نکته جالبی که برای من بود وقت و انرژی که مدیریت برای رشد و پرورش نیروها میگذاشتند و دلسوزانه انرژی میگذاشتند و پای نیرو می ایستادن فرصت ها بسیار زیادی ارائه میشد در هیچ کجا از استفاده مواردی مثل تازه کار و کارآموز نداشتند و این خیلی جالب بود،بعضی شرکت ها چند ماه یا مدت طولانی نیرو رو رایگان میخوان قرارگیری در تیم های پروژه وقتی که مدیرا برای تک تم پرسنل میگذاشت و حرف ها رو میشنیدند خیلی حرفه ای بود بنطرم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگر امتیازها صفر داشت حتما همه رو صفر میزدم حتی ارزش ۱ هم ندارن حواستون به قرارداد باشه اگر خدایی نکرده تصمیم به کار در این شرکت بی لیاقت داشتید حتما از قراردادتون عکس بگیرید چون اجازه کپی ازش ندارید دوتا قرارداد میبندن تا در انتها مبلغ تسویه پایین بیاد پس حتما دقت کنید نکته بعد اینکه ارزش یه منشی ساده از یه کارشناس ارشد بالاتره پس خودتونو برای تحقیر توسط مدیریت آماده کنید چون ارزش منشی حتما بالاتر از هر کسیه حالا امتیازای قشنگ این شرکت بیخود مدیریت از دانش گرفته تا عمل = صفر حقوق و مزایا = صفر ارزش برای کارمند کارآمد = صفر اخلاق و تعهد = صفر ارزش دادن به کارمند خاله زنک و معلوم الحال = بیست تصمیمات بی منطق = بیست پرورش افراد دروغگو و زیرآب زن = بیست پروژه های ناتمام که امتیازش ۱۰۰ 😂 در واقع یه محیط کاملا مناسب برای افراد بی تعهد و بی تخصص و بی ارزشه نا گفته نمونه کارمندای خوب زیاد داره ولی همه به ناچار و با اذیت مشغول کار هستن متاسفم برای وقت و عمر و تلاشی که کارمندای خوب برای این شرکت نالایق میذارن
اولا که سه تا مدیر داره نه یه مدیر که طبق سلایق شخصی خودشون بدون هیچ منطقی تصمیم میگیرن ، قراردادها ۳ ماهه بسته میشه و هروقت دوست داشته باشن بدون اطلاع رسانی اخراج میکنن ! دوقرارداد میبندن که مالیات کمتری به تامین اجتماعی بدن که این موضوع موقع تسویه به ضرر کارمند میباشد ، واحدا با هم هماهنگ نیستن و زیر بار مسئولیتشون نمیرن که این موضوع بخاطر سو مدیریته ، واحد مالی حتما حتما یه سوگلی داره که مدیر مالی تصمیماتشو بر اساس نظر اون میگیره و همه شرکت یه جور ضایعی اینو میدونن ، سوگلی به کارمند چندین ساله و حتی مهندسین ارشد ارجعیت داره ! خلاصه اینکه جای جالبی برای کار نیست
به هیچ عنوان شرکت رمیس رو توصیه نمیکنم. اگر وارد این شرکت شدید فقط به چشم کار پروژه ای بهش نگاه کنید چون اصلا امنیت شغلی ندارید. امسال کاهش نیروهای شرکت جز برنامه هاشون بود ولی خیلی غیرانسانی جنگ رو بهونه کردند و نیروها رو توی شرایط جنگی تعدیل کردند حتی کسایی که سالهای زیادی توی رمیس بودن چون در این شرکت نیروی انسانی اصلا اهمیتی نداره و وقتی نوبت پرسنل میشه بودجه ندارن ولی به مناسبت های مختلف برای همسر مدیرا هدیه ارسال میشه. وقتی کار دارن نیرو میگیرن وقتی کارشون تموم میشه یه واحد رو منحل و تعدیل میکنن. حتی یک نفر از منابع انسانی تماس نگرفت همدردی کنه یا حرفامونو بشنوه، فقط یه ایمیل خداحافظی و اعلام رسمی تعدیلی زدن. وقتی بخوای استعفا بدی باید یک ماه زودتر اعلام کنی اما خودشون تعدیلی رو دو هفته قبلش اعلام کردن. متاسفم برای این شرکت که فقط شوآفه.
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
مدیریت متصور هست که دکتره ، البته کسی مدرکی و یا سواد علمی ندیده حقوق و بیمه هر چقدر بخوان رد میکنن قرارداد کتبی وجود نداره فاجعه
اوایل ورودم به کارگاه، احساس میکردم با محیطی پر از نمایش و ژست روبهرو هستم و به نظر میرسد فضا چندان سالم و حرفهای نیست. جو کارگری به گونهای است که انگار بیشتر جنبهی شخصی و بچهگیرانه دارد و گاهی برخوردهای غیر حرفهای دیده میشود. بسیاری از همکاران با مسائلی غیرمرتبط با کار سروکار دارند و بعضی از مسائل اخلاقی در میان جریانهای روزمره دیده میشود. حقوقها با تأخیر یا به صورت غیرشفاف پرداخت میشود و گاه وعدههایی برای بهبود وضعیت مطرح میشود که به جای حلوفصل، صرفاً باعث دلخوری میشود. نتیجه اینکه اکثر افراد دوام بلندمدت نمیآورند زیرا احساس امنیت و عدالت در کار کاهش یافته است.
بهرغم علاقهمند بودن به مسیر حرفهای خودم، تجربهام از کار در این شرکت چندان مثبت نبود. به نظرم اینجا پر از حاشیه است و گاهی مدیران بدون اطلاع قبلی بیمه را ثبت نمیکنند و با صراحت یا انعطاف کمی برخورد میشود. همچنین، فرصتهای رو به رشد برای من به عنوان برنامهنویس چندان فراهم نیست.
پس از مدتی کار در استارتاپی که فکر میکنم دیگر وجود ندارد یا حداقل دفتر حضوری ندارد، تجربهام را میگویم. آن زمان شرایط شرکت واقعا خوب بود و حالا که به گذشته نگاه میکنم، یاد آن روزها و فضای کاریشان میفهمم که چه طور بود.
در اینجا فضا آرام است و با همکارانِ باادب روبهرو میشوم. کسانی که کنارت هستند معمولاً حرفهایاند و فرصت خوبی برای یادگیری و کسب تجربه به من میدهند. اما مدیران اصلاً برنامهریزی منظمی ندارند؛ تصمیمات هر روز تغییر میکند و اعتبارشان تا روز بعد باقی نمیماند؛ بهطبع کار بیشتر شبیه مدیریت سنتیِ یک رستوران است. اگر دوست داری مثل یک آچارفرانسه که هر روز کارِ متفاوتی به عهدهاش میافتد باشی و به دنبال برنامههای بلندمدت یا نتیجههای پایدار نباشی، اینجا جای مناسبی است.
شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجهاش را بهصورت واقعبینانه روایت میکنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژههای نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمیگرفتند. پس از فارغالتحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پارهوقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمیشود، حال آنکه میدانستند رزومهام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تماموقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوالهای نرمافزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روانشناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفتهاند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیریهایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار میگذارند. در نهایت حس میکردم شرکت ادعا میکند شایستهسالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلبها را هدر میدهند. تنها نکتهی مثبت، رفتار مصاحبهکنندهها و نظم در زمانبندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.
سلام رفقا، یه شرکت خصوصی و دانشمحور تو حوزه مخابرات هست که تو ناحیهٔ غربِ شهر قرار داره و کلی فرصت آموزش و رشد داره. اگه یه نگاه بندازی به بقیه جاها، واضح میشه که نیروهای بااستعداد توی الکترونیک و مخابرات اینجا شانس خیلی زیادی برای ترقی دارن و حقوق، مزایا و پاداشهاشون هم خوبه. یه نکتهٔ مثبت دیگه هم اینکه پرسنل بخش تولید و R&D تو سود تولید شریک میشن، چیزی که خیلی شرکتها ندارن. کلی از همکارا هم سابقهٔ طولانیتری دارن — بیش از حدود ۴۵ نفر با دستکم ۷–۸ سال سابقه. خلاصه اگه دنبال کار بلندمدت تو یه شرکت خصوصی واقع در غربِ شهر هستی، این شرکت گزینهٔ قابلتأملیه.
سلام. میخواهم تجربهای از زمانی در گروه ای اچ جی اچ را بازگو کنم که به نظرم نشاندهنده فاصله بین تصویر بیرونی شرکت و واقعیت داخلی بود. هرچند همکارم میگفت نظرات خوانده میشود و هدف چیزی جز منحرف کردن ذهنها نیست، اما واقعاً دیده بودم که فضای کارگاه و کارخانه از جو دفتر مرکزی تفاوت زیادی دارد. بنابراین با اعتمادبهنفس، نباید از اوضاع مجموعه تعریف کلی کرد و گفت همه چیز رو به راه است؛ چرا که وضعیت به این شکل نیست. اگر تا آن موقع واقعیتها را دقیق درک میکردم، متوجه میشدم قائممقام مجموعه بهخاطر چند نفر از همکاران که همگی مشخصاند چهطور تغییر کرده و در حال حاضر یک معاون جدید روی کار آمده است. از مزایای کار هم به جز نوشیدنی رایگان چیز خاصی نبود.
سالها تجربهای از حضور در این مجموعه دارم و دوباره برای فرصت تازهای به مصاحبه آمدم؛ آنها با وجود آشنایی قبلی، سوالات را تکرار کردند تا مطمئن شوند واقعاً دنبال پیشرفت هستم و اگر لازم باشد مرا راهنمایی میکنند تا به اهدافم برسم. انتظار دارم امتیازات بر مبنای بازههای سهماهه افزایش یابد. تیم در حوزههای معماری، مطالعات، آموزش و آیتی واقعاً حرفهای است و احساس میکنی تنها نیستی؛ آنها از رشد من حمایت میکنند و اگر دنبال توسعه باشی، جای مناسبی است. برایشان نظم و کار گروهی اهمیتی بالا دارد و روش جالبی برای حفظ نظم دارند که حتماً در جلسه مصاحبه توضیح میدهند.
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
با سلام این تجربه رو امروز با نهایت عصبانیت ثبت میکنم بعد از ندادن حقوقم ار 18 دی تا اول اسفند به دلیل فسخ یک طرفه شرکت شکایت کردم و امروز بعد ار حدود 4 ماه رای اومد .بماند که به دلیل رانتی که دارن میتونن هر کاری بکنن فقط سنوات و عیدی منو رای دادن که بدن که شده یود مبلغ 74 تومن با رای وزارت کار. نیروی حقوقی زنگ زده به من میگه که ما حساب کردیم شده 50 میلیون می خوای بیا بگیر و گرنه اعتراض میزنیم میره تا 6 ماه دیگه 74 میلیونت دیگه هیچ ارزشی نداره. هرکی می خواد اعصاب و روانش متلاشی شه بره این شرکت
مصاحبه با آقایی که سرپرست جذب استخدام بود شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های مناسب بدم چون کار خودم تخصصی این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست با یک تازه کار رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
مصاحبه برای من بهعنوان کارشناس منابع انسانی تجربهای مثبت بود؛ مهمترین نکته این بود که با آدمهای باتجربه آشنا شدم و تصویر روشنی از شرکت پیدا کردم، فارغ از نتیجه نهایی. جلسه دقیقاً با زمان مقرر آغاز شد و در همان ابتدا یک گرمآمادگی کوتاه برای واردکردن من به فضای مصاحبه ارائه شد. سوالات اولی ساده و روبهراه بودند؛ دلیل رفتنم به سمت MBA پس از دوران IT را پرسیدند تا هدف و انگیزهام را برای هر پوزیشن مشخص کنم و بتوانم خوب ارائهاش کنم. واقعاً ارائه اولیه تأثیرگذار بود. سپس درباره پروژههای دانشگاهی مرتبط با منابع انسانی و آشناییام با فرایندهای حوزه کار باشگاه بحث شد. من همه تجربهها و دانشم را در قالب پاسخهاشتم و سعی کردم به خوبی نشان بدهم چه تواناییهایی دارم. طرح یک چالش منابع انسانی هم مطرح شد تا برایش چند گزینه ارائه کنیم؛ این فرصت خوبی بود تا روش تفکرم را نشان بدهم. در طول مصاحبه از روانشناسی و کتابهایی که میخوانم هم سوال شد. یک سوال مربوط به مدل شایستگی وجود داشت که از من خواسته شد ویژگیهای لازم برای یک کارشناس منابع انسانی را بیان کنم. همچنین پرسیدند تا چه اندازه با شرکت آشنا هستم؛ اینجا بهوضوح گفتم که حتما قبل از مصاحبه باید سایت، اپهای شرکت و پروژههایش را مرور کنید و مأموریتش را درک کنید تا وارد فضا شوید. مدیر منابع انسانی ساختار تیمها و حوزههای کاری را توضیح داد و نکاتی درباره فضای کار را روشن کرد. در نهایت پیشنهاد حقوق نیز مطرح شد. توصیهام این است که قبل از ارسال رزومه، شرح وظایف را دقیق بخوانید و بدانید در ورود به شرکت چه ارزشی میخواهید ارائه دهید. هنگام مصاحبه با صداقت پاسخ بدهید و خود واقعیتان باشید؛ این بهعنوان اصل مهمی است که باید رعایت شود. همچنین با اعتمادبهنفس ظاهر شوید و روی زبان بدنتان کار کنید تا مصاحبه دوطرفه و تعاملی باشد. نکته خوشحالکننده این بود که از من سوال خصوصی یا عقیدتی پرسیده نشد و به نظر آنها برای موقعیت HR برونگرایی اهمیت داشت.
فرصت مصاحبهای در این مجموعه برای من خیلی ناامیدکننده بود. برخوردها از همان ابتدا سرد و غیرحرفهای بود، انگار افراد منابع انسانی سطحی از کار را میدانستند و به جای ارائه توضیحات روشن، فقط فرصت پرسش را میگرفتند. وقتی پرسیدم تفاوت فروش ما با سایر شرکتها چیست، پاسخ چندان مشخصی دریافت نکردم و با توجیه اینکه نمیتوانم بروم ادامه دادند. گفته شد همکاران حدود یک هفته با من تماس میگیرند، اما من فقط یک ساعت منتظر شدم تا نوبتم برسد و در نهایت مصاحبه کمتر از پانزده دقیقه طول کشید. نتیجه به سرعت منفی شد و احساس شد که شاید فرایند استخدام تنها بر پایه ظاهر و تیپ است، نه تجربه و تواناییها. شنیدم که قراردادها درست و حسابی پیش نمیروند، و سکتههای مربوط به فرار مالیاتی و ساعات کاری طولانی نیز شنیده شد. در طول جلسه، برخوردها بیشخصیت و بیاحترامی بود و احساس شد که فرآیند استخدام به سادگی از روی ظاهر تصمیم میگیرند. خوشحالم که وارد این مسیر نشدم، و به دیگران هم توصیه میکنم از رفتن به اینجا پرهیز کنند.
در این شرکت برای من مشخص نبود که هدف اصلی چیست؛ انگار هر کسی با هر عنوانی را فرامیخواندند تا بازاریابی دورههایشان را انجام بدهد. قرارداد رسمی وجود ندارد و بیمه ارائه نمیشود. دفتر یا فضای اداری مشخصی هم وجود ندارد و مدیر از نظر من اصول اخلاق حرفهای را رعایت نمیکند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.