من حدود چهار تا پنج ساله که توی این مجموعه کار میکنم. فضا واقعاً دوستانه و دلنشینه و همکارانم آدمهای خوشرفتار و باحالی هستن. هر سال با شیبی ملایم پیشرفت کردیم؛ هم کیفیت خدمات بالاتر رفته و هم تعداد مشتریها افزایش پیدا کرده، به طوری که کمکم از رقبامون جلو زدیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه رفتم و فضا برای بخش فنی خوب بود، اما بخش منابع انسانی تفاوت چندانی با انتظار من نداشت و تنها چند آزمون ساده گرفتند: یک تست شخصیتی و دو آزمون دیگر که نتیجههای MBTI آنها با تجربهها و تستهای قبلیم همسو نبود. اتفاقاً بیشترین فشار را از جانب مدیرعامل احساس کردم؛ انگار بهنوان یک بازجویی عمل میکردند و از هر جزئیات شرکتهای قبلی من سوال میکردند و در نهایت درباره تصمیمهای کاری و زندگیام نظر میدادند. گفتم که با چند خط در رزومه نمیشود تصمیمگیری درباره من گرفت و عوامل زیادی در تصمیمگیریها دخیل هستند. بحث اصلی هم سر حقوق موردنظر من بود و زمان زیادی را صرف کردند. دوست داشتم صریحتر بگویند که این مبلغ از توانشان خارج است تا اینکه با زیرسوال بردن سوابق و انتخابهایم بخواهند دلیل بیاورند. موفقیتها و مزایای خاصی هم ارائه نمیدادند و شیوه برخورد و استدلال مدیرعامل بهنظر من سطح پایینی داشت. اگر نمیتوانند حقوق را فراهم کنند یا از نظر اقتصادی برای شرکت توجیه ندارد، زیر سوال بردن شخصیت و زندگی کارجو لازم نبود؛ راههای محترمانهتر و حرفهایتری برای رد درخواست وجود دارد.
دوست دارم از این تجربه با لحن صریح اما حرفهای فاصله بگیرم و بازنویسیای ارائه کنم که هم معنای اصلی حفظ شود و هم به شیوهای تازه بیان گردد. در این شرکت احساس کردم که فضای کار به شدت نامطلوب است؛ رفتار مدیران خستهکننده و نگرشهای غیرمنطقی آنها کار را مشکل میکرد. نکتهای که به وضوح در میان همکاران میدیدم، فشارهای غیرقابلقبول و برخوردهای ناسالم بود که جو تیمی را بهطور چشمگیری مختل کرده بود. به ویژه واحد خدمات با مشکلات شدیدی دستبهدست هم داده و مشکلات را بیشتر میکرد. نام شرکت هم به دلخواه بهنظر من نام مناسبی برای ادامه کار نیست و به نظر میرسید این موضوع بخشی از نگرانیهای کارمندان باشد.
من دقیقا همان تجربه را در کار با مرکز خدمات شرکت ایران خودرو دارم و قصد دارم به شیوهای تازه و طبیعی، با حفظ محتوا بازنویسی کنم. اولین چیزی که میخواهم بگویم این است که نظرهای مثبتِ ظاهری دربارهٔ این فضا اغلب از خود مجموعه برمیآید و من تجربهٔ متفاوتی داشتم. اینجا فضایی شدیداً با فشارهای جنسیتی مواجه است؛ منابع انسانی را بهسان رفتار با ربات میبینند و بخش زیادی از کارکنان بخش منابع انسانی به دلیل فشار عصبی و رفتارهای ناپسند از مجموعه فرار میکنند. باقیماندهها هم فقط به خاطر حقوق کمِ ناچیز، ماندگار میشوند. هرچقدر هم تو تجربه و حرفهای باشی، باز هم بهطور کامل رضایت را جلب نمیکنند و با رفتاری چون اینکه لطف کردهاند و نگه داشتهاند، با تو برخورد میشود. نسبت به خانمها رفتارها واقعاً سختگیرانه است؛ از پوشش و حجاب تا هر نوع ارتباط کاری، نظارت بهطور کامل وجود دارد تا مبادا یک سلام ساده هم دردسر ایجاد کند—کاملاً بهنظر میرسد مانند یک پادگان اداره میماند. از تو میخواهند روی صندلی مشخصی بنشینی، چیز روی میز نگذاری، قدمی نروی و بهراحتی میگویند که همهچیز تحت کنترل است. معمولاً کارمندها را با توالی فشارهای مشتری کنار هم میچینند و در نهایت با حقوقی کم و با کلی منت بهتو میدهند. امنیت شغلی صفر است؛ کار در اینجا پر از استرس است چون حتی وقتی خوب هم کار میکنی، خیلی مواقع پس از چند اخطار به تو یادآوری میکنند که جایگزینهایی وجود دارد. بخشی به نام تضمین کیفیت وجود دارد که بهطور مداوم روشهای خاصی برای صحبت با مشتری تحمیل میشود؛ واژگان و چارچوب گفتگوی تو محدود میشود و اگر امتیاز پایین بیاید، بهطور جدی پیگیری میشوی. جایی برای اعتراض وجود ندارد؛ اگر اعتراض کنی، احتمالاً کارتو از دست میدهی. اختیار تصمیمگیری نداری و با معیارهایی رو به رو میشوی که باید خیلی فراتر از انتظارات باشی یا جریمه میشوی. هر آموزشی که میدهند، باید حتماً امتحان بدهی؛ آموزشی آنقدر سخت است که انگار دانشگاه است. رفتار با خانمها هم یکجور دیگر است: رنگ لباس باید مشکی باشد، موها پنهان باشد، حتی پاسخ دادن به سلام همکار آقا هم محدود است. ساز و کار تفکیک جنسیتی در محیط هم بهنظر خیلی ناقص و نامناسب است. در مقابل، آقایان در ارتباط با بیرون بهراحتی عمل میکنند و هماهنگی بیشتری دارند، اما داخل تیم خیلی از همکاران متقلب و زیرآبزن وجود دارند. خلاصه کنم: اگر آرامش و سلامت روان برایت مهم است، بهویژه اگر زن هستی، ورود به این سازمان را توصیه نمیکنم. هر چه بخواهی از تجربهٔ من بیاموزی یا نادیده بگیری، خودت میدانی چه برایت بهتر است.
با وجود اینکه این مجموعه پر است از افرادی با سطح کار حرفهای پایین، واقعاً این فقط اتفاقی نیست که من بتوانم چشمپوشی کنم. اگر مدیران واقعاً قصد بهبود داشتند، حداقل به نظرات منفی رسیدگی میکردند، اما هیچ کاری صورت نمیگیرد. صریحاً نمیتوانم به کسی پیشنهاد کنم برای مصاحبه بیاید؛ مشکلات عمیق است و هر روز اوضاع بدتر میشود.
من برای شرکت بازرگانی لاستیک شریفی تجربه کار میکنم یا کردم به عنوان برنامهنویس Go. الان میخواهم با شفافیت بگم که از نظر سطح توسعه فنی این مجموعه خیلی جای کار داره و اگر دنبال محیطی با استانداردهای درست و دقیق هستی، اینجا معمولاً پاسخ نمیده. غالب پروژهها عملاً بسته میشن و به دلیل ترس از خرابکاری، کمتر کسی جرأت میکنه روی کد دست بزنه. ساختار مدیریتی هم به نظر میرسه بیجان و بیهدف؛ میگن که هولوکراسی وجود داره اما واقعاً چنین نیست. برخوردها دوگانه است و بسیاری از تصمیمات تیمی براساس سلیقهی افراد بالادستی اتخاذ میشود. در واقع نوعی دیکتاتوری حزبی در قالبِ دموکراسی نمایان است: یا وارد حلقهی بستهای میشوی یا با تبعیض و رفتارهای متفاوت مواجه میشی. مسئولیتهای منابع انسانی هم به شکل مطلوبی تخصصی نیست و همین امر باعث میشود نیروهای بااستعداد جا به جا شوند و انگیزهها کاهش یابد. خلاصه اینکه فریبِ شوآف و برندینگ در شبکهها را نباید بخوری— از نظر فنی حرفی برای گفتن ندارند و همچنین فرهنگ سازمانی آنها را نمیشود به عنوان نقطهی قوت مطرح کرد.
شرکت مایوان را دنبال میکردم و در مصاحبهی admin سیستم، توضیح داده بودند که داشتن چند مهارت برنامهنویسی اختیاری و کفایتِ LPIC سطح یک کافی است. اما در جلسهی مصاحبه، به نظر میرسید اولویتها تغییر کرده باشد؛ دائما از من درباره دیتابیس و سرویسهای سطح دو لینوکس سوال میپرسیدند و این همسو با آنچه در آگهی نوشته بود، پیش نمیرفت.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
هلدینگ بسیار ضعیف با پوسته بیرونی و ظاهری بسیار شیک و از درون مثل میوه ای خراب و پلاسیده.حقوق ها دیر امنیت شغلی صفر مدیریت افتضاح فورس کاری همیشه تعادل بین زندگی و کاری منفی 100.جزو بدترین تجربه های کاریم بود.از لحاظ تخصصی هر چقدر بی سواد تر باشید بیشتر به چشم میاید.به شدت خاله زنک بازی و زیرآب زنی.انقدر افتضاحه که در جنگ 12 روزه زبان زد شد تو اینستا بابت حقوق ندادن و اخراج یکماهه بدون حقوق کارمندان. اگر واقعا اعصاب و روانتون رو دوست دارید چنین جایی کار نکنید.آدمهای با تخصص بالا رو اخراج میکنن و آدمهایی که چاپلوس هستن رو نگه میدارن با کمترین تخصص.مزایای خاصی نداره نه بسته معیشتی نه هدایا یدونه پزشک سازمانی دارن یدونه روانشناس حقوقتون هم از برج 6 که میشه 4 قسطه میدن هر ماه هیچ برنامه ای رو زندگیتون نخواهید داشت بنده بعنوان شخصی که 4 سال اونجا کار کردم میگم
خیلی دروغ میگن و آدمو سر کار میذارن. مخصوصا بخش مالی خیلی آدمو دست به دست میکنه تا جایی که ببینن میشه پولتو نمیدن. پول خیلی از کارگرای بی زبونشون رو هم ندادن کارگرایی که پیگیر باشن هم بخش مالی میپیچونه
تجربه خوبی از مصاحبه با تیم جذب نداشتم مدیر خودش تازه وارد بود و بنظر میومد توانایی کشف استعداد رو ندارن که باعث کوتوله ماندن سازمان میشه و انکار فقط جزوه های منابع انسانی رو خوندن و تجربه عملی مختصری داشتند حوزه فین تک و استارت آپ امنیت شغلی پایینی داره پیشنهاد نمی کنم انم شرکت تازه کار و وابسته ای مثل ازکی وام
مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
با تشکر از مدیریت محترم مجموعه در ابتدا که به نظرم تو حوزه خودشون تلاششون رو برای یک محیط کاری هم برای کارمند هم برای مشتری فراهم کردن - اما به نظرم نکته های منفی مجموعه قابل توجه هست : روال کاری و سیستمی اصلا ندارن و خیلی سنتی کار میکنن همین باعث میشه میزان کار به درستی اندازه گیری نشه مدیر های اصلی دید کاملی به پروموت شدن ها استخدام ها و حفظ نیروهای متخصص ندارن . مدیر های میانی اصلا تخصص لازم رو ندارن کلا سلیقه ای هست کاراشون از پروسه جذب بگیرید تا ارتقا یا حفظ و نگهداشت نیرو - شرکت عملا چیزی به اسم نیروی انسانی نداره و روال پرداختیه اضافه کاری شبکاری تعطیل کاری اصلا رعایت نمیشه . تیمکشی و یاربندی به صورت کاملا مشهودی دیده میشه و به نظرم تلخ ترین جاش اینه وقتی همکاران به هر دلیلی قطع همکاری میکردن جو شروع میکرد بد گویی از نیرو و در مورد عدم کفایتش که این حرفا پشت سر من هم بود ، خوب این باعث میشه که شما همیشه دید بدی داشته باشید و بی اعتمادی موج بزنه در کل به نظر بها دادن به یکسری مدیران یا سرپرست های میانی تو شرکت های کوچیک همیشه باعث آسیب های جدی به مجموعه و نیرو هست نظر های تعریف تمجیدی فیک نمیزارم اما در راس کار مثل اول جمله ام باز هم مدیران ارشد و بنیان گذاران مجموعه تشکر میکنم چون به نظرم آدم حسابی و خیلی محترم هستن در کل خلاصه بخوام بگم اگر کار اولی هستید و تجربه اول کاریتون هست میتونید روی اینجا برای یک مدت خیلی کوتاه حساب کنید نه خیلی
مدیریت بسیار ضعیف و خاله زنک، عفت کلام ندارن، پرداختی ها خوبه ولی از لحاظ روانی بسیار تو چالش هستی و در نهایت بعنوان نیروی بی لیاقت و به درد نخور باهات برخورد میکنن، بنظرم هدر دادم عمر و زندگیه اونجا کار کردن،، اولش متوجه نیستی ولی به مرور میفهمی و اینکه جای پیشرفت نداره چون مدیران خودشونو خییلی بالاتر از همه میدونن
تجربه کاری من در این مجموعه چیزی نبود که انتظار داشتم. من حدود چند ماهی میشه که این مجموعه رو ترک کردم اما چیزی که برای من بسیار آزاردهنده بود، نوع برخورد و رفتار مدیرعامل (م.م.م) با خانمها، بود. در طول مدتی که در این مجموعه بودم، مواردی دیدم که از نظر من کاملاً خارج از چارچوب حرفهای یک محیط کاری بود. صدا زدنهای غیرضروری، ایجاد موقعیتهایی برای تعامل بدون دلیل کاری، نگاههای معذبکننده در زمان صحبت کردن، و مطرح کردن سؤالهایی درباره مسائل شخصی مثل ظاهر و تغییرات فردی که هیچ ارتباطی با وظایف کاری نداشت، باعث ایجاد حس ناراحتی و ناامنی میشد. موضوع فقط تجربه شخصی من نبود؛ در صحبتهایی که با خانمهای مجموعه نیز داشتم، متوجه شدم آنها هم تجربهها و احساسات مشابهی درباره نوع برخورد و رفتارهای خارج از چارچوب حرفهای مطرح میکنند چیزی که برای بنده عجیب است این بود که با وجود واحد حراست و کلی قوانین و آییننامههای رنگارنگ، هیچکس انگار حاضر نیس درباره رفتارهای مدیرعامل به اصطلاح محترم حرفی بزنه. این در حالیست که همه معاونین و مدیران کاملا به این موضوع آگاهی دارن و در موردش حرف میزنن و میخندن، اما کسی حاضر نیس مسئولیتی قبول کنه و گزارشی دراین خصوص بده البته کسی جرات نداره و هرکسی ام جرات داشته الان اونجا نیس و با مجموعه خداحافظی کرده. حتی این آقا در این صنعت نیز با نام های مختلف و مرتبط با این موضوع لقب گرفته. چند بار هم بین کارکنان زمزمه شده بود که قبلاً هم اعتراضهایی مطرح شده، اما نتیجهای نداشته است. انگار تا وقتی اتفاقی خیلی جدی و غیرقابل انکار نیفتد، هیچکس قرار نیست واکنشی نشان بدهد. همین سکوت، از خود رفتارها ترسناکتر بود؛ چون به همه این پیام را میداد که اگر اعتراضی هم داشته باشی، احتمالاً کسی صدایت را نخواهد شنید. حدود دو سه سال پیش نیز در همین سایت تجربه ای من باب این موضوع ثبت شد که متاسفانه به ناحق حذف گردید البته همون زمان هم مدیرعامل با اجبار کردن مدیران ارشد خانم نسبت به ارائه کامنت های مثبت سعی در حذف و پنهان کردن این موضوع را داشت که خوب چون اون بندگان خدا چاره ای نداشتند مجبور به ارائه کامنت شدن. الان هم احتمالا بعد این کامنت مجدد همین کار رو انجام بده تناقض تلخ ماجرا این است که این اقا با نمایش چهرهای مذهبی و اخلاقمدار هر عمل ناشایستی رو که میخواد انجام میده. امیدوارم ویکی تجربه این تجربه رو مثل تجربه سایر دوستان در امیدپی حذف نکنه
من چند سال در این شرکت کار کردم، اولین چیزی که بعد از یه مدت به چشم میاد در شرکت عدم امنیت شغلی است،قرارداد ها یکماهه و راحت بدون دلیل خاصی قطع همکاری میکنن، مورد بعدی تایم کاری طولانی از ساعت ۸صبح تا ۶ بعد از ظهر ، امکان گرفتن مرخصی ساعتی نیست و هر زمان خواستی خروج از شرکت برا حتی یک ساعت داشته باشی باید تیکت جابجایی ساعت کاری ثبت کنی و هم زمان خارج از شرکت حالا هر چند ساعت شد رو جبران کنی و در شرکت بمونی و یا از تایم استراحت یک ساعته طی روزت استفاده کنی، مدیریت به شدت ضعیف و آماتور ، محیط کار در ظاهر دوستانه ولی در واقعیت کوچکترین کارت رو و حرفت رو در محیط شرکت منتقل میکنن به مدیریت ، مزایا هیچی جز حقوقت،دائما با دوربین چک میشی، دوره آموزشی خسته کننده و طولانی قبل از شروع کار، دائما عملکرد کاری ات چک میشه و بابت اشتباه جریمه میشی
در ابتدا با من تماس گرفتند تا برای پشتیبانی و مدیریت دیتابیس و سرور به کار دعوت شوم، و گفتند قبول شدی. اما بین مقدار حقوقی که انتظار داشتم و حقوق پیشنهادی شرکت تفاوتی وجود داشت، ضمن اینکه دورههای تخصصی ادمین دیتابیس و سرور را گذرانده بودم و شرکت هم به این تخصص نیاز داشت، چند روز بعد برای مصاحبه دیگری با من تماس گرفتند. بعد از مدت کوتاهی بحثهای مربوط به شیفتهای کاری متغیر را بررسی کردیم تا به توافق برسیم. نهایتاً با صحبت مستقیم با مدیرعامل، پذیرش نهایی را به دست آوردم.
نگاه من به این تجربه بهطور کلی مثبت نبود ولی مسیرش چند نکته روشن داشت. از شرکت وب کرفتزرز برای یک موقعیت مدیر پروژه دعوت شدم و در رکاب دوستهایم به مصاحبه رفتم. اول تماس گرفتند و مصاحبه منابع انسانی را به صورت آنلاین گذاشتند که در شرایط کرونا خیلی مناسب بود چون ترجیح میدادم کمتر بیرون بروم. جلسه اسکایپی با مسئول منابع انسانی بود؛ خانمی با برخورد محترمانه که ظاهراً با حوزههای نرمافزاری هم آشنایی داشت. ترکیبی از پرسشهای فنی و بررسیهای روانشناختی بود؛ بهنظر سخت نبود اما حس میکردم هدفمند است. دو روز بعد دوباره تماس گرفتند و برای مصاحبه حضوری دعوت شدم، در آن جلسه با دو مرد صحبت کردم و درباره پروژههایی که انجام داده بودم و تواناییهایم پرسیدند؛ آن قسمت هم نسبتاً ساده بود. گفتند بعداً خبر میدهند، اما چند روز بعد ایمیل ریجکت دریافت کردم. با وجود اینکه روند مصاحبهها خوب پیش میرفت، فکر میکنم دلیل اصلی عدم پذیرش، حقوقی بود که درخواست کرده بودم.
برای مصاحبه رفتم و برخورد اول با تیم منابع انسانی خیلی دوستانه بود. حقوق و مزایا رو دو مرحله مشخص کرده بودن و گفتن هر دو بخش بهموقع و بدون تاخیر پرداخت میشه؛ این نکته از همون ابتدا خیال آدم رو راحت میکرد. با منابع انسانی تقریباً یک ساعت گفتوگو داشتم و بعدها دو ساعت با مدیرعامل صحبت کردم که فضای مصاحبه خیلی خوب بود و بحثها بهخوبی پیش رفت. در نهایت پذیرفته نشدم، اما واقعاً احساس بدی بهجا نگذاشت.
به دِگاه من، مصاحبه برای نقشم به عنوان برنامهنویس ارشد داتنت از مسیر پر از انتظار و سردرگمی گذشت. سه دفترچه با جوهرهای آبی و قرمز در اختیارم گذاشتن و گفتن حدود چهلوپنج سوال را باید با کدها روی کاغذ حل کنم. بخش منابع انسانی هم فرمی سنگین جلوی من گذاشت که نزدیک به دویست و چهل سوال داشت و باید پر میشد. پس از گذراندن آزمون فنی و مصاحبه با واحد منابع انسانی، اعلام کردند پروندهام در مرحله مجوز مدیرعامل است و از صبر و حوصلهام تشکر کردند. هشت ماه است که خبری نشده و من همچنان در سردرگمیام؛ احساس خستگی میکنم و از وضعیت پاسخدهی شرکت کلافهام و میخواهم بدانم چه میشود.
من حدود چهار تا پنج ساله که توی این مجموعه کار میکنم. فضا واقعاً دوستانه و دلنشینه و همکارانم آدمهای خوشرفتار و باحالی هستن. هر سال با شیبی ملایم پیشرفت کردیم؛ هم کیفیت خدمات بالاتر رفته و هم تعداد مشتریها افزایش پیدا کرده، به طوری که کمکم از رقبامون جلو زدیم.
برای مصاحبه رفتم و فضا برای بخش فنی خوب بود، اما بخش منابع انسانی تفاوت چندانی با انتظار من نداشت و تنها چند آزمون ساده گرفتند: یک تست شخصیتی و دو آزمون دیگر که نتیجههای MBTI آنها با تجربهها و تستهای قبلیم همسو نبود. اتفاقاً بیشترین فشار را از جانب مدیرعامل احساس کردم؛ انگار بهنوان یک بازجویی عمل میکردند و از هر جزئیات شرکتهای قبلی من سوال میکردند و در نهایت درباره تصمیمهای کاری و زندگیام نظر میدادند. گفتم که با چند خط در رزومه نمیشود تصمیمگیری درباره من گرفت و عوامل زیادی در تصمیمگیریها دخیل هستند. بحث اصلی هم سر حقوق موردنظر من بود و زمان زیادی را صرف کردند. دوست داشتم صریحتر بگویند که این مبلغ از توانشان خارج است تا اینکه با زیرسوال بردن سوابق و انتخابهایم بخواهند دلیل بیاورند. موفقیتها و مزایای خاصی هم ارائه نمیدادند و شیوه برخورد و استدلال مدیرعامل بهنظر من سطح پایینی داشت. اگر نمیتوانند حقوق را فراهم کنند یا از نظر اقتصادی برای شرکت توجیه ندارد، زیر سوال بردن شخصیت و زندگی کارجو لازم نبود؛ راههای محترمانهتر و حرفهایتری برای رد درخواست وجود دارد.
دوست دارم از این تجربه با لحن صریح اما حرفهای فاصله بگیرم و بازنویسیای ارائه کنم که هم معنای اصلی حفظ شود و هم به شیوهای تازه بیان گردد. در این شرکت احساس کردم که فضای کار به شدت نامطلوب است؛ رفتار مدیران خستهکننده و نگرشهای غیرمنطقی آنها کار را مشکل میکرد. نکتهای که به وضوح در میان همکاران میدیدم، فشارهای غیرقابلقبول و برخوردهای ناسالم بود که جو تیمی را بهطور چشمگیری مختل کرده بود. به ویژه واحد خدمات با مشکلات شدیدی دستبهدست هم داده و مشکلات را بیشتر میکرد. نام شرکت هم به دلخواه بهنظر من نام مناسبی برای ادامه کار نیست و به نظر میرسید این موضوع بخشی از نگرانیهای کارمندان باشد.
من دقیقا همان تجربه را در کار با مرکز خدمات شرکت ایران خودرو دارم و قصد دارم به شیوهای تازه و طبیعی، با حفظ محتوا بازنویسی کنم. اولین چیزی که میخواهم بگویم این است که نظرهای مثبتِ ظاهری دربارهٔ این فضا اغلب از خود مجموعه برمیآید و من تجربهٔ متفاوتی داشتم. اینجا فضایی شدیداً با فشارهای جنسیتی مواجه است؛ منابع انسانی را بهسان رفتار با ربات میبینند و بخش زیادی از کارکنان بخش منابع انسانی به دلیل فشار عصبی و رفتارهای ناپسند از مجموعه فرار میکنند. باقیماندهها هم فقط به خاطر حقوق کمِ ناچیز، ماندگار میشوند. هرچقدر هم تو تجربه و حرفهای باشی، باز هم بهطور کامل رضایت را جلب نمیکنند و با رفتاری چون اینکه لطف کردهاند و نگه داشتهاند، با تو برخورد میشود. نسبت به خانمها رفتارها واقعاً سختگیرانه است؛ از پوشش و حجاب تا هر نوع ارتباط کاری، نظارت بهطور کامل وجود دارد تا مبادا یک سلام ساده هم دردسر ایجاد کند—کاملاً بهنظر میرسد مانند یک پادگان اداره میماند. از تو میخواهند روی صندلی مشخصی بنشینی، چیز روی میز نگذاری، قدمی نروی و بهراحتی میگویند که همهچیز تحت کنترل است. معمولاً کارمندها را با توالی فشارهای مشتری کنار هم میچینند و در نهایت با حقوقی کم و با کلی منت بهتو میدهند. امنیت شغلی صفر است؛ کار در اینجا پر از استرس است چون حتی وقتی خوب هم کار میکنی، خیلی مواقع پس از چند اخطار به تو یادآوری میکنند که جایگزینهایی وجود دارد. بخشی به نام تضمین کیفیت وجود دارد که بهطور مداوم روشهای خاصی برای صحبت با مشتری تحمیل میشود؛ واژگان و چارچوب گفتگوی تو محدود میشود و اگر امتیاز پایین بیاید، بهطور جدی پیگیری میشوی. جایی برای اعتراض وجود ندارد؛ اگر اعتراض کنی، احتمالاً کارتو از دست میدهی. اختیار تصمیمگیری نداری و با معیارهایی رو به رو میشوی که باید خیلی فراتر از انتظارات باشی یا جریمه میشوی. هر آموزشی که میدهند، باید حتماً امتحان بدهی؛ آموزشی آنقدر سخت است که انگار دانشگاه است. رفتار با خانمها هم یکجور دیگر است: رنگ لباس باید مشکی باشد، موها پنهان باشد، حتی پاسخ دادن به سلام همکار آقا هم محدود است. ساز و کار تفکیک جنسیتی در محیط هم بهنظر خیلی ناقص و نامناسب است. در مقابل، آقایان در ارتباط با بیرون بهراحتی عمل میکنند و هماهنگی بیشتری دارند، اما داخل تیم خیلی از همکاران متقلب و زیرآبزن وجود دارند. خلاصه کنم: اگر آرامش و سلامت روان برایت مهم است، بهویژه اگر زن هستی، ورود به این سازمان را توصیه نمیکنم. هر چه بخواهی از تجربهٔ من بیاموزی یا نادیده بگیری، خودت میدانی چه برایت بهتر است.
با وجود اینکه این مجموعه پر است از افرادی با سطح کار حرفهای پایین، واقعاً این فقط اتفاقی نیست که من بتوانم چشمپوشی کنم. اگر مدیران واقعاً قصد بهبود داشتند، حداقل به نظرات منفی رسیدگی میکردند، اما هیچ کاری صورت نمیگیرد. صریحاً نمیتوانم به کسی پیشنهاد کنم برای مصاحبه بیاید؛ مشکلات عمیق است و هر روز اوضاع بدتر میشود.
من برای شرکت بازرگانی لاستیک شریفی تجربه کار میکنم یا کردم به عنوان برنامهنویس Go. الان میخواهم با شفافیت بگم که از نظر سطح توسعه فنی این مجموعه خیلی جای کار داره و اگر دنبال محیطی با استانداردهای درست و دقیق هستی، اینجا معمولاً پاسخ نمیده. غالب پروژهها عملاً بسته میشن و به دلیل ترس از خرابکاری، کمتر کسی جرأت میکنه روی کد دست بزنه. ساختار مدیریتی هم به نظر میرسه بیجان و بیهدف؛ میگن که هولوکراسی وجود داره اما واقعاً چنین نیست. برخوردها دوگانه است و بسیاری از تصمیمات تیمی براساس سلیقهی افراد بالادستی اتخاذ میشود. در واقع نوعی دیکتاتوری حزبی در قالبِ دموکراسی نمایان است: یا وارد حلقهی بستهای میشوی یا با تبعیض و رفتارهای متفاوت مواجه میشی. مسئولیتهای منابع انسانی هم به شکل مطلوبی تخصصی نیست و همین امر باعث میشود نیروهای بااستعداد جا به جا شوند و انگیزهها کاهش یابد. خلاصه اینکه فریبِ شوآف و برندینگ در شبکهها را نباید بخوری— از نظر فنی حرفی برای گفتن ندارند و همچنین فرهنگ سازمانی آنها را نمیشود به عنوان نقطهی قوت مطرح کرد.
شرکت مایوان را دنبال میکردم و در مصاحبهی admin سیستم، توضیح داده بودند که داشتن چند مهارت برنامهنویسی اختیاری و کفایتِ LPIC سطح یک کافی است. اما در جلسهی مصاحبه، به نظر میرسید اولویتها تغییر کرده باشد؛ دائما از من درباره دیتابیس و سرویسهای سطح دو لینوکس سوال میپرسیدند و این همسو با آنچه در آگهی نوشته بود، پیش نمیرفت.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
هلدینگ بسیار ضعیف با پوسته بیرونی و ظاهری بسیار شیک و از درون مثل میوه ای خراب و پلاسیده.حقوق ها دیر امنیت شغلی صفر مدیریت افتضاح فورس کاری همیشه تعادل بین زندگی و کاری منفی 100.جزو بدترین تجربه های کاریم بود.از لحاظ تخصصی هر چقدر بی سواد تر باشید بیشتر به چشم میاید.به شدت خاله زنک بازی و زیرآب زنی.انقدر افتضاحه که در جنگ 12 روزه زبان زد شد تو اینستا بابت حقوق ندادن و اخراج یکماهه بدون حقوق کارمندان. اگر واقعا اعصاب و روانتون رو دوست دارید چنین جایی کار نکنید.آدمهای با تخصص بالا رو اخراج میکنن و آدمهایی که چاپلوس هستن رو نگه میدارن با کمترین تخصص.مزایای خاصی نداره نه بسته معیشتی نه هدایا یدونه پزشک سازمانی دارن یدونه روانشناس حقوقتون هم از برج 6 که میشه 4 قسطه میدن هر ماه هیچ برنامه ای رو زندگیتون نخواهید داشت بنده بعنوان شخصی که 4 سال اونجا کار کردم میگم
خیلی دروغ میگن و آدمو سر کار میذارن. مخصوصا بخش مالی خیلی آدمو دست به دست میکنه تا جایی که ببینن میشه پولتو نمیدن. پول خیلی از کارگرای بی زبونشون رو هم ندادن کارگرایی که پیگیر باشن هم بخش مالی میپیچونه
تجربه خوبی از مصاحبه با تیم جذب نداشتم مدیر خودش تازه وارد بود و بنظر میومد توانایی کشف استعداد رو ندارن که باعث کوتوله ماندن سازمان میشه و انکار فقط جزوه های منابع انسانی رو خوندن و تجربه عملی مختصری داشتند حوزه فین تک و استارت آپ امنیت شغلی پایینی داره پیشنهاد نمی کنم انم شرکت تازه کار و وابسته ای مثل ازکی وام
مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
با تشکر از مدیریت محترم مجموعه در ابتدا که به نظرم تو حوزه خودشون تلاششون رو برای یک محیط کاری هم برای کارمند هم برای مشتری فراهم کردن - اما به نظرم نکته های منفی مجموعه قابل توجه هست : روال کاری و سیستمی اصلا ندارن و خیلی سنتی کار میکنن همین باعث میشه میزان کار به درستی اندازه گیری نشه مدیر های اصلی دید کاملی به پروموت شدن ها استخدام ها و حفظ نیروهای متخصص ندارن . مدیر های میانی اصلا تخصص لازم رو ندارن کلا سلیقه ای هست کاراشون از پروسه جذب بگیرید تا ارتقا یا حفظ و نگهداشت نیرو - شرکت عملا چیزی به اسم نیروی انسانی نداره و روال پرداختیه اضافه کاری شبکاری تعطیل کاری اصلا رعایت نمیشه . تیمکشی و یاربندی به صورت کاملا مشهودی دیده میشه و به نظرم تلخ ترین جاش اینه وقتی همکاران به هر دلیلی قطع همکاری میکردن جو شروع میکرد بد گویی از نیرو و در مورد عدم کفایتش که این حرفا پشت سر من هم بود ، خوب این باعث میشه که شما همیشه دید بدی داشته باشید و بی اعتمادی موج بزنه در کل به نظر بها دادن به یکسری مدیران یا سرپرست های میانی تو شرکت های کوچیک همیشه باعث آسیب های جدی به مجموعه و نیرو هست نظر های تعریف تمجیدی فیک نمیزارم اما در راس کار مثل اول جمله ام باز هم مدیران ارشد و بنیان گذاران مجموعه تشکر میکنم چون به نظرم آدم حسابی و خیلی محترم هستن در کل خلاصه بخوام بگم اگر کار اولی هستید و تجربه اول کاریتون هست میتونید روی اینجا برای یک مدت خیلی کوتاه حساب کنید نه خیلی
مدیریت بسیار ضعیف و خاله زنک، عفت کلام ندارن، پرداختی ها خوبه ولی از لحاظ روانی بسیار تو چالش هستی و در نهایت بعنوان نیروی بی لیاقت و به درد نخور باهات برخورد میکنن، بنظرم هدر دادم عمر و زندگیه اونجا کار کردن،، اولش متوجه نیستی ولی به مرور میفهمی و اینکه جای پیشرفت نداره چون مدیران خودشونو خییلی بالاتر از همه میدونن
تجربه کاری من در این مجموعه چیزی نبود که انتظار داشتم. من حدود چند ماهی میشه که این مجموعه رو ترک کردم اما چیزی که برای من بسیار آزاردهنده بود، نوع برخورد و رفتار مدیرعامل (م.م.م) با خانمها، بود. در طول مدتی که در این مجموعه بودم، مواردی دیدم که از نظر من کاملاً خارج از چارچوب حرفهای یک محیط کاری بود. صدا زدنهای غیرضروری، ایجاد موقعیتهایی برای تعامل بدون دلیل کاری، نگاههای معذبکننده در زمان صحبت کردن، و مطرح کردن سؤالهایی درباره مسائل شخصی مثل ظاهر و تغییرات فردی که هیچ ارتباطی با وظایف کاری نداشت، باعث ایجاد حس ناراحتی و ناامنی میشد. موضوع فقط تجربه شخصی من نبود؛ در صحبتهایی که با خانمهای مجموعه نیز داشتم، متوجه شدم آنها هم تجربهها و احساسات مشابهی درباره نوع برخورد و رفتارهای خارج از چارچوب حرفهای مطرح میکنند چیزی که برای بنده عجیب است این بود که با وجود واحد حراست و کلی قوانین و آییننامههای رنگارنگ، هیچکس انگار حاضر نیس درباره رفتارهای مدیرعامل به اصطلاح محترم حرفی بزنه. این در حالیست که همه معاونین و مدیران کاملا به این موضوع آگاهی دارن و در موردش حرف میزنن و میخندن، اما کسی حاضر نیس مسئولیتی قبول کنه و گزارشی دراین خصوص بده البته کسی جرات نداره و هرکسی ام جرات داشته الان اونجا نیس و با مجموعه خداحافظی کرده. حتی این آقا در این صنعت نیز با نام های مختلف و مرتبط با این موضوع لقب گرفته. چند بار هم بین کارکنان زمزمه شده بود که قبلاً هم اعتراضهایی مطرح شده، اما نتیجهای نداشته است. انگار تا وقتی اتفاقی خیلی جدی و غیرقابل انکار نیفتد، هیچکس قرار نیست واکنشی نشان بدهد. همین سکوت، از خود رفتارها ترسناکتر بود؛ چون به همه این پیام را میداد که اگر اعتراضی هم داشته باشی، احتمالاً کسی صدایت را نخواهد شنید. حدود دو سه سال پیش نیز در همین سایت تجربه ای من باب این موضوع ثبت شد که متاسفانه به ناحق حذف گردید البته همون زمان هم مدیرعامل با اجبار کردن مدیران ارشد خانم نسبت به ارائه کامنت های مثبت سعی در حذف و پنهان کردن این موضوع را داشت که خوب چون اون بندگان خدا چاره ای نداشتند مجبور به ارائه کامنت شدن. الان هم احتمالا بعد این کامنت مجدد همین کار رو انجام بده تناقض تلخ ماجرا این است که این اقا با نمایش چهرهای مذهبی و اخلاقمدار هر عمل ناشایستی رو که میخواد انجام میده. امیدوارم ویکی تجربه این تجربه رو مثل تجربه سایر دوستان در امیدپی حذف نکنه
من چند سال در این شرکت کار کردم، اولین چیزی که بعد از یه مدت به چشم میاد در شرکت عدم امنیت شغلی است،قرارداد ها یکماهه و راحت بدون دلیل خاصی قطع همکاری میکنن، مورد بعدی تایم کاری طولانی از ساعت ۸صبح تا ۶ بعد از ظهر ، امکان گرفتن مرخصی ساعتی نیست و هر زمان خواستی خروج از شرکت برا حتی یک ساعت داشته باشی باید تیکت جابجایی ساعت کاری ثبت کنی و هم زمان خارج از شرکت حالا هر چند ساعت شد رو جبران کنی و در شرکت بمونی و یا از تایم استراحت یک ساعته طی روزت استفاده کنی، مدیریت به شدت ضعیف و آماتور ، محیط کار در ظاهر دوستانه ولی در واقعیت کوچکترین کارت رو و حرفت رو در محیط شرکت منتقل میکنن به مدیریت ، مزایا هیچی جز حقوقت،دائما با دوربین چک میشی، دوره آموزشی خسته کننده و طولانی قبل از شروع کار، دائما عملکرد کاری ات چک میشه و بابت اشتباه جریمه میشی
در ابتدا با من تماس گرفتند تا برای پشتیبانی و مدیریت دیتابیس و سرور به کار دعوت شوم، و گفتند قبول شدی. اما بین مقدار حقوقی که انتظار داشتم و حقوق پیشنهادی شرکت تفاوتی وجود داشت، ضمن اینکه دورههای تخصصی ادمین دیتابیس و سرور را گذرانده بودم و شرکت هم به این تخصص نیاز داشت، چند روز بعد برای مصاحبه دیگری با من تماس گرفتند. بعد از مدت کوتاهی بحثهای مربوط به شیفتهای کاری متغیر را بررسی کردیم تا به توافق برسیم. نهایتاً با صحبت مستقیم با مدیرعامل، پذیرش نهایی را به دست آوردم.
نگاه من به این تجربه بهطور کلی مثبت نبود ولی مسیرش چند نکته روشن داشت. از شرکت وب کرفتزرز برای یک موقعیت مدیر پروژه دعوت شدم و در رکاب دوستهایم به مصاحبه رفتم. اول تماس گرفتند و مصاحبه منابع انسانی را به صورت آنلاین گذاشتند که در شرایط کرونا خیلی مناسب بود چون ترجیح میدادم کمتر بیرون بروم. جلسه اسکایپی با مسئول منابع انسانی بود؛ خانمی با برخورد محترمانه که ظاهراً با حوزههای نرمافزاری هم آشنایی داشت. ترکیبی از پرسشهای فنی و بررسیهای روانشناختی بود؛ بهنظر سخت نبود اما حس میکردم هدفمند است. دو روز بعد دوباره تماس گرفتند و برای مصاحبه حضوری دعوت شدم، در آن جلسه با دو مرد صحبت کردم و درباره پروژههایی که انجام داده بودم و تواناییهایم پرسیدند؛ آن قسمت هم نسبتاً ساده بود. گفتند بعداً خبر میدهند، اما چند روز بعد ایمیل ریجکت دریافت کردم. با وجود اینکه روند مصاحبهها خوب پیش میرفت، فکر میکنم دلیل اصلی عدم پذیرش، حقوقی بود که درخواست کرده بودم.
برای مصاحبه رفتم و برخورد اول با تیم منابع انسانی خیلی دوستانه بود. حقوق و مزایا رو دو مرحله مشخص کرده بودن و گفتن هر دو بخش بهموقع و بدون تاخیر پرداخت میشه؛ این نکته از همون ابتدا خیال آدم رو راحت میکرد. با منابع انسانی تقریباً یک ساعت گفتوگو داشتم و بعدها دو ساعت با مدیرعامل صحبت کردم که فضای مصاحبه خیلی خوب بود و بحثها بهخوبی پیش رفت. در نهایت پذیرفته نشدم، اما واقعاً احساس بدی بهجا نگذاشت.
به دِگاه من، مصاحبه برای نقشم به عنوان برنامهنویس ارشد داتنت از مسیر پر از انتظار و سردرگمی گذشت. سه دفترچه با جوهرهای آبی و قرمز در اختیارم گذاشتن و گفتن حدود چهلوپنج سوال را باید با کدها روی کاغذ حل کنم. بخش منابع انسانی هم فرمی سنگین جلوی من گذاشت که نزدیک به دویست و چهل سوال داشت و باید پر میشد. پس از گذراندن آزمون فنی و مصاحبه با واحد منابع انسانی، اعلام کردند پروندهام در مرحله مجوز مدیرعامل است و از صبر و حوصلهام تشکر کردند. هشت ماه است که خبری نشده و من همچنان در سردرگمیام؛ احساس خستگی میکنم و از وضعیت پاسخدهی شرکت کلافهام و میخواهم بدانم چه میشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.