در این مجموعه کار کردهام و سالهاست در سمت بکاند کار میکنم. حدود یک دهه تجربه دارم و تاکنون شرکتی مثل این را ندیدهام که در تمامی جنبهها آنقدر حرفهای باشد. سیستم به گونهای طراحی شده که کوچکترین فشار فکری یا کاری بر تیم فنی وارد نمیشود و میتوانید با خیال راحت به پیشبرد کارهایتان بپردازید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من دیدار جایی بود که دو سال از زندگی حرفهایام را در آن گذراندم. مدیرعامل این شرکت با تیزهوشی و تخصص بالا به ارزش و رفاه تیمش اهمیت میدهد و برخوردش با کارمندان همیشه محترمانه است. فضای شرکت پر از فرصتهای رشد است و هر روز با آموزش و حس خوب همراه میشدم. مطلعام که اخیرا سرمایهگذار جذب کردهاند و این احتمالا میتواند شرایط بهتری را برای همکاران فراهم کند.
به عنوان یکی از افرادی که تو این شرکت در حال کار هست باید بگم که فضای کاری کاملا دوستانه و خوب هست. تعامل مدیریت تیم با نیروهاش تو سطح بالایی هست و امکانات و تجهیزاتی که یه نیروی کاری نیاز داره رو در اختیارش قرار میدن. تیم های مختلفی تو شرکت هست و من با نیروهای تیم های مختلف هم ارتباط گرفتم و واقعا از لحاظ دانش و اطلاعات در سطح بالایی قرار دارن و بهتون این تضمین رو میدم که اگه باهاشون ارتباط بگیرید سرعت پیشرفتتون خیلی زیاد میشه. اینجا جایی هست که شما میتونید خیلی چیز های جدید یاد بگیرید و کلی چیز باحال تجربه کنید. فضا کاملا صمیمی و دوستانه هست و اون فشار و استرس کاری که تو شرکت های دیگه به خصوص استارتاپی ها ممکنه داشته باشید رو اینجا ندارید. از لحاظ امکانات رفاهی هم که اینجا صبحانه و خوراکی رایگان داره. البقه قبلا ناهار هم داشته که به خاطر کرونا لغو شده. حقوق ها به موقع پرداخت میشه. کلا در یه کلمه بگم فضا دوستانه هست.
در این شرکت هیچ توضیح واضحی از وظایفم وجود ندارد و آینده شغلیم همیشه پر از ابهام است. هر روز یا درگیر یک پروژه مشخص میشوم یا اگر بیکار باشم احتمال میدهند که به پروژهای دیگر بروم که نه تخصصم است و نه وظیفهای که قبول کردهام. در حقیقت مدل کسبوکار این مجموعه بهطور روشن تعریف نشده است.
در این شرکت کار کاملا هیئتی جلو میره. موازیکاریِ همکارانتون قراره جلوی چابکی شما رو بگیره. مدیرعاملش یه دیکتاتور تمامعیاره که با برندینگ مخفیش میکنه. امکان نداره کاری با دلایل کارشناسی انجام بدید و مدیرعاملش با دلایل سلیقهای، کیفیت اون کار رو بیاره پایین تا شما پررو نشید و فکر نکنید کارتون خوب بوده. مدیران میانی ابر آروان اکثرا بیرون از تیمشون خیلی خوشاخلاقن ولی با اعضای تیم مثل سادیستها برخورد میکنن. توی ابر آروان ممکنه روزی بیشتر از ۱۰ ساعت کار کنین ولی بهتون بگن چرا کار نمیکنی. موقع مصاحبه بدون شک تفتیش عقیده انجام میدن تا ببینن مثل اونا در مورد مسائل غیرکاری فکر میکنین یا نه! بعد از گذشت دو ماه یهو میبینید شرح وظایف شما کاملن تغییر کرده و وقتی میرید اعتراض میکنید، با شما قطع همکاری میکنن. بعد از قطع همکاری، خودشون دوباره به شما پروژه پیشنهاد میدن، یعنی هدف از قزع همکاری، موقتیکردن همکاری با شما هست! در مدل پروژهای، بدحساب هستن و خلفوعده میکنن و توی کارای پروژهای هم دخالت زیادی میکنن که منجر به این میشه هر کاری رو حداقل سه بار انجام بدید. در کل ابر آروان نمونهی یک برندینگ توخالی هستش که بهزودی چهرهی واقعیش بر همه روشن میشه. در کل ابر آروان فقط حقوقش از متوسط حقوق بقیه جاها یه کم بالاتره که به تحقیرهای شدیدشون اصلا نمیارزه.
من با CTO این شرکت مصاحبه کردم. نمیدونم هنوز ایشون اونجا هست یا نه چون ۲ سال پیش بود. فقط در همین حد بگم که به من که فرانت اند دولوپر هستم سعی داشت بگه React از Vue خیلی بهتره و چرا دارن ازش استفاده میکنن :)) چرا چون من بهش گفتم هر روز یه فریم ورک جدید میاد بیرون و هایپ انتخاب فریم ورک جدید همیشه هست. ۱. پیشنهاد میکنم با کسی که هنوز درگیر مقایسه و انتخاب فریم ورک هست اون هم در سمت CTO کار نکنید چون براتون مشکل ساز میشه. ۲. پیشنهاد میکنم با شرکتی که بجای گرفتن تست فنی، سوالات فنی رو بصورت گفتاری میپرسن همکاری نکنید. میگن show me the code , words are bullshit ۳. پیشنهاد میکنم با مدیری که نگاه بالا به پایین داره و دنبال گرفتن مچ شما هست همکاری نکنید.
به طاقچه رفتم و تجربه گستردهای در کنار تیمی حرفهای نوشتم که رفتار سازمانیشان برایم بهخوبی قابلتحسین بود. این شرکت که بخشی از مجموعه حصینه است، مدت کوتاهی خدمت کردم و پس از آن تصمیم به جداشدن گرفتم. طاقچه امکانات متنوعی برای کارمندانش در نظر میگرفت از جمله معرفی به بانکها برای کارت اعتباری، وام و حساب جاری که از این جهت مزایای قابل توجهی داشت. بعد از شیوع کرونا، کارها به سرعت به سمت دورکاری رفت و اعتمادی که به نیروهایش میداد برای من، با پانزده سال تجربه در شرکتهای مختلف و گاه نامآشنا، واقعا تحسینبرانگیز بود. بخش منابع انسانی، هرچند متعلق به کل مجموعه حصینه بود، اما بهخوبی نیازهای اعضای طاقچه را برطرف میکرد و همیشه در دسترس بود. مدیریت طاقچه همواره در حال بهبود بود و به خوبی مسیر پیشرفت را دنبال میکرد. با وجود اینکه سطح فنی تیمی که من در آن بودم کوچک بود، اما با سرعت در حال بروزرسانی فناوریها به سمت فناوریهای روز بود و من به موفقیت آیندهشان اطمینان دارم. از دیگر مزایا میتوان به حضور آشپزخانه، سالن سرو غذای اختصاصی، کافه و حتی پلی استیشن اشاره کرد که جذابیت کار را دوچندان میکرد. این تجربه برای من واقعا بهترین دوره کاری بود و میخواهم اضافه کنم که مدیران ارشد طاقچه واقعا انسانهای بافهم و با تجربهای بودن که در مدت حضورم هیچ نکتهی منفیای از آنها ندیدم.
اهمیت نیروی انسانی تقریبا زیر ۱۰ درصده،ادمایی که سواد زیادی ندارن ولی دلبری رو بهتر بلد هستن پیشرفت می کنن تقریبا هیچ مزایای خاصی نداره و حقوقت رو میدن اگر از اول با حقوق خوب وارد شده باشی خوبه وگرنه لاک پشتی حرکت می کنی امنیت شغلیت بستگی به مدیر پروژه داره و اینکه ازت خوشش بیاد یا نه🙂
در شرکت ایمن دابا پارسیان، مدتی است که تصمیمها بر پایهی تجربههای افراد پر حاشیه پایهریزی میشود و تعدادی پروژه هم از تحقق نتیجهی مطلوب باز میمانند. به نظر من اینجا فقط یک بستر گسترده است که میشود از آن بهره برد.
وقتی به اونجا رسیدم، حس خوبی داشتم و از کار کردن در شرکت رضایت داشتم؛ بهخصوص از مدیر فنی فوقالعادهشون، حسام، تعریف میکردم. با این حال در کل، مدیریت مجموعه چندان کارآمد نبود و گاهی اتفاقهای ناخوشایند و تاریک پیش میآمد. در نهایت با انباشته شدن مسائل، ما با تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو شدیم؛ پرداخت حقوق هم با تاخیرهای چندین ماهه مواجه میشد که خیلی اذیتم کرد.
در این شرکت فضای گرم و دوستانهای حاکم است؛ جایی که فرهنگ کار مثبت و یادگیری مداوم پرسنل در اولویت قرار دارد و مدیریان کاربلد با رویکردی حمایتی کنار تیم هستند. به نظر من فرصت تلاش و پیشرفت در زرین رویا ارزشمند است و از دست دادنش توصیه نمیشود.
حدود سه سال در شرکتی با نام تجاری شبیه به شمیم خوشگوار به عنوان کارشناس فعالیت کردم. حقوقم معمولا پایینتر از سطح بازار بود و در مصاحبههای اولیه قول اینکه با آغاز سال بهطور مشخصی اضافه حقوق یا مزایایی تعلق میگیرد، داده شد که واقعیت ندارد. فضای کاری و ساختار سازمانی بسیار قدیمی بود، هرچند مزیتش این بود که حقوق بهموقع واریز میشد، اما بهطور کل وضعیت درآمدی چندان قابل قبول نبود. در طول این دوران هیچ دانشی به من افزوده نشد و فرصتهای یادگیری هم به من داده نشد.
در تیمی کار میکردم که اکثر مشکلات از نبود برنامهریزی و مدیریت کمتجربه ناشی میشد. با وجود اینکه گروه فنی کوچک و صمیمی بود و همین دوستی بین اعضا به وجود آمده بود، گاهی به خاطر بینظمی و کمدستور بودن کارها، کارها به نحوهای سطحی انجام میشد. چندین نفر برای پوزیشنهای مختلف کارآموز جذب شدند و اکثرشان به نتیجه مشخصی نرسیدند. نکته ناراحتکننده این بود که روابط عاطفی بین برخی اعضا شکل میگرفت و این مسئله روی فضای کاری تاثیر منفی میگذاشت. به نظر من این نتیجه از مدیریت بیتجربه میآید که باید جلو چنین مواردی را در محیط کار گرفت و اجازه نداد فضای همسویی و شایعهپراکنی غالب شود. فرصتهای رشد در مجموعه وجود داشت، اما فاکتورهایی مانند رفیقبازی و جلب اعتماد سریعتر از تلاش فردی به نتیجه میرسیدند. فضای کار خیلی دوستانه و مثبت بود و به مناسبتهای مختلف جوایزی به اعضای تیم اهدا میشد. نکته دیگری که ممکن است برای برخی girls تیم فنی مهم باشد این است که پوشش رسمی برای خانمهای تیم فنی الزامی نبود، در حالی که برای سایر بانوان مجموعه پوشش رسمی مانتو و مقنعه مورد نیاز بود.
من در پردازش نگار راشین تجربهای به عنوان برنامهنویس داشتم. توازن بین زندگی شخصی و کار در اینجا چندان ساده نیست؛ نه اینکه دائم من را به کار کشانند، اما با فضای کار شدیدا علاقهمند میشوی و این حس را میفهمی. در مجموعه، به نقدهای فنی با دقت پاسخ داده میشود و هر بازخوردی پیگیری میشود. فضایی فوقالعاده شاد، پرانرژی و مدیری با اخلاق و سیاستهای مشخص داشتم. حقوق و مزایای شرکت نسبتا پاییناند و بسته به بودجهاند؛ برنامهها بهطور معمول نیروهای قابلاعتماد با حقوقی متعادل را جذب میکنند و از نیروهای سختکوش و تازهوارد استقبال خوبی میشود. حضور نیروهای حرفهای هم به چشم میخورد و جمعیت شرکت عمدتا جوان و پر انرژی است. تنها نکتهای که برخی از همکاران نمیتوانند با آن کنار بیایند، شوخیهای شرکت است که گاهی سنگین میشود اما به مرز دیوانگی نمیرساند و در نهایت لذتبخش است. در کنار کار، سرگرمیهایی مثل پلیاستیشن، فوتبال دستی، تایم ناهار انعطافپذیر، دارت و بیلیارد هم در دسترس بود.
مدت کوتاهی که در ماورا کار میکردم تجربهای بود که با تمام فشارها و چالشها همراه شد. مدیریت ناکافی، رفتارهای غیر حرفهای از طرف برخی از مسئولان داخلی و حجم کار بسیار بالا از جمله نکات منفیای بود که با آن روبهرو شدم؛ حقوق هم نسبت به کارهای انجامشده کم بود و امکان استفاده از مرخصی به سختی فراهم میشد. فضا به نوعی دیکتاتوری بود و استرس و فشار کاری در سطح بالایی بود. نکته دیگر این است که زمانی که تصمیم به جدایی از شرکت میگرفتم، معمولا سنوات و مزایا به سهولت پرداخت نمیشد و برخی از مدیران در ازای خروج، امضاهایی میطلبیدند که تمامی حقوق و سنوات را پس از آن به نفع شرکت جا بگذارم. امیدوارم این تجربه برای سایرین مفید باشد.
در شرکت پارمیس تجربهای مشابه از یک برنامهنویس C# داشتم با فضایی کاملا خشک و بیروح. ارتباطات بین همکاران به طور کامل محدود بود و هیچگونه گفتگویی بین افراد مجاز نبود. ناهار برای من به شکل خیلی جدی و فیکس تعیین میشد و ساعتهای کاری همواره طولانی بود. از طرف کارفرما قرارداد دو ساله به من پیشنهاد شد. این محیط را خشکترین جایی دانستم که تا حالا تجربه کردم. فقط دو هفته در آنجا ماندم تا اینکه فهمیدم نمیتوانم ادامه بدهم و از همانجا جدا شدم.
در محیطی ساکت برای برنامه نویسان کار خود را آغاز کردم و دستمزدها و امتیازها منطبق با توقعات بود و پرداختها بهموقع انجام میشد. تنها نقطه ضعفی که حس میکردم تیم پروداکت است که امیدوارم در آینده با رشد مواجه شود.
من در شرکت مدیا همراه ارتباطات تجربه کردم و میخواهم با صداقت بگویم شرایط کار تا حد زیادی دشوار بود. با وجود این که کارفرما نسبت به نیروها رفتار کنترلشده و سلطهآمیز داشت، یک دسته از همکاران هم وجود داشتند که فشار روحی زیادی به بقیه وارد میکردند و باعث ایجاد اضطراب و نگرانی میشدند. ساعات کار هم واقعا طولانی بود و بهطور جدی بیوقفه بود. ۲۴ ساعته بودن فشار زیادی روی من و دیگر همکاران میوارد.
شرکت پایانههای دادهای نوین تجربهای پر از وعدههای دروغین و کمبود شفافیت بود. از همون روز اول فهمیدم که برای پیوستن به تیم، قولهایی فراتر از واقعیت داده میشد و به شکل فریبندهای بزرگنمایی میکردند. محل کار دقیقا با تصوراتم تفاوت داشت: به جای محیطی مناسب، یک واحد قدیمی در مرکز شهر بود که امکانات ناچیزی داشت و هفتهها فقط یک بار خدماتی به نظافت میپرداخت. همیشه گفته میشد که بهزودی به ساختمانی بهتر منتقل میشویم، اما این وعده به حقیقت نپیوست. وقتی رسیدم، قول اعطای وام به پرسنل را شنیدم، اما پس از ورود مشخص شد وام تنها پس از شش ماه و با اولویتبندی دلخواه مسئولان در اختیار پرسنل قرار میگیرد. این گونه از شفاف نبودن حکمفرمایی در شرکت به یک روال تبدیل شده بود. واحدها با یکدیگر در کشمکش به سر میبردند و به طرز روشنفکری در جلسات انتظار میرفت که هیچ پرسش فنی مطرح نشود. تجربه کار در این مجموعه فاقد تعریف مشخصی بود و انتقال تجربه به شکل سازندهای صورت نمیگرفت. برای قراردادها سفته میگرفتند و حتی پس از خروج از شرکت مدت طولانی بازپرداخت نمیشد. همچنین هیچ نسخهای از قرارداد در اختیار من قرار نگرفت. دوره آزمایشی شرکت سه ماهه بود.
من تجربه خوبی از کار درسیناژن دارم مسولیت پذیری اینجا خیلی مهمه کار و ساعت کار بالاست ولی ارزشش رو دداره
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.