در طول مدت کارم در این شرکت با وجود چالشهای شخصی که ارتباطی به شرکت و همتیمیها نداشت، تصمیم به ترک گرفتم اما پیش از عید سال ۹۸ دوباره به فرتک بازگشتم و به کارم ادامه دادم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
از تجربهای که در شرکت نرمافزار حسابداری فرداد داشتم، شروع کردم و حال و هوای محیط را به صورتی تازه روایت میکنم. این شرکت استارتاپی بود با پشتیبانی آرین سیستم، که نرمافزارهای کاربرپسند با ویژگیهای خوب ارائه میکرد. مسئولیت من تولید محتوا برای وبسایت بود و جو سازمانی بهگونهای بود که مدیریت مجموعه به خوبی جریان داشت. همواره برای موفقیت و سربلندی تلاش میکردم.
باورت میشود وقتی برای نخستینبار به همسایت مراجعه کردم، فکر میکردم شاید مثل بسیاری از سایتها دروغ بگویند. اما مشاوره رایگان تلفنی همسایت من را به سمت نگرشی درستتر برد و هر بار که با کارشناسان آن مشورت کردم، حس بهتری پیدا کردم و کمکم پی بردم چه اندازه مفید و خوب است. در نتیجه پیشرفتم را مدیون همین تجربهها و حمایتهای این مجموعه میدانم.
به نظر من تجربهی همکاری با همسایت تجربهای مثبت برای رشد و گسترش کسبوکارم بود. از بودن با تیم تخصصی این شرکت احساس کردم که مسیرهای مؤثری برای توسعه ارائه میشود و نکتههای کلیدی برای پیشبرد کار را به من نشان دادهاند. از حمایت و راهنماییهای آنها سپاسگزارم. این شرکت به من دید بهتری نسبت به فرصتهای موجود داد و باعث شد تا من هم در کار و هم در برند خودم به تفکر استراتژیکتر و پیگیری هدفمندتر بپردازم.
تجربه من به عنوان کارشناس پروژه در هم سایت این است که حس مثبتی نسبت به این مجموعه دارم. آنها با مشورت و بررسیهای منطبق با اصول قبل از اجرای پروژه، بسیاری از مسیرهای خاموش را برای تمامی مشتریان روشن کردند. همسایت واقعا در هدایت و توسعه کسبوکارهای اینترنتی نقش پیشرو و مؤثری ایفا میکند.
تجربه من در این مجموعه به عنوان موشن گرافیست تجربهای بسیار مثبت بود و با وجود همکاران پرتلاش، فضا و پروژهها با کیفیت پیش میرفت. تیمی که در کنار من کار میکرد بسیار مؤثر و توانمند بود و مدیریت نیز پاسخگو و منظم عمل میکرد. فضای کاری همواره خوشایند بود و به من انگیزه میداد تا بهترین نتیجه را ارائه دهم.
به خاطر کوچکی شرکت، محیط صمیمی اما حرفهای داشت. تیمها نسبتا کوچک بود و برای هر پروژه، یکی از اعضا نقش لید یا سرپرست رو به عهده داشت تا زمانبندی، تقسیم کار و حضور در جلسات با مشتری رو مدیریت کنه. ساعت کار برای فنیها تا ساعات مشخصی بود و در عمل اون موقعی که من بودم خیلی دقیق نبود؛ رویکرد شرکت بیشتر روی انجام درست و بهموقع کار بود و معمولا نزدیک به مهلت نهایی ممکن بود تا شب هم مجبور بشی بمونی تا کار تموم بشه. پرداختها معمولا بالا نبود و سطحش عادی بود یا شاید کمی پایینتر. از نظر من این نقطه ضعف بارز شرکت بود. بیمه و بیمه تکمیلی ارائه میکردن و در مناسبتهای خاص مثل سالگرد شرکت، یلدا یا نوروز جشن میگرفتند. با توجه به وضع مالی و مناسبت، از رستوران و توچال تا کیک و جمع شدن در شرکت متغیر بود و تولدهای کارکنان رو هم گاها جشن میگرفتند. تا جایی که دیدم اخراجی وجود نداشت، اما اگر کارمند به نظرشان مناسب نمیرسید، از لحاظ سرمایهگذاری روی او کمفشار بودند و حقوق تغییری زیادی نمیکرد. از سوی دیگر، به خاطر کوچیک بودن شرکت، فرصتهای رشد چندان فراوان نبود. سیستم حقوق به این صورت بود که بخش عمدهای از توافق حقوق به صورت پایه بود و مقداری از آن هر سه ماه یکبار به عنوان پاداش پرداخت میشد. برای مثال اگر با یک میلیون تومان توافق داشتیم، ششصد هزار تومان به عنوان پایه حقوق که شامل بیمه و مالیات میشد پرداخت میشد و سه ماهه هم یک میلیون و دویست هزار تومان (تقریبا سه بخش ۴۰۰ هزار تومانی) به عنوان پاداش جدا پرداخت میشد (که مالیات داشت اما بیمه نمیشد). این رویکرد باعث میشد تا از نظر درآمد ماهانه بالا به نظر برسد اما سابقه بیمه کمتر میشد.
به عنوان تجربهای که برای من دردسرزا بود، میتونم بگم چهار ماهی که با شرکت نردبان اندیشه کار کردم یکی از بدترین دورههای کاریم بود و به شدت منو عقب انداخت. دلایل اصلی ناراضی بودنم شامل بیاعتمادی، عدم حرفهای بودن تیم مدیریتی و کمبود حرفهای گری فنی بود. به خاطر فشارهای مختلف، دائما با تاخیر قرارداد رو میبردن تا نتونن بیمهام رو تأیید کنن. بیمه رو با کمترین مقدار ممکن قبول میکردن تا مالیات و حق بیمه کمتر بپردازن و در پرداخت عیدی هم تعلل زیادی داشتن و گفتن عیدی رو هم با کمترین قیمت پرداخت میکنن. در نهایت که از شرکت جدا شدم، با وجود پیگیریها گفتن حدود شش تا هفت میلیون طلبم رو نمیدیم. این تجربه کلن نشان داد که کار در چنین فضایی مناسب نیست و به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم.
در زمان حضورم در بورسیکا، به عنوان یکی از پنج فروشگاه اینترنتی مطرح ایران کار میکردم و تجربهام از رشد قابل توجه تیمها و پروژههای مختلف در این مدت، آیندهای روشن و موفق برای همهی اعضا ترسیم میکرد. با وجود این که سرمایهگذاری قابل توجهی در تبلیغات انجام نمیشد، تجربه خرید مطلوبی که برای مشتریان به وجود آمده بود، مسیر رشدی پایدار برای شرکت ایجاد کرد و به همراه آن، جامعه کاری ما رو به سمت بهبود مستمر حرکت کرد.
دو سال تقریبی را در آبانگان گذراندم و در این مدت، شرایط کاری برایم رضایتبخش بود. فضای همدلی و برخورد دوستانه میان تیم، مدیریت قدرتمند و پیروی دقیق از قوانین کار مانند بیمه، عیدی و سایر مزایا از نکات برتر بودند. با وجود ساعات کار منعطف و پاداش پایان سال، تصمیم من برای تغییر همکارانه بود و تنها دلیل رفتنم دریافت پیشنهاد با سطح حقوق بالاتر از سوی کارفرمای جدید بود که پس از مشورت با هم تیمیها و مدیر مربوطه، تصمیم نهایی را به سمت شرکت دیگر برد.
شرکت تاپ ادورت برای من همچون مجموعهای با روحیه جوان و پرانرژی بود که در همه بخشها حس تکاپو و کنجکاوی نسبت به پیشرفت وجود داشت. یادگیری و جستوجو برایم در اینجا اولویت اصلی بود و این فضا دائما الهامبخش تلاش بیشتر میکرد. در کنار تیم، آقای کامرانی به عنوان همراهی واقعی همراه میبود نه تنها به شکل یک مدیر که فقط دستور بدهد. حضور او به من اطمینان میداد که میتوان با مشارکت و پشتیبانی او به جلو رفت.
دنبال کار بودم و به دیتاک پیوستن یکی از بهترین تصمیمهای من بود. تجربهام به عنوان برنامهنویس وب واقعا خوب بود و حس میکردم هر روز یادگیری بیشتری دارم و میتونم مهارتهام رو به شیوهای عملی به کار بگیرم. فضای کار برایم سازنده و حمایتکننده بود، پروژهها بهطور منظم به من واگذار میشد و فرصت بهروزرسانی مهارتها و بهرهگیری از جدیدترین تکنولوژیها فراهم بود. با وجود فشار وظیفه و ضربالاجلها، تیم همفکری خوبی داشت و ارتباطات روشن و صمیمی بود که کمک میکرد سریع پیش رفت. در مجموع تجربه من از دیتاک مثبت بود و احساس میکنم رشد حرفهای خوبی در اونجا داشتم.
در مصاحبهای طولانی با ادیلار، سوالات عمدتا به علایق شخصی من مربوط میشد و تنها بخش مربوط به رزومه فنی، صداقت در نگارش آن بود. وقتی دعوت به مصاحبه حضوری شدم، تیمی حرفهای روی پاسخگویی به عنوانها کار میکردند و نهایتا جلسهای مستقیم با مدیرعامل ترتیب داده شد. رفتار برخوردی دوستانه و مهربانانه از طرف تیم دیده شد و در نهایت برای پیوستن به شرکت پذیرفته شدم. نکتهی جالب این بود که روز اول مدیرعامل چند ساعت را با من گذراند و به طور کامل با کار و فضای کاری ادیلار آشنا شدم، موضوعی که در تجارب قبلیم ماهها طول میکشید. فرهنگ کاری در ادیلار مبتنی بر اعتماد متقابل است و فضا کاملا شاد و بدون استرس است. حضور در این شرکت را تجربهای بسیار خوشایند میدانم. برای اطلاعات بیشتر به وبسایت ما مراجعه کنید: ادیلار.کام
باور کنید محیط کار اینجا آرام و بدون دردسر بود و من توانستم با تمرکز بالا کارهایم را پیش ببرم.
در محیط کار چنین احساس میکردم که فرهنگ سازمانی در سطح پایینی قرار دارد و از آنجا که مدیران هم رفتار همکاران را شکل میدهند، جوی غیر حرفهای حاکم است. همکاران با احترام کمتری با یکدیگر برخورد میکنند و گاه شوخیهای ناپسند و نامناسبی مطرح میشود. به نظر میرسد این جو برخلاف اصول حرفهای است و تفاوتی بین کارمند مسؤول و بیمسؤول دیده نمیشود. به طور کلی به نظر میرسد برای کسانی مناسب است که سابقه کاری طولانیتری ندارند و میخواهند تجربه تازهای آغاز کنند.
شرکت دلتاگلبال زمانی جزو برترینها در حوزه IT ایران بود، اما با گذشت سالها و تصمیمات نادرست مدیران، اکنون به وضعیتی ناسزاوار افتاده و زمینگیر شده است.
من تجربهای فراتر از وظیفهی محوله در وایرال شو داشتم و به راحتی میتوانستم در سایر بخشهای مربوط به اشتراکگذاری و نظرسنجی شرکت کنم و استعدادهایم را به نمایش بگذارم. وایرال شو یک استارتاپ با هدفی مشخص است که نتیجهگرا عمل میکند و برای هر کسی که دنبال ارتقای مهارتهای شغلیاش است میتواند مفید باشد.
هر روز حس میکنم پیشرویی توی زمینه کاریام دارم و یکی از اهداف فنی شرکت هم حرکت پیوسته در مسیر تازهترین تکنولوژیهاست.
به روزی با تنوع کارها رسیده بودم و در نقش یک توسعهدهنده iOS در محیطی با آزادی عمل بالا مشغول به کار شدم.
در این شرکت، فضای کار به گونهای است که بهبود مهارتها و دانش شخصی را به طور ملموسی در پی دارد. محیطی کاملا دوستانه و با رویکرد استارتاپی دارد که برای جوانان گزینهای مناسب محسوب میشود. رهبری مجموعه با حس مسئولیتپذیری و تعهد مشخص است و این ویژگی به وضوح احساس میشود. در کل، کار در این شرکت تجربهای سودمند و نسبتا جذاب به نظر میرسد.
در طول مدت کارم در این شرکت با وجود چالشهای شخصی که ارتباطی به شرکت و همتیمیها نداشت، تصمیم به ترک گرفتم اما پیش از عید سال ۹۸ دوباره به فرتک بازگشتم و به کارم ادامه دادم.
از تجربهای که در شرکت نرمافزار حسابداری فرداد داشتم، شروع کردم و حال و هوای محیط را به صورتی تازه روایت میکنم. این شرکت استارتاپی بود با پشتیبانی آرین سیستم، که نرمافزارهای کاربرپسند با ویژگیهای خوب ارائه میکرد. مسئولیت من تولید محتوا برای وبسایت بود و جو سازمانی بهگونهای بود که مدیریت مجموعه به خوبی جریان داشت. همواره برای موفقیت و سربلندی تلاش میکردم.
باورت میشود وقتی برای نخستینبار به همسایت مراجعه کردم، فکر میکردم شاید مثل بسیاری از سایتها دروغ بگویند. اما مشاوره رایگان تلفنی همسایت من را به سمت نگرشی درستتر برد و هر بار که با کارشناسان آن مشورت کردم، حس بهتری پیدا کردم و کمکم پی بردم چه اندازه مفید و خوب است. در نتیجه پیشرفتم را مدیون همین تجربهها و حمایتهای این مجموعه میدانم.
به نظر من تجربهی همکاری با همسایت تجربهای مثبت برای رشد و گسترش کسبوکارم بود. از بودن با تیم تخصصی این شرکت احساس کردم که مسیرهای مؤثری برای توسعه ارائه میشود و نکتههای کلیدی برای پیشبرد کار را به من نشان دادهاند. از حمایت و راهنماییهای آنها سپاسگزارم. این شرکت به من دید بهتری نسبت به فرصتهای موجود داد و باعث شد تا من هم در کار و هم در برند خودم به تفکر استراتژیکتر و پیگیری هدفمندتر بپردازم.
تجربه من به عنوان کارشناس پروژه در هم سایت این است که حس مثبتی نسبت به این مجموعه دارم. آنها با مشورت و بررسیهای منطبق با اصول قبل از اجرای پروژه، بسیاری از مسیرهای خاموش را برای تمامی مشتریان روشن کردند. همسایت واقعا در هدایت و توسعه کسبوکارهای اینترنتی نقش پیشرو و مؤثری ایفا میکند.
تجربه من در این مجموعه به عنوان موشن گرافیست تجربهای بسیار مثبت بود و با وجود همکاران پرتلاش، فضا و پروژهها با کیفیت پیش میرفت. تیمی که در کنار من کار میکرد بسیار مؤثر و توانمند بود و مدیریت نیز پاسخگو و منظم عمل میکرد. فضای کاری همواره خوشایند بود و به من انگیزه میداد تا بهترین نتیجه را ارائه دهم.
به خاطر کوچکی شرکت، محیط صمیمی اما حرفهای داشت. تیمها نسبتا کوچک بود و برای هر پروژه، یکی از اعضا نقش لید یا سرپرست رو به عهده داشت تا زمانبندی، تقسیم کار و حضور در جلسات با مشتری رو مدیریت کنه. ساعت کار برای فنیها تا ساعات مشخصی بود و در عمل اون موقعی که من بودم خیلی دقیق نبود؛ رویکرد شرکت بیشتر روی انجام درست و بهموقع کار بود و معمولا نزدیک به مهلت نهایی ممکن بود تا شب هم مجبور بشی بمونی تا کار تموم بشه. پرداختها معمولا بالا نبود و سطحش عادی بود یا شاید کمی پایینتر. از نظر من این نقطه ضعف بارز شرکت بود. بیمه و بیمه تکمیلی ارائه میکردن و در مناسبتهای خاص مثل سالگرد شرکت، یلدا یا نوروز جشن میگرفتند. با توجه به وضع مالی و مناسبت، از رستوران و توچال تا کیک و جمع شدن در شرکت متغیر بود و تولدهای کارکنان رو هم گاها جشن میگرفتند. تا جایی که دیدم اخراجی وجود نداشت، اما اگر کارمند به نظرشان مناسب نمیرسید، از لحاظ سرمایهگذاری روی او کمفشار بودند و حقوق تغییری زیادی نمیکرد. از سوی دیگر، به خاطر کوچیک بودن شرکت، فرصتهای رشد چندان فراوان نبود. سیستم حقوق به این صورت بود که بخش عمدهای از توافق حقوق به صورت پایه بود و مقداری از آن هر سه ماه یکبار به عنوان پاداش پرداخت میشد. برای مثال اگر با یک میلیون تومان توافق داشتیم، ششصد هزار تومان به عنوان پایه حقوق که شامل بیمه و مالیات میشد پرداخت میشد و سه ماهه هم یک میلیون و دویست هزار تومان (تقریبا سه بخش ۴۰۰ هزار تومانی) به عنوان پاداش جدا پرداخت میشد (که مالیات داشت اما بیمه نمیشد). این رویکرد باعث میشد تا از نظر درآمد ماهانه بالا به نظر برسد اما سابقه بیمه کمتر میشد.
به عنوان تجربهای که برای من دردسرزا بود، میتونم بگم چهار ماهی که با شرکت نردبان اندیشه کار کردم یکی از بدترین دورههای کاریم بود و به شدت منو عقب انداخت. دلایل اصلی ناراضی بودنم شامل بیاعتمادی، عدم حرفهای بودن تیم مدیریتی و کمبود حرفهای گری فنی بود. به خاطر فشارهای مختلف، دائما با تاخیر قرارداد رو میبردن تا نتونن بیمهام رو تأیید کنن. بیمه رو با کمترین مقدار ممکن قبول میکردن تا مالیات و حق بیمه کمتر بپردازن و در پرداخت عیدی هم تعلل زیادی داشتن و گفتن عیدی رو هم با کمترین قیمت پرداخت میکنن. در نهایت که از شرکت جدا شدم، با وجود پیگیریها گفتن حدود شش تا هفت میلیون طلبم رو نمیدیم. این تجربه کلن نشان داد که کار در چنین فضایی مناسب نیست و به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم.
در زمان حضورم در بورسیکا، به عنوان یکی از پنج فروشگاه اینترنتی مطرح ایران کار میکردم و تجربهام از رشد قابل توجه تیمها و پروژههای مختلف در این مدت، آیندهای روشن و موفق برای همهی اعضا ترسیم میکرد. با وجود این که سرمایهگذاری قابل توجهی در تبلیغات انجام نمیشد، تجربه خرید مطلوبی که برای مشتریان به وجود آمده بود، مسیر رشدی پایدار برای شرکت ایجاد کرد و به همراه آن، جامعه کاری ما رو به سمت بهبود مستمر حرکت کرد.
دو سال تقریبی را در آبانگان گذراندم و در این مدت، شرایط کاری برایم رضایتبخش بود. فضای همدلی و برخورد دوستانه میان تیم، مدیریت قدرتمند و پیروی دقیق از قوانین کار مانند بیمه، عیدی و سایر مزایا از نکات برتر بودند. با وجود ساعات کار منعطف و پاداش پایان سال، تصمیم من برای تغییر همکارانه بود و تنها دلیل رفتنم دریافت پیشنهاد با سطح حقوق بالاتر از سوی کارفرمای جدید بود که پس از مشورت با هم تیمیها و مدیر مربوطه، تصمیم نهایی را به سمت شرکت دیگر برد.
شرکت تاپ ادورت برای من همچون مجموعهای با روحیه جوان و پرانرژی بود که در همه بخشها حس تکاپو و کنجکاوی نسبت به پیشرفت وجود داشت. یادگیری و جستوجو برایم در اینجا اولویت اصلی بود و این فضا دائما الهامبخش تلاش بیشتر میکرد. در کنار تیم، آقای کامرانی به عنوان همراهی واقعی همراه میبود نه تنها به شکل یک مدیر که فقط دستور بدهد. حضور او به من اطمینان میداد که میتوان با مشارکت و پشتیبانی او به جلو رفت.
دنبال کار بودم و به دیتاک پیوستن یکی از بهترین تصمیمهای من بود. تجربهام به عنوان برنامهنویس وب واقعا خوب بود و حس میکردم هر روز یادگیری بیشتری دارم و میتونم مهارتهام رو به شیوهای عملی به کار بگیرم. فضای کار برایم سازنده و حمایتکننده بود، پروژهها بهطور منظم به من واگذار میشد و فرصت بهروزرسانی مهارتها و بهرهگیری از جدیدترین تکنولوژیها فراهم بود. با وجود فشار وظیفه و ضربالاجلها، تیم همفکری خوبی داشت و ارتباطات روشن و صمیمی بود که کمک میکرد سریع پیش رفت. در مجموع تجربه من از دیتاک مثبت بود و احساس میکنم رشد حرفهای خوبی در اونجا داشتم.
در مصاحبهای طولانی با ادیلار، سوالات عمدتا به علایق شخصی من مربوط میشد و تنها بخش مربوط به رزومه فنی، صداقت در نگارش آن بود. وقتی دعوت به مصاحبه حضوری شدم، تیمی حرفهای روی پاسخگویی به عنوانها کار میکردند و نهایتا جلسهای مستقیم با مدیرعامل ترتیب داده شد. رفتار برخوردی دوستانه و مهربانانه از طرف تیم دیده شد و در نهایت برای پیوستن به شرکت پذیرفته شدم. نکتهی جالب این بود که روز اول مدیرعامل چند ساعت را با من گذراند و به طور کامل با کار و فضای کاری ادیلار آشنا شدم، موضوعی که در تجارب قبلیم ماهها طول میکشید. فرهنگ کاری در ادیلار مبتنی بر اعتماد متقابل است و فضا کاملا شاد و بدون استرس است. حضور در این شرکت را تجربهای بسیار خوشایند میدانم. برای اطلاعات بیشتر به وبسایت ما مراجعه کنید: ادیلار.کام
باور کنید محیط کار اینجا آرام و بدون دردسر بود و من توانستم با تمرکز بالا کارهایم را پیش ببرم.
در محیط کار چنین احساس میکردم که فرهنگ سازمانی در سطح پایینی قرار دارد و از آنجا که مدیران هم رفتار همکاران را شکل میدهند، جوی غیر حرفهای حاکم است. همکاران با احترام کمتری با یکدیگر برخورد میکنند و گاه شوخیهای ناپسند و نامناسبی مطرح میشود. به نظر میرسد این جو برخلاف اصول حرفهای است و تفاوتی بین کارمند مسؤول و بیمسؤول دیده نمیشود. به طور کلی به نظر میرسد برای کسانی مناسب است که سابقه کاری طولانیتری ندارند و میخواهند تجربه تازهای آغاز کنند.
شرکت دلتاگلبال زمانی جزو برترینها در حوزه IT ایران بود، اما با گذشت سالها و تصمیمات نادرست مدیران، اکنون به وضعیتی ناسزاوار افتاده و زمینگیر شده است.
من تجربهای فراتر از وظیفهی محوله در وایرال شو داشتم و به راحتی میتوانستم در سایر بخشهای مربوط به اشتراکگذاری و نظرسنجی شرکت کنم و استعدادهایم را به نمایش بگذارم. وایرال شو یک استارتاپ با هدفی مشخص است که نتیجهگرا عمل میکند و برای هر کسی که دنبال ارتقای مهارتهای شغلیاش است میتواند مفید باشد.
هر روز حس میکنم پیشرویی توی زمینه کاریام دارم و یکی از اهداف فنی شرکت هم حرکت پیوسته در مسیر تازهترین تکنولوژیهاست.
به روزی با تنوع کارها رسیده بودم و در نقش یک توسعهدهنده iOS در محیطی با آزادی عمل بالا مشغول به کار شدم.
در این شرکت، فضای کار به گونهای است که بهبود مهارتها و دانش شخصی را به طور ملموسی در پی دارد. محیطی کاملا دوستانه و با رویکرد استارتاپی دارد که برای جوانان گزینهای مناسب محسوب میشود. رهبری مجموعه با حس مسئولیتپذیری و تعهد مشخص است و این ویژگی به وضوح احساس میشود. در کل، کار در این شرکت تجربهای سودمند و نسبتا جذاب به نظر میرسد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.