من الان حدود یکسال هست که توی این شرکت کار میکنم...یکی از دوستانم بهم پیام داد که «فلان جا در مورد شرکتتون خوندم واقعا چطوری اونجا کار میکنی؟!»...پرسیدم که چرا اینطورمیگه و گویا نظرات رو اینجا خونده بوده....اومدم نظرات رو خوندم ولی نه فقط برای هیوا نگاهی به چندتا شرکت دیگه م انداختم 😕..خیلی جالبه که ۹۰درصد از همه شرکتها نظرات منفی ثبت کردن...یه چیزی شبیه کوچ پرنده ها😄 مثل اینه که یه گروهی از یه شرکتی میرن یه شرکت دیگه و از همه شرکتای قبلی ام ناراضی ان...انقدر همه چی تکراریه...واقعا چی باید باشه که دوست داشته باشن؟؟؟..نمیدونم تعریف شما از کار چیه ولی من معیارهایی روبرای کار توی ذهنم دارم که توی شرکت هیوا بهش رسیدم...مدیر متعهد و مسئولین پذیر،محیط کاملا سالم به معنای کامل،تایم کاری معقول،پاداش، حقوق اول ماه بدون تاخیر و در یککلام امنیت شغلی برای کسیکه دنبال کار کردنه...محیط کار اسمش روشه..یه تایمی رو میریم یه کاری رو انجام میدیم و بابتش حقوق دریافت میکنیم قرار نیست دورهم بشینیم صبح ریلکس کنیم و ظهرهم بعد از صرف ناهار یه چرت عصرگاهی داشته باشیم و عصر هم یه چایی میل کنیم و بریم منزل در کنار خانواده😁...من از بقیه شرکت ها خبر ندارم ولی با توجه به تجربه م،شرکت هیوا گزینه معقولی هست فقط کسی که میاد برای کار توی هیوا باید مسئولیت پذیر باشه چون قراره راهنما باشه و فردی که تماس میگیره به پیشنهادات و صحبتاش اعتماد میکنه فقط همین،بقیه چیزایی که لازمه رو خود شرکت بهمون اموزش داد و همراهمون بود تا کامل مسلط بشیم چون براشون خیلی مهمه که اطلاعات درست به مشترک بگیم چون هر روز اینو بهمون یاداوری میکنن.... امیدوارم هرکسی مشغول به کاری بشه که استعداد و علاقه شو داره چون مشاوره مثل فتح قله ست از پای کوه دست مشترکت رومیگیری و همراهیش میکنی تا قله،که از مسیر درست برسه به قله اهدافش.... که قطعا هرکسی تواناییش رو نداره که همراه خوبی باشه....
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من قبلا در این شرکت کار میکردم و دیدم ****** هم بودم که متاسفانه شاهد فساد اخلاقی ایشون بودم که سعی میکرد که با همکاران خود روابط خارج از چهار چوبی ایجاد کند که حالا این موضوع شخصی هست و از اونجایی که حتی با کارفرما هایی متاهل حتی وارد رابطه میشد و باعث این رود که از شرکت اخراج شود و بعد متوجه شدم که دائم در تور های گردشکری مختلف سفر میکند برای ان که افرادی رو پیدا کند که بتونه هزینه های سفرش رو گردن اون افراد بندازه متاسفانه از هر به هیچ موضوع اخلاقی پایند نبود مخصوصا و برای پول و یا هزینه سفر حاضر بود با هم فردی تو هر سنی روابط نامشروع داشته باشد
پارتی بازی و آشنا بازی لخت و عریان و آزار جنسی بسیار مصرف و حمل مشروبات الکی آزاد خرابکاری در بازار جشن های مختلط با روابط جنسی کثیف و مست بودن پول حرام حرف های زشت و زننده که لایق خود و خانواده هاشون هست اینا ناموس شون رو حراج میکنن و کاملا بی غیرت و بی ناموس هستند تعرض به دختران داخل شرکت یه مشت لاشخور به اسم مدیر ولی هیچ تخصصی ندارن باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند
این شرکت یک محیط واقعی علم آموزی و تجربه آموزی هست تنها شرکت شمالغرب کشور هست که دهها پروژه ملی سفارش مشتری را اجرا کرده است ابزارها و محصولاتی که در این شرکت طراحی شده است واقعا بی نظیر هستند و سطح آنها بسیار بالا هست. طی چند سال گذشته این شرکت بر روی سامانه های بزرگ و مبتنی بر معماری میکروسرویس کار کرده است و در حال حاضر تمام پروژه ها با استفاده از معماری میکروسرویس انجام می گیرد جمع صمیمی ، سالم و دوستانه ای در شرکت برقرار هست و هر تیم یک مدیر پروژه دارد که سعی در ارتقا پرسنل خود و کمک دارد. حجم کار در این شرکت بسیار بالا هست و انتظار این هست که سرعت عمل بالا باشد سیستم پرداخت حقوق در این شرکت بصورت تسکی می باشد و سقف و کف حقوق وجود ندارد به همین خاطر حقوق برای کارشناسانی که تخصص بالایی دارند بسیار خوب می افتد اما پرسنلی که ضعیف هستند و کند می باشند عملا دریافتی کمی دارند.
دوستان توقع دارن جو بکارن زعفرون برداشت کنند...وقتی ملتی هستیم که ... رو از گوشت کوبیده تشخیص نمیدیم و بهمون یه پست تخصصی پیشنهاد میشه میگیم مگه بقیه از اول بلد بودن؟من نرم یکی دیگه میره.اینهمه مفتخور چرا من نه؟ و..... از این بهتر نمیشه برنامه نویسی که در سداد منتظر مدیر شدن بودن رفته مصاحبه با ارفااااااااااااااق سطحشو میدلول زدن چرا در سداد سنیور بود؟چون از لاسیدن با مدیرش که الان در مفید مشغوله کم نمیذاشت ایا همون مدیر نمیدونست این خانم بیسواده؟چرا میدونست ولی میگفت گوربابای سازمان بذار عقده های ج.ن.س.ی مو در یابم معلومه هرمدیر عاملی با اتوبوس خودش میاد همه جای ایران همینه.ولی تویی که معترضی ...شو داشتی بری اعتراض کنی یا ته هنرت اینجا کامنت گذاشتن بوده؟ بترسید و لاپوشونی کنید ببینید چی میشه
شرکت ارمغان راه طلایی بدترین تجربه کاری زندگی من بود از ابتدا بگم که اطلاعاتی که توی آگهی استخدامی میزنن اصلاصحت نداره مثلا مزایا پاداش یا بن غیر نقدی اصلا وجود خارجی نداره حقوق توافقی معنی نداره هر چیزی که خوشون تمایل داشتن تو قراردادی که حتی اجازه خوندنشو نداری مینویسن و منابع انسانی بسیار ضعیف عمل میکنه کارش هم فقط قرارداد پرسنل هست چون هیچ رفاهیاتی نداره و عملا کاری هم ندارن انجام بدن نحوه رفتارشون با پرسنل به اندازه نیازشون به اونا بستگی داره و یه چیزی بسیار آزار دهنده است اینه که پشت سر پرسنل همیشه حرف میزنن و بسیار آدمای دورویی هستن همینطور در مورد پرسنلی که از شرکت رفتن، ولی از کارمندا چیزای دیگه میشنوی چون از شرکت رفتن مدیرا این حرفا رو میزنن و اصلا نمیخوان قبول کنن که به خاطر مدیریت ضعیف و چاله میدونی خودشون هست که نیرو یک ماه هم دووم نمیاره و هنوز درست با شرکت آشنا نشده تا قبل از اینکه درگیر کار بشن از این شرکت میرن این سیاست مدیرا بسیار آزار دهنده و غیر حرفه ای هست که هیچ تشکری از پرسنل نمیکنن به خاطر این رفتار همه پرسنل رفتار دوگانه ای با مدیریت دارن و پشت سرشون همش حرف میزنن ناراضی هستن این وجهه بسیار بدی داره مدیریت همش فکر مسائل شخصی خودشون هستن و انگار شرکت رو به امون خدا سپردن و مسئولیت رو به کارمندا دادن تمام استرس کار به عهده پرسنل هست مدیر عامل شرکت کلا تو هپروت هست و حرفای غیر واقعی میزنه بیشتر شبیه جوک هست تا واقعیت مدیر فنی یه انسان فوق العاده از خود راضی و بسیار بی ادب مدیر فروش یه انسان بی وجدان که انسانها رو با پول میسنجه و انگار رباط استخدام کرده حتی حرف زدن همکارا با هم رو گیر میده انگار اسیر گرفته یه برادر دیگه دارن که اصلا رد داده اصلا ترجیحا حرفی در موردش نمیزنم چون روانش کلا به هم ریخته است مسائل شخصیشو به همه جار میزنه خلاصه اینکه من کار کردن تو این محیط داغون رو به هیچ کس پیشنهاد نمیدم چون یه تجربه بسیار بد بود و اینکه کارمندایی که تو شرکت هستن صرفا به خاطر اینکه واقعا مجبورن و به کار احتیاج دارن موندن تعدادشون هم خیلی کمه انقدر نیرو میره و میاد خسته کننده میشه شرکت کلی درگیری مالی داره و این برای کارمندا خوب نیست همون حقوق هم درست دریافت نمیکنن کار کردن تو این شرکت بسیار آزاردهنده بود آثارش تا چند وقت روح منو آزار میداد .
سلام دوستان، من سلیمی هستم و سه ماه پیش کار تغییر آدرس و پلمپ دفاتر را به این شرکت سپردم و هزینهاش را پرداخت کردم. هنوز تا امروز که دهم اردیبهشت سال هزار و چهارصد و سه است این کار انجام نشده. به کسانی که تصمیم دارند امور اداریشان را به این شرکت بسپارند، توصیه میکنم با احتیاط برخورد کنند و از تجربه من درس بگیرند.
تا الان که من اینو مینوسم 3 تا از بچه های رمزارز استعفا دادن جالبه از خودشون پرسیدم گفتن هیچ کس به هیچ جاش نبوده و ز.ح که اصلا الان رفته صرافی رقیب. حالا 2 روز قبل ک.ا اومد گفت آقا استعفا ندید و درست میشه و اینا بازم به نظرم اینا وعده سر خرمنه و ک.ا بره دکتر خ هم میره در نهایت هیچی درست نمیشه. دکتر ت و دکتر ر اگر میخواستن درست کنن تا الان پردازش درست شده بود. دکتر س و دکتر ز اگر میخواستن درست کنن 40 50 % ساختمون نگین رو امسال تعدیل نمی کردن. کاریزما با سال به سال مدیریت اشتباه و خرج اضافی کفگیرش ته دیگ خورده. اصلا معلوم نیست چه خبره به ک.ا گفتن برو باز گفتن بیا باز فردا میگن برو باز ... در نهایت، یک شرکت برای موفقیت نیاز به رهبری قوی، برنامهریزی دقیق و مدیریت بهینه منابع داره. اگر کاریزما به دلیل مدیریت ضعیف و هزینههای اضافیش دچار مشکل شده، وقتشه که تغییرات اساسی ایجاد بشه. بدون شفافیت و استراتژی مشخص، این نوسانات و بیثباتیها در نهایت از بخش رمزارز یک پردازش جدید درست میکنه!
من در بدو ورود به این شرکت اخلاق حرفه ای رو درکنارتعامل خوب وسازنده عوامل شرکت به وضوح دیدم.شرکتی پویاکه هیچگونه نیازی به تعریف یاتمجیدکسی نداره.چیزی که اینجاحاکمه آرامش،تواضع ،پشتیبانی و همکاری منعطف هست.
در جواب اونی که پرسید شما چیکار میکنی من تو تیم یکی از همین لید های بی لیاقت پردازشم که تو عمرش هیچ جایی هیچ سمتی نداشته. جوابت سادس شما اصلا کاری لازم نیست بکنی به معنای واقعی کلمه تو شرکت بشین کارای خودتو بکن نه چیزی بگو نه مخالفتی بکن نه هیچی، استااااده شما الان بیشتر از یک ساله که پردازشه و زبانمو کار کردم برنامه رفتنمم کارشو ددارم میکنم بازم من فرمولاشو بهت میدم: D: کار or انتقاد or سواری ندادن => زیرآب => پس رفت شغلی => گود بای نکته1: خانم باشید که سواری مشخصه چی میشه، آقا باشید هم باید انتظار هر نوع بیگاری رو داشته باشی نکته2: اگر or نباشه در فرمول و and باشه مستقیما میری ملکوت زیرآب and کلمات قلمبه and دست مال به دستی => پیشرفت => لید => مدیر نکته1: مالش باید علنی باشه مثه کسایی که از طرح خرید سهام حمایت کردن نکته2: زیر آب باید غیر علنی باشه مثه سامی که میگفت منننننن رفتممممم گفتممممم تو رو ارتقا بدن در صورتی که همون جا داشت زیرآب طرفو میزد نکته3: کلمات قلمبه رو حتی لازم نیست معنیشو بدونید کافیه و گاه و بیگاه حتی شده بیجا استفاده کنی نکته 4: اگر وسط فرمول or بزاری خب پیشرفتت طوووووولانی میشه
برای بهمن ماه سال هزار و چهارصد و دو، رزومهام را به این شرکت ارسال کردم و حدود دو هفته بعد با من تماس گرفتند تا مصاحبه داشته باشم. اولین گفتوگو مربوط به واحدی نبود که رزومه را برایش فرستاده بودم و سوالاتی پرسیدند که آمادگیام برایشان کم بود و سبک سوالها برایم عجیب بود؛ با این حال از آنجا که رشتهام نرمافزار بود، احتمال دادم که سوالها جنبه توسعه نرمافزار هم دارد. پس از آن مصاحبه، با بالا بردن اطلاعاتم در حوزه پرداخت الکترونیک، دوباره برای مصاحبه تماس گرفتم. نکته جالب این بود که مدیر واحدی که قرار بود با من مصاحبه کند از مصاحبه قبلی من خبر نداشت و گفت که اصلا با مدیر بخش دیگری مرتبط نیست؛ پس از حدود دو ساعت، با مدیر مربوطه مصاحبه انجام شد و پس از دو هفته نخستین تأیید را دریافت کردم. مصاحبهها به تدریج پیش رفت و با توجه به پیگیریهای منابع انسانی گفتند حکم من تأیید شده؛ اما چون عید نزدیک بود، تصمیم بر این شد که کار از پس از عید آغاز شود. با گذشت چند ماه، هنوز حکم سال جدید تأیید نشده و زمانی هم مشخص نمیشود. این بیثباتی باعث شد فرصتهای خوب زیادی از دستم برود و حتی در اینجا هم وضع کار مشخص نباشد. هر بار پیگیری میکنم فقط عذرخواهی میکنند و میگویند تأیید دست مدیرعامل شما هم «حداقل تأیید» را گرفته است و جای نگرانی نیست. از بس طول کشید، در حال حاضر که سال جدید است، تازه گفتند که باید مراقب باشید فرصتهای شغلیتان از دست نرود اما منتظر تماس از طرفشان هم باشید. چنین بینظمی در شرکتی که بخشی از مجموعههای بانکی محسوب میشود، واقعا عجیب و ناامیدکننده بود. من دیدگاه خود را نوشتم تا دیگران اگر قصد ارسال رزومه دارند، قبل از هر چیز از بیبرنامگی کار این مجموعه مطلع شوند و منتظر پاسخ نکرده باشند.
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
یکی از بدترین تجربه های کاری من در این شرکت بود! یعنی اگر حوصله تون سر رفته و می خواید هیچی به علم و تخصصتون اضافه نشه بیاید اینجا. نه حقوق درست حسابی میدن، نه پای حرف و قول و قرارهاشون میمونن، ازتون سفتهی چند میلیونی میگیرن و آخرم حقوق نمیدن و بدون تسویه مجبور به ترک محل کار میشین و اونا هم از خدا خواسته. رفتار منشی شرکت هزاربار بدتر از خود مدیریت شرکت هست و من واقعا از اینکه وقت و عمرم رو برای این شرکت هدر دادم برای خودم متاسفم!
شاید وقتی به تیم رسیدم، فقط سه نفر بودن و الان تعداد اعضا به سی و پنج نفر رسیده. آنیجا بدون سرمایهگذاری خارجی و به شکل بوت استرپ رشد کرده و همین حالا با تیم قدیمی این حوزه رقابت میکنیم. از روز نخست، محیطی دوستانه و صمیمی در شرکت دیدم و مدیر و بنیانگذار آنیجا با انگیزه زودتر از همه به محل کار میآمدند و تا آخر روز میماندند؛ در طول سالها این روند تا جایی که امکان دارد حفظ شده و تا حد ممکن کنار تیم برای حل مسئله حضور دارند. احساس عضویت در زیرمجموعه این شرکت رو تجربه کردم و حس خوبی دارم. نقش من در آنیجا به پژوهش و بررسی برای طراحی امکانات جدید در اپلیکیشن مربوط میشود. با توجه به این که فعالیت ما حول رزرو اقامتگاه است، روزانه بازخوردهای زیادی دریافت میکنم و من مسئولم بر پایه نیاز بازار و مخاطبان، راهحلهایی برای بهبود روند کسبوکار ارائه کنم.
شرکت پردازش مالی کاریزما روند کاریش اینطوریه: ازت کار میخوان در حد یه freelancer 7 x 24 موارد بیزنسی در حد یه آگهی بازرگانی 30 ثانیه بهت توضیح میدن شفافیت برای تسک در حد یه لیوان پر لجن که اصلا تهش معلوم نیست حسادت تیم لید در حد بوندسلیگا تعهد مدیران در حد یه خیار چمبل حقوق در حد معلم پرورشی آموزش پرورش دست جیغ هوراااااااااا
بعنوان کسی که در شرکت های بانکی مختلف کار کردم عرض میکنم این شرکت از نظر منابع مالی وضعیتش خیلی خوبه . پایه حقوق و مزایاش نسبت به ناواکو و امید و بهسازان بهتره از خدمات انفورماتیک ضعیفتر هست. تخریب برخی از افراد رو گوش نکنید . این شرکت برای 120 ساعت اضافه کاری چیزی به شما نمیگه و عملا امکان اینکه دوبرابر حقوق بگیری هست. از طرفی غربه تهرانه و دور از ترافیک مرکز و شرق تهران هست و از طرح آلودگی و ترافیک دوره. اینا همش مزیته. تنها عیب اصلی ش اینه که فنی نیست و به عبارتی برای افراد خیلی تلنت و فنی مناسب نیست. چون مدیران ارشد شرکت عموما بانکی هستند و سطحشون پایینه و بشدت باند باز . تاکید میکنم برای 30 ساعت اضافه کاری شما باید در شرکت های مطرح حتی خدمات دلیل بیاوری ولی شرکت گسترش واقعا اینطوری نیست و از اول اضافه کار رو دست بالا میدادن. دو پایه حقوق به مناسبت مجمع شرکت میدن در سال . که حقیقتا خوبه از اکثر بانکی ها که دوستان میگن. سعی کردم واقعا بی طرفانه حرف بزنم
دراینجا بود که فهمیدم شرکتها هم مانند بقیه استارتاپهای ایران وقتی به مشکل میخورند بدون برنامهریزی و لیدر قوی مدیریت، به بحران میرسند و اینجا هم اوضاع مشابه بود. حقوقها به موقع پرداخت نمیشد و بیشتر از شش تا هفت ماه از آنها خبری نبود؛ در نتیجه اکثر همکاران از شرکت رفتند و منجر به فشار برای دریافت حقوق شدیم. مدیریتی که وجود داشت، فاقد ساختار و رهبری مشخص بود و واقعا ناامیدکننده بود؛ اگر شما دنبال فضای مدیریتی منضبط نیستید، باید این نکته را دقیقا در نظر بگیرید. برای تسویه حساب هم به شدت با کراهت با ما رفتار میشد و اگر با شرکت آشنا نیستید، میتوانید از طریق جستوجوی لینکدین از وضعیت شرکت مطلع شوید. فرقی ندارد شما در چه پوزیشنی باشید، چون اوضاع شرکت برای همه یکسان بود. نقش مدیر دفتر و برنامهنویس فرانتاند، بکاند و توسعه زیرساختها و دیگر امور همواره در همین سطح باقی میماند و هیچ تغییر قابل توجهی در شرایط شما ایجاد نمیشد، چون شرکت دیگر پولی برای کارش ندارد. به عنوان آخرین گزینه به سراغش میرفتید.
به نظر میرسد که شرکت بهروز نیک نسبت به نیروهای تازهکار بیثبات است و از نظر نظم و ساختار کارگاهی با مشکلات زیادی روبهرو است. از دید من به عنوان ویزیتور، ارزش دادن به نیروی کار نابلد وجود ندارد و این امر موجب بینظمی میشود و نیاز فوری به اصلاح دارد. در کنار این مسائل، خاطراتی از دهه شصت با دوستی دارم که با او خاطرهای مشترک داریم.
در شرکت آریانیک فضای کار بهشدت دوستانه است و همهی اعضا بیشتر به انجام وظایف و نتیجهدادن کار متمرکزند تا حواشی معمول شرکتها. اگر تسلط کافی روی کار داشته باشی، فرصتهای رشد عالی است.
در این شرکت بافت تیمی قوی و فضای کاری دوستانه را تجربه کردم و از همه نظر رضایت داشتم. مدیریت کارآمد و تیم حرفهای، محیطی سالم و مناسب برای پیشرفت ایجاد کرده بود. به گفته من، آریانیک یکی از بهترین مکانها برای رشد حرفهای است.
من الان حدود یکسال هست که توی این شرکت کار میکنم...یکی از دوستانم بهم پیام داد که «فلان جا در مورد شرکتتون خوندم واقعا چطوری اونجا کار میکنی؟!»...پرسیدم که چرا اینطورمیگه و گویا نظرات رو اینجا خونده بوده....اومدم نظرات رو خوندم ولی نه فقط برای هیوا نگاهی به چندتا شرکت دیگه م انداختم 😕..خیلی جالبه که ۹۰درصد از همه شرکتها نظرات منفی ثبت کردن...یه چیزی شبیه کوچ پرنده ها😄 مثل اینه که یه گروهی از یه شرکتی میرن یه شرکت دیگه و از همه شرکتای قبلی ام ناراضی ان...انقدر همه چی تکراریه...واقعا چی باید باشه که دوست داشته باشن؟؟؟..نمیدونم تعریف شما از کار چیه ولی من معیارهایی روبرای کار توی ذهنم دارم که توی شرکت هیوا بهش رسیدم...مدیر متعهد و مسئولین پذیر،محیط کاملا سالم به معنای کامل،تایم کاری معقول،پاداش، حقوق اول ماه بدون تاخیر و در یککلام امنیت شغلی برای کسیکه دنبال کار کردنه...محیط کار اسمش روشه..یه تایمی رو میریم یه کاری رو انجام میدیم و بابتش حقوق دریافت میکنیم قرار نیست دورهم بشینیم صبح ریلکس کنیم و ظهرهم بعد از صرف ناهار یه چرت عصرگاهی داشته باشیم و عصر هم یه چایی میل کنیم و بریم منزل در کنار خانواده😁...من از بقیه شرکت ها خبر ندارم ولی با توجه به تجربه م،شرکت هیوا گزینه معقولی هست فقط کسی که میاد برای کار توی هیوا باید مسئولیت پذیر باشه چون قراره راهنما باشه و فردی که تماس میگیره به پیشنهادات و صحبتاش اعتماد میکنه فقط همین،بقیه چیزایی که لازمه رو خود شرکت بهمون اموزش داد و همراهمون بود تا کامل مسلط بشیم چون براشون خیلی مهمه که اطلاعات درست به مشترک بگیم چون هر روز اینو بهمون یاداوری میکنن.... امیدوارم هرکسی مشغول به کاری بشه که استعداد و علاقه شو داره چون مشاوره مثل فتح قله ست از پای کوه دست مشترکت رومیگیری و همراهیش میکنی تا قله،که از مسیر درست برسه به قله اهدافش.... که قطعا هرکسی تواناییش رو نداره که همراه خوبی باشه....
من قبلا در این شرکت کار میکردم و دیدم ****** هم بودم که متاسفانه شاهد فساد اخلاقی ایشون بودم که سعی میکرد که با همکاران خود روابط خارج از چهار چوبی ایجاد کند که حالا این موضوع شخصی هست و از اونجایی که حتی با کارفرما هایی متاهل حتی وارد رابطه میشد و باعث این رود که از شرکت اخراج شود و بعد متوجه شدم که دائم در تور های گردشکری مختلف سفر میکند برای ان که افرادی رو پیدا کند که بتونه هزینه های سفرش رو گردن اون افراد بندازه متاسفانه از هر به هیچ موضوع اخلاقی پایند نبود مخصوصا و برای پول و یا هزینه سفر حاضر بود با هم فردی تو هر سنی روابط نامشروع داشته باشد
پارتی بازی و آشنا بازی لخت و عریان و آزار جنسی بسیار مصرف و حمل مشروبات الکی آزاد خرابکاری در بازار جشن های مختلط با روابط جنسی کثیف و مست بودن پول حرام حرف های زشت و زننده که لایق خود و خانواده هاشون هست اینا ناموس شون رو حراج میکنن و کاملا بی غیرت و بی ناموس هستند تعرض به دختران داخل شرکت یه مشت لاشخور به اسم مدیر ولی هیچ تخصصی ندارن باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند
این شرکت یک محیط واقعی علم آموزی و تجربه آموزی هست تنها شرکت شمالغرب کشور هست که دهها پروژه ملی سفارش مشتری را اجرا کرده است ابزارها و محصولاتی که در این شرکت طراحی شده است واقعا بی نظیر هستند و سطح آنها بسیار بالا هست. طی چند سال گذشته این شرکت بر روی سامانه های بزرگ و مبتنی بر معماری میکروسرویس کار کرده است و در حال حاضر تمام پروژه ها با استفاده از معماری میکروسرویس انجام می گیرد جمع صمیمی ، سالم و دوستانه ای در شرکت برقرار هست و هر تیم یک مدیر پروژه دارد که سعی در ارتقا پرسنل خود و کمک دارد. حجم کار در این شرکت بسیار بالا هست و انتظار این هست که سرعت عمل بالا باشد سیستم پرداخت حقوق در این شرکت بصورت تسکی می باشد و سقف و کف حقوق وجود ندارد به همین خاطر حقوق برای کارشناسانی که تخصص بالایی دارند بسیار خوب می افتد اما پرسنلی که ضعیف هستند و کند می باشند عملا دریافتی کمی دارند.
دوستان توقع دارن جو بکارن زعفرون برداشت کنند...وقتی ملتی هستیم که ... رو از گوشت کوبیده تشخیص نمیدیم و بهمون یه پست تخصصی پیشنهاد میشه میگیم مگه بقیه از اول بلد بودن؟من نرم یکی دیگه میره.اینهمه مفتخور چرا من نه؟ و..... از این بهتر نمیشه برنامه نویسی که در سداد منتظر مدیر شدن بودن رفته مصاحبه با ارفااااااااااااااق سطحشو میدلول زدن چرا در سداد سنیور بود؟چون از لاسیدن با مدیرش که الان در مفید مشغوله کم نمیذاشت ایا همون مدیر نمیدونست این خانم بیسواده؟چرا میدونست ولی میگفت گوربابای سازمان بذار عقده های ج.ن.س.ی مو در یابم معلومه هرمدیر عاملی با اتوبوس خودش میاد همه جای ایران همینه.ولی تویی که معترضی ...شو داشتی بری اعتراض کنی یا ته هنرت اینجا کامنت گذاشتن بوده؟ بترسید و لاپوشونی کنید ببینید چی میشه
شرکت ارمغان راه طلایی بدترین تجربه کاری زندگی من بود از ابتدا بگم که اطلاعاتی که توی آگهی استخدامی میزنن اصلاصحت نداره مثلا مزایا پاداش یا بن غیر نقدی اصلا وجود خارجی نداره حقوق توافقی معنی نداره هر چیزی که خوشون تمایل داشتن تو قراردادی که حتی اجازه خوندنشو نداری مینویسن و منابع انسانی بسیار ضعیف عمل میکنه کارش هم فقط قرارداد پرسنل هست چون هیچ رفاهیاتی نداره و عملا کاری هم ندارن انجام بدن نحوه رفتارشون با پرسنل به اندازه نیازشون به اونا بستگی داره و یه چیزی بسیار آزار دهنده است اینه که پشت سر پرسنل همیشه حرف میزنن و بسیار آدمای دورویی هستن همینطور در مورد پرسنلی که از شرکت رفتن، ولی از کارمندا چیزای دیگه میشنوی چون از شرکت رفتن مدیرا این حرفا رو میزنن و اصلا نمیخوان قبول کنن که به خاطر مدیریت ضعیف و چاله میدونی خودشون هست که نیرو یک ماه هم دووم نمیاره و هنوز درست با شرکت آشنا نشده تا قبل از اینکه درگیر کار بشن از این شرکت میرن این سیاست مدیرا بسیار آزار دهنده و غیر حرفه ای هست که هیچ تشکری از پرسنل نمیکنن به خاطر این رفتار همه پرسنل رفتار دوگانه ای با مدیریت دارن و پشت سرشون همش حرف میزنن ناراضی هستن این وجهه بسیار بدی داره مدیریت همش فکر مسائل شخصی خودشون هستن و انگار شرکت رو به امون خدا سپردن و مسئولیت رو به کارمندا دادن تمام استرس کار به عهده پرسنل هست مدیر عامل شرکت کلا تو هپروت هست و حرفای غیر واقعی میزنه بیشتر شبیه جوک هست تا واقعیت مدیر فنی یه انسان فوق العاده از خود راضی و بسیار بی ادب مدیر فروش یه انسان بی وجدان که انسانها رو با پول میسنجه و انگار رباط استخدام کرده حتی حرف زدن همکارا با هم رو گیر میده انگار اسیر گرفته یه برادر دیگه دارن که اصلا رد داده اصلا ترجیحا حرفی در موردش نمیزنم چون روانش کلا به هم ریخته است مسائل شخصیشو به همه جار میزنه خلاصه اینکه من کار کردن تو این محیط داغون رو به هیچ کس پیشنهاد نمیدم چون یه تجربه بسیار بد بود و اینکه کارمندایی که تو شرکت هستن صرفا به خاطر اینکه واقعا مجبورن و به کار احتیاج دارن موندن تعدادشون هم خیلی کمه انقدر نیرو میره و میاد خسته کننده میشه شرکت کلی درگیری مالی داره و این برای کارمندا خوب نیست همون حقوق هم درست دریافت نمیکنن کار کردن تو این شرکت بسیار آزاردهنده بود آثارش تا چند وقت روح منو آزار میداد .
سلام دوستان، من سلیمی هستم و سه ماه پیش کار تغییر آدرس و پلمپ دفاتر را به این شرکت سپردم و هزینهاش را پرداخت کردم. هنوز تا امروز که دهم اردیبهشت سال هزار و چهارصد و سه است این کار انجام نشده. به کسانی که تصمیم دارند امور اداریشان را به این شرکت بسپارند، توصیه میکنم با احتیاط برخورد کنند و از تجربه من درس بگیرند.
تا الان که من اینو مینوسم 3 تا از بچه های رمزارز استعفا دادن جالبه از خودشون پرسیدم گفتن هیچ کس به هیچ جاش نبوده و ز.ح که اصلا الان رفته صرافی رقیب. حالا 2 روز قبل ک.ا اومد گفت آقا استعفا ندید و درست میشه و اینا بازم به نظرم اینا وعده سر خرمنه و ک.ا بره دکتر خ هم میره در نهایت هیچی درست نمیشه. دکتر ت و دکتر ر اگر میخواستن درست کنن تا الان پردازش درست شده بود. دکتر س و دکتر ز اگر میخواستن درست کنن 40 50 % ساختمون نگین رو امسال تعدیل نمی کردن. کاریزما با سال به سال مدیریت اشتباه و خرج اضافی کفگیرش ته دیگ خورده. اصلا معلوم نیست چه خبره به ک.ا گفتن برو باز گفتن بیا باز فردا میگن برو باز ... در نهایت، یک شرکت برای موفقیت نیاز به رهبری قوی، برنامهریزی دقیق و مدیریت بهینه منابع داره. اگر کاریزما به دلیل مدیریت ضعیف و هزینههای اضافیش دچار مشکل شده، وقتشه که تغییرات اساسی ایجاد بشه. بدون شفافیت و استراتژی مشخص، این نوسانات و بیثباتیها در نهایت از بخش رمزارز یک پردازش جدید درست میکنه!
من در بدو ورود به این شرکت اخلاق حرفه ای رو درکنارتعامل خوب وسازنده عوامل شرکت به وضوح دیدم.شرکتی پویاکه هیچگونه نیازی به تعریف یاتمجیدکسی نداره.چیزی که اینجاحاکمه آرامش،تواضع ،پشتیبانی و همکاری منعطف هست.
در جواب اونی که پرسید شما چیکار میکنی من تو تیم یکی از همین لید های بی لیاقت پردازشم که تو عمرش هیچ جایی هیچ سمتی نداشته. جوابت سادس شما اصلا کاری لازم نیست بکنی به معنای واقعی کلمه تو شرکت بشین کارای خودتو بکن نه چیزی بگو نه مخالفتی بکن نه هیچی، استااااده شما الان بیشتر از یک ساله که پردازشه و زبانمو کار کردم برنامه رفتنمم کارشو ددارم میکنم بازم من فرمولاشو بهت میدم: D: کار or انتقاد or سواری ندادن => زیرآب => پس رفت شغلی => گود بای نکته1: خانم باشید که سواری مشخصه چی میشه، آقا باشید هم باید انتظار هر نوع بیگاری رو داشته باشی نکته2: اگر or نباشه در فرمول و and باشه مستقیما میری ملکوت زیرآب and کلمات قلمبه and دست مال به دستی => پیشرفت => لید => مدیر نکته1: مالش باید علنی باشه مثه کسایی که از طرح خرید سهام حمایت کردن نکته2: زیر آب باید غیر علنی باشه مثه سامی که میگفت منننننن رفتممممم گفتممممم تو رو ارتقا بدن در صورتی که همون جا داشت زیرآب طرفو میزد نکته3: کلمات قلمبه رو حتی لازم نیست معنیشو بدونید کافیه و گاه و بیگاه حتی شده بیجا استفاده کنی نکته 4: اگر وسط فرمول or بزاری خب پیشرفتت طوووووولانی میشه
برای بهمن ماه سال هزار و چهارصد و دو، رزومهام را به این شرکت ارسال کردم و حدود دو هفته بعد با من تماس گرفتند تا مصاحبه داشته باشم. اولین گفتوگو مربوط به واحدی نبود که رزومه را برایش فرستاده بودم و سوالاتی پرسیدند که آمادگیام برایشان کم بود و سبک سوالها برایم عجیب بود؛ با این حال از آنجا که رشتهام نرمافزار بود، احتمال دادم که سوالها جنبه توسعه نرمافزار هم دارد. پس از آن مصاحبه، با بالا بردن اطلاعاتم در حوزه پرداخت الکترونیک، دوباره برای مصاحبه تماس گرفتم. نکته جالب این بود که مدیر واحدی که قرار بود با من مصاحبه کند از مصاحبه قبلی من خبر نداشت و گفت که اصلا با مدیر بخش دیگری مرتبط نیست؛ پس از حدود دو ساعت، با مدیر مربوطه مصاحبه انجام شد و پس از دو هفته نخستین تأیید را دریافت کردم. مصاحبهها به تدریج پیش رفت و با توجه به پیگیریهای منابع انسانی گفتند حکم من تأیید شده؛ اما چون عید نزدیک بود، تصمیم بر این شد که کار از پس از عید آغاز شود. با گذشت چند ماه، هنوز حکم سال جدید تأیید نشده و زمانی هم مشخص نمیشود. این بیثباتی باعث شد فرصتهای خوب زیادی از دستم برود و حتی در اینجا هم وضع کار مشخص نباشد. هر بار پیگیری میکنم فقط عذرخواهی میکنند و میگویند تأیید دست مدیرعامل شما هم «حداقل تأیید» را گرفته است و جای نگرانی نیست. از بس طول کشید، در حال حاضر که سال جدید است، تازه گفتند که باید مراقب باشید فرصتهای شغلیتان از دست نرود اما منتظر تماس از طرفشان هم باشید. چنین بینظمی در شرکتی که بخشی از مجموعههای بانکی محسوب میشود، واقعا عجیب و ناامیدکننده بود. من دیدگاه خود را نوشتم تا دیگران اگر قصد ارسال رزومه دارند، قبل از هر چیز از بیبرنامگی کار این مجموعه مطلع شوند و منتظر پاسخ نکرده باشند.
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
یکی از بدترین تجربه های کاری من در این شرکت بود! یعنی اگر حوصله تون سر رفته و می خواید هیچی به علم و تخصصتون اضافه نشه بیاید اینجا. نه حقوق درست حسابی میدن، نه پای حرف و قول و قرارهاشون میمونن، ازتون سفتهی چند میلیونی میگیرن و آخرم حقوق نمیدن و بدون تسویه مجبور به ترک محل کار میشین و اونا هم از خدا خواسته. رفتار منشی شرکت هزاربار بدتر از خود مدیریت شرکت هست و من واقعا از اینکه وقت و عمرم رو برای این شرکت هدر دادم برای خودم متاسفم!
شاید وقتی به تیم رسیدم، فقط سه نفر بودن و الان تعداد اعضا به سی و پنج نفر رسیده. آنیجا بدون سرمایهگذاری خارجی و به شکل بوت استرپ رشد کرده و همین حالا با تیم قدیمی این حوزه رقابت میکنیم. از روز نخست، محیطی دوستانه و صمیمی در شرکت دیدم و مدیر و بنیانگذار آنیجا با انگیزه زودتر از همه به محل کار میآمدند و تا آخر روز میماندند؛ در طول سالها این روند تا جایی که امکان دارد حفظ شده و تا حد ممکن کنار تیم برای حل مسئله حضور دارند. احساس عضویت در زیرمجموعه این شرکت رو تجربه کردم و حس خوبی دارم. نقش من در آنیجا به پژوهش و بررسی برای طراحی امکانات جدید در اپلیکیشن مربوط میشود. با توجه به این که فعالیت ما حول رزرو اقامتگاه است، روزانه بازخوردهای زیادی دریافت میکنم و من مسئولم بر پایه نیاز بازار و مخاطبان، راهحلهایی برای بهبود روند کسبوکار ارائه کنم.
شرکت پردازش مالی کاریزما روند کاریش اینطوریه: ازت کار میخوان در حد یه freelancer 7 x 24 موارد بیزنسی در حد یه آگهی بازرگانی 30 ثانیه بهت توضیح میدن شفافیت برای تسک در حد یه لیوان پر لجن که اصلا تهش معلوم نیست حسادت تیم لید در حد بوندسلیگا تعهد مدیران در حد یه خیار چمبل حقوق در حد معلم پرورشی آموزش پرورش دست جیغ هوراااااااااا
بعنوان کسی که در شرکت های بانکی مختلف کار کردم عرض میکنم این شرکت از نظر منابع مالی وضعیتش خیلی خوبه . پایه حقوق و مزایاش نسبت به ناواکو و امید و بهسازان بهتره از خدمات انفورماتیک ضعیفتر هست. تخریب برخی از افراد رو گوش نکنید . این شرکت برای 120 ساعت اضافه کاری چیزی به شما نمیگه و عملا امکان اینکه دوبرابر حقوق بگیری هست. از طرفی غربه تهرانه و دور از ترافیک مرکز و شرق تهران هست و از طرح آلودگی و ترافیک دوره. اینا همش مزیته. تنها عیب اصلی ش اینه که فنی نیست و به عبارتی برای افراد خیلی تلنت و فنی مناسب نیست. چون مدیران ارشد شرکت عموما بانکی هستند و سطحشون پایینه و بشدت باند باز . تاکید میکنم برای 30 ساعت اضافه کاری شما باید در شرکت های مطرح حتی خدمات دلیل بیاوری ولی شرکت گسترش واقعا اینطوری نیست و از اول اضافه کار رو دست بالا میدادن. دو پایه حقوق به مناسبت مجمع شرکت میدن در سال . که حقیقتا خوبه از اکثر بانکی ها که دوستان میگن. سعی کردم واقعا بی طرفانه حرف بزنم
دراینجا بود که فهمیدم شرکتها هم مانند بقیه استارتاپهای ایران وقتی به مشکل میخورند بدون برنامهریزی و لیدر قوی مدیریت، به بحران میرسند و اینجا هم اوضاع مشابه بود. حقوقها به موقع پرداخت نمیشد و بیشتر از شش تا هفت ماه از آنها خبری نبود؛ در نتیجه اکثر همکاران از شرکت رفتند و منجر به فشار برای دریافت حقوق شدیم. مدیریتی که وجود داشت، فاقد ساختار و رهبری مشخص بود و واقعا ناامیدکننده بود؛ اگر شما دنبال فضای مدیریتی منضبط نیستید، باید این نکته را دقیقا در نظر بگیرید. برای تسویه حساب هم به شدت با کراهت با ما رفتار میشد و اگر با شرکت آشنا نیستید، میتوانید از طریق جستوجوی لینکدین از وضعیت شرکت مطلع شوید. فرقی ندارد شما در چه پوزیشنی باشید، چون اوضاع شرکت برای همه یکسان بود. نقش مدیر دفتر و برنامهنویس فرانتاند، بکاند و توسعه زیرساختها و دیگر امور همواره در همین سطح باقی میماند و هیچ تغییر قابل توجهی در شرایط شما ایجاد نمیشد، چون شرکت دیگر پولی برای کارش ندارد. به عنوان آخرین گزینه به سراغش میرفتید.
به نظر میرسد که شرکت بهروز نیک نسبت به نیروهای تازهکار بیثبات است و از نظر نظم و ساختار کارگاهی با مشکلات زیادی روبهرو است. از دید من به عنوان ویزیتور، ارزش دادن به نیروی کار نابلد وجود ندارد و این امر موجب بینظمی میشود و نیاز فوری به اصلاح دارد. در کنار این مسائل، خاطراتی از دهه شصت با دوستی دارم که با او خاطرهای مشترک داریم.
در شرکت آریانیک فضای کار بهشدت دوستانه است و همهی اعضا بیشتر به انجام وظایف و نتیجهدادن کار متمرکزند تا حواشی معمول شرکتها. اگر تسلط کافی روی کار داشته باشی، فرصتهای رشد عالی است.
در این شرکت بافت تیمی قوی و فضای کاری دوستانه را تجربه کردم و از همه نظر رضایت داشتم. مدیریت کارآمد و تیم حرفهای، محیطی سالم و مناسب برای پیشرفت ایجاد کرده بود. به گفته من، آریانیک یکی از بهترین مکانها برای رشد حرفهای است.