شکنجه گاه از کجاش بگم ؟ :) از سمی بودن محیط یا بی سواد بودن افرادی که به واسطه ی داشتن پارتی اونجا شدن همه کاره و مدیر !؟ از پلشت بودن روند کاری یا فاسد و ریا کار بودن همشون؟ یک مشت ادم عقده ای + بیسواد + جانماز آبکش + پاچه خوار + هر صفت نابهنجار اجتماعی و انسانی که خودتون تصور میکنید اونجا کار میکنن. انگار تو محیط بازداشتگاه داری کار میکنی ! کار هم که چه عرض کنم ! ورودی با بودجه بیت المال ، خروجی صفر ! پول معلوم نیست از کجا میاد و هیچ کاری اونجا انجام نمیشه 1 سال و خورده ای اونجا بودم و ندیدم یه پروژه واقعا لانچ بشه !! یکی از مدیرا که موقعی که ما کار میکردیم وسط جلسه میخوابید یبار هم خصوصی سر زده رفتم دفترش داشت فیلمای جالبی میدید! ( قطعا هدف آموزشی بوده ) همونا که بچه های مردمو میزدن توی اعتراضات ، همونا اومدن یه شرکت راه انداختن و اسم خودشون گذاشتن مهندس و عشق میکنن!! خلاصه که ی سری سپاهی بی وجود هستن که فقط پاچه خواری براشون مهمه و اینکه بگی عدس پلو با ماستش قربون دست راستش !!!! اگ از جونتون سیر شدید برید اونجا!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدیر که من داشتم، بعضی وقتها میومد بالای سرم کلا میخکوب میشد رو مانیتورم که من چه کار میکنم؟؟ اگه همون موقع یکی از بچه ها تو اسکایپ شرکت پیام میداد، دقت میکرد اسم اون طرف چیه!! نه تنها مانیتورم، یادمه یک مشکلی داشتیم و شب لایو بود هیچ کس نبود ازش همفکری بگیریم و تو شرکت هم که هیشکی نمیفهمید، گفتم از یکی از دوستام خارج از شرکت بپرسم، گوشیمو در آوردم تو واتساپ پیام بدم، کلا سرش تو گوشی من بود به صورت خیلی واضح و رقت انگیز!!! نه یکبار که چند بار تکرار شد! هم اینجوری نگاه کردن و رفتا کردن مدیر، هم اینکه مجبور بودم از دوستای خارج از شرکتم خیلی چیزها رو بپرسم. یادمه یکی از بچه ها دو سال زودتر من اومده بود شرکت، سیستم درستی به من نمیدادن و میومد از سیستم کند ما هم استفاده میکرد علاوه بر سیستم خودش، زن مطلقه بود! اون وقت میگفت ما زودتر اومدیم! انگار زودتر اومده کاری کرده بود؟ به قول سرپرستش تو این ۵ سال مگه کار کردی؟ نمیدونم چرا کارها رو پس به اون نمیدادن رو ما حساب میکردن و ما باید انجام میدادیم ؟ شاید این خانم مطلقه حرف جنسی میزد بعضی ها خوششون میومده نگهش داشتن با اون زبون تلخش که دو سه تا نوچه دور خودش جمع کرده بود و بچه های دیگه رو که کاری بودن رو زورش نمیرسید مسخره میکردن. خیلی تابلو بود این رفتار تو توسن!
من چند سال تو این شرکت مدیر پشتیبانی بودم. از زمانی که استخدام شدم حقوق همیشه به موقع پرداخت شد بیمه تکمیلی داشت. ساعت کاری منظم و پنج شنبه ها تعطیل بودیم. مدیر عامل ی فرد به شدت منظم و با سواد و البته کمی سخت گیر که بخاطر حساسیتشون روی کیفیت خدمات و رضایت مشتری بود که تو تمام بخش های شرکت سواد کافی برای تصمیم گیری رو داشت البته تصمیمات اجرایی در هر واحد به صورت تیمی گرفته میشد و از نقاط مثبت دانا پرداز این بود که هر واحد روال و دستورالعمل اجرایی خودش رو داشت. من تو مدت کاری خودم ندیدم کسی بی دلیل اخراج بشه مگر واقعا وجود اون شخص چه از نظر دانش و یا رفتاری برای تیم مشکل ساز بود. به دلیل حجم بالای کار و ارتباط با مشتریان زیاد نبود یا غیبت یک شخص فشار رو به بقیه میآورد که باعث میشد مرخصی سخت بدن. از مشکلات دانا پرداز این بود که مدیران میانی در واحد ها جابه جا میشدن اما با توجه به اینکه بدنه اصلی شرکت همه سابقه بالای کار تو دانا رو داشتن مشکلی تو مدیریت اون واحد ندیدم. مصاحبه های فنی تو دو مرحله انجام میشد اول با مدیر واحد استخدام کننده و بعد مدیر عامل که مشکلش فقط نامنظمی تو زمان مصاحبه و معطلی بود. در کل دانا پرداز ی شرکت قدیمی و تخصصی تو زمینه کاری خودشه و تجربه کاری من اونجا باعث شد بعد از جدایی از این شرکت که بخاطر مهاجرت بود با استناد به روال هایی که یاد گرفتم تو کار فعلیم بسیار تاثیر گذار باشم.
فوق العاده بی نظم از اون سر شهر اومدم این سر شهر برای مصاحبه کاری حضوری بعد از هفتاد دقیقه انتظار بعد از پر کردن فرم تازه گفتن جلسه بودن منم مجبور شدم برگردم خودتون تا ته قضیه رو بخونبن این همه شرکت های مختلف کامنت دارن نیهمه مثبت تا منفی ببینید اصلا شخصی از اینجا کامنت مثبت داده ؟ نصفش هم راست باشه باید فرار کرد
اگر میخواهید زندگی یهودیان در دوران نازی ها رو تجربه کنید اینجا بهترین انتخاب هست ..........................................................
بنده تجربه کاری و نظر خود را در رابطه با پردازش که مشغول به کار هستم را با شما در میان بذارم. فنی: یک شرکت متوسط رو به پایین حقوق: متوسط کسب تجربه: خوبه مدیریت شرکت: نا مشخص کلیت شرکت هم عجیب است پروژه ها و کارهایی که در این شرکت انجام می شود بطور خیلی زیاد نامشخص و گنگ است. یک فایلی به دستم رسید که فقط 5-6 شخص از شرکت به این دسترسی دارند که با شما لینکش را برای شفاف سازی به اشتراک میزارم. اما خلاصه فایل فعالیت شرکت هستش که بخش فروش جالب انگیز هست: فروش به کارگزاری: 1-سامانه مدیریت سفارش سهام = 12.8 ملیارد تومن! پروژه لانچ نشده که صدبار ریفکتور شده.خدابده برکت 2-سفارش عرضه اوله= 7.2 ملیارد تومن! هیچچچچچ 3-سفارشات آپشن سهام = 8.8 ملیارد تومن! ؟؟؟؟؟ 4- مدیریتآنلاین موبایل= 11.1 ملیارد تومن! چیه این اصلا؟ 5-معاملات آنلاین دسکتاپ=18.5ملیارد تومن! نسخه پی سی جدا نسخه موبایل جدا فرو می شود. 6-معانلان آنلاین معامله گری= 11.5 ملیارد تومن! در صد سال آینده فروش به سبدگردان: 1- ماژول مشریان = 8.4 ملیارد تومن! 2-ماژول خرانه=12.3 ملیارد تومن! 3-ماژول حسابدار= 3 ملیارد تومن! 4- ماژول پرتفو= 10ملیارد تومن! 5-پلفرم ثبتنام= 15.6 میلیارد تومن! به برنامه رایگان در اینترنت که فقط فارسیش کردن. خدا بده برکت 6-وبسایت = 5ملیارد! وبسایت 5 ملیارد تومن؟ سایت آموزش که وردپرسه با قالب خریداری شده! برگهایم 5 ملیارددددد 7- صدورکارت هدیه = 9ملیارد! نکته 1تا 4 مثل این هست که بری یک پراید بخری اینجوری فاکتور کنند چرخ جلو 8میلیارد چرخ عقب 12ملیارد و..... در انتها پول 10 بنز رو ازت بگیرند، حتی پراید رو تحولی ندهند :)))) واقعا واقعا برق از سرم پرید این اعداد را دیدم، دو حالت بیشتر ندارد یا پولشویی عظیمی پشت این شرکت هست یا پردازش مدیرهای عامل سبدگردان و کارگزاری را ساده(هر چه دوست داشتید بجای ساده بگذارید) گیر آورده و تا جا دارد فرووو می کنند. یعنی مدیران آن شرکتها نمی توانن از 4تا شرکت استعلام قیمت بگیرن؟ شک نکنید که فسادی پشت این قضیه است. بروید جزییات را ببنید چیزی دستگر شد به اشتراک بزارید! https://www.mediafire.com/file/veln6e8cwricsof/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4+%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA+%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA+%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87+%D8%A8%D9%87+%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9+1402.pdf/file
من به عنوان شخصی که با کلی انرژی و انگیزه وارد یاس ارغوانی شدم و بعد از مدتی به یک آدم بی انگیزه و خسته روحی تبدیل شدم دارم تجربمو صادقانه مینویسم. مدیران بد و بی سوادی داره، کلا به عنوان واسط عمل میکنن و کارهایی که مافوقشون بهشون میگه رو به کارشناس منتقل میکنن بدون اینکه بتونن رهبری بکنن، البته سواد انجامشم ندارن. بعدشم کارشناس بیچاره از دل و جون مایه میزاره تا بهترین خودشو به نمایش بزاره تا بتونه پیشرفت کنه اما مدیره کار کارشناس رو میبره به اسم خودش تموم میکنه و هیچ اسمی از کارشناس برده نمیشه. باز اگه حقوق خوبی میدادن میگفتی به درک بزار کارتو بدزده ولی حقوقشم پایینه. حرفم بزنی چون باند بازیه میبرنت تو فاز سیاسی بازی و اذیتت میکنن. من بعد از اینکه اومدم بیرون انگار روحی دوباره به من بخشیده شد. جای بدرد نخوریه از ما گفتن بود.
در نخستین تجربه کاریام، با هیجان از ورود به دنیای حرفهای فاصلهای کم شد و زمینهای شد تا هم دانش بیشتری بیاموزم و هم لحظات خوشی را ثبت کنم. من در شرکت بهار سامانه شرق به عنوان برنامهنویس کار کردم و در طول مدتی که آنجا بودم حقوقم به طور کامل پرداخت شد و حتی یک بار هم افزایش یافت. شاید در آن فرصت آموزشی، قرارداد اصلی رسمی منعقد نشده بود و گاهی پرداخت حقوق با تأخیر مواجه میشد که چنین امری برای برخی شرکتها طبیعی است. همچنین مدت زمان کار شناور هم وجود داشت. در مجموع از حضور در این شرکت رضایت داشتم و با مدیران خوبی ارتباط برقرار کردم.
ما بعنوان یک کلینیک دندانپزشکی، از خدمات طراحی و سئو شرکت پیام آوا رضایت داریم. همچنین از خدمات پشتیبانی . امیدوارم همچنان موفق برقرار باشید.
این هلدینگ کلا بدنبال پولشویی و دزدی هستش مدیر اصلی شرکت یک فرد بی ادب و بی شخصیت هست که با رانت و پارتی به این موقعیت رسیده اینطور که پیش برن تا چند سال آینده متلاشی میشه ، تمام افرادی هم که در سطح مدیریت استخدام میشن با حقوق های بالا هستن ولی خیلی بی کفایت و بی دانش هستن و بخاطر اینکه جای دیگه ای بهشون همچین حقوقی نمیدن تا زمانی که اخراج نشن در شرکت باقی میمونن، خیلی از پرسنل اخراج کردند و هنوز تسویه نکردن ، در هرجایی هم که سرمایه گذاری کردند به فنا رفته ، نمونش فلایتیو ،
شرکت هایپراستار را تجربه کردم و در بخش واحد مارکتینگ بودم. به ویژه به نیروهای تازهکار توصیه میکنم؛ رزومهشان را تقویت میکند و در کل بهصورت جدی و با رویکردی بینالمللی، دیسیپلین کاری را میآموزند. برای من، این تجربه خیلی ارزشمند بود به جز سال آخر.
تایگر هم مثل همه سازمان های دیگر دارای معایب و محاسن هست دارای شاکله و نظم خوبیه به عنوان کسی که یکسال کار کردم در این شرکت کار کردن در این شرکت تجربه متفاوت و خوبیه
به نظر من شرکت بسیار خوبی هستش در مقایسه با شرکتهای دیگه حقوق به موقع واریز میشه ساعت کاری از 9 صبح شروع میشه اگه ضمانت میگیره خوب همه شرکتهایی که در زمینه نرم افزار و سخت افزار کار میکنند ضمانت می گیرند و اینکه شرکتی که حدود 100 نفر پرسنل داره مگه میشه شرکت بدی باشه؟ پس چرا این همه کارمند مشغول به کار هستند؟ و اینکه کلی از کارمندها سابقه کارشون بالاتر از 5 سال هستش به نظرم دوستان دیگه خیلی اغراق کردن و بی انصافی دارن میکنن
شرکت بهاران برای من آغاز خوبیهای داشت اما با کنار رفتن همکاران باتجربه و ورود مدیران تازهنفس که تفکر صنعتی و پادگانی به مدل کارشون داده بودن، اوضاع به مرور تغییر کرد و تصمیمهای آزمون و خطایی متعددی گرفتم که باعث شد همه متخصصان با حقوق پایین، از شرکت فاصله بگیرن. حالا وضعیت به گونهایه که سطح توقع خیلی از کارا بالاست اما واقعا مهارت و تخصص لازم رو نمیبینم، و این موضوع برای تازهواردها هم ترسناکه چون توهم اینکه خیلی بلدن، ممکنه گرفتار اونجا بمونن و مهارتی به دست نیارن. علتش رو عدم درک درست مدیران از نیروها میدونم. همچنین وجود بخش منابع انسانی رو نمیشناسن و مدیریتشون هیچ تمایلی به احترام گذاشتن به افراد ندارن. من بعد از پنج سال کار کردن، تقریبا با همهچیز نگران و ناامید شدم. خوشبینی من نسبت به نسل قدیمی بهاران همچنان هست و سپاسگزارم از اون افرادی که قبلن توی شرکت بودن و حالا در شرکتهای بزرگتر ایران کار میکنن. بهاران به شدت تغییر کرده و امیدوارم دوباره جان بگیرد.
فشار کاری بسیار بالا درسته حقوقش به موقع است ولی اکثر مواقع اشتباه واریز میکنند در حرف ادعا میکنند شما از جهت احترام با مدیر عامل فرقی ندارید ولی در عمل رفتارهای غیر سازمانی دارند من دفتر ظفر بودم میدیدم طبقه اول که مسول پذیرش بودند چه جوری با بایکرها رفتارهای اهانت آمیز داشتند کارمندانش به زور ۲ سال سابقه کاری داشته باشند همیشه جلسات مصاحبه دارند جالب این جاست که نزدیک عید با خیلی از کارمندانش قطع همکاری میکرد من ۶ ماه تمام به خاطر نبود نیرو نتونستم مرخصی برم و آخرش استعفا دادم الآنم با گذشت سه ماه نه با من تسویه میکنند نه منابع انسانی و مالی جوابگو هستند تو سمت سازمانی من هر همکاری رو دیدم بعد یک تایمی استعفا داد در کل اینجوری بگم چیزی که من تو این سازمان دیدم امکان ارتقای شغلی و پیشرفت براتون وجود ندارد که بماند شما پسرفت هم میکنید چون محیط بسیار خاله زنک و پر حاشیه داره
باورم این بود که در فیوتک تجربهای تازه و مطلوب از پروژههای اجرایی را پشت سر بگذارم، اما واقعیت فرق میکرد. مدیریت شرکت به شدت ضعیف بود و روند کارها به سمت فروپاشی میرفت. شورا و هیئت مدیره به مدیران سطح میانی اعتماد چندانی نداشتند و این مسئله باعث بستهشدن دست آنها در تصمیمگیری شد. پرداخت حقوق نیز با بینظمی زیادی همراه بود و تاریخهای مشخصی برای پرداخت وجود نداشت. جلسات نهایتا به نتیجه نمیرسیدند و همچنان گرههای زیادی بیپاسخ میماندند. واحد مالی ناپایدار و ناکارآمد به نظر میرسید و سیستمهای داخلی به طور کلی پاسخگو نبودند. منابع انسانی و شأن کارگر برای مجموعه هیچ ارزشی قائل نبودند و این فضایی نبود که منتظرش باشم.
هدف از کار کردن یا کسب درامده یا رشد مهارت فنی یا هردو هرکدوم از اینها باشه سداد جای خوبی برای رسیدن به این اهداف نیست چون هم حقوق پایینه هم محیط فقط شخصیتتون رو تغییر میده و بار فنی نداره مثال میزنم در سداد خانم مدیر "س.خ" تیم اپلیکیشن مدیر بودند اما هیچ توانایی در حل ومدیریت مشکلات فنی نداشتند و میدونید تنها کاری که میکردند چی بود؟تایید و رد مرخصیها و ورود و خروجها و یه کار خییییییییییییلی مهم و حساس ،محاسبهه زمان پریود خانمهای تیم اخه در سداد خانمها در ماه یکروز میتونستم مرخصی باحقوق برای پریود بگیرن .این مدیر ابرقدرت مینشست از این ماه به اون مله حساب کنه ببینه طرف پریودشو درست زده یا نه...که البته چون هیچکس ادم حسابش نمیکرد واقعا یکی از خانمها لو رفت که هروقت دلش مرخصی میخاد از این نوع استفاده میکنه همین مدیر یکی از نوچه هاشو تربیت کرده بود از گوشیهای بچه ها اطلاعات در بیاره..یعنی خیلی راحت گوشی طرفو با رمزش که از قبل بدست اورده بودن گوشیو باز میکردن و....(جزییاتش بماند) شما ببین اون نوچه که هیچی جز عزیزم عزیزم مدیر بهش نمیرسید چقد تهی بود که شده بود سگ دست اموز س.خ درسته این تیم مدیریتی برچیده شد ولی جو سداد طوریه که ادم سالم توش موندگار نیس ادم عوضی توش عوضیتر میشه پس هیچوقت درست نمیشه
سلام.۳سال تو این شرکت بودم.تو واحدی که به گفته ی خودشون خیلی مهمه.و تقریبا آچارفرانسه بودم.خیلی از کارها و جشن ها با اومدن بنده تازه باب شد و همیشه بفکر همه چی و همه جا بودم تا جومون دوستانه باشه.مثل همه جا روزهای خوب و بد داشت.خیلی وقتا حقوقمون چندروز دیر چ زود میشد.اما به محض اومدن خانومی تو منابع انسانی کلا سیستم شرکت عوض شد!همه تم جاسوسی گرفتن،تلفن و مکالمه ها شنود جوری که فکرمیکردی توی زندان هستی!!! رفتارشون چاپلوسانه ی تمام بود.تو روت خوب بود و پشتت برای زیراب زدنت همه کاری میکرد.از وقتی این واحد اومد جشنها مدلش عوض شد،همکارا مثل قبل روابطشون دوستانه نبود،هرلحظه پای دوربین داشتی کنترل میشدی حتی گوشی تلفنت و پیامای شخصیت رومیخوندن!و این باعث شد من استعفا بدم و بیام بیرون.سنوات و سفته ها بعد ۳_۶ ماه اونم پیگیری و تهدید ب شکایت تونستم دریافت کنم.و از دوستان میخوام به هیچ عنوان باتوجه به وجود این خانم پاشون رو اونجا نذارن چون واقعا چیزی جز تنش،استرس و جو عصبی و سمی هیچ چیزی نداره.و انقدر روی مدیریت با چاپلوسی نفوذ دارن که در کسری از ثانیه زیرابتون رو میزنن اینم بگم خقوق اونجا اسمش وزارت کاریه اما سر هر داستانی اونقدر ازت کم میکنن ک به پایه وزارت کارم نمیرسه!هر تاخیر سه برابر کم میشه،هر مرخصی باتوجه به حساب کتاب خودشون باز یه مبلغی ازت کم میشه!موقع اتمام ساعت کاری باید اگر کاری بود میموندی و جزو وظایفت بود و اگر اینکارو نمیکردی تا هفته ها باید با رفتار غیر حرفه ای مدیریت مواجه میشدی خلاصه بهتون پیشنهاد نمیکنم
اول به من وعدههای گرمی میدن و از روزای اول به ظاهر محیطی دوستانه و صمیمی نشون میدن تا حس راحتی کنم. میفهمم که برخوردشون خیلی گرم و محبتآمیزه تا به همکاریا نزدیک بشن، اما به محض این که باهاشون همرنگ بشی احساس میکنی پشت این رفتارها یه اصول زیرکانه هست که شاید برای دوام کار لازمه پارهای از واقعیتها رو نادیده بگیریم. بین همکارا تفاوت قائل میشن و هرچی که بگن با لبخند قبول میکنی چون به نظرشون این طبیعی و پذیرفته است. ساعات کار هشت تا نه ساعته ولی بهزعم خودشون فقط هشت محاسبه میشه و با نیم ساعت ناهار و گاهی سرویسدهی یا قطع و وصل تلفن، میزان زمان رو کم میکنن. مرخصی به سختی داده میشه و اگر بخوای خارج بشی با تهدیدی از نظر سفته یا سنوات مواجه میشی. حقوق بعضی از همکارا از حداقلهای قانونی کمتره و پرداختها چند مرحلهای و با تاخیر انجام میشن. منابع انسانی رفتاری تند و قاطع داره که باهاش برخورد میکنن و هرچی اعتراض کنی رو قانونه میدونن و اجازهی ابراز نظر نمیدن. روزهای مختلف گاهی با مشتریهای پرتنش پر میشه و من هم گاهی شاهد درگیری و داد و فریاد اونجا بودهم. روی قراردادها خیلی محتاط باشی چون به نظر میرسه صحت و وضوح کامل وجود نداره و خیلی از تعهدات رو مبهم میگن یا زیرش میزنن. هر قولی که داده باشن در نهایت ممکنه به شکل دیگری بیان بشه و تو رو با اصطلاحاتی سردرگم کنند. فضای کار حس میشه که دوربین و شنود وجود داره و با بعضی از رفتارها، احساس کنترل شدید روی کار و زندگی شخصی رو میدیدی، حتی گواهی چتهای خصوصی هم قابل بررسی است. در مجموع، واقعا احساس میکنی که انتشار حقیقتها با توهم روشنفکری و کرامت کاری متفاوت میشن و برخی از وعدهها با واقعیت همسو نیستن.
شرکت بادبادک هفت آسمان برای من تجربهای پرتنش بود؛ اول کار با وجود مدیرعامل و خانوادهاش، محیطی پر از حاشیه و تشنج دیدم، چون هر چیز مثل دوربین، صدا و تصاویر صفحهنمایش بهطور مداوم ضبط میشد. فضای کار انگار با بیاعتمادی همراه بود و گاهی حس میکردم که همه نسبت به هم پشتپا میزنند یا نقشهای دارند، بهخصوص درباره روابط کاری بین همکاران که بیشتر به یکدستسازی روابط شبیه میشد. بهخاطر این جو، حقوق به موقع پرداخت نمیشد و اخراج هم بهراحتی امکانپذیر بود.
شکنجه گاه از کجاش بگم ؟ :) از سمی بودن محیط یا بی سواد بودن افرادی که به واسطه ی داشتن پارتی اونجا شدن همه کاره و مدیر !؟ از پلشت بودن روند کاری یا فاسد و ریا کار بودن همشون؟ یک مشت ادم عقده ای + بیسواد + جانماز آبکش + پاچه خوار + هر صفت نابهنجار اجتماعی و انسانی که خودتون تصور میکنید اونجا کار میکنن. انگار تو محیط بازداشتگاه داری کار میکنی ! کار هم که چه عرض کنم ! ورودی با بودجه بیت المال ، خروجی صفر ! پول معلوم نیست از کجا میاد و هیچ کاری اونجا انجام نمیشه 1 سال و خورده ای اونجا بودم و ندیدم یه پروژه واقعا لانچ بشه !! یکی از مدیرا که موقعی که ما کار میکردیم وسط جلسه میخوابید یبار هم خصوصی سر زده رفتم دفترش داشت فیلمای جالبی میدید! ( قطعا هدف آموزشی بوده ) همونا که بچه های مردمو میزدن توی اعتراضات ، همونا اومدن یه شرکت راه انداختن و اسم خودشون گذاشتن مهندس و عشق میکنن!! خلاصه که ی سری سپاهی بی وجود هستن که فقط پاچه خواری براشون مهمه و اینکه بگی عدس پلو با ماستش قربون دست راستش !!!! اگ از جونتون سیر شدید برید اونجا!
مدیر که من داشتم، بعضی وقتها میومد بالای سرم کلا میخکوب میشد رو مانیتورم که من چه کار میکنم؟؟ اگه همون موقع یکی از بچه ها تو اسکایپ شرکت پیام میداد، دقت میکرد اسم اون طرف چیه!! نه تنها مانیتورم، یادمه یک مشکلی داشتیم و شب لایو بود هیچ کس نبود ازش همفکری بگیریم و تو شرکت هم که هیشکی نمیفهمید، گفتم از یکی از دوستام خارج از شرکت بپرسم، گوشیمو در آوردم تو واتساپ پیام بدم، کلا سرش تو گوشی من بود به صورت خیلی واضح و رقت انگیز!!! نه یکبار که چند بار تکرار شد! هم اینجوری نگاه کردن و رفتا کردن مدیر، هم اینکه مجبور بودم از دوستای خارج از شرکتم خیلی چیزها رو بپرسم. یادمه یکی از بچه ها دو سال زودتر من اومده بود شرکت، سیستم درستی به من نمیدادن و میومد از سیستم کند ما هم استفاده میکرد علاوه بر سیستم خودش، زن مطلقه بود! اون وقت میگفت ما زودتر اومدیم! انگار زودتر اومده کاری کرده بود؟ به قول سرپرستش تو این ۵ سال مگه کار کردی؟ نمیدونم چرا کارها رو پس به اون نمیدادن رو ما حساب میکردن و ما باید انجام میدادیم ؟ شاید این خانم مطلقه حرف جنسی میزد بعضی ها خوششون میومده نگهش داشتن با اون زبون تلخش که دو سه تا نوچه دور خودش جمع کرده بود و بچه های دیگه رو که کاری بودن رو زورش نمیرسید مسخره میکردن. خیلی تابلو بود این رفتار تو توسن!
من چند سال تو این شرکت مدیر پشتیبانی بودم. از زمانی که استخدام شدم حقوق همیشه به موقع پرداخت شد بیمه تکمیلی داشت. ساعت کاری منظم و پنج شنبه ها تعطیل بودیم. مدیر عامل ی فرد به شدت منظم و با سواد و البته کمی سخت گیر که بخاطر حساسیتشون روی کیفیت خدمات و رضایت مشتری بود که تو تمام بخش های شرکت سواد کافی برای تصمیم گیری رو داشت البته تصمیمات اجرایی در هر واحد به صورت تیمی گرفته میشد و از نقاط مثبت دانا پرداز این بود که هر واحد روال و دستورالعمل اجرایی خودش رو داشت. من تو مدت کاری خودم ندیدم کسی بی دلیل اخراج بشه مگر واقعا وجود اون شخص چه از نظر دانش و یا رفتاری برای تیم مشکل ساز بود. به دلیل حجم بالای کار و ارتباط با مشتریان زیاد نبود یا غیبت یک شخص فشار رو به بقیه میآورد که باعث میشد مرخصی سخت بدن. از مشکلات دانا پرداز این بود که مدیران میانی در واحد ها جابه جا میشدن اما با توجه به اینکه بدنه اصلی شرکت همه سابقه بالای کار تو دانا رو داشتن مشکلی تو مدیریت اون واحد ندیدم. مصاحبه های فنی تو دو مرحله انجام میشد اول با مدیر واحد استخدام کننده و بعد مدیر عامل که مشکلش فقط نامنظمی تو زمان مصاحبه و معطلی بود. در کل دانا پرداز ی شرکت قدیمی و تخصصی تو زمینه کاری خودشه و تجربه کاری من اونجا باعث شد بعد از جدایی از این شرکت که بخاطر مهاجرت بود با استناد به روال هایی که یاد گرفتم تو کار فعلیم بسیار تاثیر گذار باشم.
فوق العاده بی نظم از اون سر شهر اومدم این سر شهر برای مصاحبه کاری حضوری بعد از هفتاد دقیقه انتظار بعد از پر کردن فرم تازه گفتن جلسه بودن منم مجبور شدم برگردم خودتون تا ته قضیه رو بخونبن این همه شرکت های مختلف کامنت دارن نیهمه مثبت تا منفی ببینید اصلا شخصی از اینجا کامنت مثبت داده ؟ نصفش هم راست باشه باید فرار کرد
اگر میخواهید زندگی یهودیان در دوران نازی ها رو تجربه کنید اینجا بهترین انتخاب هست ..........................................................
بنده تجربه کاری و نظر خود را در رابطه با پردازش که مشغول به کار هستم را با شما در میان بذارم. فنی: یک شرکت متوسط رو به پایین حقوق: متوسط کسب تجربه: خوبه مدیریت شرکت: نا مشخص کلیت شرکت هم عجیب است پروژه ها و کارهایی که در این شرکت انجام می شود بطور خیلی زیاد نامشخص و گنگ است. یک فایلی به دستم رسید که فقط 5-6 شخص از شرکت به این دسترسی دارند که با شما لینکش را برای شفاف سازی به اشتراک میزارم. اما خلاصه فایل فعالیت شرکت هستش که بخش فروش جالب انگیز هست: فروش به کارگزاری: 1-سامانه مدیریت سفارش سهام = 12.8 ملیارد تومن! پروژه لانچ نشده که صدبار ریفکتور شده.خدابده برکت 2-سفارش عرضه اوله= 7.2 ملیارد تومن! هیچچچچچ 3-سفارشات آپشن سهام = 8.8 ملیارد تومن! ؟؟؟؟؟ 4- مدیریتآنلاین موبایل= 11.1 ملیارد تومن! چیه این اصلا؟ 5-معاملات آنلاین دسکتاپ=18.5ملیارد تومن! نسخه پی سی جدا نسخه موبایل جدا فرو می شود. 6-معانلان آنلاین معامله گری= 11.5 ملیارد تومن! در صد سال آینده فروش به سبدگردان: 1- ماژول مشریان = 8.4 ملیارد تومن! 2-ماژول خرانه=12.3 ملیارد تومن! 3-ماژول حسابدار= 3 ملیارد تومن! 4- ماژول پرتفو= 10ملیارد تومن! 5-پلفرم ثبتنام= 15.6 میلیارد تومن! به برنامه رایگان در اینترنت که فقط فارسیش کردن. خدا بده برکت 6-وبسایت = 5ملیارد! وبسایت 5 ملیارد تومن؟ سایت آموزش که وردپرسه با قالب خریداری شده! برگهایم 5 ملیارددددد 7- صدورکارت هدیه = 9ملیارد! نکته 1تا 4 مثل این هست که بری یک پراید بخری اینجوری فاکتور کنند چرخ جلو 8میلیارد چرخ عقب 12ملیارد و..... در انتها پول 10 بنز رو ازت بگیرند، حتی پراید رو تحولی ندهند :)))) واقعا واقعا برق از سرم پرید این اعداد را دیدم، دو حالت بیشتر ندارد یا پولشویی عظیمی پشت این شرکت هست یا پردازش مدیرهای عامل سبدگردان و کارگزاری را ساده(هر چه دوست داشتید بجای ساده بگذارید) گیر آورده و تا جا دارد فرووو می کنند. یعنی مدیران آن شرکتها نمی توانن از 4تا شرکت استعلام قیمت بگیرن؟ شک نکنید که فسادی پشت این قضیه است. بروید جزییات را ببنید چیزی دستگر شد به اشتراک بزارید! https://www.mediafire.com/file/veln6e8cwricsof/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4+%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA+%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA+%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87+%D8%A8%D9%87+%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9+1402.pdf/file
من به عنوان شخصی که با کلی انرژی و انگیزه وارد یاس ارغوانی شدم و بعد از مدتی به یک آدم بی انگیزه و خسته روحی تبدیل شدم دارم تجربمو صادقانه مینویسم. مدیران بد و بی سوادی داره، کلا به عنوان واسط عمل میکنن و کارهایی که مافوقشون بهشون میگه رو به کارشناس منتقل میکنن بدون اینکه بتونن رهبری بکنن، البته سواد انجامشم ندارن. بعدشم کارشناس بیچاره از دل و جون مایه میزاره تا بهترین خودشو به نمایش بزاره تا بتونه پیشرفت کنه اما مدیره کار کارشناس رو میبره به اسم خودش تموم میکنه و هیچ اسمی از کارشناس برده نمیشه. باز اگه حقوق خوبی میدادن میگفتی به درک بزار کارتو بدزده ولی حقوقشم پایینه. حرفم بزنی چون باند بازیه میبرنت تو فاز سیاسی بازی و اذیتت میکنن. من بعد از اینکه اومدم بیرون انگار روحی دوباره به من بخشیده شد. جای بدرد نخوریه از ما گفتن بود.
در نخستین تجربه کاریام، با هیجان از ورود به دنیای حرفهای فاصلهای کم شد و زمینهای شد تا هم دانش بیشتری بیاموزم و هم لحظات خوشی را ثبت کنم. من در شرکت بهار سامانه شرق به عنوان برنامهنویس کار کردم و در طول مدتی که آنجا بودم حقوقم به طور کامل پرداخت شد و حتی یک بار هم افزایش یافت. شاید در آن فرصت آموزشی، قرارداد اصلی رسمی منعقد نشده بود و گاهی پرداخت حقوق با تأخیر مواجه میشد که چنین امری برای برخی شرکتها طبیعی است. همچنین مدت زمان کار شناور هم وجود داشت. در مجموع از حضور در این شرکت رضایت داشتم و با مدیران خوبی ارتباط برقرار کردم.
ما بعنوان یک کلینیک دندانپزشکی، از خدمات طراحی و سئو شرکت پیام آوا رضایت داریم. همچنین از خدمات پشتیبانی . امیدوارم همچنان موفق برقرار باشید.
این هلدینگ کلا بدنبال پولشویی و دزدی هستش مدیر اصلی شرکت یک فرد بی ادب و بی شخصیت هست که با رانت و پارتی به این موقعیت رسیده اینطور که پیش برن تا چند سال آینده متلاشی میشه ، تمام افرادی هم که در سطح مدیریت استخدام میشن با حقوق های بالا هستن ولی خیلی بی کفایت و بی دانش هستن و بخاطر اینکه جای دیگه ای بهشون همچین حقوقی نمیدن تا زمانی که اخراج نشن در شرکت باقی میمونن، خیلی از پرسنل اخراج کردند و هنوز تسویه نکردن ، در هرجایی هم که سرمایه گذاری کردند به فنا رفته ، نمونش فلایتیو ،
شرکت هایپراستار را تجربه کردم و در بخش واحد مارکتینگ بودم. به ویژه به نیروهای تازهکار توصیه میکنم؛ رزومهشان را تقویت میکند و در کل بهصورت جدی و با رویکردی بینالمللی، دیسیپلین کاری را میآموزند. برای من، این تجربه خیلی ارزشمند بود به جز سال آخر.
تایگر هم مثل همه سازمان های دیگر دارای معایب و محاسن هست دارای شاکله و نظم خوبیه به عنوان کسی که یکسال کار کردم در این شرکت کار کردن در این شرکت تجربه متفاوت و خوبیه
به نظر من شرکت بسیار خوبی هستش در مقایسه با شرکتهای دیگه حقوق به موقع واریز میشه ساعت کاری از 9 صبح شروع میشه اگه ضمانت میگیره خوب همه شرکتهایی که در زمینه نرم افزار و سخت افزار کار میکنند ضمانت می گیرند و اینکه شرکتی که حدود 100 نفر پرسنل داره مگه میشه شرکت بدی باشه؟ پس چرا این همه کارمند مشغول به کار هستند؟ و اینکه کلی از کارمندها سابقه کارشون بالاتر از 5 سال هستش به نظرم دوستان دیگه خیلی اغراق کردن و بی انصافی دارن میکنن
شرکت بهاران برای من آغاز خوبیهای داشت اما با کنار رفتن همکاران باتجربه و ورود مدیران تازهنفس که تفکر صنعتی و پادگانی به مدل کارشون داده بودن، اوضاع به مرور تغییر کرد و تصمیمهای آزمون و خطایی متعددی گرفتم که باعث شد همه متخصصان با حقوق پایین، از شرکت فاصله بگیرن. حالا وضعیت به گونهایه که سطح توقع خیلی از کارا بالاست اما واقعا مهارت و تخصص لازم رو نمیبینم، و این موضوع برای تازهواردها هم ترسناکه چون توهم اینکه خیلی بلدن، ممکنه گرفتار اونجا بمونن و مهارتی به دست نیارن. علتش رو عدم درک درست مدیران از نیروها میدونم. همچنین وجود بخش منابع انسانی رو نمیشناسن و مدیریتشون هیچ تمایلی به احترام گذاشتن به افراد ندارن. من بعد از پنج سال کار کردن، تقریبا با همهچیز نگران و ناامید شدم. خوشبینی من نسبت به نسل قدیمی بهاران همچنان هست و سپاسگزارم از اون افرادی که قبلن توی شرکت بودن و حالا در شرکتهای بزرگتر ایران کار میکنن. بهاران به شدت تغییر کرده و امیدوارم دوباره جان بگیرد.
فشار کاری بسیار بالا درسته حقوقش به موقع است ولی اکثر مواقع اشتباه واریز میکنند در حرف ادعا میکنند شما از جهت احترام با مدیر عامل فرقی ندارید ولی در عمل رفتارهای غیر سازمانی دارند من دفتر ظفر بودم میدیدم طبقه اول که مسول پذیرش بودند چه جوری با بایکرها رفتارهای اهانت آمیز داشتند کارمندانش به زور ۲ سال سابقه کاری داشته باشند همیشه جلسات مصاحبه دارند جالب این جاست که نزدیک عید با خیلی از کارمندانش قطع همکاری میکرد من ۶ ماه تمام به خاطر نبود نیرو نتونستم مرخصی برم و آخرش استعفا دادم الآنم با گذشت سه ماه نه با من تسویه میکنند نه منابع انسانی و مالی جوابگو هستند تو سمت سازمانی من هر همکاری رو دیدم بعد یک تایمی استعفا داد در کل اینجوری بگم چیزی که من تو این سازمان دیدم امکان ارتقای شغلی و پیشرفت براتون وجود ندارد که بماند شما پسرفت هم میکنید چون محیط بسیار خاله زنک و پر حاشیه داره
باورم این بود که در فیوتک تجربهای تازه و مطلوب از پروژههای اجرایی را پشت سر بگذارم، اما واقعیت فرق میکرد. مدیریت شرکت به شدت ضعیف بود و روند کارها به سمت فروپاشی میرفت. شورا و هیئت مدیره به مدیران سطح میانی اعتماد چندانی نداشتند و این مسئله باعث بستهشدن دست آنها در تصمیمگیری شد. پرداخت حقوق نیز با بینظمی زیادی همراه بود و تاریخهای مشخصی برای پرداخت وجود نداشت. جلسات نهایتا به نتیجه نمیرسیدند و همچنان گرههای زیادی بیپاسخ میماندند. واحد مالی ناپایدار و ناکارآمد به نظر میرسید و سیستمهای داخلی به طور کلی پاسخگو نبودند. منابع انسانی و شأن کارگر برای مجموعه هیچ ارزشی قائل نبودند و این فضایی نبود که منتظرش باشم.
هدف از کار کردن یا کسب درامده یا رشد مهارت فنی یا هردو هرکدوم از اینها باشه سداد جای خوبی برای رسیدن به این اهداف نیست چون هم حقوق پایینه هم محیط فقط شخصیتتون رو تغییر میده و بار فنی نداره مثال میزنم در سداد خانم مدیر "س.خ" تیم اپلیکیشن مدیر بودند اما هیچ توانایی در حل ومدیریت مشکلات فنی نداشتند و میدونید تنها کاری که میکردند چی بود؟تایید و رد مرخصیها و ورود و خروجها و یه کار خییییییییییییلی مهم و حساس ،محاسبهه زمان پریود خانمهای تیم اخه در سداد خانمها در ماه یکروز میتونستم مرخصی باحقوق برای پریود بگیرن .این مدیر ابرقدرت مینشست از این ماه به اون مله حساب کنه ببینه طرف پریودشو درست زده یا نه...که البته چون هیچکس ادم حسابش نمیکرد واقعا یکی از خانمها لو رفت که هروقت دلش مرخصی میخاد از این نوع استفاده میکنه همین مدیر یکی از نوچه هاشو تربیت کرده بود از گوشیهای بچه ها اطلاعات در بیاره..یعنی خیلی راحت گوشی طرفو با رمزش که از قبل بدست اورده بودن گوشیو باز میکردن و....(جزییاتش بماند) شما ببین اون نوچه که هیچی جز عزیزم عزیزم مدیر بهش نمیرسید چقد تهی بود که شده بود سگ دست اموز س.خ درسته این تیم مدیریتی برچیده شد ولی جو سداد طوریه که ادم سالم توش موندگار نیس ادم عوضی توش عوضیتر میشه پس هیچوقت درست نمیشه
سلام.۳سال تو این شرکت بودم.تو واحدی که به گفته ی خودشون خیلی مهمه.و تقریبا آچارفرانسه بودم.خیلی از کارها و جشن ها با اومدن بنده تازه باب شد و همیشه بفکر همه چی و همه جا بودم تا جومون دوستانه باشه.مثل همه جا روزهای خوب و بد داشت.خیلی وقتا حقوقمون چندروز دیر چ زود میشد.اما به محض اومدن خانومی تو منابع انسانی کلا سیستم شرکت عوض شد!همه تم جاسوسی گرفتن،تلفن و مکالمه ها شنود جوری که فکرمیکردی توی زندان هستی!!! رفتارشون چاپلوسانه ی تمام بود.تو روت خوب بود و پشتت برای زیراب زدنت همه کاری میکرد.از وقتی این واحد اومد جشنها مدلش عوض شد،همکارا مثل قبل روابطشون دوستانه نبود،هرلحظه پای دوربین داشتی کنترل میشدی حتی گوشی تلفنت و پیامای شخصیت رومیخوندن!و این باعث شد من استعفا بدم و بیام بیرون.سنوات و سفته ها بعد ۳_۶ ماه اونم پیگیری و تهدید ب شکایت تونستم دریافت کنم.و از دوستان میخوام به هیچ عنوان باتوجه به وجود این خانم پاشون رو اونجا نذارن چون واقعا چیزی جز تنش،استرس و جو عصبی و سمی هیچ چیزی نداره.و انقدر روی مدیریت با چاپلوسی نفوذ دارن که در کسری از ثانیه زیرابتون رو میزنن اینم بگم خقوق اونجا اسمش وزارت کاریه اما سر هر داستانی اونقدر ازت کم میکنن ک به پایه وزارت کارم نمیرسه!هر تاخیر سه برابر کم میشه،هر مرخصی باتوجه به حساب کتاب خودشون باز یه مبلغی ازت کم میشه!موقع اتمام ساعت کاری باید اگر کاری بود میموندی و جزو وظایفت بود و اگر اینکارو نمیکردی تا هفته ها باید با رفتار غیر حرفه ای مدیریت مواجه میشدی خلاصه بهتون پیشنهاد نمیکنم
اول به من وعدههای گرمی میدن و از روزای اول به ظاهر محیطی دوستانه و صمیمی نشون میدن تا حس راحتی کنم. میفهمم که برخوردشون خیلی گرم و محبتآمیزه تا به همکاریا نزدیک بشن، اما به محض این که باهاشون همرنگ بشی احساس میکنی پشت این رفتارها یه اصول زیرکانه هست که شاید برای دوام کار لازمه پارهای از واقعیتها رو نادیده بگیریم. بین همکارا تفاوت قائل میشن و هرچی که بگن با لبخند قبول میکنی چون به نظرشون این طبیعی و پذیرفته است. ساعات کار هشت تا نه ساعته ولی بهزعم خودشون فقط هشت محاسبه میشه و با نیم ساعت ناهار و گاهی سرویسدهی یا قطع و وصل تلفن، میزان زمان رو کم میکنن. مرخصی به سختی داده میشه و اگر بخوای خارج بشی با تهدیدی از نظر سفته یا سنوات مواجه میشی. حقوق بعضی از همکارا از حداقلهای قانونی کمتره و پرداختها چند مرحلهای و با تاخیر انجام میشن. منابع انسانی رفتاری تند و قاطع داره که باهاش برخورد میکنن و هرچی اعتراض کنی رو قانونه میدونن و اجازهی ابراز نظر نمیدن. روزهای مختلف گاهی با مشتریهای پرتنش پر میشه و من هم گاهی شاهد درگیری و داد و فریاد اونجا بودهم. روی قراردادها خیلی محتاط باشی چون به نظر میرسه صحت و وضوح کامل وجود نداره و خیلی از تعهدات رو مبهم میگن یا زیرش میزنن. هر قولی که داده باشن در نهایت ممکنه به شکل دیگری بیان بشه و تو رو با اصطلاحاتی سردرگم کنند. فضای کار حس میشه که دوربین و شنود وجود داره و با بعضی از رفتارها، احساس کنترل شدید روی کار و زندگی شخصی رو میدیدی، حتی گواهی چتهای خصوصی هم قابل بررسی است. در مجموع، واقعا احساس میکنی که انتشار حقیقتها با توهم روشنفکری و کرامت کاری متفاوت میشن و برخی از وعدهها با واقعیت همسو نیستن.
شرکت بادبادک هفت آسمان برای من تجربهای پرتنش بود؛ اول کار با وجود مدیرعامل و خانوادهاش، محیطی پر از حاشیه و تشنج دیدم، چون هر چیز مثل دوربین، صدا و تصاویر صفحهنمایش بهطور مداوم ضبط میشد. فضای کار انگار با بیاعتمادی همراه بود و گاهی حس میکردم که همه نسبت به هم پشتپا میزنند یا نقشهای دارند، بهخصوص درباره روابط کاری بین همکاران که بیشتر به یکدستسازی روابط شبیه میشد. بهخاطر این جو، حقوق به موقع پرداخت نمیشد و اخراج هم بهراحتی امکانپذیر بود.