوضاع حقوق و پرداختی اینقدر بد شده که مدیر ارشد محصول استعفا داده رفته بعد میگن از ترس جنگ در رفته! برای م.ص هم همینو گفتن که طرف میخواد بره کانادا اونوقت دیدیم تو کافه بازار پیداش شد! لیست حقوق و دستمزدها لو رفته. بیکارترین سوگولیها تو مارکتینگ و محصول دارن ۴۰ ۵۰ میگیرن فقط به خطر حمایت بی چون و چرا از ه.ش و قبلش س.ف هیچ مزایایی تو شرکت نداریم ولی تا حقمون رو ندیدن هر روز یه آسیب میزنیم تا بریم. پس هرچقدر طولانی تر بشه به ضررتون هست. فکرشم نمیتونید بکنید دیتای مشتریانتون رو چطوری میتونیم پابلیک کنیم که رقباشون جیگرشون حال بیاد و دیگه آبرویی براتون نمونه. یه اکسل به زودی میدیم به تیم هکری طوفان تو تلگرام که از خجالتتون دربیاد. این تیمم ایران نیست که ا.ع و ن.م رو بفرستین براتون کار دارک کنند. اگر تا اخر مرداد معوقات رو دادین ماهم کم کم از این خراب شده میریم و گرنه اطلاعات کمپین کل مشتریانتون با خرج کرد و نرخ تبدیل و ..... میدیم بیرون و ابروتون بره
از سمت آدمی که تو این شرکت کار کرده باید بگم که تمام نظرات رو صد در صد تایید می کنم. این شرکت کلاهبرداری انجام میده، جعل اسناد انجام میده، دزدی از مشتری انجام میده، پول کارمند می خوره، حق کارمند ضایع میکنه، مامور میریزه تو شرکت شرکت پلمپ میکنه، اون خانم صاحب شرکت از دیوار سوراخ میکنه و فرار میکنه، آقاعه که صاحب شرکته آزار جنسی بهکرات انجام میده جالبه اینه زنش هم می دونه ولی چون پول پرسته اصلا به رو خودش نمیاره. از یکی همکارام که تو این شرکت مونده بود شنیدم که خرداد همین امسال پلیس ریخته بود شرکت و اون خانمه مدیر عامل دیوار سوراخ کردن براش از تو دیوار فرار کرده :))))))))))))) شما فکرشو بکنید؟ یعنی چیکار میکنن اینا که اینطوری فرار کردن بیچاره مشتری هایی که با اینا قرار داد می بندن نمی دونن که قراره پس فردا بیان با داد و بیداد بخوان که کارشون انجام بشه. روزی نبود که تو این شرکت حامی مهاجر کلاهبرداری نشه و مشتری نیاد داد و بیداد کنه یا با پلیس نیاد سر وقت اینا فقط موندم چرا اینا کسب و کارشون برپاست؟ چرا نماین ریشه شونو بکنن؟ این جای تعجب داره!!!! خیلی خیلی جای تعجب داره واقعا چرا؟
چند سال پیش در شرکت تفکر ایده آل کار کردم و دفترشان در ستارخان بود اما وقتی میبینم خانم ها هم می تونن انقدر موفق باشند و در این جامعه پر از محدودیت اینطور پیشرفت کنند واقعا خوشحال میشم. متاسفانه جامعه ما از خانم ها به اندازه آقایان حمایت نمیکند و رشد در این فضا سخت تر هست.
اینقدر پرداختها بی نظم هست که قاطی میکنید کی حقوق گرفتیم چقدر طلب دارین. هر زمان عشقشون بکشه یه چیزی مثل س.گ میندازن جلو نیروها که اینم علی الحساب!!!! منابع انسانی که نگم براتون گیج تر و بی اطلاع تر از نگهبان . فقط چرخ میزنن تو شرکت. بعد از جنگ حتی یه سیب و پرتقالی که روزای زوجم میدادن تو شرکت قطع کردن اونوقت رقیبشوت یکتانت یخچال پر جلو بچههاش میذاره. برای پارکینگ از بچهها پول میگیرن که معلوم نیست چی میشه چون اینجا هیچ مزایایی نداره. فقط بیمه و حقوق ۱۰۰۰ تیکهای. تجربه کاری در تپسل یعنی هدر دادن پول و زمان. زمانی که تورم و دلار هر روز بیشتر میشه ما حقوق سال قبل داریم میگیریم و طلبمون از شرکت هر روز بی ارزش تر میشه. مدیران ارشد تپسل همه بچه پولدارن. درکی از وضعیت بقیه ندارن. ه.ش که یکپه سلام سینما رو نتونست نگهداره اوردن تپسل رو مدیریت کنه!!!! م.ب از شیپور که فقط فلان از از گوشت کوبیده تشخیص نمیده اوردن برای خودش تک چرخ میزنه تو شرکت تیم فنی و مارکتینگ دارن کار میکنند فقط که اونا هم میدونم همه دارن اپلای میکنن برن . تعدیل کردن ۹ نفر رو ولی نذاشتن صداش دربیاد که این از خدمات دارک سایدی مارکتینگ و برند به مدیر عامله. هر هفته مدیران دولتی رو میارن شرکت ناهار میدن به عنوان رشوه کمپینهای حکومتی اجرا میکنند مثل زندگی با آیهها حقوق هم ۲ پارتی میدن که مالیات رو دور بزنن. اونوقت هیچ مزیتی به گارکنان نمیدن
به عنوان نفری که ۶ سال هست در واحد تحقیق و توسعه هستم، روز به روز شاهد ضعیف تر شدن این واحد بوده ام، ولی به نظر من از روزی که این واحد زیر مجموعه معاونت تحقیق و توسعه شد اوضاع بسیار بدتر شد، شخصی بیسواد، با مدرک تحصیلی دانشگاه آزاد!! چطوری می تواند زیر مجموعه ای شامل بهترین و نخبه ترین افراد کشور را اداره کند؟ این شخص در بهترین حالت باید برای تدریس زبان در یک آموزشگاه زبان استخدام میشد... امروز که خبر جدا شدن واحد تحقیق و توسعه را از زیر مجموعه ایشان شنیدم، خوشحال شدم، انگار که مدیریت ارشد شرکت هم متوجه این موضوع شده است ( هر چند بسیار دیر) ولی امیدوارم اوضاع را به سمت بهتر شدن پیش ببرد. کل کار این معاونت شده بود تهیه چهار عدد تمپلیت برای گزارشات و پرزنت ها، چند عدد شوآف نمایشگاه، و یک نظرسنجی مسخره اخر سال که دیتای اون هم به هیچ دردی به جز شوآف نخورد. ادم این چیزها رو میبینه توی شرکت و دوست داره گریه کنه به حال خودش، مملکتش و نابودی امید چندین جوان با استعداد....
در یکی از پروژههای کاربریام با شخصی روبهرو شدم که به وعدهها عمل نکرد و رفتار حرفهای مناسبی از خود نشان نداد. دوره آموزشی را به صورت ناقص رها کرد و بیش از دو برابر زمان مقرر طول کشید تا به اتمام برسد. نیمی از محتوای آموزشی که وعده داده شده بود، ارائه نشد و در تعطیلات گفت تا همین حالا فقط یک پروژه را انجام بدهیم. پس از عید، محل شرکت تغییر کرد و تماسها و پیامها پاسخ داده نشدند. قرارها برقرار میشد اما هیچکدام محقق نشد و در نهایت احساس کردم با فردی بیثبات و بیتفاوت روبهرو هستم. نتیجهگیری من این است که فرد بهطور کلی کارآمدی لازم را ندارد و تعاملش ارزشمند نبود.
هنوز حقوق سال جدید نگرفتیم باورتون میشه؟؟؟!!! شرکت میگه هر زمان داشتم میدم.از وقتی س.ف رفته و دیگه تو اداره تپسل دخالت نمیکنه، ه.ش تپسل رو داره نابود میکنه. اینا به حدی نفوذ دارند تو ویکی تجربه که دیگه کسی جرات نمیکنه اونجا چیزی ثبت کنه. منابع انسانی تو جلسه میاد میگه همه جا همینه و هرگی میخواد بره!!! فقط چندنفر رو اسم میذارم که هرکی تو تپسل خوند بدونه خبرچینهای ه.ش و س.ف کیا هستن و دیگه چیزی بهشون نگن ا.ع ن.مح م.ا ن.ع این ۴ نفر مدیر ارشدن که ۲ تاشون تو مارکتینگ هستند و دارن دارک ساید تپسل رو پیش میبرن. صدای ضبط شده دارم از جوی که علیه ۲ نفر تو توییتر راه انداختن که با تپسل بد بودن. هرکی میخواد آیدی تلگرامم رو تو آسانسور -۱ نوشتم پیام بده براش بفرستم تا بدونه پول حقوقی که بهمون ندادن خرجی چیا شده
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.