فراینده مصاحبه: زمانبر - دو نوع حقوق پیشنهاد شد، یکی قطعی و دیگری بر پایه عملکرد پادش به حقوق اعمال کنن. ( من اولی رو انتخاب کردم) محیط شرکت: محیط شرکت تمثیل یه محیط پادگانی هست (بین افراد قدیمی و جدید فرق گذاشته میشه)، یعنی همه چی سلسه مراتبی هست، به عبارت دیگه شما ممکن به کسی مجبور بشید گزارش ریپورت کنید که از نظر تجربه و اسکیل از شما پایین تر باشه. (برای من این اتفاق افتاد). محیط ایزوله شده: محیط کاری شرکت جوری ایزوله شده تا تبادل دانش و تبادل نظرهای خیلی سخته ( در واقعه اینجوریه که به محض ورود به شرکت باید روی صندلی بشینی و تا اخر ساعت کاری کار کنی و با کسی هم صحبت نکنی) و نکته بعدی اینکه که به نظرات زیاد احترام گذاشته نمیشه هر چند نظر شما درست باشه ( من خودم بعد از یک ماه که گذشت دیگه تصمیم گرفتم که از گفتن نظراتم اجتناب کنم) تکنلوژی: تکنلوژی در کار نیست! (حداقل تو تیمی که من بودم) همش اسکیول و یه بکند جنریک و یه فرانت جنریک و در کل کار شما فقط میشه فیکس کردن باگهای اسکیول، فرایند اینطوریه که کیفیت نرم افزار رو میخوان با تستر های که دارن بالا ببرن ، در صورتکه که میشه با معماری های خوب و قابل تست این مشکل رو حل کرد. - بیمه : حقوق کامل شما رو داخل بیمه رد نمیکن(به نظر من این یه توهینه)، که هر وقت باهات به مشکل خوردن، تسویتو طبق همون باهات تسویه کنن نا با حقوقی که باهاشون بستی . (از زمانی که گفتم میخوام استعفا بدم نظرات نسبت بهم خیلی عوض شد)
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگه بخوام نکات منفی و مثبت شرکت رو بیان کنم احتمالا نکات منفی به نسبت نکات مثبت سنگینتره برای همین موارد مثبت رو اخر میگم. مهمترین نکته منفی برای من نامشخص بودن موقعیت شغلی، مسیر رشد و محدوده اختیارات و مسئولیتها در شرکت و البته عدم شفافیت و نبود مکانیزم جبران خدمات و پاداش و ارتقای شغلی بود. نکته منفی بعدی محیط کاری غیر پویا و غیر چابک در این شرکت بود. متاسفانه تیم قویای در شرکت نبود و نقدهای جدی به نحوه کار کردن و جنبههای فنی افراد میشد وارد کرد. اما این همه ماجرا نیست و قسمت بد ماجرا وقتی هست که مدیران شرکت این ضعف رو به درستی احساس نمیکردند و در مواردی که احساس میکردند هم حرکت مثبتی در راستای بهبود شرایط انجام نمیدادند. از نظر شرایط کاری هم وضعیت مناسب نیست و امکانات کاری مناسبی در اختیار افراد قرار نمیگیرفت. اما موارد مثبت شرکت میتونه به امکان دیدهشدن (صرفا دیده شدن و نه چیز دیگه) نیروی تازهکار و تازه نفس، فضای دوستانه بین همکارا، موقعیت مناسب دفتر شرکت و امکان دورکاری معطوف بشه.
من برای فرانتاند خیلی از تجربهام ناامید شدم و الان میخواهم با دقت بیشتری از این تجربه بگویم. در یک شرکت به نام هلدینگ اتراب فرصت استخدام برای بخش فرانتاند را داشتم، اما اوضاع آن قدر بد بود که به شدت توصیه میکنم دیگران به استخدام شدن فکر نکنند. شرایط کاری و محیط به گونهای نبود که حمایت یا برنامهی مشخصی برای رشد وجود داشته باشد، و من با وجود تلاش، حس کردم فاصلهی زیادی با انتظاراتم دارد. میخواهم تجربهام را بهعنوان یادآوری برای دیگران به اشتراک بگذارم تا آنها با دید بازتری تصمیم بگیرند.
سلام. حرف زیاد هستش در مورد این شرکت. اما من به چنتا دسته تقسیم میکنم. جو شرکت: جو شرکت بدلیل سیاستهای صاحب شرکت خیلی شبیه پادگان هستش. من چندبار تذکر گرفتم بابت اینکه زیاد صحبت میکنم. حتی اگر صحبت کاری باشه. امتیاز از ۰ تا ۵: نیم فرصت یادگیری: عملا فرصتی برای یادگیری وجود نداره. چون مانیتورها چک میشن و اگر صفحه نامربوطی باز باشه بهتون اخطار میدن. من یبار که داشتم W3school رو میدیدم مدیر عامل گفت حق نداری ببینی.هرچی هم یاد گرفتم دزدکی و لابلای کار بود. امتیاز از ۰ تا ۵: ۰ امکانات رفاهی و حقوق: از نرم موجود در جامعه حقوق بسیار کمتری میدن و مدام هم این رو میزنن تو سرتون که دارن حقوق خوبی میدن و شما کیفیت خوبی ندارید و این باعث میشه اعتماد بنفس خروج از شرکت رو نداشته باشید و واقعا باور کنید که هیچ چی بلد نیستید. این یکی از سیاستهای خیلی کثیفشون هست متاسفانه. یه وامی هم میدن به کارمندا که خوبه. یعنی خیلی اذیت نمیکنن بابت وامش. و میشه گفت این تنها مزیت این شرکت محسوب میشه. مبلغ وام خیلی کمه ولی از نظر زمانی زود بهتون میدن امتیاز از ۰ تا ۵:۲ توصیه برای همکاری: برای شروع کار برای کسی که کاری نکرده قبلا، فرصت خوبیه که حدود ۶ ماه حداکثر این فضا رو تجربه کنه. بیشتر از اون سوخت هست
من در شرکت رادار فراتک هوشمند بعنوان برنامه نویس کار کردم و بابت پرداخت نشدن به موقع حقوق و رد نشدن منظم بیمه (در صورتی ک مبلغ آن بصورت منظم هر ماه کسر میشد) و همینطور بخاطر محاسبه نکردن اضافه کاری ها و علاوه بر این ها ، عدم مدیریت حرفه ای پروژه ها ک در نتیجه باعث میشد پروژه ی موفقی نداشته باشد، استعفا دادم. کسانی که از شرکت استعفا می دهند، تجربه خروج رضایتمندی ندارند.
بنده برای مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان برنامه نویس دات نت فعالیت کردم، با این که مدت کوتاهی این شرکت بودم،ولی برنامه نویس هایی که در این شرکت بودن میشناسم و تا حدود زیادی نسبت به گذشته و حال شرکت شناخت دارم، این شرکت کوچک و با مدیر دروغگو و فریب کار می باشد، کلا به قدری دروغ و بد قولی می کنند که هر برنامه نویسی که می آید بعد از مدتی می رود، دلایل اصلیش مدیر دروغگو، حقوق و مزایای پایین و پرداخت حقوق ناقص و با تاخیر می باشد. تنها برنامه نویس قدیمی شرکت، برنامه نویس فرانت می باشد که خودش سهام دار شرکت می باشد. کامنت مثبتی هم گذاشته شده توسط خود مدیر شرکت بوده. کافی فقط از کسانی که در این شرکت بودند پرس و جو کنید تا متوجه بشوید.
من در شبکه گستر تجربهای نسبتا ابتدایی داشتم و احساس میکنم فرصتهای رشد در آنجا کم بود. روز آخر، به قدری بیحال بود که صندلیم را برداشته بودند تا جایی برای من نباشد و خودم مجبور شدم محل کار را ترک کنم. این رفتارها را به شدت غیرحرفهای دیدم و واقعا چنین رفتارهایی را انتظار نداشتم.
به مدت چند ماه در تیمی کار میکردم که با چالشهای جدی روبهرو بود. وقتی اوج مشکلات را دیدم، فهمیدم که چرا بسیاری از همکاران، از جمله حدود بیست تا سی نفر، به تدریج شرکت را ترک کردند و من هم پس از آنها تصمیم به ترک گرفتم. مدیر مربوطه نیز تجربهای از مدیریت کافی و درک مناسبی از روابط انسانی نشان نداد، و این موضوع به شدت روی فضای کار اثر میگذاشت.
برای من این تجربه خیلی ناامیدکننده بود و از همین اول باید بگم که رفتار بعضی مدیران باعث شد حس کنم جای کار امن و عادلانهای نیست. مدیران رفتار حرفهای ندارند و دخالتشان در کار تکتک کارمندها مشخص بود. سطح دانش مدیریتی پایین است و بیادبی هم توی رفتارها دیده میشد. یکی از مشکلات اصلی اینجا این بود که به موقع حقوق پرداخت نمیشد و کسر تایم ناهار از حقوق هم وجود داشت. مرخصی به راحتی داده نمیشد و قولها و تعهداتی که در مصاحبه داده میشد فراموش میشدند یا عملا نقض میشدند. از نکات جالب این شرکت این بود که به جای مدیریت، اکثر زمان مدیران صرف مصاحبههای روزانه میشد؛ به محض ورود نفر جدید، بعد از چند روز متوجه میشد که اینجا جای کارش نیست و به صورت ناخوشایند فرار میکردند. در نهایت حقوق آخرین ماه هم به سختی پرداخت میشد. به گفتهی من کارمند، این مجموعه هم از نظر ساختار مدیریتی و هم از نظر رفتار کاری با چالشهای جدی روبهروست و تجربهی همکاری با این شرکت واقعا ناامیدکننده بود.
شرکت هنری را تجربه کردم و برخلاف ظاهر آرامشبخشش، با چیزهای زیادی مواجه شدم که واقعا قابل گفتن بود و میتوانست به هر کسی که این متن را میخواند دید بهتری بدهد. از همان ابتدای کار متوجه شدم حقوق در جلسات مصاحبه وعدههای روشن داشت اما هنگام پرداخت با مقدار متفاوتی روبرو میشدم و وقتی دلیلش را میپرسیدم، میگفتند که انتظارها برآورده نشده است؛ با اینکه این اتفاق را بین همکارانم هم شنیده بودم، عیدی و سنواتی که به ظاهر وعده داده بودند، در همان مبلغی پرداخت میشد که برای حقوق پایه در نظر گرفته شده بود. در پایان کار هم وضع مسأله تسویه بهگونهای بود که بهترین حالت این است که حقوق ماه آخر پرداخت نشود؛ این موضوع را از ده نفر پیگیری کردم و دیدم فقط یک نفر تسویه کامل داشت. از نظر کارمندهای تازهورود، جابهجایی پرسنل به شدت زیاد است و اکثر افرادی که وارد شرکت میشوند کمتر از یک ماه میمانند؛ شاید تا سه چهار ماه آنها به قدیمیترین عضو تبدیل میشوند اما همچنان وضعیت پایداری نیست. در مورد پیشرفت و رشد شغلی هم اوضاع خوب به نظر نمیرسید؛ به مرور متوجه میشدی که نباید با شیوههای اصولی و فنی که آموخته بودی کارها را انجام بدهی و تمام کارها باید با دقیقترین نظرهای مدیرعامل بیتخصص که در زمینههای مختلفی مثل عکاسی، حسابداری، برنامهنویسی و تولید محتوا خود را متخصص میداند، سازگار شود. یکی از مسائل نیز دریافت سفته بود که خیلی وقت است هنوز برنگشته است. تداخل کار با زندگی شخصی هم موضوعی بود که به خاطر حضور مداوم در زمان کار و پایان هفتهها، با تماسهای مکرر برای انجام کار روبهرو میشدی. ساعت کاری نیز طولانیتر از سایر جاها بود و هر روز نیم ساعت به عنوان ناهار از حقوق کسر میشد و مرخصی هم محدود بود؛ وقتی اجازه میدادند، باید کار مهمی داشت که با جزئیات دقیق برای مدیرعامل توضیح داده میشد. حقوقها معمولا بهموقع پرداخت نمیشدند و این تاخیر در اقساط هم بارها تکرار میشد. از همان ساعات اولیه کار، میشد برخی از این مسائل را درک کرد و تجربه نشان میدهد که بهتر است از همان ابتدا نسبت به این نکات هوشیار باشی و به خودت فرصت بدهی که تصمیم بهتری بگیری.
برای من تجربهی اولم در دنیای کار این بود که با حدس و گمان و ترس از اشتباه و بیتجربگی، مدت زیادی در یک شرکت میموندم. حقوق کارفرما فقط به نام اداره میخورد و پنج ماه عقب میافتاد، ناگهان چکی میآمد و با بیمه هم همان پنج ماه را پوشش میداد. آخر کار هم عیدی، سنوات و اضافهکاری خبری نبود و در سال ۹۸، هفت میلیون تومان از دستم در رفته بود؛ شکایتی هم ثبت کردم و مدیر شرکت، که ادعا میکرد سنی در حدود هفتاد و پنج دارد، تا امروز خبر دارم که دو شکایت دیگر هم از او ثبت شده است. رئیس شرکت برای مشتریها کلاهبرداری میکرد و پروژهای که ده میلیون ارزش داشت را سی و پنج میلیون میگرفت، سه ماه هم حقوق عقبافتاده را هر ماه پنجصد تومان میداد و بعد برای توجیهش میگفت که آیفون خریدم و خیلی هم عالی است؟
شرکت به شدت سنتی. عدم تسویه ی به موقع معمولا بعد از سه چهار ماه توسیه میکنن تسویه و سنوات رو با پایه حقوق محاسبه میکنن. زیر مجموعه ی هولدینگ گلرنگ به هیچ عنوان کار نکنید. چون دستور از بالا میرسه و تمام شرکت ها تابع قوانین گلرنگ هستن. اولش وعده و قول زیاد میدن که ما چنین و چنانیم ولی متاسفانه موقع خروج متوجه میشید که کجا کار میکردید
شرکتی با رویکردی بسیار سنتی بود و پرداختها به موقع انجام نمیشد، معمولا بعد از سه چهار ماه تسویه میشدند. حقوق پایه روی تسویه و سنوات اثر میگذاشت. زیرمجموعههای هولدینگ گلرنگ را به هیچوجه توصیه نمیکنم، چون از بالا دستورات میرسد و همه شرکتها تابع قوانین گلرنگ هستند.
من چندسال اینجا کار کردم البته بعدا فهمیدم چقدر اشتباه کردم حقوق سر حقوق هر ماه ی داستانی داشتیم هربار ی چیزی اشتباه حساب میشد هیچ کدوم قوانین اداره کار رعایت نمیشد. ی بار اضافه کار ی بار مرخصی ها ی بار هم پایه حقوق تغییر کرد وسط سال و... حسابداری و منابع انسانی کلا افتضاح فنی کار کلا استرسی و فورس و فوری در صورتی که هیچکدوم فورس نبوده الکی استرس وارد میکردن. ی مدیر هست که بی ادب و فقط من میگه نظراتتون خیلی مهم نیست. کار درست بکنی میگه چون من گفتم ... اگه کار اشتباه بکنی میگه تو... نگاهش همیشه از بالا به پایین همکارها خیلی روشون نمیشه حساب کرد از لحاظ فنی خیلی پایین ولی ادعای بالایی دارن ته تجریه کاریشون ی دوتا سایت. کلا زیراب زن البته من خیلی وقته اومدم بیرون ولی خبر دارم هنوز هم هستن اینا حجم کار ظاهرا تایم ثابت داره ولی همیشه باید گوشی بدست اماده باشی شب نصفه شب روز تعطیل زنگ میزنه و بدون سلام گفتن فقط کارشو میگه مدیر رو میگم
من حدودا پنج ماه است تو این شرکتم وقتی نظرات را خوندم خیلی تعجب کردم حتی این احساس بهم دست داد که واقعا بعضی ها مغرضانه نوشتن چراش را نمی دانم .من بالغ بر ده سال تجربه کاری دارم و تجربه سه شرکت تقریبا بزرگ و متوسط را دیدم کمتر شرکتی دیدم اینقدر مدیرانش با همکاران احساس نزدیکی کنند بعضی از مدیران بسیار بی ادعا هستند و بطوری که من تا مدتها نمی دانستم کسی که بعضی وقتها وسط سالن می شینه یکی از فاندرهای کل مجموعه است تا تو جلسه معارفه که سر یک ماه برگزار شد فهمیدم. وقتی در مورد اینکه چطوری این شرکت شکل گرفته و رشد کرده صحبت کرد تازه فهمیدم چرا اینجا همه با هم سلام میکنند و احترام می گذارند نمی خواهم بگم همه چی گل و بلبل است اما واقعا شرکت تلاش میکند شرایط را بهتر کند و این برای کسانی که منصف باشند قابل درک است . مسیر رشد برای افراد فراهم است همه سعی میکنند از هم پشتیبانی کنند و کمتر دغدغه کسب درآمد کوتاه مدت شرکت دارد برعکس خیلی از شرکتهای بخش خصوصی به نظر می رسد سهامداران اینجا دنبال خلق ارزش برای جامعه هستند . من واقعا کار کردن تو این شرکت را توصیه میکنم و خیلی دوست دارم بتونم کمک کنم تا همچین شرکتی موفق بشه . یکی از نکاتی که خود من را اذیت میکند اینه که شرکت در حال رشد است و این باعث شده یکسری بی نظمی ها تو شرکت ایجاد بشه که به نظرم ناگزیر است . من دوست دارم بهش نمره چهار یا چهار و نیم بدهم( چون جا برای بهبود دارد ) اما چون می بینم بعضی ها خیلی بی انصافی دادند من پنج می دهم
با وجود اینکه شرکت اقامت ۲۴ امکانات خوبی مثل تیم متخصص و زمانبندی انعطافپذیر را ارائه میکرد، اما بهطور کلی تجربه من از اون سازمان منفی بود و باعث شد نگاه من به آیندهی شغلیام تزلزل پیدا کند. در کنار مزایا، مشکلات هم به شدت وجود داشت و در نهایت تصمیم به خروج گرفتم. مزایا: تیم تخصصی قوی و ساعات کاری انعطافپذیر؛ تا زمانی که مدیر مستقیم حضور ندارد، آزادی عمل زیادی داشتم. معایب: مدیریت ضعیف و نمودار سازمانی رو به افول، محیط کار قدیمی و غیر جذاب، حقوق پایین نسبت به سطح کار، نبود فرهنگ سازمانی روشن، حضور افراد با رفتارهای نامناسب که با بحث مزایا و انقلاب دائما مزاحمت ایجاد میکردند. در کل، در مشهد رقبایی مانند یک مجموعه نسبتا مدرن و سازمانیافته وجود دارند؛ اگر قصد ورود به صنعت گردشگری دارید، اقامت را بهعنوان اولویت پایین در نظر بگیرید. بالاتر از ایران هتل و … نیز حضور دارند.
سال ۱۴۰۰ را به یاد دارم وقتی میانگین دغدغههای شغلی را کنار گذاشتم، این شرکت در زمینه حقوق و مزایا عملکرد نسبتا خوبی داشت. حقوق به موقع یا زودتر از موعد پایان ماه پرداخت میشد و برای مناسبتهای مختلف ارزاق و هدیه نقدی در نظر میگرفتند. به عنوان مثال برای روز زن و روز مرد مبلغی به صورت هدیه نقدی اختصاص میدادند. اینجا به نظر میرسید که دورههای رفاهی تعریف شده و آییننامههای حمایتی نسبتا مناسبی وجود دارد، و پروژههای خوبی در بازار ارائه میشد. از نظر من، شرکت امنافزار در حوزه امنیت، یکی از گزینههای نسبتا مطلوب برای کار کردن محسوب میشد.
مدیر عصبی ، محیط کاری غیر حرفه ای و خاله زنگ . خلاصه اگه دنبال کار تو محیط حرفه ای هستین اصلا پاتونو همچین جایی نذارید، قشنگ براتون جا میفته چرا بعضیا پیشرفت نمیکنن!!! ادعا بدون عمل
سلام اگر دوست دارید در طویله کار کنید میتونید پارس پک رو انتخاب کنید. هیچ کدوم از مدیران این شرکت دارای شعور درست درمونی ندارن، بیشعور تر از غ.... وجود خارجی نداره. پول اصلا پرداخت نمیشه هر ۳ ماه یکبار پول میدن،توقع دارن روزی ۱۲ ساعت براشون کار کنی (حمالی بدون پول)،نصف شب زنگ میزنن ازت کار میکشن اصلا مدیران این شرکت فاقد شعور هستند. اگر در تایم کاری ۱ دقیقه استراحت کنی یکی است که درلحظه داره چک میکنه و ۱ ساعت برات مرخصی بدون حقوق رد میکنه. اگر کسی سرویسی خرید کرده اگر شده به دروغ باید تسک اوکی رو پشتیبانی براش ارسال کنه. حالا حساب کنید چه خبره تو این شرکت
این شرکت را از منظر من واقعا بینظم میدانم؛ مدیران هر لحظه تصمیمی میگیرند که معلوم نیست دقیقا چه هدفی دارد و تیمی با تجربه کمتر به کدنویسی مشغول است. به نیروها توجهی نمیشود و انگار احترام چندانی برایشان قائل نیستند. تنها نکته قابل ذکر این است که یک مدیر پروژه در این شرکت دیده شده که کمتر از چهار ماه دوام آورد و ترک همکاری کرد. از نظر سطح دانش مدیران بالا دست، کمترین امتیاز را میشود داد و تجربه کاری هم نشان میدهد که هیچچیزی در سازمان ثبات ندارد. اگر قصد دارید در شرکتی کار کنید که هیچ ساختار مشخصی ندارد، میتوانید اینجا را انتخاب کنید. امتیاز من به این شرکت حدودا یک است؛ چرا که چیز دیگری ندارد که بیشتر بدهد؛ البته حتی یک هم خیلی هم نیست. انشاءالله در آینده بیشتر درباره این شرکت بنویسم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.