برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در همان جلسه اول با رفتاری روبهرو شدم که تجربهام را تلخ کرد. در تماس هماهنگی، از من خواستند روز و ساعت مشخصی را برای مصاحبه تعیین کنم و گفتند بدون امکان تغییر. با وجود فاصلهی چندان زیاد میان دفتر شرکت و محل کارم، گفتم اگر ممکن است تاریخ یا زمان را کمی تغییر بدهند تا بهتر برسم. پاسخشان این بود که همچنان همان ساعت در نظر گرفته شده و جابهجایی امکانپذیر نیست. من زودتر رسیدم، اما حدود نیم ساعت منتظر ماندم تا فرد مصاحبهکننده بیاید. وقتی وارد اتاق شدم، مردی با اخم بدون معرفی خود شروع به پرسش کرد و پس از چند سوال، از من درباره همسرم پرسید که کجا کار میکند و چه کاری انجام میدهد. هیچ ارتباطی میان این سوال و فرآیند استخدام احساس نمیشد و من هم توضیح دادم. اما او شغل همسرم را زیر سوال برد و گفت که در شرکتشان چنین کارهایی انجام نمیشود. من در آن لحظه نتوانستم حرفی بزنم و به خودم گفتم باید آرام بمانم. به عنوان یک زن در آنجا احساس ناامنی کردم و فقط منتظر بودم اجازه دهم از آنجا بروم. خشکم زد و از شدت عصبانیت مطمئن نبودم چگونه با این رفتار برخورد کنم و ذهنم پر از سوال بود که چرا چنین حرفهایی زده شد و هدف از این حرفها چه میتواند باشد. در پایان، هر چه بیشتر فکر میکردم، کمتر میتوانستم درباره این شرکت یا تیمش نگرشی مثبت پیدا کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مصاحبه فنی شرکت رو قبول شدم و باهام تماس گرفتن گفتن تبریک میگیم شما قبول شدین و با میزان حقوقی که گفتین موافقت شده و یه لیست از مدارک گفتن با خودت بیار برای بستن قرار داد و حتی پای تلفن چند بار پرسید که مبلغ مورد نظرتون فلان قدره؟ و بعد اینکه سر حقوق به توافق رسیدیم قرار شد برم روزی که رفتم برای قرارداد بستن شخصی از واحد منابع انسانی اومد و گفت این میزان حقوقی که گفتین زیاده ما نمیتونیم بدیم و عددی پایین تر پیشنهاد دادن در صورتی که واقعا عدد قابل توجهی هم نبود و من قبول نکردم که کمتر بگیرم و ایشون رفتن شخص دیگری اومدن و ایشون هم همین حرف رو تکرار کردن ولی با حقوقی پایین تر از پیشنهاد فرد قبلی و هی مبلغ پیشنهادی رو پایین تر میاوردند و من تاکید کردم که پای تلفن با من مبلغ چک شده و گفتن موافقت شده پس چرا الان میگید که نمیتونیم؟اگر واقعا این مبلغ رو نمیتونید چرا همونجا پای تلفن به من نگفتید و این همه راه منو تا شرکت کشوندین؟و قبول نکردن و گفتن یا همین مبلغ یا خداحافظ و من همونجا متوجه شدم شرکتی که اینقدر نا هماهنگی داخلش هست که هرکس یه حرفی برا خودش میزنه جای مناسبی برای کار نیست واقعا این رفتار خیلی غیر حرفه ای بود
با من مصاحبهی کوتاه تلفنی ای شد قبل از تنظیم زمان مصاحبهی اصلی. سوالات کلی پرسیده شد ولی وقتی گفتم مدرک دانشگاهی ندارم و درحال تحصیل هم نیستم مصاحبه کننده گفت مطمعن نیست که بدون مدرک قبول میکنن یا نه و باید بپرسه و دوباره تماس بگیره. و دیگه با من تماسی گرفته نشد.
برای من بهزی یک شرکت بود که فرستادن رزومهام را دریافت کردند و چند روز بعد با من تماس گرفتند. فرآیند مصاحبه نسبت به خیلی از شرکتها طولانیتر به نظر میرسید: ابتدا تماس تلفنی بود، سپس مصاحبه حضوری با پرسشهای غیر فنی، بعد یک تسکی کوچیک که برای ارزیابی سطح دانش طراحی شده بود و در نهایت یک روز کامل آزمون عملی به صورت آزمایشی انجام شد. مدیر پروژه و دو همکار دیگر که به عنوان برنامهنویس ارشد بکاند و فرانتاند حضور داشتند، برخوردی خیلی خوب داشتند و در مجموع با یک روز کار عملی، استاندارد و قابل قبول به نظر میرسید.
مصاحبه اولیه خوبی داشتن و مثل یه سری شرکت ها، سوالاتشون به قصد تخریب نبود. حتی وقتی سوال رو متوجه نمیشدی. سوال رو یه جور دیگه میپرسید یا یه نکته ای میگفتن که راحت تر بتونین جواب بدی
من برای مصاحبه رفتم. تازه کارم و سریع مصاحبه رو بعد پنج تا سوال تموم کردن. واقعا سواد منو با کلا پنج تا سوال ریز سنجیدن. دیدم اینقد سریع تموم شد گفتم بهم فیدبک بدین. خانمه گفت یه ساله یاد گرفتی؟ تو یه سال خیلی بیشتر ازینا میتونستی یاد بگیری! خیلی حس بدی برام ایجاد کرد. خیلی هم «فیدبک» محسوب نمیشد... شرکتی که با یه ادم ناشناس تو مصاحبه اینطوری برخورد میکنه نمی دونم دیگه با ادم هایی که هر روز داره باهاشون کار میکنه چطوری برخورد میکنه.
سلام . بنده هم چندی پیش برا کارگزاری مفید قسمت crm رزومه فرستادم و با بنده تماس گرفتن و یک آزمون به شدت بی محتوا و بی ربط برگزار شد و نمره قبولی را کسب جالب بود که حدود 20تا ویدیو 30دقیقه ای باید میدیدیم برای آزمون بنده هم فکر میکردم که قراره آزمون از مطالب ویدیو ها باشه چون خودشون به عنوان منبع معرفی کرده بودند اما خیر انگار ما وقت اضافی داریم حالا بگذریم من در آزمون قبول و به مصاحبه استخدامی رفتم بیشتر شبیه شو خنده بود تا یه مصاحبه ای حرفه ای مثلا چه رنگی دوست داری؟ صبح تا شب چیکار میکنی؟ ورزش میکنی؟ خلاصه گفتن که به ما اطلاع میدن گذشت و گذشت شد 3 هفته تا اینکه من می خواستم از وضعیتم مطلع بشم خودم پیگیری کردم قبولم نکرده بودند حالا نمیدونم دیگه چرا شاید چون من رنگ بنفش دوست دارم حالا قبول نکردن هیچی یکم احترام قائل شید یه اطلاع رسانی بکنید .
من تجربه مصاحبه با این شرکت را می نویسم. مصاحبه اول به طور اسکایپ برگزار شد. در حد یک ساعت. یک نفر از افراد تقریبا هیچ حرفی غیر از معارفه خودش نکرد و حتی تصویری هم نداشت. نفر دوم هم که جوان بود بعد از مدتی دوربین خود را خاموش کرد. در کل دو سه سوال از قبل آماده شده را پرسید و به سوالهای من در مورد پروژه، محیط کاری و غیر هیچ پاسخی نداد و به آینده واگذار کرد. نوبت دوم برای مصاحبه حضوری به محل شرکت رفتم اونجا برخورد پرسنل خوب بود. محیط شیک و مدرن داره ولی به طور مشکوکی به شدت ساکت بود. به حدی که حس زندانی بودن بهم دست داد. در مدتی که منتظر بودم افراد خیلی بی تفاوت و در سکوت از کنار هم رد می شدند و من حس دوستانه بودن و صمیمتی در بین آنها حس نکردم. هیج همکار خانمی اونجا ندیدم و آقایان همگی برای دهه فاطمیه مشکی پوش بودن و کلا در ظاهر محیط مذهبی بود. به من گفته شد که این مصاحبه آخر فنی است و من انتظار برخورد با مدیر فنی و افراد فنی در سطح بالایی داشتم ولی از دو نفر مصاحبه کننده یکی جوان بیست و چند ساله بود که تقریبا نصف من سن داشت و تقریبا هیچ حرفی نزد و دیگری هم حدود سی ساله بود. کلا چند سوال از من پرسیده شد که سطح سوالات به شدت پایین بود. حتی در کمال تعجب از من سوالات هوش!! پرسیده شد ( چون من به علت سابقه زیاد در نقش مصاحبه کننده در چند صد جلسه مصاحبه حضور داشته ام ) در صورتی که دنیای برنامه نویسی آنقدر گسترده است که شما به عنوان مصاحبه گر می توانید چند روز پی در پی سوال مطرح کنید و بپرسید. در حالی که پرسیدن سوال هوش در حوزه HR است. سوالات به شدت کلی و سطحی بود مانند اینکه از گیت استفاده میکنید یا نه !!! یا دیزاین پترن استفاده میکنید یا نه !!! کلین کد چی استفاده می کنید؟!! که این نشان دهنده سطح فنی پایین افراد مصاحبه کننده در مقام مدیر فنی داشت. دوستان مصاحبه کننده از جواب به سوالات من در مورد تکنولوژی های مورد استفاده در شرکت و یا پروژه ای که قرار است در آن کار کنم و ... با کمال تعجب تفره می رفتند و به جلسه بعدی موکول کردند. گفته شد هر تیم به طور مستقل با یک تکنولوژی و حتی یک زبان برنامه نویسی !! از سی شارپ و جاوا و پایتون استفاده میکنند و کلا یک بی برنامگی سیستمی عجیبی وجود داشت و فقدان تیم حرفه ای محسوس بود. برای بار سوم مرا به جلسه دعوت کردند و به من گفته شد که این جلسه HR است و باز به تجربه انتظار برخورد با مدیر نیروی انسانی و معاونین شرکت را داشتم که در کمال تعجب باز دو جوان بیست و چند ساله برای محاصبه HR امدند. که آنها هم به طور مشهودی تازه کار بودند. مانند جلسه قبلی سوالات عجیب و بی ربطی مثل: در طول ساعات کاری چای می خورید یا قهوه؟؟ ویا سوالات شخصی عجیبی مانند نام پدر و مادر و خواهر و برادر شما چیست ؟ هر یک چند سال دارند و مدرک آنها چیست؟؟؟ پرسیده شد. دوستان باز در جواب سوال من که قرار است به کدام تیم و کدام پروژه ملحق شوم پاسخ نداده و ابراز بی اطلاعی کردند!! در جواب سوال من در مورد مزایای شرکت. پرداخت حقوق به موقع و داشتن پارکینگ عنوان شد!!! و تقریبا هیچ مزایای دیگری نداشتند. قانونی عجیبی وجود داشت که نباید در کارگزاری مفید و یا در هیچ کارگزاری دیگری!!! و در کل در بورس نباید هیچ حساب داشته باشید و اگر دارید باید پول آن را خارج کنید. ساعات کاری 7 تا 3 با دو ساعت شناوری از 9 تا 6 عصر است. اضافه کار به هیچ عنوان پرداخت نمی شود و پنج شنبه ها تعطیل است. در کل یه جور بی برنامگی شدید وجود داشت. نه می دانستند نیرو در چه سطحی نیاز دارند و نه می دانستند برای کدام پروژه !!! افراد همگی کم سن و سال و با مهارت های فنی پایین بودند.
فکر میکنم اولین تجربه مصاحبهام خیلی خوب و عالی بود. مصاحبه از بخش منابع انسانی آغاز شد و جلسه فنی به نوبت بعدی موکول شد. آقای اعتمادی با دقت و شفافیت بالایی سوالها را مطرح میکردند و به پاسخهایم با دقت گوش میدادند. به نظرم پابلیکا ویژگیهایی دارد که میتواند آینده روشنی برایش رقم بخورد و خوشحال میشوم اگر بتوانم در مصاحبه فنی هم موفق شوم و با آنها همکاری کنم.
بعد از مصاحبه اول قرار بود یک تسک فنی برایم ارسال شود، اما خبری از ایمیل و تسک نبود. یک بار هم برای پیگیری پاسخ دادم، اما پاسخ نگرفتم. این رفتار تا حد زیادی بینظم و غیر حرفهای به نظر میرسید.
بعد از دو ماه و نیم مصاحبه های رنگارنگ و کلی هزینه طب کار و ضامن بازنشسته و ... روز اول کاری متوجه شدم به عنوان بازرس افق کوروش هیچ امنیت شغلی و مالی و جانی ندارم در بدو ورود بهم گفتن باید بری جاسک حق ماموریت هم کیلومتری سیصد تک تومن کار بسیارسنگین جوری که با سابقه ترین ادمشون دو سه سال بیشتر نتونسته دووم بیاره اقا من روز دوم انصراف دارم جونمو گذاشتم رو کولم در رفتم گول اسمشو نخورین که بازرسیه خیلی کار حمالیو کم درامدی هست متاسفم که کار به این سنگینی با کم ترین امکانات بیگاری میکشید...
در اولین دیدار با تیم فنی متوجه شدم که پس از قبولیدن مصاحبه، از من آزمون گرفتند و گفتند برای دورهای آزمایشی باید بیایم. طی سه روز دوره آزمایشی، دو هفته کار برایشان انجام دادم اما حقوق را به شکل قابل توجهی کاهش میدادند. در نهایت پس از سه روز اعلام کردند سطح توانایی فنی من از کارآموزان خودشان کمتر است و رفتارهای نامناسبی نشان دادند. این مجموعه ظاهرا دنبال افرادی با شخصیت خاصی بودند. بعد از آن به شرکتی رفتم که حقوق دو برابر میداد و کارکنان با تجربه و با شخصیت داشت که برخیشان تا بیست سال سابقه داشتند. فقط کافیشاپ زیبایی که آنجا بود، برایم یادگاری شد. این تجربه تقریبا دو سال قبل برای من اتفاق افتاده است.
چند روز پیش از طرف مدیر فنی شرکت برای مصاحبه دعوت شدم.وقتی تجربیات کاری و همچنین نمونه کارهامو بهشون گفتم خیلی استقبال کردن و قرار شد شنبه سرکار برم.اولین روز کاری خیلی برام جالب بود مدیر فنی گفت ما بیش از نیم ساعت رو یک باگ وقت نمیزاریم و بعد از نیم ساعت باید گزارش بدین تا تصمیم بدی گرفته بشه!یاد فیلم زاکربرگ (فیسبوک) یا دره سلیکون افتادم که بارها ساعت ها بر رویه باگ کار میکردن و برام خیلی گنگ بود و اصلا درک نکردم!اخر وقت روز اول بهم یک تمپلت .net core دادن و قرار شد من با پترن cqrs برای مدلی که دارم CRUD بزنم بدون هیچ توضیح و نمونه ای!سری اول چون دیدی از پترنی که داشتن نداشتم و خودش هم نبود تصمیم گرفتم به صورت موقت با یک پترن ساده تر برم جلو تا بعدن ریفکتور کنم! همین که کدارو دید سریع ازم خواست باهام صحبت کنیم و گفت اگه یک کاراموز اسخدام میکریم میتونست این کار رو انجام بده و گفت تمام تجربیاتی که گفتم خلاف اون بوده با اینکه نمونه کار هام رو گیتاب بود .بعد همین که اومدیم پایین دیقیقا 15 دقیقه برنامه نویس دیگه بهم یک سمپل داد و یک توضیح و دقیقا با همون سمپل CRUD رو زدم ولی کمی تخصصی تر بگم من در لایه بالاتر که نمیدونستم ! از یک پترن دیگه استفاده کردم که از یک سایت خارجی یاد گرفته بودم و مطمنم بودم اشتبا نیست اونم چون دید مناسبی نداشتم و نمیدونستم خودشون چجوری پیش رفتن اولین روز CRUD رو تا اخر وقت زدم(CRUD رو یک تسک در نظرر بگیرید) فرداش ک امروز بود اومد ندید همشو پاک کرد و با لحن ناجالب گفت باید یکو استخدام کنیم کارای تورو تمیز کنه و ... و ازم خواست دوباره بریم بالا اونجا یکم صحبت کردیم و من گفتم نباید کدارو پاک میکردید و باید قبل پاک کردن چک میکردیم و باهم صحبت میکردیم بعد با هم به نتیجه میرسیدیم !اخرش گفت از فردا نیایین و من با کمال خونسردی گفتم از امروز نمیام و خدا حافظی کردم. چند نکته : من سنیور نبودم و ولی جنیور هم نیستم حتی اونجا گفتم اس کیو ال اشنایی دارم و همه تجربیاتی که داشتم تو گیتاب هست ولی همون روز اول انتظار داشتن بدون هیچ سمپلی دقیقا مث پتررن خودشون پیش برم. اینکه نیم ساعت بیشتر روی یه باگ نمیشه وقت گزاشت واقعن تو کتم نرفت و اینکه اولین روز انتظار داشته باشی تسک بزنی یکم جالب نیس و باید سمپل پروژه رو داشته باشن حداقل دو روز با کدا کار کنی تا دستت بیاد.
من با CTO این شرکت مصاحبه کردم. نمیدونم هنوز ایشون اونجا هست یا نه چون ۲ سال پیش بود. فقط در همین حد بگم که به من که فرانت اند دولوپر هستم سعی داشت بگه React از Vue خیلی بهتره و چرا دارن ازش استفاده میکنن :)) چرا چون من بهش گفتم هر روز یه فریم ورک جدید میاد بیرون و هایپ انتخاب فریم ورک جدید همیشه هست. ۱. پیشنهاد میکنم با کسی که هنوز درگیر مقایسه و انتخاب فریم ورک هست اون هم در سمت CTO کار نکنید چون براتون مشکل ساز میشه. ۲. پیشنهاد میکنم با شرکتی که بجای گرفتن تست فنی، سوالات فنی رو بصورت گفتاری میپرسن همکاری نکنید. میگن show me the code , words are bullshit ۳. پیشنهاد میکنم با مدیری که نگاه بالا به پایین داره و دنبال گرفتن مچ شما هست همکاری نکنید.
سلام بعد اریسال رزومه حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و زمانی رو برای مصاحبه اوکی کردند بعد از مصاحبه همونجا جواب رو گفتن و اعلام کردند از فردا یک دوره آموزش 30 روزه هست که باید تشریف بیارید از ساعت 8 تا 18 که حقوق هم نداره بعد از اون آزمونی گرفته میشه هرکی قبول شد وارد شرکت میشه به طور آزمایشی و بعد 3 ماه اگه همچی اوکی باشه قرارداد میبندید در این دوره آموزش حدود25 تا 30 نفر بودیم که داشتیم آموزش میدیدیم رفتار تیم آموزش بسیار زننده و بد بود به طوری که در حین آموزش چند نفر اعلام کردند که دیگه نمیان و تیم آموزش یاQA به طور دلبخواهی و کاملا سلیقه ای هرکیو دلش خواست قبول کردن از اون تعداد نفرات 5 نفر کلا قبول شدند و طبق گقته خودشون از نفراتی که در دوره قبلی آموزش میددیند که 40 نفر بودند هیچکس قبول نشده شرایط داخلی رفاهیش میشه گفت خوبه ولی خب پروسه استخدام بسیار پیچیده طولانی هست و تیمی که این کار رو انجام میده با نفراتی بد رفتار پرو به طوری که انگار ما برده این تیم بودیم و باید هرچی میگفتند میگفتیم چشم در کل اون نفراتی هم که وارد شرکت شدند به تعدیل علی بابا مواجح شدند واخراج شدند ضمنا علی بابا سفته 30 میلیون تومانی میگیره من به شخصه تجربه خوبی در کنار دوستانم که داشتیم اموزش میدیدیم داشتم ولی نفرات تیم آموزش شزکت اصلا خوب نیستند و پیشنهاد نمیکنم کسی رزومه بفرسته
در زمان مصاحبه برای من توضیح دادند که تیمهایشان با اخلاق و توانمند هستند؛ اما فضای کاربری برای کدنویسی به شکل خاصی مدیریت میشود. کدبیس پروژهها پر از کدهای قدیمی و نامرتب است که به گفتهی اعضای تیم، به نام «نخبگان» و «شریفها» این آشفتگی توجیه میشود و هر تغییر کوچک برای بهبود خوانایی یا توسعه باید با تأیید این افراد بالا دست شود تا به آنان برخورده نشود. اگر کار کارشناسی خوبی انجام دهی و پروژهای را به شکل صحیح و با کیفیت پیادهسازی کنی، باید به بحث درباره کدنویسی سازمانی و سیاستهای داخلی حوزهی کار با جدیت بپردازی. در غیر این صورت در ظاهر حقوق همواره ثابت است و فرصت اضافهکاری یا بهرهور بودن از پروژههای متنوع کمتر میشود.
حتی برای یک مدت کوتاه با ژاکت در ارتباط بودم و تجربه میخواهم بازگو کنم. در ابتدا قرار بود با من برای مصاحبه زمانی مشخص بشود اما از همان دقیقه اول تعهدها به موقع انجام نشد و با تاخیری طولانی روبهرو شدم. وقتی بالاخره پاسخ دادند، لحنشان نسبت به من بسیار طلبکارانه و بیادبانه بود و واکنش من نسبت به تاخیر و اعتراضی که داشتم، با توهین و واکنش ناخوشایند مواجه شد. گفتند اگر من حرفهایم را ثبت کنم، ممکن است این تجربه منتشر نشود، اما هدف من واقعا نشان دادن رفتار آنهاست. بهطور کلی از همکاری با مجموعه ژاکت پشیمان نبودم ولی تمایلم برای حضور در فرآیندهای آینده کاهش پیدا کرد. به نظر میرسد سادهترین کاربری که میخواستند انجام بدهند، برقراری ارتباط درست با داوطلبان یا متقاضیان است که با وجود تلاش و تمایل، پاسخ مثبتی دریافت نمیکردند. در نتیجه احساس میکنم این تیم به جای همدلی و احترام به زمان دیگران، با کمترین همکاری و بدقولی روبهروست. به هر حال توصیهام این است که اگر قصد دیدن فرصتهای شغلی آنان را دارید، با دیدی دقیق و آماده برای مواجهه با چنین رفتارهایی قدم بردارید.
برای کاربوم تجربهای داشتم که در مصاحبهی فنی Front-End در سطح سنیور بود و حضوری برگزار شد. سوالات سطحبالا و انتظارها مناسب بود و من موفق به عبور از این مرحله شدم. سپس برای مرحله دوم با مدیرعامل در قالب مصاحبهی ریموت دعوت شدم؛ این گفتوگو هم با چالشهای خوبی همراه بود و به دقت به رزومهام نگاه شد. در نهایت، در مهلت مقرر پاسخ نهایی را دریافت کردم؛ از جنبههای فنی از من قدردانی شد ولی به خاطر تفاهم و تطابق روحی کار، همکاری ممکن نشد. از همکاران بابت رفتار حرفهایشان تشکر میکنم.
من در نمایشگاه کار برای این شرکت رزومه پر کردم. کسایی که در غرفه شون بودن همه جوان و ظاهرا آدمای بدی به نظر نمیرسیدن. زمستانه 98 باهام تماس گرفتن و بعد از 2 جلسه مصاحبه گفتن برای کار آزمایشی بیا اگه OK بودیم ثابت میشی و از دو سه ماه بعد هم بیمه. چند روزی رفتم برای کار و انقدر کارشون بی برنامه و پرفشار و اذیت کننده بود که واقعا دیگه تمایلی به ادامه نداشتم. معلوم هم نبود اصلا کارشون چی هست. از طراحی لوگو برای ارایشگاه زنانه شروع شد بعد گفتن ما کارهای طراحی بخش فیلم و سریاله اپلیکیشن معروف صداسیما را انجام میدیم (بخاطر قوانین این سایت نمیتونم اسمشو بگم) . تعداد زیادی پوستر و بنر فیلم و سریال دادن طراحی کنم. همه کارهای هم باعجله. مثلا کاری که واقعا دو سه روز زمان میبرد اگر بخوای خوب انجام بشه، اصرار داشتن 10 دقیقه ای انجام بشه. بعد هم که تازه اون موقع داشت مسئله کرونا شروع میشد کلی طرح دادن برای اون کار کنم. هر طرحی رم میگفتن نه خوب نیست و دوباره بزن. انقدر که واقعا دیگه آدم خسته میشد. بعد یه روز گفتن خب از فردا دورکاریه . تا دو سه ماه همین بود و من نتونستم حتی دستمزده همون چند روزمو بگیرم. بعدم که کرونا فروکش کرد باز گفتن حالا داریم جای دفتر شرکتو عوض میکنیم و دوباره یکی دو ماه دورکاریه. منکه دیگه نرفتم اما از مدل کارشون و راست و دروغشون سر در نیاوردم. همون چند روز با هرکدوم از بچه هایی که اونجا کار میکردن صحبت میکردم هم تقریبا مشابه همینا رو میگفتن که نمیدونیم چه خبره و قراره چی بشه. خیلی بده آدم با امید وارد مجموعه ای بشه و نا امید و سرخورده برگرده
هرگز فرایند مصاحبهای را به آن شکل تجربه نکردم و از شرکت با حضور مصاحبهکنندههای نامناسب و برخورد توهینآمیز ناامید شدم. بعد از ثبت نام، برای مصاحبه به جایی در تهران رفتم که فضای کوچیک و دو نفر رئیس داخلش بودن. رفتار کارکنان مصاحبهکننده به شدت گستاخانه و زننده بود و سؤالهای بیربط میپرسیدند، ضمن اینکه با من به گونهای برخورد میکردند انگار نگهبان خانهشانم. در نهایت آنها مرا به شاخهای که کمبود داشتند هدایت میکردند و میگفتند اگر بخواهم کار اسبابکشی انجام بدهند، الان نیروی لازم ندارند و نمیخواهیم. گویی برای هر مهارتی که نیاز ندارند، به من پیشنهاد میدادند. انگار در چندین مصاحبهای که داشتم، این یکی بدترین تجربه بود. به طور کلی از استادکار ناامید شدم و حتی به عنوان مشتری هم حاضر نیستم با آنها همکاری کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.