زمانی هم که من در پردازش کاریزما بودم همین داستان ها بود واسه صبحانه برای نفرات خاص بر میداشتن و فرق میذاشتن یادمه واسه یک غذا میگفتن باید زنگ بزنی تاییدیه بگیری و در آخر کلی غذا اضاف میومد ولی از حق نگذریم فقط صبحانه هاش خوب بود اونم گرم .
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای پنج ماه آنجا کار کردم و_ONLY دو ماه حقوق گرفتم، از بینظمی و ناهماهنگیهای شرکت بارها و بارها دلزده شدم. آنها به روال استخدام نیروهای جوان میپرداختند و با آنها کار سنگینی انجام میدادند و با پایینترین میزان حقوق که اغلب حتی به آنها نمیدادند، انتظار زیادی ازشان داشتند. مدیرعامل شرکت فردی با مشکلات روحی بود و به لحاظ روانی شرایط مناسبی نداشت و نیازمند کمکهای حرفهای بود. به طور کلی، تجربه کاری من در آنجا بدترین تجربه شغلی من است و مطمئنم دیگرانی که در آنجا بودهاند نیز چنین احساسی دارند.
سلام من خودم تحربه کار توی هیوارو نداشتم ولی دخترخاله م همینحا کار میکنه و مشاور حقوقیه خیلی از تجربه های ماریش بهم میگه اینکه چه موارد حقوقی ای داشته و چه کمکی کرده بهشون و... از شرایط کارش راضیه همین چند وقت پیش جشن یلدا داشتن عکساشو دیدم خیلی خوب بود به نظرم خیلی قشنگه که یه شرکتی برای اینکه حس صمیمت و همکاری رو بیشتر کنه جشن بگیره یا مثلا من خودم دارم کار میکنم توی سال شاید یه بارهم حقوقمو سروقت نگیرم ولی دخترخاله م میگه توی این دو سال و نیمی که توی هیواست همیشه یکم حقوق گرفته هرماه پاداش هم دارن درحالیکه من دوازده ساعت کار میکنم دخترخاله م نه ساعت حیف که راهم خیلی دور میشه به محل کارش وگرنه میرفتم هیوا منم اموزش میدیدم کار میکردم و از مدرک تحصیلیم استفاده میکردم
کامنتای اینجا رو که خوندم که رفتار خوب بوده مخصوصا با کال سنتر شاخ در آوردم، چون توی همون مدت کوتاهی من اونجا بودم بارها و بارها تحقیر کردنشون رو دیدم. حالا یا من معنی رفتار خوب رو نمیفهمم یا مثلا داد زدنای مدیرشون شوخی بوده وانا دوست داشتن یا شایدم اصلاح شدن. انشالله که اصلاح شدن. موقع شروع به کار از من سفته زیادی گرفتن و گفتن دو ماه اول آزمایشی. توی این دو ماه شرایط بسیار بد محیط کار، دعواهای مکرر بین مدیرعامل و CTO و کلا بی توجهی مدیرعامل به کارمندان رو شاهد بودم. اتاق ما کولر نداشت و سه نفر گرما زده شدن. سرویس بهداشتی بیرون شرکت بود، اینطوری بود که باید برای دستشویی رفتن از آبدارچی کلید میگرفتی و بدترش این بود که یه ساعتایی گفتن بودن کلید ندید. در نهایت هم بعد یک ماه CTO عوض شد و یه آدمی اومد که نگم. من ده روز مونده به پایان قرداد بهشون گفتم با توجه به شرایط قراردادم رو تمدید نمیکنم. اونا هم گفتن اوکی، ولی تا آخر ماه برای من تسک تعریف کردن و من ساده هم انجامشون دادم. وقتی اومدم بیرون هرچی تماس گرفتم که حقوق و بیمه و ... چی شد گفتن در جریانه. بعد دو ماه گفتن نمیدیم. شکایت کردم و محکوم هم شدن. وقتی رفتم بانک که حساب رو مسدود کنم یا پول رو بگیریم، بهم گفتن حسابشون مسدود هست و قبلا هم تعداد زیادی شکایت روی حسابشون ثبت شده. نمیدونم اگه نخوام از کلمه کلاهبرداری استفاده کنم باید چی بگم. ظاهرا یه ری برندی به اسم "ایران سمپلر" هم داشتن. عجیب تر از همه اینکه که با اسم "گوی و میدان" دارند سمینار برگزار میکنن اونم درباره چی؟! منابع انسانی :)
سلام ما در تیمی کار می کردیم که مسئول آن یه خانم با شخصیت و خیلی محترمی بود که مثل بعضی از نیروها تحصیلکرده خارج بود اتفاقا فامیل خانم یکی از مالکان شرکت است. دقیقا یادم هست که ایشان از همون اول با مسئول نرم افزار سر سیاسی بازهایش مشکل داشت. تیم جدا شد و اسمش شد تیم نیازمندی ها. ولی علی رغم جدا شدن تیم هنوز دسیسه های مسئول نرم افزار که بعدا هم رئیس شد ادامه داشت تا جایی که یه روز متوجه شدم مسئول تیممون استعفا داد. ایشان دلایل قطع همکاری ش را پایین بودن استانداردهای مجموعه تحقیق و توسعه (شما بخوانید تهدید و توطئه) را ذکر کرد. دیگه از این شخص نزدیک تر به مدیران ارشد فکر نمی کنم کسی در مجموعه وجود داشته باشد که قطع همکاری کند و قطعا فیدبک های لازم را به گوش مدیریت ارشد برساند. تا مدتی من کلافه بودم که چیکار کنم چون وضعیت تیم اصلا مشخص نبود و بعد مدتی شایعه شد که می خواهند گروه سیستم را تشکیل دهند که ظاهرا این هم نقشه افراد به اصلاح دوستان مافیا بود. الله اعلم. اتفاقی که در این برهه افتاد گم شدن گوشی یکی از همکاران خانم بود که ظاهرا پیامی غیر اخلاقی از یکی از دست نشانده های مدیر تحقیق و توسعه دریافت کرده بود و مافیا برای رفع سوئ اثر گوشی رو برداشته بودند و پس از بازنشانی به تنظیمات کارخانه به حال خود رها کرده بودند. وقتی قضیه رو از زبان خود به شخصه شنیدم منتظر بودم تا واکنش مدیریت ارشد یا منابع انسانی را ببینم. هیچ اتفاقی نیوفتاد! حالم از این همه کثافت کاری و بی اخلاقی بهم میخورد در اولین فرصت منم هم تصمیم به قطع همکاری کردم و جای دیگری مشغول شدم. نمی دانم تعریف اخلاق در این مجموعه دقیقا چه بود.
یک مدت پیش بابت در خواست غذا از سلف به علت فراموشی گفتند : نه ،طبق فیش و آمار اما هفته ی پیش بابت سرویس ایرانی در منفی 2 پارکینگ متوجه شدم مدیرهای شرکت مثل مالی ص.ت دوتا دوتا غذا میبرن خونه و به نظر من این رفتار خیلی خوب نیست و زشته همینجور واسه یک مساعده که حق هر پرسنلی هستش باید 10 روز صبر کنی تا همین مدیرها با منت حقوق خودت رو بدن ، یا پاداش نمایشگاه 2 ماه نگه داشتن بعد با کلی منت دادن به نظر من این رفتارها باعث میشه کسی به کسی رحم نکنه در صورتی که میشه با اضافه های غذا کاری کنیم که توی گرونی و کسی که واقعا نداره بخوره نه امثال یک باند که هم میخورن هم میبرن .
دو ماه اول از بالا تا پایین آزمایشی میکنن تا 70 در صد از توافق رو بهتون بدن. امنیت شغلی مفهومی نداره . هر روزی که بخوان میذارن آخر وقت اعلام میکنن که رئیس هیئت مدیره گفتن باید قطع همکاری کنیم. بیمه رو کف وزارت کار رد میکنن. بزور از شما استعفا نامه امضا میگیرند. برای یه شرکت فناوری اطلاعات با پروژه های مثلا ملی خیلی زشته که مدیرعاملش(که مدیرعامل نبوده و منشی مدیر عامل اصلی شرکت بوده و تو رزومه اش میگه من قبلا ***** بودم و بعد شدم مدیر منابع انسانی و... که البته تلفن هم نمیتونه جواب بده چه برسه امور منابع انسانی مالی یا فنی یا خدماتی و...) وقتی جلوش گفتن pc گفت pcچیه؟! متاسفانه سرباز فقط استخدام میکنه و با شرایط استثمار واقعی. بدون 1 ریال حقوق بدون دانش بدون پشتوانه و تازه همش دنبال سنیور هم هستن با حقوق بسیاااااااااااااااااار پایین. در تسویه هم بسیار اذیت میکنند... قبل تسویه از شما امضا میگیرند که ما با شما تسویه کردیم ... بعد هرزمان خواستن واریز میکنند. سند حرف من به نوشته اینجا نیست. مصاحبه کنید چه آنلاین چه حضوری و دوتا سوال فنی بپرسید یا شرایط بسنجید تا بفهمید. انتخاب با خود فرده.
این شرکت واقعا به مدرک تحصیلی اهمیتی نمیدهد و هر فردی را استخدام میکند، اما ادعاهایش تنها شعار است و هیچ جای پیشرفت واقعی وجود ندارد. محیط کار برای بانوان بسیار نامناسب است و پیشرفتهای شغلی بهطور کامل منوط به ارتباطات است. دو سال از زندگیام را به اینجا سپری کردم و از دفتر مرکزی دو تقدیرنامه دریافت کردم و سابقهای از افتتاح یک فروشگاه در رزومهام داشتم که حتی برخی از رؤسای بخشها هم چنین سابقهای ندارند. با این وجود این دو سال با وعدههای مکرر ارتقاء گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد، فقط میگفتند یک ماه، دو یا سه، شش، نهایتا یک سال دیگر؛ در آخر دو سال طول کشید و حقوقم بهراحتی تضییع شد، و همچنین کسی که مدت کمتری بود استخدام شد و، چون ظاهربرداری آراستهای داشت، به راحتی به سرپرستی رسید. درستیاش این است که حقوق بر اساس زمان کار منظم پرداخت نمیشود و راستای ارتقاء هم تنها از طریق روابط خارج از چارچوب انجام میشود. قول میدهم هیچ نوع اضافهکاری وجود ندارد و پرداختی هم انجام نمیشود.
من از عید اینجا مشغولم حقوقمو نهایت تا دهم دریافت کردم رضایت دارم ازشون تازه خوش هم میگررونیم . امیدوارم موفقیت روزافزون بدست بیاد همچنان راهشون ادامه دار هست.
به خاطر فشار کاری و حقوقی که میگیرم، احساس میکنم وضع کار در بانک ملت خیلی نابسامان است. ساعات کار بیش از حد است و توقعات بالا است. به کارمندها فشار زیادی وارد میشود و وقت و انرژی زیادی تلف میشود. اضافهکاریهای زیاد به ازای مقدار واقعی آن پرداخت نمیشود؛ گاهی ۵۰ ساعت اضافهکاری میخواهم انجام دهم ولی تنها حدود هشت ساعت به من داده میشود و آن هم با اکراه. کلاسهای آموزشی متعدد که فقط برای هزینهکردن بودجه مدرسهها برگزار میشود، بازدهی مشخصی ندارد و به نظر میرسد سودی برای کارمند ندارد. اکثر همکاران رسمی هم از ظاهر کار راضی نیستند و به دلیل فشارهای مستمر و خاموشی اعتراضشان کم شده است. مسئولان بالایی گاهی به نظر میرسد هر چه بخواهند انجام میدهند و از حقهای خود عقبنشینی میکنند. از ما انتظار انجام کارهای خارج از وظیفه داریم و میگویند اگر این کار را انجام ندهیم از پاداش و اضافهکاری خبری نیست. به طور کلی رفتار با من شبیه رفتار با یک کارمند تحت فشار است و احساس میکنم این شرایط نتیجه تصمیمات مدیریت بالا بوده است. برخوردهایی که من از برخی مدیران میدیدم به شدت سختگیرانه و سرد بود و در نهایت احساس میکردم که با ظلمی غیرمنصفانه رو به رو هستم.
۱۰ تومن حقوق، چندین ساعت کار سرپایی تو انبار یا پای سیستم، سرویس بهداشتی ممنوع، دوربین هرجا، هر روز یه راننده جدید، تسویه بعد یه سال! بردهداری مدرنه با حقوق مفت. 😒
در یک محیط کاری سرد و بیروح، حس میکنم تفاوتهای فاحش بین نیروهای قراردادی و رسمی به شدت فشار میآورد و اخذ مرخصی نیز دشوار است؛ این چیزها من را به فکر فرصتهای جدید میاندازد.
از لحاظ پرداخت حقوق خیلی نامردی میشه به یک سری ها حقوق بالا میدن به یک سری ها اصلا هم توجه نمیشه مثلا یک برنامه نویس رو ۳۰م بهش میدن به یک برنامه نویس دیگه هم سطج اون شخص یا حتی سطج کمتر از اون ۵۰ م میدن!!!
سلام اتفاقی این صفحه را پیدا کردم و دیدم که همکاران و دوستان سابقم در کروز نظرات خودشان را در مورد واحد تحقیق و توسعه اینجا مینویسند و من هم قصد نداشتم خاطرات تلخ گذشته ها را در ذهنم مرور کنم و بنویسم اما مینویسم تا قدری منم آرام بگیرم از گفتن اینا من با تمام نظراتی که همکاران قدیمی اینجا قید کردند کاملا موافق هستم و نمیخواهم تکرار مکررات کنم نظرات بقیه رو.اما خواستم اینجا قدری در مورد رییس نرم افزار و رییس سابق ایسیو یا به قول دوستان رییس دوم ایسیو بنویسم. یادم میاد اوایل تاسیس تحقیق و توسعه بود که نفرات زیادی در مجموعه نبودند و تعداد کمی بودیم، این آقای رییس نرم افزار که سر و وضع اون زمانش معلوم بود از کجا آمده و پولی نداشت که حتی ماشین و خونه بخرد و من کاملا مطلع بودم یا همون آقای رییس دوم ایسیو که اونم همچین پول و موقعیت درستی نداشت ولی هر دوی این نفرات به برکت وجود مدیر تحقیق و توسعه و حمایت های بی حد و حصر مالی از اونا باعث شد این دو نفر ظرف مدت کمی به پول کلانی برسند که هر دوی اونا با هم بروند و در تهران خانه بخرند!!! همچنین سر و وضع ظاهری اونا هم به مرور زمان تغییر کرد و معلوم شد که شرکت به اونها خوب میرسد مخصوصا رییس نرم افزار که هر روز با یه لباس نو و خیلی خوشتیپ شرکت میآمد که یاد روزهای اولش که میفتم با چه وضعیتی میآمد تعجب میکردم که چقدر سریع و تابلو تغییر کرده.همین رییس نرم افزار رو تا جاییکه یادم هست حتی یکساعت مستمر ندیدم که پشت میزش کار کند و همش یا در حال خندیدن و جوک گفتن با نیروهاش بود یا همش در حال خوردن چیپس و پفک با پرسنل!!! کار زیادی ازش من ندیدم بکنه و فقط تو دفتر مدیر تحقیق و توسعه در حال چاپلوسی و پاچه خواری و گرفتن امتیاز و پول و ... برای خودش بود یا همین رییس دوم ایسیو که با شارلاتان بازی و کلک و حقه بازی باعث اخراج رییس اول ایسیو شد تا جای اونو بگیره و در آخر با توجه به بازخوردهای مستمر نیروهای مجموعه به معاونت محصول باعث شدن که رییس دوم ایسیو اخراج شد ولی بهش گفتن استعفا بده تا به شکل اخراج از مجموعه نره که باعث بشه شأن و شخصیتش خرد بشه که اینم از لطف و حمایت مدیر از او بود. همین آقای رییس ایسیو باعث نابودی تحقیق و توسعه و فرار نیروها شد که باعث شد چند نفر از جمله خودم قراردادش را سه ماهه کردن و در آخر اخراج کردن.جالب است که رییس نرم افزار خود را فردی دیندار و نمازخوان میداند اما حق و ناحق کردن در حق یه عده را برای خودش عیب نمیداند.احتمالا این را بهش یاد نداده اند که دینداری فقط در نماز خواندن نیست. هیچوقت بدی هایی که این دو نفر در حق من کردند را فراموش نمیکنم و نمیبخشم. این دو نفر سبب نابودی کل مجموعه شدند که همه معترض بودند به تبعیضها و گویی فقط همین دو نفر که نوچه های مدیر بودند فقط مهم بودند. امیدوار بودم معاونت محصول کاری از پیش ببرد و این باند مافیایی را منهدم کند اما نتوانست کاری از پیش ببرد جز اخراج رییس ایسیو و ایکاش همون سال رییس نرم افزار را هم اخراج کرده بود وقتی میدید آنقدر حجم شکایات بالاست.تقریبا ده سال در تحقیق و توسعه کار کردم و خیلی از بی تجربگی ها را در مدیران کوتوله دیدم که فقط ادعا بود و در آخر خسته شدم وقتی میدیدم در یک مجموعه مافیایی دارم کار میکنم که هر لحظه باید میترسیدی که ممکنه اخراجت کنن و همین باعث شد نتوانم شرایط را تحمل کنم و خودم را نجات دادم.همین که دیگه مجبور نیستم قیافه اون باند هرمی مدیر تحقیق و توسعه را هر روز ببینم این خودش یک آرامش فکری است.وقتی هر روز کسانی را ببینی که میدانی اونا پشت پرده با زد و بند دارن به ضرر تو کارهایی میکنن و به نفع خودشان که فقط جیبشون از مال صاحب کروز پر شود به هر قیمتی. این جماعت آنقدر کوتوله و حقیر بودند که واقعا در حد تحقیق و توسعه نبودند و بعضی وقتا به خودم میگفتم اگر مدیر تحقیق و توسعه فرد دیگری بود که از این دو نفر شارلاتان حمایت نمیکرد، الان این دو نفر یا در مدرسه معلم فیزیک بودن یا داشتن تو کارگاه برد لحیم میکردن. امید داشتم مسیولان کروز روزی پی به حقیقت ببرن اما دیدم عمرم داره بیهوده تلف میشه و الان که مهاجرت کردم و در شرکت های خارجی مشغول هستم تازه فهمیدم مدیر تحقیق و توسعه یعنی کی و رییس گروه یعنی کی و با چه معیارهایی که مدیر تحقیق و توسعه کروز با رییس های اون به ناخن کوچیکه این مدیران خارجی کار درست نمیرسند هم از توانایی علمی هم اخلاقی. در کروز رییسها فقط ادعای تو خالی بودند و هیچ چیزی نداشتن برای معرفی خود و تنها مهارت اونا آویزان شدن از مدیر تحقیق و توسعه بود برای رسیدن به اهداف مالی و پست های بالا که در اینکار واقعا استاد بودند. کارهایی که این دو نفری که گفتم انجام میدادند و مهارت های کلامی و زبان بازی اونا پیش مدیر را هر کسی مهارت ندارد انجام دهد.ولی کروز با تمام بدی هایی که داشت برای من خوبی هم داشت اینکه افراد شارلاتان را بهتر بشناسم و از اونا فاصله بگیرم که تو کروز پر بود از این آدمها از سطوح بالا تا پایین.
به جایگاه حقوقی شرکت، با وجود تبلیغات پرطمطراق موسسه ملاصدرا، به نظر من حرفهای بودن آن خیلی فراتر از اسم هلدینگ نیست. وقتی به بازار نگاه میکنم، میبینم که این مجموعه همچنان به سمت سیستمسازی واقعی نرفته و تلاش میکند با استفاده از چند ده تماس و چند بازاریاب، تنها از هر هزار تماس نهایتا چند قرارداد ثبت کند. جالب این است که بسیاری از کسانی که با این مجموعه قرارداد بستهاند، از خدمات ارائهشده رضایت ندارند؛ بیتردید همین موضوع ناشی از این است که بعد از فروش، اهمیت چندانی به مشتریهای قبلی داده نمیشود و دنبال مشتریهای جدید هستند. ساختار حقوقی هم به گونهای است که به نظر من برای مجموعه بیشترین مزیت را دارد و در عمل نیرو وقتی خوب نمیفروشد، از نظر احترامی هم تحت فشار قرار میگیرد.
در این شرکت احساس کردم که کمترین حقوق و مزایا بین بانکها را دارم و بیشترین رفت و آمد و کار را بر دوش میکشم، بدون اینکه کارمند جایگاهی ویژه برایم قائل باشد. وامها هم از ده سال پیش تغییری نکردهاند؛ با بیست و پنج میلیون تومان چه خودرویی میشود خرید که به نام وام خودرو بر آن نام نهادهاند؟ از خودم متأسفم که این مسیر را انتخاب کردم.
کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن
کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن
یک تجربهی کاری را تعریف میکنم که از نظر من نشان میدهد شرکت گلدیران از بیرون برای جذب نیرو جذاب به نظر میرسد اما درون سازمان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. ده سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم نکات اصلی را به صورتی تازه و با زبان ساده بازگو کنم. با وجود اینکه ظاهر بیرونی شرکت تا حد زیادی جذاب است، فضای داخلی برای کارمندان واقعا دشوار و پر از فشار است. تعدیل نیرو به طور مکرر اتفاق میافتد و استرس شغلی بالاست. امنیت شغلی وجود ندارد و در واحدهای مختلف از کارکنان انتظار میرود کارهای گوناگونی انجام بدهند، گویی بیشتر به ابزار و روالهای ثابت تبدیل شدهاند تا به چشمانداز فردی و رضایت شغلی. مدیران ارشد به نظرات کارکنان برای بهبود شرایط کم توجه هستند و انتخاب سرپرستان بیشتر بر پایه روابط شخصی است تا شایستهسالاری. اخلاق حرفهای در برخی از سطوح پایینتر به چشم نمیآید و وجدان کاری بعضی مدیران و سرپرستان زیر سوال است؛ گاهی نسبت به زیردستان با بیتوجهی و در برخی موارد با برخوردهای نامناسب روبرو میشویم. احترام به همکاران با سابقه کم و قدیمی هم به اندازهای که باید، ارزشمند نیست و در نهایت کارکنانی که به کارشان متعهد هستند و کمترین حاشیه دارند، ممکن است پیامدهای ناخوشایندی از جمله تعدیل را تجربه کنند. در نتیجه، فضای کار در شرکت به طور کاملتاثیرگذاری و ثبات ندارد و گاه تصمیمها سلیقهای میشود. در پایان، امیدوارم برای کارجویان آینده شرایط بهتری فراهم شود و شرکتهای کوچکتر با فضایی دوستانهتر بتوانند گزینههای مطلوبتری ارائه بدهند. آرزوی موفقیت برای همهی پژوهشگران و کارجوها دارم.
خب به نظرم این شرکت نیروهای حرفه ای زیادی داره و همکار باهاشون تجربه مفید و سازندیه. ضعف مدیرتی مثل بقیه جاهاست اگه به اندازه کافی تجربه کار داشته باشید میدونید هیچ جایی بهشت نیست. مدیران مجموعه درگیری های خودشونو دارن اون طور که باید به بچه ها و کارشون بها نمیدن و قدردان زحماتشون نیستند. معمولا هر چند وقتی یک پروژه براشون مهمه و بعدش میرن سراغ پروژه بعد اگر دنبال کسب تجربه و یادگیری هستید و حقوق و مزایا متوسط کفاف زندگیتون را مدیه جای مناسبیه واستون. اضافه کار محدودیت نداره. میتونید فیلم آموزشی ببینید. حتی زبان! پنجشنبه ها و جمعه ها هم میتونید کار کنید که من خیلی دوست دارم. هم خلوته هم دورهم صبحونه میزنیم. خلاصه کنم پروژه هاشون خوبه و میتونی چیزهایی تجربه کنی که تو جاهای بزرگ کمتر گیر تازه کارها میاد. حقوقشون متوسط با بالاست. پرداختی به موقعه. فشار کاری وجود نداره. اضافه کار محدودیت نداره. ناهار میدن که متوسطه. مزایاش هم خوبه. باشگاه و استخر بانک هم عالیه.
زمانی هم که من در پردازش کاریزما بودم همین داستان ها بود واسه صبحانه برای نفرات خاص بر میداشتن و فرق میذاشتن یادمه واسه یک غذا میگفتن باید زنگ بزنی تاییدیه بگیری و در آخر کلی غذا اضاف میومد ولی از حق نگذریم فقط صبحانه هاش خوب بود اونم گرم .
برای پنج ماه آنجا کار کردم و_ONLY دو ماه حقوق گرفتم، از بینظمی و ناهماهنگیهای شرکت بارها و بارها دلزده شدم. آنها به روال استخدام نیروهای جوان میپرداختند و با آنها کار سنگینی انجام میدادند و با پایینترین میزان حقوق که اغلب حتی به آنها نمیدادند، انتظار زیادی ازشان داشتند. مدیرعامل شرکت فردی با مشکلات روحی بود و به لحاظ روانی شرایط مناسبی نداشت و نیازمند کمکهای حرفهای بود. به طور کلی، تجربه کاری من در آنجا بدترین تجربه شغلی من است و مطمئنم دیگرانی که در آنجا بودهاند نیز چنین احساسی دارند.
سلام من خودم تحربه کار توی هیوارو نداشتم ولی دخترخاله م همینحا کار میکنه و مشاور حقوقیه خیلی از تجربه های ماریش بهم میگه اینکه چه موارد حقوقی ای داشته و چه کمکی کرده بهشون و... از شرایط کارش راضیه همین چند وقت پیش جشن یلدا داشتن عکساشو دیدم خیلی خوب بود به نظرم خیلی قشنگه که یه شرکتی برای اینکه حس صمیمت و همکاری رو بیشتر کنه جشن بگیره یا مثلا من خودم دارم کار میکنم توی سال شاید یه بارهم حقوقمو سروقت نگیرم ولی دخترخاله م میگه توی این دو سال و نیمی که توی هیواست همیشه یکم حقوق گرفته هرماه پاداش هم دارن درحالیکه من دوازده ساعت کار میکنم دخترخاله م نه ساعت حیف که راهم خیلی دور میشه به محل کارش وگرنه میرفتم هیوا منم اموزش میدیدم کار میکردم و از مدرک تحصیلیم استفاده میکردم
کامنتای اینجا رو که خوندم که رفتار خوب بوده مخصوصا با کال سنتر شاخ در آوردم، چون توی همون مدت کوتاهی من اونجا بودم بارها و بارها تحقیر کردنشون رو دیدم. حالا یا من معنی رفتار خوب رو نمیفهمم یا مثلا داد زدنای مدیرشون شوخی بوده وانا دوست داشتن یا شایدم اصلاح شدن. انشالله که اصلاح شدن. موقع شروع به کار از من سفته زیادی گرفتن و گفتن دو ماه اول آزمایشی. توی این دو ماه شرایط بسیار بد محیط کار، دعواهای مکرر بین مدیرعامل و CTO و کلا بی توجهی مدیرعامل به کارمندان رو شاهد بودم. اتاق ما کولر نداشت و سه نفر گرما زده شدن. سرویس بهداشتی بیرون شرکت بود، اینطوری بود که باید برای دستشویی رفتن از آبدارچی کلید میگرفتی و بدترش این بود که یه ساعتایی گفتن بودن کلید ندید. در نهایت هم بعد یک ماه CTO عوض شد و یه آدمی اومد که نگم. من ده روز مونده به پایان قرداد بهشون گفتم با توجه به شرایط قراردادم رو تمدید نمیکنم. اونا هم گفتن اوکی، ولی تا آخر ماه برای من تسک تعریف کردن و من ساده هم انجامشون دادم. وقتی اومدم بیرون هرچی تماس گرفتم که حقوق و بیمه و ... چی شد گفتن در جریانه. بعد دو ماه گفتن نمیدیم. شکایت کردم و محکوم هم شدن. وقتی رفتم بانک که حساب رو مسدود کنم یا پول رو بگیریم، بهم گفتن حسابشون مسدود هست و قبلا هم تعداد زیادی شکایت روی حسابشون ثبت شده. نمیدونم اگه نخوام از کلمه کلاهبرداری استفاده کنم باید چی بگم. ظاهرا یه ری برندی به اسم "ایران سمپلر" هم داشتن. عجیب تر از همه اینکه که با اسم "گوی و میدان" دارند سمینار برگزار میکنن اونم درباره چی؟! منابع انسانی :)
سلام ما در تیمی کار می کردیم که مسئول آن یه خانم با شخصیت و خیلی محترمی بود که مثل بعضی از نیروها تحصیلکرده خارج بود اتفاقا فامیل خانم یکی از مالکان شرکت است. دقیقا یادم هست که ایشان از همون اول با مسئول نرم افزار سر سیاسی بازهایش مشکل داشت. تیم جدا شد و اسمش شد تیم نیازمندی ها. ولی علی رغم جدا شدن تیم هنوز دسیسه های مسئول نرم افزار که بعدا هم رئیس شد ادامه داشت تا جایی که یه روز متوجه شدم مسئول تیممون استعفا داد. ایشان دلایل قطع همکاری ش را پایین بودن استانداردهای مجموعه تحقیق و توسعه (شما بخوانید تهدید و توطئه) را ذکر کرد. دیگه از این شخص نزدیک تر به مدیران ارشد فکر نمی کنم کسی در مجموعه وجود داشته باشد که قطع همکاری کند و قطعا فیدبک های لازم را به گوش مدیریت ارشد برساند. تا مدتی من کلافه بودم که چیکار کنم چون وضعیت تیم اصلا مشخص نبود و بعد مدتی شایعه شد که می خواهند گروه سیستم را تشکیل دهند که ظاهرا این هم نقشه افراد به اصلاح دوستان مافیا بود. الله اعلم. اتفاقی که در این برهه افتاد گم شدن گوشی یکی از همکاران خانم بود که ظاهرا پیامی غیر اخلاقی از یکی از دست نشانده های مدیر تحقیق و توسعه دریافت کرده بود و مافیا برای رفع سوئ اثر گوشی رو برداشته بودند و پس از بازنشانی به تنظیمات کارخانه به حال خود رها کرده بودند. وقتی قضیه رو از زبان خود به شخصه شنیدم منتظر بودم تا واکنش مدیریت ارشد یا منابع انسانی را ببینم. هیچ اتفاقی نیوفتاد! حالم از این همه کثافت کاری و بی اخلاقی بهم میخورد در اولین فرصت منم هم تصمیم به قطع همکاری کردم و جای دیگری مشغول شدم. نمی دانم تعریف اخلاق در این مجموعه دقیقا چه بود.
یک مدت پیش بابت در خواست غذا از سلف به علت فراموشی گفتند : نه ،طبق فیش و آمار اما هفته ی پیش بابت سرویس ایرانی در منفی 2 پارکینگ متوجه شدم مدیرهای شرکت مثل مالی ص.ت دوتا دوتا غذا میبرن خونه و به نظر من این رفتار خیلی خوب نیست و زشته همینجور واسه یک مساعده که حق هر پرسنلی هستش باید 10 روز صبر کنی تا همین مدیرها با منت حقوق خودت رو بدن ، یا پاداش نمایشگاه 2 ماه نگه داشتن بعد با کلی منت دادن به نظر من این رفتارها باعث میشه کسی به کسی رحم نکنه در صورتی که میشه با اضافه های غذا کاری کنیم که توی گرونی و کسی که واقعا نداره بخوره نه امثال یک باند که هم میخورن هم میبرن .
دو ماه اول از بالا تا پایین آزمایشی میکنن تا 70 در صد از توافق رو بهتون بدن. امنیت شغلی مفهومی نداره . هر روزی که بخوان میذارن آخر وقت اعلام میکنن که رئیس هیئت مدیره گفتن باید قطع همکاری کنیم. بیمه رو کف وزارت کار رد میکنن. بزور از شما استعفا نامه امضا میگیرند. برای یه شرکت فناوری اطلاعات با پروژه های مثلا ملی خیلی زشته که مدیرعاملش(که مدیرعامل نبوده و منشی مدیر عامل اصلی شرکت بوده و تو رزومه اش میگه من قبلا ***** بودم و بعد شدم مدیر منابع انسانی و... که البته تلفن هم نمیتونه جواب بده چه برسه امور منابع انسانی مالی یا فنی یا خدماتی و...) وقتی جلوش گفتن pc گفت pcچیه؟! متاسفانه سرباز فقط استخدام میکنه و با شرایط استثمار واقعی. بدون 1 ریال حقوق بدون دانش بدون پشتوانه و تازه همش دنبال سنیور هم هستن با حقوق بسیاااااااااااااااااار پایین. در تسویه هم بسیار اذیت میکنند... قبل تسویه از شما امضا میگیرند که ما با شما تسویه کردیم ... بعد هرزمان خواستن واریز میکنند. سند حرف من به نوشته اینجا نیست. مصاحبه کنید چه آنلاین چه حضوری و دوتا سوال فنی بپرسید یا شرایط بسنجید تا بفهمید. انتخاب با خود فرده.
این شرکت واقعا به مدرک تحصیلی اهمیتی نمیدهد و هر فردی را استخدام میکند، اما ادعاهایش تنها شعار است و هیچ جای پیشرفت واقعی وجود ندارد. محیط کار برای بانوان بسیار نامناسب است و پیشرفتهای شغلی بهطور کامل منوط به ارتباطات است. دو سال از زندگیام را به اینجا سپری کردم و از دفتر مرکزی دو تقدیرنامه دریافت کردم و سابقهای از افتتاح یک فروشگاه در رزومهام داشتم که حتی برخی از رؤسای بخشها هم چنین سابقهای ندارند. با این وجود این دو سال با وعدههای مکرر ارتقاء گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد، فقط میگفتند یک ماه، دو یا سه، شش، نهایتا یک سال دیگر؛ در آخر دو سال طول کشید و حقوقم بهراحتی تضییع شد، و همچنین کسی که مدت کمتری بود استخدام شد و، چون ظاهربرداری آراستهای داشت، به راحتی به سرپرستی رسید. درستیاش این است که حقوق بر اساس زمان کار منظم پرداخت نمیشود و راستای ارتقاء هم تنها از طریق روابط خارج از چارچوب انجام میشود. قول میدهم هیچ نوع اضافهکاری وجود ندارد و پرداختی هم انجام نمیشود.
من از عید اینجا مشغولم حقوقمو نهایت تا دهم دریافت کردم رضایت دارم ازشون تازه خوش هم میگررونیم . امیدوارم موفقیت روزافزون بدست بیاد همچنان راهشون ادامه دار هست.
به خاطر فشار کاری و حقوقی که میگیرم، احساس میکنم وضع کار در بانک ملت خیلی نابسامان است. ساعات کار بیش از حد است و توقعات بالا است. به کارمندها فشار زیادی وارد میشود و وقت و انرژی زیادی تلف میشود. اضافهکاریهای زیاد به ازای مقدار واقعی آن پرداخت نمیشود؛ گاهی ۵۰ ساعت اضافهکاری میخواهم انجام دهم ولی تنها حدود هشت ساعت به من داده میشود و آن هم با اکراه. کلاسهای آموزشی متعدد که فقط برای هزینهکردن بودجه مدرسهها برگزار میشود، بازدهی مشخصی ندارد و به نظر میرسد سودی برای کارمند ندارد. اکثر همکاران رسمی هم از ظاهر کار راضی نیستند و به دلیل فشارهای مستمر و خاموشی اعتراضشان کم شده است. مسئولان بالایی گاهی به نظر میرسد هر چه بخواهند انجام میدهند و از حقهای خود عقبنشینی میکنند. از ما انتظار انجام کارهای خارج از وظیفه داریم و میگویند اگر این کار را انجام ندهیم از پاداش و اضافهکاری خبری نیست. به طور کلی رفتار با من شبیه رفتار با یک کارمند تحت فشار است و احساس میکنم این شرایط نتیجه تصمیمات مدیریت بالا بوده است. برخوردهایی که من از برخی مدیران میدیدم به شدت سختگیرانه و سرد بود و در نهایت احساس میکردم که با ظلمی غیرمنصفانه رو به رو هستم.
۱۰ تومن حقوق، چندین ساعت کار سرپایی تو انبار یا پای سیستم، سرویس بهداشتی ممنوع، دوربین هرجا، هر روز یه راننده جدید، تسویه بعد یه سال! بردهداری مدرنه با حقوق مفت. 😒
در یک محیط کاری سرد و بیروح، حس میکنم تفاوتهای فاحش بین نیروهای قراردادی و رسمی به شدت فشار میآورد و اخذ مرخصی نیز دشوار است؛ این چیزها من را به فکر فرصتهای جدید میاندازد.
از لحاظ پرداخت حقوق خیلی نامردی میشه به یک سری ها حقوق بالا میدن به یک سری ها اصلا هم توجه نمیشه مثلا یک برنامه نویس رو ۳۰م بهش میدن به یک برنامه نویس دیگه هم سطج اون شخص یا حتی سطج کمتر از اون ۵۰ م میدن!!!
سلام اتفاقی این صفحه را پیدا کردم و دیدم که همکاران و دوستان سابقم در کروز نظرات خودشان را در مورد واحد تحقیق و توسعه اینجا مینویسند و من هم قصد نداشتم خاطرات تلخ گذشته ها را در ذهنم مرور کنم و بنویسم اما مینویسم تا قدری منم آرام بگیرم از گفتن اینا من با تمام نظراتی که همکاران قدیمی اینجا قید کردند کاملا موافق هستم و نمیخواهم تکرار مکررات کنم نظرات بقیه رو.اما خواستم اینجا قدری در مورد رییس نرم افزار و رییس سابق ایسیو یا به قول دوستان رییس دوم ایسیو بنویسم. یادم میاد اوایل تاسیس تحقیق و توسعه بود که نفرات زیادی در مجموعه نبودند و تعداد کمی بودیم، این آقای رییس نرم افزار که سر و وضع اون زمانش معلوم بود از کجا آمده و پولی نداشت که حتی ماشین و خونه بخرد و من کاملا مطلع بودم یا همون آقای رییس دوم ایسیو که اونم همچین پول و موقعیت درستی نداشت ولی هر دوی این نفرات به برکت وجود مدیر تحقیق و توسعه و حمایت های بی حد و حصر مالی از اونا باعث شد این دو نفر ظرف مدت کمی به پول کلانی برسند که هر دوی اونا با هم بروند و در تهران خانه بخرند!!! همچنین سر و وضع ظاهری اونا هم به مرور زمان تغییر کرد و معلوم شد که شرکت به اونها خوب میرسد مخصوصا رییس نرم افزار که هر روز با یه لباس نو و خیلی خوشتیپ شرکت میآمد که یاد روزهای اولش که میفتم با چه وضعیتی میآمد تعجب میکردم که چقدر سریع و تابلو تغییر کرده.همین رییس نرم افزار رو تا جاییکه یادم هست حتی یکساعت مستمر ندیدم که پشت میزش کار کند و همش یا در حال خندیدن و جوک گفتن با نیروهاش بود یا همش در حال خوردن چیپس و پفک با پرسنل!!! کار زیادی ازش من ندیدم بکنه و فقط تو دفتر مدیر تحقیق و توسعه در حال چاپلوسی و پاچه خواری و گرفتن امتیاز و پول و ... برای خودش بود یا همین رییس دوم ایسیو که با شارلاتان بازی و کلک و حقه بازی باعث اخراج رییس اول ایسیو شد تا جای اونو بگیره و در آخر با توجه به بازخوردهای مستمر نیروهای مجموعه به معاونت محصول باعث شدن که رییس دوم ایسیو اخراج شد ولی بهش گفتن استعفا بده تا به شکل اخراج از مجموعه نره که باعث بشه شأن و شخصیتش خرد بشه که اینم از لطف و حمایت مدیر از او بود. همین آقای رییس ایسیو باعث نابودی تحقیق و توسعه و فرار نیروها شد که باعث شد چند نفر از جمله خودم قراردادش را سه ماهه کردن و در آخر اخراج کردن.جالب است که رییس نرم افزار خود را فردی دیندار و نمازخوان میداند اما حق و ناحق کردن در حق یه عده را برای خودش عیب نمیداند.احتمالا این را بهش یاد نداده اند که دینداری فقط در نماز خواندن نیست. هیچوقت بدی هایی که این دو نفر در حق من کردند را فراموش نمیکنم و نمیبخشم. این دو نفر سبب نابودی کل مجموعه شدند که همه معترض بودند به تبعیضها و گویی فقط همین دو نفر که نوچه های مدیر بودند فقط مهم بودند. امیدوار بودم معاونت محصول کاری از پیش ببرد و این باند مافیایی را منهدم کند اما نتوانست کاری از پیش ببرد جز اخراج رییس ایسیو و ایکاش همون سال رییس نرم افزار را هم اخراج کرده بود وقتی میدید آنقدر حجم شکایات بالاست.تقریبا ده سال در تحقیق و توسعه کار کردم و خیلی از بی تجربگی ها را در مدیران کوتوله دیدم که فقط ادعا بود و در آخر خسته شدم وقتی میدیدم در یک مجموعه مافیایی دارم کار میکنم که هر لحظه باید میترسیدی که ممکنه اخراجت کنن و همین باعث شد نتوانم شرایط را تحمل کنم و خودم را نجات دادم.همین که دیگه مجبور نیستم قیافه اون باند هرمی مدیر تحقیق و توسعه را هر روز ببینم این خودش یک آرامش فکری است.وقتی هر روز کسانی را ببینی که میدانی اونا پشت پرده با زد و بند دارن به ضرر تو کارهایی میکنن و به نفع خودشان که فقط جیبشون از مال صاحب کروز پر شود به هر قیمتی. این جماعت آنقدر کوتوله و حقیر بودند که واقعا در حد تحقیق و توسعه نبودند و بعضی وقتا به خودم میگفتم اگر مدیر تحقیق و توسعه فرد دیگری بود که از این دو نفر شارلاتان حمایت نمیکرد، الان این دو نفر یا در مدرسه معلم فیزیک بودن یا داشتن تو کارگاه برد لحیم میکردن. امید داشتم مسیولان کروز روزی پی به حقیقت ببرن اما دیدم عمرم داره بیهوده تلف میشه و الان که مهاجرت کردم و در شرکت های خارجی مشغول هستم تازه فهمیدم مدیر تحقیق و توسعه یعنی کی و رییس گروه یعنی کی و با چه معیارهایی که مدیر تحقیق و توسعه کروز با رییس های اون به ناخن کوچیکه این مدیران خارجی کار درست نمیرسند هم از توانایی علمی هم اخلاقی. در کروز رییسها فقط ادعای تو خالی بودند و هیچ چیزی نداشتن برای معرفی خود و تنها مهارت اونا آویزان شدن از مدیر تحقیق و توسعه بود برای رسیدن به اهداف مالی و پست های بالا که در اینکار واقعا استاد بودند. کارهایی که این دو نفری که گفتم انجام میدادند و مهارت های کلامی و زبان بازی اونا پیش مدیر را هر کسی مهارت ندارد انجام دهد.ولی کروز با تمام بدی هایی که داشت برای من خوبی هم داشت اینکه افراد شارلاتان را بهتر بشناسم و از اونا فاصله بگیرم که تو کروز پر بود از این آدمها از سطوح بالا تا پایین.
به جایگاه حقوقی شرکت، با وجود تبلیغات پرطمطراق موسسه ملاصدرا، به نظر من حرفهای بودن آن خیلی فراتر از اسم هلدینگ نیست. وقتی به بازار نگاه میکنم، میبینم که این مجموعه همچنان به سمت سیستمسازی واقعی نرفته و تلاش میکند با استفاده از چند ده تماس و چند بازاریاب، تنها از هر هزار تماس نهایتا چند قرارداد ثبت کند. جالب این است که بسیاری از کسانی که با این مجموعه قرارداد بستهاند، از خدمات ارائهشده رضایت ندارند؛ بیتردید همین موضوع ناشی از این است که بعد از فروش، اهمیت چندانی به مشتریهای قبلی داده نمیشود و دنبال مشتریهای جدید هستند. ساختار حقوقی هم به گونهای است که به نظر من برای مجموعه بیشترین مزیت را دارد و در عمل نیرو وقتی خوب نمیفروشد، از نظر احترامی هم تحت فشار قرار میگیرد.
در این شرکت احساس کردم که کمترین حقوق و مزایا بین بانکها را دارم و بیشترین رفت و آمد و کار را بر دوش میکشم، بدون اینکه کارمند جایگاهی ویژه برایم قائل باشد. وامها هم از ده سال پیش تغییری نکردهاند؛ با بیست و پنج میلیون تومان چه خودرویی میشود خرید که به نام وام خودرو بر آن نام نهادهاند؟ از خودم متأسفم که این مسیر را انتخاب کردم.
کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن
کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن
یک تجربهی کاری را تعریف میکنم که از نظر من نشان میدهد شرکت گلدیران از بیرون برای جذب نیرو جذاب به نظر میرسد اما درون سازمان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. ده سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم نکات اصلی را به صورتی تازه و با زبان ساده بازگو کنم. با وجود اینکه ظاهر بیرونی شرکت تا حد زیادی جذاب است، فضای داخلی برای کارمندان واقعا دشوار و پر از فشار است. تعدیل نیرو به طور مکرر اتفاق میافتد و استرس شغلی بالاست. امنیت شغلی وجود ندارد و در واحدهای مختلف از کارکنان انتظار میرود کارهای گوناگونی انجام بدهند، گویی بیشتر به ابزار و روالهای ثابت تبدیل شدهاند تا به چشمانداز فردی و رضایت شغلی. مدیران ارشد به نظرات کارکنان برای بهبود شرایط کم توجه هستند و انتخاب سرپرستان بیشتر بر پایه روابط شخصی است تا شایستهسالاری. اخلاق حرفهای در برخی از سطوح پایینتر به چشم نمیآید و وجدان کاری بعضی مدیران و سرپرستان زیر سوال است؛ گاهی نسبت به زیردستان با بیتوجهی و در برخی موارد با برخوردهای نامناسب روبرو میشویم. احترام به همکاران با سابقه کم و قدیمی هم به اندازهای که باید، ارزشمند نیست و در نهایت کارکنانی که به کارشان متعهد هستند و کمترین حاشیه دارند، ممکن است پیامدهای ناخوشایندی از جمله تعدیل را تجربه کنند. در نتیجه، فضای کار در شرکت به طور کاملتاثیرگذاری و ثبات ندارد و گاه تصمیمها سلیقهای میشود. در پایان، امیدوارم برای کارجویان آینده شرایط بهتری فراهم شود و شرکتهای کوچکتر با فضایی دوستانهتر بتوانند گزینههای مطلوبتری ارائه بدهند. آرزوی موفقیت برای همهی پژوهشگران و کارجوها دارم.
خب به نظرم این شرکت نیروهای حرفه ای زیادی داره و همکار باهاشون تجربه مفید و سازندیه. ضعف مدیرتی مثل بقیه جاهاست اگه به اندازه کافی تجربه کار داشته باشید میدونید هیچ جایی بهشت نیست. مدیران مجموعه درگیری های خودشونو دارن اون طور که باید به بچه ها و کارشون بها نمیدن و قدردان زحماتشون نیستند. معمولا هر چند وقتی یک پروژه براشون مهمه و بعدش میرن سراغ پروژه بعد اگر دنبال کسب تجربه و یادگیری هستید و حقوق و مزایا متوسط کفاف زندگیتون را مدیه جای مناسبیه واستون. اضافه کار محدودیت نداره. میتونید فیلم آموزشی ببینید. حتی زبان! پنجشنبه ها و جمعه ها هم میتونید کار کنید که من خیلی دوست دارم. هم خلوته هم دورهم صبحونه میزنیم. خلاصه کنم پروژه هاشون خوبه و میتونی چیزهایی تجربه کنی که تو جاهای بزرگ کمتر گیر تازه کارها میاد. حقوقشون متوسط با بالاست. پرداختی به موقعه. فشار کاری وجود نداره. اضافه کار محدودیت نداره. ناهار میدن که متوسطه. مزایاش هم خوبه. باشگاه و استخر بانک هم عالیه.