من دو ماهه که با این شرکت همکاری دارم. خیلی نظرات منفی این صفحه رو نمیفهمم. چون من هیچ کدوم از این مشکلات رو ندیدم. شرکت پروژه های خوبی داره. مدیر عامل شرکت هم شخص محترمیه . مشکلات مالی هم خیلی ندیدم داشته باشه. و پرداخت ها و بیمه ها هم درست بوده.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگر میخوای به یک روان پریش تبدیل بشی از حجم بی عدالتی ها و ظلم و جنایت، حتما به پرشیا خودرو سر بزن……. یک عده فک و فامیل بی سواد دور هم جمع شدن و …
در یک آغاز تازه برای تجربهای که از جستوجوهای شغلیم گرفتم، تصمیم گرفتم درباره شرکت توکاسافت و تجربه کاریم به عنوان پشتیبان نرمافزارهای وب صحبت کنم. اوایل فروردین ۱۴۰۳ بود که به دنبال استخدام در یک شرکت نرمافزاری بودم و واقعا خوشحال بودم که فرصتی را پیدا کردهام، اما به مرور وضعیت شرکت و رفتارها خیلی برای من روشن شد. تیم شرکت اصلا ساختاری منسجم نداشت و تنها یک نفر مدیرعامل، برنامهنویس، منشی و مسئول امور دیگر بود؛ فردی که بدل به نقطه دردسر اصلی شد و با رفتارهای توهینآمیز و صحبتهای نامناسب در ساعات نامناسب شب، به جای همکاری دوستانه، رفتاری تهاجمی داشت و انتظار داشت من همیشه در دسترس باشم. از بقیه اعضای تیم خبری نبود و شرکت در مکانی که ادعا میکرد حضور دارد هم تنها بود. به نظر میرسید که هیچ پشتیبانی یا ساختار جدی منابع انسانی وجود ندارد و ارتباط با برخی افراد هم غیرواقعی و بدون حضور فیزیکی بود. گمان میکردم که تمامی پروژههای شرکتها را میخواهد یک نفر مدیریت کند و برای این منظور به پشتیبانی، مدیریت سرور و پشتیبانی ۲۴ ساعته نیاز داشت که این ترکیب کارها به هیچ وجه حرفهای نبود و تنها به تبلیغاتی بیپایه شباهت داشت. متن آگهی شرکت هم برایم شکبرانگیز بود زیرا فهرست حقوقی که وجود داشت با پرداختی که انجام میشد تفاوت زیادی داشت و حقوقها به موقع یا کامل پرداخت نمیشد. اینکه کارفرما از من میخواست همیشه در دسترس باشم و پس از پروژههای بانک مسکن، به کارهای دیگر برون و تا صبح بیدار بمانم، به نظر میرسید سوءبرداشت از کار و فشارکاری بیحد و حصر است. بخش دیگری از رفتارهای نامناسب این شرکت این بود که برای هر کار، فردی را به عنوان کارآموز معرفی میکردند که انتظار داشت با استفاده از منابع آنلاین بدون داشتن تجربه عملی، تخصص لازم را به دست آورد. در طول دوره کارآموزی هم وضعیت خیلی قابل قبول نبود. برخلاف توضیحات آگهی، از من سفته سفید میگرفتند تا مبادا فرار کنم، اما در نهایت حقوقی دریافت نکردم و با وجود کار دو ماهه، به من تنها تهدید میشد که از طریق مراجع قانونی پیگیر میشود؛ نتیجه اینکه هیچ سابقه کار رسمیای از این تجربه در پروندهام ثبت نشد. به طور کل، تجربه من از این شرکت تنها پر از نگرانی و پشیمانی بود و از نظر من ارزش چندانی برای ادامه کار یا جذب فاکتورهای مالی درست ندارد.
من چند وقته تو این شرکت مشغول شدم، از هر لحاظ شرکت ضعیف و لوو لولی هست. وعده های دروغ میدن. هیچ پیشرفتی در کار و توانایی ها نیست. یه شخصی هم راجعبه گل و باغ و نظر داده بود من با این تجربه چند ماهم چیزی که میبینم این مدیران از باغبانی فقط کود دادنشو بلدن، و در حال تولید و توسعه کود برای این باغ هستن که بوی تعفنش همه جا رو گرفته.
این روزای کاریزما آدم رو فقط یاد این ضرب المثل میندازه: کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن سفارشی ها از PM گرفته تا TL های پشمک رنگی و بیسواد شرکت کاریزما رو به فنا بردن آشفتگی و بی نظمی و بی خردی و کثیف کاری خروجی این پشمک رنگی ها بوده و هست شهر که شلوغ میشه ........... هفت تیر کش میشه
تقریبا سه ساله با مجموعه پیام آوا دارم همکاری میکنم و دچار هیچ حاشیه و مشکلی نشدم. از هیچ هزینه ای برای آموزش و ارتقا نیروها دریغ نمیکنن یه نکته: بعد از کارکردن با اینهمه ادمهای مختلف و جاهای مختلف، تا خودتون حاشیه نداشته باشید، براتون مشکلی توی هیچ محل کاری پیش نمیاد 🤞 تو همه ی شرکت ها؛ آدم های زیرآب زن و دروغگو و حسود برای خراب کردن افراد هست.. مهم اینه با اخلاق حرفه ای بتونین با این مسائل کنار بیاین تا یک فضای امن و بدون مخاطره برای خودتون بسازین
در جلسهای برای نهایی کردن حقوق، مصاحبهای طولانی داشتیم و معاون مربوطه با مدیر مربوطه حضور داشت. مردی بود با ریش بلند و قد بلند که به نظر میرسید بیشتر به فرایند مصاحبه تسلط ندارد تا مصاحبهگری حرفهای. دو ساعت طول کشید و هیچ نوشیدنیای هم برای آرامش دادن به شرکتکنندگان نیاوردند تا به نتیجهای مطلوب برسیم. او به وضوح به دنبال کنترل اوضاع بود، اما من از تجربه و موقعیت خودم برای بیان دستاوردهایم استفاده میکردم و به سمت پیشنهادهای حقوقی بهتر متمایل بودم. در طول مصاحبه، با لحنی تند و طعنهآمیز درباره فامیل من صحبت کرد و از من خواست با شرایطی که ارائه میدادند کنار بیایم؛ موضوعی که نشان میداد جایگاه من را پایینتر میبیند و با زبان ناپسندی به من میتازد. در نهایت به نظر میرسید که این افراد در سطح خود باقی ماندهاند و قصد ندارند تغییری کنند، گویی دنبال بهروزرسانی بودن با رویکردی قدیمی هستند. به نظر میرسید این فرد بهنوعی از جایگاه خود سوءاستفاده کرده و به سمت معاون بودن سوق یافته است.
خیلی شرکت خوبیه آرزوی موفقیت میکنم برای تیم خوبشون خیلی خوش برخورد و صبور بودند و حقوق ها را به موقع پرداخت میکردند مخصوصا حقوق منا زودتر از همه میدادند بیمه هم کامل پرداخت میشد ل از طرف یک شیطون بلاd
من تصور میکنم محیط کار این شرکت به گونهای است که اگر جایگزین بهتری نداشته باشید، بهتر است بهعنوان آخرین گزینه به آن نگاه کنید. واقعا احساس میکنم رفتارها در آنجا شبیه برخورد با یک سرباز است؛ حتی وقتی لباس یا فضای کار به سبک نظامی نیست، باز هم فشارها و محدودیتها خیلی مشهود است. از طرفی مزایای چندانی برای کارمندان ارائه نمیشود و به نظر میرسد این فشارها به روشهای گوناگون نمایان شود. دلیل دیگری که میتواند مطرح شود این است که افراد با طرز فکر نظامی و با بهرههوشی پایینتر در سطوح مدیریتی حضور دارند و از این رو کمبودهای خودشان با ترفندهای مختلف به چشم میآید و ممکن است بر کارم تأثیر منفی بگذارد. در برخی مواقع، پادگان نسبت به پژوهش نوین رایانه ارجحیت پیدا میکند؛ در پادگان فضا برای تفکر آزادتر و فشار بدنی کمتر وجود دارد، در حالی که اینجا فشار ذهنی بیشتری دارد و تنها از حقوقی مشابه همان حقوق سربازان بهره میبریم.
اصلا توصیه نمیکنم. حتی برای نیروهای تازه کار. نیروی تازه کار بهتره جایی بره که بعد دوسال انقد تجربه کسب کرده باشه که بتونه با اعتماد به نفس کارش رو عوض کنه. شما بعد دو سال کار کردن تو این شرکت هیچی بهت اضافه نمی شه. شاید حقوق بهتری نسبت به بعضی شرکت ها بگیری ولی علاوه بر اینکه روح و روانت نابود میشه( البته اگه خودتون جز دسته نابودکنندگان نباشید!) بعد دو سال میشید یه نیروی صفر که دو سال هم سابقه کار داره و هیچی بلد نیست و پوینت منفی هم براتون به حساب میاد. اینجا بدرد کسی میخوره که فقط بخواد یه زندگی کارمندی داشته باشه و تا آخر عمرش تو این شرکت بمونه و هرچی هم بلا سرش آوردن خودش رو یجوری قانع کنه و بمونه.اگه پیشرفت براتون مهمه و نمیتونید تبعیض و بی احترامی و حاشیه رو تحمل کنید! تو هر لولی هستید به این شرکت نرید!
برای من تجربهای روشن از یک کارگاه تولیدی بود که در آن احساس میکردم مدیریت با فاصلهای زیاد از واقعیتها کار میکند و آشفتگی ساختاری حکمفرماست. اوضاع به هم ریخته بود و هرکسی از دیگری حمایت نمیکرد. دغدغهای از مسئولیتپذیری دیده نمیشد و تصمیمها به شکل غیرمنسجم گرفته میشد. بیاعتمادی نسبت به برخی روالها و افرادی که کار با انگیزه و تعهد ندارند، به چشم میخورد. با وجود تعداد زیادی افراد با تجربه، وقتی دلسوزی و همدلی کم باشد، به نظر میرسد که مجموعه به سمت یک تشکل مشاور بدنام و تعدادی پرسنل که انگیزه کافی ندارند کشیده میشود. سوالی که مطرح میشد این بود که چه وظیفهای برای مدیر منابع انسانی وجود دارد به جز هزینهسازی و مزاحمت برای برخی همکاران. مدیر کارخانه هم ظاهرا با موقعیت و کارکردی نامشخص در جایگاه مدیریتی بود و حقوق قابل توجهی به او میدادند، حال آن که کارها به شیوهای مناسب رهبری نشده بود. اینها منبعی برای احساس مظلومیت بود و ذهنم را با این پرسشها درگیر میکرد که واقعا چه نقاط ضعفی در ساختار وجود دارد و چگونه میشود به بهبود اوضاع نزدیک شد.
شرکت شکوه طعام وارنا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور تولید روایت میکنم. مدیران سابق آنها را با تصمیمات نادرست به نابسامانی کشاندند و اثر منفی بیثباتی را چه در کارخانه و چه در کنترل کیفیت برجای گذاشتند. بهنظر من، بهترین مدیر این مجموعه را به دلیل رفتارهایی نامناسب با تیم از دست دادند و این مسئله به کاهش انگیزه و خروج نیروها منجر شد. تعداد قابل توجهی از همکاران معتبر یا رفتند یا در شرف رفتن هستند و گروهی از کارکنان جدید هم به نحوهای نامساعد با همکاران برخورد میکنند و فضای کار را به چالش کشیدهاند. از نظر من، برخی افراد تازهوارد به جای همکاری سازنده، با بداخلاقی و مزاحمتهای غیرمسئولانه شأن کار را پایین میآورند. به طور خلاصه، وضعیت کارخانه حالا بهگونهای است که فضای امن سابق از بین رفته و جو داخلی به هم خورده است. حقوق من دو ماه است که پرداخت نشده و این مسئله به شدت در فشار مالی من و سایر همکاران تاثیر میگذارد. امیدوارم مشتریان باقیمانده نیز نکاتی را متوجه شوند تا اوضاع دوباره به سمت ثبات برگردد.
فقط پارتی میخواد الکی تو این سایتا آگهی میزنن بعد میگردن از بین خودشون شده بیسوادترین و بیربط ترین رشته رو در هر جایگاه شغلی انتخاب میکندد که از بیرون کسی رو استخدام نکنند یا باید سهمیه ای باشی یا پارتی کلفت داشته باشی ببرنت بنشوننت اونجا بهت یاد بدن کارو انجام بدی نه مدرک تحصیلی مهمه که مرتبط باشه اصلا با دیپلم برو پارتی داشته باشی میگیرن همین الان آمار بگیرن تو جایگاه شغلی های مختلف هیچ کدوم مدرک تحصیلی مرتبط ندارن حتی خیلیاشون با دیپلم استخدام شدن سطح علمی مجموعه پایین همه چه از حراست دم درش تا منابع انسانی و مدیرش فقط از بلا به پایین نگاتون میکنند و فقط میخوان تحقیر کنند. مدرک تصیلی مهم نیست دانش تخصصی مهم نیست زبان انگلیسی در حد abc هم بلد باشی براشون اوکیه ولی اگر پارتی نداشته باشی از انگلیس یه نفر رو هم بیاری میگه زبانش ضعیفه مدیراش جوون و از خود متشکر با پارتی رفتن شدن مدیر فکر میکنند دیگه چی شدن در کل هرچی هم باسواد باشی و دوره های مختلف رفته باشی مدرک داشته باشی نرم افزار بلد باشی بازم میگن تو هیچی نیستی چون خودشون بلد نیستن میمیرن یکی بلده رفته مصاحبه
من در یکی از شرکت های زیر مجموعه گروه صنعتی گلرنگ کار کردم. در ابتدای امر که آزمایش گرونی دادم و بعد سفته مبلغ بالا گرفتن. در مصاحبه منابع انسانی هم حرف از بالای ۷ سال همکاری زدن. از همون اون شروع همکاری من یکنفر دواپس اونجا بود اما بعد ۲ ماه غیر مستقیم خبر رسید که دو نفر دواپس زیاده در واحد زیرساخت. بعد ۵ ماه هم به بهانه کمبود بودجه گروه صنعتی گلرنگ من رو تعدیل کردن. از همون اول هم علاقه ای به بازخورد گرفتن از کار فنی من نداشتن. در کل حواشی فوق العاده زیادتر از اصل کار فنی بود. طی ۱۱ سال تجربه فنی تلخ ترین و عجیب ترین تجربه کاری ام رو در این شرکت مسخره دیدم. و تابلو بود که کلی باند بازی و حاشیه و دورزدن پشت شرکت شون هست.
سلام دارن اخراج میکنن و یا به این خاطر قرارداد سه ماهه میبندن تا بتونن ناهارو بدن یاد رئیسی افتادم. فقط همین فکر به ذهنشون رسیده. خیلی هم معقوله از نظر خودشون.
متاسفانه محیط کاری بشدت غیر حرفه ای داره و و جو زیرآب زنی اونجا حاکمه برخی از مدیرانشون بشدت زیر حرف و قول هاشون میزنن و اصلا قابل اعتماد نیستن و روی حرفی که میزنن اصلن نمیشه حساب باز کرد. جالبش اینه که بعد از عقد قرار داد زیر حرفشون میزننو ساعت کاری رو اون چیزی تعریف میکنن که خودشون دوس دارن. اصلا کار توی این محیط غیرحرفه ای رو توصیه نمی کنم . حین بستن قرارداد سفته های سنگین دریافت میکنن. توی تاکسی های اینترنتی کار کنید از کار برای این شرکت خیلی بهتره .
از اولین روزی که وارد این شرکت شدم، حس میکنم که همه داریم به یک هدف مشترک پیش میرویم. همه از نظرات هم دیدگانه بهره میبرند و این باعث شده تا تیمهای ما همیشه با هماهنگی بالایی کار کنند.یکی از خصوصیات خوب این شرکت اینه که همیشه از ایدههای جدید استقبال میشه و این انگیزه زیادی به افراد میده که خلاقانه فکر کنند و به بهترین شکل ممکن به رشد و پیشرفت شرکت کمک کنند.
احساس میشود که تعداد زیادی از افراد شرکت استعفای عاطفی دادن. استعفای عاطفی ؟ استعفای عاطفی در یک کلام به خستگی ذهن در محل کار گفته میشود که برای کارکنان و حتی مدیران ممکن است پیش بیاید. استعفای عاطفی زمانی اتفاق میافتد که فرد از نظر احساسی خود را از یک سازمان جدا کند. به این معنا که، فرد میتواند در محل کار حضور فیزیکی داشته باشد، اما از نظر احساسی خود را خارج از سازمان در نظر میگیرد؛ این وضعیت به دلیل عدم علاقه، انگیزه یا نبود پیشرفت برای عملکرد فرد در آن شغل یا محیط کار ممکن است رخ دهد. بنظرم یکی از علت های این موضوع گسترش نامتوازن و بدون برنامه طی یکسال گذشته می باشد . البته با یکسری مزایا و اپشن ها میتوان این موضوع را حل و فصل کرد ....؟.......................................... پیشنهاد ما:سهیم کردن همکاران و کارمندان در سهام شرکت . یعنی قسمتی از سهام شرکت رو به صورت تشویقی در اختیار کارکنان و کارمندان قرار بدن تا انگیزه کافی بر اشون ایجاد بشه . این کار توسط خیلی از شرکتهای بزرگ انجام شده و فیدبک خوبی هم دریافت شده . حداقل میشه به این موضوع به صورت جدی فکر کرد ..............................................
محیط کاریش برای خانمها زیاد جالب نیست و بشدت محدود هست. تایم کاری شرکت زیاده و هیچ تعادلی بین کار و زندگی وجود نداره . استرس کاری بالایی داره و اینکه هر سه ماه یکبار احتمال اخراجتون به صورت محترمانه وجود داره . یعنی محترمانه کاری میکنن که خودتون با پای خودتون از شرکت برید بیرون . معمولا گوش شنوایی برای انتقادات و پیشنهادات وجود نداره . ساختار اداری درستی نداره و اصلن معلوم نیست . دریک کلام بنظرم توی این شرکت بیشتر افراد سر جای خودش نیستن موقع بستن قرارداد کلی از ضریب کارانه میگن ولی توی این یکی دوسالی که بودم ضریبی که چشمگیر باشه اعمال نشد )یه بار ضریب خوردیم اونم سیصد چهارصد تومن اضاف شد (
خوب اگر بخوام از تجربه ام توی این شرکت بنویسم باید بگم که این شرکت تفاوت چندانی با اردوگاه کار اجباری نازی ها ندارد . به عنوان برنامه نویس توی این شرکت شما حداقل حقوق که به اندازه حقوق یک کاراموز هست و دریافت خواهید کرد و تسک های یک برنامه نویس سینیور به شما داده خواهد شد. حتی گرفتن مرخصی هم در این شرکت زحمت دارد و برای گرفتن مرخصی باید از هفت خان رستم رد بشید و از بعد از جواب پس دادن به چندین نفر میتوانید ماهی حداکثر دو روز به مرخصی بروید. در ابتدا که در این شرکت استخدام میشوید از شما یک سفته به مبلغ ۷۰ ملیون گرفته میشود. و زمانی اگر بخواهید از این جهنم خارج شوید تهدید به این میشوید که سفته ۷۰ ملیونی را گرو خواهند گذاشت و از شما شکایت خواهند کرد. در این شرکت یک ****** وجود دارد که از قضا ****** و ایشان علی رغم نداشتن دانش و مهارت پست بالایی دارند و در تمام امور شرکت دخالت میکنند. در این شرکت تمام اتاق ها راهرو ها و حتی پشت بام دوربین دارند و تمام حرف های شما با کیفیت عالی شنود میشود و البته این موضوع برای مدیریت شرکت کاملا عادی میباشد و اگر زمانی حرفی بزنید که به مذاق مدیریت خوش نیاید سریع به دفتر مدیر احضار میشوید. در مورد افزایش تجربه باید بگویم که به غیر از افراد معدود تمام کارمندان این شرکت تازه کار هستند و تجربه زیادی ندارند، مخصوصا بخش برنامه نویسی و اگر کسی به عنوان برنامه نویس وارد این شرکت شود هیچگونه داکیومنتی جهت آشنایی با کد و برنامه وجود ندارد و حتی برنامه نویس رده بالایی هم وجود ندارد که برنامه و کد را توضیح دهد پس برنامه نویس تازه وارد میماند و یک کد به شدت کثیف که با قدیمی ترین فریمورک های ممکن نوشته شده و باید بگویم به عنوان برنامه نویس تنها تجربه ای که کسب کردم این بود که چگونه کد به شدت کثیف شرکت را دیباگ کنم. به شخصه آرزو میکردم قبل از بستن قرارداد با این سایت آشنا شده بودم و امیدوارم تمام کسانی که قصد ورود به این شرکت را دارند در جریان این موارد قرار بگیرند.
من دو ماهه که با این شرکت همکاری دارم. خیلی نظرات منفی این صفحه رو نمیفهمم. چون من هیچ کدوم از این مشکلات رو ندیدم. شرکت پروژه های خوبی داره. مدیر عامل شرکت هم شخص محترمیه . مشکلات مالی هم خیلی ندیدم داشته باشه. و پرداخت ها و بیمه ها هم درست بوده.
اگر میخوای به یک روان پریش تبدیل بشی از حجم بی عدالتی ها و ظلم و جنایت، حتما به پرشیا خودرو سر بزن……. یک عده فک و فامیل بی سواد دور هم جمع شدن و …
در یک آغاز تازه برای تجربهای که از جستوجوهای شغلیم گرفتم، تصمیم گرفتم درباره شرکت توکاسافت و تجربه کاریم به عنوان پشتیبان نرمافزارهای وب صحبت کنم. اوایل فروردین ۱۴۰۳ بود که به دنبال استخدام در یک شرکت نرمافزاری بودم و واقعا خوشحال بودم که فرصتی را پیدا کردهام، اما به مرور وضعیت شرکت و رفتارها خیلی برای من روشن شد. تیم شرکت اصلا ساختاری منسجم نداشت و تنها یک نفر مدیرعامل، برنامهنویس، منشی و مسئول امور دیگر بود؛ فردی که بدل به نقطه دردسر اصلی شد و با رفتارهای توهینآمیز و صحبتهای نامناسب در ساعات نامناسب شب، به جای همکاری دوستانه، رفتاری تهاجمی داشت و انتظار داشت من همیشه در دسترس باشم. از بقیه اعضای تیم خبری نبود و شرکت در مکانی که ادعا میکرد حضور دارد هم تنها بود. به نظر میرسید که هیچ پشتیبانی یا ساختار جدی منابع انسانی وجود ندارد و ارتباط با برخی افراد هم غیرواقعی و بدون حضور فیزیکی بود. گمان میکردم که تمامی پروژههای شرکتها را میخواهد یک نفر مدیریت کند و برای این منظور به پشتیبانی، مدیریت سرور و پشتیبانی ۲۴ ساعته نیاز داشت که این ترکیب کارها به هیچ وجه حرفهای نبود و تنها به تبلیغاتی بیپایه شباهت داشت. متن آگهی شرکت هم برایم شکبرانگیز بود زیرا فهرست حقوقی که وجود داشت با پرداختی که انجام میشد تفاوت زیادی داشت و حقوقها به موقع یا کامل پرداخت نمیشد. اینکه کارفرما از من میخواست همیشه در دسترس باشم و پس از پروژههای بانک مسکن، به کارهای دیگر برون و تا صبح بیدار بمانم، به نظر میرسید سوءبرداشت از کار و فشارکاری بیحد و حصر است. بخش دیگری از رفتارهای نامناسب این شرکت این بود که برای هر کار، فردی را به عنوان کارآموز معرفی میکردند که انتظار داشت با استفاده از منابع آنلاین بدون داشتن تجربه عملی، تخصص لازم را به دست آورد. در طول دوره کارآموزی هم وضعیت خیلی قابل قبول نبود. برخلاف توضیحات آگهی، از من سفته سفید میگرفتند تا مبادا فرار کنم، اما در نهایت حقوقی دریافت نکردم و با وجود کار دو ماهه، به من تنها تهدید میشد که از طریق مراجع قانونی پیگیر میشود؛ نتیجه اینکه هیچ سابقه کار رسمیای از این تجربه در پروندهام ثبت نشد. به طور کل، تجربه من از این شرکت تنها پر از نگرانی و پشیمانی بود و از نظر من ارزش چندانی برای ادامه کار یا جذب فاکتورهای مالی درست ندارد.
من چند وقته تو این شرکت مشغول شدم، از هر لحاظ شرکت ضعیف و لوو لولی هست. وعده های دروغ میدن. هیچ پیشرفتی در کار و توانایی ها نیست. یه شخصی هم راجعبه گل و باغ و نظر داده بود من با این تجربه چند ماهم چیزی که میبینم این مدیران از باغبانی فقط کود دادنشو بلدن، و در حال تولید و توسعه کود برای این باغ هستن که بوی تعفنش همه جا رو گرفته.
این روزای کاریزما آدم رو فقط یاد این ضرب المثل میندازه: کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن سفارشی ها از PM گرفته تا TL های پشمک رنگی و بیسواد شرکت کاریزما رو به فنا بردن آشفتگی و بی نظمی و بی خردی و کثیف کاری خروجی این پشمک رنگی ها بوده و هست شهر که شلوغ میشه ........... هفت تیر کش میشه
تقریبا سه ساله با مجموعه پیام آوا دارم همکاری میکنم و دچار هیچ حاشیه و مشکلی نشدم. از هیچ هزینه ای برای آموزش و ارتقا نیروها دریغ نمیکنن یه نکته: بعد از کارکردن با اینهمه ادمهای مختلف و جاهای مختلف، تا خودتون حاشیه نداشته باشید، براتون مشکلی توی هیچ محل کاری پیش نمیاد 🤞 تو همه ی شرکت ها؛ آدم های زیرآب زن و دروغگو و حسود برای خراب کردن افراد هست.. مهم اینه با اخلاق حرفه ای بتونین با این مسائل کنار بیاین تا یک فضای امن و بدون مخاطره برای خودتون بسازین
در جلسهای برای نهایی کردن حقوق، مصاحبهای طولانی داشتیم و معاون مربوطه با مدیر مربوطه حضور داشت. مردی بود با ریش بلند و قد بلند که به نظر میرسید بیشتر به فرایند مصاحبه تسلط ندارد تا مصاحبهگری حرفهای. دو ساعت طول کشید و هیچ نوشیدنیای هم برای آرامش دادن به شرکتکنندگان نیاوردند تا به نتیجهای مطلوب برسیم. او به وضوح به دنبال کنترل اوضاع بود، اما من از تجربه و موقعیت خودم برای بیان دستاوردهایم استفاده میکردم و به سمت پیشنهادهای حقوقی بهتر متمایل بودم. در طول مصاحبه، با لحنی تند و طعنهآمیز درباره فامیل من صحبت کرد و از من خواست با شرایطی که ارائه میدادند کنار بیایم؛ موضوعی که نشان میداد جایگاه من را پایینتر میبیند و با زبان ناپسندی به من میتازد. در نهایت به نظر میرسید که این افراد در سطح خود باقی ماندهاند و قصد ندارند تغییری کنند، گویی دنبال بهروزرسانی بودن با رویکردی قدیمی هستند. به نظر میرسید این فرد بهنوعی از جایگاه خود سوءاستفاده کرده و به سمت معاون بودن سوق یافته است.
خیلی شرکت خوبیه آرزوی موفقیت میکنم برای تیم خوبشون خیلی خوش برخورد و صبور بودند و حقوق ها را به موقع پرداخت میکردند مخصوصا حقوق منا زودتر از همه میدادند بیمه هم کامل پرداخت میشد ل از طرف یک شیطون بلاd
من تصور میکنم محیط کار این شرکت به گونهای است که اگر جایگزین بهتری نداشته باشید، بهتر است بهعنوان آخرین گزینه به آن نگاه کنید. واقعا احساس میکنم رفتارها در آنجا شبیه برخورد با یک سرباز است؛ حتی وقتی لباس یا فضای کار به سبک نظامی نیست، باز هم فشارها و محدودیتها خیلی مشهود است. از طرفی مزایای چندانی برای کارمندان ارائه نمیشود و به نظر میرسد این فشارها به روشهای گوناگون نمایان شود. دلیل دیگری که میتواند مطرح شود این است که افراد با طرز فکر نظامی و با بهرههوشی پایینتر در سطوح مدیریتی حضور دارند و از این رو کمبودهای خودشان با ترفندهای مختلف به چشم میآید و ممکن است بر کارم تأثیر منفی بگذارد. در برخی مواقع، پادگان نسبت به پژوهش نوین رایانه ارجحیت پیدا میکند؛ در پادگان فضا برای تفکر آزادتر و فشار بدنی کمتر وجود دارد، در حالی که اینجا فشار ذهنی بیشتری دارد و تنها از حقوقی مشابه همان حقوق سربازان بهره میبریم.
اصلا توصیه نمیکنم. حتی برای نیروهای تازه کار. نیروی تازه کار بهتره جایی بره که بعد دوسال انقد تجربه کسب کرده باشه که بتونه با اعتماد به نفس کارش رو عوض کنه. شما بعد دو سال کار کردن تو این شرکت هیچی بهت اضافه نمی شه. شاید حقوق بهتری نسبت به بعضی شرکت ها بگیری ولی علاوه بر اینکه روح و روانت نابود میشه( البته اگه خودتون جز دسته نابودکنندگان نباشید!) بعد دو سال میشید یه نیروی صفر که دو سال هم سابقه کار داره و هیچی بلد نیست و پوینت منفی هم براتون به حساب میاد. اینجا بدرد کسی میخوره که فقط بخواد یه زندگی کارمندی داشته باشه و تا آخر عمرش تو این شرکت بمونه و هرچی هم بلا سرش آوردن خودش رو یجوری قانع کنه و بمونه.اگه پیشرفت براتون مهمه و نمیتونید تبعیض و بی احترامی و حاشیه رو تحمل کنید! تو هر لولی هستید به این شرکت نرید!
برای من تجربهای روشن از یک کارگاه تولیدی بود که در آن احساس میکردم مدیریت با فاصلهای زیاد از واقعیتها کار میکند و آشفتگی ساختاری حکمفرماست. اوضاع به هم ریخته بود و هرکسی از دیگری حمایت نمیکرد. دغدغهای از مسئولیتپذیری دیده نمیشد و تصمیمها به شکل غیرمنسجم گرفته میشد. بیاعتمادی نسبت به برخی روالها و افرادی که کار با انگیزه و تعهد ندارند، به چشم میخورد. با وجود تعداد زیادی افراد با تجربه، وقتی دلسوزی و همدلی کم باشد، به نظر میرسد که مجموعه به سمت یک تشکل مشاور بدنام و تعدادی پرسنل که انگیزه کافی ندارند کشیده میشود. سوالی که مطرح میشد این بود که چه وظیفهای برای مدیر منابع انسانی وجود دارد به جز هزینهسازی و مزاحمت برای برخی همکاران. مدیر کارخانه هم ظاهرا با موقعیت و کارکردی نامشخص در جایگاه مدیریتی بود و حقوق قابل توجهی به او میدادند، حال آن که کارها به شیوهای مناسب رهبری نشده بود. اینها منبعی برای احساس مظلومیت بود و ذهنم را با این پرسشها درگیر میکرد که واقعا چه نقاط ضعفی در ساختار وجود دارد و چگونه میشود به بهبود اوضاع نزدیک شد.
شرکت شکوه طعام وارنا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور تولید روایت میکنم. مدیران سابق آنها را با تصمیمات نادرست به نابسامانی کشاندند و اثر منفی بیثباتی را چه در کارخانه و چه در کنترل کیفیت برجای گذاشتند. بهنظر من، بهترین مدیر این مجموعه را به دلیل رفتارهایی نامناسب با تیم از دست دادند و این مسئله به کاهش انگیزه و خروج نیروها منجر شد. تعداد قابل توجهی از همکاران معتبر یا رفتند یا در شرف رفتن هستند و گروهی از کارکنان جدید هم به نحوهای نامساعد با همکاران برخورد میکنند و فضای کار را به چالش کشیدهاند. از نظر من، برخی افراد تازهوارد به جای همکاری سازنده، با بداخلاقی و مزاحمتهای غیرمسئولانه شأن کار را پایین میآورند. به طور خلاصه، وضعیت کارخانه حالا بهگونهای است که فضای امن سابق از بین رفته و جو داخلی به هم خورده است. حقوق من دو ماه است که پرداخت نشده و این مسئله به شدت در فشار مالی من و سایر همکاران تاثیر میگذارد. امیدوارم مشتریان باقیمانده نیز نکاتی را متوجه شوند تا اوضاع دوباره به سمت ثبات برگردد.
فقط پارتی میخواد الکی تو این سایتا آگهی میزنن بعد میگردن از بین خودشون شده بیسوادترین و بیربط ترین رشته رو در هر جایگاه شغلی انتخاب میکندد که از بیرون کسی رو استخدام نکنند یا باید سهمیه ای باشی یا پارتی کلفت داشته باشی ببرنت بنشوننت اونجا بهت یاد بدن کارو انجام بدی نه مدرک تحصیلی مهمه که مرتبط باشه اصلا با دیپلم برو پارتی داشته باشی میگیرن همین الان آمار بگیرن تو جایگاه شغلی های مختلف هیچ کدوم مدرک تحصیلی مرتبط ندارن حتی خیلیاشون با دیپلم استخدام شدن سطح علمی مجموعه پایین همه چه از حراست دم درش تا منابع انسانی و مدیرش فقط از بلا به پایین نگاتون میکنند و فقط میخوان تحقیر کنند. مدرک تصیلی مهم نیست دانش تخصصی مهم نیست زبان انگلیسی در حد abc هم بلد باشی براشون اوکیه ولی اگر پارتی نداشته باشی از انگلیس یه نفر رو هم بیاری میگه زبانش ضعیفه مدیراش جوون و از خود متشکر با پارتی رفتن شدن مدیر فکر میکنند دیگه چی شدن در کل هرچی هم باسواد باشی و دوره های مختلف رفته باشی مدرک داشته باشی نرم افزار بلد باشی بازم میگن تو هیچی نیستی چون خودشون بلد نیستن میمیرن یکی بلده رفته مصاحبه
من در یکی از شرکت های زیر مجموعه گروه صنعتی گلرنگ کار کردم. در ابتدای امر که آزمایش گرونی دادم و بعد سفته مبلغ بالا گرفتن. در مصاحبه منابع انسانی هم حرف از بالای ۷ سال همکاری زدن. از همون اون شروع همکاری من یکنفر دواپس اونجا بود اما بعد ۲ ماه غیر مستقیم خبر رسید که دو نفر دواپس زیاده در واحد زیرساخت. بعد ۵ ماه هم به بهانه کمبود بودجه گروه صنعتی گلرنگ من رو تعدیل کردن. از همون اول هم علاقه ای به بازخورد گرفتن از کار فنی من نداشتن. در کل حواشی فوق العاده زیادتر از اصل کار فنی بود. طی ۱۱ سال تجربه فنی تلخ ترین و عجیب ترین تجربه کاری ام رو در این شرکت مسخره دیدم. و تابلو بود که کلی باند بازی و حاشیه و دورزدن پشت شرکت شون هست.
سلام دارن اخراج میکنن و یا به این خاطر قرارداد سه ماهه میبندن تا بتونن ناهارو بدن یاد رئیسی افتادم. فقط همین فکر به ذهنشون رسیده. خیلی هم معقوله از نظر خودشون.
متاسفانه محیط کاری بشدت غیر حرفه ای داره و و جو زیرآب زنی اونجا حاکمه برخی از مدیرانشون بشدت زیر حرف و قول هاشون میزنن و اصلا قابل اعتماد نیستن و روی حرفی که میزنن اصلن نمیشه حساب باز کرد. جالبش اینه که بعد از عقد قرار داد زیر حرفشون میزننو ساعت کاری رو اون چیزی تعریف میکنن که خودشون دوس دارن. اصلا کار توی این محیط غیرحرفه ای رو توصیه نمی کنم . حین بستن قرارداد سفته های سنگین دریافت میکنن. توی تاکسی های اینترنتی کار کنید از کار برای این شرکت خیلی بهتره .
از اولین روزی که وارد این شرکت شدم، حس میکنم که همه داریم به یک هدف مشترک پیش میرویم. همه از نظرات هم دیدگانه بهره میبرند و این باعث شده تا تیمهای ما همیشه با هماهنگی بالایی کار کنند.یکی از خصوصیات خوب این شرکت اینه که همیشه از ایدههای جدید استقبال میشه و این انگیزه زیادی به افراد میده که خلاقانه فکر کنند و به بهترین شکل ممکن به رشد و پیشرفت شرکت کمک کنند.
احساس میشود که تعداد زیادی از افراد شرکت استعفای عاطفی دادن. استعفای عاطفی ؟ استعفای عاطفی در یک کلام به خستگی ذهن در محل کار گفته میشود که برای کارکنان و حتی مدیران ممکن است پیش بیاید. استعفای عاطفی زمانی اتفاق میافتد که فرد از نظر احساسی خود را از یک سازمان جدا کند. به این معنا که، فرد میتواند در محل کار حضور فیزیکی داشته باشد، اما از نظر احساسی خود را خارج از سازمان در نظر میگیرد؛ این وضعیت به دلیل عدم علاقه، انگیزه یا نبود پیشرفت برای عملکرد فرد در آن شغل یا محیط کار ممکن است رخ دهد. بنظرم یکی از علت های این موضوع گسترش نامتوازن و بدون برنامه طی یکسال گذشته می باشد . البته با یکسری مزایا و اپشن ها میتوان این موضوع را حل و فصل کرد ....؟.......................................... پیشنهاد ما:سهیم کردن همکاران و کارمندان در سهام شرکت . یعنی قسمتی از سهام شرکت رو به صورت تشویقی در اختیار کارکنان و کارمندان قرار بدن تا انگیزه کافی بر اشون ایجاد بشه . این کار توسط خیلی از شرکتهای بزرگ انجام شده و فیدبک خوبی هم دریافت شده . حداقل میشه به این موضوع به صورت جدی فکر کرد ..............................................
محیط کاریش برای خانمها زیاد جالب نیست و بشدت محدود هست. تایم کاری شرکت زیاده و هیچ تعادلی بین کار و زندگی وجود نداره . استرس کاری بالایی داره و اینکه هر سه ماه یکبار احتمال اخراجتون به صورت محترمانه وجود داره . یعنی محترمانه کاری میکنن که خودتون با پای خودتون از شرکت برید بیرون . معمولا گوش شنوایی برای انتقادات و پیشنهادات وجود نداره . ساختار اداری درستی نداره و اصلن معلوم نیست . دریک کلام بنظرم توی این شرکت بیشتر افراد سر جای خودش نیستن موقع بستن قرارداد کلی از ضریب کارانه میگن ولی توی این یکی دوسالی که بودم ضریبی که چشمگیر باشه اعمال نشد )یه بار ضریب خوردیم اونم سیصد چهارصد تومن اضاف شد (
خوب اگر بخوام از تجربه ام توی این شرکت بنویسم باید بگم که این شرکت تفاوت چندانی با اردوگاه کار اجباری نازی ها ندارد . به عنوان برنامه نویس توی این شرکت شما حداقل حقوق که به اندازه حقوق یک کاراموز هست و دریافت خواهید کرد و تسک های یک برنامه نویس سینیور به شما داده خواهد شد. حتی گرفتن مرخصی هم در این شرکت زحمت دارد و برای گرفتن مرخصی باید از هفت خان رستم رد بشید و از بعد از جواب پس دادن به چندین نفر میتوانید ماهی حداکثر دو روز به مرخصی بروید. در ابتدا که در این شرکت استخدام میشوید از شما یک سفته به مبلغ ۷۰ ملیون گرفته میشود. و زمانی اگر بخواهید از این جهنم خارج شوید تهدید به این میشوید که سفته ۷۰ ملیونی را گرو خواهند گذاشت و از شما شکایت خواهند کرد. در این شرکت یک ****** وجود دارد که از قضا ****** و ایشان علی رغم نداشتن دانش و مهارت پست بالایی دارند و در تمام امور شرکت دخالت میکنند. در این شرکت تمام اتاق ها راهرو ها و حتی پشت بام دوربین دارند و تمام حرف های شما با کیفیت عالی شنود میشود و البته این موضوع برای مدیریت شرکت کاملا عادی میباشد و اگر زمانی حرفی بزنید که به مذاق مدیریت خوش نیاید سریع به دفتر مدیر احضار میشوید. در مورد افزایش تجربه باید بگویم که به غیر از افراد معدود تمام کارمندان این شرکت تازه کار هستند و تجربه زیادی ندارند، مخصوصا بخش برنامه نویسی و اگر کسی به عنوان برنامه نویس وارد این شرکت شود هیچگونه داکیومنتی جهت آشنایی با کد و برنامه وجود ندارد و حتی برنامه نویس رده بالایی هم وجود ندارد که برنامه و کد را توضیح دهد پس برنامه نویس تازه وارد میماند و یک کد به شدت کثیف که با قدیمی ترین فریمورک های ممکن نوشته شده و باید بگویم به عنوان برنامه نویس تنها تجربه ای که کسب کردم این بود که چگونه کد به شدت کثیف شرکت را دیباگ کنم. به شخصه آرزو میکردم قبل از بستن قرارداد با این سایت آشنا شده بودم و امیدوارم تمام کسانی که قصد ورود به این شرکت را دارند در جریان این موارد قرار بگیرند.