وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۸٬۰۹۳ تجربه منتشرشده – صفحه ۱۹ از ۴۰۵
شرکت مونگو
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمربی۳۰ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
حقوق کم، توقع زیاد

کار کردن اینجا برای من تجربه‌ای بود که از خیلی جهات با انتظاراتم هم‌خوانی نداشت. حقوقی که می‌دادن با کارِ واقعاً خواسته شده هم‌سویی نمی‌کرد و معمولاً ازم انتظار می‌بردن نقش واسطه بین والدین و تیم‌های مختلف را ایفا کنم. وقتی مشکلی پیش می‌آمد، بیش از همه نگاه‌ها به من بود و هر دو طرف اول از من سوال می‌کردن یا از من نتیجه می‌خواستن. اگر واقعاً دوست داشتی با بچه‌ها کار کنی، زمان آزاد زیادی داری و به دنبال پول یا پیشرفت سریع نیستی، شاید تحملش‌پذیر باشه. اما در غیر این صورت نه پیشرفت چشمگیری می‌بینی و نه تجربه‌ای که ارزش زیادی داشته باشه.

تی سی جی
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳۰ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
جو کار تیمی خوب، ولی پولش داستان داره

فعلاً اینجا کار می‌کنم و فضای همکارانه و تیمی با بچه‌های جوان، واقعاً آرامش‌بخش و راحت است. کار با دیگران هم خیلی ساده و بدون دردسر است. اما از لحاظ مالی اوضاع مناسب نیست؛ اگر دنبال حقوق منظم و بدون پیگیری اضافی هستی، اینجا گزینه‌ای نیست؛ حقوق و پاداش یا دیر و نامنظم می‌آید و اغلب باید خودت پیگیر باشی. این را گفتم تا در صورت تصمیم برای آمدن، از جلو بدانند چه چیزی انتظارشان را می‌کشد.

کلکسی
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند۳۰ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرش
رد شدم، ولی جلسهٔ بازخورد باحال بود

دو ماه طول کشید تا کل روند مصاحبه‌ام با مجموعه‌ای از پنج مرحله به پایان برسد. امروز وقتی گفتن رزومه‌ام قابل قبول نیست، ازم خواستن به جلسه‌ای بیایم تا درباره روند مصاحبه نظر بدهم. گفته بودن پس از این جلسه بازخورد می‌دهند تا بتوانم رزومه و مهارت‌های خودم را بهتر کنم، بنابراین شرکت کردم. تا حالا چنین روشی را جای دیگری تجربه نکرده بودم و برایم جالب و جذاب بود. نقدها و پیشنهادهایی که ارائه کردم، با استقبال خوب تیم روبه‌رو شد.

سرزمین دانش
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسهمکار۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
چهار سال کنار تیمِ قوی

برای چهار سال کنار این مجموعه بودم و روزهای پرتلاشش برای من تجربه‌ای پر از رشد بود. آدم‌های بااستعداد زیادی در آنجا حضور داشتند و واقعاً فضای حرفه‌ای و انگیزه‌بخش را می‌ساختند. برای دوستانی که دنبال کار هستند، آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم راهی برایشان هموار شود.

پایا اکسیر
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
کار در یه مجموعه‌ی پرتهدید

پایانِ کارم در پایا اکسیر رو با این حس نوشتم که فضای کار به‌شدت تحت فشار و ناایمن بود. مدت دو ماهی که اونجا بودم، تجربه‌ای پر از فشارهای غیرمنصفانه و بی‌ثباتی حقوقی دیدم. حقوق‌ها به‌طور مداوم دیر می‌آمد و معمولاً با تاخیر بیشتری نسبت به یک ماه مواجه می‌شدیم. برخی از همکاران بیش از یک ماه از دستمزد عقب افتاده داشتند. قانونی که می‌گفت برای هر دقیقهٔ تأخیر از حقوق، کسر می‌گیرند واقعاً غیرمنطقی به نظر می‌رسید. مرخصی هم به‌طور کلی محدود و غیرواقعی بود؛ اغلب با دو روز و به‌جای آن حدوداً بیست ساعت محسوب می‌شد و پنج‌شنبه‌ها را هم به‌طور کامل کار می‌گرفتند. حقوق پایه بود و بعضی‌وقت‌ها حتی همان هم پرداخت نمی‌شد. ساعات کاری از حد معمول وزارت کار فراتر می‌رفت و ناهار از ساعات کاری کم می‌شد، اما اضافه‌کاری‌های زیادی وجود داشت که حساب و پرداختی برایش نبود. در صورت عقب‌افتادن کار، انتظار داشتند در دفتر بمانیم تا انجامش کنیم و ثبت اضافه‌کاری هم نمی‌شد. با ورود مدیر، همه باید در صف می‌نشستیم و در غیر این‌صورت بهانه می‌گرفتند. قرارداد که بسته می‌شد، سفته می‌گرفتند و نسخه‌ای از قرارداد نمی‌دادند. هر اعتراضی که می‌کردی با جملاتی از این دست پاسخ می‌دادند که «برو بیرون، کارمند زیاد داریم» و با فشار سعی می‌کردند کار را به نحوی پیش ببرند تا از بیمه بیکاری بی‌نصیب بمانم. کل مجموعه با دوربین کنترل می‌شد و از پشت بلندگو تذکر می‌دادند. کار برای تیم برنامه‌نویسی معمولاً با سپردن تماس‌های بازاریابی به ما همراه بود و انتظار داشتند ما پاسخ بدهیم. قراردادها به‌طور نیمه‌تمام بسته می‌شدند، پول را می‌گرفتند اما کار را تحویل نمی‌دادند. در نهایت برای هر مسئله‌ای تهدیدی وجود داشت؛ اگر سفته داشتیم با همان تهدید، وگرنه بسته به شخصیت و خانواده‌مان، تهدید و تهمت‌ها آغاز می‌شد.

ساوا الکتریک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر انبار۳۰ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ی مدیریت انبار — تجربه‌ی آزاردهنده

در شرکت ساوا الکتریک تجربه‌ی مصاحبه‌ای داشتم که با تاخیری قابل توجه آغاز شد و در نهایت هم وقتی وارد سالن شدم، حدود بیست دقیقه منتظر ماندم. مسئول منابع انسانی با آرامش و صبر درباره‌ی فضای کاری و ویژگی‌های کلی مدیریت صحبت کرد، اما مدیر انبار ظاهراً دچار ابهام بود و رفتاری مغرورانه داشت. سوالاتی که پرسید بیشتر جنبه‌ی عمومی داشت تا فنی، و برخورد او به‌طور موضعی بود و حتی به من گفت عقل کل؛ رفتاری دستوری و تحکم‌آمیز که واقعاً حس ناخوشایندی به من داد. انتظار چنین رفتاری از این شرکت را نداشتم.

سانا تجارت برنا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس/توسعه‌دهنده۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
مدیرای بی‌سواد و حقوق عقب‌افتاده

در این شرکت فضای کار به‌طور مداوم پر از وعده‌های پوچ مدیران بود و حس می‌کردم که پیشرفتی وجود ندارد. مدیرعامل با نمایش‌های آزاردهنده و ادعاهای غیرواقعی هر موضوعی را به‌پیچانده و از پاسخگویی فرار می‌کرد. حقوق‌ها معمولاً با تاخیر پرداخت می‌شدند و گاهی تا نزدیک به چهار ماه عقب می‌افتاد یا به‌صورت قسطی پرداخت می‌شد. اگر دنبال حقوقت بودی باید آن‌قدر پی‌گیری می‌کردی که حس گدایی بهت دست بدهد. تیم یا شرکت همچنان با فناوری‌های قدیمی مانند VB6 کار می‌کرد و پروژه‌هایی که با زبان‌های دیگر آغاز شده بودند، به دلیل ضعف در مدیریت بیشتر درجا می‌زدند یا کنار گذاشته می‌شدند. فضای کار هم به‌شدت سمی و خانوادگی‌مآب بود؛ نه فقط فرصت رشد وجود نداشت، بلکه رشد نیز عقب می‌افتاد.

موسسه زبان سفیر گفتمان
آموزش، مدارس و دانشگاه هاتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
دزدی از کارمندان و باز کردن واحد جدید

این موسسه با مدیریت عامل یک فرد بیمار بعنوان مدیر عامل با پول عیدی که هنوز نداده و حقوقی که همیشه دیرتر میده، واحد جدید باز می کنه. این کار جز دزدی هیچ چیز دیگه ای نیست. مدیران ارشد بی کفایت و تنها بله قربان گو به اون اجازه میدن هر بلایی سر کارمندانشون بیاره. چند تا مدیر خیلی خوب بودند که همه رفتند بخاطر رفتار خودسرانه و بیسوادانه ی مدیر عامل. من سالها اونجا کار کردم ولی دیگه تحمل نداشتم و اونجارو ترک کردم. کار کردن برای این سازمان یعنی حمالی کردن بدون پاداش بدون قدرشناسی، بدون پرداخت حقوق به موقع بدون پرداخت عیدی به موقع و رفتار طلبکارانه.مدیر عامل هرکس بی ادب تر پرخاشگر تر باشه ازش می ترسه اون هر چی بگه همونه😁 اما افراد مودب و آرومی که سرشون به کار خودشون گرمه و با مسئولیت بهترین کار و برای سازمان انجام‌میدن باهاشون گاهی بسیار بی ادبانه رفتار میکنه. افراد زیادی و ناراحت و گریون از اون موسسه طرد کرده و امیدوارم نتیجه کارهاش و به زودی ببینه، زمین خوردن سفیر نزدیکه خیلی نزدیک‌ همین الانم معلم های بچه سال و بی‌سواد هستن که دارن تدریس می کنند و دانشجوها اصلا رشد تحصیلی در سفیر ندارند.

بازی سازان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس سه بعدی۲۹ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
ارزون خریدن نیروی انسانی

مدیران این شرکت مدیر نیستن بازاری هستن بیشتر و همونطور که یه بازاری سعی داره متریال و جنسشو با چونه زدن یا پایین اوردن ارزش کالا ارزون تر بخره تا سودش بیشتر باشه همین کارو هم با نیرو انسانیشون میکنن. اصلا تمایلی به بیمه کردن ندارن تا بتونن حق و حقوق رو ندن. حتی اگه توی اون کار فوق حرفه ای باشین با گفتن جملاتی سعی در کوچیک کردن شما دارن تا بتونن شمارو در یه حرکت ضربه فنی کنن و بهت این حسو بدن که داریم لطف میکنیم استخدامت میکنیم و حقوقی بهتون پیشنهاد بدن که ماله 3 ساله پیشه . مطمینم افرادی برای این ادما کار میکنن که کم تجربه ان یه مدت ازشون تحت عنوان ازمایشی یا تحت اموزش کار میکشن و یه حقوق پایه میدن و زمان افزایش حقوق برسه یا حتی زودتر میگن حدانگهدار. توصیه من به دوستان متخصصی که قراره اونجا کار کنن اینکه حتی اگه مجبور به فروش بلال کنار خیابون شدید برای این ادما کار نکنید و برای خودتون احترام قایل شید

مجموعه شرکت های کناف در ایران
تولید مصالح ساختمانیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر۲۹ مرداد ۱۴۰۵
در انتظار نتیجهسختی: متوسط
بلاتکلیفی محض

از نخستین دعوت به مصاحبه در دی‌ماه ۱۴۰۴ تا همین چند روز پیش، ۴ مصاحبه با ۴ فرد و گروه مختلف انجام داده‌ام و نتیجه؟ اگر شما بدانید، من هم می‌دانم.

آرتابان موتور
خودروسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمالی۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۵
مدیریت فاسد

یک شرکت بی در و پیکر وسط بیابون که کارش سرکیسه کردن تامین کنندگان خدمات مثل آشپزخونه ها و رانندگان سرویس هست، و ترور شخصیتی نیروهای باسواد و متشخص رو جزو افتخاراتش میدونه اگر فروشنده یا جویای کار هستید گیر این شیادها نیفتید. کارمندان خانم که فضای اخلاقی شرکت رو آلوده کردند فوق العاده بی ادب هستند که متاسفانه مدیران هم به دلایلی بهشون باج میدن و کل کار همینه:)

اورست مدرن پارس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمالی۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۳
فساد اخلاقی

رابطه یکی از سرپرستان قزوین(ح،ک) با کارمند خانم (ی،ک) و باج دادن بیش از حد به این خانم گستاخ، اوج وقاحت و بی صاحبی این مجموعه و مدیران رو میرسونه، هر کاری غریزشون بگه انجام میدن و اصلا خروج یا استعفای نیروها براشون اهمیت نداره که کمبود نیرو به بقیه فشار میاره یا اصلا علت خروج طرف چیه حتما بررسی کنید قبل استخدام، امیدوارم شهرهای دیگه بهتر باشن

فامکو
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسادمین وسناریو نویس ...۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۳
تجربه دو ساله من در واحد دیجیتال مارکتینگ فامکو

سلام وقت بخیر. می‌خوام تجربه نزدیک به دو سال کار کردنم در واحد دیجیتال مارکتینگ فامکو، با مدیریت مهندس ناصری و سرپرستی آقای رضوانی رو بگم؛ تجربه‌ای که صادقانه بگم، بدترین تجربه کاری من بود. چیزی که من در این تیم تجربه کردم این بود که لزوماً خوب کار کردن، دلسوز بودن، مسئولیت‌پذیری یا نتیجه‌ای که برای مجموعه میاری، ملاک اصلی نیست. چیزی که بیشتر اهمیت داره اینه که چقدر بتونی مدیرت رو راضی نگه داری و چقدر با خواسته‌هاش همراه باشی. اگر با چیزی مخالفت کنی، اون هم برای حفظ حرمت وابروخودت یا کاری رو که قبول نداری انجام ندی، شرایط می‌تونه اونقدر برات سخت بشه وسختش کنن که در نهایت خودت تصمیم بگیری از مجموعه خارج بشی. اما بخش تلخ‌تر ماجرا برای من، رفتار سرپرست تیم بود. در طول همکاری‌ام با رفتارها و صحبت‌هایی مواجه شدم که از نظر من هیچ جایی در یک رابطه حرفه‌ای بین مدیر و کارمند نداشت. پیشنهاد همکاری خارج از مجموعه درتایم های ساعت ۲ شب پیشنهادشمال و صحبت‌های شخصی و مطرح کردن مسائلی مثل «من طلاق عاطفی گرفتم» در حالی که ایشون متأهل بودند، وشب خوابتودیدم برای من کاملاً خارج از چارچوب حرفه‌ای بود. اما چیزی که بیشتر از خود این رفتارها من رو متعجب کرد، واکنش مدیریت بود. سؤال من از مهندس ناصری اینه: وقتی درباره رفتار یک مدیر یا سرپرست اعتراض‌هایی مطرح می‌شه، چرا به جای اینکه موضوع بی‌طرفانه بررسی بشه، اولویت حفظ جایگاه همون فرده؟ در طول این مدت درباره رفتارهای مختلف ایشون اعتراض‌هایی مطرح شد. حتی نیروهای قدیمی‌تر از اتفاقات گذشته اطلاع داشتند چون این مواردگویابارهابادختران مجموعه تکرارشده بود. اما چیزی که من دیدم این بود که به جای اینکه اصل مسئله بررسی بشه، بعضی از همان نیروهایی که از اتفاقات خبر داشتند، از مجموعه خارج شدند. حتی از طرف منابع انسانی هم این برداشت به من منتقل شد که با رفتن این افراد، گذشته تیم عملاً پاک می‌شه. واقعاً سؤال من اینه: اگر مشکلی در یک تیم وجود داره، چرا باید آدم‌هایی که از اون مشکل خبر دارن حذف بشن، نه اینکه خود مشکل بررسی و حل بشه؟ من نمی‌دونم دلیل حمایت مدیریت از این سرپرست چی بوده.و طبیعتاً چیزی رو که نمی‌تونم ثابت کنم، به عنوان واقعیت مطرح نمی‌کنم وبرداشت وبازمیذارم. اما چیزی که می‌تونم درباره‌اش حرف بزنم، تجربه خودمه. تجربه من این بود که جایگاه بعضی افراد از احساس امنیت نیروها مهم‌تر بود. نتیجه چنین فضایی هم مشخصه: بی‌اعتمادی، فشار روانی و امنیت. به نظر من این خطرناک‌ترین اتفاقیه که می‌تونه برای یک تیم کاری بیفته. من نزدیک دو سال اونجا بودم. کار کردم، یاد گرفتم، تلاش کردم و برای تیم وقت گذاشتم. اما چیزی که در نهایت با خودم بردم، فقط تجربه کاری نبود؛ بخشی از آرامش و اعتمادم به کارو ادم ها ومحیط کار هم آسیب دید. مهندس ناصری، من بدترین تجربه کاری‌ام رو در تیم شما داشتم. شما حتی سر حرف خودتون هم نایستادید و تصمیمی گرفتید که تبعاتش رو ما با آینده، آرامش و روح و روانمون پرداخت کنیم. من مطمئنم تبعات تصمیمی که گرفتید رو به‌زودی خواهید دید. چون من شخصاهیچوقت شمارونمیبخشم مخصوصاباتوجیهاتی که اوردید. و این دقیقاً چیزی بود که ما تجربه کردیم.

سفیر گستر
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند/نیروی اجرایی۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
اگه دنبال پیشرفتید، دورش خط بکشید

وقتی با این شرکت کار می‌کردم، متوجه شدم که کارها خیلی سطحی است و حس آماتور بودن را به‌وضوح می‌دهد؛ فرصت رشد وجود ندارد و احساس می‌کنم در محیطی که ظرفیت پیشرفت نباشد، نمی‌شود نتایج بلندمدت داشت. از این نظر با وضعیت حقوق هم مشکل دارم و به‌دنبال دریافت عادلانه‌ای نیستم. اگر جای بهتری برای کار پیدا شود، بهتر است از همان‌جا شروع کرد تا زمان را از دست ندهم و موقعیت بهتری بیابد.

ســانـا سـل
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسپشتیبانی۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
همه‌چیز با پارتیه

در اینجا بر پایه رابطه‌ای از رانت و رابطه‌محوری کارها پیش می‌رود و اگر با مدیران ارتباط خوبی نداشته باشی، مسیر رشد برایت بسته می‌شود. هیچ واحد منابع انسانی وظیفه‌ای برای پیگیری مشکلات ندارد و حقوق هم به‌درستی پرداخت نمی‌شود. سرپرست دائما فریاد می‌زند و مدیران هیچ اقدام مشخصی انجام نمی‌دهند؛ به‌نظر می‌رسد از واکنش ترس دارند. برخی مدیران گاهی به دختران پیشنهادهایی می‌دهند و برای مسائل دیگر اهمیتی قائل نیستند. باید واقعاً انرژی زیادی صرف کنی و در پایان هم نتیجه‌ای پیدا نمی‌شود؛ اگر بخواهی شرکت را ترک کنی، مسیر طولانی و پرمشقتی برای دریافت حقوقت طی می‌شود تا شاید بالاخره مبلغی به تو بدهند.

هافین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس وب۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۴٫۰
فضای کار گرم و خودمونی

در این مجموعه حس تیمی بودن واقعاً به خوبی احساس می‌شد و با همکاران رفتار صمیمی و گرمی داشتم. حقیقتاً از کار کردن لذت می‌بردم و زمان چهاردیواری کار بارها با سرعت می‌گذشت. از این تیم و فضای کاری‌شان قدردانی می‌کنم و خوشحالم که تجربه‌ای مثبت بود.

مهر مام میهن
خدمات درمانی، پزشکی و سلامتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند۲۹ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
محیط کاری سمی و اخراجای شتاب‌زده

من وارد تیم مهر مام میهن بودم به‌عنوان بک‌اند-نویس و وقتی چند نفر از مدیران فنی ارشد رفتند، اوضاع به طور چشمگیری کنترل‌شده‌تر شد و تصمیم‌گیری‌ها بیشتر به‌نظر حکم صادر شدن می‌رسید. اخراج‌ها هم حالا خیلی سنگین نیستند، اما به‌طور غیررسمی آدم‌ها راحت کنار گذاشته می‌شوند. یکی از همکاران با پنج سال سابقه به‌طور ناگهانی گفتند از فردا نباید بیایند. مخصوصاً در بخش هتلداری جو به‌طور قابل‌توجهی سمی‌تر شده و مدیر آن بخش هم نه اخلاق درستی دارد و نه کارش به‌خوبی پیش می‌رود. شرکت فقط از شهرت یک برند بزرگ بهره می‌برد و در واقع از بسیاری از استارتاپ‌ها وضعیتش بهتر نیست. رفتارهای بچگانه هم کم نیستند و سطح زیرآب‌زدن و پارتی‌بازی هم تاحدودی گسترده شده است.

مجموعه مدارس پروین اعتصامی
آموزش، مدارس و دانشگاه‌هاکرج
تجربه کاری
کاربر ناشناسپشتیبان۲۹ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
جایی که کار یعنی سَرِ کار موندن، نه احترام

من با تجربیاتی از مجموعه مدارس پروین اعتصامی روبه‌رو شدم که توضیح واضحی درباره وظایف پشتیبان نمی‌دهد و از همان ابتدا مشخص نیست دقیقاً چه کارهایی باید انجام بدهی. وقتی پشتیبان باشی، به نظر می‌رسد فشار کار زیاد است و ممکن است هم‌زمان روی چند سایت فعالیت کنی—حتی تا پنج تا—و همه‌شان به گردنت بسته می‌شود. شیفت‌های شب، آخر هفته و تعطیلات هم جزو.expectations هستند و اگر درباره حقوق صحبت کنی معمولاً با کمترین مبلغ راضی به کار می‌کشند. پاداش، عیدی و سنوات عملاً وجود ندارد، و مقدار حقوق فرقی ندارد چقدر بمانى. گاهی اوقات بابت اشتباهات جریمه می‌کنند و پاداشی هم به تو نمی‌دهند. فضای کار به‌نظر می‌رسد که بیشتر شبیه یک کسبه شخصی است تا یک شرکت رسمی؛ مکانی آرام و منظم برای جشن‌ها و دورهمی‌ها وجود ندارد. پرداخت حقوق هم ممکن است نقدی باشد یا به صورت تتر تا مالیات کمتری لحاظ شود. بیمه از روز اول اخذ نمی‌شود و شاید از ماه سوم ثبت شود تا مالیات کمتر دربیاید. اگر کاری خارج از حوزه‌ات انجام بدهی، مدیر انتظار بیشتری از تو دارد و این می‌تواند فشار را افزایش بدهد—به‌عبارتی فرار نکردن از مسئولیت‌ها شل گرفتن را خطرناک می‌کند. در طول روز باید غذای خود را با خودت بیاوری و زمان ناهار جزو ساعات کاری حساب نمی‌شود. ادعا می‌شود ساعات کار هشت و نیم است، اما مدیر ممکن است کار بیشتری بگیرد و قدردانی هم وجود نداشته باشد؛ برگزاری جلسه یا تماس با او معمولاً با تأخیر و طولانی می‌شود و تشکری هم در گفت‌وگو نیست.

ایمن کاران آسابان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲۹ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
فقط وقتی بن‌بست

برای من این کار رو مجبور شدم انتخاب کنم فقط وقتی که گزینه‌های دیگه‌ای نبود. حقوق کم بود و فضای کار خیلی سرد و خشک بود و از هم نوعی ارتباط واقعی احساس نمی‌شد. مدیرا برخوردی داشتند که انگار من اختیار ندارم و مثل این بود که تحت فشار باشم. ضمنی بودن کامنت‌های مثبت هم به چشم می‌خورد و به نظر می‌رسید که رَدّی از سمت جمعه و همسو با هم نوشته شده باشند.

کلینیک روانشناسی نیهاد
خدمات درمانی، پزشکی و سلامتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده React Native۲۹ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: سخت
مصاحبه ReactNative، همه‌چی صاف و مرتب پیش رفت

پس از ارسال رزومه‌ام به کلینیک روانشناسی نیهاد، دو روز بعد باهام تماس گرفتند و سوالاتی درباره تجربه‌م با React و Redux مطرح کردند. سپس تسکی سه صفحه‌ای فرستادند که توضیح داده بود چگونه کد تمیز بنویسم، دارای ساختار باشم، از Redux استفاده بکنم و نکات دیگری را رعایت کنم؛ برای انجامش ۷۲ ساعت زمان داده شد. من تسک را تحویل دادم و یک روز بعد گفتند اوکی است و برای مصاحبه فنی دعوت شدم. فردای آن روز، مصاحبه فنی دو ساعته‌ای داشتم که سوالات از آسان تا دشوار را پوشش می‌داد و همگی مرتبط و حرفه‌ای بودند. دو روز بعد اعلام شد که مصاحبه نهایی یکشنبه برگزار می‌شود و بیشتر روی مهارت‌های نرم با لید فرانت کار کرده بودم. در نهایت روز بعد، تماس از HR گرفتم و شرایط کاری و تبریک گفتند. من تصمیم رفتم و پذیرفتم و کار را آغاز کردم.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.