من تجربهام را در خانه معماران کاکتوس بهعنوان مدیر پروژه روایت میکنم. در این نقش، مسئولیت سیستم مدیریت همراه با تیم را بر عهده داشتم و فرآیند آموزش کامل و صبورانهای برای همه اعضا اجرا میکردم. معمولا پرداختها بالاتر از توافقهای اولیه بود و به موقع یا با تاخیر كم، اما اغلب بیش از مبلغ تعیینشده واریز میشد. برای من اصلیترین مسأله، دریافت حقوق در ابتدای هر ماه بود و این نکته را هم اشاره میکنم که عیدی نیز همزمان با حقوق بهمن پرداخت میشد. دعای خیر و رضایت پرسنل همواره بهعنوان انرژی مثبتی که همراه تیم بود، در ذهنم باقی میماند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من توی واحد مانیتورینگ یا همون NOC این شرکت حدود 2سال کار کردم. اگر یک نیروی فنی جویای پیشرفت هستید به هیچ عنوان کار در این شرکت رو پیشنهاد نمی کنم. متاسفانه مدیران و سرپرستان فنی بجای ایجاد حس انگیزه و پیشرفت در شما به تخریب اعتماد به نفس شما می پردازند و فقط افرادی در این شرکت میتونن پیشرفت کنن که خطری برای جایگاه افراد بالاتر از خودشون نباشن. تشویقی توی این شرکت وجود ندارد. شاید برای اولین تجربه کاری جای بدی نباشه، ولی به نظر من بیشتر از 1سال موندن وقت تلف کردن هستش. البته بازم میگم که توی واحد فنی این شرکت این مشکلات وجود داشت و همه بچه ها با مدیرهای فنی مشکل داشتند و اکثرشون هم فراری داده شدند. از واحدهای دیگه خبری ندارم.
رابطهی کارم با این شرکت همواره با دغدغهای دربارهی حقوق همراه بود؛ گاهی با تاخیر چندماهه واریز میشد و هیچ ضمانتی برای تعادل حقوق وجود نداشت. امنیت شغلیم خیلی مطمئن نبود. با این حال فضای کار بهخوبی دوستانه بود و همکاران همدل و خوبی داشتم. در کل، از نظر مالی نمیشود روی آیندهی مالی آن حساب باز کرد.
شرکت داده پردازان دوران تجربهای من به عنوان برنامهنویس را بازگو میکنم. شش سال در این مجموعه کار کردم؛ سالهای ابتدایی پر از یادگیری و حضور در تیمی پویا و باانگیزه بود اما با گذر زمان شرایط ناراحتکنندهتر شد. با کاهش نیروهای باکیفیت روبهرو شدم تا این که اخیرا به دلیل شرایط نامطلوب کاری و اختلاف نظر مالی از شرکت جدا شدم. یکی از نقاط مثبت دوران، پرداخت منظم حقوق بود که معمولا در همان روزهای ابتدایی هر ماه واریز میشد. با این حال درآمد ماه آخر به موقع پرداخت نشد که برای شرکت بزرگی شاید عجیب نباشد، اما نتیجهاش اعتراض به اداره کار و پیگیری برای حل موضوع شد. به طور کلی از منظر چالشهای شغلی، برای من در بخش تخصصیام شرکت نسبتا بدون دردسر بود؛ اما چشمانداز رشد و پیشرفت محدود بود و از نظر استفاده از فناوریهای بهروز همواری وجود نداشت.
در یکی از تیمهای فنی پروژه وارد شدم، اما در عرض چند ماه تصمیم به قطع همکاری گرفتم. فضای کاری پر از حاشیه و بازیهای گروهی بود و مدیران به اندازهی لازم آشنایی با فرایندهای توسعه محصول نداشتند. ظرفیت فنی اعضا هم گاهی پایین بود و احساس میکردم جای رشد ندارم. بهعلاوه، پس از توافق اولیه، اعلام شد که پنجشنبهها هم به شکل اجباری باید حضور داشتیم که مشکلاتی به همراه داشت. به طور کلی موقعیت ناگهانی و غیرقابلپیشبینی زیادی وجود داشت. با این حال از نظر خوراک، تجهیزات و شرایط مالی نسبتا وضع خوبی داشتند.
در محیطی پرتنش و بیاحترامی کار میکردم، جایی که هر روز فشار و استرس زیادی وجود داشت. تجربهای که از دوران مدیریتی در یک شرکت بزرگ با تعداد زیادی کارمند داشتم، نشان میدهد که فشار کار و رفتارهای ناخوشایند میتواند روحیه و کارایی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. با وجود داشتن مسئولیتهای مدیریتی، فضای کار به شدت آشفته و پرتنش بود و احترامی چندانی نسبت به اعضای تیم وجود نداشت. در نتیجه، حس ناخوشایندی نسبت به محیط کار و تعاملهای همکاران به وجود میآمد که بر روند کار و انگیزهها اثر منفی میگذاشت.
این شرکت از هر نظر برای کارکردن فاجعهاست. ادعا میکنن پروژهها و کارهای مهمی انجام میدن ولی اینطور نیست. در ابتدا در مصاحبه سوالهایی مطرح میشه که حس میکنید مجموعهی قویای از نیروی انسانی رو در اختیار دارن ولی واقعیتی که بعد از مدت کمی کار کردن میشه فهمید، دانش فنی در اکثر بخشها به شدت پایینه و راهحل هایی که برای توسعهی محصولات ارائه میدند خنده داره. توسعه دهنده ها به شدت کم تجربه هستن، مدیریت منابع انسانی فاجعست، پروداکت منیجرها اصلا نمیدونن دارن چه محصولی رو توسعه میدن و به ساده ترین سوالهای بیزینس هم نمیتونن جواب بدن و... هیچ گونه قرارداد کتبیای برای کارمندان ندارن و به همین دلیل، از بیمه و امنیت شغلی هم خبری نیست. ساعات کاری زیاده و به دلیل ناهماهنگی واحدهای مختلف، به شدت فورس زمانی روی دولوپرها هست. محیط کاری نهایتا ۱۰۰ متر هست که ۳۰ نفر آدم رو توی اون جا دادن و یک ثانیه هم آرامش ندارین. حتی فکر اینکه تنها ۱ روز در این مجموعه بخواید کار کنید هم عذاب آور هست. نه برای درامد، نه برای یادگیری و نه برای رشد و موفقیت شغلی، این شرکت انتخاب درستی نیست!
تجربه محيط سالم و صميميت بين كاركنان
در محیطی دوستانه و امن کار میکردم و فرصتهای رشد دربارهام فراهم میشد.
مدتها این شرکت برای من فضای نسبتا رو به رشد و امیدوارکنندهای داشت، اما با تغییرات مدیریتی اخیر و بهروزرسانیهای سطوح بالا، اوضاع به شدت تغییر کرد. تعهدات مالی بر عهده شرکت کموبیش رعایت نمیشود و این موضوع به شکل مستقیم روی کارمندان اثر میگذارد؛ ریزش نیرو بالا بوده و حقوقها کمتر از انتظار است. مدیران حاضر در شرکت از حوزهی IT شناخت چندانی ندارند و فرهنگ حرفهای در سطح نسبتا پایین حاکم است، بهطوری که نیروی متخصص در چنین فضایی بهآسانی پایداری نمیکند. برای افرادی که سابقه زیادی دارند، جذابیت زیادی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه تازهکار باشید و دنبال کسب تجربه باشید؛ در چنین محیطی احتمالا حاضر باشید به کار کردن ادامه دهید تا بتوانید سابقهای را بسازید.
در شرکت عصر فناوری دانش، تجربهام بهعنوان یک برنامهنویس را اینطور به خاطر میآورم که ساعات کاری از نیمه روز آغاز میشد و بهرغم یک استراحت کوتاه پانزده دقیقهای که از آن کسر کردند، چون همکاران معتقد بودند جمع شدن دور هم به توطئه علیه مدیریت میانجامد، از این حق محروم شدم. حقوق کم بود و هنگام درخواست افزایش، پاسخشان چنین بود که آشنایی با این وضع را انتخاب کردهام و نمیشد انتظار بهبود داشت. وقتی دقیق سر وقت از شرکت میخواستی بیرون بروی و به خانه برگردی، بهطور غیرصریح با نگاههای سنگین روبهرو میشدی. در حقیقت فردی که کارش را بهموقع انجام نمیدهد و همچنان تا پایان ساعات کار میماند، نسبت به کسی که کارش را بهموقع انجام میدهد، ترجیح داده میشد.
سه سالی که در این مجموعه مشغول به کار بودم، تجربهای واقعا مفید برای من رقم زد و توانستم در کار بکاند پیشرفت کنم. همکاری با مدیریت مجموعه مثل همراهی یک دوست بود و احساس خوبی از کار با آنها داشتم. حضور در این تیم را خیلی دوست دارم و از بودن در این مجموعه راضیام.
مدت تقریبی چهار سال با تیم اسپیرال همکاری کردم و میخواهم از تجربهام بگویم. هر شرکتی نقاط قوت و ضعفی دارد و کار با این تیم هم تجربهای مثبت بود که به رشد شخصی و حرفهای من کمک زیادی کرد. از همکاری با حامد بیدی چیزهای زیادی یاد گرفتم و این تعامل برای من تجربهای سازنده بود.
بنده 4 سال در این شرکت مشغول به کار بودم. از نظر دانش فنی پیشرفت زیادی در این شرکت کردم و دانش کنونی م رو مدیون فرصتی هستم که این شرکت در اختیارم گذاشت. از این نظر بسیار مناسب کسانی هست که تجربه ی کم و پشتکار بالایی دارند و به راحتی زمینه ی پیشرفت براشون آماده هست. از نظر مدیریتی و منابع انسانی در یکی دو سال اخیر مشکلاتی وجود داشته که باعث شده یکسری بی نظمی ها در ارزیابی عملکرد و فرآیندهای کاری به وجود بیاد که بعضا این موارد باعث بی عدالتی شده. این موضوع انشاالله رفع بشه
در این شرکت حدود یک سال است که به عنوان توسعهدهنده وب اشتغال دارم. با وجود فرصتها، سال اخیر با خروج تعداد زیادی از همکاران توانمند و عوض شدن سه مدیر در بخش نرمافزار همراه بود که تعویضهای پی در پی به نظر میرسد فاجعهای خاموش برای تیم باشد، اما امیدوارم با تحولات اخیر مسیر بهتری پیش رو باشد. مشکلات اصلی شرکت به ساختار کد کهنه و فریمورکهای پیچیده برمیگردد که با جدیدترین تکنولوژیهای روز دنیا همگام نیستند. اما نکتههای مثبت هم وجود دارد؛ فرصتهای یادگیری زیادی در محیط کار فراهم است و فضای همدلی و صمیمی بین همکاران را میتواند به عنوان یک نقطه قوت مطرح کرد.
من زمانی وارد این شرکت شدم که تازه فعالیتش را شروع کرده بود و جزو اولین کارمندان آن بودم. هیچ کاری انجام نشده بود و طرح 5 سایت شرکت را از صفر بالا آوردم و زحمات زیادی کشیدم. حتی خیلی از اموری که به شرح وظایفم ارتباط نداشت را هم چون کس دیگری از جمله گرافیست هنوز استخدام نشده بود، انجام میدادم. اما متاسفانه از روز اول بر سر هر چیزی از حقوق و ساعت کار تا کیفیت و نوع انجام پروژه ها از نقظه نظر فنی با مدیریت بگومگو وجود داشت و انقدر باید کلنجار میرفتی و بحث میکردی که همه انرژی آدم گرفته میشد. از طرفی مشخص نبود بالاخره باید به کی جوابگو بود. مدیر مستقیم (واحد فنی و برنامه نویسی) یا مدیرعامل یا معاون اجرایی شرکت. خیلی تحمل کردم چون فکر میکردم تازه تاسیس است و به مرور زمان درست میشود. اما متاسفانه روزبروز بدتر و غیر قابل تحمل تر میشد.
این شرکت برای من و تعدادی از همکاران مدت طولانی تجربهای بسیار مثبت بود؛ برعکس برخی نظراتی که از ورود اولیها و پروسه مصاحبه شنیده میشود، برای ما کار در یارا معنای تازهای داشت. اگر به کار جدی علاقه دارید و پایبند به جزئیات هستید، یارا جایی است که پایان ساعات کاری برایتان معنایی ندارد. خیلی از روزها بعد از ساعت شش عصر هم تیمیها حضور دارند و حس نمیکنی کار پایان یافته. اینجا سرمایههای انسانی ارزشمند محسوب میشوند و امکانات رفاهی چه داخل شرکت و چه خارج به حد امکان فراهم است. واحد منابع انسانی همیشه در دسترس است تا شنونده نظرات، پیشنهادها و حتا گاهی گلایههای ما باشد. مهمترین نکته این است که نگاه از بالا به پایین وجود ندارد؛ در هر واحدی که کار کنی، کارت همانجا مهم و ارزشمند است. همه چیز با تلاش ساخته میشود و به نتایج زحماتمان تعصب داریم. روزهای سخت و شیرین زیادی با هم داشتیم و یارا همواره به عنوان حامی خوبی برای کارمندان باقی ماند. در یارا چیزهای تازه یاد گرفتیم و با چالشها روبهرو شدیم، همیشه از ما حمایت شده تا بتوانیم وظایف را انجام دهیم. نکته کلیدی این است که به نیروها در بالاترین سطح کار اعتماد میشود و این اعتماد، باعث افزایش اعتمادبهنفس، قدرت تصمیمگیری و تمایل به ریسک میشود. اینجا یاد میگیری که پیشرفت نتیجه تلاش افراد است. با ارتباطی که اینجا برقرار میکنید، بدون دغدغه میتوانید مسائل را با مدیران ارشد و حتی مدیرعامل در میان بگذارید. جو کار بهطور کلی حس داشتن خانوادهای دوم را در شما ایجاد میکند که بخش عمده روزتان با آنها میگذرد. اگر دنبال چالش و تلاش هستید، اینجا قطعا برایتان خوشایند است.
من حدود پنج سال است که در شرکت یارا مشغول به کارم و این تجربه برایم همچنان با طراوت است. جمعیتم از نیروها اغلب جوان هستند و فرصت دارند تا استعدادهایشان را به رخ بکشند؛ همهی همکاران در حوزهی کاری خودشان باسواد، پرانرژی و با پاسخگویی بالا هستند. این شرکت به جوانها چنین اجازهای میدهد تا در تخصص خود به پیشرفتهای قابل توجهی برسند و در محیطی گرم، صمیمی و بدون تنش به کارشان ادامه بدهند. از نظر من، همکاری میان اعضا از موارد برجستهی شرکت است و تجربههای قبلیم در موسسههای دیگر نشان میدهد که تنها جایی است که به کار قانونی و امنیت شغلی کارمندان توجه میشود، البته این را به گفتهی خودم میگویم و از این بابت بسیار خوشحال و قدردانم که عضوی از این مجموعهی بزرگ هستم و از مدیران و مسئولان شرکت یارا تشکر میکنم بابت محیط امن، باانگیزه و تخصصی که فراهم کردهاند.
در این شرکت هم به نظر میرسد که موقعیت مدیریتی یا کارمند بودن تفاوت زیادی ندارد و هر دو حالت به یک شکل احساس میشود. اطرافم را بیشتر با آگهیهای استخدام برای طراح گرافیک و مدیر دیجیتال مارکتینگ میدیدم؛ به خاطر این که معمولا افراد در اینجا بیش از یک یا دو ماه دوام نمیآورند. از همان روز اول، از ما میخواستند با لپتاپ شخصی بیاییم چرا که امکانات مناسب در اختیارشان نبود و فقط فضای کار و دیوارهایش را رنگ کرده بودند تا زیباتر به نظر برسد. همه میپرسیدم ورود و خروج من کجا ثبت میشود و پاسخ میشنیدم که ساعت کاری مشخصی وجود ندارد و هر وقت دوست داشتیم میتوانیم بیاییم یا برویم. این طرز فکر در زمان کوتاهی باعث میشد تصور کنم شرکت خیلی خوب است، اما واقعیت این بود که با همین روش نگهداشتنمان تا شش یا هفت روز طول میکشیدند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد؛ ورود و خروج ثبت نمیشود و حتی در روزهای تعطیل باید به کار میرفتیم چون نظم چندانی وجود ندارد و کار زیاد است. معمولا مدیرعامل قبل از تعطیلات با جمع صحبت میکرد و با حالتی صمیمی ادعا میکرد که از همه خواسته جمعه نیز برای تسریع کارها بیایند، در حالی که هیچکدام از این درخواست را از من نداشتند. بخش تبلیغات را زنی متولد هفتاد و پنج سالگی اداره میکرد که سطح تحصیلاتش به کارآموز تبلیغات میمانست. این مدیر از من و تیم ایده و طرحهای تبلیغاتی میگرفت و به سلیقه خودش تغییر میداد و در نهایت با نام خودش به آژانسهای تبلیغاتی برونسپاری میکرد، بدون اینکه به ما اطلاع بدهد که کارها در چه وضعیتی پیش میروند. این کماطلاعی باعث میشد که رزومهای برای فرد وجود نداشته باشد و کار به طور کامل به شکل سطحی انجام میشد، تا جایی که باورکردن اینکه ایده من بوده سخت میشد چون نتیجه کار به شدت amateur بود. با این تجربه بهطور کلی به عنوان حرفهایها این کار را توصیه نمیکنم و تنها به افرادی که تجربه کار نداشتند و تازه میخواهند وارد این حوزه شوند، توصیه میکنم حدود یکی دو ماه بیایند تا کمی تجربه کسب کنند؛ البته اگر بتوانند دو ماه دوام بیاورند.
وقتی وارد شرکت شدم، پیوستگی ساختار منابع انسانی به وضوح به چشم میخورد و تجربه خوبی از همگام بودن با فرایندها دارم. ستدهای تیمها و شرح وظایف هر کدام به وضوح مشخص شده و فضای کافی برای ارائه پیشنهادات و بیان رویکردها وجود دارد. جو کار گروهی مناسب است و احترام متقابل بین اعضا کاملا مشهود است، به طوری که طی این مدت با هیچیک از اعضا، تیم یا کل شرکت مشکلی نداشتم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.