من تجربه مصاحبه با این شرکت را می نویسم. مصاحبه اول به طور اسکایپ برگزار شد. در حد یک ساعت. یک نفر از افراد تقریبا هیچ حرفی غیر از معارفه خودش نکرد و حتی تصویری هم نداشت. نفر دوم هم که جوان بود بعد از مدتی دوربین خود را خاموش کرد. در کل دو سه سوال از قبل آماده شده را پرسید و به سوالهای من در مورد پروژه، محیط کاری و غیر هیچ پاسخی نداد و به آینده واگذار کرد. نوبت دوم برای مصاحبه حضوری به محل شرکت رفتم اونجا برخورد پرسنل خوب بود. محیط شیک و مدرن داره ولی به طور مشکوکی به شدت ساکت بود. به حدی که حس زندانی بودن بهم دست داد. در مدتی که منتظر بودم افراد خیلی بی تفاوت و در سکوت از کنار هم رد می شدند و من حس دوستانه بودن و صمیمتی در بین آنها حس نکردم. هیج همکار خانمی اونجا ندیدم و آقایان همگی برای دهه فاطمیه مشکی پوش بودن و کلا در ظاهر محیط مذهبی بود. به من گفته شد که این مصاحبه آخر فنی است و من انتظار برخورد با مدیر فنی و افراد فنی در سطح بالایی داشتم ولی از دو نفر مصاحبه کننده یکی جوان بیست و چند ساله بود که تقریبا نصف من سن داشت و تقریبا هیچ حرفی نزد و دیگری هم حدود سی ساله بود. کلا چند سوال از من پرسیده شد که سطح سوالات به شدت پایین بود. حتی در کمال تعجب از من سوالات هوش!! پرسیده شد ( چون من به علت سابقه زیاد در نقش مصاحبه کننده در چند صد جلسه مصاحبه حضور داشته ام ) در صورتی که دنیای برنامه نویسی آنقدر گسترده است که شما به عنوان مصاحبه گر می توانید چند روز پی در پی سوال مطرح کنید و بپرسید. در حالی که پرسیدن سوال هوش در حوزه HR است. سوالات به شدت کلی و سطحی بود مانند اینکه از گیت استفاده میکنید یا نه !!! یا دیزاین پترن استفاده میکنید یا نه !!! کلین کد چی استفاده می کنید؟!! که این نشان دهنده سطح فنی پایین افراد مصاحبه کننده در مقام مدیر فنی داشت. دوستان مصاحبه کننده از جواب به سوالات من در مورد تکنولوژی های مورد استفاده در شرکت و یا پروژه ای که قرار است در آن کار کنم و ... با کمال تعجب تفره می رفتند و به جلسه بعدی موکول کردند. گفته شد هر تیم به طور مستقل با یک تکنولوژی و حتی یک زبان برنامه نویسی !! از سی شارپ و جاوا و پایتون استفاده میکنند و کلا یک بی برنامگی سیستمی عجیبی وجود داشت و فقدان تیم حرفه ای محسوس بود. برای بار سوم مرا به جلسه دعوت کردند و به من گفته شد که این جلسه HR است و باز به تجربه انتظار برخورد با مدیر نیروی انسانی و معاونین شرکت را داشتم که در کمال تعجب باز دو جوان بیست و چند ساله برای محاصبه HR امدند. که آنها هم به طور مشهودی تازه کار بودند. مانند جلسه قبلی سوالات عجیب و بی ربطی مثل: در طول ساعات کاری چای می خورید یا قهوه؟؟ ویا سوالات شخصی عجیبی مانند نام پدر و مادر و خواهر و برادر شما چیست ؟ هر یک چند سال دارند و مدرک آنها چیست؟؟؟ پرسیده شد. دوستان باز در جواب سوال من که قرار است به کدام تیم و کدام پروژه ملحق شوم پاسخ نداده و ابراز بی اطلاعی کردند!! در جواب سوال من در مورد مزایای شرکت. پرداخت حقوق به موقع و داشتن پارکینگ عنوان شد!!! و تقریبا هیچ مزایای دیگری نداشتند. قانونی عجیبی وجود داشت که نباید در کارگزاری مفید و یا در هیچ کارگزاری دیگری!!! و در کل در بورس نباید هیچ حساب داشته باشید و اگر دارید باید پول آن را خارج کنید. ساعات کاری 7 تا 3 با دو ساعت شناوری از 9 تا 6 عصر است. اضافه کار به هیچ عنوان پرداخت نمی شود و پنج شنبه ها تعطیل است. در کل یه جور بی برنامگی شدید وجود داشت. نه می دانستند نیرو در چه سطحی نیاز دارند و نه می دانستند برای کدام پروژه !!! افراد همگی کم سن و سال و با مهارت های فنی پایین بودند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
فکر میکنم اولین تجربه مصاحبهام خیلی خوب و عالی بود. مصاحبه از بخش منابع انسانی آغاز شد و جلسه فنی به نوبت بعدی موکول شد. آقای اعتمادی با دقت و شفافیت بالایی سوالها را مطرح میکردند و به پاسخهایم با دقت گوش میدادند. به نظرم پابلیکا ویژگیهایی دارد که میتواند آینده روشنی برایش رقم بخورد و خوشحال میشوم اگر بتوانم در مصاحبه فنی هم موفق شوم و با آنها همکاری کنم.
هاجی مهدی هستم! (آره دفاع مقدس داشتیم آنجا😂) قبلا نظرم رو نوشته بودم (زمانی که هنوز اونجا کار میکردم) مثل اینکه پاک شده، یک بار دیگه میگذارم من اونجا به عنوان نیروی شبکه و زیرساخت استخدام شدم و بعدش یواش یواش دوباره برگشتم سمت گنو/لینوکس و sysAdmin و در نهایت الان sysDevOps شرکت خوبی بود، بچه ها بسیار خوب و محیط گرم و صمیمی ولی از پول مول خبری نبود 😅 مدیرعامل قبلی میگفت «شما همیشه میخواهید با گدا بازی سامانه بیارید بالا» دیگه خودتون تا تهش رو بخونید 🤣 من با ترم دو کارشناسیارشد رفتم اونجا، دانشگاه دیفالت رو یاد میده و شما تو کار، کار باد میگیرید. رئیس خوبی داشتم و خداییش خیلی چیزا ازش یاد گرفتم، این اواخر یه کم کانفلیکت داشتیم ولی خوب خیلی به گردنم حق داره و البته بچه های خیلی خوب و یک نفر نخبه به تمام معنا. سوپر سروش رفتن هاش هم یادش بخیر. اینجوری بهتون بگم، این شرکت تیم فجر سپاسی بود، کاراموز میگرفت، یاد میداد، پول نمیداد و بچه ها میرفتن 🙃 روزی که من رفتم (در مجموع توی مرداد و شهریور۱۴۰۰) ۱۱ نفر از شرکت جدا شدند! باگ شرکت این بود که تو خدا رو هم میآوردی زمین همون حقوق رو میگرفتی و از پاداش خبری نبود، حقوق رو هم مثل یارانه ها گردشی میدادند 😅 این اواخر رمزازر مثل خوره افتاد به جون شرکت و کسی دل به کار نمیداد و انگیزه نداشت، زدم بیرون و ۴ نفر دیگه از همکارا هم آمدند جایی که من هستم و فعلا داریم با خوبی و خوشی کار می کنیم 😄
با تجربهای که داشتم فهمیدم کارمزد منو نمیدن و بهراحتی میپیچونتمون. حواستون هم باشه که با چه کسایی همکاری میکنید. بهخاطر رفتارهای بیثبات، بهخاطر یه سلام ساده بهم گفتن خداحافظ. مدیریتشون خیلی خودشیفتهس و خودشو کامل معرفی میکنن ولی واقعا کار رو بیکیفیت میکشونن پایین. برای مصاحبه هم اگر رفتید، در ساختمون لاکچری و ظاهرش پولدارشون گول نخورید؛ اونجا دقیقا دارن مال خودشونه.
در این شرکت فضایی کاملا سنتی و محدود به نظر میرسید و از ابتدا هم مشخص بود که معیارهای دینی نقش پررنگی بازی میکند. اگر از نظر مذهبی یا پوششی با مجموعه همسو نبودید، بهتر بود رزومه را ارسال نکنید؛ در مراحل اولیه هیچ توضیح واضحی درباره انتظارهای پوششی داده نمیشد، اما به مرور جلساتی برگزار میشد که به نوعی به ازای پوشش و رفتارها اشاره میگردید. برخی قوانین مربوط به پوشش همچنان اجرا میشد و رعایتشان به چشم میخورد. این محیط کار برای کسانی که با فضاهای مردمی و گاه پرتنش روبهرو هستند، چندان مناسب نبود و سطح سواد برخی همکاران در حدی نبود که انتظار میرفت؛ به نظر میرسید کارها بیشتر به صورت کپیکاری انجام میشود و جو عمومی مثل ادارات دولتی قدیمی است. در حوزه منابع انسانی هم رویهای متفاوت وجود داشت؛ استخدامهای کوتاهمدت انجام میشود تا بعدا تغییراتی ایجاد شود و اگر با الزامات شرکت همسو نبودید، ممکن بود ارتباط قطع شود با این تبلیغ که فضا برای همکاری با ما فاصله دارد و اینجا به سمت سمتگیریهای خاصی میپردازند.
کار کردن در این شرکت شرایط بسیار سختی داره اول کار یه سفته خیلی سنگین از شما میگیرن و یه قرار داد که صفر تا صد آن به نفع کارفرما می باشد. شرکت مدیریت بسیار ضعیفی دارد در حدی که من از حد junior هم پایین تر بود به مدیر از git گفتم و تا آن موقع حتی اسم آن را هم نشنیده بود، در حالی که ادعای بلد بودن سالیدیتی و بلاکچین را داشتند و سابقه ۱۴ ساله. در شرکت شما با سیستم شخصی خودتون کار میکنین و قسمت خوراک هم کلا بر عهده شماست و شرکت فقط چایی را بر عهده میگیرد. با دوربین حتی صفحه اسکرین شما هم کنترل میشود که من درحال کارآموزی بودم برای من اجازه مطالعه کتاب و یا آموزش های ویدیویی کوتاه را ب من نمیدادند. مدیر شرکت اکثرا حضور ندارند و تلفنی و با دوربین جریانات رو کنترل میکنند، کلا روز تعطیلی وجود ندارد و فقط و فقط روز جمعه تعطیل هست وسلام. (قسمتی از خواطراتم) اگر روزی تعطیل رسمی باشد مدیر با شما تماس گرفته و از تعطیلات زیبایی که در آن درحال خوشگذرانی هستند برایتان تعریف خواهد کرد و برای شما نکته ای را یادآوری خواهند کرد که پروژه فورس هست و باید سریع تمام بشود و عقب مانده ایم. همچنین پنج شنبه ها روز نظافت است و کل شرکت از میز و صندلی خودتون تا آشپزخانه و سرویس های بهداشتی را تمیز خواهید کرد. درکل چه پروژه را بخوبی انجام داده یا دیر تحویل دهید در کل جز بی احترامی و حتی فحش چیزی دیگری نمی شنوید. معمولا جلسات ۱۰ دقیقه مانده به اتمام ساعت کاری برگزار میشوند(اسم جلسه را جلسه تحقیری گذاشته بودیم چون اهداف جلسه ی تحقیر کارکنان بود) و باعث میشود که شما یک ساعت بیشتر آنجا بمانید. اگر کارها سنگین باشند معمولا شب ها بخصوص شب پنج شنبه که قرار است فرداش استراحت کنید با شما تماس گرفته میشود و اسرار میکنند که پروژه را روز جمعه هم ادامه دهید. (اضافه کاری محسوب نمیشد چون خودمان کم کاری کرده بودیم و پروژه عقب افتاده بود :/ )
پس از مدت کوتاهی همکاری با این شرکت، تنها دو نفر از همکاران را دیدم که واقعا به اندازه کافی باسواد بودند و ارزش زمانم را داشتند؛ یکی مدیر فنی و دیگری مدیر پروژه. این دو نفر هم از وضعیت مدیریت مدیران ارشد شرکت و شیوههای مدیریتیشان ناراضی بودند و به دلیل سنتی بودن، سطح سواد مدیریتی پایین و برخورد توهینآمیز با کارکنان، قادر به تأثیرگذاری بر آنها نبودند و نهایتا دیدم که مدیر پروژه و مدیر فنی از تصمیمات مدیران بالادستی ناامید شدند و دیگر با مدیران بالادستی به بحث نمیپرداختند. به نظر من این شرکت به دلیل شخصیت و فرهنگ مدیریتی رئیسان و همچنین تأخیر در پرداخت حقوق و سایر مزایا، تجربهی کاری خوبی نبود و به همین دلیل توصیه نمیشود.
به معنای واقعی کلمه فاجعه از استخدام و کار کردن داخلش هر روز پشیمان میشید به شدت زیراب زنی رایج هست و مدیران استقبال می کنند توی مصاحبه هم فاجعه هستند
اول بگم اون کامنتی که گفته مفید خوبه مطمئن باشید یکی از خودشونه مفید یک محیط به شدت جنسیت زده هست که به منابع انسانی خودش به چشم ربات نگاه میکنه و 60دصد از منابع انسانی بخاطر فشار عصبی و رفتار زشت و زننده شون فرار میکنن بقیه ام اگر میمونن چون به چندغاز پولش نیاز دارند.شما در هر سطح عالی ای باشید بازم ناراضی ان ازتون، همیشه طلبکارن یجوری باهاتون برخورد میکنن که انگار لطف کردن جذبت کردن و نگهت داشتن.یه طرز وحشتناکی با خانم ها برخورد میشه از پوشش و حجابشون گرفته تا ارتباط کاری همکارشون ...همه جا زیر نظرن که مبادا از سلام و علیک دو نفر همکار خانم و اقا اتفاق خاصی رخ بده مثل عقب افتاده ها رفتار میکنن...کلا پادگانه...میگن رو صندلی درست بشین(با اینکه اقایون جدان خانما جدا)...وسیله رو میز نذار...راه نرو ..دیوونه خونست...همیشه خدا با دست کاری عمدی سامانها مردم و مشتری بیچاره و عصبی رو بجون کارمندهای سرویس سنتر انداختن و با این همممممه درامد یه ذره حقوق بهشون میدن اونم با هزار جور منت.امنیت شغلی صفره...کار کردن تو مفید همراه با استرسه چون حتی اگر عالی هم باشی کم کمش ماهی 3 بار رو بهت اخطار میدن که بیرونت میکنن...به راحتی بهت میگن که برات جایگزین زیاد دارند حتی اگر بهترین باشی...یه واحد خنده داری دارند به اسم تضمین کیفیت که استادندارهایی داخلش بابت ادبیات صحبت با مشتری مطرح شده که عملا دایره لغات ادم رو به صفر میرسونه و نمیفهمی اصلا با مشتری چطور باید صحبت کنی چون همشون نباید های ادبیاتی ان و هر زمانی که نمره پایش این بخش نامحترم بیاد حسابی اعصاب شما رو نقاشی میکنه...یک محیط دیکتاتوری که حتی نمیتونی از نقص هاش بگی که اگر بگی دیگه تمومی از میدون خارجت میکنن...هر کار بگن باید بکنی حوزه اختیار انتخاب نداری...یه سری اعداد و ارقام دارن به عنوان عملکرد اگر به اون ارقام رسیدی که وظیفت بوده تازه باید بالاترم میبودی ولی اگر نرسیدی حسابت با کرام الکاتبینه...هر کلاسی برگزار شه اماتحانشم برگزار میشه یعنی اونقدری که تو مفید باید امتحان بدی تو دانشگاهتم نمیدی...در مورد رفتارشون با خانم ها هم که اصلا نگم براتون بهتره ....رنگ لباسی که میپوشی میری باید مشکی باشه غیر ازین باشه تحریک کننده هست ...موهات نباید پیدا باشه ...تا جاییم تونستی جواب سلام همکار اقا رو ندی فکر میکنم دیگه ادامه بدم حالتون بد شه ...در حدی که وقتی اولین بار خواستن ساختمان سرویس سنتر شریعتی رو که تازه ساخته شده بود بما نشون بدن همه طبقها رفتیم الا 5 و 6 چون طبقه آقایون بود خیلی خنده دارن...توی همین محدودیت ها و سخت گیری های اینا اقایونشون تو ارتباط با پارتنراشون به کمال رسیدن با هر کسی بیرون این شرکت سینک میشن طرفشونم به شرکت سینک میکنن..اینم بگم ادم از خودشون تو همکارا زیاد دارن که زیراب بقیه رو میزنن ...معمولا اون ادما همین پاچه خوارا خودشونن...خلاصه دوست عزیز اگر آسایش و اعصاب و روانت برات اهمیت داره پا تو این سازمان نذار مخصوصا اگر جنس زن هستی از من بتو نصیحت خواه پند بگیر خواه ملال
بهنظرم این شرکت جای رشد مناسبی داره، به شرط اینکه تجربهکار کافی و آشنایی آکادمیک با اصول برنامهنویسی داشته باشید. مدیریت اینجا انعطافپذیر و قدرتمند است و به کارکنان ارزش میدهد. نکته کلیدی این است که فعالیتشون بازار بینالمللی رو هم پوشش میده.
بعد از مدت کوتاهی با آرتا ویژن آوا در موقعیتی که به عنوان توسعهدهندهی Backend کار میکردم، بهخوبی فهمیدم که محیط کار خیلی تحریککننده نیست و از نظر حقوقی، دستمزد مطابق انتظار نبود. با وجود اینکه مسئول فنی تیم بهطور کامل حرفهای نبود و دانش لازم در زمینهی توسعهی نرمافزار را نداشت، فرصتهای یادگیری محدودی را شاهد بودم و از نظر ساختار سازمانی شرایط نسبتا نامساعد بود. دسترسی من به امکانات حملونقل عمومی هم برای رفتوآمد مناسب نبود.
از ابتدا احساس کردم که وقتی کار رو به صورت تماموقت شروع کردم، با محیطی مواجه شدم که واقعا فرق میکرد با دوران دانشگاهی و کار پارهوقت. مدیران، به نظر میرسید بهتر از همه بلدند ادعا کنند اما از سطح کافی مطمئن نبودند و روابط صمیمی بین مدیران و برخی همکاران، بیشتر به جنبههای ظاهری میرسید تا واقعیت اجرای کار. فضای کار بهنظر میرسید پر از حرفزدن پشت سر دیگران و رقابتهای غیرمنصفانه است، در حالی که واقعیت تیمها به ظاهر همدل بود اما در عمل تفاوت داشت. در آنجا دو ساختمان وجود داشت که در هر دو پروژه حضور داشتم و شاهد بودم چگونه گاهی دادهها به شکل نادرست یا بنا به منطق شخصی توصیف میشدند و به مشتری ارائه میشد. برای پیشبرد کارها، گاهی تا ساعات طولانی مورد مشکلات بودیم و متأسفانه هیچ پرداخت اضافهای برای این ساعات طولانی دریافت نمیکردیم. رفتار مدیریتی به صورت مدرن و در عین حال تنگنظر و حاکی از کنترل بود.
شرکت خوب و بزرگیه و رفتار مودبانه و حرفه ای کاملا در سیستم حس میشه پرداخت حقوق مناسب شرایط کارمندها رو درک میکنند خوش اخلاق و خوش برخورد اند همیشه نقص اصلی شرکت استفاده از تکنولوژی های منسوخ شدست که البته کلاس های آموزشی تکنولوژی های جدید رو برای نیروها میذارند اما سرعت رفتن به تکنولوژی های جدید خیلی کند هست و میشه گفت افرادی که در شرکت فعال هستند اگر قصد جا به جایی داشته باشند باید زمان زیادی برای آپدیت دانششون بذارند
در شرکت تراشه سبز تهران تجربهی من در بخش فنی خیلی ناامیدکننده بود و برای مدت طولانی هم ادامه یافت. حتی اگر دنبال کار بودی، بهتر بود اینجا را انتخاب نکنی. دو سال از عمرم را در این محیط به بیهودگی گذراندم؛ نه در توانمندیام افزوده شد و نه پولی که موجب رضایت باشد دریافت کردم. پرداختها همواره با تاخیر صورت میگرفت و در زمان بیمه، حقوق واقعی را لحاظ نمیکردند؛ رقمهای غیرواقعی تقریبا یکسوم حقوق را در نظر میگرفتند. فضای کار بسیار آلوده به رقابت زیرپوستی بود؛ همه به سمت ارتقا با چاپلوسی و پشتپا زدن به هم حرکت میکردند. مجموعهای رانتی که دقیقا مشخص نبود چه میکند و چگونه با این حجم رانت، حقوق کارگران را نمیپردازد. مدیرعامل در بعضی مواقع با رفتارهای فریبنده رفتار میکرد و حقوق افراد را پرداخت نمیکرد. مزیت مشخصی در کار نبود؛ تنها نکتههایی مثل داشتن بیمه و بیمه تکمیلی وجود داشت و این بود که از بیرون میتوانستی انگار مشغول به کار باشی.
مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان نگهبان پشتیبانی کار کردم و از تجربهام میخواهم بگویم که اوضاع آنجا به شدت نامنظم بود. صاحبان اصلی شرکت دو نفر هستند که به نظر من خیلی پرمدعا اما بیسواد میآمدند. کار این مجموعه بیشتر نقش واسطه بین مشتریها و فروشگاههاست و برای اعتبار خرید قسطی به مشتریان، به دارایی فروشگاهها تضمین ارائه میکردند، بدون هیچ تضمین بازگشت پول از طرف فروشگاهها. در تجربه من نکتههای مهمی وجود داشت: شرکت تازه کار بود و سطح عملکرد پایین بود؛ از نظر دانش مدیریتی، سطح آگاهی مدیران کمتر از انتظار یک واحد کوچک بازار بود؛ حقوقها معمولا به صورت ناقص و با تاخیر پرداخت میشد و بسیاری از مواقع پس از پیگیریهای زیاد پرداخت میشد. اگر قصد قطع همکاری میکردند، حقوق ماه آخر را نمیدادند. حق بیمه از حقوق کسر میشد و اگر خوششانس باشید، پرداخت حقوق تا چند ماه تأخیر داشت. شرکت روی یک موضوع واحد متمرکز نبود و ظاهرا با هدف انجام چندین کار همزمان تلاش میکرد که هیچیک با کیفیت کامل به مقصد نمیرسید. ترکیب تیم هم دائم تغییر میکرد و هر روز کارمند جدیدی استخدام میکردند یا اخراج میکردند. به نظر میرسید آشفتگی در جنبههای مختلف شرکت وجود داشت. در مجموع از من هم به عنوان کارآموز یا کارمند پشتیبانی، چنین تجربهای یاد گرفتم و از این شرکت نمیتوانم پیشنهاد کنم.
بسیار متعد پرداخت های منظم مزایای خوب برای همکاری بلند مدت امنیت شغلی خیلی بالا من وقتی وارد شدم تقریبا هیچ چیزی بلد نبودم و در این محیط خیلی فرصت برای یادگیری به بنده داده شد با اینکه همکارانی داشتم که خیلی کند پیشرفت میکردند اما مدیریت با صبر به آن ها فرصت میداد تا خودشون رو پیدا کنند . واقعا تجربه خوبی بود و متاسفانه به دلیل مشکلات شخصی مجبور شدم مجموعه رو ترک کنم.
در این شرکت همواره میدیدم که وعدهها عملی نمیشدند و تقریبا هیچ پیگیری مدیریتی وجود نداشت. اینجا به جای پرداخت حقوق، تنها از کارآموزها کار میکشند و هیچ حمایتی از طرف مسئولان نیست. به هیچ عنوان این مجموعه را پیشنهاد نمیکنم.
مهمترین ضعف کیان مدیر عامل مجموعه و افراد بیسوادی هستند که مدیر شده آمد. دیکتاتوری زیادی حاکم هست. قرارداد کیان دیجیتال واقعا مزخرف هست همه فرصت های بهتر از شما گرفته میشه. بخشی از حقوق رو بعنوان کارانه برمیدارن و هیچوقت بهت نمیدن به بهانه شفافیت. مدیرمحصولای واقعا بیسوادی داره. مدیر اچ آر کیان واقعا پاچه خوار مدیرعامل هست . کلا فرهنگ بگیر ببند حاکم هست. من دوسال کیان کار کردم بسیار وحشتناک هست بعد از خروج حتما باید پیش روانشناس رفت تا به زندگی عادی برگشت.
سالهاست که از برخورد با این شرکت تجربهای دارم که هنوز هم به خاطرش دوست دارم صادقانه بنویسم. من بهعنوان برنامهنویس همانجا کار میکردم و خیلی زود فهمیدم که حقوق را مطابق یک فرایند نامشخص و گاه غیرعادلانه تعیین میکنند. در اولین ماهها از من میپرسیدن چه مقدار حقوق میخواهی و بعد آن را با ضرب در بیست و یک یا بیست و دو محاسبه میکردند و میگفتند این مقدار حقوق سالانه است. اما وقتی پایان سال میپرسیدم که آن مبالغ به چه شکل تقسیم شدهاند، پاسخ میدادند که دو ماه از آن به اضافهکاری من بوده و برداشت دیگری هم بابت صندوق در نظر گرفته شده که امسال لغو شده است. این توضیحات اغلب روشن نبود و حس میکردم از لحاظ شفافیت نسبت به خودم مسئولیت کمتری داشتند. در نهایت برداشت من از وضعیت حقوقی شرکت این بود که مسیر پیشرفت برای من چندان واضح نبود و به نظر نمیرسید که مسیر رشد مشخص یا فرصتهای ملموسی وجود داشته باشد. فقط برخی نمایشها و ادعاهای سطحی برای تبلیغ تیم یا پروژهها دیده میشد.
من تجربهای از یک دوره کاری در شرکت آتی شهر هوشمند ایرانیان دارم که مدیریتی به شدت ضعیف داشت و حقوقها با تأخیر محقق میشد. در نهایت با وجود مطالبات زیادی که داشتم از کار بیرون آمدم و ناچار شدم دربارهی آنShape شکایت کنم. اتفاقا تفاوتی بین شعبه شیراز و تهران وجود نداشت و من در شعبه شیراز کار میکردم. اگر کار به جایی برسد که فشار کاری بالا رود، پیشنهاد میکنم آرامش خود را حفظ کنید و به دنبال راه قانونی باشید تا بتوانید حقوق خود را پیگیری کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.