در مصاحبه فنی آنلاین تا حد زیادی موفق بودم، اما وقتی در جلسه حضوری تایید شد که سطح کیفیت شرکت پایین است، اوضاع فرق کرد. فرایندهای منابع انسانی و شیوه برگزاری مصاحبه به شکل حداقلی بود و پیشنهاد حقوق هم از بازار پایینتر و غیرقابل رقابتی به نظر میرسید. مدیر محصول که مصاحبهکننده بود، توانایی و سطح فنی لازم را نداشت و مشخص نیست چه مسیری باعث رسیدن به چنین نقطهای شده است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من حدود 3 سال (از آذر سال 1400 ) است که در این شرکت در سمت برنامه نویس بک اند کار می کنم. بصورت اتفاقی این سایت را دیدم. بیشتر نظر ها قدیمی است و مربوط به قبل از ورود من به شرکت عصر فناوری دانش است. چون اون موقع نبودم نمی تونم در خصوص درستی یا نادرستی مطالب نظر بدهم. در طی این مدت که من در واحد تولید نرم افزار یا به اصطلاح خودشون موتورخونه شرکت کار می کنم محیط برایم بسیار جذاب و یادگیرنده بوده است. برعکس بسیاری از نظرات دوستان قبلی، کار من از یک برنامه نویس جونیور شروع شد و الان طی مدت سه سال با چیزهای زیادی که از کار در این شرکت یاد گرفتم الان در سمت برنامه نویس ارشد بک اند کار می کنم. هر چند ابتدا تعداد نیروهای واحد برنامه نویسی کم بود ولی به خاطر پروژه هایی که شرکت گرفته و دو محصولی که داره چند تا تیم برنامه توسعه داره و از آخرین تکنولوژی های CI/CD هم استفاده می کنه. در خصوص ساعت کاری از زمانی که من اومدم یکساعت شناوری داشته و مشکلی هم نداشتم. پروژه ابرستان شرکت که یه Cloud Accounting است در به روز رسانی فناوری های شرکت نقش مهمی داشته است که می تونه برای کسایی که علاقمند به یادگیری فناوری های روز هستند جذاب باشه. مهمترین نکته این شرکت که تقریبا در تمامی نظرهای هم میشه اون را دید پرداخت به موقع حقوق است که همیشه منظم بوده.
در واقع برای من تجربهای ناخوشایند از شرکت هیواوب بود و احساس کردم باید با صداقتی که دارم بیانش کنم. در ابتدا در کلاسهای این مجموعه شرکت کردم و دریافتم که هزینههای کلاسها بسیار بالا است و بازده چندانی ندارد؛ پیشنهاد میکنم افراد دنبال کلاسهای معتبرتر بروند. پس از آن به سمت آموزش طراحی سایت و سئو رفتم، اما فاصلهای بین دانش من و مطالب ارائهشده وجود نداشت و چیزی به تجربهام اضافه نشد. در دوره کارآموزی از من خواسته شد که به شاگردان مدرس درس بدهم، در حالی که یکی از شاگردان پول داده بود تا با مدیر درس بخواند و به جای آن من برای تدریس در کلاس حضور پیدا میکردم؛ من نیز ناچار بودم وگرنه به بچههای کردههای مردم صدمه میزدم. به هر حال اگر بودجهتان محدود نیست، پیشنهاد میکنم در کلاسهای اینجا شرکت نکنید و به کارآموزی هم نروید.
من 9 ساله که در این شرکت مشغول به کار هستم. زمان مدیریت دکتر یز.. و آتش.. عالی بود همه چیز. گروهای شغلی مشخص و یکسان وجود داشت. اما الان شرکت پر شده از بیسوادهای رسمی بانک که همشون پست بالا و مدیریت گرفتن. دیگه قراردادها سلیقه ای شده. طبق نظر شخصی و نوع ارتباط با افراد تعیین میکنند هرکسی چقدر بگیره. کارمندهای رسمی بسیار مغرور و بی ادب هستند و هرکاری که بخوان میکنند. فقط شرکت در حال از دست دادن نیروی خوب و با سابقه است. شرکت و بانک مدیر ندارد و عملا شرکت رو رسمیها و بانک رو مدیران بیسواد مدیریت میکنند که اونم فامیلای خودشونو میارن با حقوق خیلی بالا. پر از حاشیه. سطح پایین بخش فنی. در کل نه اینجا حالت خوبه نه پیشرفتی خواهید داشت. فقط عمر هدر دادنه.
فشار کاری زیاده، حقیقتش پولم و نخوردن و تا آخر پرداخت کردن. اما این فشار کاری زیاد استرس میاره. البته باعث پیشرفتم هم شد. در مجموع همه شرکتای خصوصی این طورین فقط می خوان کار خودشون پیش بره
در آستانه عید بود که برای مصاحبه با شرکت رویال پرداز تیام با من تماس گرفتند. هنگام حضور، با مدیر فنی به صحبت نشستم و به توافق رسیدیم؛ از من پرسیدند از چه زمانی میتوانم آغاز به کار کنم و من گفتم دو هفته بعد میتوانم بیایم. فردای همان روز منابع انسانی با من تماس گرفتند و تقاضای مدارک مختلفی کردند، از جمله کپی کارت ملی، عدم سوء پیشینه و سایر موارد. تقریبا هر دو تا سه روز دوباره تماس میگرفتند تا حضورم را تأیید کنند و من به آنها گفتم با آقای مدیر فنی صحبت کردهام و دو هفته بعد میآیم. این تماسهای منابع انسانی که رئیسشان هم با من در ارتباط بود، اصرار داشتند قبل از ورود به شرکت خط موبایلم دائمی شود و من پذیرفتم. دو ساعت بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند خط را دائمی کردهام؛ من گفتم خیر و با سماجت گفتند که انجام شود و یکی از مزایای شرکت، تخفیفها و بستههای اینترنتی بود، که من این کار را انجام دادم. دو هفته بعد اعلام کردم میآیم اما گفتند باید با همراه اول هم یک مصاحبه انجام دهیم تا پذیرش فنی نباشد و صرفا گفتوگوی دوستانه است. با تعجب گفتم چرا زودتر نگفته بودید و آنها توضیح دادند که این مصاحبه با همراه اول است و نتیجهاش فنی نیست. من پس از سه روز رفتم و با آنها صحبت شد و یک هفته طول کشید تا پاسخ بدهند و نهایتا گفتند همراه اول با جذب من موافقت نکرده است. ناراحتی من از این بود که وقتی به توافق رسیدیم، همان روز پست OpenToWork را در لینکدین پاک کردم و به فرصتهای دیگر فکر نکردم؛ اما به من گفته نشد که مصاحبه دیگری هم خواهد بود که حدود ۲۸ روز من را در حالت معطلی نگه داشتند. در این مدت من هم ۲۸ روز معطل شدم، خط موبایلم را دائمی کردم و جاهای دیگر را کنسل کردم، که در نهایت با بیاحترامی روبهرو شدم.
بهنظر من کار در انبار این شرکت هم میتونه تجربههای خوب و هم چالشهایی به همراه داشته باشه. وقتی همیشه زیر نظر رئیس و مدیران خشک و خشن بودم، اخلاقشون توی رفتارهاشون کاملا مشخص بود. ممکن بود جای دیگهای خوب باشه اما توی این واحد کار و بار خیلی زیاده و مدیرانش سطح برخوردشون به اندازهی کوچهبازاریه؛ برای پرسنل ارزش و جایگاه قائل نمیشن.
از تجربهای که در مکتب خونه داشتم میخواهم بنویسم: مدیر پروژه سایت متلب پروژه شدم و در کنار این نقش، به عنوان برنامهنویس متلب فعالیت میکنم. مکتب خونه یکی از معتبرترین مجاری آموزشی در ایران است و سایت متلب پروژه از ویدئوهای آموزشی مکتب خونه برای هدایت کاربران و ارتقای کیفیت تدریس استفاده میکند تا سطح علمی اساتید خود را بالا ببرد.
سلام دوستان.گروه صنعتی گلرنگ بسیار شرکت به درد نخوریه.اصلا وقت خودتون رو هدر ندین.اونجا پارتی بازی و فامیل بازی حرف اول رو میزنه.آدم های بله قربان گو و پاچه خوار در اولویت هستند.مزایای کارمندان رو نمیدن.با شما قرارداد کارگری می بندن بر مبنای پایه حقوق و کلا منابع انسانی شون بیشتر منابع کارفرماییه تا انسانی .در کل پیشنهاد نمیکنم.
من بعد از نزديك به يكسال از كار با توجه به شرايط خودم استعفا دادم شركت با تمام وجود با من همكاري كرد تسويه حسابم به موقع انجام و تمام حق و حقوقم رو دريافت كردم .بعد از سه ماه تماس گرفتم و سفته هام رو عودت دادن .داناپرداز محيط پويايي داره و مديران و سطح دانششون بالاست
مدیران بشدت بیتجربه که صرفا تو موقعیت مناسب جای مناسب حضور داشتن و مدیر شدن برای تخصص و تجربه هیچ ارزشی قائل نیستن و فقط میخوان مهره های خودشون رو بچینن منافع شخصی تو الویته براشون بشدت دنبال شو اف و بزرگ نمایی هستن در یک کلام برای ادم باتجربه و کاربلد حکم مستراح رو داره
مثل هرجای دیگه ای اینجا هم خوبیها و بدیهای خودش رو داره. قسمت خوبش اینه که خیلی به انتقال دانش اهمیت میدن و آدم رو دائم در مسیر یادگیری قرار میدن، حقوق رو به موقع پرداخت میکنن، بیمه تکمیلی خوبی دارن (طرح نامحدوده)، اونقدری که اهل پاداش دادن هستن اهل جریمه نیستن، جو بین بچه ها خیلی صمیمی و باحاله و صدای خنده زیاد شنیده میشه، فرهنگ سازمانی خوبی دارن، سیستم ارزیابی عملکرد شفافه و به خاطر اشتباه دیگر هم تیمیها شما آسیب نمیبینید. چون تو محیط دانشگاه هستن اونجا از فضای سبز و رستوران و اینجور چیزا میشه استفاده کرد. به بهانه های مختلف ناهار و شیرینی میدن میبرن گردش کلا این چیزاش خوبه یه سری بدیها هم دارن مثلا اینکه open office هستن و فضای پرایویت تمرکزی ندارن برای کسی مثل من که بیش فعاله کار گاهی سخت میشه آدم مجبور میشه یه سری کارارو تو دورکاری انجام بده و دورکاری هم آسون نمیدن نهایتا هفته ای یکی دو روز بدن، خیلی رو ساعت ورود و خروج حساسن و از همه مهمتر در گذشته با یکی دوتا از نیروها که حالا به هر دلیل یا پرفورمنس نداشتن یا بی اخلاقی داشتن زیبا خداحافظی نکردن.
برای مصاحبه رفتم و جو دوستانه و آرامی در شرکت دیدم که واقعا خوشحالکننده بود. تجربهی مصاحبه بهطور کلی خوب بود و بازخوردی که گرفتم را هم برآورد کنم میخواهم، هرچند فکر میکنم امکان تماس دوباره برای همکاری وجود نداشته باشد. نکتههای مثبت: پاسخگویی به پرسشهای بیربط مثل چرا از شغل قبلی خارج میشم یا آیندهی پنج ساله دقیقا پرسیده نشد و نبود فشار روی من؛ فضای مصاحبه بیش از حد جدی نبود و گپ فنی نسبتا دوستانه برگزار شد، هرچند برخی نکتهها را خیلی کلی گفتند که دقیقا روشن نبودند. دو نفر از تیم حضور داشتند: مدیر توسعه و برنامهنویس ارشد. من با اینکه معمولا استرس را تجرب نمیکنم، در آن جلسه حس اضطراب نکردم چون جو تیمی و برخورد دوستانه بود. با وجود تاخیر کوتاه ۱۳ دقیقهای، نگهبانی سریع من را به اتاق مصاحبه رساند و فرایند را با سرعت آغاز کردند؛ برخلاف برخی شرکتها که لازم است بیش از این منتظر بمانید تا جلسه برگزار شود. در پایان، یکی از همکاران ارشد تا کنار آسانسور همراه من آمد و با ادب بدرقهام کرد که این رفتار برای من خیلی دوستانه و محترمانه بود. رنگ روشن شرکت و لحن صمیمانهی تیم، باعث شد احساس کنم اینجا محیط مناسبی است که دوست دارم کار کنم. پوشش الزامی خاصی وجود نداشت. فناوریهایی که ذکر شد بهروز بود و تیمی که حضور داشتم احتمالا با سایر تیمها تفاوتهایی داشته باشد. اگر در ذهنم نکتهی دیگری میآمد، حتما میگفتم؛ اما الان نکتهی مشخص دیگری به چشم نمیخورد.
اگه اتباع هستید به لحاظ سختی کار اوکی هست برای شما. البته درآمدتون یک سوم کارگری سر ساختمون هست. و اینم بگم همکارهایی که قبلا کارگر ساختمون بودند میگند کار در انبار دیجی کالا سخت تر هست. اما اکه ایرانی هستی، یک دویست سیصد میلیون بذارید کنار برای جراحی دیسک کمر. اگه زنده و سالم تونستین از شرکت بیاین بیرون و اینکه سفته هاتون پس دادند و باهاتون تسویه کردند یعنی خیلی خوش شانس هستید. چون ۹۰ درصد کارکنان سابق همچین شانسی نداشتند. حداکثر مدتی که بتونید اونجا کار کنید یکسال هست. بعدش جانباز ۹۰ درصد اعصاب و روان و ۵۰ درصد فیزیکی به حساب میاین. به من که حقوق و مزایای جانبازی تعلق نگرفت. امیدوارم به شما تعلق بگیره
به هر حال این یک حقیقته که ما انسانها برده هستیم. چند هزار ساله که برده هستیم از زمان پیدایش تمدنها و ادیان و.. و خوب با این پیشفرض اگه کار کنی کمتر بهت فشار میاد. حالا قدیمها ارباب بهت یه جای خواب و غذایی میداد. الان هم انقدری پول بهت میدن که سه وعده غذا در روز بتونی بخوری. به طور کلی هم بخوام بگم حجم کاری خیلی سنگین، مرخصی نمیدن، دستشویی هم نمی تونی بری، نیم ساعت بهت وقت غذا میدن، اونم باید تو صف سرویس و غذا گرم کردن و... باشی. دیگه بیشتر از این توضیح ندم. همون اول گفتم برده.
سیستم کاملا برده داریه. چون بهت قول میدم خودشون رو محق میدونن که هر کاری رو براشون انجام بدی بدون اینکه اون کار با میزان تحصیلات، تجربه و حتی شرح شغلیت سنخیت داشته باشه. یه آدم نو کیسه شده مدیرعامل که آب از دستش چکه نمیکنه. گول آگهیهای استخدامیشون رو نخوردید. پاداش خنده دار اونجا بستههای مناسبتی جوکه خلاصه که یه مدیرعامل بی اعصاب با چهارتا مدیر بی سواد دور هم جمع شدن و شرکت زدن از تعداد آدمهایی که مدام دارن جذب میکنن معلومه اونجا چه خبره یه جوری رفتار میکنن که انگار از اونجا بری بیرون دیگه کاری برات پیدا نمیشه و اینا صدقه سری بهت کار دادن. تا خارج نشی نمیدونی چه بهت گذشته اینجوری پیش برن همین یه نصفه اسم هم ازشون پیدا نمیشه
من موقع اومدن به شرکت تقریبا سوادم در حد دانشگاهی بود در این شرکت این امکان فراهم شد که بتونم زیر نظر مسئولم با تکنولوژی درخواستی شرکت اشنا بشم و بتونم هم کارهای پشتیبانی انجام بدم و هم کارهای طراحی - احترام متقابل بود -ماموریتها کلیه هزینه ها پرداخت میشد و علاوه براین این امکان فراهم شد که به صورت فول استک کار کنم . علاوه بر برنامه نویسی روی sql هم تونستم مهارت پیدا کنم . بیمه تکمیلی داشت - پرداختها در حداقل 10 -11 ماه ماه سر وقت بود و به اندازه تسکی که انجام میدادم میتونستم دریافتی داشته باشم محدودیتی در پرداخت و یا کار وجود نداره و در صورت بیماری یا بروز مشکل میتونستیم بنا به درخواست خودم در صورت فراهم بودن شرایط دور کاری کنم. شرکت این امکان رو فراهم کرده بود که در صورتی که میخواستیم از دوره ای استفاده کنیم بودجه مصوب داشت و میتونستیم از اونها استفاده کنیم.
به اعتقادم پرداخت حقوق با تأخیرهای طولانی عادی نیست و این شرکت معمولا برای پوشش هزینههای خودش تا ماهها حقوق را به تاخیر میاندازد. گاهی با وجود کار کامل، احساس میکنم قراردادی که امضا میکنم با واقعیت اجرا نمیشود و برای جلوگیری از مشکلات، شرکت از من میخواست مبلغی را که دریافت کردهام بازگردانم. بهطور مداوم انتظار دارند تمامی پروژهها و کارها را بدون احتمال تأخیر انجام دهم و هر اشتباهی هم که باشد، زمینهای برای کاهش حقوق یا اعمال جریمهها فراهم میشود. اگر مشکلی یافت نمیشد، داستانی جدید برای کتمان این مسائل ساخته میشد تا پول از دست رفتنی به نظر برسد. بهطور کلی فضای کاری غیرحرفهای است و احساس میکنم رفتارهای مالی شرکت نامناسب و مخدوش است. اگر به سلامت روانیتان اهمیت میدهید، در اینجا کار یا سرمایهگذاری نکنید و به شرکت اعتماد نکنید.
در محیط کاری شرکت اتاقک احساس تضاد و فضای سرد حاکم بود؛ گروه پشتیبانی وضعیت خوبی نداشتند و مدیری به کار گرفته شده بود که با رفتارهای زیرآبی و حرفهای بیاعتبار برای جلب اعتماد همکاران رسیدن به جایگاهی که دارد. تجربهی من از آنجا چیزی جز کارکردن با ماسک دوختن در دوران کرونا نبود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
روی تاخیر ورود/خروج خیلی حساس هستن. حقوق خوبی داده میشه. اگر با افراد تعامل داشته باشی نکات خوبی یاد میگیری. محیط کاری و جای قدم زدن خوبی داره. بخش اداری کمی خشک برخورد میکنن تیم توسعه اکثرا افراد جوان و خوش برخورد هستن ولی تیم اداری بیشتر از بازنشستهها استفاده میشه دوستانی که برای چند سال در شرکت ماندن خیلی سریع رشد میکنن نکته جذاب برای من تنوع شغلی در حوزه نرمافزار و سخت افزار بودش در ۱-۲ سال اخیر من یادم نمییاد که حقوق را با تاخیر داده باشن برای ارتباط گرفتن برای حوزه های کاری دیگه به نظرم خیلی مناسبه ابزارهای استاندارد توسعه هم به نظرم جالب بود
در مصاحبه فنی آنلاین تا حد زیادی موفق بودم، اما وقتی در جلسه حضوری تایید شد که سطح کیفیت شرکت پایین است، اوضاع فرق کرد. فرایندهای منابع انسانی و شیوه برگزاری مصاحبه به شکل حداقلی بود و پیشنهاد حقوق هم از بازار پایینتر و غیرقابل رقابتی به نظر میرسید. مدیر محصول که مصاحبهکننده بود، توانایی و سطح فنی لازم را نداشت و مشخص نیست چه مسیری باعث رسیدن به چنین نقطهای شده است.
من حدود 3 سال (از آذر سال 1400 ) است که در این شرکت در سمت برنامه نویس بک اند کار می کنم. بصورت اتفاقی این سایت را دیدم. بیشتر نظر ها قدیمی است و مربوط به قبل از ورود من به شرکت عصر فناوری دانش است. چون اون موقع نبودم نمی تونم در خصوص درستی یا نادرستی مطالب نظر بدهم. در طی این مدت که من در واحد تولید نرم افزار یا به اصطلاح خودشون موتورخونه شرکت کار می کنم محیط برایم بسیار جذاب و یادگیرنده بوده است. برعکس بسیاری از نظرات دوستان قبلی، کار من از یک برنامه نویس جونیور شروع شد و الان طی مدت سه سال با چیزهای زیادی که از کار در این شرکت یاد گرفتم الان در سمت برنامه نویس ارشد بک اند کار می کنم. هر چند ابتدا تعداد نیروهای واحد برنامه نویسی کم بود ولی به خاطر پروژه هایی که شرکت گرفته و دو محصولی که داره چند تا تیم برنامه توسعه داره و از آخرین تکنولوژی های CI/CD هم استفاده می کنه. در خصوص ساعت کاری از زمانی که من اومدم یکساعت شناوری داشته و مشکلی هم نداشتم. پروژه ابرستان شرکت که یه Cloud Accounting است در به روز رسانی فناوری های شرکت نقش مهمی داشته است که می تونه برای کسایی که علاقمند به یادگیری فناوری های روز هستند جذاب باشه. مهمترین نکته این شرکت که تقریبا در تمامی نظرهای هم میشه اون را دید پرداخت به موقع حقوق است که همیشه منظم بوده.
در واقع برای من تجربهای ناخوشایند از شرکت هیواوب بود و احساس کردم باید با صداقتی که دارم بیانش کنم. در ابتدا در کلاسهای این مجموعه شرکت کردم و دریافتم که هزینههای کلاسها بسیار بالا است و بازده چندانی ندارد؛ پیشنهاد میکنم افراد دنبال کلاسهای معتبرتر بروند. پس از آن به سمت آموزش طراحی سایت و سئو رفتم، اما فاصلهای بین دانش من و مطالب ارائهشده وجود نداشت و چیزی به تجربهام اضافه نشد. در دوره کارآموزی از من خواسته شد که به شاگردان مدرس درس بدهم، در حالی که یکی از شاگردان پول داده بود تا با مدیر درس بخواند و به جای آن من برای تدریس در کلاس حضور پیدا میکردم؛ من نیز ناچار بودم وگرنه به بچههای کردههای مردم صدمه میزدم. به هر حال اگر بودجهتان محدود نیست، پیشنهاد میکنم در کلاسهای اینجا شرکت نکنید و به کارآموزی هم نروید.
من 9 ساله که در این شرکت مشغول به کار هستم. زمان مدیریت دکتر یز.. و آتش.. عالی بود همه چیز. گروهای شغلی مشخص و یکسان وجود داشت. اما الان شرکت پر شده از بیسوادهای رسمی بانک که همشون پست بالا و مدیریت گرفتن. دیگه قراردادها سلیقه ای شده. طبق نظر شخصی و نوع ارتباط با افراد تعیین میکنند هرکسی چقدر بگیره. کارمندهای رسمی بسیار مغرور و بی ادب هستند و هرکاری که بخوان میکنند. فقط شرکت در حال از دست دادن نیروی خوب و با سابقه است. شرکت و بانک مدیر ندارد و عملا شرکت رو رسمیها و بانک رو مدیران بیسواد مدیریت میکنند که اونم فامیلای خودشونو میارن با حقوق خیلی بالا. پر از حاشیه. سطح پایین بخش فنی. در کل نه اینجا حالت خوبه نه پیشرفتی خواهید داشت. فقط عمر هدر دادنه.
فشار کاری زیاده، حقیقتش پولم و نخوردن و تا آخر پرداخت کردن. اما این فشار کاری زیاد استرس میاره. البته باعث پیشرفتم هم شد. در مجموع همه شرکتای خصوصی این طورین فقط می خوان کار خودشون پیش بره
در آستانه عید بود که برای مصاحبه با شرکت رویال پرداز تیام با من تماس گرفتند. هنگام حضور، با مدیر فنی به صحبت نشستم و به توافق رسیدیم؛ از من پرسیدند از چه زمانی میتوانم آغاز به کار کنم و من گفتم دو هفته بعد میتوانم بیایم. فردای همان روز منابع انسانی با من تماس گرفتند و تقاضای مدارک مختلفی کردند، از جمله کپی کارت ملی، عدم سوء پیشینه و سایر موارد. تقریبا هر دو تا سه روز دوباره تماس میگرفتند تا حضورم را تأیید کنند و من به آنها گفتم با آقای مدیر فنی صحبت کردهام و دو هفته بعد میآیم. این تماسهای منابع انسانی که رئیسشان هم با من در ارتباط بود، اصرار داشتند قبل از ورود به شرکت خط موبایلم دائمی شود و من پذیرفتم. دو ساعت بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند خط را دائمی کردهام؛ من گفتم خیر و با سماجت گفتند که انجام شود و یکی از مزایای شرکت، تخفیفها و بستههای اینترنتی بود، که من این کار را انجام دادم. دو هفته بعد اعلام کردم میآیم اما گفتند باید با همراه اول هم یک مصاحبه انجام دهیم تا پذیرش فنی نباشد و صرفا گفتوگوی دوستانه است. با تعجب گفتم چرا زودتر نگفته بودید و آنها توضیح دادند که این مصاحبه با همراه اول است و نتیجهاش فنی نیست. من پس از سه روز رفتم و با آنها صحبت شد و یک هفته طول کشید تا پاسخ بدهند و نهایتا گفتند همراه اول با جذب من موافقت نکرده است. ناراحتی من از این بود که وقتی به توافق رسیدیم، همان روز پست OpenToWork را در لینکدین پاک کردم و به فرصتهای دیگر فکر نکردم؛ اما به من گفته نشد که مصاحبه دیگری هم خواهد بود که حدود ۲۸ روز من را در حالت معطلی نگه داشتند. در این مدت من هم ۲۸ روز معطل شدم، خط موبایلم را دائمی کردم و جاهای دیگر را کنسل کردم، که در نهایت با بیاحترامی روبهرو شدم.
بهنظر من کار در انبار این شرکت هم میتونه تجربههای خوب و هم چالشهایی به همراه داشته باشه. وقتی همیشه زیر نظر رئیس و مدیران خشک و خشن بودم، اخلاقشون توی رفتارهاشون کاملا مشخص بود. ممکن بود جای دیگهای خوب باشه اما توی این واحد کار و بار خیلی زیاده و مدیرانش سطح برخوردشون به اندازهی کوچهبازاریه؛ برای پرسنل ارزش و جایگاه قائل نمیشن.
از تجربهای که در مکتب خونه داشتم میخواهم بنویسم: مدیر پروژه سایت متلب پروژه شدم و در کنار این نقش، به عنوان برنامهنویس متلب فعالیت میکنم. مکتب خونه یکی از معتبرترین مجاری آموزشی در ایران است و سایت متلب پروژه از ویدئوهای آموزشی مکتب خونه برای هدایت کاربران و ارتقای کیفیت تدریس استفاده میکند تا سطح علمی اساتید خود را بالا ببرد.
سلام دوستان.گروه صنعتی گلرنگ بسیار شرکت به درد نخوریه.اصلا وقت خودتون رو هدر ندین.اونجا پارتی بازی و فامیل بازی حرف اول رو میزنه.آدم های بله قربان گو و پاچه خوار در اولویت هستند.مزایای کارمندان رو نمیدن.با شما قرارداد کارگری می بندن بر مبنای پایه حقوق و کلا منابع انسانی شون بیشتر منابع کارفرماییه تا انسانی .در کل پیشنهاد نمیکنم.
من بعد از نزديك به يكسال از كار با توجه به شرايط خودم استعفا دادم شركت با تمام وجود با من همكاري كرد تسويه حسابم به موقع انجام و تمام حق و حقوقم رو دريافت كردم .بعد از سه ماه تماس گرفتم و سفته هام رو عودت دادن .داناپرداز محيط پويايي داره و مديران و سطح دانششون بالاست
مدیران بشدت بیتجربه که صرفا تو موقعیت مناسب جای مناسب حضور داشتن و مدیر شدن برای تخصص و تجربه هیچ ارزشی قائل نیستن و فقط میخوان مهره های خودشون رو بچینن منافع شخصی تو الویته براشون بشدت دنبال شو اف و بزرگ نمایی هستن در یک کلام برای ادم باتجربه و کاربلد حکم مستراح رو داره
مثل هرجای دیگه ای اینجا هم خوبیها و بدیهای خودش رو داره. قسمت خوبش اینه که خیلی به انتقال دانش اهمیت میدن و آدم رو دائم در مسیر یادگیری قرار میدن، حقوق رو به موقع پرداخت میکنن، بیمه تکمیلی خوبی دارن (طرح نامحدوده)، اونقدری که اهل پاداش دادن هستن اهل جریمه نیستن، جو بین بچه ها خیلی صمیمی و باحاله و صدای خنده زیاد شنیده میشه، فرهنگ سازمانی خوبی دارن، سیستم ارزیابی عملکرد شفافه و به خاطر اشتباه دیگر هم تیمیها شما آسیب نمیبینید. چون تو محیط دانشگاه هستن اونجا از فضای سبز و رستوران و اینجور چیزا میشه استفاده کرد. به بهانه های مختلف ناهار و شیرینی میدن میبرن گردش کلا این چیزاش خوبه یه سری بدیها هم دارن مثلا اینکه open office هستن و فضای پرایویت تمرکزی ندارن برای کسی مثل من که بیش فعاله کار گاهی سخت میشه آدم مجبور میشه یه سری کارارو تو دورکاری انجام بده و دورکاری هم آسون نمیدن نهایتا هفته ای یکی دو روز بدن، خیلی رو ساعت ورود و خروج حساسن و از همه مهمتر در گذشته با یکی دوتا از نیروها که حالا به هر دلیل یا پرفورمنس نداشتن یا بی اخلاقی داشتن زیبا خداحافظی نکردن.
برای مصاحبه رفتم و جو دوستانه و آرامی در شرکت دیدم که واقعا خوشحالکننده بود. تجربهی مصاحبه بهطور کلی خوب بود و بازخوردی که گرفتم را هم برآورد کنم میخواهم، هرچند فکر میکنم امکان تماس دوباره برای همکاری وجود نداشته باشد. نکتههای مثبت: پاسخگویی به پرسشهای بیربط مثل چرا از شغل قبلی خارج میشم یا آیندهی پنج ساله دقیقا پرسیده نشد و نبود فشار روی من؛ فضای مصاحبه بیش از حد جدی نبود و گپ فنی نسبتا دوستانه برگزار شد، هرچند برخی نکتهها را خیلی کلی گفتند که دقیقا روشن نبودند. دو نفر از تیم حضور داشتند: مدیر توسعه و برنامهنویس ارشد. من با اینکه معمولا استرس را تجرب نمیکنم، در آن جلسه حس اضطراب نکردم چون جو تیمی و برخورد دوستانه بود. با وجود تاخیر کوتاه ۱۳ دقیقهای، نگهبانی سریع من را به اتاق مصاحبه رساند و فرایند را با سرعت آغاز کردند؛ برخلاف برخی شرکتها که لازم است بیش از این منتظر بمانید تا جلسه برگزار شود. در پایان، یکی از همکاران ارشد تا کنار آسانسور همراه من آمد و با ادب بدرقهام کرد که این رفتار برای من خیلی دوستانه و محترمانه بود. رنگ روشن شرکت و لحن صمیمانهی تیم، باعث شد احساس کنم اینجا محیط مناسبی است که دوست دارم کار کنم. پوشش الزامی خاصی وجود نداشت. فناوریهایی که ذکر شد بهروز بود و تیمی که حضور داشتم احتمالا با سایر تیمها تفاوتهایی داشته باشد. اگر در ذهنم نکتهی دیگری میآمد، حتما میگفتم؛ اما الان نکتهی مشخص دیگری به چشم نمیخورد.
اگه اتباع هستید به لحاظ سختی کار اوکی هست برای شما. البته درآمدتون یک سوم کارگری سر ساختمون هست. و اینم بگم همکارهایی که قبلا کارگر ساختمون بودند میگند کار در انبار دیجی کالا سخت تر هست. اما اکه ایرانی هستی، یک دویست سیصد میلیون بذارید کنار برای جراحی دیسک کمر. اگه زنده و سالم تونستین از شرکت بیاین بیرون و اینکه سفته هاتون پس دادند و باهاتون تسویه کردند یعنی خیلی خوش شانس هستید. چون ۹۰ درصد کارکنان سابق همچین شانسی نداشتند. حداکثر مدتی که بتونید اونجا کار کنید یکسال هست. بعدش جانباز ۹۰ درصد اعصاب و روان و ۵۰ درصد فیزیکی به حساب میاین. به من که حقوق و مزایای جانبازی تعلق نگرفت. امیدوارم به شما تعلق بگیره
به هر حال این یک حقیقته که ما انسانها برده هستیم. چند هزار ساله که برده هستیم از زمان پیدایش تمدنها و ادیان و.. و خوب با این پیشفرض اگه کار کنی کمتر بهت فشار میاد. حالا قدیمها ارباب بهت یه جای خواب و غذایی میداد. الان هم انقدری پول بهت میدن که سه وعده غذا در روز بتونی بخوری. به طور کلی هم بخوام بگم حجم کاری خیلی سنگین، مرخصی نمیدن، دستشویی هم نمی تونی بری، نیم ساعت بهت وقت غذا میدن، اونم باید تو صف سرویس و غذا گرم کردن و... باشی. دیگه بیشتر از این توضیح ندم. همون اول گفتم برده.
سیستم کاملا برده داریه. چون بهت قول میدم خودشون رو محق میدونن که هر کاری رو براشون انجام بدی بدون اینکه اون کار با میزان تحصیلات، تجربه و حتی شرح شغلیت سنخیت داشته باشه. یه آدم نو کیسه شده مدیرعامل که آب از دستش چکه نمیکنه. گول آگهیهای استخدامیشون رو نخوردید. پاداش خنده دار اونجا بستههای مناسبتی جوکه خلاصه که یه مدیرعامل بی اعصاب با چهارتا مدیر بی سواد دور هم جمع شدن و شرکت زدن از تعداد آدمهایی که مدام دارن جذب میکنن معلومه اونجا چه خبره یه جوری رفتار میکنن که انگار از اونجا بری بیرون دیگه کاری برات پیدا نمیشه و اینا صدقه سری بهت کار دادن. تا خارج نشی نمیدونی چه بهت گذشته اینجوری پیش برن همین یه نصفه اسم هم ازشون پیدا نمیشه
من موقع اومدن به شرکت تقریبا سوادم در حد دانشگاهی بود در این شرکت این امکان فراهم شد که بتونم زیر نظر مسئولم با تکنولوژی درخواستی شرکت اشنا بشم و بتونم هم کارهای پشتیبانی انجام بدم و هم کارهای طراحی - احترام متقابل بود -ماموریتها کلیه هزینه ها پرداخت میشد و علاوه براین این امکان فراهم شد که به صورت فول استک کار کنم . علاوه بر برنامه نویسی روی sql هم تونستم مهارت پیدا کنم . بیمه تکمیلی داشت - پرداختها در حداقل 10 -11 ماه ماه سر وقت بود و به اندازه تسکی که انجام میدادم میتونستم دریافتی داشته باشم محدودیتی در پرداخت و یا کار وجود نداره و در صورت بیماری یا بروز مشکل میتونستیم بنا به درخواست خودم در صورت فراهم بودن شرایط دور کاری کنم. شرکت این امکان رو فراهم کرده بود که در صورتی که میخواستیم از دوره ای استفاده کنیم بودجه مصوب داشت و میتونستیم از اونها استفاده کنیم.
به اعتقادم پرداخت حقوق با تأخیرهای طولانی عادی نیست و این شرکت معمولا برای پوشش هزینههای خودش تا ماهها حقوق را به تاخیر میاندازد. گاهی با وجود کار کامل، احساس میکنم قراردادی که امضا میکنم با واقعیت اجرا نمیشود و برای جلوگیری از مشکلات، شرکت از من میخواست مبلغی را که دریافت کردهام بازگردانم. بهطور مداوم انتظار دارند تمامی پروژهها و کارها را بدون احتمال تأخیر انجام دهم و هر اشتباهی هم که باشد، زمینهای برای کاهش حقوق یا اعمال جریمهها فراهم میشود. اگر مشکلی یافت نمیشد، داستانی جدید برای کتمان این مسائل ساخته میشد تا پول از دست رفتنی به نظر برسد. بهطور کلی فضای کاری غیرحرفهای است و احساس میکنم رفتارهای مالی شرکت نامناسب و مخدوش است. اگر به سلامت روانیتان اهمیت میدهید، در اینجا کار یا سرمایهگذاری نکنید و به شرکت اعتماد نکنید.
در محیط کاری شرکت اتاقک احساس تضاد و فضای سرد حاکم بود؛ گروه پشتیبانی وضعیت خوبی نداشتند و مدیری به کار گرفته شده بود که با رفتارهای زیرآبی و حرفهای بیاعتبار برای جلب اعتماد همکاران رسیدن به جایگاهی که دارد. تجربهی من از آنجا چیزی جز کارکردن با ماسک دوختن در دوران کرونا نبود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
روی تاخیر ورود/خروج خیلی حساس هستن. حقوق خوبی داده میشه. اگر با افراد تعامل داشته باشی نکات خوبی یاد میگیری. محیط کاری و جای قدم زدن خوبی داره. بخش اداری کمی خشک برخورد میکنن تیم توسعه اکثرا افراد جوان و خوش برخورد هستن ولی تیم اداری بیشتر از بازنشستهها استفاده میشه دوستانی که برای چند سال در شرکت ماندن خیلی سریع رشد میکنن نکته جذاب برای من تنوع شغلی در حوزه نرمافزار و سخت افزار بودش در ۱-۲ سال اخیر من یادم نمییاد که حقوق را با تاخیر داده باشن برای ارتباط گرفتن برای حوزه های کاری دیگه به نظرم خیلی مناسبه ابزارهای استاندارد توسعه هم به نظرم جالب بود