من از سال ۹۱ تو این شرکت مشغول شدم، سال های اول اوضاع خوب بود و در ظاهر پرسنل برای مدیران ارشد ارزشمند بودن، از همون موقع هم قول های سر خرمن زیاد میدادن. کم کم و با پیشرفت شرکت به قول معروف وقتی خرشون از پل گذشت رفتارشون تغییر کرد، تمام قولهایی که داده بودن فراموش کردن. کم کم نیروهای خبره و تاثیر گذار شروع کردن به رفتن از شرکت و با کاهش نیرو و افزایش فشار کاری بقیه پرسنل رو هم خسته، فرسوده و بی انگیزه کردن! سیاست کاریشون دقیقن مثل بانک هست، فقط به فکر ملک خریدن هستن و با حذف امکانات رفاهی که حق پرسنل هست مثل بیمه تکمیلی، لباس کار، عدم افزایش حق نهار (در حال حاضر ۶ هزار تومان!!) می خوان هزینه ها رو کم کنن. هزینه های جاری دفاتر رو با سیاست انداختن گردن کارشناسا و آژانس های طرف قرار داد!! پرسنل از جیب هزینه می کنن و با اسنپ برای انجام کار بیرون میرن، بازپرداختش گاهی هفته ها طول می کشه، به آژانسهای طرف قرارداد هم مبالغ سنگینی بدهکار هستن. در کل رفتارشون با پرسنل مصداق بارز برده داری از نوع نوین هست. من خودم دنبال راهی برای فرار از این شرکت هستم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این شرکت در حقیقت یک کسب و کار موقته که برای سود رسوندن به مدیرانش ساخته شده. متاسفانه نیروی کار توی اون هیچ ارزشی نداره، و در همایشها گفته میشه که هرکس ناراضیه بره، ما یک ارتش جویای کار داریم. تو قسمت معایب، تقریبا همه رو داره
با سلام ممنون از همه دوستانی که واقعیت رو گفتن در عین اینگه داستان برای گفتن زیاده...بخوام همه کامنت ها رو جمع بندی بکنم اینه که مفید ارزش کار کردن نداره...توس سرکوب میشی ..کوچک میشی...اعصابت خرد میشه و ...کلا یک ذره هم ارزش کار کردن نداره. برخلاف بعضی از افرادی که اونجا ازار میبینن و دوستان هم اشاره کردن یه سریاشون انگار پارتی دارن اصلا کار نمیکنن و با وجود در جریان بودن منابع انسانی اصلا باهاشون کاری ندارن. دنیای ارتباط بین همکارا تو مفید خیلی خیلی محدوده ...مثلا سرپرست خودش میاد اعلام میکنه هر مشکلی دارین بهم اعلام کنید بعد که پیام میدیم طلبکار میشه که چرا بهشون پیام دادیم. هر پیامی که به همکارات بدی هر صحبتی که بکنی شنود میکنن که از داخلش نکته بکشن بیرون تو محیط کارم دوربین گذاشتن خودم شخصا دلم به حالشون میسوزه که تا این حد غیر حرفه ای ان ...
اوایل دهه ۹۰ که واردش شدم بد نبود ، ولی رفته رفته ، رو به سرازیری گذاشت ، پرداخت حقوق و مزایا به تاخیر افتاد ، به جای نیروهای با تجربه ای که شرکت رو ترک میکردن نیرویی نمی آوردن و طبیعتا بار اونها بر دوش بقیه تقسیممیشد ، مدیران خوبی رو از دست میدادن و به حاش مدیران نالایق و پاچه خوار می اوردن ، یکی از مهم ترین مسائل ، بیمه تکمیلی هست ، اینجا شما رو بیمه تکمیلی نمی کنن و به جاش میگن خود شرکت هزینه های درمانیتونو مانند بیمه تکمیلی پرداخت میکنه ، ولی باید ۱۵ سال بمونی تا موقع ترک شرکت اون پول رو ازت کمنکنه ، اینو از دوستانی که رفتن و ازشون تمام و کمال کسر شده براتون گفتم ، حقوق پایه تش خیلی پایینه ، اینجا اصلا کارمند مهم نیست ، خود مدیر عاملش بارها در همایش ها گفت که : هرکس ناراحته بره ، من یک ارتش دارم توصیه منبکه سالهاست دارم اینجا کار میکنم و یه دوره واقعا بهش علاقه داشتم اینه: وارد این شرکت نشید شما هیچ اررشی برای مدیرانش ندارید
پیش از گفتن تجاربم در کارگزاری مفید در یک جمله این سازمان به ظاهر خصوصی رو در یک جمله توصیف میکنم: فضای این سازمان دقیقا مثل یک پادگانه، یک سری ربات و نیروی بله قربان گوی مطلق بدون هیچ مخالفتی با نظرات و توقعات غیر منطقیشون نیاز دارن که فقط یک سره کار کنن و کار کنن بدون ذره ای نوسان در عملکرد. خدا کنه عملکردت یک ماه یکم نسبت به ماه قبلت نوسان داشته باشه اونقدر تحقیر میشی اونقدر میذارنت زیر منگنه و فشار که پشیمون میشی از هر چی کارکردن و تلاشه. به شدت فضای افراطی ای دارن تو همه چی تو بحث حجاب خانوما اونقدر سخت گیری انجام میشه که آدم فکر میکنه وارد پایگاه بسیج خواهران شده!!! ذره ای انعطاف نشون نمیدن نسبت به همکارا و اگه یک نفر ۱ سال خوب کار کنه ۱ روز بعد همون ۱ روزو تا مدتها میکوبن تو سرش! به شدت فضای کاری خشک، یخ، مرد سالارگونه،زورگویانه و عقب افتاده ای دارن. تمام پست های تخصصی و مدیریتی برای آقایونه و توانایی خانوم ها به هیچ عنوان در نظر گرفته نمیشه. سیستم های معاملاتیشونم که همیشه هنگه و اصلا براشون مهم نیست که ارتقاش بدن. فقط هدفشون کسب درآمد بیشتر از مردم بنده خداست. به هیچ عنوان به ورود به این شرکت فکرم نکنین قشنگ اندازه ۱۰ سال پیرتون میکنه و مدت ها زمان میبره به حالت عادیتون برگردین و بتونین دوباره با روحیه خوب یه کار دیگه پیدا کنین. توی هر روز کاری کلیییی بهتون فشار و استرس میدن. همیشه متوقعن ازتون هر چقدرم خوب کار کنین بازم حرفی برای تیکه انداختن بهتون دارن که دارین کم کاری میکنین و زمانیم که کارمند برتر میشین بهتون میگن شما عملکردتون خوب نبوده ما دلمون سوخته شمارو به عنوان کارمند برتر انتخاب کردیم!!! میزان حقوق مزایاشونم با این همه فشار اصلااا زیاد نیست و خیلی سطح پایینه. جای تاسف خیلییی زیاد داره واسه همچین شرکت بزرگی این روال کاری و روز به روزم داره بدتر میشه. باشد که رستگار شوند....همین و بس.
سلام اگر دوست دارید در طویله کار کنید میتونید پارس پک رو انتخاب کنید. هیچ کدوم از مدیران این شرکت دارای شعور درست درمونی ندارن، بیشعور تر از غ.... وجود خارجی نداره. پول اصلا پرداخت نمیشه هر ۳ ماه یکبار پول میدن،توقع دارن روزی ۱۲ ساعت براشون کار کنی (حمالی بدون پول)،نصف شب زنگ میزنن ازت کار میکشن اصلا مدیران این شرکت فاقد شعور هستند. اگر در تایم کاری ۱ دقیقه استراحت کنی یکی است که درلحظه داره چک میکنه و ۱ ساعت برات مرخصی بدون حقوق رد میکنه. اگر کسی سرویسی خرید کرده اگر شده به دروغ باید تسک اوکی رو پشتیبانی براش ارسال کنه. حالا حساب کنید چه خبره تو این شرکت
این شرکت را از منظر من واقعا بینظم میدانم؛ مدیران هر لحظه تصمیمی میگیرند که معلوم نیست دقیقا چه هدفی دارد و تیمی با تجربه کمتر به کدنویسی مشغول است. به نیروها توجهی نمیشود و انگار احترام چندانی برایشان قائل نیستند. تنها نکته قابل ذکر این است که یک مدیر پروژه در این شرکت دیده شده که کمتر از چهار ماه دوام آورد و ترک همکاری کرد. از نظر سطح دانش مدیران بالا دست، کمترین امتیاز را میشود داد و تجربه کاری هم نشان میدهد که هیچچیزی در سازمان ثبات ندارد. اگر قصد دارید در شرکتی کار کنید که هیچ ساختار مشخصی ندارد، میتوانید اینجا را انتخاب کنید. امتیاز من به این شرکت حدودا یک است؛ چرا که چیز دیگری ندارد که بیشتر بدهد؛ البته حتی یک هم خیلی هم نیست. انشاءالله در آینده بیشتر درباره این شرکت بنویسم.
کار کردن در این شرکت انرژیام را میگیرد و هیچ ثمری برایم ندارد. مدیریت هیچ استراتژی مشخصی نمیشناسد و رفتار حرفهای هم ارائه نمیدهد. در نهایت متوجه شدم برخی پوزیشنها دقیقا وظیفهشان چیست مشخص نیست، اما همهشان کار واحدی انجام میدهند و آن هم خراب کردن تجربه کاری همکاران است.
در این شرکت دو سال تجربه کردم و با صدایی متفاوت از خودمان به نحوه مدیریت برخورد کردم. خیلی از وقتها احساس میکردم که اهمیت دادن به نیروهای انسانی مخصوصا نیروهای سینیور کم است و این موضوع آزاردهنده بود. بارها به اشتباه با سابقه دهسالهام به عنوان بیتجربه یا غیرپخته برخورد میشدم و در درخواستهای مربوط به قرارداد و حقوق اولیه هم با محدودیت و فشار مواجه میشدم. با این حال برای افراد تازهکار و کسانی که هنوز مدلهای سازمانی را در ذهن شکل ندادهاند، محیط میتواند فرصت ارتقاء محسوب شود و برای آن دسته از همکاران جوان تر فضای مناسبی ایجاد کند.
مدتی در این مجموعه مشغول به کار بودم و تجربهام با این شرکت را با شما در میان میگذارم. در گذشته، تیم یارا همکارانی پرتلاش و بهرهمند از دانش بالا داشت، اما به شکلی پنهان روابط و پارتیبازی تا حد زیادی تعیینکننده بود. برخی از مدیران دپارتمانها فعالیت مشخصی انجام نمیدادند و جریان سیاستها و قوانین پیچیده بر اساس واحدها متفاوت بود. واقعیت این بود که عدالت یا نظم مشخصی برای ارتقاء وجود نداشت و افرادی با استفاده از آشنابازی یا نمایش فعالیت، موقعیت شغلی برای خود دست و پا میکردند، لید میشدند و بعد از جمعآوری تجربهای مناسب، به شرکتهای معتبر یا خارج از کشور مهاجرت میکردند. نمایش بیش از اندازه و بزرگنمایی کارهای بیاهمیت، به عنوان کلید موفقیت در اینجا تلقی میشد و مسئولیتی که به من یا همکارانم داده میشد، گاه به فردی با تجربه کمتر اما حمایتبخش، سپرده میشد. حقوق و مزایا اغلب پایین بود و در دسته شرکتهایی با سفره حقوقی محدود قرار میگرفتیم. منابع انسانی بیش از هرچیز به منافع شرکت توجه میکرد و سیاستهای داخلی را به گونهای اجرا میکرد که منافع سازمان را در اولویت قرار دهد. فضا برای تفریح و رفاه کارمندان نسبتا فراوان بود و امکاناتی برای رفاه وجود داشت. در طول مدت کار، ممکن بود چند پروژه همزمان در دست اجرا باشد، اما به مرور اکثر آنها یا کنسل میشدند یا به فراموشی سپرده میشدند. در واقع پروژههای رهاشده و یا فیل شده در اینجا به وفور دیده میشد. این محیط به ویژه برای دانشجویان یا افرادی که تجربه نسبتا کمی دارند و به دنبال فضایی برای یادگیری و کار هستند، مناسب است. از طرفی به افراد تخصصی توصیه نمیشد به این مجموعه وارد شوند.
شرکت امن افزار گستر شریف را تجربه کردم و میخواهم با توجه به جنبههای مختلفش تصویر روشنتری ارائه بدهم. در ابتدای کار، اگر هدف شما تقویت توان فنی است، شاید این شرکت تا چند سال قبل روی حوزههای تازه کار میکرد، اما اکنون به دلیل ضعف در مدیریت و تمرکز بر مشتریان محدود، به نوعی سکته در مسیر ایدههای نو رسیده است. اگر آرزوی رسیدن به پست مدیریتی دارید، باید گفت بدون داشتن رانت کمتر میتوانید به سطحی فقط به عنوان نیرو فنی برسید و فراتر از آن احتمالا محدود میمانید. مشکلات اصلی شرکت به حضور مدیران رانتی و بیسوادی ظاهری و تظاهر مربوط میشود که چالشهای جدی ایجاد میکند. با این حال، مدیران فنی این شرکت در حال حاضر از لحاظ دانش و خلاقیت در سطح بالایی هستند، هرچند خیلی زود با فشارهای مدیریتی بالا تضعیف شده و نسبت به آن واکنش کمتری نشان میدهند. از منظر منابع انسانی، ارزش آن تا حد زیادی کاهش یافته است؛ به گونهای که حتی در مناسبتهایی مانند روز زن، هدیهای نسخهشده و ساده به کارمندان داده میشود.
اگه میخواین بی کار باشید و حقوق بگیرید بیاید اینجا. البته اونقدر دور از شهر هست که حوصله تون سر میره توی مسیر. هیج اهمیتی به یادگیری داده نمی شه و هیچ پروژه درست درمونی هم تعریف نمیشه. همش کپی برداری از محصولات چینی و ترکی. طراحی اصلا وجود نداره فقط مهندسی معکوس. به کیفیت خروجی کار هم اصلا توجه نمیشه و محصولات با قیمت جندبرابری به مشتری فروخته میشه.
از نظر من شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات کهکشان محیطی پر از بینظمی بود. حقوقم به دو بخش تقسیم میشد و اختلاف بین آنها تا بیست روز گاهی طول میکشید. از نگاه مدیرعامل، تاخیر چهار ماهه در پرداخت حقوق هیچ مشکلی ندارد و نسبت به خیلی از شرکتها هم وضعیت بهتری داشتند. دسترسی به اینترنت به صورت کامل فراهم نبود و با فناوریهای نوین به طور کامل کنار میآمدند. برای تسویه حساب هم با حداقل حقوق دنیا هم حساب و کتاب میشد. در مجموع احساس کردم محیط کار سمی است و ارزش فکر کردن درباره کار در چنین جایی را ندارد؛ به نظر من این مجموعه دزدی به نظر میرسید. بنابراین توصیه میکنم به هیچ وجه به کار در این محیط فکر نکنید.
شرکت هاکوپیان مدام شما را به دادن گزارش صبح بعدازظهر شب و یک روز در هفته به کارفرما یا cto تو ورد یا انلاین گزارش بفرستید ، کارمندانی که به هر علتی گزارش نفرستادند ،توسط مدیر کارفرما یا مدیرپروژه مورد حمله یا کم شدن حقوق قرار می گیرند و کارمند مورد نظر به حرفی که بی ادبانه هست ولی حرف اولش خ هست متهمت می کنند هاکوپیان جایی که قرار است زیرآبت بزنند، هاکوپیان جایی که به پستی که در لینکدین گذاشتید گیر می دهند یا کاری که با مانیتور شما می کنید گیرمی دهند نگران این نباشید کسی به شما گیر ندهد و در شرکتی شما مجبور بودید با خانم درشرکت فقط حق دارید سلام و خداحافظ بگویید و اگر از سلام خداحافظ جلوتر رفتید تهدید به اخراج دادند اون محیط شرکت ترک کنید چون اون شرکت فکر می کند شما فقط با خانوم در حد خوشمزگی یا چشم چرونی و ارتباط برقرار کردن صحبت می کنید و حتی ممکن این ارتباط اگه به ازدواج تبدیل شود که بعد از اون اخراجت کردند چون فکر می کنند خانم و اقایی که در شرکت زن شوهر نمی توانند به خوبی در شرکت کار کنند. شرکت هاکوپیان فقط شما حق دارید در شرکت با کیبورد کار کنید و اینترنت شما قطع است با وی ام وی که من بهت میدم کار کنید و حق ندارید از اینترنت حتی یک خط کد کپی پیست کنید سریعا از اون شرکت ترک کنید چون اون شرکت حتی درکی از این ندارد که مثلا ویژوال استادیو کد هر دو هفته اپدیت کنید. در شرکت هاکوپیان کارفرما حق ندارد برنامه نویس اراذل و اوباش صدا کند باید برنامه نویس به فامیلیش صدا کند و کارفرما قراردادی که برنامه نویس می بندد نباید اسم کارگر را بنویسد منظورم اینه که شما کارشناس فرانت اند بعد تو قرار داد شما به جای کارشناس فرانت اند کارگر نوشتند اگر کارمندی زیاد تلفنش زنگ می خورد یا در لینکدین کار دورکاری یا پروژه ای پیدا کرده است که همراه با کار تمام وقتش انجام بدهد ،این اصلا به کارفرما ربطی ندارد گیر بدهد هرکسی پیشرفت یک جور می بیند پیشرفت خودم از شرکت قبلیم که هاکوپیان بود و الانی که آواژنگ هستم می سنجم. ۱)پروژه ریسپانسیو نبود ولی الان رو پروژه ریسپانسیو کار می کنیم ۲)در اونجا هر صفحه که می زدی api بعد از دوماه می دادند تازه بعضی موقع ها غلط بود و باید اصلاح شده به بک اند می دادید ولی در اینجا هر صفحه که قرار است زده شود بلافاصله api داده می شود تازه اونجا قبل از من یک برنامه نویس فرانتی بود که می گفت من هر تسکی به شرطی می زنم که api همون موقع داده شود که ای کاش منم همچین شرطی می گذاشتم. ۳)پروژه لانچ شده است ولی اونجا پروژه لانچ شده نبود. من چون پروژه لانچ شده نبود api درست حسابی کار نمی کردم کار به سختی پیدا می کردم ۴)هر تسکی که می خواهید انجام دهید باید اول ui _ux کار بزند بعد شما تسک بزنید یک موقع یک ماه بود ui-ux نداشتند تسکی نداشتند ولی در اینجا خودت یک front end developer ui هستی و منتظر ui ux کار نیستید. ۵) در انتخاب پکیج آزاد هستی ولی در اونجا برای پکیج اضافه کردن از مدیرپروژه اجازه می گیرید ۶) در نوشتن کدهای css آزاد هستید ولی در اونجا مثلا نوشتن position ممنوع بود درسته من همه جا flex یا گرید استفاده می کنم ولی خودم تعیین می کنم کجا flex بهتر یا گرید یا اصلا با پوزیشن کار کنم. از نظر حقوق یکسان و شرایط کاری یکسان است.
فقط میتونم بگم کار کردن توی این شرکت جز تلف کردن وقت هیچ چیز دیگه ای نیست اگه آیندتون براتون مهمه خرابش نکنید هیچ چیزی سر جاش نیست هیچ مزایایی ندارین و با شیرین بازی و عنوان کردن این که ما خیلی خفنیم شمارو تحت تاثیر قرار میدن خلاصه گولشونو نخورین
من در بیمیتو تجربه خوبی نداشتم؛ کار با ازکی بود که بعدا با بیمیتو ادغام شد. حجم کار بالا بود و چند نفر که با هم دوستی داشتند، شرکت را تشکیل دادند و مدیران شدند. مدیری که انتخاب شد، در واقع هیچ سافتاسکیل مشخصی ندارد و رفتار حرفهای را نمیشناسد. بطور کلی رضایت زیادی نداشتم.
چالش در تیم تست زیاد بود. و تجربه ی تلخی که دارم این هست که بدون اطلاع قبلی تعدیل انجام شد. واقعا نمی دونم تعدیل بر اساس چه معیارهایی صورت گرفت. رفتار غیرخرفه ای شد. حتی به منابع انسانی شرکت های دیگه اعلام کرده بودن این نیروهارو استخدام نکنین. کلا آواز دهل از دور خوش است برای شرکت شیپور خیلی صدق می کنه.
قرارداد ساعتی است (آدمهایی پست که حتی حاضر نیستند حق کارگر را بدهند) اکثر افراد بعد از قبولی در مصاحبه پس از اینکه متوجه روش پرداخت و محاسبه حقوق میشوند کنسل میکنند ولی از اول به کسی شفاف نمی گویند قضیه از چه قرار است اضافه کاری ضریب ندارد شما اصلا مرخصی نداری یعنی اگه مرخصی بگیری در واقع حقوقت کمتر خواهد شد همه جدا خدا خدا میکنن تعصیلی در تقویم باشه، تو این شرکت برعکسه چون باعث میشه حقوقشون کمتر بشه واقعا نسبتی بین کار و زندگی نیست و تعادل زندگی شما به هم خواهد خورد حقوق فروردین بچه ها (به لطف حقوق ساعتی) بین نصف تا یک سوم حقوق توافقی خواهد بود یعنی عملا فروردین حقوقی ندارید یک ساختار خیلی مسخره وجود داره که تمام پروژه های شرکت با اون انجام میشه که vb.net هست هیچ چالش فنی وجود نداره و هر روز پسرفت می کنید با تکنولوژی 20 سال پیش کار میکنید دانش فنی مدیران در حد صفر هست، یک نفر هست که از بقیه بهتره از نظر فنی (برای مدیریت و البته بقیه مدیران)که حکم خدایی داره که در واقع آدم توانمندی هست ولی نه در اون حدی که شرکت فکر میکنه امکان داره منشی شرکت زیر آب شما رو بزنه و هر لحظه با دوربین شما رو چک میکنه و دائم به صاحب شرکت که خارج ایرانه گزارش میده توی این شرکت افراد به 2 دسته تقسیم میشن افرادی که اونجا رو به صورت هیئتی مدیریت میکنن و دور هم خوش و خرم و حقوق های خوب و کار کم و یه جورایی تایید شدن و سایرین که گروه اول هر کاری بخوان میتونن بکنن و گروه دوم هیچ کاری نمیتونن بکنن این شرکت انتظار بیجا زیاد از بچه ها داره، اگه صحبت کنید سریع برخورد میکنن میگن کمتر صحبت کنید و صداتون خیلی بلنده (که در واقع بلند نبوده) اما گروه اول بلند بلند میخندن، حرف میزنن کسی نیست بهشون بگه چه خبره، پیش امده بود که حتی با صدای بلند آهنگ میذاشتن اما کسی کاری نداشت چون اونها از همه چیز مبرا بودن شما نه تنها امکان رشد از نظر فنی را ندارید همچنین از نظر پست اداری هم نمی توانید رشد کنید ، چون برای ۱۰ سال پست مدیران ثابت شده است شرکت تیم تولید و پشتیبانی جدا ندارد و شما همه کار میکنید باید کد بزنید و پشتیبانی هم بکنید و استقرار هم بر عهده شماست و خلاصه باید جواب همه را بدهید این اواخر حتی زمان و هزینه را هم باید اعلام می کردید و جواب نامه های بانک را هم میدادید تمرکز روی کار کاملا بی معنی هست در وسط کار میگفتن برو بانک (پشتیبانی) فلان سیستم خراب شده و حتی در محل بانک کارت تموم شده بود میگفتن فلان سیستم هم کارشو انجام بده (کاری که هیچ اطلاعی نداشتی و مربوط به تو نبود) و ... هر نفر حداقل ۵ پروژه را پشتیبانی میکند و در صورت لزوم بیشتر هم خواهد شد برای من در مدت کمتر از 2 سال حتی به بیشتر از 10 سامانه هم رسید محیط شرکت استاندارد نیست کمترین صدا از دستشویی به وضوح شنیده میشود و ... در این شرکت ساعت ناهار 30 دقیقه هست پنجشنبه ها تعصیل نیست
در این محیط کاری احساس کردم با چالشهای جدی روبهرو هستم و شرایطی نبود که به آن عادت کنم. فضا پر از درگیریهای داخلی و بروکراسی طاقتفرسا بود و همیشه بر سود خالص تأکید میشد، بدون اینکه توجه کافی به تعادل بین کار و زندگی شود. مدیران در رأس امور خویشتندار و پرتوقع بودند و بیشتر امور را در دست داشتند، در حالی که برخورد انسانی مفقود و روابط همکاران به شدت کشدار و پراز شکایت بود. فضای رقابتی داخل تیم ناسالم بود و گاهی همه از جاسوسی حرفهای هم صحبت میکردند. اصول و دستورالعملها متناقض جلوه میکرد و شفافیت کم بود؛ از سوی دیگر فضا به نظر میرسید که بیمار و ناسالم باشد. به نظر من چندین مسأله عمیق در سازمان وجود داشت که بهرهوری را کاهش میداد و باعث میشد احساس کنم پاداشی برای تلاشها در کار نیست. همچنین همکاران غرغرو و نبود تعادل مناسب میان کار و زندگی مزید بر علت میشد. در نهایت احساس میکردم خودمحوری در رأس تصمیمسازی وجود دارد و فضای کاری را به جایی ناخوشایند تبدیل میکند.
از نظر تکنولوژیک و یادگیری و از نظر اجتماعی شرکت خوبی هست. به نظرم به فرد یاد میده که برای فعالیت در یک سازمان بزرگ چطوری میشه رفتار کرد. من از باکس چیز هایی زیادی یاد گرفتم. الان در یک شرکت بزرگ خارجی مشغول هستم و باید بگم که تجربه باکس در زمینه رفتان حرفه ای کمک کرد. آقای عارف قراخانی جزو هیات مدیریت و همچنین CTO هستش. به نظرم فرد منطقی و قابل اعتماد و همچنین محترمی هستش ( با وجود اینکه لزوما دانشش از سطح دانش نیروهاش بیشتر نیست. منتها با رفتار منطقی و اخلاقی سیستم رو درست پیش میبره . کاملن نظرات شما رو از نظر تکنولوژیکی میشنوه و سبک سنگین میکنه. و اگه به طور کلی میارزید به زحمتش قبول میکنه) بعضی مواقع میبینیم که برای انجام بعضی کارها، ابتدا کار رو با روش ابتدایی انجام میدن و اگه لازم بود اون رو به روش با تکنولوژی پیشرفته تر و با معماری درست تر پیاده سازی میکنن. کلن اعتقادشون بر اینه که سری که درد نمیکنه رو نباید دستمال ببندید. این هم خوبه هم بده باعث میشه که یک سری بلک باکس داشته باشیم که دارن کار رو درست انجام میدن ولی ممکنه که در بعضی مواقع کد ها در یک سری جاها با حالت ایده آل خیلی فاصله داشته باشه و تا بیاد این درست بشه یه مقداری طول میکشه. و مطلب دیگه اینکه دست شما خیلی زیاد باز نیست که هر لحظه هر تکنولوژی ای که میخواین رو تو پروژه بگنجونید ( از ترس هایی مثل استیبل بودن تکنولوژی گرفته تا بار اضافه ای که اون تکنولوژی ممکنه به بچه های devops و فرآیند هاشون اضافه بکنه) و شما مسیر لزوما خیلی آسونی ندارین اگه بخواین یه تکنولوژی اضافه بکنین که خیلی از تیم ها رو ممکنه درگیر بکنه . که این هم خوبه و هم میتونه بد باشه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.