در یک خانه قدیمی با حیاط بزرگ وارد کار شدم تا به شکل موسسه حقوقی دربیایم و مدیریت امور را به دست زنانی بسپارم که هیچ تجربهای از مدیریت موسسه حقوقی و جذب نیروی انسانی کارآمد ندارند. این موسسه به طور مداوم و گسترده در دیوارها و نقاط مختلف تبلیغات ارایه میدهد و به این وسیله مردم را جذب میکند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
از بازخورد شما سپاسگزاریم. برای شفافسازی لازم به ذکر است که خوشبختانه همکارانی که اخیرا به مجموعه پیوستند، دوره آزمایشی خود را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند و اکنون بهعنوان اعضای اصلی تیمها و شرکت مشغول فعالیت هستند؛ بنابراین اینموضوع صحت ندارد! در خصوص موضوع سورسکدها لازم به ذکر است، که کلیه کارها و پروژههای شرکت توسط تیمهای تولیدی داخلی انجام شده و خوشبختانه با موفقیت به نتیجه رسیدهاند. بنابراین این ادعا که کارها صرفا با سورس آماده انجام میشود، به هیچ وجه صحیح ندارد و محصولات تولید شده با کیفیت بالا گواه این مساله می باشد همچنین یادآور میشویم اگر هر یک از همکاران دغدغه یا مسئلهای دارند، بهترین مسیر این است که آن را بهصورت مستقیم و شفاف با واحد منابع انسانی مطرح کنند تا بررسی و پیگیری شود. ما همواره از نقد سازنده استقبال میکنیم، اما انتظار داریم موضوعات در فضایی محترمانه و مبتنی بر واقعیت بیان شود تا بتوانیم در کنار هم محیطی حرفهایتر و پویاتر داشته باشیم امیدواریم شما هم کار مورد علاقه خود را پیدا کنید و در مسیر کاری حرفه ای خود موفق باشید
مدیران ارشد شرکت بسیار با تجربه هستند و اگر آدم توانمندی باشید مسیر برای رشد شما فراهم است.به لحاظ امنیت شغلی شرکت در سطح بالایی است.امکانات رفاهی و کارانه در حد نرمال وجود دارد.
برای من کارفرمایان این شرکت تنها به دنبال سود خود هستند و رفتارشان برخلاف اخلاق حرفهای است. آنها نزاکت زیادی ندارند و با بیادبی با کارمندان برخورد میکنند. به نظر میرسد به افراد جوانتر با حقوق پایینتر فرصتهای شغلی میدهند و پس از مدتی آنان را با شرایط نامساعد اخراج میکنند و هیچ مزیت یا امکاناتی هم ارائه نمیدهند.
خیلی بالا پایین کردم که چیزی بنویسم یا نه، دیدم تجربیاتم روی یک آدم هم بتونه تاثیر بگذاره خوبه این شرکت پروژه محور هست نه محصول محور، در شرکت پروژه محور که فقط نیاز به این هست که نیازمندی های کارفرما برطرف بشه، عملا کیفیت کد شما مهم نیست، پس چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که کار تیمی وجود نداره، افراد به تنهایی کار می کنن و code review انجام نمی شه شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که به شما یک اپلیکیشن داده می شه که تایمر داره و شما زمان هایی که پشت سیستم نشستید رو استارت می زنید و می رید دستشویی استاپ می کنید شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که از اسکرام فقط تخمین زمان انجام می شه (که اون هم طبق قاعده اسکرام نیست) شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که شما رو با وسایل مختلف رصد می کنن، شما چیزی یاد نمی گیرید اگر خواستید در این شرکت استخدام شید، همین مسایلی که گفتم رو بررسی کنید، بعد با فکر باز تصمیم بگیرید، شاید برای شما این مسایل مهم نباشه تجربه شخصی من، بدترین شرکتی بود که توی این سال ها دیدم دلخوش به یک حقوق سر وقت (که اون هم حقوق مناسب سطح شما نیست) و یک ناهار نباشید، تلاش کنید که شرکت بهتری برید
من بعنوان فردی تازه وارد تو سازمان، سازمان رو تو دسته میبینم خودی و ناخودی، افراد گارد دارن برای ورود فرد جدید. اکثرا ++ افراد تخصص ندارن، کار و راندمان کار بسیار پایین در حد صفر، برنامه نویسی که نمیشه بیشتر سورس ها آورد میشه، و قرار بره!!! بدنبال کارم، کامنت ها رو بدقت بخونید، جز خودی کامنت مثبت نگذاشته!!!! اسکرول و اسکرول و اسکرول کنید. وقتتون رو هدر ندید اینجا. در کل برای سازمان و بیش از همه برای منابع انسانی متاسفم!
به نظر من این شرکت واقعا جای خوبی برای کاره. من از کار کردن اینجا خیلی رضایت دارم. شرکت کوچکی است اما پروژههای جذابی دارد و با تکنولوژی بهروز پیش میرود؛ تیم حرفهای و مدیری با تجربه هم در کنار متخصصان کار میکنند. حقوق و مزایا هم نسبتا مناسب است. در کل، این شرکت را به شدت توصیه میکنم. با این حال، جذب نیروی جدید در این شرکت خیلی بالاست و بهندرت نیروی تازهوارد میگیرند.
شرکت گاج را تجربه کردم به عنوان یک توسعهدهنده Backend. هر روز انتظار داشتن ساعات کار طولانی بود، تا حدی که حدود پانزده تا شانزده ساعت در روز میگذشت و اضافهکاری هم بهدرستی ثبت نمیشد. سطح مدیریتی پروژه متوسطی بود و مدیران سابقه و تجربه لازم را نداشتند؛ تنها از طریق دیپلماسی و تظاهر به تسلط، تیم را هدایت میکردند. در چنین فضایی من باید هر روز به فردی که دانش کافی ندارد توضیح میدادم که کار درست را انجام میدهم. در نهایت روشن بود که تصمیمات به عهده مدیر بالادستی است و من اغلب مجبور میشدم کار اشتباهی انجام دهم و وقتی نتیجه را ارائه میکردم، همان فرد پرسش میکرد که چرا کار درست انجام نشده است.
شرکت کارادوهزار تجربهی کاری من به عنوان کارشناس سختافزار در سال ۱۴۰۱ بود. به نظر من مسیر رشد و پیشرفت در اونجا خیلی مناسب نبود و فناوریهای به کار گرفتهشون قدیمی و بیشتر کارهاشون به شکل پروژههای دانشجویی بود. این موضوع قابل انتظار بود چون شرکت کوچیکی بود و واحدی برای تحقیق و توسعه وجود نداشت. اما بیشترین نکتهای که خیلی اذیتکننده بود، مسائل مالی بود. حقوقها در حد سطح کارگر بود و حتی مهندسهای همسطحم در شرکتهای معتبر تقریبا دو برابر دریافتی داشتند. بدتر از همه پرداختیهای نامنظم بود که به دلیل مشکلات مالی شدید صورت میگرفت؛ به طور مثال حقوق تیر ماه را در اواخر مرداد دادند و آن هم به صورت علیالحساب و ناقص. از نظر مالی واقعا در سطح پایینی بود و خوشحالم که از اونجا جدا شدم و هماکنون در شرکت بهتری هستم و درآمدم نسبت به قبل ده برابر شده است. از نظر نظم کاری هم خیلی نامنظم بودند که این موضوع باعث افت عملکرد تیم و خروجی پایین میشد.
تا وقتی این شرکت را تجربه کردم فهمیدم که برخی افراد با نگاه منفی صحبت میکنند، اما واقعیت برای من این بود که هاکوپیان از نظر مالی شفاف و سالم است و از لحاظ اخلاقی هم وضعیت مطلوبی دارد. تیمی با تجربه و با شخصیت دارم که مستقل از هر نهاد رسمی عمل میکند و به آداب و معاشرت احترام میگذارد. فشار یا باج نمیگیرند و با احترام رفتار میکنند. برندشان هم هماکنون محبوب و بسیار شیک است. نکتهی مثبت برای من این بود که محصولشان ایرانی اصیل است و از چین نیست.
توی این مملکت همه چی برعکسه هر چی طرف ناکارآمد تر محبوبتر! متاسفانه کروز هم این و به ارث برده، با اینکه این همه در مورد نالایقی و بی اخلاقی و بی سوادی مدیر آر اند آی گزارش شده و خیلی از اونایی که ناامید از این مجموعه رفتن دلیلشون وجود این شخصیت غیر علمی و غیر اخلاقی بود بجای اینکه عامل یاس و ناکارآمدی رو حذف کنه تا یه امیدی به مجموعه تزریق بشه تازه میخوان جایگاه معاونت هم بهش بدن. واقعا اینجا آب سر بالا میره و قورباغه ابوعطا میخونه کشور گروگان همین لمپن هاست.
در یک کلمه، تجربهای ناامیدکننده بود. شرکت در واقع فضایی بود که هر فرد بیسواد یا ناکارآمدی هم بهسرعت مدیر میشد و این بیکیفیتی روزبهروز خود را نشان میداد. مدت زیادی برای این سازمان صرف کردم و پر از تلاش بودم، اما با وجود اینکه امکانات و موقعیتها میبایست بهتر باشد، با کمترین احترام از مدیران و معاونان گاه بیتوجهی و بیفکری میدیدم. نمونهای که میتواند موید این وضعیت باشد این است که کسی که سابقه پشتیبانی با موتور سیجی در خیابان داشت اکنون مدیر نرمافزار است، با مدرک سیکل! اینجا کار کردن برای من بهنوعی تنش و فشار بود و احساس میکردم نمیتوانم به آینده امیدوار باشم. از طرفی دیگر، من در این متن قصد دارم برای هیچ کارشناس یا داوطلبی توهینی نباشد و فقط واقعیتهای تجربه را بازگو کنم تا دنبالکنندگان بهتر بتوانند تصمیم بگیرند. اگر قرار است اینجا مصاحبه بدهی یا بهطور کلی وارد محیطی شبیه این شوی، ممکن است با رفتارهایی مواجه شوی که تمرکز و اعصاب را تحتتأثیر قرار میدهد و تجربه کاری آنجا برای برخی از افراد ناخوشایند باشد.
مدت دو سالی بود که کنار همکارانم در این شرکت میگذشت تا اینکه تجربهای واقعا تلخ را برای خودم به ثبت رساندم. از همان روزهای اول متوجه چند نکته شدم که به خاطر وعدهای مبهم درباره انجام خدمت سربازی در شرکت، مجبور به تحمل کارهای غیر مرتبط، کاهش حقوق به نصف مبلغ قرارداد، عدم امکان مرخصی، توهینهای فراوان و فشارهای بیپایان شدیم و در نهایت فهمیدیم که آنجا امکان سرباز شدن برای ما وجود ندارد. متأسفانه پرداختیها به هیچوجه منطبق با توافقها نبود و اغلب مبلغی کمتر یا بیشتر از آنچه مقرر بود، پرداخت میشد. مدیران شرکت رفتاری بیادبانه و غیر حرفهای داشتند و تقریبا فرصت استراحت در منزل را هم برایمان نگذاشته بودند، زیرا به صورت مداوم مجبور بودیم از منزل کارهایی را انجام دهیم که به قول خودشان فورس محسوب میشدند.
دوستانه به من میگفتند که اولین آموزشها برای نیروی کار همان روانشناسی است و سؤال میکردند تا حالا به چه نتیجهای رسیدی. اگر دنبال موفقیت هستی، از کار اداری دست بکش و اینجا بیا. این سبک رفتارها باعث میشود افراد از کارشان جدا شوند و از اینجا به بیرون رانده شوند. شرکت تلاش میکند با گفتن عباراتی پویا و امیدوارکننده، حس مثبتی ایجاد کند، اما واقعیت این است که اکثر نیروها از جای دیگری آمدهاند و ادعای ترک کار قبلی را مطرح میکنند. نتیجه اینکه گاهی تصور میشود شرکت میتواند پنج کشور را همزمان بهطور واقعی در اختیار بگیرد، در حالی که کمتر کسی از این موضوع مطمئن است و برخی از کارکنان سابق هم از جای دیگر آمدهاند. این فضا نشان میدهد که بخش زیادی از کارکنان فعلی از جای دیگر آمدهاند که مدعیاند کار قبلی را رها کردهاند.
من تجربهای از کار در گروه صنایع غذایی سولیکو (کاله) دارم که دوست دارم به شکلی صادقانه و با لحن طبیعی بازگو کنم. در واقعیت شرکت، به نظر من خیلی با نگاهی نامتناسب به پرسنل برخورد میشد؛ هر سال در شهریور مبلغی قابل توجه به فیشهای مدیران اختصاص مییافت، اما برای سایر کارکنان خبری نبود. تعدادی از مدیران به خاطر روابط خانوادگی یا فامیل بازی به موقعیتهای مختلف میرسیدند و اطلاعات به راحتی در اختیار همه قرار نمیگرفت. اخیرا هر چند ماه ارزاقی بین کارکنان تقسیم میکردند که مبلغی بین یک تا دو میلیون بود، اما این توزیع در برابر تفاوتهای قابل توجه و سطح بالای پخش بودجه میان مدیران، خیلی ناچیز به نظر میرسید. من این مسأله را به گوش آقای سلیمانی رساندم تا ایشان از وضعیت منابع انسانی شرکت باخبر شوند؛ احساس میکردم مقیاس بهرهوری و کارآمدی در مجموعه زیاد بهینه نیست و نوعی تبعیض پنهان وجود دارد. بیمه تکمیلی هم به عهدهی خود پرسنل بود. از این تجربه سپاسگزارم.
بسیار بسیار بد 17 روز رفتم هرجور توهینی فکر میکنی بهم شد فکر کن 5 ساعت دست تنها توی این فروشگاه به این بزرگی تنهات میزاشتن و خب طبیعتا از پشت صندوق نمیتونستی تکون بخوری بعد هرچی دزدی میشد از حقوق خودت کم میشد خب من چجور هم صندوق بزنم هم حواسم به مشتری باشهه نصف وعده وعید هاشون الکی بود خداروشکر زود بیرون اومدم هرچی بگی دیدم از لاس زدن مدیر با بقیه تا توهین و نفرین کردن من تازه خیلی وقتا کارتو کوچیک میشمرن میگن چیکار کردی مگه هیچ کار هم لیبیل زدم هم بار خالی کردم هم تمیزکاری کردم هم صندوق داری کردم هم چیدمان کردم اما تهش معتقد بودند نه تو کاری نکردی،😂 پولتم بیشتر از حقت دادیم پولمو که تا قرون آخر از حلقومشون کشیدم بیرون تهش هم طرف برای دادن حق و حقوق خودم بهم گفت خرج دوا دکترت بشهه ودفف جدی نمیدونم مدیریت هاشون رو از کدوم جوب پیدا میکنن😂🤣 ولی واقعا نه دیگه از کار کردن تو کوروش خوشم میاد نه خرید ازشون
در ابتدا شرکت متفاوت از آن چه تصور میکردم به نظر میرسید، اما به مرور فهمیدم که تصمیمگیریها غیر منظم است و مدیران به جای داشتن یک نقشه روشن در کار دخالت میکنند و از دانش کافی برخوردار نیستند. کارشناسان باتجربه به صورت مداوم در جای خود ثابت میمانند و این به فرآیندها لطمه میزند. مدیران همچنان ناکارآمدند و نیروهای باقدرت شرکت به مرور ترک میکنند و تلاشی هم برای بازگرداندنشان وجود ندارد. منابع انسانی به نظر میرسد درکی از سرمایهگذاری روی افراد ندارد و خروج شمار زیادی از نیروها چه ضررهای سنگینی برای شرکت میتواند به همراه داشته باشد. به جای برنامهریزی برای نگهداشت همکاران با تجربه، سریعا آگهی استخدام منتشر میکند و با مصاحبههایی سطحی نیرو جایگزین میشود. جالب این است که مدیرعامل متوجه نیست که کاهش حقوق برای نیروهای با سابقه میتواند به هزینههای خروج نیروهای با تجربه بیافزاید. اعضای تیم واقعا زحمت میکشند، اما به شدت برای رشد و پیشرفت مناسب نیست.
توی جلسه آنلاین اصلا حضور پیدا نکردند برای وقت بقیه ارزش قائل نمیشن و نظارتی هم نیست
من یک سال کارشناس فروش مادیران بودم. حقوقش نسبت به تایم کاریش خیلی کمه. درصد پورسانت هم خیلی پایینه. که بین تعداد نفرات داخل فروشگاه تقسیم میشه. بیمه تکمیلی خوبی نداره. ارزاق میدن هر ۴۰ روز حدود ۱میلیون و سی صد(سال ۱۴۰۴) سرپرست و مدیر خوبی داره. فضای سمی نداره. بعضی ماه ها جمعه و روزهای تعطیلم باید بیای سر کار. اضافه کاریشو میدن بهتون. خرید اقساطی برای پرسنل. ساعت کاری ۹ صبح تا ۹ شب، دو ساعت استراحت وسطش. قراردادها ۲ تا ۳ ماهه هست. حقوق اداره کار به اضافه ۳ الی۵ میلیون. مرخصی سهت میدن.
به عنوان تجربهای از کار در موسسه زبان سفیر گفتمان، در طول زمان با مدیرعامل مجموعه روبهرو شدم که رفتارهای دیکتاتورمآبانهاش آغاز مشکلی جدی برای تیم بود. او به خاطر سرکوب نظرات و پرخاشگری، نه تنها فضا را برای ابراز دیدگاهها باز نمیگذاشت بلکه در اغلب حوزهها با دخالت بیجا مانع تصمیمگیریهای گروه میشد. در نتیجه تصور میکرد که همهچا عقل کل هستند و این نگاه از جایگاه رهبری برخلاف مجموعهای از اصول کار جمعی و مشارکتی عمل میکرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.