به خاطر یک مجموعه، برای مصاحبه رفتم و از همان لحظه اول حس خوبی نداشتم. نگهبان طوری رفتار میکرد که انگار از کارش راضی نیست و این بیحالی را منتقل میکرد. خود ساختمان و اتاقها نور مناسبی نداشتند، راهروها و فضاها پر از اشیای اضافی بودند و بینظمی واضحی هم وجود داشت. در جلسه مصاحبه بیشتر روی نقاط ضعف متمرکز شدند و سوالها بیشتر به تابآوری روانی رفتند؛ انگار روشن نبود دقیقاً دنبال چه نوع نیرویی هستند. به نظر میرسید که ذهنیت ایـدهآلگرایانهای درباره جذب نیرو وجود دارد، مانند اینکه میخواهند مثل برندهای معتبر نیرو بگیرند اما با واقعیتهایشان همخوانی ندارد. در نتیجه پیشنهاد نمیکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی وارد این شرکت شدم، یک تجربه بیثبات و پرتنش در انتظارم بود که هر روز به دردسر میانداخت. در قالب کارشناس شبکه وایرلس، مجبور بودم هفت روز در هفته در شیفتها حضور داشتم و هیچ مرخصی واقعیای برایم وجود نداشت. شبها با تماسهای ناگهانی برای تعمیر مشکل لینک مواجه میشدم؛ به محض رفتن به محل، یا مشتری در را باز نمیکرد یا اصلاً آنجا نبود. در نهایت نه تنها مرخصی، عیدی و پاداشی که حقم بود پرداخت نشد، بلکه تسویهحساب هم به تعویق افتاد و وقتی برای اعتراض به اداره کار رفتم، با قرارداد جعلی و کمترین مبلغ ممکن رضایت دادند. نسخه قرارداد را هم برایم نمیدادند تا کسی متوجه سوءاستفادهها نشود و هزینههای بیمه تکمیلیام را هم پرداخت نکردند. به طور خلاصه، تجربهای که نباید تکرار کنم و به هیچ وجه ارزش زمانم را نداشت.
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
مدت کوتاهی با شرکت اسمارت کیدز کار میکردم و تجربهام به شکل واضحی روشن بود: اوضاع این سازمان واقعاً پاسخگو نیست. به صورت واضح دیدم که مدیران گاهی تصمیمها را بدون منطق میگیرند و برای کارمندان واقعاً زحمتکش ارزش قائل نیستند. خیلی از کارها با رابطه و پارتی پیش میرود و اصولاً شایستهسالاری معنا ندارد.
وقتی رفتم برای مصاحبه و الان اینجا مشغول به کارم، با وجود همه نقدهایی که دربارهشون خوندم، شانس آشنایی با این شرکت رو پیدا کردم. در گذشته حاشیههای زیادی داشتند؛ مدیرعامل و رئیس فروش سابق خیلی بیاعتماد و فقط به سود خودشون فکر میکردن. واقعاً جالبه که هدیه شب عید به نیروها فقط یک خودکار بود! بعد از رفتن اون دو نفر و همراهشون که کارکردی هم ازشون انتظار نمیرفت، شرکت تا حدی از حاشیهها فاصله گرفت و تا حدود زیادی به روال عادی برگشت. با این حال همونطور که تجربه نشون داده، هنوز کارهای زیادی وجود داره تا سازمان به شکل منسجم و منظم عمل کنه.
با منطق گفتمانی این شرکت از من آزمون هوش گرفتند که طول کشید تقریباً بیست تا سی دقیقه و شامل سوالات منطقی و ریاضی میشد. بعد از آن واردم مصاحبه حضوری شدیم؛ زمانبندی مصاحبهها درست بود و مدت زیادی منتظر نماندم. در جلسه اول درباره سابقه و تحصیلاتم پرسیدن و روشن بود که آشنایی با مدل داده برایشان اهمیت دارد. همان جلسه اول گفتند جلسه دوم هم برگزار میشود و حدود یک هفته بعد دومین جلسه برگزار شد که در آن بیشتر درباره مدل داده سوال کردند و از من خواستند سیستم مطلوبشان را نقشهکشی کنم. در هر دو ملاقات افراد برخوردی خوش داشتند و رفتار ناخوشایندی ندیدم. چند روز بعد هم اطلاع دادند که پذیرش شدهام. شرکت آموزشهای متنوعی ارائه میدهد، از جمله مدل داده، SQL، تعریف کاربر و سایر مباحث مرتبط که اگر بخواهی بهطور آزاد یاد بگیریشان رفتوآمد و هزینههایش بالاست. تا حالا که ادامه میدهم اینجا اوضاع خوب است و حس میکنم فرصت رشد وجود دارد. چیزهای مهم برایشان شامل روابط عمومی مثبت، انرژی بالا و دقت به رفتارهای ریز During مصاحبه و دورههای آموزشی است.
به مدت حدود شش ماه به عنوان معلم پارهوقت توی فودی جاب کار میکنم تا وقت خالیام پر شود. تیم با تجربهای دوروبرم حضور داشت که آدمهای باکیفیت و کاربلدی بودند. با همهی این positives، یک مشکل هم وجود داشت: برخی از همکارها که سابقهشان نسبتاً بیشتر است — حتی اگر فقط یک ترم باشد — گاهی با رفتار نامناسبی برخورد میکردند. به جز همین نکتهی آزاردهنده، در این مدت چیز دیگری به چشم نمیخورد.
براي مصاحبه دعوت شدم به صورت رفرال و وقتي وارد مجموعه شدم تايم زيادي رو منتظر موندم و با مدير عامل محموعه دو ساعت مصاحبه كردم و در طول مصاحبه بسيار رفتار تحقير اميزي داشتند و بسيار غير حرفه اي بودندو در طول مصاحبه افراد وارد اتاق مصاحبه شده و اداب اوليه را بلد نبودند و واحدمنابع انساني به سدت بي نظم و غير حرفه اي بودند و اكثر افرادي كه در مجموعه بودند به شدت غير حرفه اي بودند و تجربه بسيار بسيار بدي بود
برای مصاحبه زودتر از زمان تعیین شده رفتم خانمی خیلی کم سن و سال با ظاهر خیلی غیررسمی مصاحبه اولیه را انجام داد با سوالاتی که میپرسید متوجه شدم دانش زیادی از فرآیندها ندارد و کلا چندتا اصطلاح انگلیسی و تکرار میکرد و مسلط به مصاحبه گری نبود و فضای مناسبی محیا نشد نتوانست متوجه تجربه و فعالیتهای من شود و خیلی سریع قصد داشت بازجویی کند در انتها جوری رفتار میکرد انگار که پاشو برو و خیلی تجربه بدی بود (قبل از مصاحبه فکر میکردم محیط خیلی حرفه ای تر باشد که نبود و درصورت قبولی هم قطعا همکاری نمیکردم) بنظر من نحوه ارتباط گیریشون ضعیف بود و اصلا برای مصاحبه گری حرفه ای رفتار نکردند این رو با توجه به اینکه بیش از 4 سال تجربه جذب و استخدام دارم میگم
یک سال سابقه کار در این شرکت داشتم و اگر بخواهم تجربهام را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم که احترام به کارمند در این مجموعه جایگاهی ندارد. نوع برخورد با کارکنان کاملاً از بالا به پایین است و انتظار دارند بدون هیچ اعتراضی هر شرایطی را بپذیری. یکی از بدترین بخشهای کار، تأخیرهای مکرر در پرداخت حقوق بود؛ اینکه حقوق با سه یا حتی چهار ماه تأخیر پرداخت شود، برای این مجموعه کاملاً عادی بود. اگر هم بابت این موضوع یا هر مسئله دیگری اعتراضی میکردی، پاسخ مشخصی دریافت نمیکردی و حتی ممکن بود همکاریات به پایان برسد و برای دریافت تسویهحساب هم ماهها منتظر بمانی. این تجربهای بود که من از کار در این شرکت داشتم و شخصاً همکاری با آن را توصیه نمیکنم.
سلام، من بعد از 6 سال تجربه کاری تو این شرکت، اصلا پیشنهادش نمیکنم چون نقاط ضعف بسیار بالایی داره، اولا اگر قصد کار در این شرکت رو داری از الان باید بگم که قید سلامت روان و شخصیت رو بزن، دوما به ازای هر پاداش قطعا تا اخر ماه جریمه میشی مثلا +500 پاداش و -300 جریمه تاخیر، حدود 176 ساعت باید تا اخر ماه پر کنی که تاحالا پیش نیومده کسی بتونه پر کنه حقوق بسیار کمه و اصلا تلاشت دیده نمیشه من عمرمو دلسوزیمو پای کار گذاشتم و در نهایت با بی احترامی بیش از حد مجبور به ترک شرکت شدم که نه آخرین پایه حقوق، سنوات و عیدونه برای من واریز نکردن ، هیچکس با دل خوش از شرکت نرفته، توصیه میکنم سوابق شکایت شرکت رو بررسی کن طبق تاریخ و تعدادش متوجه میشی که از یک بازه به بعد همه رو پر دادن و حقی به کسی داده نشد. محیط از نظر خودشون دوستانس ولی اصلا اینطور نیست و تو از دستور همه باید پیروی کنی، اضافه کاری اصلا در این شرکت معنایی نداره. محیط امنی هست اما اصلا به حقوق بانوان اهمیتی داده نمیشه بلکه حقت رو نمیدن، اصلا تیم انتقاد پذیری نیستن اما ادعا دارن که هیچ مشکلی در شرکت ندارن و ناگفته نمونه که نظافت شرکت بشدت ضعیفه چون فقط وقتی مدیریت میومدن یا جلسه خاصی داشتیم به این موضوع توجه میشد و همه جارو خاک برداشته بود، به طور کلی بعد از یکسال که شرکت رو ترک کردم از لحاظ روحی تو هیچ شرکتی نتونستم درست کار کنم که مبادا سرم داد بزنن یا حقم رو ندن... معتقد هستن که با همه خوبن اما در آخر همه بهشون بدی میکنن در صورتی که یک بار قبول نکردند که شاید مشکل از خودشون باشه... بخوام تا آخر بگم خیلی طولانی میشه! امیدوارم با کامنتم تونسته باشم کمک کنم و کلام آخر جایی برید که قدرتون رو بدونن و اندازه زحمتتون حقتون رو بدن چون شما قراره نصف روز رو اونجا زندگی کنید :)
به هیچ وجه کار تو این شرکت رو توصیه نمیکنم و بیکار موندن بهتر از کار کردن با آدم های دروغگو و بیسواده که برای حقوق ندادن هر دروغی به شما میگن و هیچ آینده ای رو نمیشه تصور کرد تو این شرکت. رسما برده داریه کار کردن تو این شرکت
من از این شرکت بسیار راضی بودم چون در قطعی اینترنت مدیر تجهیزات شرکت من چیزی متوجه شدم گزاشت برای فروش که بتونه حقوق افراد بده . با من پارسال به صورت کامل تسویه کردند توی اخر اسفند ۱۴۰۵
سداد برای نیروهایی که سابقه کاری کم دارند جای مناسبی میتواند باشد. افرادی که سابقه کاری متوسط یا بالا دارند لازم هست توانایی خایــــه مالی داشته باشند تا در آنجا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. البته میزان تاثیر این توانایی به مدیر شما هم بستگی دارد که چقدر متقاضی آن باشد. برای تشخیص موثر بودن آن به دانش مدیر خود و همچنین به رفتار مدیر خود با مدیر بالا تر توجه کنین. اگر دانش او اندک است و در زمان روبرو شدن با مدیر بالاتر به خایــــه مالی میپردازد قطعا موثر خواهد بود. برای تشخیص دانش مدیرتان به صحبت های خودتان با او دقت کنید. اگر حرف شما را به خود شما بگوید به احتمال زیاد فسیل است. بطور خلاصه فرهنگ سازمانی سداد از خایـــه مالی، زیرآب زنی و روابط پنهان تشکیل شده است. برای موفقیت ابتدا با خایـــه ها شروع کنین. روابط پنهان بسازید و زیرآب افراد مورد نظر مدیر خود را بزنید.
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
اولش در باغ سبز نشون میدن ❤️🔥: بیمه تکمیلی 😉 صبحانه و ناهار 😋 ایاب و ذهاب 🚴 حقوق بالاتر از اداره کار👌 دو ماه بعد از استخدام: داد و بیداد و ناسزاگویی سرپرست شروع میشه🤬 صبحانه، نون بیار، پنیر و قند و چاییش با شرکت.🤦 شرکت لطف میکنه ناهار میده، نون و نمک شرکت رو خوردی، حق اعتراض نداری.🙎 قراردادی باهات نمیبنده.😣 بیمه با دو ماه تاخیر پرداخت میشه.😤 اضافهکاری پرداخت نمیشه، حقوق هم حداقل اداره کار به همه به یه اندازه پرداخت میشه.😲 بیمه تکمیلی مال کسیه که سه ماه براشون کار کنه، بیشتر از سه ماه نباید کار کنی، یا استعفا میدی یا با تیپ پا پرتت میکنند بیرون.👊
نیروهای خوبی داره حیف از لحاظ مدیریت ضعیف هست و نیروها همش برای خودشیرینی چاپلوسی مدیر رو میکنن
هیچ ارزشی برای وقت شما قائل نیستن سه مرحله مصاحبه وجود داره تو سه بازه زمانی متفاوت مصاحبه اول داخل لابی برگزار شد حتی تست و آزمون شخصیت هم همینطور مرحله اخر مصاحبه قرار شد طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت نتیجه رو اعلام کنن اما بعد از یک هفته خودم پیگیر شدم در اخر گفتن اگر مثبت بود تماس میگرفتیم من که خداروشکر جای بهتری استخدام شدم(نیروموتور ) ولی خواهشا روالتونو درست کنین تو این مصیبت و گرما مردمو ده بار نکشونید اونجا آخرم هیچی به هیچی... به افراد مصاحبه کننده اختیار عمل بیشتری بدین نه اینکه طرف وایسه تا روز اخر مصاحبه ببینه مدیرعامل ازش خوشش میاد یا نه
با وجود اینکه این مجموعه پر است از افرادی با سطح کار حرفهای پایین، واقعاً این فقط اتفاقی نیست که من بتوانم چشمپوشی کنم. اگر مدیران واقعاً قصد بهبود داشتند، حداقل به نظرات منفی رسیدگی میکردند، اما هیچ کاری صورت نمیگیرد. صریحاً نمیتوانم به کسی پیشنهاد کنم برای مصاحبه بیاید؛ مشکلات عمیق است و هر روز اوضاع بدتر میشود.
من دقیقا همان تجربه را در کار با مرکز خدمات شرکت ایران خودرو دارم و قصد دارم به شیوهای تازه و طبیعی، با حفظ محتوا بازنویسی کنم. اولین چیزی که میخواهم بگویم این است که نظرهای مثبتِ ظاهری دربارهٔ این فضا اغلب از خود مجموعه برمیآید و من تجربهٔ متفاوتی داشتم. اینجا فضایی شدیداً با فشارهای جنسیتی مواجه است؛ منابع انسانی را بهسان رفتار با ربات میبینند و بخش زیادی از کارکنان بخش منابع انسانی به دلیل فشار عصبی و رفتارهای ناپسند از مجموعه فرار میکنند. باقیماندهها هم فقط به خاطر حقوق کمِ ناچیز، ماندگار میشوند. هرچقدر هم تو تجربه و حرفهای باشی، باز هم بهطور کامل رضایت را جلب نمیکنند و با رفتاری چون اینکه لطف کردهاند و نگه داشتهاند، با تو برخورد میشود. نسبت به خانمها رفتارها واقعاً سختگیرانه است؛ از پوشش و حجاب تا هر نوع ارتباط کاری، نظارت بهطور کامل وجود دارد تا مبادا یک سلام ساده هم دردسر ایجاد کند—کاملاً بهنظر میرسد مانند یک پادگان اداره میماند. از تو میخواهند روی صندلی مشخصی بنشینی، چیز روی میز نگذاری، قدمی نروی و بهراحتی میگویند که همهچیز تحت کنترل است. معمولاً کارمندها را با توالی فشارهای مشتری کنار هم میچینند و در نهایت با حقوقی کم و با کلی منت بهتو میدهند. امنیت شغلی صفر است؛ کار در اینجا پر از استرس است چون حتی وقتی خوب هم کار میکنی، خیلی مواقع پس از چند اخطار به تو یادآوری میکنند که جایگزینهایی وجود دارد. بخشی به نام تضمین کیفیت وجود دارد که بهطور مداوم روشهای خاصی برای صحبت با مشتری تحمیل میشود؛ واژگان و چارچوب گفتگوی تو محدود میشود و اگر امتیاز پایین بیاید، بهطور جدی پیگیری میشوی. جایی برای اعتراض وجود ندارد؛ اگر اعتراض کنی، احتمالاً کارتو از دست میدهی. اختیار تصمیمگیری نداری و با معیارهایی رو به رو میشوی که باید خیلی فراتر از انتظارات باشی یا جریمه میشوی. هر آموزشی که میدهند، باید حتماً امتحان بدهی؛ آموزشی آنقدر سخت است که انگار دانشگاه است. رفتار با خانمها هم یکجور دیگر است: رنگ لباس باید مشکی باشد، موها پنهان باشد، حتی پاسخ دادن به سلام همکار آقا هم محدود است. ساز و کار تفکیک جنسیتی در محیط هم بهنظر خیلی ناقص و نامناسب است. در مقابل، آقایان در ارتباط با بیرون بهراحتی عمل میکنند و هماهنگی بیشتری دارند، اما داخل تیم خیلی از همکاران متقلب و زیرآبزن وجود دارند. خلاصه کنم: اگر آرامش و سلامت روان برایت مهم است، بهویژه اگر زن هستی، ورود به این سازمان را توصیه نمیکنم. هر چه بخواهی از تجربهٔ من بیاموزی یا نادیده بگیری، خودت میدانی چه برایت بهتر است.
به خاطر یک مجموعه، برای مصاحبه رفتم و از همان لحظه اول حس خوبی نداشتم. نگهبان طوری رفتار میکرد که انگار از کارش راضی نیست و این بیحالی را منتقل میکرد. خود ساختمان و اتاقها نور مناسبی نداشتند، راهروها و فضاها پر از اشیای اضافی بودند و بینظمی واضحی هم وجود داشت. در جلسه مصاحبه بیشتر روی نقاط ضعف متمرکز شدند و سوالها بیشتر به تابآوری روانی رفتند؛ انگار روشن نبود دقیقاً دنبال چه نوع نیرویی هستند. به نظر میرسید که ذهنیت ایـدهآلگرایانهای درباره جذب نیرو وجود دارد، مانند اینکه میخواهند مثل برندهای معتبر نیرو بگیرند اما با واقعیتهایشان همخوانی ندارد. در نتیجه پیشنهاد نمیکنم.
وقتی وارد این شرکت شدم، یک تجربه بیثبات و پرتنش در انتظارم بود که هر روز به دردسر میانداخت. در قالب کارشناس شبکه وایرلس، مجبور بودم هفت روز در هفته در شیفتها حضور داشتم و هیچ مرخصی واقعیای برایم وجود نداشت. شبها با تماسهای ناگهانی برای تعمیر مشکل لینک مواجه میشدم؛ به محض رفتن به محل، یا مشتری در را باز نمیکرد یا اصلاً آنجا نبود. در نهایت نه تنها مرخصی، عیدی و پاداشی که حقم بود پرداخت نشد، بلکه تسویهحساب هم به تعویق افتاد و وقتی برای اعتراض به اداره کار رفتم، با قرارداد جعلی و کمترین مبلغ ممکن رضایت دادند. نسخه قرارداد را هم برایم نمیدادند تا کسی متوجه سوءاستفادهها نشود و هزینههای بیمه تکمیلیام را هم پرداخت نکردند. به طور خلاصه، تجربهای که نباید تکرار کنم و به هیچ وجه ارزش زمانم را نداشت.
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
مدت کوتاهی با شرکت اسمارت کیدز کار میکردم و تجربهام به شکل واضحی روشن بود: اوضاع این سازمان واقعاً پاسخگو نیست. به صورت واضح دیدم که مدیران گاهی تصمیمها را بدون منطق میگیرند و برای کارمندان واقعاً زحمتکش ارزش قائل نیستند. خیلی از کارها با رابطه و پارتی پیش میرود و اصولاً شایستهسالاری معنا ندارد.
وقتی رفتم برای مصاحبه و الان اینجا مشغول به کارم، با وجود همه نقدهایی که دربارهشون خوندم، شانس آشنایی با این شرکت رو پیدا کردم. در گذشته حاشیههای زیادی داشتند؛ مدیرعامل و رئیس فروش سابق خیلی بیاعتماد و فقط به سود خودشون فکر میکردن. واقعاً جالبه که هدیه شب عید به نیروها فقط یک خودکار بود! بعد از رفتن اون دو نفر و همراهشون که کارکردی هم ازشون انتظار نمیرفت، شرکت تا حدی از حاشیهها فاصله گرفت و تا حدود زیادی به روال عادی برگشت. با این حال همونطور که تجربه نشون داده، هنوز کارهای زیادی وجود داره تا سازمان به شکل منسجم و منظم عمل کنه.
با منطق گفتمانی این شرکت از من آزمون هوش گرفتند که طول کشید تقریباً بیست تا سی دقیقه و شامل سوالات منطقی و ریاضی میشد. بعد از آن واردم مصاحبه حضوری شدیم؛ زمانبندی مصاحبهها درست بود و مدت زیادی منتظر نماندم. در جلسه اول درباره سابقه و تحصیلاتم پرسیدن و روشن بود که آشنایی با مدل داده برایشان اهمیت دارد. همان جلسه اول گفتند جلسه دوم هم برگزار میشود و حدود یک هفته بعد دومین جلسه برگزار شد که در آن بیشتر درباره مدل داده سوال کردند و از من خواستند سیستم مطلوبشان را نقشهکشی کنم. در هر دو ملاقات افراد برخوردی خوش داشتند و رفتار ناخوشایندی ندیدم. چند روز بعد هم اطلاع دادند که پذیرش شدهام. شرکت آموزشهای متنوعی ارائه میدهد، از جمله مدل داده، SQL، تعریف کاربر و سایر مباحث مرتبط که اگر بخواهی بهطور آزاد یاد بگیریشان رفتوآمد و هزینههایش بالاست. تا حالا که ادامه میدهم اینجا اوضاع خوب است و حس میکنم فرصت رشد وجود دارد. چیزهای مهم برایشان شامل روابط عمومی مثبت، انرژی بالا و دقت به رفتارهای ریز During مصاحبه و دورههای آموزشی است.
به مدت حدود شش ماه به عنوان معلم پارهوقت توی فودی جاب کار میکنم تا وقت خالیام پر شود. تیم با تجربهای دوروبرم حضور داشت که آدمهای باکیفیت و کاربلدی بودند. با همهی این positives، یک مشکل هم وجود داشت: برخی از همکارها که سابقهشان نسبتاً بیشتر است — حتی اگر فقط یک ترم باشد — گاهی با رفتار نامناسبی برخورد میکردند. به جز همین نکتهی آزاردهنده، در این مدت چیز دیگری به چشم نمیخورد.
براي مصاحبه دعوت شدم به صورت رفرال و وقتي وارد مجموعه شدم تايم زيادي رو منتظر موندم و با مدير عامل محموعه دو ساعت مصاحبه كردم و در طول مصاحبه بسيار رفتار تحقير اميزي داشتند و بسيار غير حرفه اي بودندو در طول مصاحبه افراد وارد اتاق مصاحبه شده و اداب اوليه را بلد نبودند و واحدمنابع انساني به سدت بي نظم و غير حرفه اي بودند و اكثر افرادي كه در مجموعه بودند به شدت غير حرفه اي بودند و تجربه بسيار بسيار بدي بود
برای مصاحبه زودتر از زمان تعیین شده رفتم خانمی خیلی کم سن و سال با ظاهر خیلی غیررسمی مصاحبه اولیه را انجام داد با سوالاتی که میپرسید متوجه شدم دانش زیادی از فرآیندها ندارد و کلا چندتا اصطلاح انگلیسی و تکرار میکرد و مسلط به مصاحبه گری نبود و فضای مناسبی محیا نشد نتوانست متوجه تجربه و فعالیتهای من شود و خیلی سریع قصد داشت بازجویی کند در انتها جوری رفتار میکرد انگار که پاشو برو و خیلی تجربه بدی بود (قبل از مصاحبه فکر میکردم محیط خیلی حرفه ای تر باشد که نبود و درصورت قبولی هم قطعا همکاری نمیکردم) بنظر من نحوه ارتباط گیریشون ضعیف بود و اصلا برای مصاحبه گری حرفه ای رفتار نکردند این رو با توجه به اینکه بیش از 4 سال تجربه جذب و استخدام دارم میگم
یک سال سابقه کار در این شرکت داشتم و اگر بخواهم تجربهام را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم که احترام به کارمند در این مجموعه جایگاهی ندارد. نوع برخورد با کارکنان کاملاً از بالا به پایین است و انتظار دارند بدون هیچ اعتراضی هر شرایطی را بپذیری. یکی از بدترین بخشهای کار، تأخیرهای مکرر در پرداخت حقوق بود؛ اینکه حقوق با سه یا حتی چهار ماه تأخیر پرداخت شود، برای این مجموعه کاملاً عادی بود. اگر هم بابت این موضوع یا هر مسئله دیگری اعتراضی میکردی، پاسخ مشخصی دریافت نمیکردی و حتی ممکن بود همکاریات به پایان برسد و برای دریافت تسویهحساب هم ماهها منتظر بمانی. این تجربهای بود که من از کار در این شرکت داشتم و شخصاً همکاری با آن را توصیه نمیکنم.
سلام، من بعد از 6 سال تجربه کاری تو این شرکت، اصلا پیشنهادش نمیکنم چون نقاط ضعف بسیار بالایی داره، اولا اگر قصد کار در این شرکت رو داری از الان باید بگم که قید سلامت روان و شخصیت رو بزن، دوما به ازای هر پاداش قطعا تا اخر ماه جریمه میشی مثلا +500 پاداش و -300 جریمه تاخیر، حدود 176 ساعت باید تا اخر ماه پر کنی که تاحالا پیش نیومده کسی بتونه پر کنه حقوق بسیار کمه و اصلا تلاشت دیده نمیشه من عمرمو دلسوزیمو پای کار گذاشتم و در نهایت با بی احترامی بیش از حد مجبور به ترک شرکت شدم که نه آخرین پایه حقوق، سنوات و عیدونه برای من واریز نکردن ، هیچکس با دل خوش از شرکت نرفته، توصیه میکنم سوابق شکایت شرکت رو بررسی کن طبق تاریخ و تعدادش متوجه میشی که از یک بازه به بعد همه رو پر دادن و حقی به کسی داده نشد. محیط از نظر خودشون دوستانس ولی اصلا اینطور نیست و تو از دستور همه باید پیروی کنی، اضافه کاری اصلا در این شرکت معنایی نداره. محیط امنی هست اما اصلا به حقوق بانوان اهمیتی داده نمیشه بلکه حقت رو نمیدن، اصلا تیم انتقاد پذیری نیستن اما ادعا دارن که هیچ مشکلی در شرکت ندارن و ناگفته نمونه که نظافت شرکت بشدت ضعیفه چون فقط وقتی مدیریت میومدن یا جلسه خاصی داشتیم به این موضوع توجه میشد و همه جارو خاک برداشته بود، به طور کلی بعد از یکسال که شرکت رو ترک کردم از لحاظ روحی تو هیچ شرکتی نتونستم درست کار کنم که مبادا سرم داد بزنن یا حقم رو ندن... معتقد هستن که با همه خوبن اما در آخر همه بهشون بدی میکنن در صورتی که یک بار قبول نکردند که شاید مشکل از خودشون باشه... بخوام تا آخر بگم خیلی طولانی میشه! امیدوارم با کامنتم تونسته باشم کمک کنم و کلام آخر جایی برید که قدرتون رو بدونن و اندازه زحمتتون حقتون رو بدن چون شما قراره نصف روز رو اونجا زندگی کنید :)
به هیچ وجه کار تو این شرکت رو توصیه نمیکنم و بیکار موندن بهتر از کار کردن با آدم های دروغگو و بیسواده که برای حقوق ندادن هر دروغی به شما میگن و هیچ آینده ای رو نمیشه تصور کرد تو این شرکت. رسما برده داریه کار کردن تو این شرکت
من از این شرکت بسیار راضی بودم چون در قطعی اینترنت مدیر تجهیزات شرکت من چیزی متوجه شدم گزاشت برای فروش که بتونه حقوق افراد بده . با من پارسال به صورت کامل تسویه کردند توی اخر اسفند ۱۴۰۵
سداد برای نیروهایی که سابقه کاری کم دارند جای مناسبی میتواند باشد. افرادی که سابقه کاری متوسط یا بالا دارند لازم هست توانایی خایــــه مالی داشته باشند تا در آنجا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. البته میزان تاثیر این توانایی به مدیر شما هم بستگی دارد که چقدر متقاضی آن باشد. برای تشخیص موثر بودن آن به دانش مدیر خود و همچنین به رفتار مدیر خود با مدیر بالا تر توجه کنین. اگر دانش او اندک است و در زمان روبرو شدن با مدیر بالاتر به خایــــه مالی میپردازد قطعا موثر خواهد بود. برای تشخیص دانش مدیرتان به صحبت های خودتان با او دقت کنید. اگر حرف شما را به خود شما بگوید به احتمال زیاد فسیل است. بطور خلاصه فرهنگ سازمانی سداد از خایـــه مالی، زیرآب زنی و روابط پنهان تشکیل شده است. برای موفقیت ابتدا با خایـــه ها شروع کنین. روابط پنهان بسازید و زیرآب افراد مورد نظر مدیر خود را بزنید.
سلام دوستان من حدود 10 ماه تو این شرکت کار کردم فقط چیزهای مهم و فهرست وار میگم : - حقوق و با دو ماه تعویق پرداخت میکنند و اصلا تاریخ و محدوده زمانی پرداخت حقوق مشخص نیست - یک مدیر عامل معتاد داره که کلا پای منقل هستش و نظارتی بر شرکت نداره و بسیار آدم نوکیسه و بی ادبی هستش - پسر مدیر عامل که یک بچه 18 ساله است و فرزند طلاق هستش و دست آموز پدرش و یکی از چیزهایی که خوب یادگرفته پایمال کردن حق و حقوق کارمندها هستش و البته بسیار مکار و حیله گر - در حوالی دفتر مرکزی اونها اصلا جای پارک پیدا نمیشه و فاصله زیادی با ایستگاه مترو تاکسی و اتوبوس داره - دفترشون دوربین گذاشتن و شنود داره و اصلا هیچ نقطه ای امنی برای حتی یک مکالمه کوتاه و شخصی وجود نداره و یکی از کارهای روتین پسر مدیر عامل این هستش هر روز ساعت 3 بعد از ظهر میاد شرکت و حدود 2 ساعت به دیالوگ های کارمندان گوش میده و فیلم ها رو مرور میکنه و گزارش کار و به پدر معتادش میده - یک کارخونه تو اراک دارن که کیسه و گونی میدوزن و همه کارگرهای کارخونه دائما دارن ناله نفرینشون میکنن چون از اضافه کاری و نوبت کاری و تعطیل کاری و همه چیزشون میزنن و حقوق اونها هم دو ماه یکبار پرداخت میکنن و از سر ناچاری اون بیچاره ها اوجا مشغول بکار هستند . - این شرکت جای هیچ رشدی نداره و قدیمی ترین کارمند دفترشون نهایتا 8 تا 10 ماه سابقه اونجا داشته باشند اکثرا همیشه دنبال نیرو هستند و هر کی میاد بعد چند روز فرار میکنه من هم چون ناچار بودم مجبور شدم تحمل کنم و در انتها با کلی بیماری ذهنی و روانی از اونجا رفتم و عیدی و سنواتم و ندادن و باید شکایت کنم تا بتونم بعد چند ماه بهش برسم و به این نتیجه رسیدم بیکاری چند ماه بهتره تا با این کارفرما های بی شخصیت بصورت رایگان کار کنی
اولش در باغ سبز نشون میدن ❤️🔥: بیمه تکمیلی 😉 صبحانه و ناهار 😋 ایاب و ذهاب 🚴 حقوق بالاتر از اداره کار👌 دو ماه بعد از استخدام: داد و بیداد و ناسزاگویی سرپرست شروع میشه🤬 صبحانه، نون بیار، پنیر و قند و چاییش با شرکت.🤦 شرکت لطف میکنه ناهار میده، نون و نمک شرکت رو خوردی، حق اعتراض نداری.🙎 قراردادی باهات نمیبنده.😣 بیمه با دو ماه تاخیر پرداخت میشه.😤 اضافهکاری پرداخت نمیشه، حقوق هم حداقل اداره کار به همه به یه اندازه پرداخت میشه.😲 بیمه تکمیلی مال کسیه که سه ماه براشون کار کنه، بیشتر از سه ماه نباید کار کنی، یا استعفا میدی یا با تیپ پا پرتت میکنند بیرون.👊
نیروهای خوبی داره حیف از لحاظ مدیریت ضعیف هست و نیروها همش برای خودشیرینی چاپلوسی مدیر رو میکنن
هیچ ارزشی برای وقت شما قائل نیستن سه مرحله مصاحبه وجود داره تو سه بازه زمانی متفاوت مصاحبه اول داخل لابی برگزار شد حتی تست و آزمون شخصیت هم همینطور مرحله اخر مصاحبه قرار شد طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت نتیجه رو اعلام کنن اما بعد از یک هفته خودم پیگیر شدم در اخر گفتن اگر مثبت بود تماس میگرفتیم من که خداروشکر جای بهتری استخدام شدم(نیروموتور ) ولی خواهشا روالتونو درست کنین تو این مصیبت و گرما مردمو ده بار نکشونید اونجا آخرم هیچی به هیچی... به افراد مصاحبه کننده اختیار عمل بیشتری بدین نه اینکه طرف وایسه تا روز اخر مصاحبه ببینه مدیرعامل ازش خوشش میاد یا نه
با وجود اینکه این مجموعه پر است از افرادی با سطح کار حرفهای پایین، واقعاً این فقط اتفاقی نیست که من بتوانم چشمپوشی کنم. اگر مدیران واقعاً قصد بهبود داشتند، حداقل به نظرات منفی رسیدگی میکردند، اما هیچ کاری صورت نمیگیرد. صریحاً نمیتوانم به کسی پیشنهاد کنم برای مصاحبه بیاید؛ مشکلات عمیق است و هر روز اوضاع بدتر میشود.
من دقیقا همان تجربه را در کار با مرکز خدمات شرکت ایران خودرو دارم و قصد دارم به شیوهای تازه و طبیعی، با حفظ محتوا بازنویسی کنم. اولین چیزی که میخواهم بگویم این است که نظرهای مثبتِ ظاهری دربارهٔ این فضا اغلب از خود مجموعه برمیآید و من تجربهٔ متفاوتی داشتم. اینجا فضایی شدیداً با فشارهای جنسیتی مواجه است؛ منابع انسانی را بهسان رفتار با ربات میبینند و بخش زیادی از کارکنان بخش منابع انسانی به دلیل فشار عصبی و رفتارهای ناپسند از مجموعه فرار میکنند. باقیماندهها هم فقط به خاطر حقوق کمِ ناچیز، ماندگار میشوند. هرچقدر هم تو تجربه و حرفهای باشی، باز هم بهطور کامل رضایت را جلب نمیکنند و با رفتاری چون اینکه لطف کردهاند و نگه داشتهاند، با تو برخورد میشود. نسبت به خانمها رفتارها واقعاً سختگیرانه است؛ از پوشش و حجاب تا هر نوع ارتباط کاری، نظارت بهطور کامل وجود دارد تا مبادا یک سلام ساده هم دردسر ایجاد کند—کاملاً بهنظر میرسد مانند یک پادگان اداره میماند. از تو میخواهند روی صندلی مشخصی بنشینی، چیز روی میز نگذاری، قدمی نروی و بهراحتی میگویند که همهچیز تحت کنترل است. معمولاً کارمندها را با توالی فشارهای مشتری کنار هم میچینند و در نهایت با حقوقی کم و با کلی منت بهتو میدهند. امنیت شغلی صفر است؛ کار در اینجا پر از استرس است چون حتی وقتی خوب هم کار میکنی، خیلی مواقع پس از چند اخطار به تو یادآوری میکنند که جایگزینهایی وجود دارد. بخشی به نام تضمین کیفیت وجود دارد که بهطور مداوم روشهای خاصی برای صحبت با مشتری تحمیل میشود؛ واژگان و چارچوب گفتگوی تو محدود میشود و اگر امتیاز پایین بیاید، بهطور جدی پیگیری میشوی. جایی برای اعتراض وجود ندارد؛ اگر اعتراض کنی، احتمالاً کارتو از دست میدهی. اختیار تصمیمگیری نداری و با معیارهایی رو به رو میشوی که باید خیلی فراتر از انتظارات باشی یا جریمه میشوی. هر آموزشی که میدهند، باید حتماً امتحان بدهی؛ آموزشی آنقدر سخت است که انگار دانشگاه است. رفتار با خانمها هم یکجور دیگر است: رنگ لباس باید مشکی باشد، موها پنهان باشد، حتی پاسخ دادن به سلام همکار آقا هم محدود است. ساز و کار تفکیک جنسیتی در محیط هم بهنظر خیلی ناقص و نامناسب است. در مقابل، آقایان در ارتباط با بیرون بهراحتی عمل میکنند و هماهنگی بیشتری دارند، اما داخل تیم خیلی از همکاران متقلب و زیرآبزن وجود دارند. خلاصه کنم: اگر آرامش و سلامت روان برایت مهم است، بهویژه اگر زن هستی، ورود به این سازمان را توصیه نمیکنم. هر چه بخواهی از تجربهٔ من بیاموزی یا نادیده بگیری، خودت میدانی چه برایت بهتر است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.