به تجربهای که از حضورم در هرمس کپیتال دارم نگاه میکنم و میفهمم که محیط کاری حرفهای نبودن تا چه اندازه روی ذهنم اثر میگذارد. وقتی از شرکت بیرون میآیم، دائم درگیر مسائلی میشوم که برخورد حرفهای باهاشان نیست؛ این را وقتی فهمیدم که از آنجا رفتم. با وجود این، بودن در هرمس برای خیلیها ارزشمند است زیرا افراد زیادی با انگیزه و تلاش میجنگند و زحمت میکشند، اما نتیجهی این تلاشها معمولا چندان بالا نیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این شرکت کلاه برداری است و طبق قرار داد محکم ازتون بیگاری میکشه. یا از مشتریان کلاه برداری میکنه طبق قرار داد. امیدوارم هیچ کسی در دام ایم تیم کلاه برداری نیافته. شرکت کاملا بی تجربه و سوری هست.
من در یک شرکت با سابقه کار کردم که معاونان و مدیران زیادی در دفتر مرکزی حضور داشتند و گاهی برای دریافت پورسانت روزانه، تیمی تشکیل میشد تا برای شعبهها سفارش بدهند و اگر ضایعاتی پیش میآمد، مسئول فروشگاه را دعوت میکردند تا از او خسارت بگیرند. من وظیفه فروشگاه را داشتم و فضای کاری پر از رفتوآمد اعضای تیم بود، اما گاهی رفتارهای غیرحرفهای کارکنان و فشار برای کسب پورسانت به وجود میآمد. در نهایت احساس میکردم باید از محیط سالمتری استفاده کنم تا به تصمیمات درست و اخلاقمحور نزدیک شوم.
با سلام خدمت کارجویان عزیز به عنوان کسی که بالای شش سال در واحد تحقیق و توسعه به عنوان کارشناس کار کردم نکاتی را عرض می کنم که شاید مفید واقع شود اگرچه در وهله اول چنین به نظر برسد که این شرکت از لحاظ حقوق و مزایا وضعیت بهتری در مقایسه با بعضی از شرکت ها دارد ولی چیزی که باید به آن توجه کنید این بالا بودن نسبی حقوق و مزایا به قیمت خرد شدن اعصاب و روان تان و عزت نفستان تمام خواهد شد. چیزی که در کروز و بالاخص واحد تحقیق و توسعه آن به وضوح نمایان است عدم شایسته سالاری، چاپولوسی، رشد قارچی افراد بی لیاقت و غیره می باشد. عدم شفاف بودن مسائل و اتفاق های ناگهانی که برای بعضی از کارشناسان می افتد مسئله دیگری است که لازم است به آن توجه کنید. جو حاکم بر تحقیق و توسعه این شرکت به خاطر مدیریت نالایق به شدت سمی و افسرده کننده است. زنجیره قدرت متشکل از مدیر واحد تحقیق و توسعه به همراه دو تن از رئیس های مجموعه است که یکی از آنها فارغ التحصیل دانشگاه امام حسین بوده و از لحاظ سواد به شدت ضعیف و از لحاظ اخلاقی فاجعه و فردی کاملا روانی می باشد. عدم انتقاد پذیری سیستم این شرکت و اخراج های خودکامه مدیر مجموعه که معمولا به صورت ناگهانی و در جواب هرگونه انتقاد می افتد. متاسفانه مشاور تحقیق و توسعه داماد مالک شرکت است که از فاقد تجربه مدیریتی بوده لحاظ شخصیتی و تسلط بر اعصاب و روان ثبات ضعیف و کامل فردی مودی می باشد. این فرد کاملا بازیچه دست مدیر تحقیق بوده و لذا مدیر مجموعه با چاپلوسی های که برای این فرد می کند همواره نظر آن را جهت اخراج افرادجلب می کند. به عبارتی کسانی که کوچکتر انتقادی به مدیر مجموعه (و یا به رئیس سخت افزار و نرم افزار) و سیستم مدیریتی چاله میدانی آن داشته باشد مورد غضب قرار گرفته و معمولا از سوی ایشان تهدید و سپس اخراج می شود. متاسفانه واحد HR در این سازمان کلا دکور می باشد. مسئله بعدی چند مورد مشکلات اخلاقی مدیر مجموعه و یکی دوتا از رئیس های مورد حمایت ایشان بود که مدیریت ارشد روی آن خاک ریخت. مسئله بعدی قراردادهای کوتاه مدت این شرکت است ریسک کارکردن را ممکن است بالا ببرد. در مدتی که من در این شرکت بودم مشکلی از لحاظ پرداختی حقوق ندیدم. در ضمن من مالکان این شرکت را آدم ها خوبی می دانم و مشکل مدیریت لایه های میانی این شرکت می باشد که عمدتا آدم های نادرست و نالایق می باشند که در قسمت های مختلف به چشم می خورد. موفق باشید
شرکت کاملا ****** هست و کلا جنگ اعصاب عذاب اور. طبق قرار داد بیگاری میکشن از ادم. هر وقتم لغو کنید پول نمیدن. تسویه چکی چند ماهه. شرکت کاملا خانوادگی و داغون. هر مدرک مستنداتی از این شرکت دارید ******. در این ه میشن مثل شرکت ****** میکنن. برادران من همکاری کنید لطفا تمامی مستندات به ****** قرار میگیرد. : ******
این شرکت کاملا کلاه برداری هست و اصلا اعتماد نکنید همیشه درگیرن با مشتریان و عقده هاشونم سر کارکنانن میریزن. هر قرار دادی بنویسید باهاشون بدبخت شدید موی سرتون سفید میشه. چه به عنوان کارکن چه به عنوان کارمند. کاملا هم خانوادگی هست شرکت
من 4 ساله که برنامه نویس شرکت دیجی آلفا هستم. ما یه تیم حرفه ای هستیم که روی پروژه های فینتک و بلاکچین مختلف کار می کنیم. سطح پروژه ها بسیار بالاس و نیروها کاملا حرفه ای هستن. تو شرکت دیجی آلفا همه نتیجه تلاش و زمانی که صرف می کنن رو می بینن.
اولش که میخوایی اینجا کار کنی کلی وعده میدن که پیشرفت میکنی موفق میشی ما شمارو به شرکت های دیگه معرفی میکنی داخل شرکت هم اتفاقی که میوفتاد همه جا میپیچید چون همه باهم فامیلن و البته بچه فقط کافیه که از شریط اونجا ناراضی باشی با جمله ما همه یه خانواده هستیم که شعار شرکت هم هست سعی میکنن راضی کنن و حرفایی هم که میزنن هیچ پایه اساسی نداره بار علمی مدیران شرکت نه تنها صفر بلکه همه محصولاتشونم کپیه از دانش افراد دیگه استفاده کردن به خودشونم افتخار میکنن و همش نگاه بالا به پایین دارن به شخصه نظر من اینه که اگه شرکت رو دست یه چوپان بدن بهتر اداره میکنه تا امثال اینا کم مونده یه نفر بزار کنار دستشویی هرکی میره دستشویی ازش پول بگیرن از بس گشنه هستن همه جای شرکت رو اجازه دادن اگر سلامت روان و پیشرفتتون براتون مهمه به هیچ عنوان سمت این شرکت نرید.حتی به قیمت بیکار موندن و تو خونه موندن اینجا نرید اخرشم که میخوایی بیایی بیرون طوری رفتار میکنن که انگاری هیچ کار مفیدی انجام ندادی
به واسطه تعریف و تمجید های مدیریت شرکت به شرکت پیوستم اما علارغم تمام صبحت ها خبری از فرهنگ سازمانی نبود و یه عده بی سواد دور هم جمع شده بودند و شرکت رو اداره میکردند تعهد های بی خود و بی جهت که هیچ کدوم اونا توی هیج کجا تاثیری نداشت فقط وسیله ای برای حفظ نیروهای ناآگاه بود شرکت کاملا مهدکودکی و فامیلی که در مواقع حساس خانواده پرسنل ارتباط برقرار می کردند و از اون طریق نیرو ها رو راضی به موندن می کردند. نگاه از بالا به پایین و اینکه ما خوبیم همتون بدید اگر سلامت روان و پیشرفتتون براتون مهمه به هیچ عنوان سمت این شرکت نرید.حتی به قیمت بیکار موندن و تو خونه موندن اینجا نرید احساس میکنن چون سرباز امریه دارن میتونن قوانین پادگان رو پیاده کنن هفته دوم حضورم تو شرکت دعوا و کتک کاری شد از بعد اون هم به مراتب همه چی بدتر شد. کار کردن روی محصول قدیمی و کپی برداری شده و عدم استفاده از تکنولوژی های به روز و در نهایت صرفا بیگاری کشیدن از نیروها یه صبحانه پیک نیکی میدادن و هزارتا منت ده بار ساعت این صبحانه رو به رو کارمنداشون اوردن قطعا شرکت مثل یک صندوق صدقه اجباریه که فقط باید پول تو جیب اینا بریزی
هنگامی که وارد صنایع با اولویتهای خاص میشوم، با مفهوم انحصار در برخی حوزهها مواجه میشوم که انگار کارفرما ناچار به همکاری با یک شرکت خاص است. همین وضعیت منجر میشود که مدیران ارشد با بیتفاوتی و گاه حرصآلود با کارفرما برخورد کنند و از طرفی به نیروی انسانی ارزش چندانی قائل نباشند؛ زیرا میدانند با ترک نکردن نیروها، حتی در صورت قفلشدن پروژه، باز هم برگ برندهای دارند و میتوانند در مذاکره زمان بخرند یا پروژه را به پایان نرسانند. از سوی دیگر، نارضایتی کارمندان شرکتهای کارفرما را به شکلی به نیروهای فنی علوم سبز منتقل میکنند و برای تقویت موضع خود، به اتکا به نظر شخصی یا بازیهای روانی برای پررنگ کردن اثرشان دست میزنند.
مدیر شرکت آدم واقعا خوبی بود. الآن 3 سال از اتمام همکاری من میگذره و همچنان باهاشون در ارتباطم. شاید شرایط کار برای گرافیست با دیجیتال مارکتر متفاوت باشه ولی به شخصه تجربه خوبی داشتم هم از محیط و هم از خود مدیرعامل.
در جایگاهی که نشستهام هنوز هم با اشتیاق به کار ادامه میدم و آیندهای روشن برای توسعه فردی و حرفهای میبینم. فضای شرکت نهانت همواره حرفهای است و در عین حال دوستانه بودنش انگیزهبخش میباشد که باعث شده پیشرفت من به عنوان برنامهنویس ++C سرعت بگیرد و مهارتهایم تقویت شود. پروژههایی که روی آنها کار میکنیم هم به لحاظ چالشی بودن و هم به خاطر جذابیت، فرصتهایی برای یادگیری در حوزههای مختلف فناوری فراهم میکند؛ بهخصوص در زمینه ساخت و مدیریت سیستمهای بزرگ، تجربههای ارزشمندی کسب میکنم. یکی از نکات مثبت نهانت این است که به تیمها آزادی عمل میدهد تا برای مشکلات راهحلهای خودشان را بیابند. همآگاهی و اشتراکاطلاعات بین تیمها نیز قابلتوجه است و اعضا تجربیاتشان را با هم به اشتراک میگذارند، که این امر محیطی فوقالعاده برای یادگیری میسازد. ساعتهای کاری منعطف نیز مزید بر علت است تا توازن مطلوبی بین کار و زندگی شخصی ام برقرار باشد. در اینجا به نتیجهگرا بودن ارزش داده میشود و از ما میخواهند خودمان بهترین زمانبندی را انتخاب کنیم و به اعتماد تیم نسبت به تواناییهایمان پاسخ بدهیم. فرهنگ سازمانی نهانت به شدت همدلانه و دوستانه است و حس همکاری و همیاری در تیمها بهوضوح دیده میشود. من همچنان در نهانت به کارم ادامه میدهم و با هیجان فراوان منتظر فرصتهای آیندهام برای رشد فردی و حرفهای هستم.
در یکی از سالهای اخیر در شرکت فکور تجربهای کاری داشتم که با وجود مزایا و چالشهایش برایم یادآور مسائل واقعی یک کارمند بود. شرکت خصوصی است و با وجود بعضی کاستیها، نقاط قوتی هم دارد. حقوق بهطور منظم و سر وقت پرداخت میشود و از روز اول استخدام بیمه تامین اجتماعی فعال است. مدتی بیمه تکمیلی نبودیم اما اکنون همهی پرسنل و افراد تحتتکلف در صورت تمایل تحت پوشش بیمه هستند. محیط کاری دوستانه و آرامی را تجربه میکنم. با این حال، برای من فاصلهی محل کار طولانی است و جای پارک مناسبی وجود ندارد که از این نظر چندان راحت نیستم.
این شرکت به اصطلاح یه شرکت دانش بنیانه که توسط چندتا از اساتید دانشگاه شریف شکل گرفته و توسط یه سری پیرمرد فسیل بازنشسته با دانش 40 سال پیش مدیریت میشه ، تو این شرکت زیراب زنی زیاده و با تغییر مدیر عامل مهره های شرکت هم تغییر میکنن ، حقوقش نسبت به جاهای دیگه پایینه ولی به موقع پرداخت میشه البته غیر از حقوق نور چشمیا که چشمگیره ، این شرکت خیلی جلسه محوره و بیشتر از ایکه کار کنن جلسه میزارن چون وضعیت پذیرایی جلسه ها خوبه و کمبود ویتامینشون رو اینجا تامین میکنن، در واقع جلسات بدون خروجی زیاده دفتر فنی که محدودیت ها و قوانین خاص خودش رو داره، راستی این شرکت جلسات زیادی برای کامنت های منفی که اینجا ثبت میشه میزارن و تا با نظرات مثبت یه سری نورچشمیا امتیازشون رو بالا ببرن ولی انقد کامنت منفی زیاده که هنوز موفق نشدن
داده گستر ناامن برنا، چون نه امنیت شغلی دارید و نه امنیت روانی. میشه گفت عملا شما با یه شرکت کلاهبردار رو به رو هستید. تا جایی که من متوجه شدم دروغ و فریبکاری جزو اصول مدیریتی این شرکت هست. اگه اعتماد کنید پشیمون می شید و اگه حرفاشون رو باور کنید ضرر می کنید. اینکه همچین شرکت هایی مجوز فعالیت دارن واقعا عجیب هست. امیدوارم وقتی شما این نظر رو می خونید هنوز دیر نشده باشه و افسوس نخورید که چرا زودتر متوجه این مسائل نشدید.
محیط کاربسیار سمی ،فضای خاله زنکی متشنج،هم در قسمت اداری و هم در قسمت کارگاه، شایسته ناسالاری ، برخورد ناشایست و بی احترامی ، هیچ شخصی سرجایش خودش بدرستی قرار نداره، عدم پرداخت بموقع حقوق ، فرمول نادرست و دل بخواهی پرداخت حقوق ،گرفتن سفته و ضامن ، کنترل اشخاص با دوربین
محیط کاربسیار سمی ،فضای خاله زنکی متشنج،هم در قسمت اداری و هم در قسمت کارگاه، شایسته ناسالاری ، برخورد ناشایست و بی احترامی ، هیچ شخصی سرجایش خودش بدرستی قرار نداره، عدم پرداخت بموقع حقوق ، فرمول نادرست و دل بخواهی پرداخت حقوق ،گرفتن سفته و ضامن ، کنترل اشخاص با دوربین
سلام دوستان تیم افتضاح سطح دانش بسیار پایین. همچین شرکتهایی رو میتوانم بگم اسکم هستن. پروژه هارو اصلا بلد نیستن بنویسن. عدم تعهد به قرار داد هاشون. یه عده کلاه بردار جمع کردن دور هم و همیشه به پرسنل دروغ میگن
برای من که عضو کوچکی از تیم تکساران بودم،ivati واقعا جای تأمل داره که چرا سازمان نتونست نیروهای قدیمیاش رو نگه داره. مدیریت برنامهریزی ضعف داره و رئیسان فروش همچنان با سبک سنتی کار میکنند و فکر نمیکنند که با داد و فریاد کار جلو میرود. هدفگذاریهایی که داده میشود، پشتوانه منطقی و قابل قبولی ندارد و تنها دلیلش این است که یک نفر از اقوام نزدیک مدیران جلوی تأمینکنندهها کم نمیآورد. تیم فروش بیتجربه است و مدیریت مالی بیسواد و برنامهریزی پوچ و پر از ادعاهای بیپشتوانه تکساران به زودی کوچک و کوچکتر میشود. کاش مسئولان به جای دغدغه پرکردن چاه فاضلاب، به سرمایش واحدها در تابستان هم فکر میکردند. به جای این که همواره دوربینها را چک کنند و قوانین حمورابی وضع کنند، کاش با اصولیتر کار میکردند تا همواره ضرر نکرده باشند. اگر شرکت در حال ضرر است، فروشندگان را مقصر ندانید و به مدیریت اشتباه افراد در جایگاههای نامناسب هم نگاه کنید. با نمایشهایی مانند پرتاب دارت، حال پرسنل کمتر بهبود پیدا میکند. خانه از پایه خراب است و حیف از زحمات برخی پرسنل دلسوز. من به عنوان یکی از اعضای گروه، این مسائل را به صاحب برند منتقل کردم و امیدوارم به صورت درست رسیدگی شود.
من حدود دو سال در انجا حسابدار بودم مدیر عامل بسیار برخورد بد با کارمندان داشت و همه را نوکر خود میدانست اصلا امنیت شغلی نداری و سنوات و مرخصی و اضافه کاری نمیداد و حق همه رو میخورد و اگر یک روز مرخصی میخواستی نمیداد من در دو سال که اونجا بودم مرخصی نرفتم و اگر دو سال اونجا دوام اوردم بخاطر بدست اوردن تجربه حسابداری بود شرکت بسیار بدی بود و هر روز استرس داشتی لطفا از تجربیات من استفاده کنید و طرف شرکت نروید
به تجربهای که از حضورم در هرمس کپیتال دارم نگاه میکنم و میفهمم که محیط کاری حرفهای نبودن تا چه اندازه روی ذهنم اثر میگذارد. وقتی از شرکت بیرون میآیم، دائم درگیر مسائلی میشوم که برخورد حرفهای باهاشان نیست؛ این را وقتی فهمیدم که از آنجا رفتم. با وجود این، بودن در هرمس برای خیلیها ارزشمند است زیرا افراد زیادی با انگیزه و تلاش میجنگند و زحمت میکشند، اما نتیجهی این تلاشها معمولا چندان بالا نیست.
این شرکت کلاه برداری است و طبق قرار داد محکم ازتون بیگاری میکشه. یا از مشتریان کلاه برداری میکنه طبق قرار داد. امیدوارم هیچ کسی در دام ایم تیم کلاه برداری نیافته. شرکت کاملا بی تجربه و سوری هست.
من در یک شرکت با سابقه کار کردم که معاونان و مدیران زیادی در دفتر مرکزی حضور داشتند و گاهی برای دریافت پورسانت روزانه، تیمی تشکیل میشد تا برای شعبهها سفارش بدهند و اگر ضایعاتی پیش میآمد، مسئول فروشگاه را دعوت میکردند تا از او خسارت بگیرند. من وظیفه فروشگاه را داشتم و فضای کاری پر از رفتوآمد اعضای تیم بود، اما گاهی رفتارهای غیرحرفهای کارکنان و فشار برای کسب پورسانت به وجود میآمد. در نهایت احساس میکردم باید از محیط سالمتری استفاده کنم تا به تصمیمات درست و اخلاقمحور نزدیک شوم.
با سلام خدمت کارجویان عزیز به عنوان کسی که بالای شش سال در واحد تحقیق و توسعه به عنوان کارشناس کار کردم نکاتی را عرض می کنم که شاید مفید واقع شود اگرچه در وهله اول چنین به نظر برسد که این شرکت از لحاظ حقوق و مزایا وضعیت بهتری در مقایسه با بعضی از شرکت ها دارد ولی چیزی که باید به آن توجه کنید این بالا بودن نسبی حقوق و مزایا به قیمت خرد شدن اعصاب و روان تان و عزت نفستان تمام خواهد شد. چیزی که در کروز و بالاخص واحد تحقیق و توسعه آن به وضوح نمایان است عدم شایسته سالاری، چاپولوسی، رشد قارچی افراد بی لیاقت و غیره می باشد. عدم شفاف بودن مسائل و اتفاق های ناگهانی که برای بعضی از کارشناسان می افتد مسئله دیگری است که لازم است به آن توجه کنید. جو حاکم بر تحقیق و توسعه این شرکت به خاطر مدیریت نالایق به شدت سمی و افسرده کننده است. زنجیره قدرت متشکل از مدیر واحد تحقیق و توسعه به همراه دو تن از رئیس های مجموعه است که یکی از آنها فارغ التحصیل دانشگاه امام حسین بوده و از لحاظ سواد به شدت ضعیف و از لحاظ اخلاقی فاجعه و فردی کاملا روانی می باشد. عدم انتقاد پذیری سیستم این شرکت و اخراج های خودکامه مدیر مجموعه که معمولا به صورت ناگهانی و در جواب هرگونه انتقاد می افتد. متاسفانه مشاور تحقیق و توسعه داماد مالک شرکت است که از فاقد تجربه مدیریتی بوده لحاظ شخصیتی و تسلط بر اعصاب و روان ثبات ضعیف و کامل فردی مودی می باشد. این فرد کاملا بازیچه دست مدیر تحقیق بوده و لذا مدیر مجموعه با چاپلوسی های که برای این فرد می کند همواره نظر آن را جهت اخراج افرادجلب می کند. به عبارتی کسانی که کوچکتر انتقادی به مدیر مجموعه (و یا به رئیس سخت افزار و نرم افزار) و سیستم مدیریتی چاله میدانی آن داشته باشد مورد غضب قرار گرفته و معمولا از سوی ایشان تهدید و سپس اخراج می شود. متاسفانه واحد HR در این سازمان کلا دکور می باشد. مسئله بعدی چند مورد مشکلات اخلاقی مدیر مجموعه و یکی دوتا از رئیس های مورد حمایت ایشان بود که مدیریت ارشد روی آن خاک ریخت. مسئله بعدی قراردادهای کوتاه مدت این شرکت است ریسک کارکردن را ممکن است بالا ببرد. در مدتی که من در این شرکت بودم مشکلی از لحاظ پرداختی حقوق ندیدم. در ضمن من مالکان این شرکت را آدم ها خوبی می دانم و مشکل مدیریت لایه های میانی این شرکت می باشد که عمدتا آدم های نادرست و نالایق می باشند که در قسمت های مختلف به چشم می خورد. موفق باشید
شرکت کاملا ****** هست و کلا جنگ اعصاب عذاب اور. طبق قرار داد بیگاری میکشن از ادم. هر وقتم لغو کنید پول نمیدن. تسویه چکی چند ماهه. شرکت کاملا خانوادگی و داغون. هر مدرک مستنداتی از این شرکت دارید ******. در این ه میشن مثل شرکت ****** میکنن. برادران من همکاری کنید لطفا تمامی مستندات به ****** قرار میگیرد. : ******
این شرکت کاملا کلاه برداری هست و اصلا اعتماد نکنید همیشه درگیرن با مشتریان و عقده هاشونم سر کارکنانن میریزن. هر قرار دادی بنویسید باهاشون بدبخت شدید موی سرتون سفید میشه. چه به عنوان کارکن چه به عنوان کارمند. کاملا هم خانوادگی هست شرکت
من 4 ساله که برنامه نویس شرکت دیجی آلفا هستم. ما یه تیم حرفه ای هستیم که روی پروژه های فینتک و بلاکچین مختلف کار می کنیم. سطح پروژه ها بسیار بالاس و نیروها کاملا حرفه ای هستن. تو شرکت دیجی آلفا همه نتیجه تلاش و زمانی که صرف می کنن رو می بینن.
اولش که میخوایی اینجا کار کنی کلی وعده میدن که پیشرفت میکنی موفق میشی ما شمارو به شرکت های دیگه معرفی میکنی داخل شرکت هم اتفاقی که میوفتاد همه جا میپیچید چون همه باهم فامیلن و البته بچه فقط کافیه که از شریط اونجا ناراضی باشی با جمله ما همه یه خانواده هستیم که شعار شرکت هم هست سعی میکنن راضی کنن و حرفایی هم که میزنن هیچ پایه اساسی نداره بار علمی مدیران شرکت نه تنها صفر بلکه همه محصولاتشونم کپیه از دانش افراد دیگه استفاده کردن به خودشونم افتخار میکنن و همش نگاه بالا به پایین دارن به شخصه نظر من اینه که اگه شرکت رو دست یه چوپان بدن بهتر اداره میکنه تا امثال اینا کم مونده یه نفر بزار کنار دستشویی هرکی میره دستشویی ازش پول بگیرن از بس گشنه هستن همه جای شرکت رو اجازه دادن اگر سلامت روان و پیشرفتتون براتون مهمه به هیچ عنوان سمت این شرکت نرید.حتی به قیمت بیکار موندن و تو خونه موندن اینجا نرید اخرشم که میخوایی بیایی بیرون طوری رفتار میکنن که انگاری هیچ کار مفیدی انجام ندادی
به واسطه تعریف و تمجید های مدیریت شرکت به شرکت پیوستم اما علارغم تمام صبحت ها خبری از فرهنگ سازمانی نبود و یه عده بی سواد دور هم جمع شده بودند و شرکت رو اداره میکردند تعهد های بی خود و بی جهت که هیچ کدوم اونا توی هیج کجا تاثیری نداشت فقط وسیله ای برای حفظ نیروهای ناآگاه بود شرکت کاملا مهدکودکی و فامیلی که در مواقع حساس خانواده پرسنل ارتباط برقرار می کردند و از اون طریق نیرو ها رو راضی به موندن می کردند. نگاه از بالا به پایین و اینکه ما خوبیم همتون بدید اگر سلامت روان و پیشرفتتون براتون مهمه به هیچ عنوان سمت این شرکت نرید.حتی به قیمت بیکار موندن و تو خونه موندن اینجا نرید احساس میکنن چون سرباز امریه دارن میتونن قوانین پادگان رو پیاده کنن هفته دوم حضورم تو شرکت دعوا و کتک کاری شد از بعد اون هم به مراتب همه چی بدتر شد. کار کردن روی محصول قدیمی و کپی برداری شده و عدم استفاده از تکنولوژی های به روز و در نهایت صرفا بیگاری کشیدن از نیروها یه صبحانه پیک نیکی میدادن و هزارتا منت ده بار ساعت این صبحانه رو به رو کارمنداشون اوردن قطعا شرکت مثل یک صندوق صدقه اجباریه که فقط باید پول تو جیب اینا بریزی
هنگامی که وارد صنایع با اولویتهای خاص میشوم، با مفهوم انحصار در برخی حوزهها مواجه میشوم که انگار کارفرما ناچار به همکاری با یک شرکت خاص است. همین وضعیت منجر میشود که مدیران ارشد با بیتفاوتی و گاه حرصآلود با کارفرما برخورد کنند و از طرفی به نیروی انسانی ارزش چندانی قائل نباشند؛ زیرا میدانند با ترک نکردن نیروها، حتی در صورت قفلشدن پروژه، باز هم برگ برندهای دارند و میتوانند در مذاکره زمان بخرند یا پروژه را به پایان نرسانند. از سوی دیگر، نارضایتی کارمندان شرکتهای کارفرما را به شکلی به نیروهای فنی علوم سبز منتقل میکنند و برای تقویت موضع خود، به اتکا به نظر شخصی یا بازیهای روانی برای پررنگ کردن اثرشان دست میزنند.
مدیر شرکت آدم واقعا خوبی بود. الآن 3 سال از اتمام همکاری من میگذره و همچنان باهاشون در ارتباطم. شاید شرایط کار برای گرافیست با دیجیتال مارکتر متفاوت باشه ولی به شخصه تجربه خوبی داشتم هم از محیط و هم از خود مدیرعامل.
در جایگاهی که نشستهام هنوز هم با اشتیاق به کار ادامه میدم و آیندهای روشن برای توسعه فردی و حرفهای میبینم. فضای شرکت نهانت همواره حرفهای است و در عین حال دوستانه بودنش انگیزهبخش میباشد که باعث شده پیشرفت من به عنوان برنامهنویس ++C سرعت بگیرد و مهارتهایم تقویت شود. پروژههایی که روی آنها کار میکنیم هم به لحاظ چالشی بودن و هم به خاطر جذابیت، فرصتهایی برای یادگیری در حوزههای مختلف فناوری فراهم میکند؛ بهخصوص در زمینه ساخت و مدیریت سیستمهای بزرگ، تجربههای ارزشمندی کسب میکنم. یکی از نکات مثبت نهانت این است که به تیمها آزادی عمل میدهد تا برای مشکلات راهحلهای خودشان را بیابند. همآگاهی و اشتراکاطلاعات بین تیمها نیز قابلتوجه است و اعضا تجربیاتشان را با هم به اشتراک میگذارند، که این امر محیطی فوقالعاده برای یادگیری میسازد. ساعتهای کاری منعطف نیز مزید بر علت است تا توازن مطلوبی بین کار و زندگی شخصی ام برقرار باشد. در اینجا به نتیجهگرا بودن ارزش داده میشود و از ما میخواهند خودمان بهترین زمانبندی را انتخاب کنیم و به اعتماد تیم نسبت به تواناییهایمان پاسخ بدهیم. فرهنگ سازمانی نهانت به شدت همدلانه و دوستانه است و حس همکاری و همیاری در تیمها بهوضوح دیده میشود. من همچنان در نهانت به کارم ادامه میدهم و با هیجان فراوان منتظر فرصتهای آیندهام برای رشد فردی و حرفهای هستم.
در یکی از سالهای اخیر در شرکت فکور تجربهای کاری داشتم که با وجود مزایا و چالشهایش برایم یادآور مسائل واقعی یک کارمند بود. شرکت خصوصی است و با وجود بعضی کاستیها، نقاط قوتی هم دارد. حقوق بهطور منظم و سر وقت پرداخت میشود و از روز اول استخدام بیمه تامین اجتماعی فعال است. مدتی بیمه تکمیلی نبودیم اما اکنون همهی پرسنل و افراد تحتتکلف در صورت تمایل تحت پوشش بیمه هستند. محیط کاری دوستانه و آرامی را تجربه میکنم. با این حال، برای من فاصلهی محل کار طولانی است و جای پارک مناسبی وجود ندارد که از این نظر چندان راحت نیستم.
این شرکت به اصطلاح یه شرکت دانش بنیانه که توسط چندتا از اساتید دانشگاه شریف شکل گرفته و توسط یه سری پیرمرد فسیل بازنشسته با دانش 40 سال پیش مدیریت میشه ، تو این شرکت زیراب زنی زیاده و با تغییر مدیر عامل مهره های شرکت هم تغییر میکنن ، حقوقش نسبت به جاهای دیگه پایینه ولی به موقع پرداخت میشه البته غیر از حقوق نور چشمیا که چشمگیره ، این شرکت خیلی جلسه محوره و بیشتر از ایکه کار کنن جلسه میزارن چون وضعیت پذیرایی جلسه ها خوبه و کمبود ویتامینشون رو اینجا تامین میکنن، در واقع جلسات بدون خروجی زیاده دفتر فنی که محدودیت ها و قوانین خاص خودش رو داره، راستی این شرکت جلسات زیادی برای کامنت های منفی که اینجا ثبت میشه میزارن و تا با نظرات مثبت یه سری نورچشمیا امتیازشون رو بالا ببرن ولی انقد کامنت منفی زیاده که هنوز موفق نشدن
داده گستر ناامن برنا، چون نه امنیت شغلی دارید و نه امنیت روانی. میشه گفت عملا شما با یه شرکت کلاهبردار رو به رو هستید. تا جایی که من متوجه شدم دروغ و فریبکاری جزو اصول مدیریتی این شرکت هست. اگه اعتماد کنید پشیمون می شید و اگه حرفاشون رو باور کنید ضرر می کنید. اینکه همچین شرکت هایی مجوز فعالیت دارن واقعا عجیب هست. امیدوارم وقتی شما این نظر رو می خونید هنوز دیر نشده باشه و افسوس نخورید که چرا زودتر متوجه این مسائل نشدید.
محیط کاربسیار سمی ،فضای خاله زنکی متشنج،هم در قسمت اداری و هم در قسمت کارگاه، شایسته ناسالاری ، برخورد ناشایست و بی احترامی ، هیچ شخصی سرجایش خودش بدرستی قرار نداره، عدم پرداخت بموقع حقوق ، فرمول نادرست و دل بخواهی پرداخت حقوق ،گرفتن سفته و ضامن ، کنترل اشخاص با دوربین
محیط کاربسیار سمی ،فضای خاله زنکی متشنج،هم در قسمت اداری و هم در قسمت کارگاه، شایسته ناسالاری ، برخورد ناشایست و بی احترامی ، هیچ شخصی سرجایش خودش بدرستی قرار نداره، عدم پرداخت بموقع حقوق ، فرمول نادرست و دل بخواهی پرداخت حقوق ،گرفتن سفته و ضامن ، کنترل اشخاص با دوربین
سلام دوستان تیم افتضاح سطح دانش بسیار پایین. همچین شرکتهایی رو میتوانم بگم اسکم هستن. پروژه هارو اصلا بلد نیستن بنویسن. عدم تعهد به قرار داد هاشون. یه عده کلاه بردار جمع کردن دور هم و همیشه به پرسنل دروغ میگن
برای من که عضو کوچکی از تیم تکساران بودم،ivati واقعا جای تأمل داره که چرا سازمان نتونست نیروهای قدیمیاش رو نگه داره. مدیریت برنامهریزی ضعف داره و رئیسان فروش همچنان با سبک سنتی کار میکنند و فکر نمیکنند که با داد و فریاد کار جلو میرود. هدفگذاریهایی که داده میشود، پشتوانه منطقی و قابل قبولی ندارد و تنها دلیلش این است که یک نفر از اقوام نزدیک مدیران جلوی تأمینکنندهها کم نمیآورد. تیم فروش بیتجربه است و مدیریت مالی بیسواد و برنامهریزی پوچ و پر از ادعاهای بیپشتوانه تکساران به زودی کوچک و کوچکتر میشود. کاش مسئولان به جای دغدغه پرکردن چاه فاضلاب، به سرمایش واحدها در تابستان هم فکر میکردند. به جای این که همواره دوربینها را چک کنند و قوانین حمورابی وضع کنند، کاش با اصولیتر کار میکردند تا همواره ضرر نکرده باشند. اگر شرکت در حال ضرر است، فروشندگان را مقصر ندانید و به مدیریت اشتباه افراد در جایگاههای نامناسب هم نگاه کنید. با نمایشهایی مانند پرتاب دارت، حال پرسنل کمتر بهبود پیدا میکند. خانه از پایه خراب است و حیف از زحمات برخی پرسنل دلسوز. من به عنوان یکی از اعضای گروه، این مسائل را به صاحب برند منتقل کردم و امیدوارم به صورت درست رسیدگی شود.
من حدود دو سال در انجا حسابدار بودم مدیر عامل بسیار برخورد بد با کارمندان داشت و همه را نوکر خود میدانست اصلا امنیت شغلی نداری و سنوات و مرخصی و اضافه کاری نمیداد و حق همه رو میخورد و اگر یک روز مرخصی میخواستی نمیداد من در دو سال که اونجا بودم مرخصی نرفتم و اگر دو سال اونجا دوام اوردم بخاطر بدست اوردن تجربه حسابداری بود شرکت بسیار بدی بود و هر روز استرس داشتی لطفا از تجربیات من استفاده کنید و طرف شرکت نروید