در تجربهم از کار در شرکت ارمغان راه طلایی، به عنوان یک برنامهنویس فرانتاند، همهروزها از ساعت هشت و نیم تا شش عصر فعالیت داشتم و پنجشنبهها تا ظهر کار میکردیم. قوانین داخلی چیزی مثل تعطیلی پنجشنبه یا تغییر در ساعات کاری رو اصولا قبول نمیکردند و حتی اگه کار هم بود یا نبود، باید شرکت رو روشن نگه میداشتیم. اگر تاخیری پیش میآمد، برای من کارمند دو برابر کسری کار منظور میشد و مرخصیهای ساعتی هم گاهی به صورت یک روز مرخصی کامل محسوب میشد. معمولا قبل از نهایی شدن Deliverables، ساعات کاری رو به من میدادن تا امضا کنم و باید دقیقا همه چیز رو بررسی میکردم چون اشتباه به زیان من و به نفع شرکت تمام میشد، هرچند اگر همه موارد رو گزارش میکردی به سادگی اصلاح میشد. زیرساختهای رفاهی هم خیلی محدود بودن؛ مثلا هر دو ماه یکی دو بسته دستمال میدادن و در برخی دورهها تعویض مایعهای دستشویی و ضدعفونی دفتر به موقع نبود. مجموعا اولویت با شرکت بود و اگه چیزی هم باقی میموند، کارکنان خودشون تهیه میکردن. حقوق پایه و قرارداد هم مثل خیلی از شرکتهای خصوصی در پایینترین سطح بود و روال پرداختها چند قسمتی بود، با تاریخهای مشخصی برای واریز وجود نداشت و عمدتا با تاخیر و بیسروصدا پرداخت میشد. سنوات هم معمولا کمتر از شش ماه بعد از تسویه پرداخت میشد و باید چندینبار پیگیری میکردم تا کارم انجام بشه. عیدی سال ۹۸ رو هم به این شیوه و در تاریخ ۲۸ فروردین پرداخت کردن. شفافیتی در دستمزدها نبود و مدیران روی صحبت درباره حقوق و مزایا خیلی تأکید نمیکردند تا وقتی لازم نشود، افزایش حقوقی انجام نشود. تبعیض و وعدههای غیرواقعی در محیط به چشم میخورد و روند کار بهگونهای بود که ساعات کاری پرسنل میتوانست متفاوت باشد؛ بعضیها مرخصی زیادی میگرفتند و برخی دیگر مداوم میآمدند و تفاوتی با هم وجود داشت، اما این مسئله به میزان بار کاری شرکت بستگی داشت. شرکت توسط اعضای خانواده اداره میشد و برخلاف تبلیغات، برخورد با کارکنان سنتی و بهنوعی با ذهنیتهای قدیمی بود. هر بار که قصد مرخصی داشتیم، ازمان میخواستن توضیح بدهیم که به چه دلیل و کجا میخواهیم برویم و باید جانشین هم پیدا میکردیم تا درخواست موافقت بدهند. سیستم اداری هنوز با کاغذ و پروندههای فیزیکی کار میکرد و برای رسیدن به امور اداری رفتوآمدهای زیادی لازم بود. مدیریت همواره تقصیرها را به گردن دیگران میانداخت و مثلا درباره تأیید پرداختها بهانههایی میآورد و ادعا میکرد که مسأله از جانب واحد مالی بوده است. گاهی هم دلیل تأخیر پرداختها با چنین توضیحاتی مطرح میشد. روابط کارکیها برایشان حساس بود، بهخصوص در خود واحدها؛ برخوردهای شخصی با همکاران محدود میشد و هیچچیدمان دقیقی برای حفظ حریم خصوصی وجود نداشت. یکی از وظایف مدیریتی، بررسی دقیق ساعات کار از طریق دوربینهای شرکت بود و حتی ممکن بود شوخی یا کنجکاویهای سطحی روی کمدها یا کشوی میزها انجام شود. رفتار مدیر بخش بهطور کلی غیر حرفهای و تنشآمیز بود؛ از ارسال پیامهای غیرضروری تا مباحثههای لفظی که هفتهها ادامه داشت. هرکسی که میرفت، مدیران میگفتند نیروها کارای لازم رو ندارند و
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در این مجموعه با یادگیریهای فراوان روبهرو شدم؛ تجربهای که برایم واقعا آموزنده بود. فضای کار دوستانه بود، مدیریت با رویی گشاده و دلسوز، و همکارانی مهربان کنارم حضور داشتند. هرچند مجموعه داستانها و چالشهای خودش را داشت، اما با پشتکار و ثابتقدم بودن به راه خود بهعنوان مرکزی تخصصی ادامه داد. از مدیریت آموختم که استقامت، بردباری و بخشش در کار تا کمال اثرگذار است. این مجموعه با شهرت خوبی در صنعت گردشگری، خدمات تخصصی اخذ ویزای کانادا را ارائه میدهد و با سابقه و تیم حرفهای پیگیر پروندههای مهاجرتی است و به انجام امور ویزا میپردازد. توجه ویژه به ایجاد مزیتهای رقابتی پایدار مانند دقت، سرعت، شفافیت و امنیت اطلاعات مشتریان، از اصول عملیاتی یزدانگشت است. آرزو دارم کنار مدیریت مهربان و دوستداشتنی این مجموعه، دانش و تجربهام را گسترش دهم و قدرشناسی خود را نگه دارم.
شرکتم ایران رنتر است و هماکنون در بخشی فنی به کار مشغولم و از موقعیتم راضی هستم. اگر دنبال محیطی کوچک و آرام همسو با کافه بازار میگردید، این شرکت را جدی بررسی کنید. برایم مشخص است که آقای زند مدیر بسیار خوبی هستند، حتی اگر در برخی جزئیات فنی نکاتی را نداند، با نظرهای افراد مسئول و با پذیرش مسئولیت به پیشبرد کسبوکار کمک میکند. مسئولیتپذیری بهخصوص ویژگی مهمی است و وقتی کسی حرفی که میزند را قبول نکند، در تصمیمگیریهای آتی اعتبارش کاهش مییابد. در این شرکت سطح ایدهآلگرایی مشخص است؛ پروژهای تازه وارد که هنوز به مرحله اجرا نرسیده، برایش تست نوشته میشود و دوست دارم بدانم که شرکتی حاضر است زمان Launch اولیه را بالا ببرد و از واحدهای تست استفاده کند. گرچه به گوگل نرسیده، اما با درک صحیح از فضای فعلی، نسبت به بسیاری از شرکتهای مشابه در داخل کشور عملکرد بهتری دارد. این اولین باری است که درباره یک شرکت خوب مینویسم و چنین تجربه مثبتی را بهخاطر لذت واقعی از کار با آن منتشر میکنم. نظر من در جایی دیگر هم نوشته شده بود و آنجا کمی ظلم دیدم، اما اینجا آنقدر رفتار درست میبینم که ترجیح میدهم تجربه خوبم را بنویسم و به اشتراک بگذارم.
به من قول بدهید که حقوق خالص را جدی بگیرید و انتظار افزایش حقوق ناگهانی را نداشته باشید، چون هر چه زودتر با این حقیقت کنار بیایید بهتر است. من یک سال و هفت ماه در ناواکو به عنوان توسعهدهنده جاوا کار کردم. در طول مصاحبه با چهار نفر از تیم روبهرو شدم که توضیح میدادند برای هر پروژه چه فرآیندهایی وجود دارد و برخی سوالات مصاحبه تنها همانجا نام برد میشدند، اما وقتی استخدام شدم هیچیک از آنها در پروژهها استفاده نشد. برخی سوالات مصاحبه از اینترنت گرفته شده بود و همراه با پرسشهایی که برای حل مشکلات شرکت لازم میدیدند مطرح شد. چون فرایند تحویل من در شرکت قبلی طول میکشید، گفتم ممکن است یک تا دو ماه طول بکشد که پذیرفتند و این نکته را مهم دانستند. در قرارداد اولیه سفته گرفتند و قرارداد را به موقع امضا نکردند. پس از شش ماه قرارداد نهایی را آوردند. در جلسات عقد قرارداد با من برخوردی سخت و چانهزنی وجود داشت که بعدها فهمیدم که سایر همکاران هم همین تجربه را داشتند و ناراضی بودند. مبلغی که مدنظر من بود را با مزایا و حقهای ناهار و اضافهکاری کاهش داده و ماهیانه حدود ده درصد کمتر از توافق را پیشنهاد دادند و گفتند وام میدهند، عیدی میدهند، کارت تولد میدهند و پایه حقوقی هم در بهمن ماه لحاظ میشود تا در تقسیم حقوق به شکل پایه حقوق بر ۱۲ ضرب در ماههای حضور محاسبه شود. به عنوان مثال اگر دو ماه در شرکت بودید، پایه حقوق شما یک ششم حقوقتان خواهد شد و سال بعد هم به همین صورت است. در مورد وام، پس از یک سال وام ارائه میشود. اگر بخواهید از شرکت جدا شوید، باید تسویه کنید و برای این کار چک میگیرند. عیدی معمولا از صد تا پنجصد تومان در ایام خاص داده میشود و سه بار در سال اتفاق میافتد. کادوی تولد نیز سابقا یکصد هزار تومان بوده و هست. ناهار در گذشته با ارائه حق ناهاری همراه بود که اگر میگرفتید، از حقوق کم میشد؛ غذا از شرکتهای گوناگون که قرارداد داشتند تأمین میشدند که این کار هم مشکلساز بود. در پایان حضور من، رفتار با غذا به سمت منافع سهامدار میرفت و غذا با قیمت متفاوت برای کارمندان و ناواکو عرضه میشد؛ همچنین قیمتگذاری غذا برای شرکت و سهامدار تفاوت داشت و این تناقض را میدیدم. راهنمایی این است که روی حقوق خالص تمرکز کنید تا بعدا سرتان کلاه نرود و انتظار افزایش ناگهانی حقوق در سه ماه آینده را نداشته باشید. در کل مدیران بدون تخصص مشخص جابجا میشوند. گاهی یک مدیر خدماتی به ناگهان مدیر منابع انسانی میشود و مدیریت منابع انسانی ضعف زیادی دارد و به سختی میتوان خدماتی را بدون گذر از موانع زیاد ارائه کرد. امور مالی برای دریافت وام صرفا خدماتی ندارد، اما فرایند مالی درست پیش میرود. تنها نقطه مثبت شرکت خانمی است که به بیمه تکمیلی مربوط میشود. او گروههای ارتباطی در تلگرام و واتساپ دارد و پیگیر فرایند بیمه تکمیلی است، اما از آنجا که محل خدمت در ساختمان سهامدار و دفتر شرکت در خیابان مطهری است، نامهها باید از میدان امام خمینی به مطهری فرستاده شوند و پاسخ به دستتان برسد که چند روز طول میکشد اگر مدیر سریع امضا کند. در نهایت باید بدانید که شرکت در پایان سال یا دقیقا یک هفته مانده به عید به شما اعلام میکند که سال بعد با شما قرارداد نمیبندد. خود شرکت از نظر فضای کاری هم با چالشهای زیادی روبهرو است. مدیران به
به نظر من بارزترین ویژگی توسن شفافیت روال ها و فرایند ها هست. از روز اول که قراره مصاحبه بشین، کامل همه فرایند جذب رو براتون میگن تا روز آشناسازی که کامل برات توضیح میدن که قراره چجوری مسیر پیشرفت رو طی کنی ( و مهم تر از همه اینکه کامل مطابق با واقعیتی هست که قراره اتفاق بیفته :) )، پرداخت حقوق در قالب چارچوب مشخص و گرید افراد هست و ... محیط کاری صمیمی (سفرهای گروهی، جشن های داخلی مثل یلدا و نوروز و ... )، مدیران بسیاااارررر حامی، امکان پیشرفت کاری و یادگیری (دوره های آموزشی)، پروژه های بزرگی که درگیرشون میشی، محیط کاری فیزیکی جذاب و فلت که باعث میشه ارتباطات خیلی گسترده و راحت باشه و قطعا خود برند توسن باعث تمایزش از بقیه سازمان ها میشه به نظر من. مصاحبه اولیه سختی داره و ورود به توسن سخته ولی اگه عبور کردی از این مرحله باید بدونی که آینده خوبی در انتظارتونه در توسن و حالا حالاها میتونی یاد بگیری و رشد کنی ( به نظرم به همین دلیل نباید کوتاه مدت به توسن فکر کرد ) در مورد حقوق هم امسال دوبار افزایش حقوق داشتیم و تقریبا میشه گفت از میانگین بازار کمی بالاتره! در مورد مزایا هم تقریبا مزایا بالاتر از میانگین بازار هست.
در یک شرکت پیشرو فناوری اطلاعات، مدیریت کارآمد و فرصتهای رشد قابل توجهی وجود دارد که تجربهای عالی را رقم میزند. در این محیط، میتوان تجربههای تازهای کسب کرد و با چالشهای هیجانانگیزی مواجه شد.
شرکتم دیتاک را تجربه کردم و به گفتمان گروهی آرام و بااحترام معتقدم. فضای کار در این شرکت به نسبت ساختاری فشرده است و همدلی و احترام بین همکاران به خوبی وجود دارد. مدیر مجموعه به رفاه ذهنی تیم اهمیت میدهد و جو کاری به صورت نسبتا هموار است. فشار کار معقول است و محیطی برای یادگیری و رشد وجود دارد.
با دیدن این تجربه فهمیدم که محیط کار در این شرکت چندان مساعد نیست و به سرعت تصمیم به ترک گرفتم. جو کار به شدت ناسالم و سمی بود؛ همگروهیها پشت همدیگر را میکردند و مدیریت هم دانش لازم درباره کسبوکار آنلاین ندارد. طريقة ارتباط مدیر با کارکنان به گونهای تحقیرآمیز بود و به نظر میرسید هیچ برنامه مشخصی برای شرکت وجود ندارد. در نتیجه فراگیری تجربه کاری کم بود و به دلیل کمبود کارمند، شرکت تنها سه تا چهار نفر پرسنل داشت و مدیر هم فقط سه ساعت در هفته در دفتر بود. قرارداد هم با من بسته نشد و پس از سه هفته، نه حق و حقوقم پرداخت شد و نه بیمهام لحاظ شد. از تجربهام میخواهم یاد بگیرم که برای کار در چنین محیطهایی مراقب عواقب قراردادها و شرایط کاری باشم.
شرکت توکاسافت را تجربه کردم و میخواهم گفتنیها را با زبان خودم بیان کنم. روز اول مصاحبه با جابهجایی و استرسهای اولیه آغاز شد، اما به مرور اوضاع نامساعدی پدرامد. در تماس اولیه فهمیدم عنصری منفی از جایی به نام جابگای وجود دارد و همانجا چند دیدگاه منفی ثبت شده بود. در مصاحبه تلفنی از من خواسته شد درباره کارهای گذشته توضیح بدهم و دوباره درباره میزان حقوقی که در نظر دارم پرسیدند. در بحث درباره جابگای توضیح دادم که مدیر مجموعه حتی این سایت را نمیشناخت و آدرس آن را به او دادم؛ دیده میشود فردی با چند نظر مثبت برای خود در اینجا طی چند روز ثبت کرده است. شرکتی کوچک با تیمی شامل چند برنامهنویس بود و فضای کاری واقعا ناامیدکننده به نظر میرسید. من در جای دیگری بهعنوان پشتیبان فنی پورتال مشغول به کار شدم. وظیفه پشتیبان این است که سوالات و مسائل مربوط به پورتال را در محل کار پاسخ دهد و حل کند؛ برای این کار باید آموزش دیده باشد و با پورتال آشنا باشد. اما به من گفته شده از همان روز اول در محل مستقر شوم بیهیچ آموزشی. اگر سوالی میکردم یا اشتباهی میکردم با رفتار تند و توهینآمیز مواجه میشدم و باید عذرخواهی میکردم از اینکه چیزی را نمیدانم. نه تنها آموزشی داده نمیشد، بلکه طوری رفتار میشد که باید بهنوعی از خودم عذرخواهی کنم. در کمتر از یک ماه گفتند دیگر نیازی به حضور من نیست. همین موضوع باعث نگرانی از امنیت شغلی شد. قرارداد سه ماه بود و دستمزد ذکر شده در قرارداد با بندهای کیفی وزارت کار برابر با ۲۷۰۰ بود، در حالی که وقتی برای شروع صحبت کرده بودیم ۳۵۰۰ بود و وقتی خواستم بدانم چرا این تفاوت وجود دارد گفتند تا بیمه کمتر شود؛ نکتهای که به نظر میرسید به نفع کارفرما تمام میشد. در همان ماه اول حضور به عنوان پشتیبان هر روز با من تماس میگرفتند؛ مدیر شرکت و یکی دیگر از کارکنان با لحن ناپسند ابتدا شخصیت را تخریب میکردند و بعد از من میخواستند راه درست کار را بگویم. به هیچ عنوان پیشنهاد نمیدهم چنین جایی را انتخاب کنید. برای کسی که چهار یا پنج گفتار فیک انجام میدهد و حتی خود هم قبول ندارد که چنین کاری میکند، دست کار مشخص است. روز اول رفتار مثبتی از مدیر میبینید، اما فریب نخورید.
برای اولین بار وارد دنیای کار شدم و تجربهام از شرکت موبایل مرکزی شیراز چندان رضایتبخش نبود. مدیریتی کاملا سنتی حاکم بود و انصافا تبعیض بین همکاران احساس میشد؛ با وجود اینکه اکثر همکاران با دل و جان از انرژیشون میگذاشتند، دیده نمیشدند و حقوق اغلب افراد از حداقلهای مقرر پایینتر بود و ساعات کار طولانی بود. من چندین ماه در شرکت حضور داشتم، اما خبری از بیمه یا مزایا و پاداش نبود. یکی دیگر از نکات این بود که علاوه بر چک ضمانتی که در ابتدای کار گرفته میشد، بهطور ماهانه ده درصد از حقوق هم بلاک میکردند که خلاف قانون است و هنگام پایان قرارداد و ترک شرکت، این مبلغ را تنها یک ماه قبل از خروج به کارکنان میدادند. امیدوارم تا الان که این متن را مینویسم این مشکلات را رفع کرده باشند تا هم شرکت و هم کارکنانش از اصلاحات بهرهمند شوند و به رشد طرفین منجر شود.
من بعد از سه سال کار در این شرکت واقعا هیچ تجربه فنی بهم اضافه نشد و تجربه ها و دانش فنی قبلی رو هم دارم فراموش میکنم ، مدیریت واقعا در حد یک شرکت it نیست ، مثل کارگر یک کارخونه با نیرو برخورد میکنن ، مرخصی اول صبح فقط دو بار در ماه میتونید بگیرین ، اگر بیشتر از دو بار مرخصی بگیرید کسر کار میخورید ، سلسبه مراتب رعایت نمیشه ، مدیر هر روز با یکی از نیرو ها جر و بحث میکنه به نیرو ها بی احترامی میکنه ، یک سوا ساده رو به بدترین شکل ممکن جواب میده ، اگر اعتراضی کنید ، میگن همینی که هست ، اگرنمیخواید میتونید برید از شرکت ، نه تنها هیچ دانش فنی بهتون اضافه نمیشه ، بلکه رزومه کاری هم براتون نمیشه چون پروژه ای تو این شرکت لایو نمیشه ، و فقط وقتتون رو هدر میدید ، سالی دو یا سه بار شرکت پوست اندازی میکنه و نیرو های خوب از شرکت میرن ، حقوق خوبی نمیدن ، هیچ احترامی برای نیروی فنی قائل نیستند ، جالبه توی آگهی که اخیرا تو سایت جابینجا زده شرکت ، مزایای شرکت نوشته فوتبال دستی ، که اونم اجازه بازی نمیدن و در مکانی که فوتبالدستی قرار داره قفل میکنن. مدیر عامل با سیگار کشیدن مشل داره ، در صورتی بیشتر نیرو های آقای شرکت سیگار میکشن و ایشون دستور دادن که در پشت بوم قفل کنن که کسی سیگار نکشه. خلاصه در ظاهر اسم قشنگی داره ولی در باطن نه تنها عمر شما هدر میده ، بلکه در آخر با اعصاب داغون از شرکت میاید بیرون. این مسئله رو هم اضافه کنم که هیچ مدیری هم طرف شما رو نمیگیره اگر به مشکلی بخورید و همیشه مقصر شمایید. تنها نکته مثبت شرکت ، بچه های خوب شرکتن که محیط رو براتون قابل تحمل میکنن.
باورم نمیشه چه تجربهی خوبی بود که با بخش فنی این شرکت همکاری کنم؛ فضایی صمیمی و رفتار دوستانهی مدیران، اینجا را به خانهی دومم تبدیل کرده بود. همه فرصت داشتن ایدهها و نظراتشون رو مستقیما به مدیران بگن و این باعث ایجاد نوعی رقابت سالم در شرکت میشد. از نظر رسیدگی به کارمندان و دلسوزی نسبت بهشون هم واقعا وقت میذاشتن. در نهایت، همکاری با این شرکت بهویژه بخش فنی رو به همهی دوستانم توصیه میکنم.
وقتی به توسن فکر میکنم، بیشتر از هر چیز رضایتی که از یک تجربه بلندمدت کاری داشتم به ذهن میرسد. مدت چهار سال با این شرکت همکاری کردم و همین مدت، آیندهام را به شکل قابل توجهی شکل داد. به خاطر مسائل خانوادگی نتوانستم همچنان در تهران بمانم، اما همان زمان هم حس میکردم انتخاب درست را انجام دادهام. اگر کسی دنبال یک تجربه خوب و همکاری طولانی با مجموعهای قابل اعتماد است، پیشنهاد میکنم توسن را مدنظر قرار بدهد؛ قطعا نتیجه میگیرد. شرکت از نظر سطح حرفهای در سطح قابل قبولی قرار داشت، حقوق و مزایای مناسبی ارائه میکرد و تیم مدیریتش با قلبی مهربان کنار همکاران و کارمندها بودند. هر سازمانی نقاط ضعف دارد و گاهی کمبودهایی هم دیده میشد، اما در کل از حضور در این مجموعه راضی بودم و هنوز هم با تعدادی از دوستان ساکن توسن در ارتباطم و برآوردشان مثبت است.
برای مدت طولانی با توسـن همکاری داشتم و وقتی نظرات دیگران را دیدم، دلگیر شدم؛ اما به نظرم هر شرکتی هم مزایا و هم معایبی دارد و توسـن نقاط روشن و ویژگیهای مثبتی هم دارد. بر خلاف برخی شرکتها که به دنبال تعادل بین کار و زندگی هستند، من تجربهی ادغام کار و زندگی در توسـن را حس کردم. یکی از ارزشمندترین ویژگیهای این شرکت، حمایت از کارکنان و خانوادهشان است؛ این را دست کم نگیرید. تنها بخشی از این حمایتها شامل حقوق بهموقع، کارانه و پاداش پایان سال است که این موضوع را بهخوبی میفهمی. اینکه حقوق نسبتا مناسب است، را هم نمیتوان انکار کرد. سوای حقوق، بخشهای انگیزشی، رفاهی، سفرها، تأمین مواد خوراکی و سایر مزایا هم وجود دارد که شاید برای بسیاری از شرکتها معمول باشد. کسبوکار توسـن حساس است و بیشتر خدمات نرمافزاری را به موسسات مالی و بانکها ارائه میدهد؛ این تجربه به من یاد میدهد که چگونه در پروژههای بزرگ و مهم و حساس با دستگاهای کسبوکار سروکار پیدا کنید. توسـن مشتریان خارجی دارد و این، فرصتی است برای کسانی که میخواهند تجربه کار با مشتریان بینالمللی و زبان انگلیسی را به دست بیاورند. همچنین ساختمان جدید توسـن با محیطهای دیگر تفاوت زیادی دارد و بهگونهای طراحی شده که فاصله مدیری با همکاران تا حد زیادی از بین میرود. اگر یکی از اعضای فامیل درجه یک در توسـن کار میکند، دورکاری آنجا را بهخاطر خط قرمز بودنش کنار بگذارید؛ فامیلبازی در این شرکت وجود ندارد. به پیشرفت و آموزش در حوزههای مختلف اهمیت داده میشود؛ شاید برای برخی شغلها خیلی کافی نباشد، اما نسبت به برخی شرکتهای دیگر هم کمتر نیست. بهطور کلی اگر بتوانی جذب شوی و در توسـن بمانی، به یکی از متخصصها تبدیل میشوی. در کل بهخصوص کسانی که عاشق کار در توسـن هستند، پیشنهاد میکنم حتما تلاششان را بکنند. هم تجربهی ورود خودم و هم مدت زمانی که با توسـن همکاری داشتم، نشان میدهد ورود به این شرکت کار دشواری است؛ اما اگر موفق شوی، از تصمیمات پشیمان نخواهی شد. در آن دوره، تعداد پرسنل و سالهای فعالیت را بهدرستی ثبت نمیکردند؛ زمانی که ما بودیم بیش از هشتصد نفر پرسنل داشتند و اکنون قطعا بیشترند و جشن بیستسالگی را برگزار کردهاند. موفق باشید
شرکت آرسینا تجربهای کاری ناامیدکننده برای من رقم زد. به مدت شش ماه با آنها همکاری کردم و نتیجهای که گرفتم خیلی رضایتبخش نبود. شرکت در زمینه طراحی اپلیکیشن و فروش آنلاین فعالیت میکرد. فضای کاری به شکل خانوادگی پیش میرفت و اکثر تصمیمها پشت درهای بسته و با نظرهای مختلف اطرافیان گرفته میشد. همین فضای نسبتا خودمانی باعث شد محیط مثل خانهای باشد که وسایل شخصی خیلی وقتها دیده میشد و هر کس نظری میداد. با اینکه مدیران ذاتا فرد بدی نبودند، اما به لحاظ حرفهای فاقد فرهنگ سازمانی بودند و برای رفتار با افراد یا بهبود فرایندهای کاری که حتی یک ریال هزینه داشت هم با مشکل رو به رو میشدند و اشتیاقی به تغییر نشان نمیدادند. آنچه به شدت آسیبزا بود این بود که حتی یک نسخه از قرارداد را هم به کارمند نمیدادند و حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد. هر ماه مجبور بودیم با تماسها و ارائه دلایل متعدد پیگیر حقوق باشیم تا آن بالاخره پرداخت انجام شود. در نهایت رفتارهای غیرحرفهای مدیریت باعث شد تصمیم بگیرم از شرکت جدا شوم. وقتی برای شکایت رفتم متوجه شدم بیمهام تاکنون رد نشده است و در نهایت از طریق اداره کار توانستم حقوق مربوطه و جبران خسارتها را بگیریم؛ همچنین پرداخت حق بیمه نیز پیگیری شد. این تجربه به من یاد داد که به سمت شرکتهای کوچک و فامیلی نروم و قبل از هر همکاری جدی درباره تعهدات مالی و بیمه مطمئن شوم.
به همان روزها که در ریحون کار میکردم با همه تفاوتها، تجربهای واقعی را به یاد دارم. الان دیگر ریحون وجود ندارد و بسیاری از همکاران با اخلاق و انرژی بالایشان به شرکتهای دیگر رفتند. رهبری را در آن زمان آقای کبیری به عهده داشت که با اخلاق و مهربانی بلندپرواز و شاد بود؛ شریک تجاریشان اما فرانسوی یا ایرانی نبود و به نحوی معمولا کارها را سختتر میکردند و در مخالفتها دست بالا را داشتند. همکاران ما همگی افراد خوبی بودند و از نظر سطح اجتماعی و طبقه همسطح یکدیگر بودند. با وجود فاصله زمانی نسبتا طولانی، هنوز دلتنگ تکتک همکارانم هستم. واقعیت ماجرا این بود که بازار سفارش غذا با روشهایی غیر اخلاقی تحت تسلط اسنپ درآمد و به این شکل شاید دست کم بیست نفر از ریحون و چیلیوری بیکار شدند. اگر بخواهم پیشنهادی بدهم، هر جا آقای کبیری حضور دارند مکان نسبتا مناسبی است و در پروژههای بعدی شرکت، فکر میکنم همکاری با ایشان را توصیه کنم.
خب از چی بگم براتون... قبل از ورود تصویر خوبی ازشون داشتم و بعد از خروج اینطور نبود هیچ وقت از ترک آسا پشیمان نشدم، روزی که خارج شدم تمام دپارتمان مون (11 نفر) . چند نفر دیگه همه ناراحت بودیم. من دکترای IT از دانشگاه تهران دارم و نزدیک 10 ساله در حوزه مدیریت پروژه های نرم افزاری شاغل هستم (اینو گفتم که سابقه کاریم مشخص باشه در ارتباط با مواردی که میخوام بگم). چند مشکل باعث شد این اتفاق بیفته: اول اینکه: مدیر منابع انسانی زبون باز، با لیبل روانشناس میشینه جلوت ولی عملا مهره مدیریت برای تعامل با افراد است. قرار بود یک قرارداد 3 ماه داشته باشیم اما یک قرارداد 20 روزه نوشتن و ماه به ماه تمدید کردن مثل کارگرها(از اول قرار بود ابتدا یک قرارداد 3 ماه داشته باشیم و سپس یک ساله) و همین مساله باعث شد در اتمام 3 ماه من چند پیشنهاد کاری که داشتم روی میز بزارم و در حقیقت از ماه دوم من دنبال کار بودم. جالب اینکه انتهای مثلا 3ماه که با بی نظمی شد 4 ماه باز هم قرارداد 3 ماه دادن خیلی دیگه خنده بود دوم اینکه: من نتوانستم با مدیر دپارتمان تحلیل ارتباط برقرار کنم نمیدونم مشکل از من بود یا او اما وقتی نتونی با مدیرت ارتباط برقرار کنی کار سخت هست ببینید مشکل اینجا بوده اون درگیر همه پروژه ها بود و اصلا زمانی نداشت برای شناخت من، مثلا میگفت من فلان چیز رو گفتم چرا انجام ندادی درحالی که اصلا به من نگفته بود و وقتی من میگفتم نگفتی با لحن نسبتا تندی حاشا میکرد و من ابزاری برای اثباتش نداشتم کارهای به جای اینکه در یک سیستم مدیریت وظایف ارجاع بشه شفاها گفته میشد و من یاد داشت میکردم و برای خودم یه ترلو گذاشته بودم و تو اون میزدم خب واقعا با این سیستم ممکنه آدم تسکی رو یادش بره یادمه یبار 8 صبح جلسه داشتیم و من 10 دقیقه به 8 رسیدم و اومدم یه نون داغ کنم یه لقمه درست کنم بعد برم تو جلسه 8 و دو دقیقه (توروخدا به اعداد دقت کنید) رسیدم به اتاق جلسات با لحنی تند که ما 8 جلسه داشنیم کجایی و ...، جالب اینکه دو نفر دیگه (جلسه 4 نفره) یک اصلا نرسید به جلسه و اون شخص 8 و 20 دقیقه رسید ولی اون روز واقعا در ذهن من موند یا مثلا کل کار من به عنوان تحلیلگر شده بود سند زدن، و تحلیل هارو خودشون انجام میدادن و به من میگفتن مستند کن، من از کارم لذت نمیبردم مشکل سوم: من یک بار هم تیم فنی را در 4 ماه حضورم ندیدم (البته کرونا هم دخیل بود)، کل پروژه ای که من کار میکردم در طول 120 روز حتی یک بار پابلیش نشد، جلسات فنی و daily به شدت نامنظم هر دو هفته برگزار میشد، در کل به لحاظ فنی بار نداشت، میگفتن هر نکته تحلیل هست مستند شه و به تیم فنی بدیم تا ریزترین چیزها در حالی که در محیط شارپ خیلی از مسائل باید با جلسه حل بشه و نیازی نیست مستند سازی افراطی صورت بگیرد. بعد 4 ماه با اینکه نظرشون به ادامه همکاری بود من همه این موارد رو بهشون گفتم و خارج شدم با قلبم تسویه هم 2 ماه بعد با حرف و حدیث انجام شد در آخر فکر میکنم اگر در دپارتمانی دیگر بودم شاید شاید شاید در آسا میماندم
من تجربهای ناامیدکننده از شرکت سان دارم که هنوز هم ذهنم را درگیر میکند. ورود و خروج کارکنان در سال اول کار مشخص نبود و اضافهکاری هم وجود نداشت. پس از مدت کوتاهی و گذراندن کارهای فراوان و نصب سرورها در شهرستانهای مختلف، مدیر اصفهانی گفت که بابت هر شهری که به دلیل کار برای این پروژه رفتم، دونهای بیست تومان پاداش میگیرم. آن حرف برایم خیلی تاثیر منفی داشت و اعصابم را خراب کرد؛ سرانجام پس از شش ماه از شرکت رفتم و با زحمت خیلی توانستم تا نصف حقم را بگیرم. جاهایی که کار میکردم، تعدادی از همکاران واقعا استعدادهای برجستهای بودند که اکثرشان راهی آمریکا شدند. هیچ مزایای مشخصی وجود نداشت و تنها کاری که انجام میدادیم، فشار کاری بیوقفه بود و هیچ امیدی به آینده نبود. در آن بازه زمانی فقط دو بار پاداش گرفتم و آن هم دو پاداش وزارت کار بود که بهطور کامل وصول شد. مدیریت شرکت خیلی سختگیر و بیرحم بود و خدمات رفاهی یا حمایتی در اختیار کارکنان نبود.
اگر نیروی کار مبتدی هستین کارکردن تو این شرکت میتونه براتون مفید باشه اما اگر متوسط یا حرفه ای هستین ابدا اجازه ی رشد از یه حدی به بعد بهتون داده نمیشه و شرایط رو به قدری براتون سخت میکنن که خودتون رفتن رو ترجیح بدین، رفتارهای احساسی و هیجانی زیادی رو از طرف مدیریت میبینین که منجر به رفتن و قطع همکاری غیر حرفه ای با پرسنل میشه. در کل ارزش زیادی برای منابع انسانی قائل نیستن، دریافتی ها دیر و حتی ماه ها به تعویق میوفته و حتی به نسبت عرف بازار کار بسیار کمتر هست. در کل مدیریت هیچ درک متقابل و تعامل با پرسنل ندارند و حاظر به وقت گذاشتن برای کارمندان خود نیست. بسیار مغرورن و هیچ انتقادی رو هم قبول نمی کنن. و حتی به همه به چشم بدبین نگاه می کنن.
سلام، تجربهای که از فرست کوئست دارم اینه که من محمدرضا هستم و بیش از شش سال سابقه کار دارم؛ از این مدت، تقریبا دو سالی است که در این شرکت فعالیت میکنم و واقعا راضیام. محیط کار سالم، روابط دوستانه و فضای آرامی که وجود دارد، از جمله عوامل اصلی رضایت من هستند. فرهنگ سازمانی خوب، مدیران با رفتار حرفهای و توجه به افراد تیم همواره باعث شده احساس کنم در مسیر یادگیری و پیشرفت قرار دارم. نکتهای که به نظر من منفی میرسد، به دلیل شرایط کرونا مربوط به قراردادهای کوتاهمدت است؛ با این حال صادقانه باید بگویم مدیریت همواره تلاش کرده راههای جدیدی برای کارآفرینی و پروژههای تازه پیدا کند تا قراردادها بسته شوند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.