از زمان ارسال رزومه تا دعوت به مصاحبه تجربه خودم رو به اشتراک میزارم حدودا ۲ ماه طول کشید تا دعوت به مصاحبه شدم که نشون میده شاخص ارزیابی استانداردی در رابطه با تعیین وضعیت رزومه ها وجود نداره و اصلا عملکرد اون کارشناس ارزیابی نمیشه و دلبخواه کار پیش میره . پرسشنامه مفصل و چند صفحه ای با اطلاعات شخصی مناسب ندیدم .پنجشنبه ها کار. اتاق مصاحبه کوچیک خیلی نزدیک به مصاحبه گر و تهویه نامناسب که حس بدی داشت. شغل درخواستی مسئول جذب استخدام بود و مصاحبه گرخانم کرمی کارشناس جذب بودند که از لحاظ تجربه دانش و سطح سازمانی پایین تر از این شغل بودند و اصولا نباید برای شغل بالاتر از خودشون در همون فیلد مصاحبه کنن نمیدونم چرا این شرکت که ادعای قدیمی بودن و حرفه بودن داره رعایت نکرد این موضوع رو .برای این خانم احترام قایلم اما ایشون حتی اصطلاحات پایه منابع انسانی رو نمیدونست و فقط یه سری سوال از قبل حفظ شده و سناریو های بی هدف رو مطرح کردن و مطمعنم ارزیابی دقیقی نمیتونستن متصور بشن حالا سوالم این هست از مدیر این سازمان اینه که واقعا چه توقع و تفکری داشتین که مصاحبه گر کم تجربه بتونه استعداد و مهارت فرد ارشد تر با مهارت و تجارب بیشتر از خودش اونم تو همون شغل رو بدرستی استخراج کنه . الانم ۴ ماه گذشت هیچ خبری نشد حتی تایم تو اکسپت یا ریجکتم ندارن سازمان رو کوتوله بار نیارید . استعداد ها از کنارتون راحت دارن میگذرن توجه کنید موارد مهمی گوشزد کردم واحد جذب واقعا شوخی نیست خیلی استراتژیکه افراد خبره بزارید
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای جوان قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک دنبال یکی شبیه خودشون بودن با اون سن و جایگاه سازمانی کمر شلوارش از این مدل دخترونه بند دارای پاپیونی بود !!تسسترون لازم معلومه فقط سلیقشون نبودم والا از لحاظ تجربی حتی دانش نداشتن بتونن ارزیابی کنن
در مصاحبه اول سوالات شخصی پرسیده شد. مذهب و جبهه سیاسی و جزئیات مربوط به اعضای خانواده بنده ارتباطی به مدیر یا همکارانم نداره.
خواستم این بار برخلاف بسیاری از تجربههایی که معمولاً در پلتفرمها درباره فرآیندهای استخدامی بهصورت انتقادی مطرح میشوند از یک تجربه مثبت و حرفهای قدردانی کنم. از برخورد حرفهای و اجرای باکیفیت فرآیند مصاحبه توسط مدیر منابع انسانی سرکار خانم آذرنگ تشکر میکنم. با توجه به اینکه حوزه تخصصی من جذب و استخدام است طبیعتاً نسبت به نحوه اجرای فرآیندهای جذب حساسیت و دقت بیشتری دارم. از مرحله دعوت و هماهنگی مصاحبه تا نحوه برخورد در زمان ورود، شروع مناسب جلسه، فضای مناسب گفتوگو و در نهایت ارزیابی تخصصی و شایستگیها، بصورت حرفهای صورت گرفت. برای من نگاه توسعهمحور و حمایتگرایانه مدیریت منابع انسانی و توجه به کیفیت فرآیند جذب، ارزشمند بود. فارغ از نتیجه این مصاحبه معتقدم تجربههای حرفهای شایسته دیدهشدن و قدردانی هستند و خوشحال شدم این تجربه مثبت را ثبت کنم
ابتدا عرض کنم برای تیم منابع انسانی این شرکت احترام قایلم و تجربم رو خواستم به اشتراک بزارم اول اینکه آگهیشون بدون نام منتشر کرده بود ارثز همون ابتدا شفافیت نداشتن بعد طی مصاحبه با مدیر منابع آقای معینی متوجه شدم ایشان بسیار خودشیفتگی هستند و هدفشون از مصاحبه به رخ کشیدن دانش خودشون و تحقیر طرف مقابل هست با سوالایی که میپرسیدن هرچقدر هم که جواب درستی بدی ولی باز میگفتن نه اینی که من میگم درسته چون خودم دارم این بحث رو تدریس میکنم و تو داری اشتباه میگی حتی اساتید مطرح منابع انسانی هم اشتباه میکنن همه اشتباه می کنن فقط من خوبم!!! بسیار تک بعدی و یک طرفه به ابزارهای منابع انسانی نگاه میکردن و ذهنشون مبسوط بود فقط بدی های یک پلتفرم حوزه منابع انسانی رو نقد می کردن در حالی که ویژگی های مثبت اون رو رد میکردن چون فقط یک مورد منفی وجود داشت در عوض ۹۹ نکته مثبت رو نمیدیدن این نگاه درست نیست و سنتی هست اونم در عصر تکنولوژی و هوش مصنوعی . نظریه هایی که میدادن بدون هیچ منبع معتبری بود فقط منم منم کنان برای خودش حرف میزد که تجربه ثابت کرده اینجور ادما کمبود دیده شدن دارن و در اصل چیزی نیستن .ایشون از اونطرف میز مصاحبه و جایگاه قدرت و مدل سرهنگی در حضور دو همکار خانمشون فقط میخواستن نشون بدن ادم به اصطلاح نظریه پردازین ولی اگر جایگاه عوض میشد و بعنوان مصاحبه شونده بودن مطمعنم شرایط تغییر میکرد . هوش هیجانی ایشان بالا ندیدم فقط اونچیزی که تو ذهنش بود رو باید جواب میدادی حتی نزدیکشم جواب میدادی میگفت نه من بلدم شما نمیدونی!!! با اینکه اینهمه ادعا و پز تدریس و… قبل از این من اصلا نه اسمشون را جایی شنیده بودم و نه میشناختم در کل مصاحبه عادلانه و استانداردی نبود باور کنین پدر علم منابع انسانی دیو اورلیچ هم میومد مصاحبه این آقا میگفت نه تو بلد نیستی فقط من بلدم معلومه خیلی ها رنج میبرن از مدیریت و تفکرات ایشون در اون شرکت
یک سری سوال چرت و پرت که اصالا ربطی به حوزه برنامه نویسی بقیه شرکت ها و استاندارد برنامه نویسی هست نداره از شما پرسیده می شه بعد که شما نتونستین جواب بدین که نمی تونین چون هیچ کس با این چیزهای که اون سینیور محترم خواسته کار نکرده می گن او حالا چقدر طول می کشه خودتو بروز کنی اینگار اینا ناسان ما هم خفت گیریم بلد نیستیم هیچی محیط وحشتناک بنظر سمی می رسه اصلا پیشنهاد می کنم ریسک نکنید و مصاحبه اش رو هم نرید
یک سری سوال چرت و پرت که اصالا ربطی به حوزه برنامه نویسی بقیه شرکت ها و استاندارد برنامه نویسی هست نداره از شما پرسیده می شه بعد که شما نتونستین جواب بدین که نمی تونین چون هیچ کس با این چیزهای که اون سینیور محترم خواسته کار نکرده می گن او حالا چقدر طول می کشه خودتو بروز کنی اینگار اینا ناسان ما هم خفت گیریم بلد نیستیم هیچی محیط وحشتناک بنظر سمی می رسه اصلا پیشنهاد می کنم ریسک نکنید و مصاحبه اش رو هم نرید
روی کار کردن در گروه هم آینده تأکید زیادی روی نتیجه مالی است و برای کار در واحدهای مختلف تصور میکنند باید صبور بود و بتوان پروژهها را به شکل هماهنگ پیش برد، بهویژه از نظر پرداختیها که از ماه اول تنها حقوق ثابت میدهند و از ماه دوم بر اساس تارگتهاست؛ اگر به تارگتها نرسی ممکن است حقوقی هم بهتبع داده نشود. خلاصه اینکه برای ورود به شرکت باید سرمایهی مالی و سوددهی نشان بدهی و جسارت برای گرفتن پروژهها هم ملاک است. به نظر میرسد هدف شرکت سودآوری از کارمندهاست و رویکردی نسبت به حقوق وجود دارد که نارضایتی را در پی دارد؛ واحد امور مشتریان و واحد توسعه بازار به نظر بیارزش میرسند و هر دو بیشتر با نقش بازاریابی همخوانی دارند. تفاوت این دو واحد در این است که واحد امور مشتریان تماسها را میان تیمها تقسیم میکند؛ افراد قدیمیتر به نورچشمیها میرسند و درخواستهای غیرمعنیدار به تازهواردها سپرده میشود، اما در واحد توسعه بازار انتظار میرود خودت برند را بیاوری؛ در واقع کار پیدا میکنی و میفروشی. بخشهای دیگر هم فشار کاری بالایی دارند و به نظر میرسد از شب تا مرخصیها هم انتظار پاسخ به تماسهای مشتری وجود دارد؛ دلیلش استفاده از سیمکارت شرکتی است. بهنظر میرسد منطق این کارها با چشمداشت به ارث و رابطهها قابل توجیه است. در پایان این تجربه بهطور کلی احساس میشود وقت و انرژی صرف شده و ممکن است نتیجهی مالی مناسبی به دنبال نداشته باشد. برداشت نهایی این است که اولویتِ شرکت، حجم پولی است که به ازای کار میخواهند، نه اخلاق یا شخصیت کارکنان. ویژگیهایی که برای شرکت مطلوب است شامل این است که فقط سوددهی ملاک باشد و با پول درآوردن همزمان، شاید اخلاق یا جهتگیری شخصی اهمیت چندانی نداشته باشد.
امروز مصاحبهای برای کارشناس حسابداری داشتم که به طور غیرمنتظرهای به تعویق افتاد و چند نفری که تماس گرفتم با هم هماهنگ نبودند. وقتی وارد ساختمون کوچیک واقع در خیابان فردوسی شدم، فهمیدم دفتر اصلیشون آنقدر معمولی است که با تبلیغات و فروشگاههای لوکسشان همخوانی ندارد. در بخش مالی هیچکس مشخص نبود که مسئول چه وظیفایی است و رزومهام که فرستاده بودم به نظر میرسید به سیستم دسترسی ندارد و دوباره همان فرم مشخصات طولانی را پر کردم. یک آقا در کمتر از یک دقیقه به طور شفاهی از من سابقهام را پرسید و سپس مرا به اتاقی بردند که حدود ده نفر دیگر هم بودند. واحد حقوق و دستمزد یک سوال عمومی در مورد ثبت سند و کنترل حقوق پرسیدند و همانجا چند عدد و مبلغ نوشتند تا در اکسل وارد کنم؛ به نظر میرسید آماده نبودند و حتی پاسخهایم را هم بعداً بررسی نکردند. قبل از خروج از اتاق، نفر بعدی را بردند داخل و بعد یکی دیگر درباره سالهای خزانهداری پرسید؛ من گفتم که سابقهام فراتر از این محدوده است و با تشکر خداحافظی کردم.
بعد از سه هفته کار روی مراحل مختلف فرایند، تجربهی مصاحبهام خیلی طولانی و خستهکننده بود. چند بار حضوری رفتن و در میانهها یک آزمون کامپیوتری هم اضافه شد. نهایتاً مصاحبه با زنی انجام شد که رفتارش دفاعی و مغرور بود؛ مدام حرف من را قطع میکرد و اجازه نمیداد کامل توضیح بدهم و به سابقه و شخصیت کاریام بیاحترامی میکرد. جلسه با نگاه تحقیرآمیز تمام شد و او رفت.
برای فرمی دیراک تجربهای داشتم که در این مصاحبهها با سه سطح فنی جداگانه برای سیشارپ، SQL و جاوااسکریپت طی شد. فرایند جذب طولانی بود و از هیچکس درباره وجود یک چارچوب داخلی که واقعاً کارکرد ندارد خبری نبود. مدیران تیمها تفاوتهای زیادی با هم داشتند؛ بعضیها ماهها دورکاری میکردند و وقتی سوال میکردی پاسخ دقیق و راهگشا نمیدادند— میخواستند نام جداول را خودت پیدا کنی. حس کردم مدیرها فقط حقوق بالایی میگیرند اما نه راهنمایی میکنند، نه دانش لازم را منتقل. در پایان تصمیم به ترک گرفتم و بعد متوجه شدم حتی بخش منابع انسانی نیز برایم حاشیهسازی میکردند. در فیش حقوقی نسبتهایی مبهم برای کسریها وجود داشت و چون تازهکار بودم، توضیحات سطحی آنها را پذیرفتم. به طور کلی این شرکت برای کار در حوزه برنامهنویسی، چه تجربهدار چه تازهکار، گزینهای مناسب نیست.
در جلسهٔ مصاحبه بیشتر صحبتها حولِ نظم و انضباط میچرخید و تخصص هم با پرسشهای مرتبط و بهجا بررسی شد. با این حال، از نرمافزارها و سیستمهایی که استفاده میکنن هیچ توضیحی ارائه نشد و گویی هیچ آشنایی با ابزارها نشان داده نشد.
شرکتی تازهکار و بسیار کوچک با 2 نفر نیرو! و یک مدیر که توقع بسیار زیادی از نیروی کار داره و میخواد شما همزمان سه نقش رو موازی جلو ببری ولی در ازاش هیچ آفر مشخص یا مزایایی نداشته باشی. سوالات شخصی و خانوادگی در مصاحبه پرسیده شد که هیچ ربطی نداره و حق ندارن چنین سوالاتی بپرسن. پیشنهاد نمیکنم کسی اینجا کار کنه، چون کاری که شرح شغلش از اول شفاف نیست و طرف آفر مشخصی نداره، تا آخرش همین بیبرنامگی و دردسر و رفتار غیرحرفهای رو با خودش داره.
مصاحبهی خوبی با این شرکت داشتم، فضای دوستانه و محترمانهای داشتن و برخورد خانم مصاحبهکننده بسیار خوب و حرفهای بود. کاملا برای نقش مورد نظر مناسب بودم و تمایل به همکاری با این برند داشتم. مصاحبه فنی و منابع انسانی همزمان در یک جلسه انجام شد. بعد از یک هفته برای آفر نهایی تماس گرفتن ولی متاسفانه عدد پیشنهادی از سمت شرکت، خیلی پایینتر از توقع و حقوق درخواستی من بود و قبول نکردم که باهاشون همکاری کنم.
حتی به خودشون زحمت ندادن مصاحبه آنلاین ست کنن و بیان جلوی دوربین، یک لینک ویدیویی فرستادن با 5 سوال احمقانه که جلوی دوربین به انگلیسی جواب بدید. توقع دارید وقتی حتی نیم ساعت وقت نمیذارید بیایید رو در رو صحبت کنید من بیام یک ساعت وقت بذارم سوالات اراجیف شما رو به انگلیسی جواب بدم؟ خیر بنده برای وقت و شخصیت خودم ارزش قائل هستم. کلا در 5 دقیقه به سوالات جواب دادم و لینک رو بستم و دیگه هم خبری ازشون نشد. مصاحبهی این مدلی ندیده بودم تا حالا!
سطح بیسوادی و نادانی مدیران این مجموعه در این حده که فکر میکنن اگر به جای مدیر محصول بنویسن سرپرست محصول، میتونن حقوق کمتری پرداخت کنن! با ورود به ساختمان شرکت شما حس رفتن به ادارههای فرسودهی دولتی رو دارید، مصاحبه با معاونت محصول و منابع انسانی همزمان انجام شد، سوالات سطح پایین و و بیربط پرسیده شد. در انتهای مصاحبه فرم استخدام رو دادن که پر کنم، مشخصات اعضای خانواده من به شما که هیچ به پدر و جد و آباد شما هم ربطی نداره، دوستان هر شرکتی که رفتم که اینقدر وقاحت داشته بدون استثنا با قهوهای کردن طرف اومدم بیرون، شانس آوردید که آخر جلسه فرم رو دادید و در اتاق حاضر نبودید. من پر نکردم و ریجکت شدم. همون آگهی هم بعد از سه ماه دوباره باز شده. شرکتی که ورشکسته و رو به افول هست و صدها نفر رو تعدیل کرده، نیروی جدیدی نمیتونه بگیره، وقت خودتون رو با عره و عوره تلف نکنید.
کل فرایند استخدام این شرکت یک شوی بزرگ برای نمایش جذب هست ولی جذب نیرو در کار نیست. مصاحبه اول فنی و آنلاین بود و به خوبی انجام شد، برای مصاحبهی دوم گفتن حضوری، یک بار تماس گرفتن و من نتونستم پاسخ بدم، نه ایمیلی نه اطلاعرسانی درستی و نه حتی شماره داخلی که آدم بتونه بهشون زنگ بزنه. بعدش هم ریجکت کردن. و الان بعد از چند ماه همون عنوان مالک محصول بام دوباره آگهی شده. مرغ پخته خندهاش میگیره از حجم دلقک بودنتون. همه جا رو تبدیل به مافیا کردید و چون کوتوله و بیسواد هستید و شرافت فردی و شرافت کاری ندارید میترسید با کسی قویتر از خودتون کار کنید. در نتیجه فقط از مسیرهای دلالی نیرو میگیرید و کوتولهپروری میکنید. به هیچ عنوان اینجا رزومه نفرستید.
شرکتی بیدروپیکر که مصاحبه آنلاین برگزار میکنه، برای جلسهی بعدی به صورت حضوری دعوت میکنه ولی مصاحبه دومی در کار نیست، و در آخر بدون دلیل ریجکت میکنه. الان هم بعد از چند ماه دوباره آگهی مالک محصول گذاشتن. رزومه نفرستید برای اینها. کلا مردمآزاری و به سخره گرفتن نیروی متخصص در این مملکت مد شده و از وضعیت بد اقتصادی سو استفاده میکنن که بانک رزومهی خودشون رو پر کنند و در قبال هیچ کسی هم پاسخگو نیستن.
من با این شرکت مصاحبهی آنلاین داشتم، دوستان این شرکت هیچگونه قصدی برای جذب نیرو نداره و فقط یک آدم مریض سعی داره وقت شما رو تلف کنه. بعد از یک ساعت سوال و جواب، اون یارو گفت که به زودی شما رو دعوت میکنیم برای مصاحبهی حضوری. و بعدش هیچ خبری از شرکت نشد و آگهی رو هم بستن. چند ماه قبل هم به مدت دو ماه آگهی باز داشتن و کلی رزومه جمع کردن و همین عنوان شغلی رو بستن، این هم یک بیماری روانی جدید.
من اینجا رفتم مصاحبهی مدیر محصول، سه نفر از مدیران این شرکت شروع کردن به سوال پرسیدن، جالبه که این افراد حتی شعور کافی برای معرفی خودشون در ابتدای مصاحبه نداشتن، سوالات بیربط و چرندیات رفتاری و سوالات فنی برنامهنویسی پرسیده شد، در سطحی که انگار بنده برای موقعیت شغلی تکلید یا CTO اقدام کردم! من سوالات رو جواب دادم، وسط مصاحبه متوجه شدم محصولی که براش آگهی دادن یک پنل پیامکی هست که اگر از اول گفته بودن اصلا حتی رزومه نمیدادم. بیش از یک ساعت وقت من رو تلف کردند؛ اگر کسی عملکردش در مصاحبه بد باشه، نباید اون جلسه یک ساعت و ربع طول بکشه. در نهایت از شرایط کاری و میزان حقوق پرسیدم، که گفتن باهاتون تماس میگیریم. دوزاری بودن یک شرکت رو از نحوهی رفتار مدیرانش در جلسه مصاحبه میتونید متوجه بشید. به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم رزومه بفرستید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.