من در دیدار تجربهای دیدم که اگر مدیرعامل تغییر کند یا مجموعه کارگاههای آموزشی مدیریت را داشته باشد، میتواند مدیر واحدی باشد؛ اما بهعنوان مدیرعامل چندان موفق نیست. مدیریت کلان و دخالتهای بیجا در امور با سطح سواد و دانش کم، کار را در شرکت خستهکننده میکند. جایی برای رشد وجود ندارد و معمولا تنها باید به حرفهای مدیرعامل گوش داده و تایید کرد؛ و بیشتر افراد، تنها چند ماه در شرکت میمانند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربهای که داشتم به عنوان برنامهنویس بکاند با یک فضای کار عجیبی روبهرو شدم، جایی که برخی از همکاران حتی از یک متر فاصله با من درباره من جلسه میگذاشتند و رفتارها غیرعادی بود. محیطی که گاهی تصورش هم سخت است: تعداد افرادی که سیگار میکشند سه برابر کسانی است که نمیکنند و این فضا یادآور برخی دانشگاههاست. اگر کار را صرفا به عنوان منبع درآمد ببینید، شاید آیندهی شغلیتان اهمیت چندانی برایتان نداشته باشد. مدیران تیم واقعا با وجود فشارها سعی میکنند جو شرکت را سالم نگه دارند، اما من گاهی حس میکردم همهی تلاشها به سمت این میرود که محیطی سالم بسازند اما نتیجه همیشه مطابق انتظار نبود. به نظر من اگر گروه مدیریتی هف۸۰ نبود، کار کردن در اینجا خیلی دشوار میشد؛ صحبتهای مربوط به محیط دوستانه هم برای من تحقق پیدا نکرد و نتوانستم ارتباطی مؤثر برقرار کنم. از لحاظ فنی نیز مشکلاتی مانند هک شدن به چشم آمد و دیگر درباره آن صحبت خاصی نمیخواهم داشت. نکتههایی که به نظر من در تجربه کار در شرکتی مثل این مهم است، اینها هستند: حتما از شما تست سلامت، تست اعتیاد و عدم سوپیشینه را بهعنوان پیشفرض بخواهند؛ و مبلغ سفتهای که باید پرداخت کنید بالاست. در اکثر دورهای که اینجا کار میکردم مدیران مجموعه افراد بااخلاقی بودند، اما نیروهای اجرایی ممکن بود حاشیهآفرینی کنند. وجود یا نبود هر یک از این پیشفرضها میتواند بهطرز چشمگیری محیط کار را تفاوت دهد؛ اگر محیط فیلترشدهای بیشتری داشته باشد، همان فیلترها هم در دیگران ایجاد میشود. این تجربه پیامی برای کسانی است که از این شرکت بازدید میکنند: هرچقدر انتقادها بیشتر باشد، از بسیاری شرکتهای دیگر بالاتر هستید و هدف، نقد ساختن است نه ستایش کردن. اگر تصویری از شرکت وجود داشت، با تمام نکاتی که گفتم، این تصویر هنوز هم مبهم است؛ شرکتی که بتواند به شما نزدیک شود از نظر من در جایگاه کاری، مدیرانش واقعا قابل توجه هستند.
شرکت رهپویان پردازش گستر صحرا تجربهای پرالتهاب بود. امکانات رفاهی خوب داشتند: ساختمان نو، وعدههای غذایی رایگان و حضور غذای سبک در بوفه، و اینکه حقوق هرگز به تعویق نمیافتاد. اما از نظر فناوری، اوضاع خیلی دور از انتظار بود؛ به خاطر دیدگاههای مدیرعامل، تیم فنی عقبافتاده بود و اکثر پروژهها با معماری دهههای قبل پیادهسازی میشد. مدیرعامل در اغلب کارها دخالت داشت و حتی به نظر میرسید که هیچ چارت سازمانی مشخصی وجود ندارد و او نقش محوری همهچیز را بر عهده دارد. شرکت تا حدی خوب پیش میرفت، اما با زمانی که مدیرعامل با گروهی از نیروهای خود یک شرکت خصوصی راه انداخت، کدهای شرکت در سامانه معاملات آنلاین و بکاند به نام شرکت خصوصی دستخوش تغییر شد و به کارگزاری دیگری با برند شخصیشان منتقل شد. در نتیجه زحمات تیم صحرا به مسیر دیگری رفت و تغییرات در کارگزاری سرمایه دانش با برند لومینو آغاز شد. به این ترتیب پروژه یا تغییرات اصلی به آن مسیر رفت و فقط افراد معدودی که در این جریان همراهی میکردند، از آن بهرهمند شدند. اگر دنبال پیشرفت جدی هستید، جای رفتن در این شرکت چندان مطلوب نیست و بیشتر تمرکز روی مدیرعامل و معاونش است تا روی تیمها و کار شما. زندگی روزمره هم بیش از هر چیز در مسیر آنها میچرخد و شما باید فقط برای خودتان فرصت باقی بگذارید. فریب ظاهر و بوفه را نخورید. با این حال برای کسی که واقعا تجربه ندارد، میتواند جای خوب و امنی به نظر برسد.
مصاحبه اولیه انلاین بود که خوب بود مصاحبه دومیه با سه تا کارشناس جذب بود دوتا مصاحبه با خود مدیر بخش منابع انسانی مصاحبه اخر هم با کمیته جذب بود که نظر نهایی رو اعلام باید بکنند که مردود اعلام کردند بعد از اینهمه برو و بیا و صرف وقت کاش همون ابتدا جلسه دوم یا سوم با همین کمیته جذب برگزار میشد و تکلیف ادم سریع تر مشخص میشد با وقتت بازی نکنند 5بار رفت امد
مزخرف ترین شرکتی که میشه رفت سرکار همین شرکته و تمام . محیط مذهبی و مدیران مذهبی که با خندیدن و گفتگو کردن بچه ها با هم مشکل دارند .حقوق باید بین یکم تا پنجم پرداخت میشد طبق گفته خودشون ولی بجاش 15 ببعد با کلی منت پرداخت میشه . اضافه کاری ها رو پرداخت نمیکنن بصورت کامل و تا میتونند از سر وته حقوق میزنند . بعد اگه بگی میخوای از شرکت بری و استعفا بدی حقوق ماه های اخرتو نمیدن و چون دیر هم حقوق میدن همیشه یک ماه طلبی ازشون و مجبوری با شکایت حقوق و سنوات رو بگیری . امکان نداره کسی از شرکت بیرون اومده باشه و حق و حقوقشو کامل داده باشن . اگه یک دختر و پسر حتی صحبت کاری هم کنند براش حرف در میاد و باید به مدیریت پاسخگو باشه . ناهار و بیمه تکمیلی و هیچ مزایایی نداره . کارشون به شدت زیاده . رفتار با پرسنل بسیار غیر محترمانه هست و حس این رو دارن چون حقوق میدن برده گرفتن . بابت قرارداد ازت سفته میگیرن و هیچ برگه ای از قرارداد بهت نمیدن
بهعنوان شروعکنندهی یک مصاحبهفنی، به شرکت پیوستم اما در پایان به این نتیجه رسیدم که مدیر بخش تنها بهخاطر تحقیرم، مصاحبه را ترتیب داده بود؛ تصور میکرد به دلیل کمتجربگی نباید رزومهام را برایشان بفرستم.
من ۱ سال در شرکت مشغول بودم مصاحبه: - مراحل مصاحبه واقعا راحت پیش رفت برام یک جلسه صحبت بود بعد تماس سوالای پایتون و الگوریتم بود تقریبا ۴۰ ۵۰ تا هم سخت داشت هم آسون و بعد هم یه تسک بود که واقعا مثل تسکای شرکتای دیگه وقت گیر که دو روز بزنی آخرم بدون فیدبک ولت کنن حس الاف شدن بگیری که چرا ۲ روز نشستم زدم نبود و ۳ ۴ ساعت اکی بود براش و بعد هم تو کار دیدم این مواردی که توی تسک و سوالای پایتون بودش رو واقعا نیاز داشتن مزایا: - بیمه تکمیلی نامحدود فقط دندون تا ۵ تومن بود(بیمه آسیا نامحدود دانشگاه شریف شامل میشد) این مورد واقعا برای من عالی بودش و همه خرج بیمارستان آزمایش و عمل هم ۸۰ درصد کم شدش - حقوق کاملا به موقع پرداخت میشد - یک سری مبالغ هم یهو بهتون میدادن مثلا برای تولد کارت ۴۰۰ میداد شرکت و یا برای شب یلدا یهو ۱ تومن دادن علاوه بر پکی که تو شرکتا رایج هستش و خب یهو یه پولی که انتظار نداشتی هر چند مبلغ کم به کار میومد یا یهو گوشت میدادن - یکی از مزیت های عالیش برای من کنار اومدن با شرایطم بود که بعد از مدتی برای پدرم مشکلی پیش اومد و دو روز نمیتونستم بیام حتی دورکاری و خب کاملا اکی شد با صحبت - دکتر قره یاضی زمان من تیم فنی زیر نظرش بود و واقعا راحت بودم باهاش و هواتونو داره میتونین از لحاظ فنی هم برین لینکدینشون رو ببینین که اینجا توضیح اضافه نذارم(فنی) - میشد برای استراحت بیای تو حیاط دانشگاه دور بزنی شاید کوچک باشه این مورد ولی واقعا دیگه پشت بوم هر روز برای استراحت و ارامش چشما خسته کنندست یا قهوه سازا وندور ماشین یا سلف دانشگاه استفاده کنی(واقعا مزیت نیست ولی طولانی مدت حس میکنن این رفرش در فضای سبز چقدر عالیه) - ۸ صبحم برین صبحونه میدادن ولی برای جغدایی مثل من اینا مهم نبود فقط خواب در خد نونو مربا یا تخم مرغ - در هفته دو بار میوه مثلا موز سیب میدادن - عدم نگرانی برای جای پارک مثل شرکتای وسط شهر پارکینگ دانشگاه رو میتونین استفاده کنین ولی اگه ظرفیت پر بود بیرون تو خیابون گذاشتین حتما قفل بزنین دزد ماشین زیاده اون سمت - نگران این که تسکا بیشتر از توانتون باشه یا بیرونتون کنن نباشین خیلی اکی بود از این جهت(دوره تست ۳ ماه بود و بعدش قرارداد یکساله)(فنی) - یه سری امکانات دانشگاه شریفم میدادن مثل شنا یا فوتسال یه بار در هفته در سالنای اونجا - فنی هم خوب بود سطح ادج نبود مثلا بگم رو کوبرن یا ... ولی واقعا وقت میکردین خودتون یاد بگیرین چیزایی که میخواینو(فنی) -۵شنبه تعطیل بود و روزایی که دانشگاه تعطیل میشد هم تعطیل بودین - خیلی با لینوکس و پایتون پیور درگیر خواهین شد (فنی) - حتی بعد از جدا شدنم از تیم دعوتم کردن برای قدر دانی و ناهار در کنار تیم بودم و یه هدیه در حد ۲۰۰ ۳۰۰ تومن هم دادن(یه بخار ساز) واقعا حس خوبی بود که حتی جدا هم شدی و عملا دیگه سودی براشون نداری قدردانی کنن از تایمی که بودی معایب: - ساعت حضور ۸ صبحه شناوری تا ۹.۵ بود ولی خب اگه میخواین تا ۱۱ ۱۲ بخوابین بعد برین کار خوب نیست اینجا - امکان ریموت کار کردن نبود تا موقعی که بودم مگه در موارد خاص مثلا اعتراضات یا کرونا - جو قسمت اداریش خیلی دولتی طور و قدیمی بود ولی نگران اون نباشید بخش فنی کلا جوش اونجوری نبود و عالی بود و خود مسیول تیما بحثای اداری رو جلو میبردن برات - اگر مصاحبه اکی شد و وارد شدین گروه واتس آپ ادتون میکنن کلا اونجا گروه نیست بیشتر برای اعلامیه فوتو و چیزای خسته کنندست - وضعیت سرویسا خوب نبود و از یه زمانی آب گرم قطع شد ولی خب شرکت تا حدی که دستش بود درست کرده بود دست خشککن دستمال اینا بودش( کلا سرویسای دانشگاه قدیمین) - مانیتور کوچک - روی پوشش خانم ها یه آیین نامه طور داشتن چون داخل دانشگاه بود و میگفتن اینجوری باشه ولی گیر خاصی نبود اینم و میومدن بچه ها ولی خب اطلاع دقیقی ندارم از این چون دیدم و میخواستم همه چیو کفته باشم اینم اشاره کردم نه مثبت نه منفی(همینطوری) - ملاک ساعت حضور بود یعنی باید انگشت میزدی و کسری کارو اینا طبق اون بود - یه فوتبال دستی هم داشتن البته فقط بعد از ۵ میتونین بازی کنین من راستش نه با فوستال حال میکردیم نه سیاست های ساعتی - سه ۴ تا تیم فنی بود و خب مثلا ما تو تیم دو تا بکند بودیم ۱ دواپس(لینوکس کارای ci/cd و ...) ۱ نفر فرانت ۲ تا تست - رنج حقوق مثل شرکتای مالی یا کافه اینا بالا نیست مثل استارت آپم نیست و سعی میکنن تو رقابت بمونن با قیمتای بازار - وسایل بهتون یه مانیتوز میز و کیس داده میشه در کل میگم این یکسال من راضی بودم و کلیم چیزای جدید فنی یاد گرفتم و جای خوبیه براتون آرامش ذهنی دارین تو زندگی تون
برای مدت طولانی امکانات زیادی برای اجرای پروژههای سطح بالا در این شرکت وجود داشت و من در کنار تیمم تجربههای خوبی از کار با ابزارهای پیشرفته داشتم. اما در سالهای اخیر مشکلات مدیریتی و اجرایی شدت پیدا کرده و به جای تمرکز روی محصول، بیشتر به اعتبارسازی پرداختند و از همکاری نیروهای با تجربه و متعهد کم شد. واقعا ظرفیتهای موجود حیف میماند، ولی اوضاع فعلی تغییر نکرده است.
حتما اینو با دقت تا آخر بخونید من 3-4 سال توی این شرکت کار کردم. قبلا اینقدر بد نبود از حدود دو سال پیش مدیر پروژه شرکت ازشون جدا شد و شرکت دچار بحران شد چون مالکین شرکت با تصمیمات و تغییرات ناگهانی بچه ها رو تو فشار قرارمیدن و گاها بچه ها مجبور میشن (واقعا مجبور میشن با تهدید و ارعاب) چندین شب بمونن توی شرکت و تاوان تصمیمات نا درست مدیران رو بدن. و وقتی اعتراض میکنید به تصمیمات مدیران بسیار بسیار برخورد بدی دارن و با داد و فریاد جوابتو میدن. یک نکته منفی دیگه اینه که تعدادی از فامیلهاشون توی شرکت هستند که بدون تخصص در هر کاری نظر میدن و مدیر همیشه حق رو به اون میده و تو مجبوری دستورات چرت اونها رو گوش بدی. کلا فقط باید تعریف کنی و پاچه خواری کنی. خلاصه بگم بیشتر طبل توخالیه چون چند سال پیش تونستن از vas و با رانت پول خوبی از جیب مردم به جیب خودشون بزنن یه مدت فاز شرکت خفن به خودشون گرفتن ولی کلا هیچی نیست. نه حقوق خوبی میدن نه به موقع میدن نه انتقاد پذیرن و نه از قوانین پیروی میکنن. تا حدی که در اوج کرونا ما مجبور بودیم بیایم شرکت کارکنیم و آقای مهرداد میناوند هم توی برنامه های تبلیغاتی این شرکت اومده بود کرونا گرفت و فوت شد.
با درود. مزایا و معایب و مطالبی که مینویسم مربوط به سالهای 91 تا 96 هست، ممکنه الان بعضی چیزها تغییر کرده باشه ولی بعیده! همین اول بگم این شرکت من رو در زندگی خیلی عقب انداخت به هیچ وجه به هیچ کس توصیه نمیکنم. اجازه بدید قصه ای بگم از اون سالها: یادمه اون سالها از شهرستان اومده بودم و یکم نا آشنا بودم با محیط و بازار کار تهران و با حقوق کمتری نسبت به همکارانم شروع کردم و همین مسئله همینطور در سالهای بعد وجود داشت و اجازه ی رشد مالی به من نمی داد برای صد هزارتومن چونه میزدند در شرایطی که من از کرج میومدم و اون صد هزارتومن کرایه ماشین یک ماه من میشد و میتونستم با مترو نیام که ساعت 5 صبح با بدبختی خودمو به زور باید جا میکردم توش! مترویی که توش ازم دزدی شد، کیف و کوله م پاره شد توی کشمکش های خط عوض کردن در دروازه دولت و الی آخر... بخاطر قسط و بدهی و وام و هزینه های ازدواج و اجاره و اینها خیلی تحت فشار بودم و شرکت های دیگه هم در اون مقطع نیرو نمیخواستن خیلی گشتم یک مقطعی ولی نشد و دوباره با همین شرکت یک مدت ادامه دادم.(من دلفی کار میکردم اون زمان) بعد از چند سال با وام یک پراید خریدم و گفتم با اون بیام سر کار و رفت و آمدم کمی آسون تر بشه ولی اون زمان دفتر شرکت در ونک بود و جای پارک اون طرفا وجود نداشت ساعت 6 صبح به بعد، اگر بعد از 6 میرسیدی باید سوییئچ رو میدادی به پارکبان ها و میرفتی بالا که ساعت بزنی و بعدش دیگه تا ظهر نمیتونستی از شرکت خارج بشی بری دنبال ماشین (چون هر روز بود صداشون در میومد) خلاصه اگر هم قبل از 6 میرسوندم خودم رو تا مسابقه ی جاپارک رو برنده بشم بعدش دو ساعت آینده تا ساعت 8 صبح رو باید تو ماشین میخوابیدم تا شرکت باز بشه. تو برف تو سرما تو گرما به مدت دو سال همین اوضاع رو ادامه دادم دادم چون فرصت تنفس نداشتم که بتونم وام دیگه ای بگیرم و خونه رو منتقل کنم به تهران در همین شرایط یکی از مدیران که به منشی سانتیمانتالش تو حیاط شرکت جاپارک داده بود و من باید میومدم دوساعتم تو برف تو ماشین میخوابیدم و بعد میومدم هشت ساعت کار خلاقانه بکنم ازون جالب تر دوربین گذاشته بودن اون اواخر و روی دوربین دقیقا توی مانیتور من بود که دیگه نتونستم تحمل کنم و درومدم از شرکت. حقوق معمولا سر تایم بود غیر از چند ماهی که مشکلات اقتصادی (نمیدونم الان به چ علتی) زیاد شده بود در کل در این 6 سال حدود 10 ماه حقوق ها به موقع نبود در مجموع، زمانی که رفتم جدیدترین نیرو بودم و زمانی که درومدم قدیمی ترین نیروی تیم مربوطه، بهترین نیروها رو به راحتی از دست میدادند و میدن. بطور کلی سهامدارن این شرکت از نوعی خودخواهی مزمن رنج میبرن و فقط به فکر جیب خودشون هستند، در همون سالها که برای صد هزارتومن با من چونه میزدند برای خودشون ماهانه بیست سی میلیون حقوق رد میکرند و درکی از حجم مشکلات من نداشتند علارغم اینکه همه تو شرکت میدونستند امثال من داریم سختی زیادی میکشیم. حالا ممکنه بگید چرا زودتر نرفتی توی شرکت دیگه، بهتون حق میدم چون شما نمی دونید بازار کار زبان دلفی اون زمان خیلی بسته بود و عملا در سال دو سه تا پوزیشن مناسب باز میشد نهایتا. امروز که امثال من زبانشون رو عوض کردند یا مهاجرت کردند یا اصلا این شغل رو گذاشتن کنار راننده اسنپ شدن تعداد پوزیشن ها زیاد شده ولی نیرویی دیگه نیست! امثال این شرکت در این فاجعه ی نیروی انسانی امروز ایران مقصر و سهیم اند. من شخصا این شرکت و مدیرانش رو نمی بخشم چون به زندگی و روح و روان من آسیب زدند. اگر برای خودتون و شخصیتتون و روح و روانتون ارزش قائلید بهتره به گزینه های دیگه فکر کنید، خلص و تمت!
تنها ویژگی این شرکت، پرداخت به موقع حقوق است. ساختمان ستاد (تهران - میدان ونک) سه طبقه و اجاره ای هست، تقریبا سالی یکی-دوبار شهرداری یکی از واحدها رو پلمپ میکنه یا جلوی درب ورودی و پارکینگ ساختمان بلوک میذاره بودجه ورزشی سال 1402، 600 هزار تومان هست یعنی با این بودجه یک ماه میتونی بری باشگاه، شایدم کمتر از یک ماه 4 روز در هفته صبحانه میدن و یک روز میوه آیکن 4 تا تیم تولید داره تیم تولید SBPMS (فرزین سابق) : محصول اصلی شرکت تعداد نفرات تیم : دو نفر تنها نفر ثابت در این تیم، مدیر تیم است که تقریبا 17 سال سابقه کار در این شرکت دارد و احتمالا تنها سابقه ی کاری ایشون هست نزدیک به یکسال مدیر تیم حاضر به همکاری نشد و این تیم با یک نفر کار میکرد ولی بعد از یک سال مجددا با شرایط جدید به تیم ملحق شد تا ابتدای 1401، اعضا تیم 5 نفر بودند که در مدت کوتاهی به 2 نفر و بعد هم یک نفر تقلیل پیدا کرد تیم تولید مالی و منابع انسانی : 3 نفر در دو سال گذشته کل تیم عوض شدند. در حال حاضر مدیر پشتیبانی، مدیر این تیم هم هست این تیم، دو مدیر دارد. یک مدیر از هیات موسس(رییس هیات مدیره) و یک مدیر هم از کارکنان شرکت(مدیر پشتیبانی) تیم تولید زیر ساخت : 2 نفر در دو سال گذشته کل تیم عوض شدند مدیر تیم از هیات موسس شرکت هست تیم تولید محصول مبتنی بر زیرساخت : 6 نفر تقریبا هر 2-3 سال تمام تیم عوض می شوند و بدون مدیر کار میکنند برای این تیم هر سال یک مدیر استخدام میکنند ولی معمولا بیشتر از 3-4 ماه نمی مونه مدیر تیم از هیات موسس شرکت هست مدیر کل تمام تیم های تولید، شخص دیگری از هیات موسس شرکت هست بی نظمی، محیط مسموم و دخالت هیات مدیره در کارهای اجرایی (حتی در نوشتن کد) از معایب دیگر این شرکت است که باعث میشه شما در تیمهای تولید این شرکت، خیلی خیلی کم نیروی قدیمی ببینید؛ در کل، تولید آینده کاوان ریزش نیروی زیادی داره حتی اگر 6-7 سال برای آیکن کار کنید این احتمال وجود داره که در عرض یک روز با شما قطع همکاری کنند و سنوات، مرخصی ها و ... هر آنچه از شرکت طلب دارید رو باید از طریق شکایت و اداره کار وصول کنید! آینده کاوان کهکشان نرم افزار آینده سازان کهکشان نرم افزار داده نگاران کهکشان نرم افزار
من چهار ماه پیش تصمیم گرفتم برای این شرکت رزومه بفرستم و بالاخره پس از مدت طولانی تماس تلفنی دریافت کردم که برای مصاحبه بیایم، اما برخوردها به شدت ناامیدکننده بود. زمانی که رفتم اتاق مصاحبه خیلی کوچک و تاریک بود و در طول مصاحبه تنها چند سوال ساده پرسیدند و هیچ فرم یا اطلاعاتی درباره سوابق کاری و حقوق درخواستی به من داده نشد. مصاحبهدهنده در کمتر از یک دقیقه حرف زد و پس از پایان گفتند اگر مورد تأیید باشد با من تماس میگیرند، بدون هیچ تشکر یا دعوتی برای پذیرایی مانند چای یا نوشیدنی. با گذشت چهار دهه از زمان، چنین رفتاری را نبودن احترام و ادب نسبت به کارجو میدانم و احساس میکنم مسیر طولانی که آمدهام هیچ هدف جدی برای جذب نیرو نداشته است. لذا فکر میکنم میبایست تجربهام را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارم.
این تجربه را برایم جالب بود و میخواهم از زبان خودم بازگو کنم. حدود یک ماه پیش برای یک فرایند استخدام وارد شرکت SternX شدم و روند مصاحبه تا حدی نامنظم پیش رفت. در جلسه HR، مسئول مربوطه حدود ده دقیقه دیر رسید و من بهطور مودبانه ایمیل زدم؛ او با عذرخواهی دوباره جلسه را آغاز کرد. پس از آن گفتند که پذیرش انجام شده و آفر برایم فرستاده میشود، اما قرار بود مدارک و NDA هم ظرف دو تا سه روز ارسال شود که بیش از یک ماه طول کشید. من بیش از پنج بار پیگیری کردم اما پاسخ مشخصی دریافت نکردم. تصمیم گرفتم که بهطور جدی یک ماه دیگر به SternX ملحق شوم، اما بین راه به شرکت رفتن برای آشنایی با محیط بود که قبلا برای آن برنامهریزی کرده بودم. در روزهای قبل از بازدید، با استفاده از لینکدین، تماس و پیامرسانها سعی کردم مسئول HR را پیدا کنم تا آدرس را بفرستد، اما تا لحظه آخر هیچ پاسخ روشنی دریافت نکردم. وقتی رفتم داخل شرکت، با وجود اینکه پیام از پذیرش گرفته بودم، یک تسک نامربوط به من دادند که همان روز انجامش بدهم. امروز ۱۲ شهریور بود و چند روز قبل گفتند که چند مدرک از جمله حساب بانک سپه و NDA را برایشان بفرستم، من همه را تهیه کرده بودم. فردا اولین روز کاری من میشد، اما امروز تماس گرفتند و گفتند پوزیشن را فعلا «هولد» کردهاند و منتفی است. جالب است که با یکی از دوستان صحبت میکردم که برای مصاحبه با این شرکت در گذشته توافق داشتند اما شرکت تا به حال با او تماسی نگرفته بود. پس از چند ایمیل و پیام، دوباره خبری از آن دوست نگرفتم. SternX https://www.linkedin.com/company/sternxtech/
مدت زمانی که در این شرکت کوچک خانوادگی به عنوان برنامهنویس داتنت کار میکردم، کمتر از انتظارم بود. حقوقها با رابطههای فامیلی تعیین میشد و این موضوع روی احساس حرفهایبودن تیم تأثیر میگذاشت. از نظر یادگیری و کسب تجربه طی حدود یک سال همکاری، پیشرفت چشمگیری ندیدم. رفتارهای ناسازگار یا حرفهاینبودن خاصی مشاهده نکردم، اما توقعی از رفتار حرفهای نیز وجود ندارد. اگر دنبال فرصتی برای صرف تفریح یا آشنایی ابتدایی با دنیای برنامهنویسی هستید، شاید مناسب باشد، اما باید بدانید که پروژهها خیلی جدی گرفته نمیشوند و کار به شکل کامل انجام نمیشد.
با وجود تاخیر نیم ساعته در دعوت به مصاحبه، کار را با فاصله کوتاهی آغاز کردم و از همان جلسه اول مشخص بود که شرکت کوچکسازی دارد. گویی روند پرداختها نامرتب است و قراردادها به صورت دقیق و مطابق با استانداردهای معمول بسته نمیشوند. مدت آزمایشی دو هفتهای بدون قرارداد روشن، و پوشش بیمه پایه به چشم نمیآمد. در مجموع وضعیت به نظر من ناامیدکننده بود و تصمیم گرفتم از ادامه فرآیند منصرف شوم.
من سابقه چندین ساله ای که تو شرکت یاس داشتم رو خدمتون عنوان میکنم سالهای اولیه حقوق نسبتا خوبی میدان به نسبت کاری که پشتیبان انجام می داد ولی هر ساله به بهانه بهره وری ساعت کار رو افزایش می دادند و از حق و حقوق پرسنل پشتیبان می زدند تاجایی که خیلی از نیروهای با سابقه کاری بالای چندین سال دیگه حاضر بودند بیکار باشند ولی تو شرکت یاس ازشون بیگاری نکشن و تو هرسال که میگذشت نیروهای قدیمی خودشون رو اخراج میکردند یا خیلی از نیروها حاضر بودند خودشون کلن از شرکت بیرون برند چون نه از زندگیت چیزی میفهمی و نه حقوق درستی بهت میدن و فقط هر ماه کار بیشتر و پشتیبانا رو تو مگنه قرار میدن قرار دادها رو هم یک ماهه میبندن یعنی ماه بعد کلن رو هوایی ،خیلی بهت حال بدن و حرف گوش کن باشی سه ماه میبندن البته سالهای قبل ۶ماه بود اینم بگم که مثلا کار میکردی آخر ماه که میشد تازه قرار اون ماه رو میاورند میگفتند امضا کن !نیروهای جدیدی هم که میومدن ظرف ۲یا ۳ماه اکثران انصراف می دادند،فقط میشه گفت درکل عمر و جونیشو هر کی میخواد هدر بده بره شرکت یاس ،چون هیچ تجربه و آموزش بدرد بخوری هم نداره که بعدش بیایی بیرون بدردت بخوره،فقط یک کارت بهت میدن میگن برو کد بزن رو دستگاه و رول بده مشتری ،تو محیط داخلی شرکت هم مسئول کارگاه خیلی خشک هستند و فقط زیراب همدیگه و پشتیبانا رو میزنن و درکل اصلا محیط کاری خوبی نداره فقط تنها مزیتش بیمه تامین اجتماعی میکنن که اونم چون مجبورن و بیمه تکمیلی داره و سر موقع چند غاز حقوق میدن که برای ۱۰روز اول ماهت کفاف میکنه و بس،درکل اصلا ارزش نداره به نام کارمند و به هوای بانک ملت و شرکت به پرداخت تو شرکت یاس ارغوانی کار کنی ....
در اینجا با تلاشی برای بازگوکردن تجربهام از ایران هاست، احساس کردم ساعات طولانی کار، فشارilege زیادی را به همراه دارد و رفتارهای درونی شرکت بهشدت تائم است. فضای کار بهگونهای بود که احساس میکردم بر مدیران و همکاران کنترل شدیدی وجود دارد و روابط میان افراد به شکل بازیهای گروهی و باندی درآمده بود. احترام چندانی نسبت به کارکنان دیده نمیشد و مدیریت صرفا با دیدی اقتصادی و صرفهجویی بیمحابا برخورد میکرد. منابع انسانی با رفتاری خشک و بیرحمانه عمل میکرد و حقوق دریافتی هم به میزان قابل توجهی پایین بود.
دانا پرداز عین هیئت هستش یعنی اصلا شرح کاری مشخصی نداره و تو هر پوزیشنی باشی ممکنه تسکی بهت بدن که به تو مربوط نیس مدیر کاربلد و حرفه ایی تو هیچ پوزیشنی نداره هروقت بخوای مرخصی بگیری با عذاب بهت میدن و بابت مرخصی باید کامل توضیح بدی کجا میخوای بری و چیکار میخوای بکنی مدیرعامل به شدت خسیسه و از تمامی هزینه ها میزنه هرسال که عکس پایان سال میگیرن تا سال توی عکس بعدی بعد 70 درصد نیروها رفتن نیروی قدیمی شاید کلا 5 تادونه داره به شدت دوربین ها کنترل میشه و عین مدرسه بازخواستت میکنن معمولا زیر 1 سال نیروها میرن اصلا پیشنهاد نمیکنم
مراحل مصاحبه و اطلاع رسانی های زمان مصاحبه اوکی بود و سروقت انجام شد ولی برای نتیجه مصاحبه آخر ، چه مثبت چه منفی قرار بود چندروز بعدش خبر بدن که اطلاع ندادن و به نظرم این پوئن منفی هست. که به نظرم نیازه واحد hr توی این موراد نظارت و بازبینی داشته باشن
میخواهم بگویم که تجربهام از کار در گروه هوژان چندان رضایتبخش نبود. جایی که کار کردم، نظم چندان مشخصی وجود نداشت و پرداخت حقوق بهطور مرتب انجام نمیشد. مزایای خاصی هم تجربه نمیکردم. اگر تاخیری میافتاد، جریمه میشدم و قسمتی از حقوقم کسر میشد، در حالی که اضافهکاری به منقولهای از آن نیست.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.