دوست دارم بدون تعارف بگن توی این شرکت خیلی سختگیر بودن، مخصوصاً با گوشی و تماسهامون دقیقاً برخورد میکردن. وقتی اسم آتیسان میآمد، فضای شرکت و بوی پیازِ نهار مدیریت محترم توی ذهنم متبادر میشد و این جو را میساخت. اینکه همکاران هماهنگی با مدیریت انجام میدادند تا «حمایت و قدردانی» نسبت به کارها دیده شود، چندان عمیق نبود و گاهی به نظر میرسید که بعضی ارتباطات داخلی به سختی پیش میرود. همچنین شنیدم در برخی پروژهها لانچ شدهاند و سوالاتی درباره وضعیت پروژههای آتی مطرح میشد. با وجود اینها، تجربهام از کار در محیط آتیسان را نمیتوان صرفاً به یک جنبه منفی تقلیل داد، زیرا گاهی نکاتی هم از همکاریهای پرتنش وجود داشت که پیامدهای مثبتی در بهبود روند کاری داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این شرکت علاوه بر دریافت کارمزد به ازاری هر تراکنش وجه رو تا چند روز نگه میداره پیش خودش و به حساب پذیرنده واریز نمیکنه. حالا فرض کنید پول هزاران نفر به این شکل در حساب شرکت میخوابه و ازش سود میبرن و مردم رو علاف میزران. پشتیبانی هم خیلی بی ادبانه و غیر حرفه ای برخود میکنه.
جو افتضاح و بشدت خاله زنک بازی، بدون نظارت، حقوق پایین توصیه میکنم گول اسمش رو نخورید اضافه کاری میکنید ولی انقدر بی در و پیکره حتی لحاظ نمیکنن چون واحد منابع انسانی نداره خروجش بشدت بالاست و ادما یه ماه میان جو و وضعیت و میبینن فرار میکنن قبلا وضعیت منابع انسانیش بهتر بود جدیدا یه خانمی که نام نمیبرم اضافه شده تو منابع انسانی و همین یدونه هستش و بشدت این ادم مزخرفه و فقط دنبال خاله زنک بازیه نه کار کردن
این تجربه به من آموخت که کار در محیطی با همافزایی کم و نبود پاسخگویی میتواند پایان هر پروژهای باشد، هرچند نسبت به آن فرصتهای یادگیری هم کمبود ندارد. در طول همکاری با مدیران مختلف، با فضاى فنی و سطح اعتماد بالا روبهرو شدم و اشتیاق در تیم حرف اول را میزد. با این حال پرداخت منظم حقوق یکی از مشکلات عمده بود که به طور مداوم وجود نداشت و این مسئله کار را دشوار میکرد. مدیریت کلان شرکت، علیرغم هوش و حسن نیت، گرفتار ضعفهایی در فرآیندهای داخلی و تعامل با تیمهای خارج از سازمان بود. تفرق در رهبری، ضعف در اجرای تصمیمها و تقسیم وظایف، به این نتیجه رسید که کارها بهطور مداوم توسط تنها دو یا سه نفر انجام میشد و این امر باعث میشد مشکلات بهطور مکرر باقی بماند. منابع انسانی بهطور کامل وجود نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگو نبودند. کارآفرینانی تحصیلکرده و با استعداد دیدم که به دلیل این چالشها از دست میرفتند و پروژههایی که به خاطر نبود مدیریتی مناسب به شکست میانجامیدند، به عقب میافتادند. در نهایت همکاری با این شرکت پایان یافت، اما تجربهها و درسهایی که گرفتم، ارزشمند بودند.
وقتی به پایان خط رسیدم، دلم پر از یادگاریهای مختلف است از کار با گروههای مدیریتی گوناگون. جو فنی و اعتماد و انگیزه در کار حرف اول را میزد، اما پرداختها بهموقع نبود و این مشکل زیادی را مشکل کرد. مدیریت کلان شرکت با وجود نبوغ و خوشقلبی، در اداره داخلی و ارتباط با بخشهای خارجی اشکالاتی داشت. چنددستیگی در عرصه مدیریتی و عدم تسلط برخی مدیران به اجرای دقیق امور باعث میشد مشکلات همیشه باقی بمانند و کارها بهدرستی پیش نرود. منابع انسانی به طور کامل حضور نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگوی نیازها نبودند. با وجود تمام این چالشها، تجربههای زیادی دیدم و نخبههایی را دیدم که به دلیل این مشکلات از دست رفتند و پروژههایی که به دلیل سوءمدیریت ریزش داشتند، به مشکل میخوردند. در نهایت همکاری با این شرکت برای من به پایان رسید، اما خاطرات و درسهای گرانبهایی از این مسیر باقی ماند.
ضمن سلام به همه کابران سایت در شرکت نماهنگ به مدت 6 ماه کار می کردم..... مدیریت خوبی داشت...... بیمه هم داشت ...... فقط بی نظمی اذیت می کرد.....
سلام، شرکت افرا رسا به شدت از سیستم مدیریت فاسد و ناکارمده، هیچگونه رسمیتی ندارن و قبیله ای اداره میشه، گروه گروه با هم متحد میشن با مدیریت تاتصمیم خودشون رو به کرسی بنشونن. چند ساله که داره کار میکنه و پهنای باند بیشتر میشه ولی مدیریت و تیمش فقط میکنن توی ضرر هستیم. تیم پشتیبانی هم وابسته به شخص اداره میشه و اگر هر تصمیمی بگیره ولو اشتباه دیگه تغییر نمیکنه.
اتلاف وقت کامل. به برنامه نویس با بیشتر از 15 سال سابقه یک قرارداد سه ماهه پیشنهاد میکنند. توهم کامل . از من پرسیدن که در مقابل سایرین چرا باید شما رو انتخاب کنیم و من گفتم کدوم سایرین من که سایرین رو نمیبینم.
من اونجا کار کردم، انقدر زدن تو سرم که نمیتونی و در توانت نیست و بلد نیستی که حد نداره علاوه بر اون گیر دادن که باید رو سیستم لینوکس نصب کنن نصبم شد اما ۳۰ ملسون لب تابم کلا ترکید و سوخت میگفتن مشکل پیش نمیاد گردن گیرشونم که کلا مشکل داره پ ادمای پر ادعایی هستن که ما بلدیم و بلدیم یعنی واقعا هیچی بارشون نیست دوتا اسگلن که قصدشون کلا تیغیدن این و اونع همین
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
حدود دوازده سال پیش از فارغالتحصیلی با آتیسان آشنا شدم و از طریق یک آگهی استخدام وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه کاری و دانش عملی، مدیران شرکت، بهخصوص مهندس شعبانی، من را برای کارآموزی پذیرفتند و شرطشان این بود که حداقل سه سال با آنها همکاری کنم. من هم با حمایت پدرم و با مشورت با ایشان قبول کردم و وارد شرکت شدم. دو سال ابتدایی، که جنبهی آموزشی داشت، به لحاظ کاری شرایط سخت و از نظر مالی محدود بود، اما از سال سوم به بعد وضعیت بهتری پیدا شد و تجربههای مفیدی کسب کردم. با دقت و سختگیری مدیریت، هر روز به تجربههایم افزوده شد و از نظر فنی و مهندسی نرمافزار رشد قابل توجهی داشتم؛ همچنین در حوزهی بانکداری دانشم بسیار پیشرفته شد. پس از هفت سال همکاری، یکی از بانکهای طرف قرارداد شرکت پیشنهاد همکاری داد و من طبق تعهد اخلاقی موضوع را با مهندس شعبانی در میان گذاشتم. ایشان با توجه به وضعیت مالی مناسب پیشنهاد، موافقت کردند که از شرکت جدا شده و در بانک مشغول به کار شوم. نکتهی جالب این است که ایشان با مذاکراتی که با مدیران بانک داشتند، شرایط استخدام من را با مزایای مالی بهتری تنظیم کردند. در طول هفت سال که در آتیسان بودم، به شدت برای شرکت تلاش کردم و رابطهی خوبی با مدیریت و تیم داشتم. به نظر من آتیسان برای افرادی مناسب است که علاقهمند به حضور حرفهای در دنیای مهندسی نرمافزار، کسب تجربههای تخصصی و کار با بانکهای اطلاعاتی هستند. اگر با دقت و اشتیاق کارها را پیگیری کنی، مدیریت شرکت از تو حمایت فنی و تجربی زیادی خواهد داشت و به سرعت پیشرفت میکنی. اما اگر دقت کافی به کار نداشته باشی و علاقهای به کار نشان ندهی، ممکن است با مشکلاتی در همکاری با مدیریت مواجه شوی؛ در دوران من نیز مشاهده کردهام که برخی همکاران به دلایلی کارشان را ادامه ندادند. از سوی دیگر، برخی تازهواردها وجود دارند که با وجود توانمندی کم در ابتدا، با گذر زمان پیشرفتهای خوبی داشتهاند و اکنون جذب شرکتها و سازمانهای بزرگ شدهاند و وضعیت مالی مناسبی پیدا کردهاند. نکتهی پایانی این است که محیط کار در آتیسان دوستانه و حرفهای و با آزادیهای نسبتاً مطلوبی همراه است؛ این حس بعد از تجربه کار در بانکها بیشتر به چشم میآید، چون برخی محدودیتهای اداری و حفاظتی آنجا وجود دارد. این موضوع برای همکاران خانم بهطور مشخصتر محسوس است. هنوز هم دنبال جامعهی کاربری شرکتم و متوجه میشوم که مدیریت بیشتر ترجیح میدهد نیروهای با سابقه را حفظ کند تا نیروهای تازهکار را جذب کند؛ این برای افرادی جوان و جویای تجربه چندان دلنشین نیست. امیدوارم شرکت همچنان فضای رشد و پیشرفت را برای نیروهای جوان فراهم کند و در عین حال از نیروهای با تجربه نیز قدردانی کند. با وجود حضور ثابت در بانکهای بزرگ کشور، آتیسان ظرفیت گسترش به حدود پنجاه تا صد نفر را دارد، اما هنوز به نظر میرسد هیئت مدیره انگیزهای برای توسعهی حوزهی کاری و سرمایه انسانی ندارد. این کمبود، از نقاط ضعف شرکت محسوب میشود.
مسئول دفتر مدیرعامل شخصی بسیار دورو هست با دوستاش تو بخشهای مختلف شرکت حواشی برای افراد درست میکنه و همینطور اطلاعات محرمانه دفتر مدیریت رو تو اداره ها پخش میکنه. تمامی نامه هایی که به دفتر مدیریت میرسه بررسی میکنه، حتا بعضی نامه ها که اطلاعات شخصی افراد شرکت هست رو باز میکنه و دیتارو تو کل شرکت پخش میکنه حقوق و مزایای افراد، اطلاعات مربوط به مشخصات افراد مثل آدرس محل سکونت، مشخصات همسر، تعداد فرزند و ... که از طریق نامه ها و همینطور سامانه منابع انسانی توسط این افراد پخش میشه
سلام تو این شرکت از پایینترین رده تا بالاترین رده افرادی هستند که تا میتونن از شرایط موجود سواسفاده میکنند. اعضای محترم هیئت مدیره که نه تنها هیچ کاری برای پرسنل نمیکنند بلکه تا تونستن بدی کردند و حق افراد رو خوردند. عضو فنی هیئت مدیره که با جاسوس هایی که تو ادارات دارد و از اطلاعاتی که از اونها میگیرند بر علیه پرسنل استفاده میکند. مدیر سابق منابع انسانی که تا تونست برای پرسنل خودش سمت و حقوق بالا گرفت و مدیر فعلی منابع انسانی که بعد از رسیدن به سمت ریاست هیچ کاری برای پرسنل شرکت نکرد. عضو دیگر هیئت مدیره که با گماشتن آشنایان خود در برخی سمتها از منابع مالی شرکت استفاده میکند. این شرکت فقط به افرادی بها می دهد که کار نمیکنند و در پی حاشیه هستند.
من برای موقعیت شغلی دواپس در ساختمان بورس اوراق بهادار تهران اگهی فرستادم (واقع در سعادت آباد) جلسه با یک نفر شروع شد با عنوان شغلی مدیر تیم عملیات و توسعه (خیلی شدید همه چیز رو فارسی میگفتن)هر ۱۰ -۱۵ دقیقه یه بار یکی به جلسه اضافه میشد و من از اول باید توضیح میدادم چی بلدم و چیکار کردم (نفرات مختلف شامل :مدیر تیم توسعه / مدیر تیم عملیات / کارشناس تیم عملیات) سوال ها هم فقط در حد اینکه بلدی یا کار کردی بود نه بیشتر در اخر جلسه هم نمونه سوال دادن برای جلسه دوم. به اصرار و تماس های مکرر تیم مجبور شدم به جلسه دوم برم (متشکل از کلیه مدیرات سازمان با عنوان تیم استخدام کننده که در ماه ۱ بار دور هم جمع میشن ) و مهم نیست سمت شغلی شما چی از زیرساخت تا شبکه و کابل کشی و تعمیرات پرینتر همه رو میپرسن اخر سر هم دست به سر میکنن شما برای یه کاری و حواستون نیست تایید یا عدم تایید شمارو از تیم میپرسن . در اخر اطلاع دادن مزایا بسیار زیاده . رنج حقوقی بالا . ساعت کاری زیاد نیست ولی از لحاظ محیطی بسیار بد و تکنولوژی ها متفاوت و قدیمی هستش (به طور مثال هنوز از ورژن کنترول tfs استفاده میکنن
اول یک مصاحبه اچ ار برگزار شد و بعد یک جلسه فنی ، سطح و نوع سوالات فنی بد نبود ولی نتیجه مصاحبه اعلام نشد ، بعد از یک ماه در خصوص نتیجه تماس گرفتم ، گفتند اعلام میکنیم ولی بازم اعلام نکردند. وقتی مجددا پیگیر شدم ، گفتن فعلا جذب نداریم مگه کارجو مسخره شماست بعد یک ماه و کلی فرایند اینو میگید
دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
اگر دارید در مورد کار کردن تو این شرکت فکر و تحقیق میکنید حتما بخونید. تو مصاحبه ها تا حد کمی مشخصه که دنبال برده میگردن و میخوان خیلی سربه زیر باشی. هرچی هم در مورد ارتقای شفلی و امکان پیشرفت میگن بدونید دروغ محضه. فرض کنید مصاحبه هارو قبول شدید. کاراموز های برنامه نویسی میرن بخش آموزش: ۱. مدیر بخش آموزش و معلمهاشون دوست و رفیق اند. خاله زنک. پیش داوری زیاد. ۲. به قول خودشون میخوان سطح کاراموز رو بسنجن ولی کسایی رو که خوششون نمیاد یا حس کنن امکان شکوفا شدنشون هست تو آزمونهای قرون وسطی ایشون رد میکنن. ۳. معلم ها از بس یه سری سوال ها و جزوه چند صفحه ای خودشون رو چندین سال مرور کردن فکر میکنن حالا که همونا رو از حفظ میتونن توضیح بدن و چشم بسته جواب بدن ، خیلی بلدکار و متخصص اند. ولی بدونید که مثلا خارج از اون جزوه sql یه کوئری از یه دیتابیس فرضی دیگه بپرسید نمیتونه جواب بده. ۴.آموزش ناقصه، جزوه اطلاعات کافی نداره، نکته های مهم در مورد دیتا بیس یا فریموورکشون ذکر نمیشه. سوال ها دقیقا همون نکته هارو میخوان و چون تو ذهن خودشون وجود داره توقع دارن تو هم بدونی. ۵. مدیر آموزش و معلم هاشون دائما سعی میکنن با خوش رفتاری ظاهر رو حفظ کنن ولی به طور مشخصی از بالا بهت نگاه میکنن و بهت استرس میدن. مهم نیست عملکردتون چجوری باشه. ادم دقیق و مسئولیت پذیری باشید یا نه. دلبخواهی براتون تصمیم میگیرن. ۶. امکان پیشرفت زیر نیم درصد. فریموورک قدیمی و افتضاح. باعث میشه شما درجا بزنید. اگه دنبال یادگیری نیستید میتونید اونجا به مشغول کپی پیست و یادگیری اشتباه و غیر حرفه ای باشید و اسم خودتون رو بذارید برنامه نویس. ۷. از بدو ورود در مورد این شنیدم که بسیاری از نیروهای برنامه نویس به طور مداوم دارن سعی میکنن از شرکت خارج شن. به طوری که فقط مدیرای نالایقشون موندن و تعدادی که به زور سفته نگهشون داشتن. من اشتباهم این بود که اهمیت ندادم ولی این واقعا یه نشونه بزرگ بود برای سنجش شرکت. ۸. بعد از مدتی که تو آموزش بودم خانم مدیر آموزش به طور بیشرمانه ای گفت ما داریم هزینه میکنیم برای آموزش و تو نیروی کاری خوبی نیستی اگه بری جلوتر و تو تیم کار کنی اونجا گیر میکنی. (الان که فکر میکنم قطعا همینطور میبود لابد پیش بینی کرده بود من آدمی نیستم که با شرایط کند یادگیریم تاب بیارم و شاکی نشم) ایشون گفت اگه بری تیم پشتیبانی خیلی خوب با دیتابیس شرکت آشنا میشی و حرفه ای میشی بعد میتونی بیای تو تیم دولوپرها. که یهو گفت باید حداقل دویال تو پشتیبانی باشه!!!!!! دوسال از عمرم رو بذارم برای تلفن جواب دادن! منی که با افتخار دانشگاه دولتی تهران درس خوندم! از خدا ممنونم که اون لحظه شک به دلم نیافتاد برای خارج شدن از اون شرکت. از این گفت و گو ۱۰ ماه گذشته و من تو این مدت در شرکت دیگه ای زیر نظر یه انسان متخصص زبان دیگه ای رو شروع کردم و از نقطه صفر رسیدم به جایی که هم با فریموورک هم پیور چند تا اپ دولوپ کردم و دیپلوی و دواپس و CICD اصولی یاد گرفتم و بعد از استخدامم از حقوق ناچیز فناوران هم کلی بیشتر عایدم شد. و منی که تو این شرایط اموزش دیدم و پیشرفت کردم، قطعا وفادار خواهم موند. و شرکت نیاز نداره با گرو کشی منو به زور نگه داره. پسسسس هرجا برید خودتونو محک بزنید ولی فناوران نرید و نمونید. بزرگترین نشونه: برنامه نویس هاشون دائما شرکت رو طرد میکنند. به تجربه همشون اعتماد کنید.
بسیار محیط ارومی داره، مدیران و نیروها تعامل خیلی خوبی با هم دارن، طرز رفتار مدیریت با افراد به قدری خوب هست که حس میکنین دارین برای خودتون کار میکنین، به شخصه با جون و دل کار میکردم و پیشفرت شرکت برام خیلی مهم بود
این شرکت به معنای واقعی کلمه زندان گوانتانامو هست. اصلا و ابدا حتی برای نوآموزها توصیه نمیکنم وارد این شرکت بشن. مدیرعامل بسیار متوهم و گروگیر.
دوست دارم بدون تعارف بگن توی این شرکت خیلی سختگیر بودن، مخصوصاً با گوشی و تماسهامون دقیقاً برخورد میکردن. وقتی اسم آتیسان میآمد، فضای شرکت و بوی پیازِ نهار مدیریت محترم توی ذهنم متبادر میشد و این جو را میساخت. اینکه همکاران هماهنگی با مدیریت انجام میدادند تا «حمایت و قدردانی» نسبت به کارها دیده شود، چندان عمیق نبود و گاهی به نظر میرسید که بعضی ارتباطات داخلی به سختی پیش میرود. همچنین شنیدم در برخی پروژهها لانچ شدهاند و سوالاتی درباره وضعیت پروژههای آتی مطرح میشد. با وجود اینها، تجربهام از کار در محیط آتیسان را نمیتوان صرفاً به یک جنبه منفی تقلیل داد، زیرا گاهی نکاتی هم از همکاریهای پرتنش وجود داشت که پیامدهای مثبتی در بهبود روند کاری داشت.
این شرکت علاوه بر دریافت کارمزد به ازاری هر تراکنش وجه رو تا چند روز نگه میداره پیش خودش و به حساب پذیرنده واریز نمیکنه. حالا فرض کنید پول هزاران نفر به این شکل در حساب شرکت میخوابه و ازش سود میبرن و مردم رو علاف میزران. پشتیبانی هم خیلی بی ادبانه و غیر حرفه ای برخود میکنه.
جو افتضاح و بشدت خاله زنک بازی، بدون نظارت، حقوق پایین توصیه میکنم گول اسمش رو نخورید اضافه کاری میکنید ولی انقدر بی در و پیکره حتی لحاظ نمیکنن چون واحد منابع انسانی نداره خروجش بشدت بالاست و ادما یه ماه میان جو و وضعیت و میبینن فرار میکنن قبلا وضعیت منابع انسانیش بهتر بود جدیدا یه خانمی که نام نمیبرم اضافه شده تو منابع انسانی و همین یدونه هستش و بشدت این ادم مزخرفه و فقط دنبال خاله زنک بازیه نه کار کردن
این تجربه به من آموخت که کار در محیطی با همافزایی کم و نبود پاسخگویی میتواند پایان هر پروژهای باشد، هرچند نسبت به آن فرصتهای یادگیری هم کمبود ندارد. در طول همکاری با مدیران مختلف، با فضاى فنی و سطح اعتماد بالا روبهرو شدم و اشتیاق در تیم حرف اول را میزد. با این حال پرداخت منظم حقوق یکی از مشکلات عمده بود که به طور مداوم وجود نداشت و این مسئله کار را دشوار میکرد. مدیریت کلان شرکت، علیرغم هوش و حسن نیت، گرفتار ضعفهایی در فرآیندهای داخلی و تعامل با تیمهای خارج از سازمان بود. تفرق در رهبری، ضعف در اجرای تصمیمها و تقسیم وظایف، به این نتیجه رسید که کارها بهطور مداوم توسط تنها دو یا سه نفر انجام میشد و این امر باعث میشد مشکلات بهطور مکرر باقی بماند. منابع انسانی بهطور کامل وجود نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگو نبودند. کارآفرینانی تحصیلکرده و با استعداد دیدم که به دلیل این چالشها از دست میرفتند و پروژههایی که به خاطر نبود مدیریتی مناسب به شکست میانجامیدند، به عقب میافتادند. در نهایت همکاری با این شرکت پایان یافت، اما تجربهها و درسهایی که گرفتم، ارزشمند بودند.
وقتی به پایان خط رسیدم، دلم پر از یادگاریهای مختلف است از کار با گروههای مدیریتی گوناگون. جو فنی و اعتماد و انگیزه در کار حرف اول را میزد، اما پرداختها بهموقع نبود و این مشکل زیادی را مشکل کرد. مدیریت کلان شرکت با وجود نبوغ و خوشقلبی، در اداره داخلی و ارتباط با بخشهای خارجی اشکالاتی داشت. چنددستیگی در عرصه مدیریتی و عدم تسلط برخی مدیران به اجرای دقیق امور باعث میشد مشکلات همیشه باقی بمانند و کارها بهدرستی پیش نرود. منابع انسانی به طور کامل حضور نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگوی نیازها نبودند. با وجود تمام این چالشها، تجربههای زیادی دیدم و نخبههایی را دیدم که به دلیل این مشکلات از دست رفتند و پروژههایی که به دلیل سوءمدیریت ریزش داشتند، به مشکل میخوردند. در نهایت همکاری با این شرکت برای من به پایان رسید، اما خاطرات و درسهای گرانبهایی از این مسیر باقی ماند.
ضمن سلام به همه کابران سایت در شرکت نماهنگ به مدت 6 ماه کار می کردم..... مدیریت خوبی داشت...... بیمه هم داشت ...... فقط بی نظمی اذیت می کرد.....
سلام، شرکت افرا رسا به شدت از سیستم مدیریت فاسد و ناکارمده، هیچگونه رسمیتی ندارن و قبیله ای اداره میشه، گروه گروه با هم متحد میشن با مدیریت تاتصمیم خودشون رو به کرسی بنشونن. چند ساله که داره کار میکنه و پهنای باند بیشتر میشه ولی مدیریت و تیمش فقط میکنن توی ضرر هستیم. تیم پشتیبانی هم وابسته به شخص اداره میشه و اگر هر تصمیمی بگیره ولو اشتباه دیگه تغییر نمیکنه.
اتلاف وقت کامل. به برنامه نویس با بیشتر از 15 سال سابقه یک قرارداد سه ماهه پیشنهاد میکنند. توهم کامل . از من پرسیدن که در مقابل سایرین چرا باید شما رو انتخاب کنیم و من گفتم کدوم سایرین من که سایرین رو نمیبینم.
من اونجا کار کردم، انقدر زدن تو سرم که نمیتونی و در توانت نیست و بلد نیستی که حد نداره علاوه بر اون گیر دادن که باید رو سیستم لینوکس نصب کنن نصبم شد اما ۳۰ ملسون لب تابم کلا ترکید و سوخت میگفتن مشکل پیش نمیاد گردن گیرشونم که کلا مشکل داره پ ادمای پر ادعایی هستن که ما بلدیم و بلدیم یعنی واقعا هیچی بارشون نیست دوتا اسگلن که قصدشون کلا تیغیدن این و اونع همین
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
حدود دوازده سال پیش از فارغالتحصیلی با آتیسان آشنا شدم و از طریق یک آگهی استخدام وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه کاری و دانش عملی، مدیران شرکت، بهخصوص مهندس شعبانی، من را برای کارآموزی پذیرفتند و شرطشان این بود که حداقل سه سال با آنها همکاری کنم. من هم با حمایت پدرم و با مشورت با ایشان قبول کردم و وارد شرکت شدم. دو سال ابتدایی، که جنبهی آموزشی داشت، به لحاظ کاری شرایط سخت و از نظر مالی محدود بود، اما از سال سوم به بعد وضعیت بهتری پیدا شد و تجربههای مفیدی کسب کردم. با دقت و سختگیری مدیریت، هر روز به تجربههایم افزوده شد و از نظر فنی و مهندسی نرمافزار رشد قابل توجهی داشتم؛ همچنین در حوزهی بانکداری دانشم بسیار پیشرفته شد. پس از هفت سال همکاری، یکی از بانکهای طرف قرارداد شرکت پیشنهاد همکاری داد و من طبق تعهد اخلاقی موضوع را با مهندس شعبانی در میان گذاشتم. ایشان با توجه به وضعیت مالی مناسب پیشنهاد، موافقت کردند که از شرکت جدا شده و در بانک مشغول به کار شوم. نکتهی جالب این است که ایشان با مذاکراتی که با مدیران بانک داشتند، شرایط استخدام من را با مزایای مالی بهتری تنظیم کردند. در طول هفت سال که در آتیسان بودم، به شدت برای شرکت تلاش کردم و رابطهی خوبی با مدیریت و تیم داشتم. به نظر من آتیسان برای افرادی مناسب است که علاقهمند به حضور حرفهای در دنیای مهندسی نرمافزار، کسب تجربههای تخصصی و کار با بانکهای اطلاعاتی هستند. اگر با دقت و اشتیاق کارها را پیگیری کنی، مدیریت شرکت از تو حمایت فنی و تجربی زیادی خواهد داشت و به سرعت پیشرفت میکنی. اما اگر دقت کافی به کار نداشته باشی و علاقهای به کار نشان ندهی، ممکن است با مشکلاتی در همکاری با مدیریت مواجه شوی؛ در دوران من نیز مشاهده کردهام که برخی همکاران به دلایلی کارشان را ادامه ندادند. از سوی دیگر، برخی تازهواردها وجود دارند که با وجود توانمندی کم در ابتدا، با گذر زمان پیشرفتهای خوبی داشتهاند و اکنون جذب شرکتها و سازمانهای بزرگ شدهاند و وضعیت مالی مناسبی پیدا کردهاند. نکتهی پایانی این است که محیط کار در آتیسان دوستانه و حرفهای و با آزادیهای نسبتاً مطلوبی همراه است؛ این حس بعد از تجربه کار در بانکها بیشتر به چشم میآید، چون برخی محدودیتهای اداری و حفاظتی آنجا وجود دارد. این موضوع برای همکاران خانم بهطور مشخصتر محسوس است. هنوز هم دنبال جامعهی کاربری شرکتم و متوجه میشوم که مدیریت بیشتر ترجیح میدهد نیروهای با سابقه را حفظ کند تا نیروهای تازهکار را جذب کند؛ این برای افرادی جوان و جویای تجربه چندان دلنشین نیست. امیدوارم شرکت همچنان فضای رشد و پیشرفت را برای نیروهای جوان فراهم کند و در عین حال از نیروهای با تجربه نیز قدردانی کند. با وجود حضور ثابت در بانکهای بزرگ کشور، آتیسان ظرفیت گسترش به حدود پنجاه تا صد نفر را دارد، اما هنوز به نظر میرسد هیئت مدیره انگیزهای برای توسعهی حوزهی کاری و سرمایه انسانی ندارد. این کمبود، از نقاط ضعف شرکت محسوب میشود.
مسئول دفتر مدیرعامل شخصی بسیار دورو هست با دوستاش تو بخشهای مختلف شرکت حواشی برای افراد درست میکنه و همینطور اطلاعات محرمانه دفتر مدیریت رو تو اداره ها پخش میکنه. تمامی نامه هایی که به دفتر مدیریت میرسه بررسی میکنه، حتا بعضی نامه ها که اطلاعات شخصی افراد شرکت هست رو باز میکنه و دیتارو تو کل شرکت پخش میکنه حقوق و مزایای افراد، اطلاعات مربوط به مشخصات افراد مثل آدرس محل سکونت، مشخصات همسر، تعداد فرزند و ... که از طریق نامه ها و همینطور سامانه منابع انسانی توسط این افراد پخش میشه
سلام تو این شرکت از پایینترین رده تا بالاترین رده افرادی هستند که تا میتونن از شرایط موجود سواسفاده میکنند. اعضای محترم هیئت مدیره که نه تنها هیچ کاری برای پرسنل نمیکنند بلکه تا تونستن بدی کردند و حق افراد رو خوردند. عضو فنی هیئت مدیره که با جاسوس هایی که تو ادارات دارد و از اطلاعاتی که از اونها میگیرند بر علیه پرسنل استفاده میکند. مدیر سابق منابع انسانی که تا تونست برای پرسنل خودش سمت و حقوق بالا گرفت و مدیر فعلی منابع انسانی که بعد از رسیدن به سمت ریاست هیچ کاری برای پرسنل شرکت نکرد. عضو دیگر هیئت مدیره که با گماشتن آشنایان خود در برخی سمتها از منابع مالی شرکت استفاده میکند. این شرکت فقط به افرادی بها می دهد که کار نمیکنند و در پی حاشیه هستند.
من برای موقعیت شغلی دواپس در ساختمان بورس اوراق بهادار تهران اگهی فرستادم (واقع در سعادت آباد) جلسه با یک نفر شروع شد با عنوان شغلی مدیر تیم عملیات و توسعه (خیلی شدید همه چیز رو فارسی میگفتن)هر ۱۰ -۱۵ دقیقه یه بار یکی به جلسه اضافه میشد و من از اول باید توضیح میدادم چی بلدم و چیکار کردم (نفرات مختلف شامل :مدیر تیم توسعه / مدیر تیم عملیات / کارشناس تیم عملیات) سوال ها هم فقط در حد اینکه بلدی یا کار کردی بود نه بیشتر در اخر جلسه هم نمونه سوال دادن برای جلسه دوم. به اصرار و تماس های مکرر تیم مجبور شدم به جلسه دوم برم (متشکل از کلیه مدیرات سازمان با عنوان تیم استخدام کننده که در ماه ۱ بار دور هم جمع میشن ) و مهم نیست سمت شغلی شما چی از زیرساخت تا شبکه و کابل کشی و تعمیرات پرینتر همه رو میپرسن اخر سر هم دست به سر میکنن شما برای یه کاری و حواستون نیست تایید یا عدم تایید شمارو از تیم میپرسن . در اخر اطلاع دادن مزایا بسیار زیاده . رنج حقوقی بالا . ساعت کاری زیاد نیست ولی از لحاظ محیطی بسیار بد و تکنولوژی ها متفاوت و قدیمی هستش (به طور مثال هنوز از ورژن کنترول tfs استفاده میکنن
اول یک مصاحبه اچ ار برگزار شد و بعد یک جلسه فنی ، سطح و نوع سوالات فنی بد نبود ولی نتیجه مصاحبه اعلام نشد ، بعد از یک ماه در خصوص نتیجه تماس گرفتم ، گفتند اعلام میکنیم ولی بازم اعلام نکردند. وقتی مجددا پیگیر شدم ، گفتن فعلا جذب نداریم مگه کارجو مسخره شماست بعد یک ماه و کلی فرایند اینو میگید
دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
اگر دارید در مورد کار کردن تو این شرکت فکر و تحقیق میکنید حتما بخونید. تو مصاحبه ها تا حد کمی مشخصه که دنبال برده میگردن و میخوان خیلی سربه زیر باشی. هرچی هم در مورد ارتقای شفلی و امکان پیشرفت میگن بدونید دروغ محضه. فرض کنید مصاحبه هارو قبول شدید. کاراموز های برنامه نویسی میرن بخش آموزش: ۱. مدیر بخش آموزش و معلمهاشون دوست و رفیق اند. خاله زنک. پیش داوری زیاد. ۲. به قول خودشون میخوان سطح کاراموز رو بسنجن ولی کسایی رو که خوششون نمیاد یا حس کنن امکان شکوفا شدنشون هست تو آزمونهای قرون وسطی ایشون رد میکنن. ۳. معلم ها از بس یه سری سوال ها و جزوه چند صفحه ای خودشون رو چندین سال مرور کردن فکر میکنن حالا که همونا رو از حفظ میتونن توضیح بدن و چشم بسته جواب بدن ، خیلی بلدکار و متخصص اند. ولی بدونید که مثلا خارج از اون جزوه sql یه کوئری از یه دیتابیس فرضی دیگه بپرسید نمیتونه جواب بده. ۴.آموزش ناقصه، جزوه اطلاعات کافی نداره، نکته های مهم در مورد دیتا بیس یا فریموورکشون ذکر نمیشه. سوال ها دقیقا همون نکته هارو میخوان و چون تو ذهن خودشون وجود داره توقع دارن تو هم بدونی. ۵. مدیر آموزش و معلم هاشون دائما سعی میکنن با خوش رفتاری ظاهر رو حفظ کنن ولی به طور مشخصی از بالا بهت نگاه میکنن و بهت استرس میدن. مهم نیست عملکردتون چجوری باشه. ادم دقیق و مسئولیت پذیری باشید یا نه. دلبخواهی براتون تصمیم میگیرن. ۶. امکان پیشرفت زیر نیم درصد. فریموورک قدیمی و افتضاح. باعث میشه شما درجا بزنید. اگه دنبال یادگیری نیستید میتونید اونجا به مشغول کپی پیست و یادگیری اشتباه و غیر حرفه ای باشید و اسم خودتون رو بذارید برنامه نویس. ۷. از بدو ورود در مورد این شنیدم که بسیاری از نیروهای برنامه نویس به طور مداوم دارن سعی میکنن از شرکت خارج شن. به طوری که فقط مدیرای نالایقشون موندن و تعدادی که به زور سفته نگهشون داشتن. من اشتباهم این بود که اهمیت ندادم ولی این واقعا یه نشونه بزرگ بود برای سنجش شرکت. ۸. بعد از مدتی که تو آموزش بودم خانم مدیر آموزش به طور بیشرمانه ای گفت ما داریم هزینه میکنیم برای آموزش و تو نیروی کاری خوبی نیستی اگه بری جلوتر و تو تیم کار کنی اونجا گیر میکنی. (الان که فکر میکنم قطعا همینطور میبود لابد پیش بینی کرده بود من آدمی نیستم که با شرایط کند یادگیریم تاب بیارم و شاکی نشم) ایشون گفت اگه بری تیم پشتیبانی خیلی خوب با دیتابیس شرکت آشنا میشی و حرفه ای میشی بعد میتونی بیای تو تیم دولوپرها. که یهو گفت باید حداقل دویال تو پشتیبانی باشه!!!!!! دوسال از عمرم رو بذارم برای تلفن جواب دادن! منی که با افتخار دانشگاه دولتی تهران درس خوندم! از خدا ممنونم که اون لحظه شک به دلم نیافتاد برای خارج شدن از اون شرکت. از این گفت و گو ۱۰ ماه گذشته و من تو این مدت در شرکت دیگه ای زیر نظر یه انسان متخصص زبان دیگه ای رو شروع کردم و از نقطه صفر رسیدم به جایی که هم با فریموورک هم پیور چند تا اپ دولوپ کردم و دیپلوی و دواپس و CICD اصولی یاد گرفتم و بعد از استخدامم از حقوق ناچیز فناوران هم کلی بیشتر عایدم شد. و منی که تو این شرایط اموزش دیدم و پیشرفت کردم، قطعا وفادار خواهم موند. و شرکت نیاز نداره با گرو کشی منو به زور نگه داره. پسسسس هرجا برید خودتونو محک بزنید ولی فناوران نرید و نمونید. بزرگترین نشونه: برنامه نویس هاشون دائما شرکت رو طرد میکنند. به تجربه همشون اعتماد کنید.
بسیار محیط ارومی داره، مدیران و نیروها تعامل خیلی خوبی با هم دارن، طرز رفتار مدیریت با افراد به قدری خوب هست که حس میکنین دارین برای خودتون کار میکنین، به شخصه با جون و دل کار میکردم و پیشفرت شرکت برام خیلی مهم بود
این شرکت به معنای واقعی کلمه زندان گوانتانامو هست. اصلا و ابدا حتی برای نوآموزها توصیه نمیکنم وارد این شرکت بشن. مدیرعامل بسیار متوهم و گروگیر.