تجربه همکاری با شرکت در تهران رو داشتم و روی یک پروژه که مربوط که گیم بود بصورت فول استک کار میکردم . چیزی که بود یک تیم ۱۴ نفره این پروژه رو تولید کرده بودند و تحویل شده بود و زیر بار بود . که از من خواستند اضافه بشم برای مرتب کردن کد و داکیومنت کردن و تجربه همکاری خیلی خوبی بود که شروع شد همکاریمون و همچنین روی پروژه دیگری برای فروش نان هم به عنوان بک ا ند همکاری داشتم . تیم خوبی و صمیمی بود مشکلی نداشتم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای کارآموزی به این شرکت رفتم و فهمیدم که آموزش از صفر برگزار میشد و هزینه داشت. ثبت نام در دورهها را انجام دادم و تفاوت خیلی زیادی با انتظارم داشت؛ واقعا روال کارشان برای رسیدن به خروجی انجام میشد و خودشان هم ۱۰۰ درصد درگیر میشدند. به دلیل فاصله و لوکیشن دور، بعد از اتمام آموزش نتوانستم با آنان همکاری کنم، اما هماکنون در اسلامشهر در شرکت دیگری به عنوان طراح وب مشغولم و از شیوههای آموزشیشان قدردانی میکنم که تا اینجا هم خوب یاد دادند.
به عنوان کارمند این شرکت، فضا برای انتقاد آزاد نیست و همین دلیلم باعث میشود که این حرفها را اینجا بنویسم. شرکت میتواند جای بهتری باشد اگر به ویژه مدیران منابع انسانی با کارمندان مهربانتر رفتار کنند و متوجه باشند که مقابله و انتقام فقط وضع را بدتر میکند. همیشه بهتر است در شرایطی که عموم مردم با فشار روبهرو هستند، تلاش کنیم تا شرایط به نفع همه باشد و یکدیگر را بفهمیم. یک بار برای همیشه تکلیفمان را روشن کنیم که خصوصی هستیم یا دولتی؟ وقتی کارمندان درخواستی برای حقوق و مزایا دارند، میگویند بانک اجازه نمیدهد و آییننامه فلان است. وقتی در تعطیلات مهم که خیلیها دوست دارند سفر کنند، مجبور به کشیک هستند و در شرایط بحرانی حضور مییارند، میگویند ما جزیی از بانک هستیم و باید حضور داشته باشیم. وقتی نیمهشبها به خاطر تغییرات در شرکت حضور داریم، میگویند اینجا بانک است. وقتی درباره پوشش خانمها که اصلا مشکلی ندارد تذکر میدهید و میگویید اینجا بانک است و نباید اینگونه لباس پوشید، چه پاسخی دارم؟ اما وقتی دولت به دلیل محدودیت انرژی یا آلودگی هوا، تمام سازمانها و حتی بانکها را تعطیل میکند، ما باید در شرکت باشیم و خبری از پرداختی متناسب تعطیلات نیست؛ میگویند خصوصی هستیم. وقتی دولت ساعت کاری را کاهش میدهد، میگویند خصوصی هستیم و ساعت کاری تغییر نمیکند. خلاصه اینکه وقتی خصوصی به نفع شرکت است، خصوصی میشویم و وقتی دولتی به نفع شرکت است، دولتی میشویم. الان که روی خصوصی بودن تاکید دارید، لطفا اگر دوباره بحرانی پیش آمد، به جان پرسنل بخش خصوصی آسیب نزنید. و برای عید نوروز که کمتر از سه ماه مانده، از کارمندان شرکت خصوصیتان دست برندارید تا بتوانند سال نو را کنار خانوادهشان باشند، نه صرفا به عنوان نگهبانان شرکت خصوصی شما. از درد گفتن و از درد شنیدن با مردمی که بیدرد هستند، نمیشود دانست که چه دردی دارند
من به مدت یک سال در گاج کار کردم و این یک سال برای من مانند سالها طول کشید. از همان ابتدای کار متوجه فضای پر از فاکتورهای رنگ و وارنگ و پرداختهای غیرمنصفانه شدم. مدیر اداری به نظر فردی بیسواد و تنها به فکر سود خودش بود و مدیر منابع انسانی و برادرش نیز با وجود فاکتورهای بالا دست به کارهایی میزدند که به شرکت ضربه میزد. برخی فاکتورها به مبالغ نجومی میرسید تا جایی که گاهی روی خریدهای سادهای مثل نان برای ناهار کارکنان هم با فاکتورهای سنگین برخورد میکردند. دیدم کارکنان، به ویژه کسانی که در واحد اداری بودند، تحت فشار قرار میگیرند، به طوری که یکی از همکاران از طریق شرکت وکیل اقدام کرد اما موفق به جلوگیری نشد. شرایط داخلی شرکت فقط وقتی ظاهرش زیبا بود که از بیرون شرکت خوب به نظر میرسید اما در باطن جشنها و جشنوارهها بودجههای ناعدالتی خرج میشد. به جای اینکه به رفاه پرسنل توجه کنند، تنها به دنبال سود فوری بودند و افرادی با مدرک پایین اما با پشتوانههای داخلی به پستهای مدیریتی میرسیدند و حقوقهای بالا میگرفتند. نمونهاش مدیر اداری که ارتباطی با کارگر انبار داشت و با ترفندها و چاپلوسی به سمت مدیر ارتقا یافت. در محیط کار، بارها شنیدم که رفتارهای ناسالمی وجود دارد و اگر بخواهم همه را بنویسم، باید خیلی طولانی کنم. مدیر منابع انسانی به شکلی رفتار میکرد که تا حدی فضا را به نفع خودش نگه دارد و رابطهای پنهانی با سرپرست مرکز تماس برقرار بود تا پرسنل اخراج شوند و این خانم حفظ شود. به خصوص علاقه زیادی به همکاران زیرساخت داشت و داستانهایی از روابط غیرشغلی شنیده میشد. تجربه نشان میدهد که شرکت سعی داشت با وجود مشکلات، ظاهر و روابط بیرونی را حفظ کند و این برای کارگرانی که برای چند صد تومان کار میکنند، واقعا دردناک بود.
در این شرکت حس میکنم که فرصتها برای کار واقعی وجود ندارد و تجربه کاری بیشتر به خاطر مشکلات داخلی و ناامنی است. فضای کار به هیچ وجه انگیزهبخش نیست و به نظر میرسد تمرکز اصلی روی کلاهبرداری از منابع پیکهای موتوری است؛ بهطور مرتب برداشتهایی از حساب پیکها انجام میشود و این موضوع کاملا واضح است. در نتیجه، ارزش کار کردن در اینجا برای من زیر سوال رفت و حتی زمانی که پاداشی برای تکمیل سفرها در نظر گرفته بودم، نهایتا به من تعلق نگرفت. هرچه هم tiket ثبت کردم فایدهای مشاهده نکردم، زیرا با این باور که از همان ابتدا اینها دزد هستند، وارد ماجرا شدم و به نظر میرسد که دزدی از پیکها تنها چیزی است که بلدند انجام بدهند.
سلام دوست عزیز که مطالب را از سمت خود نوشتی چون معدبانه بود جواب شما را میدهیم همان طور که میبینی کامنتهای که از لج و عصبانیت و بی ادبانه بوده هیچ جوابی دریافت نکرده اند چون برای همگان این نوع رفتار مشخص است اولا که شما کار اولی بودی و طبیعی است که از شرایط ترس داشته باشید ولی لطفا واقع بینانه نگاه نمایید شما به عنوان یک کار آموز وارد مجوعه شدید و افرادی مثل شما بودن که بعد از به دست آوردن تجربه به یکدفعه مجموعه را ترک نمودند و شرکت متضرر گردید بعضی افراد هم بعد از این که مطمعن از بستن قرارداد شدند دیگر سبک کار کردنشان عوض شد در این شرکت حدود ۱۰۰ نفر کار میکنند که هرکدام از ۲ تا ۱۶ سال در سازمان سابقه دارند این افراد هم همان شرایطی را دارند که شما در سازمان خواهید داشت مجموعه جهت انجام پروژها اینقدر دغدغه داره که کسی سرش درد نمیکنه شما را از لحاظ قراردادی به چالش بندازند هر چند هم که منابع انسانی به شما گفت که اگر نظری داری و تغیری در قرارداد مدنظر شما هست شما هم میتوانی بیان کنید که شما اینکار را نکردید از لحاظ مالی هم گفتند که اگر کارت خوب باشه و مورد تایید مسولت، سریع تر حقوق شما افزایش پیدا خواهد کرد هر چند که شما کار آموز بودید اینکه هر وقت خواستیم دکمه شما را بزنیم این خاسته ما نیست بلکه نوع کار و رفتار شما در سازمان است که باعث بالارفتن یا پایین اومدن level شما در سازمان میشود در رابطه با دوربین منافاتی با کار کردن ندارد و همه مجموعه ها دارای دوربین هستند که باعث بالارفتن امنیت در سازمان می شود البته سازمان هیچ مشکلی با استفاع ندارد به شرطی که کار به نفر جدید به درستی تحویل گردد تا در کار شرکت اختلالی به وجود نیاید که در قرارداد موجود است در رابطه با ضمانت بالاخره ما کسانی که وارد سازمان میشوند را نمیشناسیم و نسبت به استخدام پرسنل جدید نسبت به افراد حاضر در مجموعه مسعول هستیم حالا شما جوان هستید و تازه کار و قرادادی که خدمتتون ارائه شد قالب اکثر مجموعه ها است که متاسفانه با مشکلات زیادی با منابع انسانی روبرو هستند بعضی افراد خطاهای را انجام میدهند که متاسفانه نتایج آن گریبانگیر نفرات جدید میشود ولی اگر شما وافع بین باشید جایگاه و سابقه شرکت ،واحد های مختلف زیاد و همکاران کنارتان متوجه میشوید که میتوان به یک مجموعه اعتماد کرد یا نه. هر چند بالاخره هیچ مجموعه ای ۱۰۰ نیست ولی برای بهتر بودن تمام تلاشمان را میکنیم فکر نمیکنم این سایتی که هیچ در پیکری ندارد هر کسی از روی عصبانیت می آید و اینجا خودش را خالی میکند بتواند مرجع خوبی برای انتخاب یک سازمان باشد در آخر دوست عزیز امیدوارم که شما هم در آینده بتوانی یک کسب کار راه اندازی کنی تا دغدغه های سازمان را در این شرایط سختی که بین نیروی انسانی و تعهدات به کارفرمایان با این شرایط اقتصادی گیر افتاده اند را متوجه شوید امیدواریم شما هم موفق و حواس جمع باشید
من با این وجودی که شرکت ادعا میکند هیچ سفارشی از رانت نمیگیرد، و بهینه و چابک است تا جایگاه یکی از سه شرکت برتر دنیا را هدف بگیرد، تجربهای کاملا متفاوت داشتم. در واقع همه چیز به گواهی من با بینظمیهای سازمانی آغاز میشود: تاخیرهای متعدد پروژهها، کمکاریها و نبود هماهنگی، حقوق و بیمههای عقبافتاده و به طور کلی رفتارهایی که به نظر من حاصل تفکری مدیریتی مشابه اداره یک کشور است. مدیرعامل به صورت روزانه تصمیمات تندی میگیرد، هر ماه ساختار سازمانی را تغییر میدهد، روالها را دگرگون میکند و مدیران واحد را عوض میکند. مدیران فصلی که تنها چند ماه کنار هم میمانند و شاید از جاینامشان بیاطلاعاند، و به دلیل ضعفهای شخصی و بیکفایتی انتخاب میشوند. کارشناسان هم با فشار برای افزایش حقوقهای ناچیز دست به کارهای وحشتآور میشوند تا خودشان را بالا ببرند. به طور کلی کارگران و کارشناسها در حال جمعآوری کارها هستند و برای افزایش ناچیز حقوقشان با کارهایی که هیچ ارتباطی به بهبود شرایط ندارد، سروکله میزنند. مدیرعامل به نظر میرسد زیرساختی در سازمان ندارد و یا به آن بیمیل است. به عمد کارها را لنگ میگذاری، گاه هر چندوقت یکبار به واحدها میروی تا اوضاع را به هم بریزی و نیروها را خسته کنی تا از پشت پرده چیزی فهمیده نشود. پولهای عظیم ورودی به سمت پروژهها نمیرود و حقوق پرسنل کم و عقب مانده باقی میماند. از پرداخت حقوق تا به حال فراتر از این میگذری و بیمه نیروها را هم در چند ماه به تعویق میاندازی. چگونه میخواهی این فاجعه را جمع و جور کنی؟ البته که تو در این زمینه از ترفندهایت استفاده میکنی که به همه القا کنی پولی نیست در حالی که واقعا پول هست و برای تو هم خوب است. حقوق را به اندازه زیاد تاخیر میزنی تا کارکنان در دستکم نیازهایشان بمانند و بتوانی کنترلشان کنی. حالا هم با ساخت فضای امنیتی در شرکت و گذاشتن جاسوسها فکر کردهای موفق میشوی. به جای پاسخگویی و عذرخواهی از نیروهای انسانی، با لحن بیپروا میگویی همینی که هست و انتظار بیشتری از کسی که با رانت و لابی پروژه میگیرد، نمیرود. در نهایت همه میدانند چه میگذرد. کارکنان را احمق فرض نکنید و بازی با آنها را تمام کنید. حالا دیگر میشود حدس زد که وضعیت کار در این سازمان چگونه است و چرا هیچ چیز درست نمیشود و نیروی انسانی همواره اولویت آخر است. حتی در میان رانندگان یا سایر کارکنان نیز تا حدودی آبرو کم شده و به کارفرما و تأمینکنندهها صدماتی وارد شده است. پ.ن: این شرکت دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارد.
میخواهم از تجربهام در شرکت میاره با شما صحبت کنم. وقتی وارد کار شدم، احساس کردم اوضاع به هیچ وجه رضایتبخش نیست: پشتیبانی بیکیفیت، قیمتهای ناپایدار و مسیرهای غیرمنظم که به نظر میرسید با هم همخوانی ندارند. کار در میاره به نظر من وقت و هزینهام را بیهوده میگرفت؛ هر چه از این مجموعه گفتم، باز هم کم بود. بعضی از سفارشها تا مناطق دورافتاده میرفتند و این موضوع نه تنها برای من بلکه برای پیکها هم مشکلساز شد. با وجود اینها، مشاهده کردم که موقعیتهای مختلف به یکدیگر ربطی ندارند و ترتیب و منطق مشخصی در مسیرها وجود ندارد. به عنوان کسی که برای کار آمده بودم، در نگاه نخست دیدم که بعضی جنبهها به نسبت دیگران بهتر نبودند، اما تجربه به من آموخت که قبل از تصمیمگیری نهایی حتما جوانب کار را بسنجید. در نهایت، تصمیم گرفتم از ادامه کار پشیمان نیستم اما توصیه میکنم کسانی که قصد کار در این شرکت دارند، با در نظر گرفتن بیثباتی قیمتها و پشتیبانی غیرمنسجم، دقیق بررسی کنند و انتظار واقعبینانهای از وضعیت کار داشته باشند.
به نظر من شرکت میاره تجربهی چندان رضایتبخشی نبود. کار پیک بودن خیلی بیشتر از حد تصور دلسردکننده و بیثبات بود؛ هم مسیرهای سفارش اغلب غیرمنطقی و پرت بود و هم اولویت اصلی برای تیم، حرف مشتری بود تا راحتی پیک. برخلاف انتظار، پیک برای شرکت اهمیتی چندانی ندارد و اگر حسابرسی یا تنظیماتی روی حساب من انجام بدهند، این تغییرات به ضرر من تمام میشود و هیچ سودی نصیب پیک نمیشود. پاداشی هم که در نظر میگیرند، اغلب بیثبات است؛ گاهی بر اساس سفر یا مسیری که طی کردهای پاداش کم میشود یا حتی مقصد نهایی را اشتباه یا فیک نشان میدهند. در نتیجه کار با شرکت برای پیک، نه تنها سودی ندارد بلکه بیشتر به ضرر میانجامد.
این شرکت جو سمی و خرابی دارد. افرادی که با نام مسوول آنجا هستند سواد کمی در حوزه های مربوطه دارند و اصلی ترین کار آنها زیر آب زنی است. اشخاصی هستند که از ادب و منطق بی بهره بوده و پر از عقده و حسادت و کمبود هستند. این ها همان هایی هستند که نظرات مثبت در سایت درباره این شرکت داده اند. این افراد صرفا به منظور آمار دادن استخدام شده و از این بابت حقوق می گیرند. اگر بفهمند که آدم کاربلد و شایسته ای هستی که می تواند در کار پیشرفت کرده و حقوق بالا دریافت کند، زیرآب تو را می زنند. از پس ساده ترین کارها بر نمی آیند و اگر تو آن کارهای ساده را انجام دهی، با تو بیشتر دشمن می شوند. حیف بودجه کشور که صرف چنین شرکتی شود. این شرکت ادعا کرده که در تکنولوژی روز پیشرو است ولی در عمل در رذایل اخلاقی پیشرو است. به این شرکت نزدیک نشوید.
قبل از همه، فهمیدم که کندا ایده جایی با ساختار کار سخت و تمرکز بالا بوده. وقتی واردش شدم، قبل از شیوع کرونا بچهها کمتر دورکار میشدند و گروهی که نمیشد دورکار کنند هم چند نفر باقی ماندند و به مرور شنیدم هنوز تعدادی به صورت دورکار یا ترکیبی کار میکنند. فضای کار دقیق است و هنوز جای تفریح و سرگرمی کم دیده میشود، اما وقتی دستاوردی مهم به وجود بیاید، فرصت یادگیری و پیشرفت طولانیمدت وجود دارد و شرکت هم هم در زمینه تحصیل با حمایتهای مالی مثل وام یا سایر کمکها همگام است. از نظر پرداختی، حقوق و مزایا به دقت محاسبه میشود و به طور کامل پرداخت میشود. به تازهواںها از طریق همکاران با سابقه آموزش میبینند تا برای کار آماده شوند، و تجربهشان را در قالب مسیر آمادهسازی شغلی دنبال میکنند. محل دفتر امیرآباد امکانات قابل دسترسی دارد، اما پارکینگ شرایط مناسبی ندارد. فشار کار بالا است و انتظار دارند خروجی مناسبی ارائه شود؛ زمان هدررفته در کارشان هم کم است و از همان ابتدا مشخص میشود که نباید در کار دیگری مشغول شد و این یک خط قرمز برایشان است.
کار را در کارخانهای در قزوین تجربه کردم که از نظر مدیریتی خیلی ضعف داشت. فقط پرسههای روزمره را پر میکردند و واقعا نمیفهمیدند چه کار میکنند. تیمی از افراد بهظاهر همسو اما زیرآبزن بودند و اطراف مدیریت هم دوستان و آشنایان زیادی حضور داشتند که تنها از ورود به سیستم و گفتن بله و قربانگو مطمئن شدند. اکثر کارکنان هم محلی و آشنای خود مدیریت کارخانه بودند. حقوقها به تاخیر افتاد و امنیت شغلی وجود نداشت؛ قراردادها معمولا یک ماهه بود. بهطور کلی محیطی ناسالم بود و کیفیت محصولات هم بهطور قابل توجهی پایین بود.
با این شرکت هیچوقت به هیچ وجه احساس امنیت تجربه نکردم، فضای کاری بیشتر شبیه یک گروه خانوادگی است تا یک تیم حرفهای و این موضوع به وضوح از رفتار مدیرها برمیآمد. از همان ابتدای کار حس میکردم باید همزمان برای چند نفر کار کنم و حساسیت بالای مدیران نسبت به زمان و روند کار بارها به من گوشزد میشد. در عین اینکه ادعای پرداخت حقوق وجود دارد، فشار بیوقفه برای انجام کارها را احساس میکردم و به نظر میرسید ارزش افراد به اندازهی نزدیکی با افراد خاص تعیین میشود نه به عملکردشان. احساس نوکیشی یا زیر دست بودن هم در محیط خیلی ملموس بود و با وجود تلاشهایی که برای انجام کار میکردم، به نظر میرسید با چند برابر کار هم ارزی چندانی دریافت نمیکنم. اشتباهات همواره از جانب اطرافیان کوچک شمرده میشد، اما اهمیتی به آنها داده نمیشد. به شدت چنین رفتار و فضایی را توصیه نمیکنم و برای حفظ سلامتی و آرامش خودم، ترجیح دادم از ورود به چنین شرایطی پرهیز کنم. امیدوارم دیگران کمتر با چنین محیطهایی روبهرو شوند و بتوانند گزینههای بهتری را انتخاب کنند.
در این شرکت تعهدات مالی و مدیریتی بهطور قابل توجهی نامنظم است و وضعیتی آشفته حکمفرماست. پرداخت حقوق با تاخیر دوماهه انجام میشود و جابهجایی نیروها هر ماه تکرار میشود؛ از طرفی تعداد آگهیهای استخدامی بالا است که نشان از وضعیت بد سازمان دارد. گاه بدون دلیل مشخصی برخی کارکنان اخراج میشوند و کسانی که از شرکت جدا میشوند معمولا تسویه مطالبات یا پرداختهای معوقشان انجام نمیشود. از نظر بهداشت و نظافت و سایر جنبههای مربوطه وضعیت مطلوبی وجود ندارد و از طرفی ملزومات ضروری خریداری نمیشود تا در اختیار کارکنان تازهوارد قرار بگیرد.
لطفا داتین نیایید اینجا جای خوبی نیست (کثافت خانه ای به نام داتین) من چند سالی هست که در داتین کار میکنم خیلی راحت بگم داتین collapse کرده ولی داره تلاش میکنه که خودشو خوب نشون بده همه چیز ویران شده در این حد که سیستم غذا شون هم از داخل درست کار نمیکنه مدام سیستم های داخلی شرکت قطع آه از ویپاد نگم براتون که تو گروه داخلی خود شرکت روزی نیست که همکاران با ویپاد مشکل نداشته باشن همه چیز از درون نابود از بیرون زیبا تمام سرویس دهی به با بانکها پر از مشکلات امنیتی و اختلالات شدیده و من برام سواله که چرا بانکها از اینجا سرویس میگیرن من هم می خوام برای همیشه اینجا رو ترک می کنم و به این ننگ پایان بدم فقط دلم میخواد نهادهای نظارتی بیان و در اینجا رو برای همیشه تخته کنن و این تشکیلات ناسالم و کثیف و بی بازده را یکبار برای همیشه جمع کنن.....
این مدیر عامل تی شرت پوش و کت و شلوار پوش معلوم نیست با دوستانش داره با ناواکو و منابع مالی ناواکو چکار می کنه!؟ الان به ازای هر نیروی فنی ۱۰ تا مشاور دعوت شده در حالیکه اصولا باید عکس این باشه و به ازای هر ۱۰ نیروی فنی یک مشاور باشه و جالب این که اکثر مشاوران در جای دیگر هم استخدام هستن و یا حقوق بازنشستگی می گیرن و در ناواکو هم بعضا تا ۱۰ برابر نیروی فنی حقوق می گیرند! و اکثر آنها هم بسیار ضعیف هستن و فقط به بزم دوست خود یعنی مدیر عامل ناواکو دعوت شده اند تا حظی ببرند. به نظر من باید به داد ناواکو رسید و آن را نجات داد. مدیریت بانک مسکن هم مسئول در این مسئله هست.
آروا = خاله زنک بازی شرکتی که در آن مدیر منابع انسانی ن.م سعی در زیرآب زدن قائم مقام ع.ن داشته باشه و زده باشه پیش آقای م ص ل ا ی ی باید فاتحه خودشو بخونه و جالب اینه که میاد خودش اینجا کامنت مثبت میذاره و از آقای ن.ع تعریف میکنه واقعا متاسفم براشون امیدوارم خدا و کارما جواب بده انشالله بقیه همکاران هم کار و موقعیت بهتری پیدا کنن و زودتر خلاص شن از این شرکت
شرکت آروا تجربهای پرتنش را برایم رقم زد؛ احساس میکردم روح و روانم در مسیر تحلیل رفتن است. دو روز مانده به پایان ماه ناگهان اعلام شد که دیگر جایی در سازمان ندارم و این تصمیم با وجود ادعاهایی ضد و نقیض درباره مدیر منابع انسانی و رفتارهای توهینآمیز رقم خورد. گفته میشد که اتاق من همیشه در اختیار همه است، اما واقعیت این بود که با بیاحترامی با من برخورد میکردند و به موقع هم اطلاع نمیدادند تا به دنبال کار بگردم. یکی از همکاران با عنوان کارشناس دستاندرکار، ظاهرا جایگاه منشی را برای خود دستپاگیر کرده و با اقدامات غیرکارشناسانه به ایفای نقش میپرداخت. متأسفانه کسی که به نظر میرسد کمترین دانش را دارد، مدیر منابع انسانی از او مشورت میگرفت و برای آینده شغلی دیگران نظرات نا مناسب میداد، در حالی که خودش به اندازه کافی توانمند نبود. با وجود اینکه به عنوان کارشناس منابع انسانی به صحبتهای سایرین گوش نمیداد تا به مدیران منتقل کند، اما بهخاطر کینهورزی با بقیه، تا کنون باعث اخراج تعداد زیادی از همکاران شده است. من شخصا هیچوقت از رفتارش راضی نشده و نمیبخشم، زیرا وقتی روزی با مدیر منابع انسانی صحبت کردم، با لحن نامناسب گفت که بعدا بیایم و من را از مسیرم خارج کردند. برخلاف این رویکرد، آقای علینادر علیان واقعا عملگرا و نسبت به حال کارمندان خودشان مراقبت بیشتری داشتند. از نظر حقوقی، پرداختیها بهموقع نبود و تا بیست روز تأخیر وجود داشت. بیمه تکمیلی هم به دروغ قول داده میشد که وجود دارد، اما راستیآزمایی نشان میداد که چنین خدماتی بهطور کامل ارائه نمیشد و تنها مکانی که دوربین نداشت، سرویس بهداشتی بود.
من سه تا قرارداد همکاری داشتم که پروژه های مختلفی بود و با دو تیم مختلف روی این پروژه ها اضافه شدم و همکاری داشتیم هر دو تیم خیلی بچه ها به هم کمک می کردند و با هم کار رو پیش میبردیم. من البته به صورت ریموت همکاری داشتم و قراردادی با بقیه بچه ها در ارتباط بود ! تجربه خوبی داشتم و به امید به همکاری های بیشتر
به تازگی به تیم ملحق شدم و در نخستین روزها نمیخواهم دیده شوم، اما امروز میخواهم از تجربهام بگویم. به طور کلی احساس رضایت از کارم نسبت به شرکت بسیار بالاست. چند روز پیش برایمان بن کارت یلدا تهیه کردند که برای من که تازه کار هستم، هدیهای لذتبخش و دلگرمکننده بود. فارغ از مبلغ، همین که شرکت به من پیام میدهد که به فرد جوان و تازهکار اهمیت میدهد و برای آینده همکاریمان ارزش قائل است، خیلی برایم با ارزش بود. امیدوارم روزی که از شرکت جدا شوم هم با همان شور و نشاط بتوانم نظر مثبتی ثبت کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.