با وجود حاشیههای فراوان، من تجربهی چندانی از فضای کاری شرکت ویستا سامانه آسا نداشتم و احساس میکردم فضا بیش از اندازه ناسالم است. اکثرا اختلافهای بین دو دسته از همکاران دیده میشد و نقشها و ارتباطها به شکل نامناسبی تقسیم شده بود. به نظر میرسید که منابع انسانی نتوانسته یا نخواسته از چنین وضعیتی عبور کند و گاه به نظر میآمد که برخی از مدیران این واحد هم به نوعی در شکلگیری یا تقویت مشکلات سهیماند و شاید با زمینهای روانشناختی، به جای حل مسائل، با کارمندان رفتار تخریبی میشد. در کل، فضای کار به گونهای بود که حس میشد افراد به دو گروه همنام و ناهمنام تقسیم میشوند و روابط به شکل منفی و سمگونهای جاری است. حقوق برای برخی همکاران در سطح مناسبی بود اما برای سایرین که در دستهی غیر خودی قرار میگرفتند، تفاوتهای قابل توجهی وجود داشت و به روایتی میشد گفت که برخی وعدههای مربوط به تغییرات حقوقی در آینده، اغواگرانه و فریبنده به نظر میرسید. از نظر رفتارها، گاه نسبت به همکاران به ویژه خارج از حلقهی نزدیکان، نوعی رفتار تشری و بازیگونه دیده میشد که نتیجهاش بیاعتمادی بیشتر بود. نکتهی مثبت این تجربه، پرداختیها بود که معمولا سر وقت انجام میشد و از نظر وعدههای غذایی نیز در قالب وعدههای صبحانه و ناهار توجه میشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اتفاق خوبی که این روزها برای من تو #حامی_سیستم داره رخ میده اینه که هر روز دارم موضوعات جدیدی رو یاد میگیرم. نکته جالبتر اینه که همکاران من در #حامی_سیستم وقتی ازشون در مورد موضوعی سوال میکنی با دل و جون سعی میکنن بهت تا حدی موضوع یاد بدن و منبع های مناسب برای یادگیری بهت معرفی کنن. خلاصه اینکه وقتی تو یک شرکت خوب کار میکنی خود به خود به سمت موفقیت و پیشرفت حرکت میکنی. من به شخصه روزهای خوب و امیدوار کننده ایی رو در #حامی_سیستم_شریف دارم تجربه میکنم. #تجربه_کار #hamisystem
برای چند سال توی این شرکت کار کردم و تجربهای بینظیر از همکاری و هماهنگی داشتم. مدیران شرکت واقعا با حوزه نرمافزار آشنا بودند و همواره به نظر و تحلیل برنامهنویسها احترام میگذاشتند؛ هیچوقت درخواست غیرواقعی از طرف مدیران مطرح نمیشد و در کنار همدیگر به تصمیمگیریها نگاه میکردیم. به جز چند روز معدود که نسخهگذاری یا مهلت مهمی داشتیم و اوج فشارهای مربوط به ددلین وجود داشت، انتظار اضافهکار را معمولا نداشتند و اگر لازم بود بیشتر بمانیم و کار کنیم، محدودیتی ایجاد نمیکردند. فضای کار بسیار صمیمی و دوستانه بود که از همراهی با همکاران و احساس آرامش در محیط کار لذت میبردم؛ همین جو باعث میشد جدایی از شرکت دشوار باشد و پس از آن دلتنگش بشوم. حقوق در این مجموعه نسبتا متوسط بود و همیشه بهموقع پرداخت میشد.
با سلام بنده سه ماه در این شرکت مشغول به کار بودم شرکت از لحاظ مالی به نظر می یاد خوب باشه در نگاه اول شرکت بزرگ و صمیمی به نظر می یاد ولی بعد جا به جایی نیروها بیشتر از شرکتها دیگر رو خواهید دید. حقوق ماه به ماه داده می شه ساعت کاری شناوره و بیمه تکمیلی و کارت هپی هم داره شرکت به یه سری از موارد حساسه و همون اول این حساسیت به نظر نمی یاد دوربینها چک می شه و شرکت به حرف زدن و پشت میز بودن و اینا خیلی حساسه چون با حساسیت دوربینها رو چک می کنه و هر چقدرم کارت خوب باشه اگر این موارد در اوایل کار رعایت نشه ؛ شرکت حساسیت نشون میده و عذرت خواسته می شه ولی اگر بیشتر از یکی دو سال تو شرکت باشی ؛ یه جور دلبستگی که بیشتر احساسی است شرکت بهت پیدا می کنه و دوست نداره از دستت بده ولی در عین حال با پیشنهاد حقوق بالات هم موافقت نمی کنه من تو این مدت سه ماه هم جابه جایی از نیروهای قدیمی زیاد دیدم هم نیروهایی که جدید به مجموعه اضافه شده بودند
من دوسال توی این شرکت مشغول به کار بودم. مهمترین و بهترین ویژگی فرهنگ سازمانی خوبه اونجاست. مخصوصا اگر تازه وارد بازار کار بخواید بشید تجربه خوبیه و خیلی فرهنگش روی آینده کاری شما تاثیر میزاره. توی بخش پشتیبانی میتونم بگم بدترین موضوع حجم کاری زیاد و یک level بودن حقوق همه بچه هاست. یعنی اگر خیلی خیلی بهتر کار کنید هم نهایتا پاداشتون (که سه ماه یک بار پرداخت میشه) 500 تومن با بقیه اختلاف داره. نه بیشتر و کمتر و بدیش اینه که شما حتی روزهای تعطیل ممکنه کلاس آموزشی و آزمون داشته باشید. شیوه پرداخت اینجوریه که حقوق پایه ای که هر ماه پرداخت میشه مبلغش پایینه، و مبلغی با عنوان کارانه هر 3 ماه پرداخت میشه که به اسم کارانه هست ولی در واقع همون تتمه حقوق خودتونه که هر جا برید کار کنید همینو بهتون میدن. و با این شرایط تورم اصلا اینطور کار کردن به صرفه نیست مگر اینکه تازه کار باشید و بخواید تجربه کسب کنید. ویژگی بد دیگه ای که من دیدم این بود که اگر بخواید بین تیم ها جابه جا شید 99 درصد باهاتون موافقت نمیکنن و تا آخر باید بمونید توی همون جایگاه پشتیبانی و خیلی سخت و در واقع شانسی هر دو سال یک بار یک نفر ممکنه به تیم محصول یا تیم های دیگه منتقل شه... اگر از این شرکت بخواید برید بیرون و قطع همکاری کنید هم انگار که بهشون توهین شده(طبق تجربه من با مدیر پشتیبانی تهران) اصلا براشون قابل قبول نیست و توجیهی نداره که شما بخواید برید، و این هم اضافه کنم، کارانه آخر که در واقع حقوق خودتون هست رو در زمان قطع همکاری پرداخت نمیکنن و یک جور بازی دادن حساب میشه (چون لزومی به پاداش در زمان تسویه نیست ولی اون چیزی که اسمشو پاداش میزارن و سه ماه یک بار پرداخت میکنن حقوق خودتونه ، چون حقوق پایه خیلی کمه ) اگر خیلی براتون مبلغ دریافتی و حجم کاری مهم نیست و فقط دوست دارید توی یک محیط سالم کار کنید خیلی خوبه، یا اینکه تازه کار هستید و میخواید تجربه خوب کسب کنید خیلی خوبه، در غیر این صورت من توصیه نمیکنم...
در یک سال اخیر در گروه آراد مشغول به کارم و از فضای مثبت شرکت و رفتار دوستانه تیم راضیام؛ اما با وجود اینکه پروژهها با استانداردهای روز دنیا پیش میروند و مدیریت پروژهها به سبک اسکرام انجام میشود، دستمزدها همسطح بازار داخلی است نه جهانی. مزیتهای حال حاضر شامل رفتار محترمانه و مودبانه همکاران و همچنین برخورد مناسب مدیران با تیم است، و خوشبختانه خبری از شعار اینکه “ما یک خانوادهایم” نیست، که نکتهای مثبت بهشمار میآید. علاوه بر این، امکاناتی مثل اتاق استراحت، نوشیدنی رایگان، برگزاری کارگاههای آموزشی و بازیهای گروهی دورهای و محل مناسب با پارکینگ از دیگر نکات مثبت به شمار میرود. از طرفی معایبی هم وجود دارد؛ پروژههای سنگین و کنترل کیفیت تازهکار که با سختیهای سیستم اسکرام ایرانیزه شده و با نرمافزار جیرا وقتی بهخوبی همسرعت انجام میشود، توازن میان حقوق و کار طاقتفرسا به خطر میافتد. در مجموع با وجود اینکه افراد متخصص زیادی در این مجموعه حضور دارند، محیط فنی مناسبی برای پیشرفت فراهم است؛ هرچند باید سختی کار را هم در نظر گرفت. تجربههای دیگر همکارانم را هم از نزدیک دیدهام و از آن استفاده کردهام.
وقتی به خاطر تجربهای که اونجا داشتم یادم میاد، هرگز فراموش نمیکنم که چه تصمیمی گرفتم و چه احساسی داشتم. اونجا با وجود ظاهر شیک ساختمون و رفتار ابتدایی ممکنه به چشم خیلیها صادقانه به نظر بیاد، اما واقعیت این بود که فضای کار به ظاهر برنامهنویسی بود و بیشتر جنبههای شوآفی داشت تا واقعا کار بلد انجام بشه. کارمندان تازهوارد هم سطح بالاتری رو در ابتدای کار ترغیب میکردن که برای شروع یه دوره کارآموزی بگذرونن، اما پس از مدتی فهمیدم که سطح کار واقعیشون بالاتر نیست و اکثر افراد شاید فقط به دنبال تجمع نیروهای تازه بود و نه یادگیری عمیق. تحمیل قراردادها و شیوههای جذب هم معیارهای قانونی رو رعایت نمیکرد و به شکل غیرمنصفانهای رفتار میشد؛ از جمله دریافت چک و سفته پیش از کار، كه به نظر میرسید برای تضمینهای کاغذی باشه تا وفاداری کاری. تیم مدیریتی واقعا تجربه عملی چندان واضحی از فضای پروژهای بدون داشتن نقش مدیریتی مشخص نداشت، و بیشتر ژست کارکردن به چشم میخورد تا فعالیت واقعی تیمی. ساعات کار طولانی بود و اکثر روز صرف رفتوآمد و حضور در محیط شرکت میشد؛ در کنار اینها حضور سیستمهای حضوروغیاب وجود داشت و به نظر میرسید نظارت دقیقی اعمال میشود. در بین همکاران، دو دستگی مشاهده میشد: دستهای که به شکل داخلی شناخته میشدند و جلسات تخصصی با حضورشان برگزار میشد، و دستهای دیگر که به ظاهر در انتظار اخراج یا بیتوجهی بودند و غالبا به دریافت احترام کمتری میرسیدند. فضای شرکت بیشتر پر از حرف و صحبت درباره تیمورک بود تا کار تیمی واقعی؛ مدیر پروژه هم به نظر میرسید نقش کمرنگی داشت و هر کس همان پروژهای را که داشت پیش میبرد. از نظر فرصـتهای یادگیری و رشد علمی هم چیز قابل قبولی دیده نمیشد؛ اغلب وقت برای یادگیری اختصاص داده نمیشد و پروژههای محولشده تنها مسیر رفتن جلو بود و فرصت انجام کارهای آموزشی کافی نبود. هر ردیف بحث درباره حقوق و مزایا هم به سرعت به بنبست میرسید و به نظر میرسید تصمیمگیریها سلیقهای است و با امید به منافع شخصی پیش میرود. در مجموع میتونم بگم که تجربه من از این شرکت بیش از هر چیزی به تجربهای منفی از کار گروهی، یادگیری کم و فضای مدیریتی غیرشفاف مربوط میشه که با وجود ظاهر جذاب، واقعیت کار جدی و حرفهای رو به خوبی منعکس نمیکرد.
من تجربهای کاری از گروه آراد دارم که به طرزافتادهای با مدیریتی رو به آینده اداره میشود. در طول پنج سال گذشته این شرکت رشدی عمیق و قابل توجه از نظر من داشته و همچنان هم مسیر مثبتی با شیبی رو به بالا را دنبال میکند. از دیگر ویژگیهای برجسته این تیم میتوان به فضایی خلاق و آرام، جو دوستانه و صمیمی، برگزاری رویدادها و دورهمیهای جذاب، برخورد با چالشهای تازه، و تمایل به پیادهسازی فناوریهای بهروز اشاره کرد.
من یه چند ماه تو این شرکت بودم ، پولمو که با شکایت بعد از یه سال گرفتم ، بیمه رو هم هی امروز و فردا میکردن اخرش هم رد نکردن. خودم سه چهار نفر دیگه هم میشناسم که این حقشون خورده. کلا تو اهواز دیگه معروف شده. کافیه برین اداره کار استعلام بگیرین ببینین چند تا پرونده داره اونجا. یه جوری هم حرف میزنن ، آدم تو مصاحبه میگه اومدم مایکروسافت
در فرابین فقط به خودم بستگی دارم که چقدر رشد کنم و باور دارم اگر مهارت کافی داشته باشم و با تیم دوستانه شرکت ارتباط خوبی برقرار کنم، در مدت کوتاهی به سطحی میرسم که برای خودم هم غیرقابل باور است. متأسفانه بیشتر شرکتهای بزرگ اجازهی پیشرفت بالا را به کارمندها نمیدهند تا آنها را محدود نگه دارند، اما فرابین بهخوبی میفهمد که پیشرفت کارکنان برابر با پیشرفت شرکت است. خوشبختانه فضای رشد برای افراد وجود دارد و این موضوع کاملا به من بستگی دارد که از این فرصت استفاده کنم یا نه. اگر از این فضای رشد استفاده نکنم و به حاشیهها بپردازم، نه در فرابین و نه در هیچ جای دیگری آیندهی خوبی در انتظارم نخواهد بود. فرابین دو محصول با پتانسیل بالای رشد دارد و روز به روز هم بهتر میشوند. خوشبختانه تیمها همه حرفهای هستند و از تعامل با آنان میتوان خیلی چیزها یاد گرفت. من در این مدت تلاش کردم با پیشرفتم به حرکت رو به جلوی شرکت کمک کنم و تأثیر این تلاش را بهوضوح دیدم.
سه سال حضورم در بهار سامانه شرق پر از پیشرفت و فرصتهای متنوع بود و خیلی از تواناییهایم را گسترش داد. از کار با این تیم راضی و خوشحال بودم و احساس میکردم در محیطی حمایتی و پرانرژی کار میکنم. فضای کار دوستانه و صمیمی باعث میشد هر روز با اشتیاق بیشتری به وظایفم بپردازم.
وقتی وارد این کار شدم، حس سردرگمی عمیقی داشتم و نمیفهمیدم هدف تیم چه بود. اوضاع شرکت بهطور کلی نامروس و بیبرنامه به نظر میرسید و افراد نامعتبر یا کمتجربه در موقعیتهای کلیدی حضور داشتند. من از وظیفهی اصلی طراحی رابط کاربری فراتر رفتم و مجبور شدم برای هماهنگیهای بنیادی، سیستم و میز کارشان را فراهم کنم تا خط سیر پروژه حفظ شود. در نهایت احساس کردم بیش از هر چیز مسئولیتهای مدیریتی و لجستیکی به من محول شد و بار اجرایی زیادی به عهدهام گذاشته شد.
در محیط کاری شرکت داده پرداز پویای شریف احساس میکنم فشار کار بالا و فضای کاری خیلی خشک است و گاهی مثل این است که از من انتظار میرود بیوقفه و بدون استراحت کار کنم. حتی حرف زدن کوتاه یا خوش و بش با همکاران به شدت نظارتشده است و اگر برخوردی با این رفتارها نداشته باشم، مدیران ناخشنود میشوند و با من برخورد میشود. در بعضی مواقع، تجربهی همکاران هم نشان میدهد که این نگرش از طرف مدیریت تقویت میشود و با کارمندانی که از این مسیر خارج میشوند، به صورت جدی و گاهی به شکل رفتار خشک و دقیق با آنها رفتار میشود. با این وجود، از نظر ساختار و نظم، شرکت در زمینه پیشبرد وظایف و انجام تسکها، نظم خوبی دارد و به نظر میرسد که چارچوبهای کاری به درستی رعایت میشود.
فضای کار در جیبیمو پر از انرژی و پویایی است و من در آن با اشتیاق به جلو حرکت میکنم. سختکوشی و پیگیری اهداف، همواره با همکاری تیمی دست به دست هم میدهند تا نتیجهای مطلوب به دست آید.
جیبیمو مکانی بود که برای آزمودن تواناییهایم عالی بود؛ جایی که جو استارتآپی پرانرژی حاکم است و کار فراوانی وجود دارد و پیشرفت هم نسبتا هموار به نظر میرسید. فضای کار، صمیمی و همبسته بود و همکاری تیمی حرف اول را میزد. علاوه بر جذابیتهای کار در یک استارتآپ، جیبیمو مزایای خوبی ارائه میکرد که با وجود ساختارش بهعنوان بخشی از یک هولدینگ بزرگ هم قابل دسترسی بود، از جمله بیمه تکمیلی و وعدههای غذایی میانوعده و ناهار.
همکاران سیستم فرصتی برای رشد و پیشرفت شمایی است که تازه قدم به بازار کار گذاشته اید. پر از چالش های جذاب و تغییر و تنوع و تکنولوژی اگر در آغاز زندگی کاری خود هستید حتما فرصت همکاری با این مجموعه را برای خود ایجاد کنید. شما با یک سال کار در اینجا با توجه به حجم کار یکساله به قدر سه سال قد میکشید :-) اما اگر از زندگی کاری شما چند سالی میگذرد اینجا برای شما به جذابیت گروه قبلی نیست.. حس میکنید دریافتی شما در مقابل حجم کارهایی که پیش میبرید کم است یا مسیر شغلی مشخصی برای رشد ندارید. سیستم حقوق همکاران قبلا به صورت مذاکره ای و وابسته به عملکرد شما بود اما الان چند سالی است که برای همه به صورت ثابت با عدد مشخص بدون در نظر گرفتن سایر موارد است. مدل حقوق و پاداش در این شرکت عمدتا برای اکثریت به صورت کارانه است. یعنی فرضا اگر توافق حقوق پایه با شما 1 میلیون تومان باشد این عدد را ماهانه دریافت میکنید و در پایان سه ماه پس از ارزیابی توسط مدیر یا سرپرستتان تا سقف 60 درصد این مبلغ را در ازای سه ماه پاداش میگیرید یعنی با فرض ارزیابی 100 درصد آخر سه ماه 1 میلیون و 800 پاداش یکجا دارید. پاداش ها با هدف اختصاص به افراد است و اگر واقعا خوب کار کنید این عدد دست یافتنی است. در همکاران سیستم تنوع و چالش های موضوعات جدید شما را مستعد نقش "آچار فرانسه" و غیر تخصصی بودن میکند و اگر میتوانید خودتان مسیر خود را بسازید و درگیر این موضوع نشوید اینجا مکان ایده آل کاری شماست. راه برای پیشنهاد ایده های جدید باز است و شما فرصت تجربه پروژه های مختلف را دارید اما ممکن است لزوما همه این موارد به مرحله اجرا نرسد. جا به جایی داخل سازمانی اندکی سخت اما با تلاش و پشتکار شدنی است. هماهنطور که از یک شرکت با این قدمت انتظار میرود در اینجا امکانات و مزایا که عموما شرکت ها دارند برای کارکنان فراهم است. از نظر من دوست داشتنی ترین قسمت در همکاران سیستم وجود فرهنگ سازمانی آن است. افراد عموما هم فکر هم طبقه و یک مدل هستند. کمتر حاشیه های محیط کاری در اینجا برای شما آزاردهنده است و جو و محیط مطلوبی برای کار دارد.
من تجربهای مثبت از همکاری با استادکار دارم تا وقتی کنار تیم بودم که امکان ارائه ایده و راهحلهای نو داشتم. تلاش و تلاشگرایی تیم کاملا نمایان بود و سعی میشد از فناوریهای برتر استفاده شود. با این حال، مدیریت کلی کمی ضعیف است و این میتواند به دلزدگی اعضا منجر شود؛ اما فضای فنیای که من در آن کار کردم، محیطی دوستانه داشت.
حامی سیستم شریف اصلا شبیه اسمش نیست. نه حمایت میشید، نه روال های سیستماتیکی داره و نه مدیران شریفی داره. یک از ضعف های اصلی و اساسی شرکت منابع انسانی آن است. و موضوع جالب اینه که مشکلات منابع انسانی از دید مدیریت کم ترین اولویت را داره، و برای حل مشکلات آن هیچ تلاشی نمیشه. نرخ خروج از شرکت بسیار بالاست (از فروردین تا مهر از میانگین 50 نفر همکاران شرکت حدود 30 نفر از شرکت رفتند که حدود 20 تا از این ها خروج داوطلبانه بوده، فکر کنم تا آخر سال افراد شرکت کلا عوض میشن!!!) که دقیقا یکی از نتایج مدیریت بد منابع انسانی ست، و برای نگه داشتن بچه ها هیچ تلاشی نمیشه. مدیرعامل سابق شرکت خیلی تاکید داشت که پرسنل شرکت بی سواد هستند، و این رو در تمامی جلسات عنوان میکرد و همیشه برنامه نویسان را مقصر نرسیدن به ددلاین ها میدونه. (شریف نبودن) فشار و استرس کار برای برنامه نویسان به شدت بالاست. همچنین بی نظمی و بی برنامگی در این شرکت موج میزنه، به طوری که یک برنامه نویس ممکنه روی چند تا پروژه کار کنه که اصلا به هم مربوط نیستن و حتی ممکنه در روز چند ساعت روی چند پروژه مختلف کار کنه که باعث عدم تمرکز و بازدهی خیلی پایین میشه، ولی این از دید مدیریت یک چیز عادی ایه و برنامه نویس باید همچین قابلیتی داشته باشه. در این شرکت هیچ روالی برای انجام پروژه ها نداریم، همه چیز هیجانی و هیئتی انجام میشه. یه پروژه تو 15 روز تعریف و با فشار زیاد انجام میشه، در آخر هم خیلی خوشحالن که پروژه رو با وضع افتضاحی رسوندن ولی از اون طرف برنامه نویس ها را نابود کردن (سیستماتیک نبودن) وضعیت حقوق و مزایا در این شرکت صفره. حقوق ها به شدت پایینه (که این هم یکی از دلایل استعفا بعضی همکارانه) و همچنین افزایش حقوق به صورت سالیانه ست، اون هم با درصد خیلی کم. از تلاش ها، پیشرفت و دست یافته هایتان فقط تشکر میکنند و تاثیری در حقوق دریافتی ندارد. هیچ مزایایی، تاکید میکنم هیچ مزایایی به شما تعلق نمیگیره. پاداش، عیدی، ناهار یا صبحانه، هدیه تولد یا مناسب های دیگه، کمک هزینه آموزش یا تفریح، بن خرید ... هیچی. فقط همون حقوق رو میگیرید. هفته ای یه بار شیرینی میدن که پول اون هم به بهانه های مختلف از بچه ها میگیرن. (حامی نبودن) الان هم که مدیرعامل جدید اومده همه چیز بدتر شده، چون هر دو مدیرعامل در شرکت هستن 😊. مدیرعامل جدید با خودش نیروی های جدید اورده (طبق سنت هر مدیر ایرانی). تکنولوژی های برنامه نویسی تغییر کرده. در کل تغییرات خیلی زیاده تو این یکی دو ماه. در آخر باید بگم که اصلا این شرکت رو برای برنامه نویسی توصیه نمیکنم. شاید برای کارهای اداری و غیره بد نباشه. اگر به دلیل شرایط اقتصادی یا موقعیت شغلی یا هر دلیل دیگه خواستین همکاری کنین حتما باز هم دنبال کار باشین.
در کنار همکارانم در پروژهها کار میکردم و حضور دوستم کنارم حس همکاری را تقویت میکرد. روزها با هفت ساعت کار آغاز میشد و این زمان، به نظر من مناسب بود. مدیران با تاخیر در ورود یا خروج پرسنل چندان سختگیر نبودند و هدفشان این بود که کارها پیش برود و به موقع جمعبندی شود؛ از این بابت من خوشحال بودم، چون اغلب دیر به شرکت میرسیدم. اما یکی از مشکلات جدی این تجربه، پرداخت بهموقع حقوق بود که با وجود اینکه مبلغ آن پایین بود، باز هم به تعویق میافتاد. وعدههای مربوط به بیمه هم به اجرا درنمیآمد و با شیوع کرونا شرایط همکاری ما را تنگتر کرد و در نهایت منجر به پایان همکاری شد.
بهروز اول خیلی اغراق میزنن و بعدش با فشار میخوان کار رو بمونم، اما محیط شرکت هم از مدیرانی پر شده که واقعا شایستهی جایگاه نیستن و همشون به خاطر رانت اونجا بودن. پروژهها در اصلیترینشون فقط از سیستمهای قدیمی پشتیبانی میکنن و هیچ فرصت یا نشانهای از رشد و پیشرفت دیده نمیشه. در همان روز اول وعدههای فریبنده میدن و سپس با تهدید میگویند اگر عقب بیفتم یا گزینهای رو انتخاب کنم ممکنه جلوههای ناخوشایند بیشتری رو تجربه کنم. الان که فرصت صحبت کردن فراهم شده، میخواهم حرفهایی که در دل دارم رو بیان کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.