راهی که میروید به صد شوق و اضطراب ما بازگشتهایم از آن، خسته و خراب راهی که میروید به صد شوق و اضطراب ما بازگشتهایم از آن، خسته و خراب راهی که میروید به صد شوق و اضطراب ما بازگشتهایم از آن، خسته و خراب
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بیستوچند سال کنار شرکت بودن، با وجود همه فشارها و استرسها، من هنوز هم از برخی نکات مثبتش یاد میکنم و الان که به مرور زمان نگاه میکنم، میبینم سالهای ابتدایی واقعا بهتر بود. اما بعد از بیستسال نهدهم چیزی درون سازمان عوض شد: بدون هیچ دلیل روشن و بیمنطقی نیروها را تعدیل کردند و این موضوع باعث شد اعتماد به آینده از بین برود. مدیریت به نظر کمسواد و خودراضی میآمد و فضای کار پر از تنش بود؛ هر روز آدم تحمل میکند تا لحظهای امنیت شغلی حس شود، اما این احساس کمتر شد و اهمیت آشنایی با افراد داخل شرکت به شدت نمود پیدا کرد. در کل تجربه من از این مجموعه با وجود اینکه در ابتدا مطلوب بود، در ادامه با چالشهای زیادی همراه شد.
بنده با داشتن چندین سال تجربه کاری موفق در سازمان های دولتی و خصوصی و همچنین سابقه تدریس و به پیشنهاد یکی از دوستان،بنابر تغییر شرایط زندگی در حدود ۶ سال در ناواکو کار کردم عادلانه و منطقی و با صلاحیت نظری که فکر میکنم با توجه به موفقیت هام با مستندات در خارج و حتی داخل ناواکو داشته ام، تجربه شخصی خود را در این محیط صرفا جهت اطلاع افرادی می نویسم که قصد ورود به این سازمان را دارند،و البته مدیران ارشد . این سازمان برای پر کردن رزومه کاری دوران کارورزی،در واحد نرم افزار و واحد پاسخگویی به مشتریان بانکی در ابتدای مسیر شغلی خوب می باشد.ولی اگربا سابقه کاری و مخصوصا داشتن تحصیلات تکمیلی اگر وارد این سازمان شوی دچار فرسایش شغلی زود هنگام میشوی و متاسفانه بد شانس بودی ناواکو رو تجربه کردی،درک و فهم اینکه مدیران و افرادی که پست میگیرند ناشایسته و خلاف محیط هایی که تا حالا تجربه کردی صدمات روحی غیرقابل جبران داره......................در ناواکو هر چند وقت گروهی از مدیران با حکومت جدید که فقط دوستان خود را وارد می کنند در راس کار قرار میگیرند،و افراد گروه قبل با برخوردهای شخصی و به دور از عدالت ،حتی با بالاترین مدرک و توانمندی قربانی می شوند،و دقیقا افرادی کلیدی و ناشایست که عملکرد حیاتی ماموریت اصلی ناواکو رو در اختیار دارند و علت شکست های قبل و این تغییرات هستند مانند معاون نرم افزار به دلیل روابط و ترس بانک از این جایگزینی باقی می مانند .هر گروه بدتر و بی تجربه تر از قبلی خیلی ها با سفارش به بقیه ظلم می کنند، حالا بانک فکر کرده با اینا کاری جدید کرده و اتفاقا و یکی از مشکلات عدم پیشرفت ناواکو در رقابت با هم نوع هاش باعث میشه ،در ناواکو توانمندی افراد به کار گرفته نمیشه،مدیریتی برای به کارگیری توانمندی و تجربه سالها کار وجود نداره،امکان داره در سازمان معتبری دیگر تو نفر اول و نخبه واقعی باشی ولی در ناواکو بی سواد و ناتوان و با حقوقی یک چهارم مسئول دفتر که باعث شه کلا اعتماد به نفستو از دست بدی ،نظارتی درحق حقوق نیست،به زبان سادهتر و با بررسی واحدهای مهم مخصوصا واحدهای کلیدی نرم افزار و اجرایی ، یه جزیره ناشناخته که اصلا نگاه نمیکنن چقدر سواد و تجربه داری،و حتی امکان داره دنبال پیدا کردن باورهایی که از خودت داشتی در این جزیره سالها گم شی و حتی توان بیرون آمدن نداری،متاسفانه هیچ نظارت هوشمندی از سمت بانک صورت نمیگیره و با همین وضع خود بانک مسکن پیشرفت کمتری در زمینه پوز و فناوری های جدید بانکی پیدا کرده که قابل جبران نیست، جدیدا مدیر عامل بانک مسکن مدیرانی رو گذشته که فکر میکنی در سالمندان کار میکنی ، جوان گرایی و عدالت شغلی که جز آیین نامه های اصلی است در نظر نگرفته اند.........مسئولینی که سالها از بازنشستگی آنها گذشته به خاطر دوستی با مدیران اومدن و حق الناس است که فضا و فرصت رو از استعدادهای جدید گرفته، در جلسات می خوابن و آلزایمر دارن و با زورگویی و نگاه هایی از بالا به پایین، و بودن سالها در پست های قبلی خود علت عدم پیشرفت جامعه است، عدم امکان کار روان و دوستانه و صمیمی رو گرفتن و بخاطر اختلاف سن بالا و نگه داشتن احترام ،موتور ناواکو به زودی کند تر و کندتر از رقبا خواهد ماند.......از نظر محیط هم که اشاره شد بخاطر تاثیر این سوالها در ذهن کارکنان و تغییرات و بی توجهی به استعدادها که امکان نداره تو در این محیط پیشرفت کنی فرهنگ سازمانی بسیار پایین تر از زمان است ،جو بسته و خیلی شاید ظالمانه باشه ،یاد فیلم های زمان حکومت شاهان تاریخ ایران میفتی ولی در مجموع محیط سالم از نظر روابطی نسبت به تجربه های سازمانی دیگر دارد ،و شاید علتش همون دور گرفتن همکارها از هم بخاطر نبودن صمیمیت و اعتماد و یکدلی و ترس از اینکه سوتی دست کسی نداشته باشی ...شاید فردای نزدیک همون که دوست و همکارته و شاید حتی خودت ...با مسئول دفتری و مدرک پایینی معاون شی ،در ناواکو با وجود مشکلات و عدم وجود مزایای مادی شرکت های مشابه از سمت کارکنان اصلا اعتراض و اعلام نارضایتی دیده نمیشه و اکثرا افسرده و بی انگیزه وگوشه گیر شده اند و این خود جای بحث داره و نشون میده زندگی و کار در ناواکو جریان ندارد البته هر سازمانی با توجه به شرایط اقتصادی دنیا و مشکلات جامعه دردسرهای خودشه داره ،با توجه به اینکه ناواکو جز اولین شرکت های فناوری اطلاعات کشور بوده و از رقبا جا مونده یه نگاه تحلیل کرانه و نظارت بیشتر داشته باشند و نقش بانک و مدیران ارشدبعنوان نقش پدر در زندانی شدن فرزندش دارند جبران کند . ..................... هدف من از نوشتن این مطالب راهنمایی است و که درمجموع کار در ناواکو رو اصلا تجربه نکنید. که واقعا جز سوابق کدر و دلگیر بنده بود .امید است در آینده تجربه های کاری خوب که حق ناواکو است نوشته شود .........
شرکت کاملا بی در و پیکر همه چی رو هواست تاخیر حقوق ۴ ماهه رفتار غیر حرفه ای کار فوق العاده سنگین و تنها مزیت این شرکت محیط صمیمانه همکارا هست و برای یه حقوقی بی سابقه دوره رزومه سازی و یادگیری مناسبه برای پیشرفت این شرکت و انتخاب نکنید
طی دو سال گذشته، تمام انرژی و توانم را صرف پیشبرد پروژههای یک شرکت کردم. پروژههایی که از صفر شروع شدند و با تلاش بیوقفه من و همکارانم به مرحله اجرا و بهرهبرداری رسیدند. در این مسیر، نهتنها مسئولیت اصلی پروژهها را بر عهده داشتم، بلکه بخش قابل توجهی از نیروهای تازهکار را نیز آموزش دادم تا تیمی توانمندتر و کارآمدتر ساخته شود. با این حال، فضای کاری با فشارهای بیمنطق، مدیریت ناسالم و رواج باندبازی و آشناپروری همراه بود. درست در زمانی که انتظار قدردانی و حمایت وجود داشت، به یکباره و در کمال ناباوری، همکاری من و تعدادی از دیگر نیروهای پرتلاش با تصمیمهایی ناعادلانه قطع شد. این تجربه هرچند تلخ بود، اما برای من یک درس بزرگ داشت: ارزش واقعی تلاش، تخصص و تعهد فقط در سازمانهایی معنا پیدا میکند که انصاف، شفافیت و قدردانی را جزئی جدانشدنی از فرهنگ کاری خود میدانند. از این پس، تمرکز من بر تیمها و محیطهایی خواهد بود که رشد، عدالت و احترام به همکاران را سرلوحه کارشان قرار میدهند.
روزی که از این کار جدا شدم جدیدا نیست؛ به دلایل شخصی تصمیم به قطع همکاری گرفتم. من به طور کلی از این شرکت راضی بودم و کیفیت تیمش رو میپسندیدم. پروژههایی که انجام میدادند واقعا بزرگ بودن و توی تمرینهای فنی خیلی رشد کردم. این شرکت رو به others توصیه میکنم، خصوصا چون امکان همکاری به صورت دورکاری هم وجود داره.
من ۹ماه به عنوان موزع کار کردم .پرداخت حقوقشون مزخرف و بد موقع .سه ماه ی بار یا دو ماه ی بار حقوق میدن .سه ماه حقوق موزع و راننده رو نمیدن هیچکسم جواب گو نیست سه ماه طلب دارم و آقایون عین خیالشون نیست متاسفم واسه مدیریت افتضاحتون همونجور که شما انتظار داشتید کارتون رو ب موقع انجام دادیم ماهم انتظار واریز حق و حقوقمون رو داریم که واریز نکردید.خدا لعنت کنه شما رو ک باعث شرمندگی مامیشید
در معاونت نرم افزار این شرکت کسی معاون است که بیشتر برای بنگاه معاملات املاک مناسب است تا معاونت نرم افزار! بنابراین این معاونت را که باید یک محیط علمی و فنی باشد تبدیل به یک محیط پر از دروغ حقه و نا رضایتی و مشکلات کرده و متاسفانه بانک مسکن هم هیچ اقدامی در این ارتباط انجام نمی دهد! در حالیکه در زمان معاونت قبلی، ****** خیلی همه چیز در این معاونت بهتر و ضابطه مند بود!
در واقع تجربهی من در قاصدک سامانه خیلی تلخ بود و باعث شد تصمیم بگیرم از کار بیرون بیام. من هجده ماه اونجا کار کردم، اما شش ماه آخر واقعا با اعصاب و روانم شد تا حدی که خرجش کردم. سازمان خیلی شفاف نبود و مدیرعامل بهطور مستقیم در همهی کارها دخالت داشت، چه فنی، چه مالی، چه منشی و منابع انسانی و فروش. هرجا مشکلی پیش میآمد با این که میگفتند کار را خودش انجام داده، اما وقتی اوضاع خراب میشد، کارمندها بهعنوان مقصر معرفی میشدند. در یکی از پیامرسانهای ایرانی گروههای زیادی را بدون هدف مشخص ایجاد میکردند تا پیگیری کارها راحتتر شود، و در نتیجه کارمندان باید وقت زیادی صرف پاسخگویی در این گروهها میکردند. حقوق منصفانه نبود و کارمندها بهطرز ناخواسته زمان زیادی را صرف پاسخگویی در گروهها میکردند. وظایف سه برابر چیزی بود که مشخص میشد و بهجای اینکه حقوق متناسب با کار افزوده شود، حقوق همسطح به نسبت تجربههای مختلف داده میشد. بحث حقوق برای کارگران تازهکار با این توجیه که در حال آموزش هستند، وجود داشت، اما به نیروی باتجربه هم حقوقی کمتر از انتظار میدادند. بیمه پایه رد میشد و سنوات بهصورت ماهانه کسر میشد و کلاهبرداری در این زمینه رخ میداد. بحث سپرده پسانداز هم وجود داشت اما کارمندان تنها با وامهایی بیثمر روبهرو میشدند که بعد از پایان قرارداد فقط ارزششان کاهش پیدا میکرد. برای مساعده دادن و اعطای مرخصی هم تبصرهها و قوانین متعدد میگذاشتند. آنها دائما به دنبال بهانهای بودند تا از حقوق کمشدهی کارمندان کم کنند. کارمندها انگار بردهای بودند که تا وقتی باقی میمانند، کار میکردند و وقتی از کار میخواهی استعفا بدهی، بهسرعت آزار میشوی تا شاید از شرکت بیرون روتین شوند. مالکیت خانوادگی شرکت ایرادی ندارد، خیلی از شرکتها اینجور کار میکنند و ممکن است موفق هم باشند، اما وقتی اعضای خانواده بهجای تجربه و تحصیل به رابطه و فامیل بازی میرسند، وضع از دست میرود. بهاندازهای که افراد باتجربه را میفرستند تا با افراد بیتجربه جای آنها را پر کنند و به روی خودشان هم نمیآورند که وضعیت شرکت هر روز بدتر میشود. اگر از من بپرسند کار کردن در این شرکت خوب است یا نه، بیدرنگ میگویم بهتر است به سراغ گزینههای دیگر رفت تا اینکه در چنین محیطی بمانید. بیکاری بهتر از کار در محیط سمی با اعصاب خردشده و روان تزلزلیافته است.
سلام اوایل خوب بود ولی هرچی جلو رفتم درامد ها کم و مجموعه های خوب یکی یکی از میاره رفتن. بی انصاف و بدون هیچ توضیحی جریمه میکنن در صورت اعتراض بلاک دائمی میشید.
وقتی برای اولین بار از راه برخورد به همکاران قدیمیام فهمیدم که مدیر مجموعه و رئیس واحدمان را در میدان توپخانه دیدم که با موتور رفتوآمد میکردند، فکر کردم این تجربه جالب است. من به عنوان کارشناس شبکه در یاس ارغوانی مشغول به کارم و هر روز با چالشهای فنی و پشتیبانی شبکه سروکار دارم. این دیدار ناگهانی باعث شد به مرور به این نتیجه برسم که فرایندها و رفتارهای داخل سازمان چگونه برروحیه و انگیزه تیم اثر میگذارد و من از نزدیک درگیر مسئولیتهای روزمرهام در مدیریت شبکه و ارتباطات بودم. با وجود تمام حرفهایی که پشت سر گذاشته میشود، سعی کردم روی کارم متمرکز بمانم و با حفظ حرفهایتم از جریانهای سازمانی یاد بگیرم.
برای مدت سه ماه بود که به صورت پیمانکاری در این شرکت کار میکردم. اگر دنبال حقوقی بیدغدغه و بدون سردرگمی هستید که هر ماه با آرامش کامل دریافتش کنید، اینجا جایی مناسب نیست. آنها به من و همکاران میگفتند بدهکار هستیم و باید پولهای دیگری را هم بپردازیم. در حال حاضر که این تجربه را مینویسم، دو ماه است که حقوقم را پرداخت نکردهاند.
شاشیدم سر در واحد شبکه شرکت یاس ارغوانی که حیوانهای خانوم بازه ولگرد ، گوسفنده ، عمله افغانی شدن مدیر و سرپرستش . گوه بگیرن سردرش . با مدرک سیکل و دیپلم ردی میشن مدیر . فقط ببینید چه کثافتدونی هستش
هر چند قصدشان از استخدام واضح نبود، من با کارخانه تماس گرفتم و به یک خانم وصل شدم. پرسیدم آیا نیروی اداری نیاز دارن که سریع گفتن خیر. بعد فهمیدم که آگهی کارمند اداریشون رو در سایتهای کاریابی گذاشتن و حتی حاضر نبودن رزومهام رو برایشان بفرستم. نمیفهمم این رفتار چه معنایی داشت، چون میخواستم رزومهام را برایشان بفرستم. موفق باشید
نزدیک دو سال کار تو بخش پیکاپ انبار کار کردم. رفتار پرسنل بشدت توهین آمیزه با مردا. یه مشت هول هوس باز، دخترا رو می ذارن رو سرشون، ازشون انتظار کار ندارن، بهشون گیر نمی دن، اما وای به حال یه مرد اگه سر سوزنی کم بذاره، یا اصلا نه، فقط جلو چشم شون باشه. این نشان از مدیریت افتضاح و ناتوان و ما کارآمده.
باور کنید تجربهای که از شرکت کهکشان نور داشتم، برای من پر از اتفاقات منفی و ناامیدکننده بود. در مجموع، احساس من این بود که با افراد کلاهبردار و هکر کلاه سیاه مواجه شدهام که برای من و دیگران خطرناک هستند و انتظار داشتم هر چه زودتر شناسایی و با آنها برخورد شود. در یکی از موارد، پیامکهای مشکوک و جعلی دریافت میکردم که با ادعاهای غیرواقعی درباره افزایش فروش یا مزایای خاص از باشگاه مشتریان دوباره، سعی در گمراه کردن مخاطبان داشتند. لینکهای وبسایتهای جعلی مثل dobare.me یا دیگر آدرسهای مشابه دیدم که هدفشان کلاهبرداری بود. همچنین آدرسهای دفترها و تماسهای دروغین یا مشکوک هم مشاهده کردم و از صحت آنها مطمئن نبودم. در کنار اینها، گروههای تحقیقاتی موهوم با تبلیغات ادعا شده برای پذیرش مقالات، پایاننامه و خدمات تحلیل آماری پیدا میکردم که وبسایتها و شمارههای تماس متنوعی داشتند و اکثرشان غیرقابل اعتماد به نظر میرسیدند. برخی از این منابع از طریق لینکهای شبکههای اجتماعی یا صفحات جعلی معرفی میشدند که با اهداف ناامیدکنندهای همراه بودند. به طور خلاصه، تجربهام از ورود به محیطی بود که پر از پیامکهای جعلی و وبسایتهای تقلبی، همراه با اطلاعات تماس و ادعاهای اغواکننده. از نظر من بهتر بود برخورد قاطع و سریع با چنین تخلفاتی انجام میشد تا همزمان امنیت کاربران حفظ شود و از ادامه چنین رفتارهای مخرب جلوگیری گردد.
من پنج سال تجربه کار در این شرکت را دارم و به عنوان پشتیبان کار میکنم. پروژهها sometimes با نرمافزارهایی که گاه یا از خود شرکت نوشته شده یا از منابع دیگر خریداری شدهاند دچار مشکلات مختلفیاند؛ این مشکلات اغلب به دلیل عدم هماهنگی با شهرداریها و واحدهای مرتبط به وجود میآیند. تیمها اکثرا نیروهای تازهکار هستند و حقوق کم و شرایط کار نسبتا سختی دارند. به نظر من این شغل به عنوان کاری دائم چندان مناسب نیست چون استرس و تنش زیادی دارد.
در محیط کار میروریم پارکینگ مناسب وجود ندارد و نگهبانی بیارزش است. مدیریت عملکرد خوبی ندارد و حقوق به موقع برای متخصصان پرداخت نمیشود. پیشنهادها نیز به اندازه کافی ارائه نمیشود و در نهایت با وجود بیمه، پس از مدتی شایعاتی مبنی بر فروپاشی یا مشکل در کار به گوش میرسد.
در نخستین روز ورودم فهمیدم راهی که رفته بودم در ایرانخودرو خیلی اشتباه بود. اسم بزرگ شرکت ایسیکو باعث شد انتظارها بالا برود، اما داخل شرکت اوضاع آنقدر ناخوشایند بود که انگیزهام به مرور کمتر شد و احساس سردرگمی بین همکاران بالا گرفت. با پیمانکار رفتار بهگونهای بود که انگار کارکنان ایرانخودرو شهروندان درجه یک و پیمانکاران تنها مهاجرانی بیپشتوانهاند. چند نفر از مدیران به ظاهر مسئول بودند اما علم و تخصص قابل قبولی نداشتند و بهخاطر ارتباط و پارتی به موقعیتهای بالا رسیده بودند. کار سیستماتی که باید انجام میدادم به دلیل فشار و رفتارهای غیرمنصفانه، به شکلی محدود میشد و اضافهکاری اجباری، حتی در روزهای تعطیل، تجربه میشد. نیروها بیشتر کارهای اضافی را به دیگران محول میکردند و من هم با وجود تعهد بالا، امکانات اداری مناسبی دریافت نکردم؛ حتی صندلی هم برای من نبود و همکاران، صندلیهای مهمان را به من میدادند و ما شش نفر در فضایی یک متر مربعی با سه سیستم کار میکردیم. پس از آن به اتاقی کوچک با فضای نه چندان مناسب برده شدیم و باز هم کسی با امکانات اداری بهطور کامل تجهیز نبود. نتیجه این تجربه برای من این بود که فرد باانگیزهای که عاشق کارش بودم، به مرور تحت فشار عصبی قرار گرفتم. به نظر من نباید تحت تأثیر اسم بزرگ شرکت قرار گرفت؛ شرکتهایی با محیط کار انسانیتر ارزش بیشتری دارند تا محیطی که سمی و استثمارگرانه است.
سلام و عرض ادب ،بنده بیش از ۴ ساله در خدمت مجموعه هستم . شرکت تاخیر حقوق ۳ ماهه خودش همچنان داره ، برخلاف صحبتی که معاونت مالی در جلسه انلاین بعد از جنگ گذاشتن و گفته شد که تاخیر حقوق قراره کم بشه و نقدینگی بیاد و این حرفا ، به این عمل نشد واقعا متاسفم که این میگم اما شرکت واقعا تو مساعل اولیه خودش هم مونده مثل تامین دستمال کاغذی شرکت برای کارمنداش هیچ ارزش و احترامی قاعل نیست مثال میزنم تعمیر کولر شعبات ، که بیش از ۲ ماه خبر دارم یکی از شعبات درگیرش بود و آقایون سر لجبازی دو فرد تعمیر نمیکردن مشکلات مدیریتی شرکت هم کم نیست ، اختلاف فلان مدیر با فلان نفر باعث حاشیه سازی تو دفتر مرکزی میشه ، آقایون حتی سر جلسات باهم اتفاق نظر ندارن جمع بندی کنم شرکت برای افراد تازه کار محیط خوبیه و باعث رزومه سازی میشه اما مشکلات زیادی هم داره
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.