شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
یکی از دلایلی که من راضی هستم، سه سال گذشته شرکت به موقع حقوق پرداخت کرده و برای مناسبتها ارزاق و هدیه دادند.این شرکت آییننامه رفاهی خوبی داره و پروژه های بسیار خوبی در بازار داره و برای کار کردن یکی از بهترین شرکتهای حوزه امنیت در کشوره
این شرکت ارزش افزوده ای در خدمات و محصولاتش نداره چون واسطه هست برای همین هم گرونه هم تو ارائه خدمات ضعیفه. همین مساله خیلی مهم باعث میشه نتونی بفروشی و تارگت نزنی. در نهایت هم پورسانت نگیری و مدام هم تهدید به اخراج بشی. استرس و فشار روانی افتضاحی که از طرف مدیر عامل و زنش هر روز به کل شرکت وارد میشه فروپاشی روانیه فقط. فک کن ۲ الی ۳ بار در روز میری سیگار میکشی درحد ۲۰ دقیقه ایمیل میزنن تذکر میدن که چرا میری سیگار میکشی و این همه بیرونی جزو شرکتاییه که رشد مالی و شغلی نداری مگه اینکه همشهریشون باشی یا از همشهریاشون تاییدت کنن هواتو داشته باشن
من تجربهای از کار در بهسا دارم که دوست دارم به زبان ساده و صادقانه بازگو کنم. فضای کار آنقدر خستهکننده است که حس میکنم حقیقتا با مجموعهای از دروغها سروکار دارم و مدیران فعلی حاضر به دفع این بیعدالتیها نیستند. تیم منابع انسانی هیچ هماهنگی منظمی ندارد و با وجود حجم تبادل اطلاعات بین سازمانها و افراد، نحوه مدیریت تجربه من بسیار عجیب و جای تعجب دارد. روند استخدام هم مشخص نیست؛ به وعدههای روز مصاحبه عمل نمیشود و پس از جذب نه تنها قراردادی ارائه نمیشود بلکه تعهدات غیرمرتبط و سفتههایی نیز گرفته میشوند که به کارمندان بدهکار میکنند و هیچ مزیت مثبتی از شرکت نصیب نمیشود. بارها درباره مشکلات با تیم HR صحبت کردهام اما فکر میکنم مشکلات از بین رفتهاند چون سودشان برای برخی مشخص است و آنها تمایلی برای رسیدگی ندارند. فردی که مسئول HR است کاملا مسئولیتپذیر نیست و با لحن اهل شوخی روزها را میگذراند؛ برای زمان من ارزش کمی قائل است و برخورد درستی با پرسنل بلد نیست. تجربه کاری ایشان هم قابل مقایسه با یک کارمند حرفهای نیست، و به نظر میرسد در تیم HR تنها از متون حفظشده استفاده میکنند و توان اجرای حتی یک خط از آنها را هم ندارند. اگر در تصمیم برای پیوستن به این شرکت مردد هستید، به ویژه اگر تجربهتان بیش از چهار سال است، خوب است حتما مطالعه کنید. در این شرکت اصول و ضوابط چندان ملاک نیستند و روابط بر پایه رابطهمحوری است؛ در نتیجه جای پیشرفت برای حرفهایها وجود ندارد. در پایان باید گفت فرایند تسویه حساب بسیار دشوار و آزاردهنده است. من بیش از پنج ماه در حال تلاش برای تسویه بودهام و هنوز موفق نشدهام.
وقتی از علوم سبز صحبت میکنم، اول باید بگویم پروژههای خوبی میگیرن اما تیم فنی و برنامهنویسها که طراحی و پیادهسازی رو به عهده دارن، کمترین حقوق و مزایا رو دارن و با استرس زیادی مواجه میشن. مشکلات تولید، عقبافتادگی زمانبندی و فشار از طرف بخش طراحی با بخش فنی درگیر است و پاداشها و مزایا برای سایر بخشها بهتر است. نیروهای انسانی بیشترین حمایت رو دارن اما واقعا گروهی از همتیمیها نیستن که بتونن نقش مفیدی ایفا کنن و بعضیها از اعضای فنی حقوق بالاتری میگیرن بدون اینکه نتیجهی مشخصی ارائه بدن. خدمات شرکت هم به راحتی در رفتوآمد اتاقها دیده میشه؛ نمونهای که میبینی اینه که خدماتی روی صندلی بچههای فنی مینشینن و میخوابن و وقتی فنیها بخواهند موضوعی رو به مدیر ارائه کنن، مدیر مربوطه سریعا میره و به نیرو میگه که فلانی گفته کار رو انجام داده. به نظر من کل مجموعه علوم سبز باید بهبود پیدا کنه. اگر برای کار میخواین فقط وارد بخش منابع انسانی بشین، به هیچ عنوان کاری انجام ندین؛ بیمه میفرسته و ادعاهای بیدلیل میزنن، وام هم فقط برای مدیران و بخش منابع انسانی و خدماته. فنی نه ارتقا میگیره، نه چیز دیگهای. ادعا میکنن که بهترین شرکتاند، اما اکثر همکاران پول ندارن تا موتور ماشینشونو عوض کنن یا حتی برای خرید لاستیک. بعضی از کسانی هم که کارشون پروژههای بیرونیه، با حقوق شرکت نمیتونن بهصرفه زندگی کنن. جلو شرکت انگار مثل جایی مربوط به پیک موتوریهاست؛ همه موتور دارن و مثل پیک حقوق میگیرن، و تنها اسمشون را با عنوان مهندس یا دکتر مینویسن.
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
دوستان عزیز در خصوص این شرکت حتما کامنت سایر همکاران ما را مطالعه کنید و اصلا تصور نکنید ذره ای در ان اغراق شده است و تنها باید این تجربه تلخ را داشته باشید تا بدانید وقتی در مورد این تجربیات یک نفر به قلم می افتد چه رنجی را پشت سر می گذارد. در این شرکت همه چیز بر مبنی سود و منفعت مدیران پیش می رود ، نفرات کارشناس HR که الان به دلیل روابطشان مدیر شده اند که حیف از اسم مدیر برای ایشان (برای خانم خ ) باید از این همه نارضایتی خجالت بکشد و استعفا دهند. در این شرکت مدیران کوته بین و رابطه ای! به وفور دیده می شوند. هر چقدر در این شرکت تلاش کنید با هم دیده نمی شوید و تنها با روابط خاص!! می توانید به نتیجه برسید که البته همه ی افراد زیر بار این جور اقدامات نمی روند.. از آقای ن.. که مدیری دارد که با روابط پنهانی و خاص قدیمی ایشان را نگه داشته و همچنان نیز اعتقاد داشت باید مدیرش باشد که البته همه از روابط با خ ا... اطلاع داشتند فقط به روی خود نمی اوردند. اما در مورد بخش وزین HR، که اندازه ی کتاب ها می توان صحبت کرد ... این بخش با حضور با ارزش خانم خ اداره می شود البته اداره برای خودشان برای برنامه های صبحانه های تیمی؛ نهار های تیمی؛ قهوه هایی که وقت و بی وقت در حال صرف شدن هست و می توان گفت این تیم هیچ وقتی برای اعضای سازمان ندارند و تنها منافع و امنیت و ارامش خودشان مهم است. این تیم تقریبا هیچ نقشی در سازمان و بهبود وضعیت پرسنل در مدت حضور بنده نداشتند و فقط خود را پروتکت می کردن. لطفا لطفا قبل از حضور حتما بررس های لازم را داشته باشید و بنده به عنوان یک دوست که زمانی را در این شرکت تلف کردم اصلا این شرکت را توصیه نمی کنم.
رایانکار برای من تجربه کوتاه مدتی بود که ارزش یادگیری داشت اما ماندن در آنجا بهصرفه نبود. این دیدگاه تنها از من نیست؛ در مدت کمتر از دو سالی که آنجا بودم، بیش از سی نفر به شرکت پیوستند و پس از مدتی شرکت را ترک کردند و خروج چنین تعدادی از نیرو در چنین اندازهای کار عادی نیست و نشان از نقصی در ساختار شرکت دارد. امکان دورکاری وجود دارد و حقوق نسبتا خوب و بهموقعی پرداخت میشود و اکثریت همکاران افراد بااخلاق و محترمی هستند. تنها مسئله، که کوچک هم نیست، تصمیمات نادرست مدیریت و اشتیاق بیش از حد مدیران به کنترل همه حوزههاست. حضور مدیر در هر سطحی از شرکت دیده میشود؛ از نهایی کردن یک ویام برای حسابداری گرفته تا نحوه کابلکشی یک دستگاه یا طراحی UI و کدهای دیتابیس تا امور منابع انسانی؛ کوچکترین کار هم باید با تأیید ایشان انجام شود، بههمین دلیل کارها جلو نمیرود و همه کارکنان در مسیر خودشان میچرخند چون هر چیزی باید با نظر مدیریت تطبیق یابد. مشکلاتی که در بدو ورود با آن روبهرو شدم، در زمان خروج هم همچنان با دهها مشکل جدید همراه بود، چون مدیر پی در پی به جزئیات و نیازمندیهای بیشتری بر یک مسئله ساده اضافه میکرد که ارتباطی با اهداف شرکت و پروژههایش نداشت.
در محیط کاری من با مدیریتی بیسواد و بیمسئولیت روبهرو شدم که ساختار IT را به صورت نامنظم اداره میکرد. واقعا تجربه عجیبی بود و فقط شعارهای بیمحتوا از طرف آنها شنیدم. حقوق و دستمزد هم پایین بود و در کنار آن انتظارات غیرمنطقی و زیاد از من داشتند.
من حدود سه هفته پیش مصاحبه فنی داشتم، دو تا اقا و یک خانم، مصاحبه فنی با این شرکت واقعا تجربه خوبی بود. تیم خیلی خوشبرخورد و حرفهای بودن، من سابقه کاریم بالای ۸ سال هست سوالهایی که پرسیدن هم خیلی منطقی و مرتبط با موقعیت شغلی بود. بیشتر روی حل مسئله و اینکه چطوری فکر میکنی تمرکز داشتن، نه اینکه فقط یه سری چیز حفظی بپرسن. کل فضای مصاحبه هم صمیمی بود و استرسی نداشتم. در کل حس خوبی از این مصاحبه گرفتم و فکر میکنم واسه کسایی که دنبال چالشهای فنی هستن، جای خوبی باشه البته به دلیل مسائل شخصی نتونستم باهاشون به توافق برسم ولی با مصاحبه کننده ها در شبکه های اجتماعی در ارتباطم
برای من کندا ایده محیطی بوده که مدیرانش همیشه در دسترساند و این موضوع از روز اول برایم جذاب بود. من تجربههای زیادی داشتم و خیلی جاها برای رسیدن به مدیرعامل باید کلی دردسر به جان میخریدی، اما اینجا این نزدیکی رویکردی عادی نبود؛ مدیران به راحتی با من در ارتباط بودند و این صراحتی که در کار وجود دارد، هیچ وقت به بطالت یا بازیکاری منجر نمیشود. با وجود این که جوان بودن تیم کمی ممکن است مشکلاتی به همراه بیاورد، اما واقعا این ارتباط مستقیم و شفاف به خوبی عمل میکند و هیچ نشانی از بیحالی و بینظمی در کار نیست. شرکت محیطی آرام و گرم دارد و وقتی وارد میشوی ممکن است از فضای ساکت و تمرکز بالای همکاران کمی تعجب کنی، چون همه مشغول کار خود هستند. این سکوت گاهی نقطه ضعفی به چشم میآید اما به شخص بستگی دارد و من خودم راضی بودم. سطح دانش تیم بالا است و همگی تجربه و آگاهی لازم برای صحبتهای تخصصی را دارند. حقوق به موقع پرداخت میشود و مسئلهای از بابت بیمه و مالیات نیست؛ این موارد هم همانند حقوق مشخص و شفاف اعلام میشوند و ارزشمندند. برای تسویهحساب هم با احترام و بهنحو مناسب انجام میشود؛ تنها نکته این است که پرداخت دو روز دیرتر از زمان اعلامی انجام شد.
شرکت کاوش پردازان برسا را تجربه کردم و به شدت بینظم بودن روندها را احساس کردم. قائممقام به شکل یکپارچه تمام مصاحبههای منابع انسانی، اداری، فنی و تخصصی را در یک جلسه کمتر از یک ساعت انجام میداد که این مسئله برای من نشان میداد جلسهای تخصصی برای ارزیابی نیرو وجود ندارد و کمتر از آن انتظار میرفت. بعد از شروع کار، از من امضای متعددی خواسته شد که به نظر نمیرسید بر پایهی روال مدیریتی درستی باشد. برای آغاز کار باید طب کار انجام میدادم که از منظر IT جزو اصول حرفهای محسوب نمیشد و مشخص شد سازمان بیشتر به عنوان یک مجموعه خدماتی عمل میکند. در شرکت همواره با دوربینها شنود میشدیم و حریم خصوصی معنی مشخصی نداشت. ورود و خروج فقط از طریق درب واحد و با اثر انگشت امکانپذیر بود و ترددها به صورت شدید کنترل میشد و اگر بیش از دو بار خروج در روز ثبت میشد، حقوق کسر میشد. برای استراحت یا سیگار کشیدن زمانی در اختیار نبود که برای کارکنان تخصصی لازم و ضروری به نظر میرسید و نبود این فرصت گاهی آزاردهنده بود. بر اساس گفتههای شرکت، گواهینامهای ایزو مد نظر بود، اما فرایندهای سازمان مطابق استانداردهای ایزو سری ۹۰۰۰ یا بالاتر نبود و صرفا نامی بر روی سازمان بود. مدت زمان اجرای آزمایشی بیش از یک ماه بود که برای نیروی تخصصی قابل توجهی آزاردهنده است؛ حتی پس از سه ماه هم این مدت از سوی شرکت تمدید میشد به دلیل فشار مالی شدید که شرکت با آن مواجه بود، تا حدی که در خرید ملزومات سازمان هم قصور وجود داشت. شرکت فاقد آزمایشگاه برای تست و آمادهسازی بود و آموزش فقط به شکل فردی انجام میشد و نقش سازمان در این فرآیند کم بود. این مشکل به اندازهای بزرگ بود که قرار بود کلاس آموزشی برای یک سازمان دولتی برگزار شود اما ابزار لازم برای آموزش وجود نداشت و از ابزار شخصی برای برگزاری کلاس استفاده شد. لپتاپهای موجود پاسخگوی کار سازمان نبودند. شبکه شرکت فرسوده و قدیمی بود و ارتقا شبکه اهمیتی نداشت زیرا ادمین از راه دور کار میکرد که به دلیل حقوق ناکافی بود. Helpdesk حضوری وجود نداشت و اکثر کارکنان قدیمی به دلیل ساختارهای ناکارآمد از شرکت جدا شده بودند. فردی با خودشیفتگی بهعنوان قائممقام مدیرعامل در رأس بود و فاقد درک از سازمان بود؛ همچنین مدیر فروش بدون تخصص بود و در طول حضور من فقط قرارداد تازهای امضا شد و حدود ده فقره فروش ثبت شد که کارنامه مناسبی نبود؛ روزی تقریبا بیست مناقصه برای بررسی فنی به دست من میرسید، اما شرکت قادر نبود ضمانت بانکی لازم را برای مناقصهها تامین کند و با شکست مواجه شد. در زمینه تامین قطعات، بدون توجه به PartNumber موردنیاز مشتری، اقدام به فروش میشد و بسیاری از درخواستهای مشتریان فعلی به دلیل عدم توانایی تامین قطعه رد میگردید که این نسبت به حدود هشتاد درصد درخواستها میرسید. در زمینه مرخصیها، همکاری لازم از سوی سازمان وجود نداشت. با این روند، به نظر من آیندهی این شرکت روشن نیست و اگر روال کاری تغییر نکند، مسیر نابودی را طی خواهد کرد.
تو این بخش دهنت سرویسه هر کالا یک آیتمه و باید تو ۳۳۰ آیتم در هر ساعت بزنی! وقت نمیکنی آبم بخوری، در کل دیجیکالا فقط برای پاره وقتا خوبه وگرنه جای باحالی نیست مخصوصا Sort
من در مکو کار میکردم و تجربهام رو چنین روایت میکنم که پنج سال پیش در کرج بودم و با حقوق کم روبهرو بودم؛ در واقع هر چیزی که میگرفتم فقط برای خرج زندگی بود و مزد پایین بود. با این حال بیمهی تکمیلی نسبتا خوب بود. محیط کار خیلی آلوده بود، هم پارتیبازی وجود داشت و هم رفتارهای جنسیتی به شدت دیده میشد. پنج سال قبل، حراست شش نفر را که همهشان متأهل بودند اما روابط نامتعارفی داشتند، شناسایی و اخراج کرد. از نظر شرایط زنان، احساس میکردم که لزومی به کار کردن نیست و بهقول برخی وظایف یکسانی داده میشد، اما حقوق پایه و کارانه بهطور دقیق مشخص نبود. کارانهها هم بسته به نظر مدیر بود.
- محیط به شدت سمی (از هر نظر). - برخی رئسای گروه و مدیران عقده ای. - در این شرکت با افرادی کار خواهید کرد که شارلاتان علمی هستند(معنی شارلاتان را جستجو کنید). - برخی از زن ها از موقعیت زن بودن خود سوءاستفاده و برای گرفتن امتیاز از "رئیس گروه" مرد یا مدیر مرد استفاده می کنند. - اگر با این زن ها به هر دلیلی به مشکل بخورید ، با تهمتهای جنسی مواجه خواهید شد(مثلا فلان آقا به من نظر داره). - حراست با اینگونه زنان برخورد نمی کند(توی این شرکت حراست برای مردها است). - اگر تازه وارد باشید بیشتر افراد به شما آموزش نمی دهند یا اطلاعات اشتباه می دهند(آنبوردینگ یک جک است). - برخی افراد قدیمی در این شرکت - زن و مرد هم ندارد - قلدری و گردن کلفتی می کنند(رسما لات مخفی هستند). - زد و بند و پارتی بازی بی داد می کند.
از همکاری با این شرکت خیلی راضی بودم؛ جو کاری در آن ساده و صمیمی است و رفتار مدیران با منطق و احترام همراه است. فضای کار برای خانمها در اینجا امن و سالم است و همکارها باهوش و روحالاند. روحیه تعاون و یادگیری در مجموعه کاملا به مدیران برمیگردد و از آنها سرچشمه میگیرد. حقوق منظم و بالاتر از حد انتظار نیست، اما به موقع پرداخت میشود و برخلاف برخی جاها از کلاهبرداری سر بچهها خبری نیست. به دلیل مهاجرت از شرکت جدا شدم و اگر هدف مهاجرت نبود، قطعا به همکاریم ادامه میدادم. اگر تازهکار باشید، بیشک روحیه تیمیشان در شکلدهی به شخصیت حرفهای شما نقش مهمی خواهد داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.