ما سالها به عنوان وکیل دادگستری فعالیت میکنم و حدودا نه ماه در موسسه هیوا مشاور حقوقی حضور داشتم. آن دوره را یکی از سختترین دورانهای کاری برای من میدانم. مدیران آنجا رفتار بسیار سرد و بیاحترام با همکاران داشتند و مکالمات را خیلی با دقت و سختگیری دنبال میکردند؛ به گونهای که به نظر میرسید فقط هدفشان از کار این است که با افراد ناراضی مقابله کنند و حقوقی که حقشان بود را به شکل نامطلوبی کمرنگ میکردند. جو کار بسیار پرتنش بود و به راحتی میافتادی توی فشارهای روحی و روحیهاش کم میشد. حتی استراحتهای کوتاه هم به سختی امکانپذیر بود و این مسأله روی زندگی شخصیام تأثیر میگذاشت. اگر به آرامش و نظم عدمشکوفایی در محیط کار اهمیت میدهید، به هیچ وجه با این مجموعه همکاری را توصیه نمیکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
Ramin Amiri and his wife, Farzaneh Javaheri, with the following résumé, are under a lawsuit in China and Iran. If you have any information, please contact us via the following email address: jst.law@gmail.com CV: Bachelor’s degree in Power Electronics, University of Tehran Master’s degree in Power Engineering, Michigan State University Minor job experience at GM and Delphi
در دفتر مشاوره تحصیلی پوردستمالچی تجربهای ناگوار از جو کاری داشتم که در نگاه اول سلامت اخلاقی محیط نسبتا مطلوب بود اما در سایر جنبهها اوضاع فاجعهآمیز بود. رفتار مدیران با دریچهای بالا به پایین و نگاه تحقیرآمیز بود و آنها خودخواه به نظر میرسیدند. ساعات کاری چه بسیار زیاد بود و حجم کار هم به شدت زیاد بود، حقوق هم بسیار پایین بود و بیمه، پاداش و عیدی به کارگران نمیرسید. سختگیریهای غیرمنطقی هم به وفور وجود داشت به طوری که احساس کردم فقط یک بیگاری تمامعیار در قالب لباسی تازه است.
به عنوان کارمند سابق این شرکت، فهمیدم که مدیر مجموعه تا حدی از اعتماد به نفس برخوردار بود که کسانی که از شرکت میرفتند، حتی نامش را هم جستجو نمیکردند. با این ذهنیت، برای چند سال با خیال راحت برای خودش کامنتهای مثبت گذاشته بود. خوشبختانه چند نفر پیدا شدند و تجربههای واقعیشان از این شرکت پر ادعا و پوچ را روایت کردند.
در حال حاضر ناواکو شده سرای *****! یک مشت ***** از دوستان مدیر عامل ناواکو و مدیریت بانک مسکن مثلا به عنوان مشاور وارد شرکت شده که پر از غرور و تکبر هستن و دارن حقوق مفت آنچنانی می گیرن به اضافه حقوق بازنشتگی و کارهای متفرقه دیگر مثل بنگاه معاملات املاک در بیرون در حالیکه هزاران جوان مستعد و جویای کار تو این مملکت دارن بیکار می گردند .... این حضرات صبح ساعت 10 یا 11 میان و فقط دستور میدن و چون فنی چیزی بارشون نیست و فسیل و از کار افتاده هستن فقط تا غروب با بی ادبی بهانه جویی می کنند. یا به صندلی ها و میزهای کهنه گیر می دن یا از نور محیط شاکی هستند یا اعتراض می کنند چرا چای ما دیر شد .... حکایت رقاصی است که چون رقص بلد نبود می گفت زمین کجه!!! یک نمونه بزرگ و آشکار حیف و میل منابع و سپرده های خلق الله در بانک مسکن که صرف دوست بازی و رانت آقایان می شه و صدای هیچکس هم در نمیاد!! نمی دانم مدیر عامل ناواکو و مدیر بانک مسکن چطور می خوان جواب خدا رو بدن!
تمام مدتی که تو این شرکت کار کردم فضای کاری بسیار پرتنش و پرحاشیه بود و مدیریت مجموعه هم پر و بال میداد به این مسئله و طرف یک سری کارمندهای خاص رو میگرفت،سیستم مدیریتی به شدت بد و با کلی ادعا که شرکت ما شاخ قول شکونده،یه اسکرام ساده رو برای ۵ تا کارمند نمیتونستن پیاده کنن و هرروز صرفا دیلی اسکرام داشتیم (بدون جیرا یا هر پلتفرم دیگه ای) نکته دیگه هم اینکه این شرکت به ن گفته بود که ۳ ماه قرارداد تستی با حقوق بسیار پایین و بعد از این مدت تا پایان سال قراردادت با مبلغ بالاتر تمدید میشه،زمانی کا قرارداد ۳ ماهه تموم شد و تقریبا تسک های پروژشون تموم شد یه تماس هم نگرفتن برای تمدید قرارداد و از دید من کلاهبرداری هستش این موضوع بعدها فهمیدم ترفند این شرکت برای اینکه حقوق پایین بدن اینه که بعد از این ۳ ماه حقوقت رو بالا میبریم و با همه همین کار رو میکنن
سلام تجربه ام رو به صورت کامل مینویسم بعد تصممی بگیرین از تمام کسانیکه میخوان وارد تیم پشتیبانی مشتری بشن خواهش میکنم عمر و وقتتون رو تلف نکنین مدیرای خیلی خیلی بیسواد به لحاظ کاری به حدی که یه ایمیل سازمانی یاد نگرفتن بزنن ادبیات کوچه بازاری هیچ قانونی وجود نداره با وعده وعید انقد اضافه کاری اجباری نگهتون میدارن تا بالا بیارین وقتی بهشون گوشزد میکردیم میگفتن قرار داد همینه که به خاطر همین ادبیات چند ماه یک بار یه لشکر نیرو میرفتن دوباره مجبور یودن نیرو بگیرن و این سیکل همینطوری ادامه پیدا میکرد هیچ تاکید میکنم هیچ پیشرفتی وجود نداره فرقی نداشت شیفت صبح باشی یا شب اگر صبح بودی میگفتن تا شب باش شب بودی در نهایت بی شرمی تماس میگرفتن بیدارت میکردن بیا سر شیفت کجایی؟😐😐😐😐یعنی ما باید به شرکت جواب پس میدادیم که در ساعت غیر کاریمون کجاییم و اگر نزدیک خونه ایم سریع خودمونو برسونیم خونه و کار کنیم😂😂سر تیم ها فقط عقده عقده و اقای ک که معلوم نیست از کدوم گره گورستان اومده هنوز بلد نیست تو جلسه رسمی و کاری حرف بزنه انگار تو قصابی کار کرده یه دختری هم بود شیف شب اسمش یادم نیست فقط دوس داشت بله چشم بشنوه اونم که قهوه ایش میکردن میذاشتن میرفتن خلاصه عمرتون رو هدر ندین در این حد خوبه یه چند ماهی باشین تا کاری پیدا کنین حداقل عین انسان رفتار کنن و چند تا مدیر با لول ادم حسابی داشته باشه که بفهمن ساعت کاری چیه قانون کار چیه برده داری نکنن امیدوارم منابع انسانی شرکت فکری به حال این تیم بکنه گویا خبر نداره مدیراش دارن چه غلطی میکنن که این همه خروج با نارضایتی زیاد داره
رابطه ای ترین شرکت سداده.همه گله ای از یه جا میان و همونا از اونجا میرن یه جا دیگه.بخش فنی به شدت رابطه ایه و اگر حقوق خوب مد نظرته حتما باید معرف داشته باشی در غیر این صورت اگر جذب شی با حقوق خیلی پایینه.کلا کار خاصی انجام نمیشه اونجا به غیر از ساید سوییچ که خیلی حساسه .بقیه کارا دکوریه.مدیراشم از قدیم بودن و راه پیشرفت رو برات فراهم نمیکنن و حتی جلوت رو هم میگیرن.با پنبه سرتو میبرن کاملا.جو به شدت کثیفی داره .
مدت کوتاهی در شرکتی کار کردم که نگاه غالبش کالامحور بود و ارزش اصلی را در دیوارها، سیستمها و امکانات ظاهری میدید. نیروی انسانی برایشان اهمیت چندانی نداشت و از همنشینی با مجموعه همکاران ناراضی بودند و اکثر افراد با وجود سابقهای که در شرکت داشتم، از کار جدا میشدند. توافقهای کاری در عمل به روی کاغذ میماند؛ هر ماه با مشکلات و بهانههای تازهای در پرداختها و تعهدات مواجه بودیم. فضا پر از بیاعتمادی و بیانگیزگی بود و این جو منجر به کاهش روحیه تیمی میشد. مدیرعامل به ظاهر فردی مذهبی به نظر میرسید، اما در عمل رفتارها بیشتر جنبهی نمایش داشت تا صداقت واقعی، و به نظر میرسید برای حفظ روابط و جلب پروژههای دولتی چنین رویکردی را پیش میگرفت. این تناقض بین ظاهر و باطن، فضایی سنگین و دوگانه ایجاد کرده بود. در کل، تجربهام از این شرکت خوشایند نبود و بیش از هر چیز به من نشان داد که داشتن تجهیزات و امکانات بدون احترام و ارزشگذاری واقعی برای انسانها هیچ ارزش عملی ندارد.
برای من واقعا تجربهای از این شرکت باقی ماند که نمیتونم فراموشش کنم؛ در برخورد با مدیران احساس ناامنی و بیاحترامی داشتم و از محیط کاری و وضعیت مدیریتی رضایت نداشتم. این جا به گواهی من، هیچ وجههی مثبتی که از مدیران خودشان منتشر میکنند دیده نمیشود و برخوردی که با کارکنان میشود موجب هدر رفتن وقت من شد. به گفتهی همان فردی که پایینتر نوشته بود، مدیر شرکت تا حد یک چوپان سختکوش هم از فهم و شعور برخوردار نیست و واقعا وقت خود را صرف اینجا نکنید.
از روزهای ابتدایی سال نو اینجا کار میکنم و فقط تا دهم هر ماه حقوقم را میگیرم. از کار با تیم رضایت دارم و در عین حال با پیشرفتهای تازهای که در شرکت میبینم، خوشبینم. امیدوارم موفقیتهای روزافزون برای مجموعه بهدست بیاید و مسیر فعلی ادامه پیدا کند.
در این شرکت فضایی با فرهنگ سازمانی بالا حس میشد و همکاران قدیمی با اخلاق بودند. محیط کار خوب بود و پیشنهاد میکنم رزومه ارسال کنید؛ فضای کاری میتواند به پیشبرد کارتان کمک کند. من به دلایلی از شرکت جدا شدم و امیدوارم با ورود شما دوباره همان فضای مثبت برای شرکت برقرار شود.
از همکاری با این مجموعه راضی بودم و از تیم بااخلاص پیام آوا سپاسگزارم. روزگارم با این شرکت پایدار و استوار به پیش رفت و هر روز موفقیتاش را میدیدم. امیدوارم که در طول مسیر به اوجهای بالاتری دست پیدا کند و هر روز بهتر از قبل باشد.
در حال حاضر فاصلهای عمیق با دوران اوج و اعتبار گذشته دارم و مشاهده میکنم که سرمایه اجتماعی و انگیزه در تمامی بخشهای شرکت به شکل ملموسی کاهش یافته است. تصمیمگیریهای اخیر اغلب با شتاب انجام میشود و تحلیل عمیق اثرات راهبردی و ارزیابی ریسک سازمانی در پی ندارد که نتیجهاش بروز ناکارآمدی سیستماتیک و تزلزل در همدلی داخلی است. یکی از پیامدهای این تغییرات، استخدام نیروهای تازهکار با حقوق بالا در کنار کارکنان باتجربه با حقوق پایین است. این سیاست نه فقط حس ناعادلانهای میان کارکنان با سابقه ایجاد میکند، بلکه میتواند انگیزه آنها را به شدت پایین بیاورد. نابرابری در پرداختها و ارزیابیها باعث میشود که تجربهشدگان احساس کنند تلاشهایشان بهرغم حقیقت، نادیده گرفته میشود و این زمینهساز بیانگیزگی و کاهش وفاداری سازمان میشود. افزون بر این، چنین تصمیماتی نارضایتی را گسترش میدهد و شکافهای درونی را پررنگتر میکند که در پی آن افت کارایی و احتمال خروج نیروهای کلیدی افزایش مییابد. علاوه بر این، بهکارگیری افراد ناکارآمد یا کمتجربه که بهراحتی قادر به رهبری در شرایط حساس و بحرانی نیستند، هزینههای عملیاتی را بالا میبرد و فشار مضاعفی را به فرایندهای اجرایی وارد میکند. هزینههای همسوکردن نیروهای تازهوارد با واقعیتهای سازمان و نیاز به آموزشهای اضافی، فشار مالی بیشتری را بر شرکت متوجه میکند. برای حفظ ثبات و پویایی سازمان، اصلاحات باید بر پایه دادههای واقعی و تحلیلهای دقیق انجام شود. دستبردن به ساختارهای موفق و تثبیتشده گذشته، به ویژه در شرایطی که بیانگیزگی و نارضایتی در تیمهای باتجربه به وجود آمده، میتواند بحرانهای داخلی بیشتری به دنبال داشته باشد. راهکار کلیدی برای اصلاح واقعی، اجرای نظرسنجی سازمانی جامع و کمی است که شاخصهای کلیدی مثل رضایت شغلی، انگیزه کارکنان و فشار محیط کار و سلامت روان سازمانی را ارزیابی کند. نتایج این نظرسنجی میتواند مبنای طراحی اقدامات اصلاحی و راهبردی برای تحولی عمیق باشد و این اقدامات باید شامل کاهش استرس و ارتقای سلامت روان کارکنان و بهبود بهرهوری از طریق بهینهسازی فرآیندها و تصمیمگیریهای راهبردی باشد. اگر تمرکز سازمان بر حفظ نقاط قوت ساختار سابق باشد و اصلاحات را با دادهها و اصول مدیریت جامع انجام دهد، میتواند دوباره جایگاه پیشرو خود را بهدست آورد و اقتدار سابق را بازسازی کند.
به خاطر تجربیاتم در این شرکت، احساس پشیمانی عمیقی دارم و بارها به خودم گفتم که حیف از زمانی که صرف کارکردن در اینجا شد. روزها و فرصتهای ارزشمندم را از دست دادم و حالا بهطور جدی متوجهام که اون دوره چه ناکامیهایی داشت. متأسفم که نمیتوانم چیز دیگری جز نقد منفی و دلخوری نسبت به این مجموعه بیان کنم.
به نظرم اینجا فضای کاری خیلی بیثبات و پرتنش است؛ مدیران دائما با فحاشی و بددهنی سعی در پیشبرد کار دارند و نظم مدیریتی آنها قابل اعتماد نیست. جو زیرآبزنی و درگیریهای مداوم بین اعضا، باعث میشود محیط کار خیلی خراب به نظر برسد.
در حال حاضر در ایران تابلو مشغول به کارم و واقعا از محیط کار رضایت دارم. یکی از نکات کلیدی برای من برخورد صمیمانه و عادلانه با همه همکاران و نیروهای انسانی است؛ چه از طرف مدیران و چه همکاران. اینجا هیچ کسی بالاتر از من نیست و به تواناییهایم اعتماد میشود. نظم کار بالا است و پروژهها با برنامهریزی مشخص پیش میرود؛ هر فرد دقیقا میداند وظیفهای که باید انجام بدهد چیست. در طول مدت کار، فضای آموزش و یادگیری فعال است و بهخصوص در بخشهای فنی، مدیران با پشتیبانیهای مفید به رشد نیروها کمک میکنند تا تجربهشان افزایش یابد. شرایط کاری نسبت به صنعت برق واقعا مناسب است: ساعات کاری منظم، پرداختها بهموقع، محیط کار تمیز و با احترام است. به طور کلی حس میکنم در شرکت قدیمی و معتبرای کار میکنم که برای کارکنان ارزش قائله و تنها به دنبال صرفا تحویل پروژه نیست.
اسنپ شاپ تاسیسش با وجود دو تا اجنبی عرب که تبعه آلمان بودند من سال ۹۳ اومدم ایران عاشق چشم و ابروی ما بودن توی عربستان و آلمان پول نبوده اومدن اینجا رو مثلا خیر برسونن بوده و حالا دیگه اون دو نفر نیستن خدا را شکر اما تخم که کاشتن اشتباه بوده کلا سیستم گره خورده حالا شکر خدا دیگه اون دوتا موجود کثیف نیستند و ما موندیم و اسنپی که کلی کارایی داره باید جمعش کنیم که سخته واقعا دو سال فروشگاه باز کردم ۱۲۰ هزار تومان فروختم گل و گیاه
سیستم مدیریت در کروز به شدت فشل، ناکارامد و سنتی است و به همین دلیل، تلاش و توانایی و میزان مفید بودن افراد کوچکترین اهمیتی ندارد. چه بسا واحدهایی و یا پروژه هایی که تنها دلیل برای تشکیل اون ها صرفا به خاطر رئیس یا مدیر شدن یه شخص خاص بوده است. اگر به اطرافتون نگاه کنید مثال هاشو فراوان میبینید. الان هم که ایران خودرو رو کروز در دست گرفته، آقایان همه تیز کردن بروند اونجا و به هر قیمتی شده مدیر و رئیس شوند صرفا چون گفته میشود اونجا دولتی بوده و نفهم بودن مدیرهاش و ما خیلی فهمیده ایم. کل اگر طبیب بودی سر خود داوا نمودی...
تو این شرکت هروقت که دلشون بخواد بهتون حقوق میدن بابتش هم هیچ توضیحی نمیدن،حقوق ها هم همیشه کمتر از وزارت کاره،هیچ تعطیلی ای وجود نداره و حتی نمیذارن از مرخصی هاتون استفاده کنید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.