با من تماس گرفتن و قرار مصاحبه ساعت ۱۰ صبح گذاشتن تو همون روز مجدد بهم زنگ زدن قرار بزارن که گفتم شما به من وقت مصاحبه داده بودید،وقتی رفتم شخص مصاحبه کننده داشتند مصاحبه میکردن و ساعت ۱۱:۱۰ نوبت من شد بابت معطلی هیچ عذرخواهی نکردن حتی یک لیوان آب هم نیاوردن به وضوح منابع انسانی شرکت بی نظم بود و درست زمانبندی نکرده بود. فرم پرسشنامه مصاحبه رو که دادن گفتند تمام اطلاعات هویتی کدملی و شماره شناسنامه و کدپستی محل سکونت و باید وارد کنید ! وقتی اعتراض کردم گفتند اگه ننویسید مصاحبه کنسله !!! شخص مصاحبه کننده عصبی بود وقتی ازش سوال پرسیدم گفت جامون برعکس شده شما سوال میکنی ؟! و در اخر گفتند حجم کارمون خیلی زیاده و روزی ۲-۳ ساعت باید اضافه بمونید. سمی بودن شرکت از بدو تماس مشخصه و من چند ماهه آگهی این شرکت و این پوزیشن و پوزیشن های دیگه رو میبینم. متاسفانه به خاطر شرایط بد جامعه کارفرماها خیلی پرو شدن ،نگاه از بالا به پایین ،توقع که از هر نفر به اندازه ۲-۳ نفر کار بکشن، عدم احترام به وقت آدم هاو ... امیدوارم همه ما با ثبت این تجربه ها بتونیم شرایط و درست کنیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به نظرم انتظارم از جلسه مصاحبه برای یک موقعیت فنی در زمینه IT خیلی فراتر از چیزی بود که دیدم. نحوهی برگزاری و سطح تیم مصاحبهگرها آنقدر پایین بود که واقعاً ناامید شدم؛ انتظار داشتَم برای یک ارزیابی تخصصی با ابزار و تجهیزات مناسب صحبت کنن، نه اینکه بنشینن پشت تخته و با ماژیک تمرین کنن. واقعاً این اتلاف وقت، انرژی و منابع رو میفهمم و از این تجربه دلسرد شدم.
این شرکت پیمانکار حدود ۵۰ تا شرکت هست که در مجوع حدود ۸۰۰ تا پرسنل هستند این شرکت ها در تاریخ های مختلف کارکرد میدن، نیروهای غیر ایرانی هم دارند هر کدوم بلافاصله بعد از ارسال کارکردشون باید حقوق محاصبه بشه و بیمه مالیاتشون رد بشه ،در واقع انگار شما حسابدار حقوق ۵۰ تا شرکت هستید و بابت اینکار عدد حقوق ۳۵ و اعلام کردند ! هیچ مزایای خاصی هم ندارند . سایتشونو و که نگاه میکنید فک میکنید چه شرکت بزرگی هستن ولی دفتشون یک دفتر کوچک تو یک محله مسکونی و تو یک ساختمان مسکونی بود.
نفر قبلی که در این پوزیشن کار کرده بود استعفا داده بود دلیل استعفا به وضوح گفته نشد ، مدیر منابع انسانی به تازگی مدیر شده و به وضوح نابلد بود ،توانایی پرسش و سنجش نداشت ،در مصاحبه عنوان شد که به اجبار باید هر روز تا ساعت ۷ بعدازظهر اضافه کار بمونید، شرکت آشفته و بی نظم دیده میشد.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
چرا باید دو سه جلسه مصاحبه حضوری تکنیکال و منابع انسانی صورت بگیره؟ تسکهای واقعی داده بشه برای انجام از جنس استراتژی ۶ ماهه (!) و... آخرش هم بدون هیچ آفر پکیجی بگن با یکی دیگه ادامه میدن در صورتی که جز گزینههای خوب و مناسب اون پوزیشن بودی؟، دوباره یک ماهه بعد آگهیشون بالاست توی جاب ویژن :)) بعد لینکدین بخونی که مصاحبه فیک بوده و فقط برای جمع کردن ایدهست این روش کثیف (!). بماند که جلسه اول مصاحبه حضوری رو نیم ساعت قبل از کنسل شدنش خبر میدن :))) در حالی که شاید طرف مقابل از اون سر شهر داره میاد این سر شهر :))) عالی هستید، همینقدر که جابهجایی توی پوزیشنها ندارید و ۸- ۱۰ سال یک نفر یکجاست مشخصه شرکت چطوری اداره میشه :)) خیلی دوستانه جذب کنید چرا وقت و انرژی بقیه رو میگیرید و فکر میکنید زرنگ هم هستید؟!
وقتی به این شرکت رفتم، از همان ابتدا احساس کردم وضعیت برای مصاحبه جدی نبود. با وجود اینکه رشتهام مرتبط بود و رزومه فرستاده بودم، چون تجربه مشخصی در زمینهی کار مطرح نبود، انتظار داشتم حداقل جلسهای حرفهای برگزار شود. مصاحبه با تاخیر طولانی آغاز شد و در مکانی ساده کنار میز مباحثه برگزار شد که خیلی از نظر حرفهای بودن فاصله داشت. مصاحبهکننده به نظر میآمد اطلاعات دقیقی از موقعیت شغلی ندارد و سوالاتش بیشتر حول سابقهام میگشت. در ابتدا فکر کردم فقط میخواهند سطح دانشم را بسنجند، اما به مرور احساس کردم ممکن است هدف نمایش دادن است و دنبال بهانهای برای نقدن رفتارم باشند. وقتی پاسخهای درست میدادم و گاهی نکتهای را نمیدانستم، با لبخند توهینآمیز یا اخم میگرفتند و سریع موضوع را عوض میکردند و این چرخه تکرار میشد. رفتار کارمند با سطحی از تحقیر همراه بود و از همان چند دقیقه اول مشخص بود که مصاحبه جدی نیست. اگر رزومهام قبل از دعوت بررسی شده بود، حضور حضوری اینقدر طولانی بیفایده نبود زیرا بسیاری از سوالات یا پاسخها در رزومه آمده بود. من هم صرفاً تا پایان تحملش کردم. فضا حرفهای به نظر نمیرسید؛ بهنظر میآید در ظاهر کسبوکار سنتی با ظاهری پر زرق و برق وجود دارد، اما در واقع حرفهای نیست. اگر واقعاً ناچار باشی و گزینهی بهتری نداری، شاید بد نباشه، اما اگر دنبال محیطی حرفهای و مصاحبهی معتبر هستی، به نظر من توصیه نمیکنم.
در مصاحبهای با شرکت مهدکودک قصر ستارهها شرکت کردم که مربوط به لجستیک و فروش بود. ابتدا احساس کردم برای موفقیت در این فرایند شانسی دارید و بدون ارتباط ویژهای هیچ شانسی ندارید. سوالاتی که مطرح شد به نظر میرسید ارتباط کمی با مسئولیتهای شغلی داشتند و بیشتر بیربط بود. به نظر میآمد که تیم مصاحبه تجربه کافی از روند استخدام ندارد و اطلاعات مربوط به تجهیزاتی که تازه وارد کردهاند هم بهطور دقیق روشن نبود. به طور کلی رفتار مصاحبهشون دوستانه و مهربان به نظر میگرفت، اما به شکل غیرواقعی و مصنوعی بود و بهنظر میرسید هدف از مصاحبه تنها استخدام نیست. بهاحتمال، رزومهام بهدرستی بررسی نشده یا حتی دانلود نشده بود. نتیجهاش این شد که بدون ارتباطات یا پارتی، شانس زیادی نبود و هیچ ویژگی خاصی از من برایشان اهمیت پیدا نکرد.
اششتباه محض واز عمق جان از خودم معذرت کیخوام
بسیار نامنظم دو ساعت معطل کردند تا نوبت مصاحبه برسه برخورد بسیار زننده نگاه بالا به پایین و سوالات غیر حرفهای
با نخستین گفتوگو با یکی از بنیانگذاران شروع شد و بیشتر سوالها جنبه شخصی داشت. سپس درباره تجربهها و تخصصهایم رفتیم و در پایان فرصتی برای پرسشهای خودم در نظر گرفتند و با صبر و حوصله به همه پاسخ دادند. در جلسهای جداگون برای بحثهای فنی دوباره با من صحبت کردند و در نهایت ظرف سه هفته پذیرفته شدم. فضای کاری شرکت نوآورانه و عالی است، اما محیط دفتر کمی آرام و خاموش به نظر میرسید و هیجان لازم در آن مشاهده نمیشد.
برای مصاحبهی شغلی فیزیک با شرکت بهاران صنعت ایرانیان ورا، با وجود اینکه فضای استخدامی رسمی بود، من از تجربهام چیزهای آموزندهای گرفتم. برخورد کارشناس منابع انسانی خوشبرخورد و سوالات گسترده بودند: در ابتدای کار بیشتر به روحیه، کار تیمی، برنامهریزی کارها و ارزشهای سازمانی پرداختند. حدوداً یک ماه بعد مرحلهی تخصصیتر آغاز شد که کاملاً فنی بود و به فرایندهای تولید، تستهای محصول و کار کارشناسی مرتبط میشد. افراد مصاحبهکننده حرفهای و محترم بودند و جلسات به صورت جداگانه در مکانهای متفاوتی برگزار شد؛ محیط هر منطقه رسمی و پرسنل نماینده، جدی و همهجا دستبهکار دیده میشدند. از تجربهام takeaway این بود که با اعتمادبهنفس وارد شویم و اگر دوباره سوالی مطرح شد، همان پاسخ قبلی را داده و توضیحات بیشتری ارائه کنیم، همچنین برای شانش عنوان شغلی که درخواست دادیم کاملاً آماده باشیم تا به همهی پرسشها پاسخ بدهیم. نکتهی دیگری که برایشان مهم بود، رفتار و شخصیت است؛ از پوشش و راه رفتار تا شیوه صحبتکردن را هم ارزیابی میکنند.
تصور میکنم تجربهی دقیقِ مصاحبه را میخواهم با بیانی تازه و ملموس بیان کنم. در فرآیند دعوت به مصاحبه برای پوزیشن کارشناس ارشد بودجه و برنامهریزی، ابتدا گفتند دو پوزیشن موجود است، یکی کارشناس و دیگری ارشد. من از همان ابتدا گفتم کارشناس را نمیخواهم و اگر برای ارشد فرصت وجود دارد، لطفاً ادامه بدهند تا برای آن مصاحبه کنم. در جلسه دوم به ساختمان رفتنم اما نحوهی هماهنگی مبهم بود؛ همکاران هم در جلسه مطمئن نبودند مسئول مصاحبه کیست و خود مصاحبهکننده هم بدون معرفی واحدی که از آن هستند (اداری یا مالی) شروع به طرح سوالاتی نمودند که ارتباطی با نقش درخواستشده نداشتند. به نظر میرسید که سوالات بیشتر حول مسائل مرتبط با کنترل کسبوکار بود تا بودجه و برنامهریزی، بنابراین هدف از مصاحبه روشن نبود و به تعامل حرفهای لازم نمیرسید. طرز برخورد و نحوهی طرح سوالها هم کاملاً حرفهای به نظر نمیرسید و نتیجهای که خواسته بودم را ندارد. حقیقتاً به خاطر تجربهای که سه سال قبل هم در مصاحبه داشتم، وقتی روز مصاحبه فهمیدم آشنایان یکی از مدیران تأیید شدهاند و مصاحبه به روالِ نمایش یا جلوهدادن حسابداری به جای حسابرسی جلو میرود، دوباره با ناهمگونی واحدها و پوزیشنها مواجه شدم و از این بابت هم احساس بیاعتمادی داشتم.
برای مصاحبه با شرکت لامپ نور تصمیم گرفتم رزومهام را از طریق سایت ارسال کنم. بعد از دو روز یک تکتسک ایمیلی دریافت کردم که شامل یک PDF بود؛ در آن پروژه و معیارهای ارزیابی مثل تمیزی و خوانایی کد، الگوهای طراحی، معماری، استفاده درست از گیت، رابط و تجربه کاربری مشخص شده بود و برای تکمیل آنها حداکثر هفت روز وقت داده بودند. من ظرف پنج روز کار را تحویل دادم و پس از آن با من تماس گرفتند و برای مصاحبه تنظیم شد. در جلسه اول دو نفر مصاحبهکننده حضور داشتند؛ یکی سطح حرفهای بالا داشت و دیگری تجربهی کمتری داشت، اما هر دو برخورد عالی داشتند. سوالات متنوعی پرسیدند: الگوریتم و ساختار داده، سوالهای رایج اندروید مانند تفاوت RecyclerView و ListView که به جزئیات میرفتند، مباحث مربوط به پرفورمنس و Memory Leak، و چند تا سوال طراحی UI که با ماژیک فرمهایی کشیدند و از من خواستند توضیح بدهم چطور طراحی میکنم. سوالهای الگوریتمی هم بود ولی بیشتر تمرکز روی نحوهٔ تفکر من بود؛ از جمله اینکه چطور HashMap کار میکند و پیادهسازیاش را توضیح بدهم. تقریباً یک هفته بعد برای مصاحبه دوم دعوت شدم که در آن باید کد بزنم. چهار تسکی که داشتم شامل یافتن و رفع Memory Leak، پیادهسازی کش به سبک Offline-First، طراحی رابط کاربری و رفع یک باگ بود. بهطور کلی معمولی بودند از نظر فنی، اما برخی سوالها عمیقتر و مفهومی بود و هدف اصلی تحلیل مسئله بود. قرار بود یک هفته بعد نتیجه را اعلام کنند، اما از آنجایی که با شرکت دیگری هم توافق اولیه داشتم، از آنها درخواست کردم زودتر نتیجه بدهند. فردای همان مصاحبه دوم تماس گرفتند و جلسهای برای ارائه آفر تنظیم شد.
برای مصاحبهی نخست، فرم مشخصاتی پر کردم و یک صفحه سوال هوش و ریاضی هم در اختیارم گذاشتن که باید در بیست و پنج دقیقه پاسخ میدادم. برخورد با افراد مصاحبهکننده خیلی خوب بود و پاسخها به سوالهای مربوط به شغل با صبر و صداقت ارائه شد. فضای شرکت آرام و مرتب به نظر میرسید و پر از نیروهای جوان بود. تنها نکته این بود که در مورد حقوق به توافق نرسیدیم.
با منطق گفتمانی این شرکت از من آزمون هوش گرفتند که طول کشید تقریباً بیست تا سی دقیقه و شامل سوالات منطقی و ریاضی میشد. بعد از آن واردم مصاحبه حضوری شدیم؛ زمانبندی مصاحبهها درست بود و مدت زیادی منتظر نماندم. در جلسه اول درباره سابقه و تحصیلاتم پرسیدن و روشن بود که آشنایی با مدل داده برایشان اهمیت دارد. همان جلسه اول گفتند جلسه دوم هم برگزار میشود و حدود یک هفته بعد دومین جلسه برگزار شد که در آن بیشتر درباره مدل داده سوال کردند و از من خواستند سیستم مطلوبشان را نقشهکشی کنم. در هر دو ملاقات افراد برخوردی خوش داشتند و رفتار ناخوشایندی ندیدم. چند روز بعد هم اطلاع دادند که پذیرش شدهام. شرکت آموزشهای متنوعی ارائه میدهد، از جمله مدل داده، SQL، تعریف کاربر و سایر مباحث مرتبط که اگر بخواهی بهطور آزاد یاد بگیریشان رفتوآمد و هزینههایش بالاست. تا حالا که ادامه میدهم اینجا اوضاع خوب است و حس میکنم فرصت رشد وجود دارد. چیزهای مهم برایشان شامل روابط عمومی مثبت، انرژی بالا و دقت به رفتارهای ریز During مصاحبه و دورههای آموزشی است.
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
به خاطر یک مجموعه، برای مصاحبه رفتم و از همان لحظه اول حس خوبی نداشتم. نگهبان طوری رفتار میکرد که انگار از کارش راضی نیست و این بیحالی را منتقل میکرد. خود ساختمان و اتاقها نور مناسبی نداشتند، راهروها و فضاها پر از اشیای اضافی بودند و بینظمی واضحی هم وجود داشت. در جلسه مصاحبه بیشتر روی نقاط ضعف متمرکز شدند و سوالها بیشتر به تابآوری روانی رفتند؛ انگار روشن نبود دقیقاً دنبال چه نوع نیرویی هستند. به نظر میرسید که ذهنیت ایـدهآلگرایانهای درباره جذب نیرو وجود دارد، مانند اینکه میخواهند مثل برندهای معتبر نیرو بگیرند اما با واقعیتهایشان همخوانی ندارد. در نتیجه پیشنهاد نمیکنم.
براي مصاحبه دعوت شدم به صورت رفرال و وقتي وارد مجموعه شدم تايم زيادي رو منتظر موندم و با مدير عامل محموعه دو ساعت مصاحبه كردم و در طول مصاحبه بسيار رفتار تحقير اميزي داشتند و بسيار غير حرفه اي بودندو در طول مصاحبه افراد وارد اتاق مصاحبه شده و اداب اوليه را بلد نبودند و واحدمنابع انساني به سدت بي نظم و غير حرفه اي بودند و اكثر افرادي كه در مجموعه بودند به شدت غير حرفه اي بودند و تجربه بسيار بسيار بدي بود
برای مصاحبه زودتر از زمان تعیین شده رفتم خانمی خیلی کم سن و سال با ظاهر خیلی غیررسمی مصاحبه اولیه را انجام داد با سوالاتی که میپرسید متوجه شدم دانش زیادی از فرآیندها ندارد و کلا چندتا اصطلاح انگلیسی و تکرار میکرد و مسلط به مصاحبه گری نبود و فضای مناسبی محیا نشد نتوانست متوجه تجربه و فعالیتهای من شود و خیلی سریع قصد داشت بازجویی کند در انتها جوری رفتار میکرد انگار که پاشو برو و خیلی تجربه بدی بود (قبل از مصاحبه فکر میکردم محیط خیلی حرفه ای تر باشد که نبود و درصورت قبولی هم قطعا همکاری نمیکردم) بنظر من نحوه ارتباط گیریشون ضعیف بود و اصلا برای مصاحبه گری حرفه ای رفتار نکردند این رو با توجه به اینکه بیش از 4 سال تجربه جذب و استخدام دارم میگم
با من تماس گرفتن و قرار مصاحبه ساعت ۱۰ صبح گذاشتن تو همون روز مجدد بهم زنگ زدن قرار بزارن که گفتم شما به من وقت مصاحبه داده بودید،وقتی رفتم شخص مصاحبه کننده داشتند مصاحبه میکردن و ساعت ۱۱:۱۰ نوبت من شد بابت معطلی هیچ عذرخواهی نکردن حتی یک لیوان آب هم نیاوردن به وضوح منابع انسانی شرکت بی نظم بود و درست زمانبندی نکرده بود. فرم پرسشنامه مصاحبه رو که دادن گفتند تمام اطلاعات هویتی کدملی و شماره شناسنامه و کدپستی محل سکونت و باید وارد کنید ! وقتی اعتراض کردم گفتند اگه ننویسید مصاحبه کنسله !!! شخص مصاحبه کننده عصبی بود وقتی ازش سوال پرسیدم گفت جامون برعکس شده شما سوال میکنی ؟! و در اخر گفتند حجم کارمون خیلی زیاده و روزی ۲-۳ ساعت باید اضافه بمونید. سمی بودن شرکت از بدو تماس مشخصه و من چند ماهه آگهی این شرکت و این پوزیشن و پوزیشن های دیگه رو میبینم. متاسفانه به خاطر شرایط بد جامعه کارفرماها خیلی پرو شدن ،نگاه از بالا به پایین ،توقع که از هر نفر به اندازه ۲-۳ نفر کار بکشن، عدم احترام به وقت آدم هاو ... امیدوارم همه ما با ثبت این تجربه ها بتونیم شرایط و درست کنیم.
به نظرم انتظارم از جلسه مصاحبه برای یک موقعیت فنی در زمینه IT خیلی فراتر از چیزی بود که دیدم. نحوهی برگزاری و سطح تیم مصاحبهگرها آنقدر پایین بود که واقعاً ناامید شدم؛ انتظار داشتَم برای یک ارزیابی تخصصی با ابزار و تجهیزات مناسب صحبت کنن، نه اینکه بنشینن پشت تخته و با ماژیک تمرین کنن. واقعاً این اتلاف وقت، انرژی و منابع رو میفهمم و از این تجربه دلسرد شدم.
این شرکت پیمانکار حدود ۵۰ تا شرکت هست که در مجوع حدود ۸۰۰ تا پرسنل هستند این شرکت ها در تاریخ های مختلف کارکرد میدن، نیروهای غیر ایرانی هم دارند هر کدوم بلافاصله بعد از ارسال کارکردشون باید حقوق محاصبه بشه و بیمه مالیاتشون رد بشه ،در واقع انگار شما حسابدار حقوق ۵۰ تا شرکت هستید و بابت اینکار عدد حقوق ۳۵ و اعلام کردند ! هیچ مزایای خاصی هم ندارند . سایتشونو و که نگاه میکنید فک میکنید چه شرکت بزرگی هستن ولی دفتشون یک دفتر کوچک تو یک محله مسکونی و تو یک ساختمان مسکونی بود.
نفر قبلی که در این پوزیشن کار کرده بود استعفا داده بود دلیل استعفا به وضوح گفته نشد ، مدیر منابع انسانی به تازگی مدیر شده و به وضوح نابلد بود ،توانایی پرسش و سنجش نداشت ،در مصاحبه عنوان شد که به اجبار باید هر روز تا ساعت ۷ بعدازظهر اضافه کار بمونید، شرکت آشفته و بی نظم دیده میشد.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
چرا باید دو سه جلسه مصاحبه حضوری تکنیکال و منابع انسانی صورت بگیره؟ تسکهای واقعی داده بشه برای انجام از جنس استراتژی ۶ ماهه (!) و... آخرش هم بدون هیچ آفر پکیجی بگن با یکی دیگه ادامه میدن در صورتی که جز گزینههای خوب و مناسب اون پوزیشن بودی؟، دوباره یک ماهه بعد آگهیشون بالاست توی جاب ویژن :)) بعد لینکدین بخونی که مصاحبه فیک بوده و فقط برای جمع کردن ایدهست این روش کثیف (!). بماند که جلسه اول مصاحبه حضوری رو نیم ساعت قبل از کنسل شدنش خبر میدن :))) در حالی که شاید طرف مقابل از اون سر شهر داره میاد این سر شهر :))) عالی هستید، همینقدر که جابهجایی توی پوزیشنها ندارید و ۸- ۱۰ سال یک نفر یکجاست مشخصه شرکت چطوری اداره میشه :)) خیلی دوستانه جذب کنید چرا وقت و انرژی بقیه رو میگیرید و فکر میکنید زرنگ هم هستید؟!
وقتی به این شرکت رفتم، از همان ابتدا احساس کردم وضعیت برای مصاحبه جدی نبود. با وجود اینکه رشتهام مرتبط بود و رزومه فرستاده بودم، چون تجربه مشخصی در زمینهی کار مطرح نبود، انتظار داشتم حداقل جلسهای حرفهای برگزار شود. مصاحبه با تاخیر طولانی آغاز شد و در مکانی ساده کنار میز مباحثه برگزار شد که خیلی از نظر حرفهای بودن فاصله داشت. مصاحبهکننده به نظر میآمد اطلاعات دقیقی از موقعیت شغلی ندارد و سوالاتش بیشتر حول سابقهام میگشت. در ابتدا فکر کردم فقط میخواهند سطح دانشم را بسنجند، اما به مرور احساس کردم ممکن است هدف نمایش دادن است و دنبال بهانهای برای نقدن رفتارم باشند. وقتی پاسخهای درست میدادم و گاهی نکتهای را نمیدانستم، با لبخند توهینآمیز یا اخم میگرفتند و سریع موضوع را عوض میکردند و این چرخه تکرار میشد. رفتار کارمند با سطحی از تحقیر همراه بود و از همان چند دقیقه اول مشخص بود که مصاحبه جدی نیست. اگر رزومهام قبل از دعوت بررسی شده بود، حضور حضوری اینقدر طولانی بیفایده نبود زیرا بسیاری از سوالات یا پاسخها در رزومه آمده بود. من هم صرفاً تا پایان تحملش کردم. فضا حرفهای به نظر نمیرسید؛ بهنظر میآید در ظاهر کسبوکار سنتی با ظاهری پر زرق و برق وجود دارد، اما در واقع حرفهای نیست. اگر واقعاً ناچار باشی و گزینهی بهتری نداری، شاید بد نباشه، اما اگر دنبال محیطی حرفهای و مصاحبهی معتبر هستی، به نظر من توصیه نمیکنم.
در مصاحبهای با شرکت مهدکودک قصر ستارهها شرکت کردم که مربوط به لجستیک و فروش بود. ابتدا احساس کردم برای موفقیت در این فرایند شانسی دارید و بدون ارتباط ویژهای هیچ شانسی ندارید. سوالاتی که مطرح شد به نظر میرسید ارتباط کمی با مسئولیتهای شغلی داشتند و بیشتر بیربط بود. به نظر میآمد که تیم مصاحبه تجربه کافی از روند استخدام ندارد و اطلاعات مربوط به تجهیزاتی که تازه وارد کردهاند هم بهطور دقیق روشن نبود. به طور کلی رفتار مصاحبهشون دوستانه و مهربان به نظر میگرفت، اما به شکل غیرواقعی و مصنوعی بود و بهنظر میرسید هدف از مصاحبه تنها استخدام نیست. بهاحتمال، رزومهام بهدرستی بررسی نشده یا حتی دانلود نشده بود. نتیجهاش این شد که بدون ارتباطات یا پارتی، شانس زیادی نبود و هیچ ویژگی خاصی از من برایشان اهمیت پیدا نکرد.
اششتباه محض واز عمق جان از خودم معذرت کیخوام
بسیار نامنظم دو ساعت معطل کردند تا نوبت مصاحبه برسه برخورد بسیار زننده نگاه بالا به پایین و سوالات غیر حرفهای
با نخستین گفتوگو با یکی از بنیانگذاران شروع شد و بیشتر سوالها جنبه شخصی داشت. سپس درباره تجربهها و تخصصهایم رفتیم و در پایان فرصتی برای پرسشهای خودم در نظر گرفتند و با صبر و حوصله به همه پاسخ دادند. در جلسهای جداگون برای بحثهای فنی دوباره با من صحبت کردند و در نهایت ظرف سه هفته پذیرفته شدم. فضای کاری شرکت نوآورانه و عالی است، اما محیط دفتر کمی آرام و خاموش به نظر میرسید و هیجان لازم در آن مشاهده نمیشد.
برای مصاحبهی شغلی فیزیک با شرکت بهاران صنعت ایرانیان ورا، با وجود اینکه فضای استخدامی رسمی بود، من از تجربهام چیزهای آموزندهای گرفتم. برخورد کارشناس منابع انسانی خوشبرخورد و سوالات گسترده بودند: در ابتدای کار بیشتر به روحیه، کار تیمی، برنامهریزی کارها و ارزشهای سازمانی پرداختند. حدوداً یک ماه بعد مرحلهی تخصصیتر آغاز شد که کاملاً فنی بود و به فرایندهای تولید، تستهای محصول و کار کارشناسی مرتبط میشد. افراد مصاحبهکننده حرفهای و محترم بودند و جلسات به صورت جداگانه در مکانهای متفاوتی برگزار شد؛ محیط هر منطقه رسمی و پرسنل نماینده، جدی و همهجا دستبهکار دیده میشدند. از تجربهام takeaway این بود که با اعتمادبهنفس وارد شویم و اگر دوباره سوالی مطرح شد، همان پاسخ قبلی را داده و توضیحات بیشتری ارائه کنیم، همچنین برای شانش عنوان شغلی که درخواست دادیم کاملاً آماده باشیم تا به همهی پرسشها پاسخ بدهیم. نکتهی دیگری که برایشان مهم بود، رفتار و شخصیت است؛ از پوشش و راه رفتار تا شیوه صحبتکردن را هم ارزیابی میکنند.
تصور میکنم تجربهی دقیقِ مصاحبه را میخواهم با بیانی تازه و ملموس بیان کنم. در فرآیند دعوت به مصاحبه برای پوزیشن کارشناس ارشد بودجه و برنامهریزی، ابتدا گفتند دو پوزیشن موجود است، یکی کارشناس و دیگری ارشد. من از همان ابتدا گفتم کارشناس را نمیخواهم و اگر برای ارشد فرصت وجود دارد، لطفاً ادامه بدهند تا برای آن مصاحبه کنم. در جلسه دوم به ساختمان رفتنم اما نحوهی هماهنگی مبهم بود؛ همکاران هم در جلسه مطمئن نبودند مسئول مصاحبه کیست و خود مصاحبهکننده هم بدون معرفی واحدی که از آن هستند (اداری یا مالی) شروع به طرح سوالاتی نمودند که ارتباطی با نقش درخواستشده نداشتند. به نظر میرسید که سوالات بیشتر حول مسائل مرتبط با کنترل کسبوکار بود تا بودجه و برنامهریزی، بنابراین هدف از مصاحبه روشن نبود و به تعامل حرفهای لازم نمیرسید. طرز برخورد و نحوهی طرح سوالها هم کاملاً حرفهای به نظر نمیرسید و نتیجهای که خواسته بودم را ندارد. حقیقتاً به خاطر تجربهای که سه سال قبل هم در مصاحبه داشتم، وقتی روز مصاحبه فهمیدم آشنایان یکی از مدیران تأیید شدهاند و مصاحبه به روالِ نمایش یا جلوهدادن حسابداری به جای حسابرسی جلو میرود، دوباره با ناهمگونی واحدها و پوزیشنها مواجه شدم و از این بابت هم احساس بیاعتمادی داشتم.
برای مصاحبه با شرکت لامپ نور تصمیم گرفتم رزومهام را از طریق سایت ارسال کنم. بعد از دو روز یک تکتسک ایمیلی دریافت کردم که شامل یک PDF بود؛ در آن پروژه و معیارهای ارزیابی مثل تمیزی و خوانایی کد، الگوهای طراحی، معماری، استفاده درست از گیت، رابط و تجربه کاربری مشخص شده بود و برای تکمیل آنها حداکثر هفت روز وقت داده بودند. من ظرف پنج روز کار را تحویل دادم و پس از آن با من تماس گرفتند و برای مصاحبه تنظیم شد. در جلسه اول دو نفر مصاحبهکننده حضور داشتند؛ یکی سطح حرفهای بالا داشت و دیگری تجربهی کمتری داشت، اما هر دو برخورد عالی داشتند. سوالات متنوعی پرسیدند: الگوریتم و ساختار داده، سوالهای رایج اندروید مانند تفاوت RecyclerView و ListView که به جزئیات میرفتند، مباحث مربوط به پرفورمنس و Memory Leak، و چند تا سوال طراحی UI که با ماژیک فرمهایی کشیدند و از من خواستند توضیح بدهم چطور طراحی میکنم. سوالهای الگوریتمی هم بود ولی بیشتر تمرکز روی نحوهٔ تفکر من بود؛ از جمله اینکه چطور HashMap کار میکند و پیادهسازیاش را توضیح بدهم. تقریباً یک هفته بعد برای مصاحبه دوم دعوت شدم که در آن باید کد بزنم. چهار تسکی که داشتم شامل یافتن و رفع Memory Leak، پیادهسازی کش به سبک Offline-First، طراحی رابط کاربری و رفع یک باگ بود. بهطور کلی معمولی بودند از نظر فنی، اما برخی سوالها عمیقتر و مفهومی بود و هدف اصلی تحلیل مسئله بود. قرار بود یک هفته بعد نتیجه را اعلام کنند، اما از آنجایی که با شرکت دیگری هم توافق اولیه داشتم، از آنها درخواست کردم زودتر نتیجه بدهند. فردای همان مصاحبه دوم تماس گرفتند و جلسهای برای ارائه آفر تنظیم شد.
برای مصاحبهی نخست، فرم مشخصاتی پر کردم و یک صفحه سوال هوش و ریاضی هم در اختیارم گذاشتن که باید در بیست و پنج دقیقه پاسخ میدادم. برخورد با افراد مصاحبهکننده خیلی خوب بود و پاسخها به سوالهای مربوط به شغل با صبر و صداقت ارائه شد. فضای شرکت آرام و مرتب به نظر میرسید و پر از نیروهای جوان بود. تنها نکته این بود که در مورد حقوق به توافق نرسیدیم.
با منطق گفتمانی این شرکت از من آزمون هوش گرفتند که طول کشید تقریباً بیست تا سی دقیقه و شامل سوالات منطقی و ریاضی میشد. بعد از آن واردم مصاحبه حضوری شدیم؛ زمانبندی مصاحبهها درست بود و مدت زیادی منتظر نماندم. در جلسه اول درباره سابقه و تحصیلاتم پرسیدن و روشن بود که آشنایی با مدل داده برایشان اهمیت دارد. همان جلسه اول گفتند جلسه دوم هم برگزار میشود و حدود یک هفته بعد دومین جلسه برگزار شد که در آن بیشتر درباره مدل داده سوال کردند و از من خواستند سیستم مطلوبشان را نقشهکشی کنم. در هر دو ملاقات افراد برخوردی خوش داشتند و رفتار ناخوشایندی ندیدم. چند روز بعد هم اطلاع دادند که پذیرش شدهام. شرکت آموزشهای متنوعی ارائه میدهد، از جمله مدل داده، SQL، تعریف کاربر و سایر مباحث مرتبط که اگر بخواهی بهطور آزاد یاد بگیریشان رفتوآمد و هزینههایش بالاست. تا حالا که ادامه میدهم اینجا اوضاع خوب است و حس میکنم فرصت رشد وجود دارد. چیزهای مهم برایشان شامل روابط عمومی مثبت، انرژی بالا و دقت به رفتارهای ریز During مصاحبه و دورههای آموزشی است.
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
به خاطر یک مجموعه، برای مصاحبه رفتم و از همان لحظه اول حس خوبی نداشتم. نگهبان طوری رفتار میکرد که انگار از کارش راضی نیست و این بیحالی را منتقل میکرد. خود ساختمان و اتاقها نور مناسبی نداشتند، راهروها و فضاها پر از اشیای اضافی بودند و بینظمی واضحی هم وجود داشت. در جلسه مصاحبه بیشتر روی نقاط ضعف متمرکز شدند و سوالها بیشتر به تابآوری روانی رفتند؛ انگار روشن نبود دقیقاً دنبال چه نوع نیرویی هستند. به نظر میرسید که ذهنیت ایـدهآلگرایانهای درباره جذب نیرو وجود دارد، مانند اینکه میخواهند مثل برندهای معتبر نیرو بگیرند اما با واقعیتهایشان همخوانی ندارد. در نتیجه پیشنهاد نمیکنم.
براي مصاحبه دعوت شدم به صورت رفرال و وقتي وارد مجموعه شدم تايم زيادي رو منتظر موندم و با مدير عامل محموعه دو ساعت مصاحبه كردم و در طول مصاحبه بسيار رفتار تحقير اميزي داشتند و بسيار غير حرفه اي بودندو در طول مصاحبه افراد وارد اتاق مصاحبه شده و اداب اوليه را بلد نبودند و واحدمنابع انساني به سدت بي نظم و غير حرفه اي بودند و اكثر افرادي كه در مجموعه بودند به شدت غير حرفه اي بودند و تجربه بسيار بسيار بدي بود
برای مصاحبه زودتر از زمان تعیین شده رفتم خانمی خیلی کم سن و سال با ظاهر خیلی غیررسمی مصاحبه اولیه را انجام داد با سوالاتی که میپرسید متوجه شدم دانش زیادی از فرآیندها ندارد و کلا چندتا اصطلاح انگلیسی و تکرار میکرد و مسلط به مصاحبه گری نبود و فضای مناسبی محیا نشد نتوانست متوجه تجربه و فعالیتهای من شود و خیلی سریع قصد داشت بازجویی کند در انتها جوری رفتار میکرد انگار که پاشو برو و خیلی تجربه بدی بود (قبل از مصاحبه فکر میکردم محیط خیلی حرفه ای تر باشد که نبود و درصورت قبولی هم قطعا همکاری نمیکردم) بنظر من نحوه ارتباط گیریشون ضعیف بود و اصلا برای مصاحبه گری حرفه ای رفتار نکردند این رو با توجه به اینکه بیش از 4 سال تجربه جذب و استخدام دارم میگم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.