در جلسه مصاحبه برای شغل متخصص دیجیتال مارکتینگ با سوالهای تخصصی و غیرتخصصی بسیاری روبهرو شدم. به نظر میرسید که راهی دشوار در پیش دارم، اما از آن رضایت داشتم که اعتماد شد و کار مهمی به من سپرده شده بود. عجیبترین نکته برایم این بود که شرکت روی اهمیت بیان واقعیتها تأکید داشت و ترجیح میدادند حقیقت همانطور که هست بهنمایش درآید، بدون اغراق. این رویکرد معمولا در اکثر شرکتهای بازاریابی وجود ندارد و اغلب حقیقت را تا حدی تغییر میدهند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تو مصاحبهای با شرکت سحاب برای نقش ری اکت داشتیم. اوایل با تماس تلفنی کار را آغاز کرد و گفتند که اوضاع خوب است و به مرحله بعد میرویم. در مرحله بعدی با حضور سه نفر روی اسکایپ مصاحبه کردم که دو نفرشان فنی بودند و یکی هم مدیر تیم بود. آنها از نظر فنی از سطح انتظار پایینتری برخوردار بودند و در موضوعی که حتی یک تازهکار هم میداند، دچار اشتباه شده بودند؛ هر دو نفر با وجود تلاش برای اثبات دانششان، زیر فشار شانه به شانه نمیرفتند. من با مراجعه به مستندات گوگل دولوپر و موزیلا دولوپر توضیحاتم را ارائه دادم و آنها را قانع کردم، اما به نظر میرسید ماجرا برایشان رضایتبخش نبود و دیگر خبری ازشان نشد. مدیر بخش به صحبتهای خوب و بااخلاق بود، اما سایر نیروهای فنی نگاه بالا به پایین داشتند و رفتارشان به من خوشایند نبود. رفتن به محیطهایی که انعطافپذیری کمی دارند و پذیرش اشتباه در آنها سخت است، کار را دشوار میکند و خیلی هم شبیه جنگ اعصاب میشود.
در یکی از معتبرترین محیطهای کاری که میتوان به آن افتخار کرد مشغول به کارم و با تمام وجود مدت سه تا پنج سال است که در سحاب پرداز حضور دارم.
به نظر میرسید فرصت مصاحبه به کندی پیش میرفت و زمانبندی دو مرحلهای، با تأخیر اولیه، تفاوت ایجاد میکرد. منابع انسانی از طریق ایمیل ارتباطات را انجام میدادند و روند اطلاعرسانی نسبتا منظم بود. بحث درباره سوالات نسبتا مرتبط با سطح کار نبود و ظاهرا تیمی که دنبالشون بودند بیشتر به تخصصهای بازاریابی، مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ تمایل داشت. در مجموع احساس رضایت زیادی از فرآیند تجربه نکردم و در تمام مدت مصاحبه تنها انتظار داشتم که پایان یابد. فضای شرکت به گونهای بود که حس شبیه به محیطهای مذهبی یا اداری دولتی را داشت و ظاهرا اغلب پرسنل آقا بودند.
در ذهنم هنوز آن تجربه حضور در مصاحبه برای کارآموزی در سحاب میچرخد و هر بار که به آن فکر میکنم، از خودم میپرسم چرا به آن جلسه رفتم. کارشناس فنی در سه سوالی که مطرح کرد دو تا از آنها را کاملا نادرست و پایهای غلط میدانست و روی درست بودن پاسخهای خودش پافشاری میکرد، آنقدری که حتی افراد با تجربه هم متوجه مسئله میشدند که سوالها جنبهای درآوردی دارند تا به هدف رد کردن مصاحبه برسند. همانطور که از رفتار حرفهای او برمیآمد، خیلی مغرور و از خودراضی به نظر میرسید، فقط از طرف کارشناس فنی قضیه بود.
ایجاد فضایی صمیمی در همان ابتدای مصاحبه باعث شد جو کارگاه به سرعت دوستانه شود و dört نفر پشت میز نشستند؛ دو نفر فنی و یکی منابع انسانی به عنوان سه قطب اصلی در ارزیابی حضور داشتند. من سعی میکردم از طریق سوالات، درک عمیقتری از تسلط من روی تکنولوژیها و نحوه استنتاج مسائل الگوریتمی و تئوری به دست بیاورم، که نتیجه هم خوب بود. بعد از پایان بخش فنی، یکی از تیم PM در میان آنها حضور یافت و با توجه به رزومهام و رفتنم به سمت MBA و نحوه برخوردم در جلسه، پیشنهاد داد که درباره یک موقعیت مدیریتی پروژه هم صحبت کنیم. گفتوگو نسبتا سازنده و دلچسب بود، هرچند خودم تأکید کردم هنوز متمرکز روی جنبه فنی هستم و آن پوزیشن کنار گذاشته شد. منابع انسانی بسیار خوشرفتار و مهربان بودند. حدود یک هفته بعد با من تماس گرفتند و جلسهای برای ارائه نهایی ترتیب دادند. در آن جلسه قرار بود جزئیات حقوق و تیمی که به آن ملحق میشوم را توضیح دهند و اینکه شرکت چه فعالیتی دارد و فرهنگ سازمانیاش چگونه است. قبل از هر چیز NDA امضا شد و سپس به طور کامل به فرهنگ سازمانی اشاره شد که برایم جذاب بود. حقوق پیشنهادی ارائه شد و قرارداد آزمایشی سهماهه امضا شد. به طور کلی فضای مصاحبهها حس صمیمی و دلپذیری داشت. مزایای کار پیشنهادی شامل اینها بود: - ساعات کاری منعطف - بیمه مکمل - امکان ادامه تحصیل حین کار - صبحانه، ناهار رایگان، عصرانه - امکان سربازی دانش بنیان یا انجام امریه به جای خدمت - پروژه بیست درصدی که به افراد اجازه میدهد پروژهای تعریف کنند، مواردی مانند مطالعه و یادگیری یک تکنولوژی جدید را در بر میگیرد و بیست درصد زمان حضور در شرکت به آن اختصاص مییابد توصیهای که داشتم این بود که با خود واقعا صادق باشند و فقط خودشان باشند.
امروز به شرکت سحاب رفتم و تجربهی مصاحبهام برای موقعیت جونیور شبکه به شکل منظم و مرحلهبهمرحلهای پیش رفت. نخست، یک مصاحبه تلفنی برگزار شد که روی پروتکلهای شبکه تمرکز داشت؛ سپس مصاحبه تخصصی دو ساعتهای انجام شد که در آن در مورد دادهساختارها، عبارتهای منظم و سناریوهای گوناگون شبکه صحبت شد. بعد از آن، با واحد منابع انسانی یک گفتوگوی نیمساعته داشتیم و در نهایت، یک مصاحبه الگوریتمی یک ساعته برگزار شد. تمام مراحل از طریق اسکایپ انجام شد و کاملا منظم و سر وقت بود.
در طول سالهای گذشته، به صورت تماموقت در واحد پشتیبانی صفارایانه مشغول به کار بودم و این دوره بین سه تا پنج سال طول کشید؛ آخرین سال حضورم در شرکت، سال ۱۳۹۷ بود.
در طول چند سال بهصورت تماموقت در صفارایانه کار کردم و علاوه بر این، سال آخر همکاریام در سال ۱۳۹۶ بود.
در ابتدای جلسه، تواناییها و سابقهام در حوزهی کار پیشنهادی از منظر فنی ارزی شد و پس از آن، آزمون شخصیت برگزار شد و در پایان کار با مدیرعامل به گفتگو نشستم. به دوستانی که قصد همکاری با این شرکت دارند، پیشنهاد میکنم هم مطالعهی دقیق دربارهی حوزهی فعالیت شرکت داشته باشند و هم تجربهی عملی مرتبط را کسب کنند.
در حال حاضر به صورت تماموقت در شرکت داده ورزی سداد مشغول کارم و این تجربه بین یک تا سه سال سابقه کار در حوزه نرمافزار را شامل میشود.
من از طریق یکی از همکاران با مجموعه سداد آشنا شدم و پس از ارسال رزومه، تقریبا دو هفته بعد برای نخستین بار با من مصاحبهای انجام شد.
حدود یک هفته پس از ارسال رزومه با من تماس گرفتند تا تاریخ و زمان مصاحبه دقیقا مشخص شود و اصرار داشتند جلسه فنی را در زمان معینی برگزار کنند. من هم به دلیل تعهد قبلیم نتوانستم در آن زمان حضور پیدا کنم و گفتم میتوانم روز بعد، در همان ساعت، به شرکت بیایم. اما پس از مکث کوتاهی، به نظر میرسید میخواهند بدانند روز بعد دقیقا چه روزی است تا خودشان یادآوری کنند و از من بخواهند با همین شماره با آقای مربوطه تماس بگیرم و به او خبر بدهم که فلان تاریخ میآیم. این یکی از تجربههای عجیب من از تماسهای اولیه با یک شرکت بود. روزی که از من خواسته شد تاریخ را پیگیری کنم، در حقیقت چنین مسئولیتی را به عهدهی فرد دیگری گذاشته بودند؛ به نظر من رفتار این مسئول تماس از همان آغاز نشانگر نوع برخورد سازمان بود و انگیزهای برای پیگیری ایجاد نکرد. در نتیجه تصمیم گرفتم از ادامهی همکاری با این شرکت صرفنظر کنم و بدون شرکت در مصاحبه، این فرصت را کنار بگذارم. فکری که دارم این است که اگر تنها به حقوق بسنده کنند و با فضا و جو آن مجموعه مشکلی نداشته باشید، شاید تا مدتی بتوانید کار کنید؛ اما مسیر رشد و ارتقاء شغلی در آنجا به نظر من چندان مساعد نیست و تبعات آن در بلندمدت برای پیشرفت شخصی کمکی نمیکند. درست است که من مصاحبه را انجام ندادم، اما شنیدههای دوستانی که سابقا با این شرکت مصاحبه کردهاند همواره حاکی از برخوردهای سطحی در تماسهای ابتدایی بوده و در نهایت بر تصمیم به پذیرش یا رد پیشنهاد کاری آنها مؤثر بوده است.
شرکت داده ورزی سداد را تجربه کردم، در فرصت مصاحبه برای نقش برنامهنویس جاوا. در جلسه سوالاتی درباره حل مسئله، مفاهیم پایه برنامهنویسی، دیتابیس و مبانی جاوا مطرح شد. به نظر من مصاحبهگیرنده خیلی مسلط بود و خودش تجربهی مثبتی برای من رقم زد. جو کلی جلسه مثبت بود و از همان مصاحبه فهمیدم مسائل فنی مهم شرکت چه چیزهایی هستند. در میان مصاحبه فنی، یکی از همکاران منابع انسانی هم وارد بحث شد و در پایان مصاحبه چند سوال دیگر پرسید. سوالهای پایهای برنامهنویسی و اصول شیگرایی را خوب بلد باشید؛ اگر با فریمورکها کار کردهاید، نحوهی کارکرد آنها را هم بدانید. اگر طراحی الگوها را میشناسید، با آنتیالگوها و دلایل استفادهشان هم آشنا باشید که دیدگاهتان را تقویت میکند. سوالات بهصورت مرتبط و ماهیتی بود و هیچکدام بیهدف پرسیده نشد. مصاحبهگر وقتی میدید که سوال را درست میفهمید، فرصتی برای صحبتهای اضافی نمیداد؛ این موضوع باعث شد تا جلسه بهرهبرداری بهتری برایمان داشته باشد. در نهایت، تجربهی من از این مصاحبه استاندارد و مطلوب بود. ویژگیهای پر اهمیت برای شرکت هم مشخص شد: مصاحبهای منسجم و منظم وجود داشت که پس از تأیید و گذراندن دورهی آزمایشی انجام میشد و تفاوت خاصی نسبت به دیگر مراحل نبود.
در مصاحبه کارشناس مجازیسازی، سه نفر همزمان حضور داشتند و یکی از آنها طبق نمونهای فنی بود. بین پرسشهای فنی، سوالات سطحی و احمقانهای خیلی زود به چشم میخورد.
در مصاحبهای که داشتم با شرکت داده ورزی سداد، سه بار به عنوان کارشناس اوراکل داوطلب شرکت کردم و خوشحال بودم که پذیرش شدم و به عنوان عضوی کوچک از گروه خدمتگزار ادامه دادم. در جلسات سوال درباره دیتابیس، لینوکس و شبکه مطرح شد و بر پایه تجربیات و دانشی که بهدست آورده بودم، به آنها پاسخ دادم.
یه مصاحبه اولیه داره که از همین سولای معمول توی اینترنت میپرسن،مصاحبه دومشون سوالای عمیق جاوا اسکریپت میپرسن،مثلا نشت حافظه چیه…،حس خوبی داشتم بعد از مصاحبه و حالم خوب بود
یک هفته پس از ارسال رزومه با من تماس گرفتند. ابتدا یه مصاحبه تلفنی با من داشتند. بعدش منو به مصاحبه حضوری دعوت کردند. حس خوبی از محیط شرکت پیدا کردم. دو نفر با من مصاحبه کردند. خیلی رفتار دوستانه و خوبی با من داشتند. نگاه بالا به پایین نداشتند و جلسه مصاحبه را حرفه ای برگزار کردند. یک سری سوالات فنی پرسیدند که به اکثر سوالات جواب دادم. دو روز بعد با من تماس گرفتند و تاریخ برگزاری پنل ارزیابی تخصصی را بهم اعلام کردند. پنل بصورت اسکایپی برگزار شد و ایندفعه هم ارزیابان تخصصی خیلی حرفه ای و دوستانه رفتار کردند. در پایان جلسه بهم امتیاز دادند. روز بعد از تیم منابع انسانی با من تماس گرفتند و تایم مصاحبه منابع انسانی رو ست کردند. همزمان یک لینک مربوط به آزمون شخصیت شناسی رو برام فرستادند و یک سری مدارک اولیه از من خواستند که همان روز آزمون رو تکمیل کردم و به همراه مدارک اولیه براشون فرستادم. عصر همان روز مصاحبه HR هم برگزار شد و یک سری سوالات از من پرسیدند. کارشناس منابع انسانی هم خیلی خوب و حرفه ای رفتار کرد. کلا حس خوبی نسبت به شرکت داده ورزی سداد پیدا کردم. روز بعد، از تیم منابع انسانی با من تماس گرفتند و توضیحاتی راجع به شرایط کاری، جو شرکت، حقوق و مزایای شغلی بهم ارائه دادند. فایلی رو برام فرستادند که جزئیات مربوط به حقوق، پاداش و مزایای رفاهی توی اون درج شده بود و از من خواستند نظرم رو اعلام کنم. من هم موافقتم رو اعلام کردم. عصر همون روز مجددا با من تماس گرفتند و تایم مصاحبه با مدیرعامل رو بهم اعلام کردند که مرحله آخر بود و بیشتر جنبه آشنایی داشت. مصاحبه با مدیرعامل هم اسکایپی برگزار شد. برام خیلی جالب بود که مدیرعامل یه شرکت بزرگ اینقدر به نیروی انسانی خودش اهمیت میده و علیرغم مشغله زیاد، با همه پرسنل جدید مصاحبه میکنه. روز بعد از تیم منابع انسانی با من تماس گرفتند. بهم تبریک گفتند و اعلام کردند که پذیرفته شدم. من هم تشکر کردم. البته من موضوع رو به مدیرم اعلام کردم اما مدیرم قبول نکرد و با مدیرعامل صحبت کرد حقوقم را افزایش دادند و به همون عددی که شرکت سداد بهم پیشنهاد داده بود رسوندن. من هم چون با مدیرم ارتباط خوب و دوستانه داشتم مجبور شدم قبول کنم و از همکاری با شرکت داده ورزی سداد انصراف دادم.
در کل مصاحبه کننده ها چندان مسلط نبودند .در مورد جوابهای درست هم سعی داشتن که شک ایجاد کنند. سوالهای خیلی کلی پرسیده می شد و در واقع مثل امتحان گرفتن از یک جزوه بود که به نظرم به دلیل عدم تسلط کافی مصاحبه کننده ها بود. یکی از مصاحبه کننده ها فن بیان خوبی نداشت و همچنین رفتار مودبانه ای نیز نداشت. ساختمان و فضای شرکت منظم و مرتب نبود و حس خوبی در تازه وارد ایجاد نمی کرد. توصیه خاصی نمی تونم داشته باشم .فقط اگر قبل از مصاحبه بیشتر در مورد شرکت بررسی انجام می دادم .در مصاحبه شرکت نمی کردم .
یک مصاحبه فنی داره که چندان سخت نیست چون مصاحبه کننده چندان مسلط به چیزی که میپرسه نیست و بیشتر هدفش تشخیص اینه که با شما میتونه کار کنه یا نه … در واقع بیشتر بفکر منافع مدیریتی خودش هست که شما در آینده متوجه این قضیه خواهید شد! یک مصاحبه با معاون شرکت داره … یک مصاحبه عقیدتی داره و شما باید بری گزینش که زمان بره. بعنوان تجربه بد نیست . برای کسی که بخواد بلند مدت بمونه و حقوق مشخص کارمندی بگیره بد نیست ولی برای کسی که بخواد پیشرفت فنی کنه اصلا توصیه نمیکنم . ساختار کاملا بر اساس روابطه و رقابت برای گرفتن پست های مدیریتیه . بار علمی شما در اولویت نیست برای پیشرفت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.