متنفرم از سداد و بانک ملی و 6ماهه از این لجنزار اومدم بیرون و 6 ماهه هیج جا از درگاه و atm و... بانک ملی استفاده نمیکنم انقققققدر اثار منفی روم گذاشته و مالی و روحی و جسمی بهم ضربه زده واقعا بزرگترین اشتباه زندگیم ورود به سداد بود.""""اگر کارمنداش انثد شرافت داشتند""""" و واقعیتهارو میگفتم رتبه یک فساد مالی ***** رو بین شرکتهای تهران بدست میاورد با اختلاف و رتبه اخر از نظر فنی
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من کمتر از یک سال توسن بودم. تجریه ی خوب و بد ش به شدت بستگی به تیمی داره که کار میکنی تو تیمی که من همکاری میکردم ، خیلی راضی بودم. هم تیمی های عالی و سرپرست فوق العاده حامی. اگر خودت اهل پیشرفت و تلاش باشی امکان نداره توجه نکنن. حداقل سرپرست من که اینطوری بود و کلی برای اینکه پیشرفت کنم و به مصاحبه ارتقا برسم وقت میذاشت ولی متاسفانه به خاطر اتفاق اخیر ریموت ش حذف شده و برای من که شهرستان هستم ، نمیتونم ادامه همکاری بدم معمولا مصاحبه هاش سخته و کتاب خوندن زیاد داره، اوایل اذیت میشدم ولی به مرور واقعا به این نتیجه رسیدم که کتاب باعث میشه خیلی به detail مفاهیم رو یاد بگیری. مدیر پروژه ی خوبی هم داشتیم. یه مزیت دیگه ش لول بندی حقوق هست. درسته که شاید واقعا با لول بندی سطح سواد معلوم نشه و دو نفر که هر دو لول 4 هستن یکی خیلی کار کنه و یکی کمتر، ولی برای اون هم یه چیزایی در نظر گرفتن. مثلا سرپرست اگه ازت راضی باشه میتونه بهت + بده که حدود دو تومن رو حقوق ت میره. یا سر یک سال و نیم بفرستت واسه ارتقا. در حالیکه اگه راضی نباشه زمان ارتقا ت رو دیرتر اعلام میکنه. و همه اینا باز بسته به تیمی هست که کار میکنی. در مورد زمان ارتقا هم به این صورت هست که حداقل هر یک سال و نیم میتونی (اگه دلت بخواد) تو مصاحبه ارتقا شرکت کنی و هر ارتقا فکر میکنم حدود هشت تومن به حقوق ت اضافه میکنه(البته بستگی داره از چه لولی به چه لولی بری) من تو یکی از تیم های core بودم و واقعا از شرایط کاری م خیلی راضی بودم. حیف که ریموت برداشته شد :( در مورد پاداش آخر سال ش هم خیلی تعریف میکنن:) در کل برای من خیلی رضایت بخش بود و امکان پیشرفت خیلی زیادی داشت.
با سلام از نظر مدیر عامل این شرکت برنامه نویس عمله هستش. بله "عمله". به گفته ی خودش تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده. میگه برنامه نویس مثل کارگر اتباع میمونه ! واقعا این حرفا رو میزنه. هر نیروی قدیمی که اونجا کار کرده با دعوا و هزار تا داستان از اونجا رفته بخاطر قرارداد های زوری و سفته گرفتن اینا. حقوق = کمتر از کارگر ساختمان. فشار کاری = 100 % عقل مدیر عامل = یاه کریم اگر تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده پس تو سر شما کی زده که کل محصولاتت کپی هستش؟ CSS هم بلد نیست مدیر این شرکت یه محصول از این شرکت اگه تونستی پیدا کنی که کپی پیست نباشه جایزه داری. برادرای آقا ماهی 60 70 میلیون میگیرن بعد صبح تا شب چایی میخورن تو گروه اینو اونو منشن میکنن (بماند که دانش کافی برای فهمیدن کد را ندارن !). اونوقت برنامه نویس مملکت با کلی استعداد و آرزو میاد اونجا بدبختی میکشه از نیروی خدماتی اون شرکت کمتر حقوق میگیره. 1-کل محصولات کپی یعنی نمیخوام نام ببرم چی به چیه ولی همش کپی پیست شده. 2-حقوق که خبری نیست دورشو خط بکش هر چی در میاری باید بدی راننده تاکسی. 3-یادگیری و پیشرفت در این شرکت وجود نداره چون ورژن زبان های محصولاتشون برای زمان قرقلک میرزا هستش ! 4-فشار کاری بسیار بالا (یعنی ساعت 2 شب هم اگه بگن پاشو کار داریم باید پاشی) 24 ساعته آن باش به گفته ی خودش 5-سیاست شرکت "زیراب زنی" هستش. یعنی یه نفر اون پایین هست که کلمه به کلمه میرسونه به گوش مدیران شرکت بابتش هم 500 هزار تومن اضافه تر میگیره سر ماه. خلاصه بگم برادر من خواهر من برو تو خیابون چادر بزن از نداری ولی برای 4 نفر که تازه از قم به تهران نقل مکان کردن کار نکن. امیدوارم این کامنت من درس بشه برای یه نفر .
این شرکت خودروسازی نیست. گاراژ ماشینای دسته چندم BMW هست فقط تعمیرگاه هست. قراردادها یکماهه و هیچ آینده ای نداره. همش تعدیل همش تعدیل. هرسال چندبار تعدیل نیرو دارن. فقط از سیستم بانکی وام کلان میگیرن وجای دیگه سرمایه گذاری میکنن. هیچ ارزشی برای منابع انسانی قائل نیست. ۲/۵سال اینجا کار کردم. فقط دوستان و فامیل مالک تمدید قرارداد میشن درنهایت هرچقدرم خوب کار کنی بیرون میندازن.واریزی حقوقها تا ۵۰ روز و بیشترم میشه.
در این شرکت اوضاع خیلی ناسالم بود و من از همان ابتدا احساس کردم محیط فشرده و منفی است. ارتباط قائم مقام شرکت با سرپرست مالی به شکل نامناسبی مطرح میشد و این مسئله زمینهساز حواشی غیرقابل قبول بود. گاهی رفتارهایی از قبیل دخالتهای بیجا و کنترلهای مستقیم و غیرمتعارف با دوربین دیده میشد که حس ناامنی را تقویت میکرد. بیثباتی و سوءظن نسبت به کارکنان به طور مداوم وجود داشت و این جو من را ناارضایتی و نارضایتی را در سطح تیم بالا میبرد.
سلام من مدت ۸ساله که درشرکت کروزکارمیکنم تجربه شخصی وکاری ام درمیون میزارم برای افرادی که دوست دارند اونجا شاغل بشن من تجربه دیگران خوندم ۹۰ درصد ازبیرون شرکت ودرحد مصاحبه بودن ومابقی در رده های بالا که در قلب و وسط جهنم کروز کارنکردن این تجربه من از خودکروز هست محیطی بسیار بسیار وحشتناک،استرس بالا،اضطراب هربیماری جسمی و روحی روانی که فکرمیکنیددر این شرکت میگیرید واقعا دروصف محیط زشت و وحشتناک اونجا عاجزم کلمه ای در خور وشان نیست برده داری نوین اولین چیزهایی که یادمیگیری له کردن دیگران خوردکردن ،فحاشی ،آسیب زدن هست قانون جنگل اونجا حاکمه یا باید بخوری یا خورده میشی هیچ مزایای خوبی نداره علکی دلمون خوش کردیم سرویس رفت وآمد وحقوق داره توی فرغون سوارت میکنن در تابستان کولر نیست ماشین یک ساعت در گرما هست وباید بری توش بشینی تا حرکت کنه زمستان هم ازشدت سرما نمیدونی کجابری پناه ببری حقوق هم که خداروشکر سر و ته اش رو میزنن وقتی میری اعتراض میکنی چنان توجیه ات میکنن که به شرکت بدهکاری شرکتی که ۱۵۰۰ نفرش مساعدتی ومشکل حاد جسمی دارن پس بدونید چطوری کارمیکنن من کارشناسی فناوری اطلاعات دارم ولی با مدرک دیپلم وارد شدم جای پیشرفت وارتقا نداره همه اش کارگری خفت وخواری باید بکشی اگه پارتی داشته باشی چرامیتونی بری بالا مدیران بی نهایت نالایق و طبقه متوسط که کارشناسان وسرپرستان و... بی نهایت وحشی بد دهن ظالم و... در کل برای سلامت روح وروان وجسم خواهشا اصلا برای ورود به هیچ گونه واحد شرکت اقدام نکنید حتی اگه مجبورباشید از نبود کار و... کروز باتلاقی وحشتناک هستش من حتی به نزدیکانم توصیه اش نمیکنم همه مردم عزیزلیاقت بهترین هارو دارن ولی اینجا همه چیزتو ازدست میدی انسانیت شعور وهرچیز خوبی که داری اگه براتون مهم نیست که انسان نباشید وهم نوع خودتون له کنید کروز مناسب ترین مکان برای شماست
من با دیدی انتقادی به اتاقک نگاه میکنم و میگویم محیط کار این شرکت به شدت تحتتأثیر روابط است؛ مدیران به شکل مداوم از روابط شخصی برای انتخاب تیم استفاده میکنند و رویکرد بر پایه معنا و هدف روشن جای خودش را به حواشی میدهد. شب کار به شکل گروهی تبدیل میشود، و کارمندان بدون دلیل از کار اخراج میشوند. حقوق نسبتا پایین است و مدیری که فقط تجربهای در دوخت دارد وارد تیم پشتیبانی شده و تجربهای مناسب ندارد. هر ماه نیروها تغییر میکنند تا وقتی که به آرامی بفهمی چه کسی هستی، همه فرار میکنند و ثبات وجود ندارد. ایدههای کلیدی درباره بهبود روند کار کمرنگ است و توجه زیادی به مسائل حاشیهای میشود در عین حال به بهبود تجربه مشتری یا فرایندهای کاری کم توجهی میشود. برای رسیدن به نتایج با دوام، باید رابطه مثبت با مدیریت داشت تا بتوانی بدون انجام کار هم حقوق بودجهبندیشده را دریافت کرد؛ این مسئله نمونههای زیادی دارد. در کل اگر دنبال محیطی با شدت منفی و حاشیهپردازی هستید، اینجا ممکن است گزینهای باشد.
همه نظرات دوستان درسته، منابع انسانی شرکت به دردنخور، انگار وجود نداره هرکی قدیمی تره زور بیشتری داره و تخصص هیچ جایگاهی تو این شرکت نداره. ی مشت فک فامیل که دور هم جمع شدن،ی شرکت بی روح که نصف کارکناش هیچ کاری برای انجام دادن ندارن.
قرار داد بستم غلط کردم 😑 مشکلات مشتریان خود رو حل کنید. کاملا سایتی که دادین بالا نمیاد. پیامم جواب نمیدید. من بدبخت چیکار کنم. بدبخت شدم واقعا رفتم پیش وکیل میگن هر طور برید جلو طبق قرارداد بازنده اید🙂↕️
با درود و احترام نزدیک به دو سال در گروه مالی کاریزما مشغول بوده ام ، فراز و تشیبهای زیادی داشته ، در این مجموعه هم آموختم و هم آموزش دادم، هم شاد شدم و هم ناراحت شدم. همینجا تشکر میکنم از مدیرعامل مشاور سرمایه گذاری کاریزما آقای دکتر محرری و آقای دکتر بابک باقری و تشکر از خانم آهنگران در واحد HR بخاطر درک بالا و صداقت در عمکردشان و یک تنه آبروی تیم hr رو حفظ کردند. برای شما سه عزیز آرزوی سلامتی و سعادت دارم. مهمترین ملاک کار شامل: صداقت، کارایی، دانش، همفکری، صراحت، حمایت، شجاعت، مهارت، پشتکار است و با حضور اینها شکیبایی و صبر هم خواهد آمد. اما وقتی این موارد جایش را به دروغ و ریا و تملق و تهمت و زیراب زنی و افترا دهد، ناخودآگاه صبر سرازیر شده و توهین و بی احترامی سر باز میزند. فراموش نکنیم که بازخورد رفتار ما انعکاسی از رفتار طرف مقابل است.
شرکتی که تجربهام را دربارهاش داشتم، سما سامانه بود. در آنجا احساس کردم تیمی از افراد با انگیزههای قدیمی و بدون بهروزرسانی وجود دارد که خیلی زود به منبع اطمینان و انعطافپذیری لازم دست پیدا نمیکردند. با وجود اینکه فضای کار قدیمی و تجهیزات فرسوده به چشم میخورد، به نظر میرسید که مدیریت با وجود پیچیدگیهای تجاری، به تحلیل و مستندسازی کافی توجه نکرده است. کدها بهنظر میرسید قدیمی باشند و هیچ بهروزرسانی عمدهای طی سالهای اخیر انجام نشده است، بهطوری که به نظر میرسید فرایندها بیشتر به جریان کارهای قدیمی تکیه دارد تا بهبودهای مدرن. اگر برایتان آرامش روانی مهم است، به نظر میرسد که محیط کار در آنجا چندان مناسب نیست. ساختمانی قدیمی با سیستمی کامپیوتری نسبتا کهنه و صندلیهایی که به خوبی پشتیبانی نمیکنند، جلوهای از کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها دارد. بهطور کلی، نمیتوانم این شرکت را بهعنوان مکانی با استانداردهای روزافته معرفی کنم؛ زیرا در روز مصاحبه نیز، به نظر میرسید نظم و فضای کار به شکلی باشد که حرفهای بودن را به درستی منتقل نمیکند.
در یک شرکت رو به ورشکستی که روند استخدامش طولانی و اغلب بیهدف به نظر میرسید، وارد شدم. ساختمان قدیمی و فرسودهای در اختیارشان بود و با وجود قولهای زیاد مبنی بر توانمندی، زیرساختها همچنان دچار مشکل بود؛ از جمله آسانسورهای معیوب و دستشوییهایی که در وضعیت نامطلوبی قرار داشتند. منابع انسانی شرکت کاملا ضعیف بود و به نظر میرسید در این حوزه کیفیت لازم وجود ندارد. حاشیههای کاری در شرکت به یک روال عادی تبدیل شده بود و فضای کار به جای تمرکز روی وظایف، پر از بحث و روابط غیرکاری بود. بعضی از کارکنان به درون شرکت پایدار مانده بودند و بخش اعظم دیگران همچنان در رفت و آمد بودند و ثبات خاصی نداشتند. برقراری ارتباط از طریق پارتی تاثیر زیادی میگذاشت: اگر از طریق آشنایی و روابط وارد میشدی، بیشترین تلاش برای نگهداشتن و ارتقای جایگاه تو انجام میشد؛ اما در فرایند مصاحبه، به نظر میرسید که تمرکز اصلی بر تقلب و زیرآب زدن است. برخی از افراد با دیدگاهی عقدهای مسئولیت میپذیرفتند و رفتارهایی از قبیل عربدهکشیدن و داد و بیداد را بهعنوان روشی برای پیشبرد کار میدیدند.
مدتی چهار سال در این شرکت فعالیت کردم و نیروهایی که دوستمان میگفتند را به کار گرفتند و من هم وظیفه آموزششان را بر عهده داشتم. هیچ شکی نیست که این نیروها واقعا توانمند هستند و وجودشان برای پایداری شرکت تا به امروز نقش داشته است، اما به خاطر بیاطلاعی مدیریت جدید، سرپرستی بدون سابقه به وجود آمد و با بدگویی و بیادبی شناخته شدند. با خروج بیش از پنج نفر از کارکنان قدیمی، دو نفر با تجربه کم یا بدون سابقه را جایگزین کردند و اکنون مدیران ادعا میکنند و برای خودشان پیام میگذارند.
متاسفانه توی چندسالی که توی شرکت کاله کار کردم مدیر مافوقم سرکار نبود،توی خونه خواب بود و همیشه برای خودش ماموریت رد میکرد و پورسانت ما رو طبق سلیقه ی شخصی خودش رد میکرد.یعنی هرکسی براش منفعت داشت حقوق بهتری داشت.در نهایت با توجه به حجم بالای کاری و عدم مدیریت صحیح مدیر مافوقم با مجموعه قطع همکاری کردم. کاش روی عملکرد مدیرانشون نظارت داشتن تا طبق توانمندی حقوق داده بشه نه بر اساس ناز و عشوه یا پارتی بازی
برای رسیدن به ثبات فعلی شرکت، در شرایطی که نظر منفی ثبتشده در روز مصاحبه وجود داشت، به میهمان شو ملحق شدم و هماکنون در این شرکت مشغول به کارم. حواشی زیادی پشت سر شرکت مانده بود تا به وضعیت کنونی برسد. مدیرعامل و مدیر فروش سابق موضوع کاری را جدی نگرفته و به سود شخصیشان بیش از هر چیز اهمیت میدادند. تصور کنید هدیه شب عید آنها به نیروها، تنها یک خودکار بود! پس از اخراج شدن آن دو نفر و به همراهشان حضور بیفایده ستون پنجم، شرکت از آن حواشی فاصله گرفت و به روال عادی برگشت. با این حال نمیتوان از این که هنوز فاصلههای زیادی وجود دارد تا سازمان بهبود یابد، چشمپوشی کرد.
بهار سامانه شرق را تجربه کردم و نتیجهگیری من این بود که فضای شرکت از نظر من حرفهای نبود و بیشتر به محیطی شبیه مهدکودک میماند. میانگین سن نیروها کمتر از بیست سال است و شرایطی برای رشد حرفهای احساس نمیشد. معیاری مشخص برای استخدام وجود ندارد و معمولا افراد به صورت آزمونوخطا جذب میشوند. پروژهها اغلب به دانشجوها واگذار میشود و با وعده حقوق، بیمه و استخدام، افراد را به کار میگیرند اما در عمل تغییر خاصی در وضعیت کاری ایجاد نمیشد و من پیشنهاد نمیکنم.
به من گفتن به اندازه کافی آرام باشم تا بتونم دو تا مصاحبه پشت سر هم بگذرونم. در اولین مرحله، با بخش منابع انسانی روبهرو شدم که خیلی با من چانه میزد و در نهایت حقوق درخواستیام رو به شدت کاهش دادن. بعد که رفتم جلسه با مدیرعامل، گفتن سه ماه اول آزمایشی هست و در این مدت شاید بتونن تا بیست میلیون حقوق پایه بدن. از حق من سؤالی پرسیدن که آیا واقعا با ماهی بیست میلیون میشه یه برنامهنویس فول استک پیدا کرد؟ در نهایت هم تأکید کردن که در اون سه ماه بیمه خواهم داشت. ضمن این که با چند نفر از کارمندهاشون در لینکدین صحبت کردم و هیچکدوم رضایت نداشتن.
این شرکت با من به گونهای رفتار کرد که حس کردم بیش از اندازه از کارم میکشیدند و در ازای وعدههای ظاهری، واقعا از من حمایت نمیکردند و برخورد انسانی زیادی نشان نمیدادند.
برای من تا سه ماه پیش اگر این فرم را پاسخ میدادم، حتما یک ستاره میدادم و تمام مشکلاتی که برای همه ایجاد کرده بود را مینوشتم، اما خوشبختانه پس از اخراج دو نفر از شرکت، شایستهسالاری به محور اصلی تبدیل شد و همکاران فضای بهتری برای رشد داشتند و با تلاشی که انجام میدهیم از کار لذت میبریم. گفتنی است که شرکت واقعا مزایا زیادی ندارد و بسیاری به دلیل همین موضوع شرکت را ترک کردند، اما با وجود این، تجربه کار در اینجا نسبتا ارزشمند بود و همچنان برای مدت زمان حضورم در آن موثر بود.
به نظر من ورود به این شرکت برای کسانی که دنبال جو مثبت و حرفهای میگردند، مناسب نیست و بهتر است خاموش نماند. ابتدای کار حس خوبی داشتم و فکر میکردم محیطی پویا دارد، اما پس از چند روز فهمیدم فضای کار با انتظاراتم مطابقت ندارد، به طوری که نظم و دیسیپلین مشخصی وجود ندارد و کارکنان با سطح اجتماعی پایین و غرور کاذب نمایش داده میشوند. هیچ مسیر مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و مدیران و سرپرستان به نظر میرسد سنوات زیادی کار کردهاند و احتمال جابهجایی یا تغییر موضع کم است. مزیتهای خاصی احساس نکردم و حقوق هم منطبق با بازار نبود، پرداختی هم به موقع نبود. فرایندهای آموزشی مناسب و راهنمایی کافی در حوزه فروش وجود ندارد و حرفهای بودن لازم احساس نمیشود. با این حال، مدیر بخش من با اخلاق نسبتا خوب بود، اما قرارداد به گونهای تنظیم میشود که بیشتر به نفع کارفرماست. بخشهای مختلفی وجود دارد، اما بخش مالی با تیمی که پاسخگویی کند دارد و به سختی واژهها از دهانشان میگردد، حال و هوای خاصی ندارد. نگاه همکاران به من گویی وارد شهری بیجان شده بود. بخش منابع انسانی هم کم و بیش ضعف دارد؛ مدیر آن با لبخند خشک عمل میکند و سایر اعضا بهنوعی با فشار عصبی رفتار میکنند. در کل، به نظر میرسد اینکه آدمی آرام، باانرژی مثبت و با وجدان کاری باشد و همچنین حقوق و مزایا برایش اهمیت دارد، شما را به این شرکت دعوت نکند. اگر بتوانید رفتارها و سیاستهایی که با انگیزههای شخصی مطابقت ندارد را تحمل کنید، شاید تفاوتی باشد، اما برای افراد باهوش و با اخلاق کاری بالا، گزینهی مناسبی نیست.
متنفرم از سداد و بانک ملی و 6ماهه از این لجنزار اومدم بیرون و 6 ماهه هیج جا از درگاه و atm و... بانک ملی استفاده نمیکنم انقققققدر اثار منفی روم گذاشته و مالی و روحی و جسمی بهم ضربه زده واقعا بزرگترین اشتباه زندگیم ورود به سداد بود.""""اگر کارمنداش انثد شرافت داشتند""""" و واقعیتهارو میگفتم رتبه یک فساد مالی ***** رو بین شرکتهای تهران بدست میاورد با اختلاف و رتبه اخر از نظر فنی
من کمتر از یک سال توسن بودم. تجریه ی خوب و بد ش به شدت بستگی به تیمی داره که کار میکنی تو تیمی که من همکاری میکردم ، خیلی راضی بودم. هم تیمی های عالی و سرپرست فوق العاده حامی. اگر خودت اهل پیشرفت و تلاش باشی امکان نداره توجه نکنن. حداقل سرپرست من که اینطوری بود و کلی برای اینکه پیشرفت کنم و به مصاحبه ارتقا برسم وقت میذاشت ولی متاسفانه به خاطر اتفاق اخیر ریموت ش حذف شده و برای من که شهرستان هستم ، نمیتونم ادامه همکاری بدم معمولا مصاحبه هاش سخته و کتاب خوندن زیاد داره، اوایل اذیت میشدم ولی به مرور واقعا به این نتیجه رسیدم که کتاب باعث میشه خیلی به detail مفاهیم رو یاد بگیری. مدیر پروژه ی خوبی هم داشتیم. یه مزیت دیگه ش لول بندی حقوق هست. درسته که شاید واقعا با لول بندی سطح سواد معلوم نشه و دو نفر که هر دو لول 4 هستن یکی خیلی کار کنه و یکی کمتر، ولی برای اون هم یه چیزایی در نظر گرفتن. مثلا سرپرست اگه ازت راضی باشه میتونه بهت + بده که حدود دو تومن رو حقوق ت میره. یا سر یک سال و نیم بفرستت واسه ارتقا. در حالیکه اگه راضی نباشه زمان ارتقا ت رو دیرتر اعلام میکنه. و همه اینا باز بسته به تیمی هست که کار میکنی. در مورد زمان ارتقا هم به این صورت هست که حداقل هر یک سال و نیم میتونی (اگه دلت بخواد) تو مصاحبه ارتقا شرکت کنی و هر ارتقا فکر میکنم حدود هشت تومن به حقوق ت اضافه میکنه(البته بستگی داره از چه لولی به چه لولی بری) من تو یکی از تیم های core بودم و واقعا از شرایط کاری م خیلی راضی بودم. حیف که ریموت برداشته شد :( در مورد پاداش آخر سال ش هم خیلی تعریف میکنن:) در کل برای من خیلی رضایت بخش بود و امکان پیشرفت خیلی زیادی داشت.
با سلام از نظر مدیر عامل این شرکت برنامه نویس عمله هستش. بله "عمله". به گفته ی خودش تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده. میگه برنامه نویس مثل کارگر اتباع میمونه ! واقعا این حرفا رو میزنه. هر نیروی قدیمی که اونجا کار کرده با دعوا و هزار تا داستان از اونجا رفته بخاطر قرارداد های زوری و سفته گرفتن اینا. حقوق = کمتر از کارگر ساختمان. فشار کاری = 100 % عقل مدیر عامل = یاه کریم اگر تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده پس تو سر شما کی زده که کل محصولاتت کپی هستش؟ CSS هم بلد نیست مدیر این شرکت یه محصول از این شرکت اگه تونستی پیدا کنی که کپی پیست نباشه جایزه داری. برادرای آقا ماهی 60 70 میلیون میگیرن بعد صبح تا شب چایی میخورن تو گروه اینو اونو منشن میکنن (بماند که دانش کافی برای فهمیدن کد را ندارن !). اونوقت برنامه نویس مملکت با کلی استعداد و آرزو میاد اونجا بدبختی میکشه از نیروی خدماتی اون شرکت کمتر حقوق میگیره. 1-کل محصولات کپی یعنی نمیخوام نام ببرم چی به چیه ولی همش کپی پیست شده. 2-حقوق که خبری نیست دورشو خط بکش هر چی در میاری باید بدی راننده تاکسی. 3-یادگیری و پیشرفت در این شرکت وجود نداره چون ورژن زبان های محصولاتشون برای زمان قرقلک میرزا هستش ! 4-فشار کاری بسیار بالا (یعنی ساعت 2 شب هم اگه بگن پاشو کار داریم باید پاشی) 24 ساعته آن باش به گفته ی خودش 5-سیاست شرکت "زیراب زنی" هستش. یعنی یه نفر اون پایین هست که کلمه به کلمه میرسونه به گوش مدیران شرکت بابتش هم 500 هزار تومن اضافه تر میگیره سر ماه. خلاصه بگم برادر من خواهر من برو تو خیابون چادر بزن از نداری ولی برای 4 نفر که تازه از قم به تهران نقل مکان کردن کار نکن. امیدوارم این کامنت من درس بشه برای یه نفر .
این شرکت خودروسازی نیست. گاراژ ماشینای دسته چندم BMW هست فقط تعمیرگاه هست. قراردادها یکماهه و هیچ آینده ای نداره. همش تعدیل همش تعدیل. هرسال چندبار تعدیل نیرو دارن. فقط از سیستم بانکی وام کلان میگیرن وجای دیگه سرمایه گذاری میکنن. هیچ ارزشی برای منابع انسانی قائل نیست. ۲/۵سال اینجا کار کردم. فقط دوستان و فامیل مالک تمدید قرارداد میشن درنهایت هرچقدرم خوب کار کنی بیرون میندازن.واریزی حقوقها تا ۵۰ روز و بیشترم میشه.
در این شرکت اوضاع خیلی ناسالم بود و من از همان ابتدا احساس کردم محیط فشرده و منفی است. ارتباط قائم مقام شرکت با سرپرست مالی به شکل نامناسبی مطرح میشد و این مسئله زمینهساز حواشی غیرقابل قبول بود. گاهی رفتارهایی از قبیل دخالتهای بیجا و کنترلهای مستقیم و غیرمتعارف با دوربین دیده میشد که حس ناامنی را تقویت میکرد. بیثباتی و سوءظن نسبت به کارکنان به طور مداوم وجود داشت و این جو من را ناارضایتی و نارضایتی را در سطح تیم بالا میبرد.
سلام من مدت ۸ساله که درشرکت کروزکارمیکنم تجربه شخصی وکاری ام درمیون میزارم برای افرادی که دوست دارند اونجا شاغل بشن من تجربه دیگران خوندم ۹۰ درصد ازبیرون شرکت ودرحد مصاحبه بودن ومابقی در رده های بالا که در قلب و وسط جهنم کروز کارنکردن این تجربه من از خودکروز هست محیطی بسیار بسیار وحشتناک،استرس بالا،اضطراب هربیماری جسمی و روحی روانی که فکرمیکنیددر این شرکت میگیرید واقعا دروصف محیط زشت و وحشتناک اونجا عاجزم کلمه ای در خور وشان نیست برده داری نوین اولین چیزهایی که یادمیگیری له کردن دیگران خوردکردن ،فحاشی ،آسیب زدن هست قانون جنگل اونجا حاکمه یا باید بخوری یا خورده میشی هیچ مزایای خوبی نداره علکی دلمون خوش کردیم سرویس رفت وآمد وحقوق داره توی فرغون سوارت میکنن در تابستان کولر نیست ماشین یک ساعت در گرما هست وباید بری توش بشینی تا حرکت کنه زمستان هم ازشدت سرما نمیدونی کجابری پناه ببری حقوق هم که خداروشکر سر و ته اش رو میزنن وقتی میری اعتراض میکنی چنان توجیه ات میکنن که به شرکت بدهکاری شرکتی که ۱۵۰۰ نفرش مساعدتی ومشکل حاد جسمی دارن پس بدونید چطوری کارمیکنن من کارشناسی فناوری اطلاعات دارم ولی با مدرک دیپلم وارد شدم جای پیشرفت وارتقا نداره همه اش کارگری خفت وخواری باید بکشی اگه پارتی داشته باشی چرامیتونی بری بالا مدیران بی نهایت نالایق و طبقه متوسط که کارشناسان وسرپرستان و... بی نهایت وحشی بد دهن ظالم و... در کل برای سلامت روح وروان وجسم خواهشا اصلا برای ورود به هیچ گونه واحد شرکت اقدام نکنید حتی اگه مجبورباشید از نبود کار و... کروز باتلاقی وحشتناک هستش من حتی به نزدیکانم توصیه اش نمیکنم همه مردم عزیزلیاقت بهترین هارو دارن ولی اینجا همه چیزتو ازدست میدی انسانیت شعور وهرچیز خوبی که داری اگه براتون مهم نیست که انسان نباشید وهم نوع خودتون له کنید کروز مناسب ترین مکان برای شماست
من با دیدی انتقادی به اتاقک نگاه میکنم و میگویم محیط کار این شرکت به شدت تحتتأثیر روابط است؛ مدیران به شکل مداوم از روابط شخصی برای انتخاب تیم استفاده میکنند و رویکرد بر پایه معنا و هدف روشن جای خودش را به حواشی میدهد. شب کار به شکل گروهی تبدیل میشود، و کارمندان بدون دلیل از کار اخراج میشوند. حقوق نسبتا پایین است و مدیری که فقط تجربهای در دوخت دارد وارد تیم پشتیبانی شده و تجربهای مناسب ندارد. هر ماه نیروها تغییر میکنند تا وقتی که به آرامی بفهمی چه کسی هستی، همه فرار میکنند و ثبات وجود ندارد. ایدههای کلیدی درباره بهبود روند کار کمرنگ است و توجه زیادی به مسائل حاشیهای میشود در عین حال به بهبود تجربه مشتری یا فرایندهای کاری کم توجهی میشود. برای رسیدن به نتایج با دوام، باید رابطه مثبت با مدیریت داشت تا بتوانی بدون انجام کار هم حقوق بودجهبندیشده را دریافت کرد؛ این مسئله نمونههای زیادی دارد. در کل اگر دنبال محیطی با شدت منفی و حاشیهپردازی هستید، اینجا ممکن است گزینهای باشد.
همه نظرات دوستان درسته، منابع انسانی شرکت به دردنخور، انگار وجود نداره هرکی قدیمی تره زور بیشتری داره و تخصص هیچ جایگاهی تو این شرکت نداره. ی مشت فک فامیل که دور هم جمع شدن،ی شرکت بی روح که نصف کارکناش هیچ کاری برای انجام دادن ندارن.
قرار داد بستم غلط کردم 😑 مشکلات مشتریان خود رو حل کنید. کاملا سایتی که دادین بالا نمیاد. پیامم جواب نمیدید. من بدبخت چیکار کنم. بدبخت شدم واقعا رفتم پیش وکیل میگن هر طور برید جلو طبق قرارداد بازنده اید🙂↕️
با درود و احترام نزدیک به دو سال در گروه مالی کاریزما مشغول بوده ام ، فراز و تشیبهای زیادی داشته ، در این مجموعه هم آموختم و هم آموزش دادم، هم شاد شدم و هم ناراحت شدم. همینجا تشکر میکنم از مدیرعامل مشاور سرمایه گذاری کاریزما آقای دکتر محرری و آقای دکتر بابک باقری و تشکر از خانم آهنگران در واحد HR بخاطر درک بالا و صداقت در عمکردشان و یک تنه آبروی تیم hr رو حفظ کردند. برای شما سه عزیز آرزوی سلامتی و سعادت دارم. مهمترین ملاک کار شامل: صداقت، کارایی، دانش، همفکری، صراحت، حمایت، شجاعت، مهارت، پشتکار است و با حضور اینها شکیبایی و صبر هم خواهد آمد. اما وقتی این موارد جایش را به دروغ و ریا و تملق و تهمت و زیراب زنی و افترا دهد، ناخودآگاه صبر سرازیر شده و توهین و بی احترامی سر باز میزند. فراموش نکنیم که بازخورد رفتار ما انعکاسی از رفتار طرف مقابل است.
شرکتی که تجربهام را دربارهاش داشتم، سما سامانه بود. در آنجا احساس کردم تیمی از افراد با انگیزههای قدیمی و بدون بهروزرسانی وجود دارد که خیلی زود به منبع اطمینان و انعطافپذیری لازم دست پیدا نمیکردند. با وجود اینکه فضای کار قدیمی و تجهیزات فرسوده به چشم میخورد، به نظر میرسید که مدیریت با وجود پیچیدگیهای تجاری، به تحلیل و مستندسازی کافی توجه نکرده است. کدها بهنظر میرسید قدیمی باشند و هیچ بهروزرسانی عمدهای طی سالهای اخیر انجام نشده است، بهطوری که به نظر میرسید فرایندها بیشتر به جریان کارهای قدیمی تکیه دارد تا بهبودهای مدرن. اگر برایتان آرامش روانی مهم است، به نظر میرسد که محیط کار در آنجا چندان مناسب نیست. ساختمانی قدیمی با سیستمی کامپیوتری نسبتا کهنه و صندلیهایی که به خوبی پشتیبانی نمیکنند، جلوهای از کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها دارد. بهطور کلی، نمیتوانم این شرکت را بهعنوان مکانی با استانداردهای روزافته معرفی کنم؛ زیرا در روز مصاحبه نیز، به نظر میرسید نظم و فضای کار به شکلی باشد که حرفهای بودن را به درستی منتقل نمیکند.
در یک شرکت رو به ورشکستی که روند استخدامش طولانی و اغلب بیهدف به نظر میرسید، وارد شدم. ساختمان قدیمی و فرسودهای در اختیارشان بود و با وجود قولهای زیاد مبنی بر توانمندی، زیرساختها همچنان دچار مشکل بود؛ از جمله آسانسورهای معیوب و دستشوییهایی که در وضعیت نامطلوبی قرار داشتند. منابع انسانی شرکت کاملا ضعیف بود و به نظر میرسید در این حوزه کیفیت لازم وجود ندارد. حاشیههای کاری در شرکت به یک روال عادی تبدیل شده بود و فضای کار به جای تمرکز روی وظایف، پر از بحث و روابط غیرکاری بود. بعضی از کارکنان به درون شرکت پایدار مانده بودند و بخش اعظم دیگران همچنان در رفت و آمد بودند و ثبات خاصی نداشتند. برقراری ارتباط از طریق پارتی تاثیر زیادی میگذاشت: اگر از طریق آشنایی و روابط وارد میشدی، بیشترین تلاش برای نگهداشتن و ارتقای جایگاه تو انجام میشد؛ اما در فرایند مصاحبه، به نظر میرسید که تمرکز اصلی بر تقلب و زیرآب زدن است. برخی از افراد با دیدگاهی عقدهای مسئولیت میپذیرفتند و رفتارهایی از قبیل عربدهکشیدن و داد و بیداد را بهعنوان روشی برای پیشبرد کار میدیدند.
مدتی چهار سال در این شرکت فعالیت کردم و نیروهایی که دوستمان میگفتند را به کار گرفتند و من هم وظیفه آموزششان را بر عهده داشتم. هیچ شکی نیست که این نیروها واقعا توانمند هستند و وجودشان برای پایداری شرکت تا به امروز نقش داشته است، اما به خاطر بیاطلاعی مدیریت جدید، سرپرستی بدون سابقه به وجود آمد و با بدگویی و بیادبی شناخته شدند. با خروج بیش از پنج نفر از کارکنان قدیمی، دو نفر با تجربه کم یا بدون سابقه را جایگزین کردند و اکنون مدیران ادعا میکنند و برای خودشان پیام میگذارند.
متاسفانه توی چندسالی که توی شرکت کاله کار کردم مدیر مافوقم سرکار نبود،توی خونه خواب بود و همیشه برای خودش ماموریت رد میکرد و پورسانت ما رو طبق سلیقه ی شخصی خودش رد میکرد.یعنی هرکسی براش منفعت داشت حقوق بهتری داشت.در نهایت با توجه به حجم بالای کاری و عدم مدیریت صحیح مدیر مافوقم با مجموعه قطع همکاری کردم. کاش روی عملکرد مدیرانشون نظارت داشتن تا طبق توانمندی حقوق داده بشه نه بر اساس ناز و عشوه یا پارتی بازی
برای رسیدن به ثبات فعلی شرکت، در شرایطی که نظر منفی ثبتشده در روز مصاحبه وجود داشت، به میهمان شو ملحق شدم و هماکنون در این شرکت مشغول به کارم. حواشی زیادی پشت سر شرکت مانده بود تا به وضعیت کنونی برسد. مدیرعامل و مدیر فروش سابق موضوع کاری را جدی نگرفته و به سود شخصیشان بیش از هر چیز اهمیت میدادند. تصور کنید هدیه شب عید آنها به نیروها، تنها یک خودکار بود! پس از اخراج شدن آن دو نفر و به همراهشان حضور بیفایده ستون پنجم، شرکت از آن حواشی فاصله گرفت و به روال عادی برگشت. با این حال نمیتوان از این که هنوز فاصلههای زیادی وجود دارد تا سازمان بهبود یابد، چشمپوشی کرد.
بهار سامانه شرق را تجربه کردم و نتیجهگیری من این بود که فضای شرکت از نظر من حرفهای نبود و بیشتر به محیطی شبیه مهدکودک میماند. میانگین سن نیروها کمتر از بیست سال است و شرایطی برای رشد حرفهای احساس نمیشد. معیاری مشخص برای استخدام وجود ندارد و معمولا افراد به صورت آزمونوخطا جذب میشوند. پروژهها اغلب به دانشجوها واگذار میشود و با وعده حقوق، بیمه و استخدام، افراد را به کار میگیرند اما در عمل تغییر خاصی در وضعیت کاری ایجاد نمیشد و من پیشنهاد نمیکنم.
به من گفتن به اندازه کافی آرام باشم تا بتونم دو تا مصاحبه پشت سر هم بگذرونم. در اولین مرحله، با بخش منابع انسانی روبهرو شدم که خیلی با من چانه میزد و در نهایت حقوق درخواستیام رو به شدت کاهش دادن. بعد که رفتم جلسه با مدیرعامل، گفتن سه ماه اول آزمایشی هست و در این مدت شاید بتونن تا بیست میلیون حقوق پایه بدن. از حق من سؤالی پرسیدن که آیا واقعا با ماهی بیست میلیون میشه یه برنامهنویس فول استک پیدا کرد؟ در نهایت هم تأکید کردن که در اون سه ماه بیمه خواهم داشت. ضمن این که با چند نفر از کارمندهاشون در لینکدین صحبت کردم و هیچکدوم رضایت نداشتن.
این شرکت با من به گونهای رفتار کرد که حس کردم بیش از اندازه از کارم میکشیدند و در ازای وعدههای ظاهری، واقعا از من حمایت نمیکردند و برخورد انسانی زیادی نشان نمیدادند.
برای من تا سه ماه پیش اگر این فرم را پاسخ میدادم، حتما یک ستاره میدادم و تمام مشکلاتی که برای همه ایجاد کرده بود را مینوشتم، اما خوشبختانه پس از اخراج دو نفر از شرکت، شایستهسالاری به محور اصلی تبدیل شد و همکاران فضای بهتری برای رشد داشتند و با تلاشی که انجام میدهیم از کار لذت میبریم. گفتنی است که شرکت واقعا مزایا زیادی ندارد و بسیاری به دلیل همین موضوع شرکت را ترک کردند، اما با وجود این، تجربه کار در اینجا نسبتا ارزشمند بود و همچنان برای مدت زمان حضورم در آن موثر بود.
به نظر من ورود به این شرکت برای کسانی که دنبال جو مثبت و حرفهای میگردند، مناسب نیست و بهتر است خاموش نماند. ابتدای کار حس خوبی داشتم و فکر میکردم محیطی پویا دارد، اما پس از چند روز فهمیدم فضای کار با انتظاراتم مطابقت ندارد، به طوری که نظم و دیسیپلین مشخصی وجود ندارد و کارکنان با سطح اجتماعی پایین و غرور کاذب نمایش داده میشوند. هیچ مسیر مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و مدیران و سرپرستان به نظر میرسد سنوات زیادی کار کردهاند و احتمال جابهجایی یا تغییر موضع کم است. مزیتهای خاصی احساس نکردم و حقوق هم منطبق با بازار نبود، پرداختی هم به موقع نبود. فرایندهای آموزشی مناسب و راهنمایی کافی در حوزه فروش وجود ندارد و حرفهای بودن لازم احساس نمیشود. با این حال، مدیر بخش من با اخلاق نسبتا خوب بود، اما قرارداد به گونهای تنظیم میشود که بیشتر به نفع کارفرماست. بخشهای مختلفی وجود دارد، اما بخش مالی با تیمی که پاسخگویی کند دارد و به سختی واژهها از دهانشان میگردد، حال و هوای خاصی ندارد. نگاه همکاران به من گویی وارد شهری بیجان شده بود. بخش منابع انسانی هم کم و بیش ضعف دارد؛ مدیر آن با لبخند خشک عمل میکند و سایر اعضا بهنوعی با فشار عصبی رفتار میکنند. در کل، به نظر میرسد اینکه آدمی آرام، باانرژی مثبت و با وجدان کاری باشد و همچنین حقوق و مزایا برایش اهمیت دارد، شما را به این شرکت دعوت نکند. اگر بتوانید رفتارها و سیاستهایی که با انگیزههای شخصی مطابقت ندارد را تحمل کنید، شاید تفاوتی باشد، اما برای افراد باهوش و با اخلاق کاری بالا، گزینهی مناسبی نیست.