برای چهار سال در داخل ایران به عنوان کارشناس آیتی مشغول بودم و تجربهی کلی کار در آن دوره مثبت بود. حقوق هیچوقت عقب افتاد یا با مشکلی جدی مواجه نشدم و محیط کار فعال و پرجنبوجوش بود. مدیریت هم انصاف داشت و رفتار منصفانهای با تیم داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در اینجا بر پایه رابطهای از رانت و رابطهمحوری کارها پیش میرود و اگر با مدیران ارتباط خوبی نداشته باشی، مسیر رشد برایت بسته میشود. هیچ واحد منابع انسانی وظیفهای برای پیگیری مشکلات ندارد و حقوق هم بهدرستی پرداخت نمیشود. سرپرست دائما فریاد میزند و مدیران هیچ اقدام مشخصی انجام نمیدهند؛ بهنظر میرسد از واکنش ترس دارند. برخی مدیران گاهی به دختران پیشنهادهایی میدهند و برای مسائل دیگر اهمیتی قائل نیستند. باید واقعاً انرژی زیادی صرف کنی و در پایان هم نتیجهای پیدا نمیشود؛ اگر بخواهی شرکت را ترک کنی، مسیر طولانی و پرمشقتی برای دریافت حقوقت طی میشود تا شاید بالاخره مبلغی به تو بدهند.
پس از ارسال رزومهام به کلینیک روانشناسی نیهاد، دو روز بعد باهام تماس گرفتند و سوالاتی درباره تجربهم با React و Redux مطرح کردند. سپس تسکی سه صفحهای فرستادند که توضیح داده بود چگونه کد تمیز بنویسم، دارای ساختار باشم، از Redux استفاده بکنم و نکات دیگری را رعایت کنم؛ برای انجامش ۷۲ ساعت زمان داده شد. من تسک را تحویل دادم و یک روز بعد گفتند اوکی است و برای مصاحبه فنی دعوت شدم. فردای آن روز، مصاحبه فنی دو ساعتهای داشتم که سوالات از آسان تا دشوار را پوشش میداد و همگی مرتبط و حرفهای بودند. دو روز بعد اعلام شد که مصاحبه نهایی یکشنبه برگزار میشود و بیشتر روی مهارتهای نرم با لید فرانت کار کرده بودم. در نهایت روز بعد، تماس از HR گرفتم و شرایط کاری و تبریک گفتند. من تصمیم رفتم و پذیرفتم و کار را آغاز کردم.
در این مجموعه حس تیمی بودن واقعاً به خوبی احساس میشد و با همکاران رفتار صمیمی و گرمی داشتم. حقیقتاً از کار کردن لذت میبردم و زمان چهاردیواری کار بارها با سرعت میگذشت. از این تیم و فضای کاریشان قدردانی میکنم و خوشحالم که تجربهای مثبت بود.
بصورت شفاف و صادقانه تصمیم گرفتم افتضاح ترین تجربه مصاحبه قرن با این شرکت رو با بقیه اشتراک بزارم تا متضرر نشید ۲ ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتند دفتر مرکزی واقع در اصفهان هست و بعد از مصاحبه اولیه تلفنی و توضیحات مختصر از شرکت قرار به انجام مصاحبه آنلاین با مدیر جذب استخدام اقای م.محمدی گذاشتند مصاحبه با ایشون کمتر از ۵ دقیقه بدون هیچ سوال فنی و تخصصی یا توضیح در مورد شرایط کار شکل گرفت که تعجب کردم ولی تصور کردم باتوجه به رزومه و مهارت هام نیاز به ارزیابی مجدد ندیدن ولی اینطور نبود در اصل دانش لازم رو برای سنجیدن نداشتن بعد از اون مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی داشتم ایشون گرم و صمیمی بودن سپس کلی مدارک شخصی از من گرفتند (در حالی که استخدام هنوز قطعی نبود و اشتباه کردم اعتماد کردم مدارک فرستادم) قرار شد مصاحبه نهایی با مدیر عامل انجام بشه که بعد از مصاحبه به من گفتند همه موافق همکاری هستند فقط می بایست یکبار هم حضوری دفتر اصفهان بیایید تا مدیر عامل ارزیابی نهایی داشته باشن جالب این بود که این دعوتشون بدون در نظر گرفتن هزینه ایاب ذهاب و… بود و میگفتن با خودتونه در حالیکه سایر شرکت های معتبر یا نامعتبر متوجه هستن اگر کسی رو از شهر دیگه با مسافت ۵۰۰ کیلومتری می خوان دعوت کنن تمام هزینه هاش رو پرداخت کنن و این لحظه بود که در مورد این روند غیر اصولی طی شده و ادامه فرایند با این شرکت به فکر فرو رفتم و در نهایت با تردید تصمیم به سفر گرفتم . ۱۰۰۰ کیلومتر رفت برگشت با مخاطرات جاده طی کردم و حضورا با مذیر عامل ملاقات کردم در نهایت تایید نهایی رو دادن و قرار شد مدارک تکمیل کنم بعد از حداقل ۶ مرحله مصاحبه انلاین و حضوری که شامل هزینه و گذشت زمان و نادیده گرفتن سایر موقعیت هام بود مدیر جذب نالایق با من تماس کرفت و با لحن دستوری مدل بازجویی تازه شرایط کار رو رو کرد که روزانه چندساعت اضافه کار اجباری داری ، پنجشنبه ها کاریه ، ماهی یکبار باید بری ماموریت شهرستان فقط با اتوبوس پرواز و تاکسی در کار نیست ، حق نظر در مورد استخدام ها نداری، علاوه بر جذب تشکیل پرونده هم با خودته، از وقتی رسیدی شرکت باید گزارش کار پر کنی هر روز بفرستی ، و هر هفته یکبار باید بیای دفتر اصفهان جلسه !!!!! همون لحظه صحبتش رو قطع کردم و گفتم نمیتونم هر هفته بیام شهرستان و جلسه انلاین شرکت می کنم که گفت نه منم گفتم شرایطی که میگی اصلا برام قابل قبول نیست و چرا این چیزارو الان میگی که کلی زمان و هزینه کردم و روز اول کاملا شرایط دیگه ای بهم اعلام شده بود و… این آدم که اصلا نه رفتار و نه علم و نه دانش جذب استخدام داشت هیچ جوابی نداد مطمعنم از این شگرد استفاده می کنن تا آدم ها رو فریب بدن طرف ناچارا قبول کنه چون اگه اول میگفت هیچچچچ فرد باتجربه حتی کسایی که تازه میخوان بیان تو این فیلد شرایط مسخرشو قبول نمی کنن و بعد پیگیری کردم همکاران خودشون هم تایید کردند ایشون اصلا صلاحیت این شغل رو نداره و هرکی باهاش کار میکنه داره استعفا میده و سوابق قبلیش محدود پراکنده تو شرکت های اجر پزی و… بوده و نصف من سابقه کار داشت و مطمعنم یک دهم من تخصص نداشت و بعید میدونم حتی توانایی صحبت در مورد شغل خودش رو داشته باشه و نمیدونم چجوری با چه روشی اومده اون شرکت البته تازه اونجا استخدام شده و مطمعنم زیاد دووم نمیاره اینارو گفتم قبل از هر تصمیمی با اطلاع باشین تا مثل من نقره داغ نشین اصلا توصیه نمی کنم جای بشدت غیر حرفه ای مدیر مستقیم فوق بی شخصیت تو این سازمان عنوان شغلی رئیس ولی از کارشناس هم اختیاراتت پایین تر وظایف نامرتبط تشکیل پرونده و… نرید سمت اینجا
شرکت به شدت بی ثباته، اچ ار شرکت دائم توی نحوه پوشش کارمندا دخالت میکنه. تقی به توقی میخوره سریع تعدیل میکنن. تمام صحبت هات همون لحظه در حال شنوده.
سلام از اول مراحل جذب که منابع انسانی بسیار محترمانه و پیگیر همراهی کردن سپس یک مصاحبه آنلاین با مدیریت بخش فنی انجام شد که سوالات دقیقا مرتبط با شغل درخواستی بود و بعدش مصاحبه حضوری جهت معارفه بود بیشتر . درکل فرآیند جذب و استخدام بسیار عالی و بدون مشکل بود
سلام .میخوام تجربه کاری حدود دو ساله خودم رو در فن آوا به اشتراک بگذارم در اول فقط به این مورد اشاره کنم که شاید تنها موردی که این شرکت رو بخوام به کسی معرفی کنم فقط کسانی هستند که اولین شغل خودشون رو میخوان داشته باشن و هیچ سابقه کاری نداشتن بنظرم جای خوبی برای رشد هست (مثل کوره که آتیشت میزنه ولی پخته میشی ) توی مبحث حقوق بسیار ضعیف عمل میکنن و کارشناس بعد از دوسال سابقه کاری و ارتقا شغلی که داشته به واحد جدید ولی همچنان حقوقش درست نمیشه و همیشه به همه افراد واحد اعلام میشه که شما از لحاظ فنی صلاحیت حقوق کامل رو ندارید . مورد دوم در رابطه با امنیت شغلی هست که در طول جنگ تعدیل های بسیاری داشت این شرکت . مورد سوم ضعف شدید عملکرد مدیران در رابطه با ارتباط با کارمندان هست که فقط زبان تعامل با کارمند جریمه های مکرر و توهین هستش . مورد چهارم نقطه قوت پرداخت به موقع حقوق (بسیار ناچیز) هستش .و اینکه تمام رفاهیات سال های قبل به طور محسوسی کاهش پیدا کرده به طور مثال کادو های مناسبتی یا کارانه که سالی دوبار واریز میشه به مقدار بسیار کمتر نسبت به سال های گذشته . مورد پنجم اینکه از حق نگذریم واقعا جای رشد خوبی هستش به لحاظ فنی و این بزرگ ترین نکته مثبت این شرکت هست جمعبندی حدالامکان سعی کنی خودتون وارد این باتلاق نکنید مگر بخاطر بی تجربگی و عدم دانش فنی لازم که شرکت دیگری نمیتوانید بروید
من در این شرکت از سالهای خیلی دور کار کردم ، قبلا مدیریت توسط فردی بسیار زورگو و تیمی بشدت چاپلوس بود که اون مدیر اخراج شد و صاحب اصلی مجموعه برگشت و کار رو دست گرفت که الان وضعیت خیلی خوبه دیگه از اون فضای سمی قبل خبری نیست ، مدیر جدید فردی بسیار مهربان و دلسوز هستن ، خیلی خوشحالم که موندم و این شرایط جدید شرکت را هم تجربه کردم
به دنبال یک مصاحبه طولانی اما بینتیجه بودم؛ چهار نفر را در یک بازه زمانی طولانی معطل کردند و حداقل نیم ساعت وقت تلف شد. در نهایت تنها خودم را معرفی کردم و عملاً گفتوگوی جدی یا سوال فنی نبود، و از رفتار و فضای مجموعه احساسی مثبت نگرفتم.
خیلی از فرایندها توی این مجموعه بهدرستی پیش نمیرفت و از این تجربه درس گرفتم. با وجود اینکه شرکت سابقهدار و معتبر بود، واحد منابع انسانی خیلی نیاز به بازنگری داشت. هفت سال حضورم اینجا نشان داد که با تیم و مدیران سابق HR و تیم و مدیر جدید تفاوتها خیلی هست، اما متأسفانه کمکاری و بیتفاوتی در سطح مدیریتی بیشتر احساس میشد. نیروهای معمولی منابع انسانی واقعاً همدل و پاسخگو بودن، اما مدیران میانی و شخص مدیر HR انگار دیدگاهی متفاوت داشتند. مدیر اداری تازهوارد و نامشخص به نظر میرسید و اکثر افراد با او مشکل داشتند. یکی از اعضای تیم هم که مسؤول روابط با مشتری بود، بهظاهر دنبال کنترل بیشتر بود. به عنوان کارمند، کمتر کسی به مسائل پاسخ میداد و رفتارهای بازدارندهای وجود داشت که حرف زدن را دشوار میکرد. تلفن و ارتباطات هم عملاً پاسخگو نبودند. مدیران میانی هم گاهی بهنوعی به زیرآب زدن همتیمیها فکر میکردند و هر مسیر را که میرفتیم، برچسبی منفی به هم میچسباندند. واقعاً نمیتوانم درک کنم چگونه مدیر ارشد چنین وضعیتی را پذیرفته است.
شرکت لورنزو برای من تجربهای پرتنش بود که ظاهر آراستهی آن با واقعیت تفاوت زیادی داشت. فشار بیدلیل روی کارها آنقدر زیاد بود که نگران از دست رفتن سلامت شغلیام شدم. مدیران تیم اغلب نه تخصصی بودن و نه مهارت لازم در مدیریت را نشان میدادند؛ با این حال هیچکس کارهای مدیریتی آنها را زیر سوال نمیبرد و در مقابل، همکاران زیر ذرهبین دقیق قرار میگرفتند. مسیر ارتقای فنی هم شفاف و اصولی نبود و بیشتر در اختیار مدیران بود. از نظر فنی با استفاده از فریمورک اختصاصی شرکت گرفتار میشدم و به نوعی صرفاً وظیفهای مثل تایپیست برای تکثیر و کپیکاری پیدا میکردم.
شرکت رنتیفا برای من تجربهای پرتلاطم و پر از نامطمئنی بود. در طول یک سال مدیرعامل دوبار تغییر کرد و تیم مدیریتی ما نیز سه بار عوض شد؛ هر بار تغییر، فشار روانی و سردرگمی زیادی به تیم اضافه میشد. اکثر همکاران بدون قرارداد رسمی کار میکردند؛ در ابتدا قرارداد سهماههای بسته شد اما هرگز تمدید نشد و وقتی اعتراضی میکردیم، پاسخ مشخصی نمیگرفتیم و تنها میگفتند نگران نباشید. چندینبار دیدم که همکاران بدون اطلاع قبلی از کار برکنار میشدند و بعضیها همان روز با ایمیل اعلام میشد که لازم نیست بیایند. حقوق کم بود و اضافهکاری هم بدون پرداخت هیچ مزدی انجام میشد و مزیت خاصی هم وجود نداشت. جو کاری هم بهلحاظ سالم بودن مناسب نبود؛ قبل از عید ninety-nine تقریباً نود درصد کارکنان بهطور ناگهانی و بدون توضیح تعدیل شدند.
به عنوان کارمند این شرکت تجربهای ناامیدکننده داشتم که میخواهم با صداقت توضیحش بدهم. مدیریت ضعف زیادی داشت و از فناوریها و ابزارهای بهروز سردرنمیآوردند. ما در تیم برنامهنویسی با تلاش زیاد کار میکردیم اما افراد بالادستی حتی درک درستی از کارمان نداشتند. فرصت رشد و پیشرفت وجود نداشت و جو کاری ناسالم بود؛ رقابت ناسالم و پشتپا زدن به هم کار همه را خسته میکرد، فرقی هم نمیکرد در کدام بخش ساختمان باشید. بهطور خلاصه، به نظر میرسید مدیران هر بخش بیانگیزهاند و تنها به دنبال فرصتداشتن برای پایان یافتن روز کاریشان هستند.
در این تیم QA با موانع و فشارهای زیادی روبهرو بودم. تلخترین تجربه این است که بدون هیچ اطلاع قبلی از کار تغییر پیدا کرد و دلیل این تصمیمات برای من روشن نبود. برخوردها همچنان حرفهای به نظر نمیرسید و حتی به منابع انسانی هم گفته شده بود که این افراد را استخدام نکنند. وقتی از بیرون نگاه میکنیم، همه چیز به نظر خوب و مرتب میآید، اما واقعیت درون سازمان تفاوت زیادی دارد.
وقتی وارد ساختمان شدم، جو سالن فضا رو خو گرفت و خیلی خودمونی به نظر میرسید. برای مصاحبه خبری از فرمهای خشک نبود و تنها ده دقیقه بعد من رو برای گفتوگو صدا زدند. ابتدا پرسشهای تخصصی تیم مارکتینگ مطرح شد و سپس چند سؤال درباره هوش و روانشناسی مطرح شد. در کل حس کردم وارد مجموعهای حرفهای، آرام و چابک شدهام.
من مدت یه ماه و نیم اونجا کار کردم، از اوایل مهر تا آذر ۱۴۰۲. در این مدت، نزدیک به سی نفر از همکاران ترک کردند چون حقوقشون چند ماه پرداخت نشده بود. وقتی برای جذب نیروهای جدید اقدام میکنن، واقعاً حرف مشخصی نمیزنن؛ همیشه از قرارداد صحبت میشه اما امضا کردنشو عقب میاندازن و در نهایت هیچ اتفاقی نمیافتاده. فکر میکنم نظرات پنجستارهای که اکثرشون انگار در آبان نوشته شدن، برای فریب کاربرهای جدید و جذبشون ساخته شده باشه؛ واقعاً توی نظرات، اکثراً تجربیات منفی گزارش میشه. اگر شک دارید، میتونید به پروفایلهای لینکدین افراد قبلاً اونجا کار کردهن سر بزنید و از تجربیاتشون مطلع بشین تا ببینید وضع چطور بوده.
من چهار سالی است که در این مجموعه فعالیت میکنم و در نقش کارشناس برنامهنویسی حضور دارم. آغاز کارم به عنوان کارآموز بود و بتدریج به متخصصی تبدیل شدم که تجربههای ارزشمندی به دست آوردم. فرصتهایی که در اینجا نصیبم شد، بهدست آوردنشان در هیچ جای دیگری بهراحتی مقدور نبود. من در تیم نوآوری شرکت کار میکنم؛ تیم کوچکی داریم و میانما همکاری صمیمانهای برقرار است، با این حال وقتی زمان تمرکز میرسد، واقعاً توانایی تمرکز عمیق برایمان فراهم میشود.
این شرکت اصلا شرکت نیست در واقع یک آقا هست که به خودش میگه دکتر و یه خانم که خواهرشه منشیشه همین، به عنوان کارآموزی از همه سو استفاده میکنن ۲۰ تا کاراموز انداختن اونجا بدون هیچ نظارت و سرپرستی در واقع کل شرکت از کارآموز تشکیل شده، اول هم بهتون وعده میدن که استخدام میشین در اخر ولی همش دروغه و هی میگن حالا این پروژه رو بزن بعدش استخدامی و همینجوری چندین ماه شمارو علاف میکنن و در نهایت هم تقریبا چیز خاصی یاد نمیگیرین چون هیچکس متخصص اون حرفه نیست و نهایت یکی کارآموزیه که زودتر از شما اومده، تایم ناهار کلا ۳۰ دقیقه اس با ۱ ماکروفر که ۲۰ نفر ۱ دقیقه هم بذارن غذاشونو تایم تمومه، تایم روشن شدن سماور و داشتن آبجوش هم ۲بار در روزه کلا تایمای دیگه باید تو ماکروفر داغ کنید آب رو:))) محیط شرکت خیلیی کوچیک و کلا ۲تا اتاقه که همه تو هم توهم نشستن و مدیر این شرکت هم یه ادم توهمیه خلاصه به هیچ عنوان اصلا حتی رزومه نفرستین واسه این به اصطلاح شرکت که پشیمون میشین
مدیران این شرکت به دلیل ضعف در مدیریت به موبینگ عادت کردند از نشانه های این رفتار تحقیر، توهین ،تخریب شخصیت ،شایعه سازی ،محیط سمی شرکت ،فشار روانی هدفمند به منظور حذف پرسنل و در برخی موارد هم دست به تخریب اعتبار شغلی به منظور عدم کاریابی شغل جدید میزنند در مواردی روابط عاطفی و خارج چارچوب حرفه ایی با پرسنل خانم برقرار میکنند.در این سازمان برای اینکه بتونید آینده داشته باشید مثل مدیر عامل ستاره تابان طب (دوست دختر مدیر عامل) یا مثل اون خانم مدیر محصول (دوست دختر پسر مدیر عامل)باید کاملا مطیع مدیران شرکت باشید به خواسته هاشون نه نگید حتی اگر در صورتی که خلاف نظر شما بود با استعفا شرکت رو ترک کنید اگر در بخش فروش قصد ورود به این شرکت رو دارید احتمال این وجود داره که از اعتبار شما جهت فروش سواستفاده بشه و در فروش های سنگین پورسانت رو بهتون ندن روش مدیران این شرکت اینه که در ابتدا بهتون حقوق و پورسانت رو حتی بیشتر از صحبتی که زده شده میدن اما وقتی فروشتون بالا میره و رقمش قابل توجه میشه بهتون پورسانت نمیدن و در جواب بی احترامی و تهدید میکنن عین جمله مدیرعامل رو نقل میکنم که بد دهنی و بی شخصیتی این افراد رو بشناسید:”گردن اون کسی که پورسانت این فروش رو بخواد میشکونم”درکل در این شرکت وقتتون رو که میبایست در سازمانی که درونش رشد کنید تلف میکنید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.