من در پردازش نگار راشین تجربهای به عنوان برنامهنویس داشتم. توازن بین زندگی شخصی و کار در اینجا چندان ساده نیست؛ نه اینکه دائم من را به کار کشانند، اما با فضای کار شدیدا علاقهمند میشوی و این حس را میفهمی. در مجموعه، به نقدهای فنی با دقت پاسخ داده میشود و هر بازخوردی پیگیری میشود. فضایی فوقالعاده شاد، پرانرژی و مدیری با اخلاق و سیاستهای مشخص داشتم. حقوق و مزایای شرکت نسبتا پاییناند و بسته به بودجهاند؛ برنامهها بهطور معمول نیروهای قابلاعتماد با حقوقی متعادل را جذب میکنند و از نیروهای سختکوش و تازهوارد استقبال خوبی میشود. حضور نیروهای حرفهای هم به چشم میخورد و جمعیت شرکت عمدتا جوان و پر انرژی است. تنها نکتهای که برخی از همکاران نمیتوانند با آن کنار بیایند، شوخیهای شرکت است که گاهی سنگین میشود اما به مرز دیوانگی نمیرساند و در نهایت لذتبخش است. در کنار کار، سرگرمیهایی مثل پلیاستیشن، فوتبال دستی، تایم ناهار انعطافپذیر، دارت و بیلیارد هم در دسترس بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت کوتاهی که در ماورا کار میکردم تجربهای بود که با تمام فشارها و چالشها همراه شد. مدیریت ناکافی، رفتارهای غیر حرفهای از طرف برخی از مسئولان داخلی و حجم کار بسیار بالا از جمله نکات منفیای بود که با آن روبهرو شدم؛ حقوق هم نسبت به کارهای انجامشده کم بود و امکان استفاده از مرخصی به سختی فراهم میشد. فضا به نوعی دیکتاتوری بود و استرس و فشار کاری در سطح بالایی بود. نکته دیگر این است که زمانی که تصمیم به جدایی از شرکت میگرفتم، معمولا سنوات و مزایا به سهولت پرداخت نمیشد و برخی از مدیران در ازای خروج، امضاهایی میطلبیدند که تمامی حقوق و سنوات را پس از آن به نفع شرکت جا بگذارم. امیدوارم این تجربه برای سایرین مفید باشد.
در شرکت پارمیس تجربهای مشابه از یک برنامهنویس C# داشتم با فضایی کاملا خشک و بیروح. ارتباطات بین همکاران به طور کامل محدود بود و هیچگونه گفتگویی بین افراد مجاز نبود. ناهار برای من به شکل خیلی جدی و فیکس تعیین میشد و ساعتهای کاری همواره طولانی بود. از طرف کارفرما قرارداد دو ساله به من پیشنهاد شد. این محیط را خشکترین جایی دانستم که تا حالا تجربه کردم. فقط دو هفته در آنجا ماندم تا اینکه فهمیدم نمیتوانم ادامه بدهم و از همانجا جدا شدم.
در محیطی ساکت برای برنامه نویسان کار خود را آغاز کردم و دستمزدها و امتیازها منطبق با توقعات بود و پرداختها بهموقع انجام میشد. تنها نقطه ضعفی که حس میکردم تیم پروداکت است که امیدوارم در آینده با رشد مواجه شود.
من در شرکت مدیا همراه ارتباطات تجربه کردم و میخواهم با صداقت بگویم شرایط کار تا حد زیادی دشوار بود. با وجود این که کارفرما نسبت به نیروها رفتار کنترلشده و سلطهآمیز داشت، یک دسته از همکاران هم وجود داشتند که فشار روحی زیادی به بقیه وارد میکردند و باعث ایجاد اضطراب و نگرانی میشدند. ساعات کار هم واقعا طولانی بود و بهطور جدی بیوقفه بود. ۲۴ ساعته بودن فشار زیادی روی من و دیگر همکاران میوارد.
شرکت پایانههای دادهای نوین تجربهای پر از وعدههای دروغین و کمبود شفافیت بود. از همون روز اول فهمیدم که برای پیوستن به تیم، قولهایی فراتر از واقعیت داده میشد و به شکل فریبندهای بزرگنمایی میکردند. محل کار دقیقا با تصوراتم تفاوت داشت: به جای محیطی مناسب، یک واحد قدیمی در مرکز شهر بود که امکانات ناچیزی داشت و هفتهها فقط یک بار خدماتی به نظافت میپرداخت. همیشه گفته میشد که بهزودی به ساختمانی بهتر منتقل میشویم، اما این وعده به حقیقت نپیوست. وقتی رسیدم، قول اعطای وام به پرسنل را شنیدم، اما پس از ورود مشخص شد وام تنها پس از شش ماه و با اولویتبندی دلخواه مسئولان در اختیار پرسنل قرار میگیرد. این گونه از شفاف نبودن حکمفرمایی در شرکت به یک روال تبدیل شده بود. واحدها با یکدیگر در کشمکش به سر میبردند و به طرز روشنفکری در جلسات انتظار میرفت که هیچ پرسش فنی مطرح نشود. تجربه کار در این مجموعه فاقد تعریف مشخصی بود و انتقال تجربه به شکل سازندهای صورت نمیگرفت. برای قراردادها سفته میگرفتند و حتی پس از خروج از شرکت مدت طولانی بازپرداخت نمیشد. همچنین هیچ نسخهای از قرارداد در اختیار من قرار نگرفت. دوره آزمایشی شرکت سه ماهه بود.
من تجربه خوبی از کار درسیناژن دارم مسولیت پذیری اینجا خیلی مهمه کار و ساعت کار بالاست ولی ارزشش رو دداره
خواستم تجربهام را صادقانه بنویسم تا تصویری روشن از شرایط کاری در شرکت پیدا کنم. مدت کوتاهی مشغول به کار بودم و با وجود سطح پایین مدیریت و وجود میکرومنیجمنت، فیدبکهای منفی مداوم درباره بیثباتی تیم و انتظارهای غیرواقعی شرکت از در دسترس بودن همواره وجود داشت. پرداختهای نسبتا ناچیز و مقصر دانستن مداوم تیم فنی هم به نارضایتی من منجر شد و در نهایت تصمیم به کنار رفتن گرفتم. در این شرکت، به نظر میرسید که اهمیت دادن به نیروی انسانی تا حد زیادی نادیده گرفته میشود و پذیرش استعفا به سادگی انجام میشود.
ما در هوش ماندگار شایا تجربهای کاری به عنوان برنامهنویس داشتم. از نظر رفتار و صمیمیت بین همکاران چیزی کم نظیر بود و این جو درون سازمانی واقعا دلگرمکننده بود. فشار کار بالا نبود و آرامش کارکنان نسبتا مطلوب بود، همین عامل باعث میشد کار کردن لذتبخش باشد. حقوق پرداختی نسبتا مناسب بود و با وجود بهبودهایی که در طول زمان اتفاق افتاد، انصافا قابل قبول بود. در عین حال، نقاط ضعفی هم وجود داشت؛ مدیریت شرکت به نظر من قابل بهبود بود و این جای کار داشت. با این حال، پیشرفت شرکت به خوبی پیگیری میشد و در نتیجه آیندهای روشن برای تیم به نظر میرسید. حقوق به موقع و با بهبودهای اخیر در بخشهایی از دوره کاری، مزیتهایی بود که توجهام را جلب کرد.
در این شرکت، به شکل مداوم در خصوصیترین مسائل من دخالت میشود و از طریق دوربینها پیگیری میشوم. مدیران و سرپرستان هم به لحاظ اخلاقی و هم از نظر دانش، عملکردی سست دارند و به نظر میرسد افراد بیسواد را برای رسیدن به پستهای بالاتر تشویق میکنند.
باورم نمیکنم چقدر فشار برای ترک کار در مبین نت بالا بود؛ واقعا تجربهی فراتر از انتظارم بود. شرکت به طور جدی تمایل دارد خروج افراد از سازمان را پیش ببرد و هر تلاشی را به کار میبرد تا تصمیم ترک را تقویت کند. با وجود شرایطی که برای من پیش آمد، پرداختیهای اضافی را انجام نمیدادند و انتظار پرداخت اضافهکار را نادیده میگرفتند. مالیات ناخواستهای از پاداشها میگرفتند و این موضوع را به وضوح نشان میدادند. اهمیت کمتری نسبت به کار کارشناسی و وظایف تخصصی قائل میشدند و گاهی رفتارهای غیرضروری از نظر من در تیم دیده میشد. در نهایت نیز حتی یک مصاحبه خروج هم ترتیب نمیدادند تا تا اصولی و منصفانه از خروج من مطلع شوند.
مدیریت شرکت و واحد منابع انسانی بسیار ضعیف هستند هیچ پیشرفت مناسبی چه از لحاظ مالی چه از لحاظ فنی در این شرکت بدست نمیاید بعد از شش سال سابقه مدیر و سطح فنی واحد بسیار پسرفت کرد و حاشیه و خاله زنک بازی بیشتر از کار دیدم. مدیران بیشتر از هرچیزی دنبال منافع شخصی خود میز و صندلی خود هستند هیچ برنامه ای شرکت ندارد و فقط روز را به شب میرساند
شرکت بیمیتو را بهعنوان محیطی با ساختار منسجم و همگرا تجربه کردم. ارتباط میان افراد در تیم خیلی خوب بود و هیچ حاشیهای وجود نداشت. مدیریت با رویکردی دوستانه نسبت به همه کارکنان از اعتماد و قدردانی فراوانی برخوردار بود. خودم در طول همکاری تجربهای مثبت از کار با این شرکت داشتم.
سابقه من در این شرکت چهارسال طول کشید و در نقش کارشناس IT بودم. از نظر من، مشکلات اصلی در مدیریت ناپایدار و پرداختیهای نامنظم حقوق است؛ همچنین اختلاف دستمزد بین همسطحها زیاد بود. ساعات کار طولانی است و اکثر روزها مجبور بودم بیش از ساعات معمول بمانم. با این حال، تمامی واحدها بد نیستند و واحد فنی با پرسنلش به خوبی رفتار میکند و به آنها اهمیت میدهد.
تجربهای که داشتم پر از بیثباتی و بیتجربگی بود؛ هیچوقت نمیشد روی قولی حساب کرد و حرفی بهخصوص قطعیت داشت. حجم خروجیها زیاد بود و مرتب افراد وارد و خارج میشدند. شرکت به صورت خانوادگی اداره میشد و فضای شعارزدگی حاکم بود. جای آرامی برای کار نبود.
باورم این است که تجربههای اول کار در فرادرس برای من با ترکیبی از نکات مثبت و چالشهایی همراه بود و میخواهم تصویر روشنتری ارائه کنم. ابتدا این را میگویم که پرداخت حقوق بهوقوع بود و بهطور منظم انجام میشد، اما برخی جزئیات محرمانه درباره سازوکار پرداخت وجود داشت که بیرون از سازمان به اشتراک گذاشته نمیشد. علاوه بر این، سطح حقوق نسبت به کارهای انجامشده پایینتر از حد انتظار به نظر میرسید و با وجود اینکه اغلب کارها از راه اینترنت انجام میشد، تأکید زیادی روی حضور فیزیکی در محل کار وجود داشت. در مقابل، نکات مثبت هم قابل توجه بود. روند پرداختها همواره بهموقع انجام میشد و کارها بهطور منظم و با برنامهریزی مشخص پیش میرفت. امکان اضافهکاری و افزایش درآمد وجود داشت و از ابتدا بیمه و بیمه تکمیلی ارائه میشد. پوشش طراحیشده اداری برای خانمها الزام مستقیمی نداشت و میشد از گزینههایی مانند شال و روسری و رنگهای شاد استفاده کرد.
دو ماه برای کار در این شرکت صرف کردم و متوجه شدم هیچ برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و ثباتی در هیچکدام از موارد تجربه نکردم.
در این شرکت با فرصتهای روشن برای رشد روبهرو میشدم و شاهد نبودن موانع بروکراتیک بودم که جلوی پیشرفتم را بگیرند. هر مشکلم را با راهحل و آرامش خاطر پاسخ میدادند تا تمرکزم از دست نرود. شرکت مسیرهای مشخصی برای پیشبرد را هموار میکرد تا بتوانم قدم بردارم و به سمت رشد حرکت کنم. از مزایای واقعی که اغلب شرکتها به عنوان نکتههای جانبی مطرح میکنند، اینجا هم وجود داشتند: حقوق منظم، بیمه و بیمه تکمیلی، مرخصی، و ساعات کاری انعطافپذیر.
مدیریت این مجموعه به من فرصتهای زیادی داد و در طول دوسال و نیم حضورم، تجربههای ارزشمندی به دست آوردم. از نظر من یکی از مدیرانی بود که واقعا میدانست چه کار میکند و در طول بیست سال گذشته در جایگاهی نبودم که مثل او به عملکرد شرکت اعتماد کنم. این دوره برای من یکی از بهترین تجربههای کاری بود و حیف که مسیر طولانی و دشوار باعث جداییام شد. اگر قصد دارید در حوزه پلیمر و پلاستیکهای مهندسی مهارت کسب کنید و با یک شرکت حرفهای همکاری نمایید، به هیچ عنوان تردید نکنید.
حدود چهار تا پنج سالی میشود که در راژمان مشغولم و از روز اول با چالشهای تازه روبهرو شدم. هر بار که پیشرفتی حاصل شد، بدون حرف و طلبی ارتقا پیدا میکردم و این روند برای همتیمها هم خیلی واضح بود. رشد همهی اعضای تیم اینجا برایم ارزشمند است. فضای کاری و فرهنگ در راژمان یکی از بهترین جنبههاست که به چشم میخورد. احترام بین همکارها در تمام سطوح وجود دارد و یادگیری و انتقال دانش بهراحتی، بدون غرور یا منت انجام میشود.
من در پردازش نگار راشین تجربهای به عنوان برنامهنویس داشتم. توازن بین زندگی شخصی و کار در اینجا چندان ساده نیست؛ نه اینکه دائم من را به کار کشانند، اما با فضای کار شدیدا علاقهمند میشوی و این حس را میفهمی. در مجموعه، به نقدهای فنی با دقت پاسخ داده میشود و هر بازخوردی پیگیری میشود. فضایی فوقالعاده شاد، پرانرژی و مدیری با اخلاق و سیاستهای مشخص داشتم. حقوق و مزایای شرکت نسبتا پاییناند و بسته به بودجهاند؛ برنامهها بهطور معمول نیروهای قابلاعتماد با حقوقی متعادل را جذب میکنند و از نیروهای سختکوش و تازهوارد استقبال خوبی میشود. حضور نیروهای حرفهای هم به چشم میخورد و جمعیت شرکت عمدتا جوان و پر انرژی است. تنها نکتهای که برخی از همکاران نمیتوانند با آن کنار بیایند، شوخیهای شرکت است که گاهی سنگین میشود اما به مرز دیوانگی نمیرساند و در نهایت لذتبخش است. در کنار کار، سرگرمیهایی مثل پلیاستیشن، فوتبال دستی، تایم ناهار انعطافپذیر، دارت و بیلیارد هم در دسترس بود.
مدت کوتاهی که در ماورا کار میکردم تجربهای بود که با تمام فشارها و چالشها همراه شد. مدیریت ناکافی، رفتارهای غیر حرفهای از طرف برخی از مسئولان داخلی و حجم کار بسیار بالا از جمله نکات منفیای بود که با آن روبهرو شدم؛ حقوق هم نسبت به کارهای انجامشده کم بود و امکان استفاده از مرخصی به سختی فراهم میشد. فضا به نوعی دیکتاتوری بود و استرس و فشار کاری در سطح بالایی بود. نکته دیگر این است که زمانی که تصمیم به جدایی از شرکت میگرفتم، معمولا سنوات و مزایا به سهولت پرداخت نمیشد و برخی از مدیران در ازای خروج، امضاهایی میطلبیدند که تمامی حقوق و سنوات را پس از آن به نفع شرکت جا بگذارم. امیدوارم این تجربه برای سایرین مفید باشد.
در شرکت پارمیس تجربهای مشابه از یک برنامهنویس C# داشتم با فضایی کاملا خشک و بیروح. ارتباطات بین همکاران به طور کامل محدود بود و هیچگونه گفتگویی بین افراد مجاز نبود. ناهار برای من به شکل خیلی جدی و فیکس تعیین میشد و ساعتهای کاری همواره طولانی بود. از طرف کارفرما قرارداد دو ساله به من پیشنهاد شد. این محیط را خشکترین جایی دانستم که تا حالا تجربه کردم. فقط دو هفته در آنجا ماندم تا اینکه فهمیدم نمیتوانم ادامه بدهم و از همانجا جدا شدم.
در محیطی ساکت برای برنامه نویسان کار خود را آغاز کردم و دستمزدها و امتیازها منطبق با توقعات بود و پرداختها بهموقع انجام میشد. تنها نقطه ضعفی که حس میکردم تیم پروداکت است که امیدوارم در آینده با رشد مواجه شود.
من در شرکت مدیا همراه ارتباطات تجربه کردم و میخواهم با صداقت بگویم شرایط کار تا حد زیادی دشوار بود. با وجود این که کارفرما نسبت به نیروها رفتار کنترلشده و سلطهآمیز داشت، یک دسته از همکاران هم وجود داشتند که فشار روحی زیادی به بقیه وارد میکردند و باعث ایجاد اضطراب و نگرانی میشدند. ساعات کار هم واقعا طولانی بود و بهطور جدی بیوقفه بود. ۲۴ ساعته بودن فشار زیادی روی من و دیگر همکاران میوارد.
شرکت پایانههای دادهای نوین تجربهای پر از وعدههای دروغین و کمبود شفافیت بود. از همون روز اول فهمیدم که برای پیوستن به تیم، قولهایی فراتر از واقعیت داده میشد و به شکل فریبندهای بزرگنمایی میکردند. محل کار دقیقا با تصوراتم تفاوت داشت: به جای محیطی مناسب، یک واحد قدیمی در مرکز شهر بود که امکانات ناچیزی داشت و هفتهها فقط یک بار خدماتی به نظافت میپرداخت. همیشه گفته میشد که بهزودی به ساختمانی بهتر منتقل میشویم، اما این وعده به حقیقت نپیوست. وقتی رسیدم، قول اعطای وام به پرسنل را شنیدم، اما پس از ورود مشخص شد وام تنها پس از شش ماه و با اولویتبندی دلخواه مسئولان در اختیار پرسنل قرار میگیرد. این گونه از شفاف نبودن حکمفرمایی در شرکت به یک روال تبدیل شده بود. واحدها با یکدیگر در کشمکش به سر میبردند و به طرز روشنفکری در جلسات انتظار میرفت که هیچ پرسش فنی مطرح نشود. تجربه کار در این مجموعه فاقد تعریف مشخصی بود و انتقال تجربه به شکل سازندهای صورت نمیگرفت. برای قراردادها سفته میگرفتند و حتی پس از خروج از شرکت مدت طولانی بازپرداخت نمیشد. همچنین هیچ نسخهای از قرارداد در اختیار من قرار نگرفت. دوره آزمایشی شرکت سه ماهه بود.
من تجربه خوبی از کار درسیناژن دارم مسولیت پذیری اینجا خیلی مهمه کار و ساعت کار بالاست ولی ارزشش رو دداره
خواستم تجربهام را صادقانه بنویسم تا تصویری روشن از شرایط کاری در شرکت پیدا کنم. مدت کوتاهی مشغول به کار بودم و با وجود سطح پایین مدیریت و وجود میکرومنیجمنت، فیدبکهای منفی مداوم درباره بیثباتی تیم و انتظارهای غیرواقعی شرکت از در دسترس بودن همواره وجود داشت. پرداختهای نسبتا ناچیز و مقصر دانستن مداوم تیم فنی هم به نارضایتی من منجر شد و در نهایت تصمیم به کنار رفتن گرفتم. در این شرکت، به نظر میرسید که اهمیت دادن به نیروی انسانی تا حد زیادی نادیده گرفته میشود و پذیرش استعفا به سادگی انجام میشود.
ما در هوش ماندگار شایا تجربهای کاری به عنوان برنامهنویس داشتم. از نظر رفتار و صمیمیت بین همکاران چیزی کم نظیر بود و این جو درون سازمانی واقعا دلگرمکننده بود. فشار کار بالا نبود و آرامش کارکنان نسبتا مطلوب بود، همین عامل باعث میشد کار کردن لذتبخش باشد. حقوق پرداختی نسبتا مناسب بود و با وجود بهبودهایی که در طول زمان اتفاق افتاد، انصافا قابل قبول بود. در عین حال، نقاط ضعفی هم وجود داشت؛ مدیریت شرکت به نظر من قابل بهبود بود و این جای کار داشت. با این حال، پیشرفت شرکت به خوبی پیگیری میشد و در نتیجه آیندهای روشن برای تیم به نظر میرسید. حقوق به موقع و با بهبودهای اخیر در بخشهایی از دوره کاری، مزیتهایی بود که توجهام را جلب کرد.
در این شرکت، به شکل مداوم در خصوصیترین مسائل من دخالت میشود و از طریق دوربینها پیگیری میشوم. مدیران و سرپرستان هم به لحاظ اخلاقی و هم از نظر دانش، عملکردی سست دارند و به نظر میرسد افراد بیسواد را برای رسیدن به پستهای بالاتر تشویق میکنند.
باورم نمیکنم چقدر فشار برای ترک کار در مبین نت بالا بود؛ واقعا تجربهی فراتر از انتظارم بود. شرکت به طور جدی تمایل دارد خروج افراد از سازمان را پیش ببرد و هر تلاشی را به کار میبرد تا تصمیم ترک را تقویت کند. با وجود شرایطی که برای من پیش آمد، پرداختیهای اضافی را انجام نمیدادند و انتظار پرداخت اضافهکار را نادیده میگرفتند. مالیات ناخواستهای از پاداشها میگرفتند و این موضوع را به وضوح نشان میدادند. اهمیت کمتری نسبت به کار کارشناسی و وظایف تخصصی قائل میشدند و گاهی رفتارهای غیرضروری از نظر من در تیم دیده میشد. در نهایت نیز حتی یک مصاحبه خروج هم ترتیب نمیدادند تا تا اصولی و منصفانه از خروج من مطلع شوند.
مدیریت شرکت و واحد منابع انسانی بسیار ضعیف هستند هیچ پیشرفت مناسبی چه از لحاظ مالی چه از لحاظ فنی در این شرکت بدست نمیاید بعد از شش سال سابقه مدیر و سطح فنی واحد بسیار پسرفت کرد و حاشیه و خاله زنک بازی بیشتر از کار دیدم. مدیران بیشتر از هرچیزی دنبال منافع شخصی خود میز و صندلی خود هستند هیچ برنامه ای شرکت ندارد و فقط روز را به شب میرساند
شرکت بیمیتو را بهعنوان محیطی با ساختار منسجم و همگرا تجربه کردم. ارتباط میان افراد در تیم خیلی خوب بود و هیچ حاشیهای وجود نداشت. مدیریت با رویکردی دوستانه نسبت به همه کارکنان از اعتماد و قدردانی فراوانی برخوردار بود. خودم در طول همکاری تجربهای مثبت از کار با این شرکت داشتم.
سابقه من در این شرکت چهارسال طول کشید و در نقش کارشناس IT بودم. از نظر من، مشکلات اصلی در مدیریت ناپایدار و پرداختیهای نامنظم حقوق است؛ همچنین اختلاف دستمزد بین همسطحها زیاد بود. ساعات کار طولانی است و اکثر روزها مجبور بودم بیش از ساعات معمول بمانم. با این حال، تمامی واحدها بد نیستند و واحد فنی با پرسنلش به خوبی رفتار میکند و به آنها اهمیت میدهد.
تجربهای که داشتم پر از بیثباتی و بیتجربگی بود؛ هیچوقت نمیشد روی قولی حساب کرد و حرفی بهخصوص قطعیت داشت. حجم خروجیها زیاد بود و مرتب افراد وارد و خارج میشدند. شرکت به صورت خانوادگی اداره میشد و فضای شعارزدگی حاکم بود. جای آرامی برای کار نبود.
باورم این است که تجربههای اول کار در فرادرس برای من با ترکیبی از نکات مثبت و چالشهایی همراه بود و میخواهم تصویر روشنتری ارائه کنم. ابتدا این را میگویم که پرداخت حقوق بهوقوع بود و بهطور منظم انجام میشد، اما برخی جزئیات محرمانه درباره سازوکار پرداخت وجود داشت که بیرون از سازمان به اشتراک گذاشته نمیشد. علاوه بر این، سطح حقوق نسبت به کارهای انجامشده پایینتر از حد انتظار به نظر میرسید و با وجود اینکه اغلب کارها از راه اینترنت انجام میشد، تأکید زیادی روی حضور فیزیکی در محل کار وجود داشت. در مقابل، نکات مثبت هم قابل توجه بود. روند پرداختها همواره بهموقع انجام میشد و کارها بهطور منظم و با برنامهریزی مشخص پیش میرفت. امکان اضافهکاری و افزایش درآمد وجود داشت و از ابتدا بیمه و بیمه تکمیلی ارائه میشد. پوشش طراحیشده اداری برای خانمها الزام مستقیمی نداشت و میشد از گزینههایی مانند شال و روسری و رنگهای شاد استفاده کرد.
دو ماه برای کار در این شرکت صرف کردم و متوجه شدم هیچ برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و ثباتی در هیچکدام از موارد تجربه نکردم.
در این شرکت با فرصتهای روشن برای رشد روبهرو میشدم و شاهد نبودن موانع بروکراتیک بودم که جلوی پیشرفتم را بگیرند. هر مشکلم را با راهحل و آرامش خاطر پاسخ میدادند تا تمرکزم از دست نرود. شرکت مسیرهای مشخصی برای پیشبرد را هموار میکرد تا بتوانم قدم بردارم و به سمت رشد حرکت کنم. از مزایای واقعی که اغلب شرکتها به عنوان نکتههای جانبی مطرح میکنند، اینجا هم وجود داشتند: حقوق منظم، بیمه و بیمه تکمیلی، مرخصی، و ساعات کاری انعطافپذیر.
مدیریت این مجموعه به من فرصتهای زیادی داد و در طول دوسال و نیم حضورم، تجربههای ارزشمندی به دست آوردم. از نظر من یکی از مدیرانی بود که واقعا میدانست چه کار میکند و در طول بیست سال گذشته در جایگاهی نبودم که مثل او به عملکرد شرکت اعتماد کنم. این دوره برای من یکی از بهترین تجربههای کاری بود و حیف که مسیر طولانی و دشوار باعث جداییام شد. اگر قصد دارید در حوزه پلیمر و پلاستیکهای مهندسی مهارت کسب کنید و با یک شرکت حرفهای همکاری نمایید، به هیچ عنوان تردید نکنید.
حدود چهار تا پنج سالی میشود که در راژمان مشغولم و از روز اول با چالشهای تازه روبهرو شدم. هر بار که پیشرفتی حاصل شد، بدون حرف و طلبی ارتقا پیدا میکردم و این روند برای همتیمها هم خیلی واضح بود. رشد همهی اعضای تیم اینجا برایم ارزشمند است. فضای کاری و فرهنگ در راژمان یکی از بهترین جنبههاست که به چشم میخورد. احترام بین همکارها در تمام سطوح وجود دارد و یادگیری و انتقال دانش بهراحتی، بدون غرور یا منت انجام میشود.