بنده حدود دو هفته در یکی از فروشگاه های افق مشغول به کار بودم. اول از همه به دلیل شرایط سخت اقتصادی واقعا به حقوق پایه وزارت کار هم احتیاج جدی داشتم و دارم. اما مسئله اینجاست که نسبت به کار و ساعات کاری که به شما محول میشود، شما باید حداقل دو برابر حقوق پایه دریافتی داشته باشید. شیفت ها صبح یا بعد از ظهر بودنشان مشخص نیست و عملا شما تمام زندگی تان و برنامه هایتان را باید بگذارید کنار تا سرپرست فروشگاه شیفت فرداتون را صبح یا بعد از ظهر تعیین کند :( تازه به اینجا هم ختم نمیشود؛ ممکن است فردا بهتون خبر بده که "زودتر بیا که بار داریم" - "زودتر بیا که مغازه را قراره بشوریم" - "زودتر بیا که قراره برق بره" و.... خب اوکی من زود میام ولی آیا جنابعالی برای من اضافه کاری مینویسی یا همان مبلغ پایه حقوق را قراره بهم بدی؟! که در جواب باید بگم نهایتش بابت تمام زحمات بهتون یک تومن اضافه بده خیلیه! :( یعنی این شیفت 8 ساعته شما ممکنه بشه 9 ساعت، 10 ساعت و حتی در عین ناباوری 11 ساعت 👀 کار فروشگاه گردانی هم که مشخصه؛ تحویل بار، چیدمان در انبار، چیدمان در فروشگاه و به اصطلاح فیس دادن به اجناس، کنترل لیبل اجناس و مغایرت گیری، چاپ لیبل برای اجناس، دقت به تاریخ انقضا، دقت به جت پرینت، صندوقداری، نظافت فروشگاه، نظافت سرویس بهداشتی و بعضا حمل خرید مشتری تا درب ماشین یا در صورت لزوم تا درب خانه. سرپرست مغازه چون از کار بنده راضی بود، همان روز دوم برای تکمیل مدارک و استخدام با بیمه، از من کارت بهداشت خواست. این کارت بهداشت گرفتن خودش حدود 450 تومن هزینه داشت ( شامل هزینه دفتر پیشخوان، ویزیت دکتر و آزمایشات) که از جیب کارگر که بنده باشم پرداخت شد. بعد از یک هفته که از شروع کار کردن بنده گذشت به مصاحبه با بخش منابع انسانی شرکت افق دعوت شدم؛ حدود 5 دقیقه طول کشید و چند سوال ساده مطرح شد که هر کسی توان پاسخگویی به آنها را دارد. در پایان گفتند که "برای تکمیل دوره کارآموزی باید یک هفته در فروشگاه های ستادی ما مشغول کار باشید". از فردای آن روز من برای کار هم به فروشگاه خودم میرفتم و هم به فروشگاه ستادی. فروشگاه ستادی از من یک شیفت کامل کار می خواست (8 ساعت) فروشگاه خودم هم که میگفت باید بیایی چند ساعت کمک ما کنی!! این شد که ساعت کاری من رفت روی 11 ساعت. و شما نمیدونید که نقریبا 11 ساعت سر پا ایستادن چه پدری از من درآورد. این شد که وسط دوره کارآموزی، من کلا کار را رها کردم و با وجودی که به شدت نیاز به حقوق و شغل دارم، عطای این کار کذایی را به لقایش بخشیدم. این هم اضافه کنم که در صورت این که دوره کارآموزی یک هفته ای و آزمون آنلاین بعد از اون رو با موفقیت پشت سر گذاشتید، شرکت شما را بیمه تامین اجتماعی میکند و ماهانه بسته به فروش فروشگاهتون، پورسانتی حدود 2-3 تومن یا بیشتر همراه با حقوق تون دریافت خواهید کرد. در همان فروشگاه ستادی که برای دوره کارآموزی بودم، یکی از همکاران گفت "من متاسفانه 4 سال هستش که مشغول به کار در افق کوروش هستم. روزانه دست کم 6-7 ساعت سر پا هستم، ماهانه هم دو برابر حقوق پایه دریافتی دارم، کوپن و بن خرید و پورسانت فروش هم بهش تعلق میگیره. با این وجود اصلا این کاری نیست که شخصی بتونه برای دراز مدت رویش حساب باز کنه چون از نظر فیزیکی و روانی به شدت مخرب هستش. توصیه ام اینه که با این حقوق پایین اگر میخواهی فقط برای یک مدت کوتاه مشغول باش و بعدش کاری درخور برای خودت پیدا کن!"
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام.شما چهره شیطان را در ظاهر مدیر تحقیق و توسعه میبینید که چقدر انسان شیاد و منفوری است.مدیری که در کودکی هیچگونه تربیت اخلاقی نشده که بازخورد الان آن را در شیوه رفتاری اش در مدیریت به ظاهر مجموعه میبینید.تمام نظرات این صفحه گویای فاسد بودن این فرد هست. هر چقدر از پلید بودن این آدم و افراد زیر دست اون بگید، باز هم جای گفتن دارد.از رییسهای بی سواد و عقده ای که فقط با حمایت های این فرد (مدیر) در سمت خود مانده اند وگرنه همه افراد کاملا آگاه هستند که در این مجموعه چه خبر هست که هیچ خروجی واسه شرکت ندارد جز هزینه.هزینه های کلانی برای مجموعه تحقیق و توسعه میشود اما دریغ از یک خروجی مطلوب و داشتن کلی ادعا که فقط در کلیپ های تبلیغاتی به دروغ خروجی های واحد تحقیق و توسعه بولد میشد که در واقع باید گفت خروجی های شرکت های چینی بولد شده نه خروجی های تحقیق و توسعه.رییسهایی در مجموعه وجود دارند که در حد تکنسین هم نیستند.استعفا بهترین گزینه برای من بود که به شخصیت و علم خودم چند سال قبل احترام گذاشتم و از کروز رفتم.
سه سال سابقه کار در شرکت آتیسان را دارم و اگر بخواهم خلاصه کنم، از نظر حرفهای بودن محیط و جو سالم و صمیمی بین همکاران رضایت داشتم. مدیرعامل با دید فنی نسبت به کارها تسلط قابل توجهی نشان میداد و این موضوع باعث میشد هیچیک از اعضا از کنار مسائل فنی به سادگی عبور نکنند. فرصتهای رشد فنی در این شرکت قابل توجه بود و به لحاظ حرفهای پیشرفت خوبی میکردم. در نهایت، از تجربهام راضی بودم.
برای من تجربهای که از آی تی ساز دارم به عنوان کارمند برنامهنویس خیلی منفی است و میخواهم بگویم که با وجود ظاهر حرفهای شرکت، فضای کار آن سمی بود و همکاران نابسامانی در رفتار و ارتباط داشتند. افراد ادعا میکردند مهندس یا دکتر هستند، اما واقعا هیچ دانش پایهای در روابط انسانی یا فنی از خود نشان نمیدادند و این تناقضی بود که بیشتر از قبل میرنجه. به خودم و همکارانم فشارهای غیرمنطقی وارد میکردند و انتظارهای غیرواقعی داشتند. این تجربیات باعث شد احساس کنم باید از آنجا رفت تا آرامش و سلامت شغلیم حفظ شود. در کل، توصیه من به دیگران این است که با نهایت احتیاط وارد چنین فضایی نشوند و اگر احساس میکنید محیط کارتان ناسالم است، به دنبال گزینههای بهتر بگردید و دیر یا زود تصمیم خروج بگیرید.
متاسفانه تمام نظرات دوستان درسته البته موارد منفی که دوستان اشاره کردن مربوط به همه ی شرکتهای خصوصی هست. که توی مفید به نظرم پررنگ تره بنده هم 4 سال براشون کار کردم و توی این 4 سال روزی نبود که به استعفا فکر نکنم. و چون شرایطش رو نداشتم که بیام بیرون موندم و صبوری کردم فضای به شدت مذهبی / احساس ناکافی بودن و القای این حس از مدیران مجموعه نبود شایسته سالاری که همین موضوع باعث میشه هیچ انگیزه ای نداشته باشی فضای کار هم تک جنسیتی مثل پادگان و حجم کاری بالا هستش اگر مرخصی بخوای بگیری باید حتما بالای 4 روز باشه در غیر این صورت ضریب میخوری و بخش قابل توجهی از حقوقت رو از دست میدی توی جشن ها هیچ هدیه ی مناسبتی دریافت نمیکنی مثل روز تولد و شب یلدا و .... ولی معمولا سالی یک بار یه بسته غذایی میدن به لحاظ حقوقی هم آن چنان تفاوتی با شرکتای خوب تهران نداره به غیر از مدیران که حقوقای خوب میگیرن به صورت کلی اگر رزومه ی ضعیفی دارید و میخواید تجربه کسب کنید یک سال خوبه توی این شرکت فعالیت کنید ولی اگر رزومه ی قوی دارید تحت هیچ شرایطی وقتتون رو هدر ندید. با آرزوی موفقیت برای همه
من حدود ده سال توی این شرکت بودم و روزهای خوبی رو تو ناواکو گذروندم کنار همکارای خوب و حرفه ای. توی این چند سال تجربه های خوبی کسب کردم خیلی چیزا یاد گرفتم وام های خیلی خوبی به واسطه زیرمجموعه بودن تو بانک دادن توی دادن. شرکت تو چند سال آینده پیشرفت های خوبی میکنه. من هم به دلیل مسائل شخصی و رفت و آمد مجبور شدم از اینجا برم
این تجربیات رو مینویسم تا بچه هاییکه میخوان بیان سمت استخدام تو این شرکت با اگاهی کامل بیان رزومه رو که میفرستید میشه گفت بدون غربال به همه زنگ میزنن و تایم مصاحبه ست میکنن تو مصاحبه ازتون تست و آزمون تخصصی میگیرن و مصاحبه فنی و درصورت تایید میرید برای کار آزمایشی هیئت مدیره ی شرکت از دو مدیر اصلی اقا و خانم و سه مدیر میانی که همه اقا هستند تشکیل شده. درمورد مدیرای بخش های مختلف مدیر تولید فردی بیسواد ، پرحرف، صاحب نظر درهر حوزه و بی مسئولیت و بی ادب هست. مدیر بخش های فروش و شیمی نسبت به بقیه مدیران خوش اخلاق و متین هست و تنها بخشی که ارزش کارکردن تو شرکت داره مدیر بخش تحقیق و توسعه از نظر اخلاق اجتماعی فردی محترم و ازنظر فنی هم باسواد هستند اما از نظر مدیریت بسیار ضعیف و از نظر مسعولیت پذیری به قطع میشه گف که هیچ مسئولیتی در هیچ حوزه ای رو نمی پذیرن و هرکاری به حرف ایشون انجام بدین درنهایت با مسئولیت شخص شماست این مورد بسیار حائض اهمیته چون مدیرای اصلی طرز برخوردشون با کارمند وقتی خطا میکنه اصلا درشان یک کارمند نیست. نامدیر منابع انسانی از نظر اخلاقی متوسط هستن و بیشتر تو مسائل آرایشی و زیبایی تخصص دارن تا موقعیت خودشون. وظیفه ی ایشون بیشتر مربوط به هماهنگی های استخدام نیروهای جدیده و قدرت تصمیم گیری ندارن و جایگاه نمایشی دارن و البته فضولی کردن و کشف اطلاعات از کارمندا با دوربین مداربسته و گزارش به مدیرای اصلی از وظایف مهم ایشونه مدیرای اصلی اقا و خانم که اکثر تایمشون رو خارج کشور هستن و بصورت ریموت شرکت رو مدیریت میکنن از نظر فنی ادمای زحمتکش و باسوادی هستن اما از نظر اخلاقی میشه گفت نمره ی صفر هم زیاده براشون. نگاه بالا به پایین کاملا صریح که تو روی کارمند می گن که وقت من خیلی باارزشه وقت منو نگیر و به کارمند مثل یک دستمال کاغذی و برده نگاه میکنند و کوچکترین احترام و ارزشی برای افراد قائل نیستن برای مثال اینو بگم که اگه توکاری که بهتون محول شده کوچکترین نقطه ضعفی پیدا کنن جلوی همکاراتون (محیط کار اشتراکی) باصدای بلند تحقیرتون میکنن و سرتون داد میزنن و تهمت کم کاری بهتون میزنن از نظر مدیریتی میشه گفت مدیرای اصلی سواد مدیریتی ندارن و درتلاشند رو همه ی کارمندا توی تمامی بخش ها مسلط باشن و تو کارشون سرک بکشند و عملا هیچ سلسله مراتب مدیریتی تعریف نشده و مدیرهای فنی و میانی همه نمادین هستند. از مزیت های کار دراین شرکت صبحانه در تایم مشخص سرویس رفت و برگشت تهران قبول نیروی کاراموز باحقوق بسته های مناسبتی از معایب شرکت فقط برای خانم هاییکه ازنظر ظاهری مورد توجه آقای مدیر اصلی باشه ترفیع درجه و حقوق سریعتر از روند معمول انجام میشه . حقوق برای اکثر بخش ها براساس قانون کار هست و در بدو استخدام همه پایه حقوق دریافت میکنن پس از طی مدتی براساس توانایی شما افزایش حقوق اعمال میشه اما بعد افزایش هم از رنج بازار خیلی کمه . درکل چارچوبی برای میزان حقوق برای خود شرکت تعریف کردن که میشه گفت ۴۰ درصد پایین تر از سایرشرکت هاس هیچ انگیزه ای به نگهداشتن نیروهای باسابقه و باسواد ندارن و با کوچکترین تلنگری نیروهای باسابقشونو از دست میدن درواقع درشرکت بجز بخش های مربوط به تولید که کار تخصصی ندارن و مونتاژ کارن ، سه مدیر میانی سابقه ی کاری بالا دارن مابقی نیروها زیر دو سال سابقه دارن مدیرهای اصلی فضایی تو شرکت حاکم کردن که مدیرهای میانی تقریبا هیچ قدرت تصمیم گیری و مسئولیت پذیری ندارن و به همین خاطر درصورت بروز خطا درکار همه ی مسعولیت ها میفته گردن کارمند درصورتی که کارمند هم با صلاحدید و تایید مدیر میانی فلان کاررو انجام داده. این موضوع باعث صدمه دیدن اخلاق کاری شما میشه و برای بقا مجبور به زیراب زنی و رو اوردن به مسائل خاله زنک بازی بشید و بدونید که همه ی نیروها بااین روند کار میکنن که تونستن ادامه بدن به همه ی اقایون وعده و قول امریه سربازی میدن برای جذب درحالی که گلچین میکنن و ازهرکی خوششون بیاد امریه میشه. به امید وعده ی شرکت فرصت سوزی نکنید چون هم حقوق رو پایین میگیرن با این وعده و دراخر هم امریه نمیشید ارتقای شغلی وجود نداره از نظر تکنولوژی محصولاتشون چه سخت افزاری چه نرم افزاری چه اکسسوری ها ، همه ی طراحی ها مربوط به بیست سال پیش هست و مدیران هیچ سعی و تلاشی برای بروزرسانی محصولات ندارن و هدفی برای پیشرفت ندارن و مثل خودروسازی های کشور با جابجایی قطعات بین محصولات محصول جدید ارائه می دهند. این موضوع هم باعث میشه شما باکار توی این شرکت فقط به درد کار توی همین شرکت می خورید و تو بازار کار هیچ محصولی با این تکنولوژی تولید نمیشه و منسوخ شدن خلاصه اگه دنبال کارآموزی (اون هم بصورت کاملا خودآموز هست و نیروی حرفه ای تو شرکت نیس که بهتون چیزی یاد بده) و یا بخش آزمایشگاه و فروش هستید میتونه براتون مفید باشه به مدت چند ماه اما سایر بخش ها اصلا توصیه نمیشه.
سلام بر کسی که میخونی تا آگاهی پیدا کنی : حقوق حداقلی عدم آرامش محیط کاری تنش بین همکاران بسیار بالا استرس بالا مدیر ناکارآمد عدم پرداخت به موقع عدم پرداخت حق و حقوق اداره کار نقض قوانین اداره کار بدون تسهیلات و نکته مثبت مالی تبعیض بیش از اندازه عدم توازن حجم کاری و حقوق اینجا باید فضول خبرچین و زیرآب زن باشی تا بری بالا حق مردم ضایع کنی مهاجرت تمام افراد اصلی این مجموعه به خارج از کشور (مدیرعامل ، برنامه نویس اصلی،مدیران ارشد و میانی، مدیر مالی ، مدیر شهرنما ) و یکسری مدیران بدون سواد به جا مانده اند که بیشتر از این شهرداری و ارباب رجوع ها را به دردسر بیندازند . کل سن افراد این مجموعه به سه سال هم نمیرسه و تمام افراد خبره و قدیمی به خاطر محیط افتضاح و مدیریت نالایق از این دفتر خارج شدند. اینها تماما حقیقت هست و خدا جای حق نشسته است. اگه آرامش ذهن و روح تون مهم هست حتی برای مصاحبه هم اینجا پا نگذارید . مطمئن باشید همیشه انتخاب برتر هست . تا جایی که چند تا زن عقده ای و خاله زنک و زیرآب زن و خودشیرین اونجا را مدیریت کنند. برای خودت ارزش قائل شو بهترین ها میاد سمتت. موفق باشید
من سالها است که در این شرکت کار میکنم و با وجود مدت طولانی حضورم، احساس میکنم اوضاع به همان صورت راکد و نابسامان پیش میرود. در واحدهای مختلف بهوضوح ضعف در سطح دانش و تخصیص فرصتهای عادلانه دیده میشود و مدیران همواره با ادعاهای بالا سعی در پوشاندن نواقص دارند. با این حال من همچنان در کنار پروژهها میمانم و علاقهام به اپلیکیشن و کار تیمی دلیلی است که به ادامه کار پایبند بمانم، اگر تصمیم بگیرم کسی به جای من کارها را انجام دهد، انگار جایگزینی برای من وجود ندارد و نتیجه به اندازه کافی قابل اتکا نخواهد بود.
در این شرکت هیچ وقت احساس امنیت نکردم و روابطم با مدیرانش پر از فشار و رفتارهای ناپسند بود. کار به شکل خانوادگی پیش میرفت و توجهای به نیروها نمیشد. جلسات بیهدف زیادی برگزار میشد و به پروژهها به چشم یک اولویت حیاتی نگاه نمیشد. از فکریهای گسسته و نامنظم در مدیریت برخورد میکنم که نتیجهاش حاصلی نبود جز سردرگمی و ناامیدی. به هر اندازه که توضیح بدهم، باز هم کم است و به هیچ وجه توصیه نمیکنم که به این شرکت مراجعه کنید.
واقعا چرا الکی میگید کرایه اسنپ باکس بیشتره نسبت به مسافر .دروغ چرا میگید؟؟اسنپ مسافر خیلی بهترو راحت هستش با کرایه بیشتر ولی اسنپ باکس راننده باید همش پیاده بشه بره بگیره باز پیاده بشه بره درب واحد تحویل بده.امان از مدیریت بی سواد.
در زمان حضورم در آسه تجارت آسیا، تجربهای ناخوشایند از منابع انسانی داشتم که باعث کمبود کارایی تیم میشد. رفتارهای سازمانی نامناسب و نبود شناسایی دقیق تخصصها، به همراه کمبود اصول اولیه پیشنیازهای سازمانی، فضای کار را مشکل میکرد. حجم کار بالا و وجود تیم بازیگوش، نبود مهارتهای نرم و سخت کافی در مدیر فناوری اطلاعات را تشدید میکرد. به نظر میرسید تخصص لازم در حوزههای مربوطه وجود ندارد و برخورد با اعضای گروه احترامآمیز نبود.
در نخستین تجربهی من در حوزه کنترل پروژه، با دیدی خوشبین وارد شرکتی شدم که سابقهای درخور داشت و فکر میکردم با ورود به حوزه نفت و گاز، سرمایهگذاری در مسیر صحیحی انجام خواهد شد. اما به محض ورود پی بردم که چیزی از پروژههای نفت و گاز در کار نبود و بیشتر زمانها بیکار ماندم؛ در واقع نمیدانستم دقیقا باید چه کاری انجام بدهم. مدیریت هم حضور من در پنج ماه آنجا را بهطور منظم دنبال نمیکرد و هیچ نشانی از رهبری مشخص و سازنده ندیدم. از طرف همکاران پروژهها هم بارها شنیدم که مدیران با سبک مدیریتی سختگیر و گاهی توصیفهای ناسالمی را مطرح میکنند که با هر فردی سازگار نیست. حقوقی که به توافق رسیده بودیم، با واریزها تفاوت داشت و این مسئله در میان همتیمیها هم به چشم میخورد. با توجه به نبود کار مشخص، فقدان تخصص قابل یادگیری از مدیران و کمبود فرصتهای رشد، تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم؛ چرا که نه تنها کاری معنادار نبود بلکه هیچ چشمانداز روشنی برای پیشرفت هم وجود نداشت و بسیاری از امور به صورت بسته و بینظم دنبال میشد.
من وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولین انبار عبیدی، آقای عبادی، به سادگی کنار گذاشته شده، واقعا شوکه شدم. با نیروهای مختلف شرکتها کار کردم، اما هر بار که او میدید، لبخند مینشست روی صورتش و انرژی منفی از هیچکس نمیگرفت. از همکاری با او لذت بردم و ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم، ولی حیف که مدیران انبار عبیدی به کارایی توجهی ندارند. شرکت عبیدی به دست افراد دیگری افتاده و نگرانیها هم زیاد شده؛ فقط برای آقای عبادی اعم از هر جا که باشد آرزوی موفقیت دارم.
فقط باید بگیم متاسفیم . حیف پول بیت المال که توی شرکتهای امثال شرکت همگام رادین اینجوری با بی کفایتی حروم میشه. صبح تا شب دم از بی پولی میزنن که پول ندارن . ولی یه دیوار رو چندین بار میسازن و کاشی میکنن و بعدش خراب میکنن دوباره میسازن کاشی میکنن و خراب میکنن . ادم یاد کارتون پت و مت میفته
وقتی وارد شرکت قاصدک سامانه شدم، فهمیدم در یک فضای خانوادگی نسبتا نامرتب کار میکنم که عموما از فضای حرفهای فاصله دارد. شرایط پذیرش نیروها به نظر میرسید که بیشتر به روابط خانوادگی بستگی دارد تا تخصص و تجربه واقعی افراد. حقوق، همینطور که انتظار داشتم، با استانداردهای معمول بازار فاصله داشت و گاهی پرداختها به موقع نبود. گاهی گفته میشد حقوق به شکل روزانه محاسبه میشود و در بعضی مواقع خبری از پرداخت بهموقع نبود. به نظر میرسید که تفکیک مسئولیتها و جایگاههای کاری به وضوح تعریف نشده و برخی از همکاران با روابط خانوادگی یا رانت به جای شایستگی ارتقا میکردند. فضای کاری پر از سروصدا و دعواهای خانوادگی بود که اغلب به شکل جلسات و گفتگوهای غیررسمی ادامه پیدا میکرد. از مزیتهای ظاهرا شرکت، نوشیدنیهای رایگان یا امکانات رفاهی کمو بیش مطرح میشد، اما اینها با جنبههای منفی کار مانند فشارکاری زیاد، کمبود قدران و طلبکاریهای برخی همکاران همراه بود. برخورد با درخواستها و انتقادات اغلب به شکل شخصی و با شدت بیان میشد و مدیریت به نظر میرسید که چندان ثابت و ساختارمند نیست. تعهدهای کاری هم به شکل سختگیرانهای اعمال میشدند؛ قراردادهای سهسالهای که به نظر میرسید با امنیت شغلی کمرنگی همراه است و پیوست فشارها و الزامات غیرواقعی را هم در بر میگرفت. سرویس رفت و آمد نیز به نظر میرسید که با اقداماتی غیربهینه اداره میشد و هیچوقت از دید کارمندانی که به آن احتیاج داشتند، بهطور کامل توضیح داده نمیشد. در نهایت با تمام این مسائل، تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم و از تجربهی آن درس بگیرم. به گفته من، اوضاع به دلیل نبود برنامهریزی دقیق و مدیریت حرفهای، به شکل قابل قبول پیش نمیرفت و احساس میکردم که هیچکس واقعا از حقوق و زمانبندی کاری دفاع نمیکند.
شرکت تهویه را تجربه کردم و به واقعیتهای تلخی از کار در چنین فضایی برخوردم. اوایل فکر میکردم امنیت شغلی وجود دارد، اما خیلی زود متوجه شدم که روابط خانوادگی بر همه چیز سایه میاندازد و گاه ترجیح میدهند به افراد فامیل امتياز بدهند تا به دیگران. حقوق هم بهطور منظم و عادلانه پرداخت نمیشود و گاهی حتی به موقع پرداخت نشده است. در محیطی که درآمدها پایین است، فشارهای خانوادگی و جدیتهای کمخطر بابت مزایا تبدیل به خوراک روزمره میشود؛ از جمله این که جایزهها یا نوشیدنیهای رایگان هم به شکل محدود و غیرمنصفانه ارائه میشود. تماسها با تیم به صورت گسترده خانوادگی است و صدای داد وزندگی در محیط کار شنیده میشود؛ مسائلی که به نظر من ریشههای رفتاری و مدیریتی نامطلوبی دارند. کارها به اندازه زیاد و با انتظاراتی غیرمنصفانه انجام میشود و از نیروهای بدون تشکرات کافی و بدون قدردانی مداوم انتظار دارند که هر طور شده کار را به پایان برسانند. به نظر میرسد برخی همکاران از موقعیت خود سوءاستفاده میکنند و با وجود ادعاهای بزرگ، نتایج واقعی چندان قابل دفاع نیست. در داخل مجموعه، ارتباطات به گونهای است که گمان میبرند با رانتی یا پشتیبانیهای خانوادگی میتوانند اوضاع را کنترل کنند. از لحاظ مدیریتی، قدیمیترین نیروها همچنان مدت طولانیای است که مدت زیادی نیستند و این نشان میدهد که ساختار شرکت خیلی پویاست نیست. حقوق روزانه به صورت دورهای پرداخت میشود و گاهی سابقهای از پرداخت بهموقع وجود ندارد. از طرفی، صحبت از نیروهای دارای ادعاهای اخلاقی یا دینی هم گویای سطوح بالای تنش و فشار است. حجم کار بالاست و از نظر من مسائل مربوط به رفتارهای طلبکارانه در بین برخی افراد مشاهده میشد. فضای کار بیشتر به سمت صرفهجویی در هزینهها و تمرکز بر جذب نیروهای فامیل با مزایا غیرمتوازن میرفت. حتی سرویس رفت و آمد هم به نظر میرسید که بیشتر برای خانوادهها و آشنایان باشد تا برای تیم کارآمد. تعهد سه ساله هم در کنار این مسائل، به نظر من بیشتر شبیه زنجیر باشد تا امنیت شغلی واقعی؛ به طوری که تاوان کوتاهی در آینده با خود بدهی، و این به اعتماد بین کارمند و کارفرما ضربه میزند. خوشبختانه تا الان از آنجا جدا شدم و به دنبال محیطی با شفافیت و انصاف بهتر هستم.
برای من محرز است که در این شرکت رفتارهای ناپسند و نامناسب زیادی وجود داشت و از همان ابتدا با وعدههای اغراقآمیز وارد شدم. انگیزهام را سعی میکردند با تبلیغی فریبنده بالا ببرند، اما پس از مدت کوتاهی به جای حمایت، با فشار و رفتارهای روانی ناسالم روبهرو شدم و احساس کردم که قصد دارند من را از زندگی کارمندی بیرون بکشند. در کنار این مشکلات، آشکار شد که یکی از همکاران آیتی با مشکلی جدی روبهروست و رفتارهای خطرناکی از او گزارش میشد، که به دلیل موقعیت و روابط داخلی، کسی جرئت حرف زدن در برابرش را نداشت. مدیر منابع انسانی هم به طور واضح بیرحم و خودخواه بود و به نظر میرسید از خودمحوری و پشتکار کمتری نشان دهد و اعتراضها را به شدت سرکوب میکرد. اگر برایتان محیط کار سالم، شفافیت و امنیت روانی اهمیت دارد، پیشنهاد میکنم در اینجا حضور پیدا نکنید.
من از حضور در وطن زرین به عنوان تجربهای واقعا تلخ یاد میکنم. در یک شرکت بازاریابی شبکهای، افراد با انگیزه و پرتلاش را میگیرند و غالبا با وعدههای واهی و انگیزههای سطحی آنها را به کار میگیرند. اول باعث میشند با هیجان جلو بیایند و سپس در محیطی ناسالم همان انگیزه را از بین میبرند و با رفتارهای نامناسب روانی فضا را برایشان دشوار میکنند تا جایی که نفر مقابل از شدت فشار بخواهد کنار بکشد. با وجود حاشیهها و شایعات، واقعا احساس میکردم که جو ناراحتکنندهای حاکم است. یکی از همکاران آی تی در این مجموعه به شدت نسبت به روابط جنسی نامناسب داشت و رفتارهای نامطلوبی از خودش نشان میداد که به لحاظ اخلاقی خطرناک است؛ اما به دلیل پارتی، جرات اعتراض وجود نداشت و مدیر منابع انسانی هم با بیتفاوتی و خودخواهی از این وضعیت حمایت میکرد. کسانی که قصد اعتراض داشتند هم به شدت سرکوب میشدند. اگر برای شما محیط کاری سالم اهمیت دارد، من اینجا را پیشنهاد نمیکنم.
وقتی وارد این شرکت شدم، با وعدههای جذاب و انگیزهبخش کار رو با انرژی بالا شروع کردم، اما خیلی زود متوجه شدم که پشت این ظاهر زیبا چیزهای ناخوشایند وجود دارد. از همان ابتدا فشارهای غیرواقعی و دروغهای پیاپی به من تحمیل شد تا جایی که روحیهام به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و احساس کردم تنها هدفشان اذیت و زیر سوال بردن افراد است. رفتارهای ناپسند و جنسی برخی همکاران به وضوح دیده میشد و معمولا به علت وجود روابط و پارتیها از پاسخگویی فرار میشد. مدیر منابع انسانی هم به شدت بیوجدان و خودخواه بود و از خودشیفتگی رنج میبرد؛ کسانی که قصد اعتراض داشتند با برخوردهای سخت و سرکوبگرانه روبهرو میشدند. اگر محیط کار سالم برایتان اهمیت دارد، توصیه میکنم به اینجا نروید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.