در ابتدای کار برای ورود به شرکت رایان همافزا، روند درخواست تا اولین مصاحبه نزدیک به سه هفته طول کشید. مصاحبه نخست از نظر فنی بود و سوالها به طور کلی مناسب بودند؛ کسانی که سطح دانششان به اندازه CCNP R/S باشد، میتوانستند پاسخ بدهند و برخورد مصاحبهکننده هم حرفهای و محترمانه بود. پس از یک ماه دعوت شدم به مصاحبه دوم با مدیرعامل. در این جلسه انواع سوالات شخصی مطرح شد و برخی از آنها مانند ایمان به خدا، نماز خواندن و وضعیت ازدواج مطرح شدند؛ همچنین اینکه چرا تا به حال ازدواج نکردهام و چه زمانی فکر میکنم ازدواج کنم. با توجه به این که شرکت خصوصی است و ایدئولوژی مذهبی ندارد، برای من هم سوال بود چرا چنین پرسشهایی مطرح میشود. بعد از یک ماه اعلام شد که برای موقعیت انتخاب شدهام اما در بحث حقوق به تفاهم نرسیدیم. نکته جالب این بود که پیش از تفاهم حقوقی، سایر مراحل مصاحبه به پایان رسیده بود و در همان مرحله حقوق با چانهزنی مواجه میشدند. به طور کلی در مصاحبه با مدیرعامل انتظار میرود هر نوع سوال شخصی از سوی کارجو مطرح شود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از گذراندن فرایند مصاحبه برای جاوا، تجربهام ناامیدکننده بود و حس کردم فضایی خشک و حصوری داشت. انتظار داشتم سوالهای عمیق و کاربردی بپرسند تا توانایی من را به چالش بکشند، اما احساس کردم فرصت لازم برای نشان دادن مهارتم را پیدا نکردم. در مصاحبه مدیر پروژه و مدیر فنی حضور داشتند، اما فکر میکنم نسبت به سطح دانششان اعتماد من کم شد. در کل خیلی راضی نبودم و انتظارهای بیشتری از روند سوالات داشتم؛ سوالها هم بیشتر قابل پیشبینی و سطحی بودند و سوالات مفهومی کلیدی جاوا را کم مطرح کردند.
برای مصاحبه با شرکت رایان هم افزا، اول از همه درباره سابقهکاریام توضیح دادم. در بخش فنی، سوالها حول مفاهیم مولتیتردینگ، الگوهای طراحی، SQL و JPQL، کپیسازی در جاوا (clone)، کپی سطحی (shallow copy) و تفاوتهای منتظرها و sleeping و توضیح JOIN بودند. برخورد مصاحبهکنندگان دو نفره و از راه اسکایپ بود و با زمانبندی مناسبی انجام شد؛ سطح سوالات نسبتا دشوار نبود اما لازم بود با مبانی بهخوبی آشنا بود.
در مصاحبه جاوا برای شرکت رایان همافزا احساس خوبی از برخورد اولیه مطرح بود و تیم فنی مقبول و محترم به نظر میرسیدند؛ سوالها هم نسبت به جاهای دیگر بیشتر و با نکتهسنجیتر بودند و بر مبنای جاوا SE و شرایطی که از من ایدهپردازی میخواستند طراحی شده بود. در کل از مرحله اول رضایت داشتم. اما حقوق پیشنهادی به نظر آنها بالا بود؛ از آنها خواستم رویکرد حقوقیشان را توضیح دهند اما به من عددی نگفتند. مرحله دوم مصاحبه در اسفند برگزار شد وقتی همهجا کرونا در قرنطینه بود و من به دلیل وضعیت خطرناک از تهران خارج شده بودم. دو بار تماس گرفتند و من هر بار توضیح دادم که در شرایط فعلی امکان بازگشت به تهران برای مصاحبه وجود ندارد و یا به شکل غیرحضوری انجام شود یا در زمان مناسبتری انجام شود. با تأکید من در تعطیلات عید، سرانجام به اصرار آنها به تهران برگشتم و مصاحبه انجام شد. سوالات مرحله دوم عمدتا حول محور خانوادهام و کار برادرم بود و پس از دو روز گفتند به دلیل نبود سابقه کار رد شدم؛ در حالی که رزومه را داشتند و یک مرحله مصاحبه را هم گذرانده بودم و درباره سابقه کار، حقوق پیشنهادی و سطح من اطلاع داشتند. در شرایط شیوع و قرنطینه من را مجبور کردند به تهران بیایم تا در نهایت خانوادهام برایشان سوالات مطرح شود و به خاطر نبود سابقه کار من را رد کنند.
باور دارم که ساختار سؤالات باید بر مبنای تواناییهای فنی عمیقتر متمرکز باشد تا نکات رفتاری یا عقیدتی صرف. در این مصاحبه senior full stack developer بیشتر به نحوهی عملکرد یک کلاس یا متد معطوف شده بود تا سوالاتی کلان درباره طراحی سیستم. به خاطر وجود میلیونها کلاس و متد در سیشارپ و سایر زبانها، انتظار داشتن تجربه کار با یک کلاس خاص از دیگران منطقی نیست؛ بنابراین در فرایند مصاحبه فنی بهتر است تمرکز بر سوالاتی زیرساختی نباشد و بیشتر روی پترنهای طراحی و فرآیندهای بهینهسازی باشد. این نظر شخصی من است و پیشنهاد میکنم برای بررسی دقیقتر، سوالات با دقت بیشتری طراحی شود تا بهجای تکیه بر تجربه محدود با یک کلاس، مهارتهای عمومی و روشهای بهبود کارایی ارزیابی شود. منابعی که برای مصاحبه مهمتر است، بهطور کلی فنی بودن و تمرکز روی جنبههای طراحی و بهینهسازی است. همچنین توصیه میکنم در پاسخها بهطور دقیق و با وضوح نشان دهند که با پیچیدگیهای ساختارهای کدی و الگوهای معماری آشنا هستند. منابعی که برای همهگیرتر بودن این رویکرد مفید است، بر مبنای تجربه شخصی من بوده و بهعنوان نظر فردی مطرح میشود.
در اولین جلسه دو نفر از همکاران شرکت حضور داشتند و پرسشها کاملا مرتبط با درخواستی که داشتم مطرح شد و به تحلیل Erfahrین منجر شد. درباره سابقههای کاری و دانش فنیام در زمینه موضوع درخواست، سوالاتی مطرح شد تا صحت اطلاعات ارزیابی شود؛ همچنین مواردی که ارتباطی با یکدیگر نداشتند هم بررسی شد تا مشخص شود آیا تجربهای وجود ندارد و صرفا تئوری است. در جلسه دوم، با حضور مدیرعامل و دو مدیر شرکت، جلسه به بحث همسو بودن با فرهنگ سازمانی اختصاص یافت و برخوردها آهنگ حرفهای و مودبانهای داشت. تجربهای بود که بهطور نسبتا کمی، اما کاملا مرتبط و هدفمند اجرا شد و سوالاتی در زمینه معیارهای انتخاب شغل و شرکت هدف، همچنین دلایل جابهجایی از شرکتهای قبلی مطرح شد. به طور صادقانه پاسخ دادن گاه دشوار است؛ اما حق شرکت است که این نوع اطلاعات را بداند و پاسخها را بخواهد.
در مصاحبه برای نقش برنامهنویس .Net، برخورد حرفهای تیم فنی را تجربه کردم. در آغاز به زبان سیشاپ و پلتفرم .NET پرداخته شد؛ توضیحاتم نسبتا ساده بود و به سابقه کار و فعالیتهای قبلیم نیز اشاره شد. به دو سه سوال درباره جاوااسکریپت هم برخوردم که سوالات پایهای و ابتدایی بودند و پاسخش را تا حد زیادی میدانستم.
برای من رایان هم افزا شرکتی است که به ارزشهای فرهنگی و تیمیاش اهمیت میدهد و این نکته از نگاه من در جریان مصاحبهها به وضوح روشن بود. اولین جلسه حضور من فنی بود و به صورت نیمهآزاد برگزار شد و یک ساعت طول کشید. جلسه دوم با مدیرعامل بود و حدود سه ساعت به طول انجامید. همان شیوهی آزاد را شاهد بودم و همهی ابعاد حوزه منابع انسانی از جمله استراتژیها، برنامههای بلندمدت و کوتاهمدت، چالشهای این حوزه و طرحهای بهبود در آن بررسی شد. جلسه سوم صرفا به عنوان جلسهی ارائه پیشنهاد شغلی بود که در آن جنبههای حقوق و دستمزد، عنوان شغلی و زمان شروع همکاری بررسی شد و جمعبندی شرکت ارائه شد و در صورت توافق، زمان آغاز همکاری مشخص میشد. در نهایت رایان هم افزا شرکتی خصوصی است که دیدگاه منابع انسانی در ساختار آن کاملا دیده میشود. با وجود فشارهای اقتصادی، این شرکت برای کارکنان خود از چارچوب اخلاقی دست نکشیده و به موارد زیر اهمیت میدهد و برای آنها وقت میگذارد تا هستهی فرهنگیشان بتواند همواره روند مثبتی داشته باشد و آسیبی به افراد یا نکاتی وارد نشود: – همخوانی با فرهنگ رفتاری و عملکردی سازمان – داشتن تخصص کافی و بالا برای اجرای وظایف شغلی – روحیه پژوهشگری و تمایل به رشد و یادگیری – اجرای دقیق وظایف سازمانی در موعد مقرر
نسبتا سوالها کلی بود و خیلی با جزئیات نبود.چیزهایی در مورد شرکت های قبلی که در آنها کار کردم پرسیدند و مثلا یکی از سوال ها این بود که اگر بخواهیم سیستمی مثل دیجی کالا بنویسیم چه موجودیت هایی را باید در نظر بگیریم و همینطور در مورد تسلط بر اسکرام پرسیدند و اینکه از کی آمادگی همکاری دارم و البته من گفتم بخاطر شرایط خانوادگی فعلا تا سه چهار ماه دیگه برام امکان نداره.
وقتی از این شرکت با من تماس گرفتند که برای مصاحبه دعوت کنند اتفاقی من دستم خورد و تلفن قطع شد اما عجیب این بود که وقتی مسئول نیروی انسانی دوباره با من تماس گرفتند خیلی حق به جانب ازم پرسیدند که علت اینکه تلفن رو قطع کردم چی بود، و مصرانه میپرسیدند که آیا نمیخواید که در محل کارتون متوجه بشن که ما زنگ زدیم 😐 بهرحال یه جلسه خواستند هماهنگ کنند که متاسفانه من اون روزم پر بودند، و خانم فقط گفتند باشه و قطع کردند 😐 دوباره چند روز بعد تماس گرفتند و گفتند ما یه بار تماس گرفتیم شما قطع کردین الان دوباره تماس گرفتیم و میخوایم براتون جلسه ست کنیم که من جدا اعصابم خرد شد از اون همه لحن حق به جانب و گفتم منصرف شدم و دیگه جلسه ای ست نشد. من ترجیحم اینه که جایی کار کنم که اول آرامش داشته باشم و دوم کار کنم، بخاطر همین از کاری که کردم راضی هستم.
خیلی عادی بود سوالات مثل بقیه جاها کلیشه ای. مثل توضیح دیزاین پترن فساد، سالید، فرایند seed کردن داده، کاربرد سازنده استاتیک، فرق بین استاتیک و فقط خواندنی و … خدایی ساده بود مشکل اصلی جلسه با مدیر عامل بود که زمان تماس برای هماهنگی جلسه دوم تاکید کرد که جلسه با مدیرعامل هست و دیر نیایید و منم سر زمان حاضر شدم که وقتی رسیدم شرکت دیدم ایشون کار دارند و نمیتونند بنده رو سر زمان به شرف یابی بپذیرند و منم بیخیال شدم و برگشتم چون بنظرم رفتار خیلی بدی بود. اصلا ارزش رفتن نداره. ی ساختمان قدیمی بازسازی شده دارند و اصلا رفتار خوبی ازشون ندیدم.
کلا سه مرحله مصاحبه دارن مصاحبه اول فنی هست که خیلی خوب بود حس خیلی خوبیم داشت بیشتر شبیه یه جلسه داخلی خودمونی برای حل مسائل بود که سوالای فنی سیستمی پرسیده شد و همونجا بعد از اتمام جلسه گفتن که از نظر من شما قبولید برای مصاحبه دوم باهاتون تماس میگیرن که با منابع انسانی هست. مصاحبه دوم یه هفته بعد با منابع انسانی تشکیل شد دو نفر بودند من اصلا حس خوبی از این مصاحبه نگرفتم چون به جز سوالای معمول منابع انسانی مثل اهداف بلند مدت و چرا میای بیرونو مدیرت نظرش چیه و سایر موارد، ازت تمام زندگیتو میپرسن حتی کوچکترین مسائل شخصی زندگیت مثلا پس اندازت چیه و کی بچه دار میشید و خونه شخصیتونو چه سالی خریدید و … یه سری سوالایی هم پرسیده میشه مثل نظر شما راجب پیاده روی اربعین و نظر شما راجب روند کاهش و افزایش دلار و قیمت الان دلار و برای من سوال بود که چرا همچین سوالایی پرسیده میشه! منم خیلی راحت نظرامو دادم در آخر هم گفتن اگر قرار به همکاری باشه تا هفته بعد اطلاع میدیم که دیگه خبری نشد!! هنگام مصاحبه دوم انتظار هر سوال شخصی رو داشته باشید که از شما پرسیده بشه و در تنگنای جواب دادن با سوال بعدیشون قرار بگیرید و اینکه به شدت به زبان بدنتون در هردو مصاحبه توجه میکنن حواستون باشه
Cمن در حال حاضر در شرکت رایان هم افزا بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
مرحله اول که رفته بودم سه نفر نشستن روبروی من و یکیشون از php میپرسید. دومی لید فرانت اندشون بود و از ریکت سوالاتی میپرسید و نفر سوم هم بیشتر سوالات چالشی جاوا اسکریپت و الگوریتمی و ساختمان داده ای میپرسید. اخر هم ازم خواستن کد بزنم براشون . یه ورودی دادن و گفتن فلان خروجی رو میخوایم . بدون دسترسی به اینترنت و یه مرورگر موزیلای نسبتا قدیمی . منم کد رونوشتم و اوکی بود . توی مرحله دوم هم مصاحبه با مدیر گروه و منابع انسانی بود که سوالاتی در مورد اینکه چرا اینجا رو انتخاب کردی . چه دلیلی باعث میشه که از اینجا بری . یا مثلا چقدر میخوای اینجا بمونی و اینجور سوالات بود. که اینجا هم اوکی شد . ولی چون من چند جای دیگه هم رفته بودم و منتظر جواب من بودن بهشون گفتن زود بهم خبر بدین. یک هفته بعد بهم زنگ زدن برای مصاحبه مرحله سوم که با مدیر عامل شرکت بود و چون دیر خبر داده بودن و من به یه جای دیگه اوکی داده بودم از همکاری باهاشون انصراف دادم. تیمشون قوی بود . سوالات خوبی پرسیدن . اگر توی کاری که میکنی تخصص داری و دوست داری با یه تیم خوب کار کنی گزینه خوبیه. فقط در نظر بگیر اون تایمی که من رفتم مصاحبه , نحوه محاصبه حقوق ساعتی بود یعنی دو روز اخر هفته و روز هایی که تعطیل هستین حقوقی دریافت نمیکنید چرا که کاری انجام نداده اید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: شرکت مذهبی بود.
در مدت حضورم در این شرکت تجربهی کاری نسبتا مثبتی داشتم، هرچند ناچار شدم با بحران کوچکی روبهرو شوم. مدت هشت ماهی که در آنجا بودم، با وجود نقاط قوتی که دیدم، با وجود فردی که نسبت به موقعیتش اصرار و جنجال داشت، مشکلاتی به وجود آمد که خوشبختانه با خروج او وضعیت دوباره به روال عادی برگشت و اکنون محیط کار و پرداختها به شرایط مطلوبی رسیده است. روابط کارمندان و مدیران نیز بسیار صمیمی و دوستانه است.
روز مصاحبه با تیم مالک محصول به صورت دوستانه بود و من درباره تخصصها و تجربههایی که در رزومهام مطرح کرده بودم صحبت کردم. درباره شرکتها و مسئولیتهایی که داشتم توضیح دادم و بیشتر پرسشها حول مهارتها و سابقه کاری میگشت. سوالهایی هم بود اما چیزی که به خاطر دارم این است که آخرین کتابی که خواندم و تفریحات مورد علاقهام را هم از من پرسیدند. پس از مصاحبه با من برای روز آزمایش تماس گرفتند؛ در ابتدا مردد بودم برای تغییر شغل، اما وقتی روز آزمون محیط کار را دیدم، کامل مطمئن شدم که جای درستی هستم. به نکاتی که در رزومه نوشتهام دقت میکنند و از بیشتر آنها سوال میپرسند. ویژگیهای سازمانی که برایشان مهم بود، نکته خاصی نبود.
در جلسه اول مصاحبه با شرکت راشین، خیلی سردرگم موندم و حس کردم شوق و ذوق اولیهام از بین رفت. محیط کار خیلی شلوغ بود و صداها از همه طرف بالا میرفت؛ اول فکر کردم اتفاقی افتاده چون سروصدا زیاد بود، اما بعد فهمیدم معمولیست. تعداد کارمندان زیاد بود اما فضای شرکت نسبت به جمعیتش کوچیک به نظر میرسید. منشی فرم استخدامی با سوالات کاملا خصوصی و شخصی به دستم داد، از قبیل تعداد اعضای خانواده و نامهایشان و چیزهایی که معنایش برای من روشن نبود. پس از پر کردن فرم، مرا به اتاقی بردند که حدود بیست دقیقه در آن معطل شدم و در نهایت فردی آمد و پرسشهای سطحی و کسلکنندهای پرسید که حس میکردم تخصص لازم برای طرح سوالات عمیق را ندارد. از تجربیاتم در شرکتهای قبلی هم چیزهایی پرسیدند و دقیقا به همین شیوه، مصاحبه اول پایان یافت. چند روز بعد با من تماس گرفتند و گفتند در مصاحبه اول پذیرفته شدم تا برای مرحله بعد بروم.
در مصاحبه برای فرانتاند دولوپر، مرحله اول فنی بود و به اندازهای پیچیده یا طولانی نبود. در نهایت نتیجه گرفتم که سوالها نسبتا سطحیاند و بیشتر تمرکز روی نکات کوتاه بود تا مفاهیم عمیق. توضیحاتی که در جلسه ارائه شد، چندان طول نکشید و احساس کردم فاصلهی بین پاسخها و انتظارها کم بود. مرحله بعدی مصاحبه با اسکرام مستر بود که نسبتا طولانیتر به نظر میرسید. به نظر من سوالها گاهی به نظر میرسید که به شکل کلیشهای مطرح میشوند و گاهی از جنبههای شخصی زندگی نیز پرسیده میشدند؛ مثل پرسش درباره شغل پدر یا روش یافتن دوستان و موقعیت حقوقی در کارهای اخیر. برخی سوالات به نظر نمیرسید که ارتباط صریحی با کار و حوزه کاری داشته باشند و شیوهی طرح آنها به سمت کنجکاوی روزمره میرفت تا ارزیابی حرفهای. با وجود این، پاسخها و توضیحات ارائهشده در جلسه قابل قبول بود، هرچند از نظر من دلیل کانونی برخی پرسشها روشن نبود. در کل، انتظار میرفت که با مجموعهای از سوالات غیرمرتبط روبهرو باشم و زمان زیادی برای پاسخگویی صرف کنم.
به مدت طولانی در فرایند استخدام شرکت راشین حضور داشتم و تجربهام را با موفقیت به پایان رساندم. در نخستین جلسه، مدیران شرکت به طور کلی درباره سابقه کاری و تحصیلم و وظایف شغلیم صحبت کردند. در جلسه دوم، ارزیابی شخصیت، تواناییهای تصویری و هوش هیجانی انجام شد و سوالات مشابه جلسه اول از سوی مدیر دیگری مطرح شد؛ این مرحله با مقداری تأخیر همراه بود. پس از این ارزیابیها، گفته شد که دوره آزمایشی سه روز است، اما به دلیل سروصدای محیط و عدم تمرکز کافی، وظایف روشن و ارتباط مناسب با فضای کار مشخص نبود، بنابراین روز بعد حاضر نشدم و از ادامه حضور منصرف شدم. روند مصاحبه طولانی و پر از تأخیر بود. چیزی که برایشان اهمیت داشت، نکته خاصی نبود.
شرکت بزرگی نیست. اصلا اون چیزی که فکرشو میکردم نبود. یه خونه خیییلی قدیمی با یه در رنگ و رو رفته که من حتی فکر میکردم این یه منزل مسکونی باشه و فکر میکردم اشتباه اومدم. راجع به مواردی که تو رزومم نوشته بودم سوال کرد اینکه رشتم مرتبط نیست و چرا و اصن چه ربطی داره به هم و از این حرفا! پرسید با ریکت که کار میکنی از چه api هایی استفاده میکنی؟ راجع به اسکرام پرسید برخورد مصاحبه کننده خیلی سرد و خشک بود و کلا هم اعصاب نداشت انگار. یه سوال jquery پرسید گفت با کلاس ها آشنایی؟ منم تقریبا جواب همه سوال ها رو درست دادم اما نگاه از بالا به پایین مصاحبه کننده تمام سعیشو میکرد که اعتماد به نفستو بگیره. اعتماد به نفس داشته باشید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.