شرکت بوت کمپ مپصا تجربه خوبی نیست تا اکنون برای من؛ من در دوران کارآموزی با بیبرنامگی و کمتوجهی به پاسخگویی مواجه شدم. تنها چند ویدیوی آموزشی مرتبط با آبجکت لرنینگ به زبان اصلی برای من فرستاده شد که به سادگی در یوتیوب هم قابل دسترس است و برای مباحث پایتون تخصصی طبق سرفصلها کار نمیشود. اساتید هم یکی از دیگری ضعیفتر بودند؛ به عنوان مثال در دورهای که به آن اشاره میکنم، استاد قدم را از مباحث پایه بر نمیداشت و از مباحث پیشرفته آغاز میکرد و وقتی کسی سوالی میکرد، فرصت پاسخگویی نمیداد و با تمسخر برخورد میکرد و اتهام بیسوادی میزد. در هر دوره، چند نفر را اخراج میکنند و این رفتار غیرحرفهای استاد و بیسوادی ایشان کمترین دغدغهی مدیریتی شرکت نیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من 4 ساله تو وب وان مشغولم خیلی صداقت تو عملکرد مدیریت دیدم حقوق ها منظم هست جو شرکت بسیار بی حاشیه است چالش های بسیار زیادی تو کار تجربه می کنید که باعث افزودن به دانشتون میشه به مشتری و کیفیت محصول اهمیت زیادی داده می شه وب وان رو به دوستان توصیه می کنم
من ۴ سال اخیر کار کردم تو وب وان وقتی ایران بودم به نظرم همه چی خوب بود نددیدم کسی هم حقوقش عقب بیفته یا چیزی! محیط پویای و فعالی داره مدیریت با انصافی داره
در این شرکت کار میکردم و با صداقت میگویم هیچ ترسی از بازگو کردن واقعیت ندارم، حتی اگر عواقب ناخوشایند داشته باشد؛ چون به نظر من انجام کار درست مهمتر است. یا هف هشتاد خودش را اصلاح میکند یا من برای رفتن سایر همکاران و تجربهاندوزی به این شرکت را به عنوان تجربهای تلخ معرفی میکنم؛ در هر دو حالت، نتیجهای حاصل میشود. شرکت را از بدترین جایگاهها در کار در ایران میدانم و به هیچ وجه چیزی که در اینجا میگذارند را باور نکنید. رفتار آنان گاه دروغپردازی و بیاخلاقی را به همراه دارد؛ شرکت بهنوعی خانوادگی به نظر میرسد که از افراد برای رسیدن به اهداف خودش استفاده میکند. اگر به اندازه کافی کار کنید و حقوق کم بخواهید و تو سر بروید، بهترین نیرو برای کار کردن در این مجموعه خواهید بود. وضعیت این شرکت آنقدر وخیم است که هنگام خروج از شما تعهد میگیرند که درباره آن در شبکههای اجتماعی چیزی نیاورید. وقتی وارد میشوید، همتیمیهایتان تنها یک ماه پیش استخدام شدهاند و باقی افراد رفتهاند؛ حتی تاریخ خروج شما هم مشخص نیست. گاهی به شما میگویند دو هفته بیشتر نیستید. سنوات و اضافهکاری در اینجا معنایی ندارد؛ به شما میگویند باید نه ساعته کار کنید؛ اگر کم کار کنید با شما برخورد میشود. اگر بخواهید پس از نه ساعت از شرکت خارج شوید، اغلب اجازه نمیدهند. در عین حال بابت کار اضافه هم پولی پرداخت نمیشود. اگر جزو کسانی باشید که از دستورهای وقیحانه سرپیچی میکنید و دنبال گرفتن حقوقتان هستید، خیلی زود با شما خداحافظی میکنند. این شرکت به شدت به دنبال جذب دختران است و مدیران بیفرهنگ و بیادب آنان دخترها را نیروهای ارزان و تو سریخور میدانند. روز زن برای دختران شرکت خرج کردند، اما روز مرد و حتی تبریک گفتن به امام علی نداشتند؛ مردان هم در عمل کنار گذاشته میشوند. فلوها در این شرکت غیرقدرتمند و childish هستند. برای نمونهای، یکی از پروایدرهای پرواز داخلی پس از آمادهسازی برای محیط پروداکشن به دلیل بیتوجهی به امنیت، سرویس را در اختیار کاربران گذاشت و سه روز بعد فهمیدند که کاربران از این سرویس استفاده میکنند. مسئولان تازه بیدار شدند و قصد تست و بازگشایی سرویس را داشتند که دیدند کاربران سه روز است سرویس را استفاده میکنند. این شرکت یک CTO با رفتار بد، بیاحترامی، دروغگویی و غرور دارد که همه نقصهای شرکت را به گردن میکشد و کارهای عجیبی انجام میدهد. مدام میبینید که یا دیتابیس کل هف هشتاد پاک میشود یا به مدت دو ساعت در دسترس نیست؛ چون مدیر فنی پیشنیازهای قدیمی را برای بازگردانی دیتاها کنار میگذارد و یک نیروی تازهوارد بیخبر را مسئول این کار میکند. قبل از هر خرابکاری هم خیلی شانسی پیدا میشود که از قبل بکآپ گرفتند؛ تیم DEV به این رفتارها مشکوک است و درباره بازیها و شعبدههای مدیر فنی حتما باید پرسوجو کرد. اول هر فصل وعده پاداش میدهند اگر خوب کار کنید، اما پس از فصل با وجود تعدادی ایراد، شما حق دریافت پاداش را ندارید یا بهانهای میآورند که حقوق شما را پرداخت نمیکنند. با وجود تلاش بالای تیم، رسیدن به اهداف بسیار سخت میشود و معمولا یک ماه دیگر برای پرداخت پاداش اعلام میگردد. بعد از یک ماه هم میگویند دوباره تا ماهی دیگر پرداخت میشود و این چرخه آنقدر تکرار میشود که یا فراموش میکنید
من از بیان این موارد هیچ ترسی ندارم حتی اگر باعث دردسرم شود باید کار درست رو انجام بدم. یا هف هشتاد تصمیم می گیره خودش رو اصلاح کنه یا این که جلوی دیگران رو برای رفتن به این شرکت و کسب تجربه تلخ می گیرم. در هر دو صورت خیری هست. یکی از بدترین شرکت های ایران برای کار محسوب می شه. گول هیچ چیزی رو در این شرکت نخورید. به شدت دروغگو و بی فرهنگ هستن. یه کسب و کار خانوادگی هست که از شما برای رسیدن به اهدافشون استفاده می کنن. اگر به میزان زیاد کار کنین و حقوق کم درخواست کنین و تو سری خور باشید، بهترین نیرو برای کار کردن محسوب می شوید. وضعیت این شرکت به قدری وخیم هست که موقع خروج از شما تعهد می گیرند که در موردش هیچ جا توی شبکه های اجتماعی صحبت نکنین. وقتی وارد شرکت می شید، تعجب می کنین که اطرافیانتون فقط یک ماه پیش از شما این جا استخدام شدند و باقی افراد رفتند. حتی شما تاریخ خروجتون از شرکت رو نمی دونید. یه روز میان بهتون می گن که دو هفته دیگه بیشتر نیستی. در این شرکت سنوات و اضافه کاری معنایی نداره. به شما می گویند که نه ساعت در روز باید کار کنین. اگر کمتر کار کنین با شما برخورد می شه. اگر بخواهید بعد از نه ساعت کار شرکت رو ترک کنین، بیشتر موقع ها اجازه نمی دن. در ازای کار کردن بیشتر هم پولی دریافت نمی کنید. اگر جز افرادی باشید که از دستورات وقیحانه سرپیچی کنین و دنبال گرفتن حقتون باشید، به زودی با شما خداحافظی می کنن. این شرکت متاسفانه به شدت دنبال جذب دختر هست.. یکی این که از نظر مدیران بی فرهنگ و بیشعور شرکت، دخترها نیروهای ارزان و تو سری خوری محسوب می شوند. روز زن برای دخترهای شرکت گل و سکه گرمی تهیه کردن. روز مرد، حتی به خود امام علی هم تبریک نگفتن، مردها که هیچی اصلا!!؟!؟!؟ فلو ها در این شرکت بسیار معیوب، کودکانه و بیمار هست. مثال های زیادی می تونم براتون بزنم. به یکیشون اکتفا می کنم. یکی از پروایدرهای پرواز داخلی بعد از تست آماده برای قرار گرفتن در محیط پروداکشن شد. هیچ کس حواسش نبود که کاربران به این سرویس دسترسی پیدا کردند و دارند ازش استفاده می کنن. بعد از سه روز، کارمندهای مسول تازه از خواب بیدار شدن و از زیر پتو اومدن بیرون و می خواستن برای تست و باز کردن سرویس برای کاربران اقدام کنن که متوجه شدن سه روز هست سرویس توسط مردم در حال استفاده هست!!! شرکت یک CTO بد رفتار، بی فرهنگ، دروغگو، مغرور و پر مدعا داره که مسبب تمام نقایص شرکت هست که دست به شیرین کارهای عجیبی می زنه. یه روز مواجه می شید که یا خداااا دیتابیس کل هف هشتاد پاک شده. یعنی شرکت به این معروفی، به مدت دو ساعت در سطح سیاره وجود خارجی نداشت. چون حنای مدیر فنی پیش نیروهای قدیمی رنگی نداره، یه نیروی تازه وارد و از همه جا بی خبر رو مسول بازگردانی دیتاهای دیتابیس از روی کوبر و الستیک کرد؟!؟!؟!؟!؟ یعنی تنها شانسی که شرکت آورد این بود که قبل از این خراب کاری، خیلی اتفاقی یکی از دیتابس دو ساعت قبلش بک آپ گرفته بود. حرف های تیم دواپس رو در مورد شعبده بازی های مدیر تیم فنی حتما جویا بشید. اول هر فصل به شما قول می دن که اگر این فصل خوب کار کنی، بهت پاداش می دیم. شما یه فصل به شدت کار می کنی بعدش مواجه می شی با هزارتا ایراد که، نه کی گفته شما محق دریافت پاداش هستید؟ فصل بعد تلاش کنین دوباره. فصل بعد مجدد حسابی تلاش می کنین که برسید به هدفی که شرکت تعریف کرده. جز اضافه موندن و روزهای تعطیل هم کار کردن، رسیدن به هدف ها شدنی نیست. بعدش که موفق می شید تا به هدف شرکت برسید و شرکت می بینه که هیچ بهانه ای نمی تونه برای ندادن پاداش بیاره و هیچ ایرادی بگیره، بهتون می گه که تایک ماه دیگه پرداخت می کنیم. بعد از یک ماه وقتی پیگیری می کنید می گن که تا یک ماه دیگه پرداخت می شه. اینقدر عقب می اندازن که یا شما فراموش کنین یا خسته بشید و این روند ادامه داره. پاداش پاییز سال 1401 رو الان که اردیبهشت 1402 هست هنوز هم پرداخت نکردن.
من تجربهی کاریام را در یکی از کارفرماهای وزارت اطلاعات تعریف میکنم که به ظاهر یک پژوهشگاه فناوریهای پیشرفته است. محیط کار خیلی خشک و ادعای حرفهای بودن ندارد؛ در واقع فضا تنها پوششی است و اوضاع اداری خیلی غیرحرفهای و به نظر میرسد که مدیریت کماهمیت است. سالها به اجبار برای آنها کار کردم و میدانم که برایشان اهمیت چندانی قائل نیستند. اگر به نحوهی خودنمایی و داشتن معرف اهمیت بدهی، میشود کنارشان بود، اما مصاحبهی فنی ندارند و به جای آن مصاحبهی عقیدتی سختی برگزار میکنند؛ حتی دربارهی موضوعات بیربط مثل سخنان امام جمعه و سخنان بیربط دیگر سوال میکنند. این مکان از نظر منابع خیلی ضیعف است و اگر به حساسیتهای خاصی اهمیت بدهی، در زمان کوتاهی فشار عصبی زیادی تحمل میکنی. نکته این است که کار خیلی مهم نیست و معمولا افراد بدون تخصص آنجا جمع هستند؛ تنها چند نفر بهطور اتفاقی تخصصی دارند و تلاش میکنند کار افراد کماستعداد را خنثی کنند. پول زیادی در اینجا تلف میشود و گاهی حقوق کارمندان به دلیل کمبود بودجه کاهش پیدا میکند. در پروژههای مختلف فشار زیادی تحمل شد و به جای اینکه تشویق یا مرخصی بدهند یا ساعات اضافهی بدون حقوق را جبران کنند، به کارمندان فقط تصویری ثابت از مدیران داده میشد که قاب شده بود. همان زمان به خودم فحش دادم که چرا با این شرایط ادامه دادم. اگر قصد رفتن به اینجا را دارید، باید بدانید که علاوه بر از دست رفتن زمان، حقوق با توجه به مدرک و پایهی کارگری محاسبه میشود، مستقل از سمت یا کار فعلی. در نهایت: اگر دنبال پیشرفت حرفهای و تعهد واقعی نیستید، یا حقوق نسبتا کم را میپذیرید و با اینکه برای افرادی با ظلم رفتار میشود مشکلی ندارید، اینجا میتواند جای مناسبی باشد تا زندگی بیدغدغهای بدون تلاش صنعتی را تجربه کنید.
با منبعی که در تجربه آمده، چهار سال همکاری بهعنوان توسعهدهنده فرانت دارم. مجموعه، ویژگیهای مثبت زیادی داره از جمله امکان امریه سربازی که در طول دوران خدمت ۱۲۰ تا ۱۳۰ ساعت به عنوان سربازی محاسبه میشود و مابهالتفاوت اون با حقوق توافقی برای ساعات همکاری پرداخت میشود. تیمهای مختلفی وجود دارد که بهخاطر همین روابط در هر گروه ممکن است تفاوتهایی احساس شود، اما بهطور کلی خوب نیستند. با نیمهدولتی بودن، شرایط شرکتهایی با ماهیت دولتی از نظر پوشش و رفتوامد تا حدی مشابه است. برای تازهکارها که دنبال کسب تجربهاند، جای مناسبی به نظر میرسد، اما اگر حرفهای باشید توصیه نمیکنم. با تغییر مدیریت، سیاستها تا حد زیادی دستخوش تغییر میشوند و بسیاری از امور مثل پرداخت پاداش و کارانه بهصورت سلیقهای اداره میشود. فضای کار از نظر جو عمومی کمی مذهبی است.
من چند سال پیش توی این شرکت مشغول کار بودم، در واقع team lead داشت یک تیم جمع میکرد و حدودا ۵ نفر جدید رو به تیم اضافه کرد، تکنولوژی که استفاده میشد توی پروژه چیز خیلی جدیدی نبود ولی چون پروژهای روش کار میکردیم چند سال بود لانچ شده بود نمیشد بهشون خرده گرفت، (ولی توی پرانتز بگم که توی شرکت قبلی که بودم یه پروژه اصلیش عمر بیشتری از این پروژه داشت، ولی تکنولوژی استکاش زمین تا آسمون با این پروژه فرق داشت و جدید بود). خلاصه حدودا ۳ ماهی مشغول بودیم که یه دفعه دیدیم جناب team lead کلا تسویه کرد و رفت به یه شرکت معروفتر! خیلی از بچهها تا مدتها برای انجام تسکها به مشکل خوردن و مجبور میشدن باهاش تماس بگیرن؛ درنهایت هم اکثر اون نفرات جدید که ذکر کردم هر کدوم در بازهی زمانی چند ماهه از شرکت جدا شدند و آخرین نفرشون هم من بودم...
دورانی که در شبکه بانان پاژ کار میکردم با مدیریت سطح بالا و دیدگاه از بالا به پایین همراه بود. مدیران به اشتباهات و مشکلات فنی فکری نمیکردند و پذیرش نمیکردند. برای ورود به شرکت سفته گرفته شد و قرارداد بلندمدت منعقد شد. برخورد با پرسنل از نظر اصول اخلاقی مطلوب نبود و فضای کار در این زمینه چالشزا بود. انتظار حضور در محیط کار بیش از ساعات استاندارد بود و اضافهکاری پرداختی نبود. دستمزدها رضایتبخش نبود و به اندازه کافی پروژه وجود نداشت.
بهطور کلی تجربهی من در این شرکت خیلی ناخوشایند بود. گروهی از همکاران با رفتاری ناپسند و پر از خودبرتربینی کار میکردند، بهویژه مدیر سئو که نامبردن از او باعث شرمساری است. این افراد با تهدید و فشار سعی میکردند از من و تیم امتیاز بگیرند؛ مثلا میگفتند اگر ده دقیقه دیرتر به کار شروع کنید، فورا جریمه میشوند. آنها دائما با هر مشکلی در گروه حضور پیدا میکردند و با لحن منتگذاشتن به کارمندان میگفتند حقوق ثابت میگیرند و باید خیلی خوب کار کنیم در غیر این صورت نویسندههای خارج از شرکت با مبالغ بالاتر برای ما خواهند نوشت. حقوق پایه بر اساس نرخهای وزارت کار بود و پرداختها هم خیلی بدون نظم انجام میشد؛ گاهی بهروز نبودن یا تاخیری دو ماهه در پرداختها وجود داشت و گاهی تا ۷۵ روز هم طول میکشید. من خودم هم تنها یک ماه پس از قطع همکاری با پیگیری دقیق، تسویه دریافتم.
شرکت همکاران سیستم فرهنگ سازمانی بسیار خوبی دارد و برخورد بین پرسنل بسیار خوب است اما خب پس از مدت بسیار کمی بعد از ورود متوجه فشار زیاد کاری و عدم دریافت حقوق مکفی میشوید و از شما انتظار اضافه کاری میرود ولی در قبال آن پولی به شما پرداخت نمیشود و از طرفی پیشرفت کاری نخواهید داشت زیرا به عنوان برنامه نویس فقط کپی پیست میکنید بنابراین پیشنهاد من این است هیچ وقت بیشتر از یکسال در این شرکت نمانید اما اگر دنبال کارمند بودن هستید جای مناسبی میباشد اما قید پیشرفت را بزنید
محیط شرکت سمی هست همه با هم دشمن هست من تو تیم آقای علی مقدس زاده بودم. ایشان متاسفانه پرسنل خودشو مرتب تحقیر میکنه و با هم مقایسشون میکنه رفتارهاشون مناسب نبود و توقعات به نظر نابه جا داشتن کار تیمی و همدلی تو این شرکت وجود نداره و همه یکجوری با هم بد برخورد میکنند. یعنی فرهنگ سازمانی شرکت این طور هست. وقتی مشکلی پیش میومد همه گردن هم مینداختن و یک محیط سمی و بدی وجود داشت. علی مقدس زاده ما رو مجبور میکرد تا 9 شب تو شرکت بمونیم که طبیعتا کارایی افراد از شدت خستگی پایین میاد. حقوق هم کم بود و واقعا دیگه ارزش موندن نداشت. واقعا ای کاش تو این شرکت نمیرفتم.
خیلی بد بعد از چند روز تصمیم گرفتم بیام بیرون واقعا افتضاح و بی ادبن نگاه بالا ب پایین دارند و حالم ازشون بهم میخوره.واقعا اگه یه بمب داشتم مینداختم تو ساختمان روز اول!
در محیطی ناسالم کار میکردم که فضای آن به شدت مسموم بود و از نگاه بالا به پایین مدیران تغذیه میشد. مدیران به کارمندان با رفتار تحقیرآمیز و توهینآمیز و با نگاهی سرافکنده اما هدفدار نگاه میکردند و زبان نامناسب و رکیک بین همکاران رایج بود. به حریم خصوصی افراد بیاحترامی میشد و گاهی تعرضی غیرحرفهای به حریمها صورت میگرفت. مدیران ناکارآمد اغلب بر پایه رابطه خانوادگی یا دوستی با مدیرعامل منصوب میشدند و دانش لازم را در حوزه مربوطه نداشتند. انتظار برای ماندن در شرکت بیشتر از ساعات کاری بود، در حالی که اضافهکاری یا کار مرتبطی ارائه نمیشد و حقوق و مزایا هم به اندازه کافی نبود. از کارمندها سفتههای سنگین اخذ میشد بدون ارائه سند قرارداد یا کپی از سفتهها با عنوان حسن انجام کار، و برخی پروژههای کافی برای یادگیری نیروها در بازار کار وجود نداشت.
برای مصاحبه رفتن با انتظارات بالایی به شرکت نرمافزاری هلو نشسته بودم، اما برخی اظهار نظرها از طرف تیم مقابل برایم غیرمنطقی بود. انتظار داشتم با نام و سابقهای که نشان از حرفهای بودن دارد، رفتاری حرفهایتر ببینم. در یکی از گفتوگوها بابت اینکه رزومه را از جابینجا فرستادهام سوال کردند و من هم توضیح دادم که اگر آگهی در جابینجا منتشر شده بود، رزومهام را آنجا فرستادهام و... نتیجه نهایی مصاحبه را دریافت نکردم.
در شرکت سه کلیک به من گفتند نباید با همکاران ارتباط دوستانهای خارج از محیط کار داشت، فقط باید همدلی کاری باشه و رابطهای بیرون از شرکت برقرار نشود. دلیلشان این بود که شاید در آینده بخواهند با من ترفیع بدهند و آن دوست همکار بتواند جلوهای ناخوشایند به کار بزند و روی عملکرد هر دو اثر منفی بگذارد. نکته دیگر این بود که حقیقی برای زمان استراحت ناهار یا امتیازات مشابه نیست و تا ساعت پایان کار معمولا به انجام تسکها اهمیت میدهند تا اینکه به ناهار برسند. به خاطر همین، تا ساعات کاری تا پایان انجام تسکها ترجیح میدهند و ناهار دیر یا حتی نخورده باقی بماند.
رویای پیوستن به تیم BI در شرکتی با نام رستافن همچنان برای من مشخص است و نکتهای که بیش از هر چیز به چشم میخورد، طولانی شدن فرایند و رفتارهای نامتعارف برخی از مسئولان است. در جریان مصاحبه برای موقعیت BI developer، حدود سه ماه درگیر مراحل مختلف مصاحبه بودم و هر بار تنها یک گام جلو میرفتیم. به نظر میآمد که فرایند استخدام برای آنها به پایان رسیده، حتی حقوق پیشنهادی هم مطرح شد؛ اما در نهایت هیچ تماسی از سمتشان دریافت نکردم. در تماسی که با یکی از مسئولان داشتم، گفتند که گزینههای دیگر هم بررسی میشوند و اطلاع میدهند، هرچند برخی از این قولها با حقیقت همسو نبودند. به نظر میرسید که وعدههای مبالغ حقوق بالا برای جلب توجه من و کنار زدن سایر گزینهها به کار میآید تا من را در چنبر تصمیمگیری نگه دارند. از دید همکاران دیگر، به نظر میرسد که این روند در فرایند استخدامشان تکراری است و به نوعی طرحی برای نگه داشتن نامزدها در مسیر استخدام است. در خصوص روال مصاحبه باید بگویم برخوردشان محترمانه و حرفهای بود، اما رفتارهای انجامشده با من بهگونهای بود که حس کردم اصلا با شرایط واقعی و انتظارات من همسو نیست.
مصاحبهای که تجربهاش را دارم خیلی غیرعادی بود. گویا جلسه با گوگل میت برگزار شد و بیش از بیست دقیقه هیچکس حضور نداشت تا من را تأیید کند؛ وقتی تماس گرفتم یادشان آمد جلسه دارند و تاخیر جلسه به حدود بیست و پنج دقیقه رسید. طبق ایمیلی که قبلا فرستاده بودند قرار بود سه نفر مدل مصاحبهکننده حضور داشته باشند، اما تنها یک آقا آمد که نامش در لیست سه نفر نبود و اصلا در ایمیلها هم به نامش اشاره نشده بود. طبق توضیحات ایمیلی که ارسال شده بود، جلسه باید یک ساعت طول بکشد، اما ایشان گفتند فقط بیست و پنج تا سی دقیقه وقت داریم. فقط از من خواستند درباره تجربه و رزومهام صحبت کنم و گفتند هیچ سؤالی مطرح نمیکنند و تنها شنوندهاند. از من پرسیدم ایشان چند ماه است در شرکت هستند و کارشان کنترل پروژه است، توضیح دادند که کارشناس کنترل پروژه هستند که میخواهند با من مصاحبه کنند. در پایان گفتند نظر من را به منابع انسانی منتقل میکنند بدون انجام مصاحبه تخصصی یا روانشناسی یا ارزیابی وسیعتر. دو روز بعد هم ایمیل آمد و گفت نتیجه ارزیابی به دلیل سوابق کاری و حرفهایام با پوزیشن ما همخوانی ندارد. من در زمینه مدیریت پروژه و مدیریت محصول ده سال سابقه دارم، اما بدون مصاحبه تخصصی و احتمالا با نگاه سطحی از ظاهر یا نحوه صحبت، ارزیابی شدم. اگر سوابق من مناسب نبود چرا رزومه برای مصاحبه تأیید شد، اگر مناسب بود چطور بدون مصاحبه تخصصی متوجه شدند که تجربه کاری ندارم؟ اگر قصد ارزیابی شخصیت و رفتار من را داشتند چرا مصاحبه منابع انسانی انجام نشد؟ روانشناسی سؤال نکردند؟ فقط حدود یک ربع از سوابق کاریام گفتم و همین کافی شد تا نتیجه بدهند؟ قطعا سوالاتی که میتوانست پررنگ باشند، پرسیده نشدند. واقعا تجربهای عجیب بود و به نظر میرسید معیارهای ارزیابی به طور قابل توجهی سادهگیرانه یا ناقص بود.
برای من مشخص شد که فرایند مصاحبه با این شرکت در واقع خیلی سریع و بهطور آنلاین آغاز شد. پس از فرستادن رزومه، از طرف واحد منابع انسانی تماس گرفتم و زمان مصاحبه بهصورت اسکایپی تعیین شد. نخستین جلسه مصاحبه که جنبه فنی داشت، حدود یک ساعت طول کشید و در پایان گفتند در صورت تأیید پس از بررسی، یک تسک برای من ارسال میشود. حدودا یک ساعت بعد تسک در گروه اسکایپی منتشر شد؛ پروژهای کامل از پنل ادمین که لزومی به رعایت زمان نداشت اما پیادهسازی تعدادی جنبه پیچیده هم داشت که به نظر من حرفهای نبود. من کار را انجام داده و تحویل دادم. از من خواسته شد که کد را برایشان ارسال کنم، اما تمایلی به این روند نداشتم و بهجای آن چند مورد را بهصورت انتخاب مسئول فنی برایشان فرستادم و کل پروژه را آنلاین در اختیارشان گذاشتم تا بتوانند بررسی کنند. در حین مصاحبه با این شرکت همزمان با شرکتهای دیگری در حال مصاحبه بودم و اغلب آنها را پذیرفته بودم؛ به همین دلیل دوست داشتم روند کار زودتر پیش برود. چند روز بعد با پیگیری خودم معلوم شد که باید یک جلسه حضوری با منابع انسانی بگذارم که برگزار شد و گفتند دو روز دیگر نتیجه را اعلام میکنند؛ با وجود این، پس از دو روز خبری نشد و دوباره پیگیری کردم و گفتند باید جلسه دیگری با مدیر فنی تیم انجام دهم، که باز هم حضوری بود و باعث تأخیر دیگری شد. پس از این جلسه نیز قول دادند که تا فردا نتیجه را اعلام میکنند، اما سه روز گذشت و همچنان پاسخی نگرفتم. احساس کردم رفتار تیم نسبت به من محترمانه نیست، به ویژه اینکه اگر تمایل به همکاری نداشتند هم میشد صریح اعلام کنند. در رابطه با مسائل مالی و مزایا که با مسئول منابع انسانی مطرح کرده بودم، برخی نکات واضح بود و برخی دیگر مبهم: - بیمه بهطور کامل تأمین میشود یا میشود رد کرد؟ پاسخ روشن نبود. - در انتهای سال تنها عیدی وجود دارد که برابر با دو پایه حقوق وزارت کار است. - سنوات وجود ندارد و در عوض مالیات و حق بیمه از فرد کسر میشود یا نمیشود واضح نبود. - بستههای تشویقی یا هدایای مناسبتی بهطور منظم نیست و گاهی ممکن است داده شود. - پاداش فصلی وجود ندارد. - وعده ناهار و صبحانه داده نمیشود. - نحوه محاسبه حقوق به صورت ساعتی بود اما با وضعیت تماموقت، که برای من عجیب بهنظر میرسید. - ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از هشت تا چهار و پنجشنبه تا ظهر بودند؛ در صورت تمایل میشد پنجشنبه را نیامد و ساعات را در طول هفته جابهجا کرد. همچنین از یکی از دوستان که در آنجا کار میکردم شنیدم که بهنام بچهها بدون اطلاع آنها از بانک رسالت برای شرکت وام گرفتهاند. در نهایت به نظر من گزینههای دیگر کاری ممکن است برایم مناسبتر باشند.
از همان ابتدای ورودم نگاه های بالا به پایین برای من آزار دهنده بود .بعد از دوره آزمایشی به طرز کاملا نمایشی این رفتار تغییر کرد.رسما بچه ها تشویق میشدند به شو آف و بزرگ جلوه دادن کارها .به راحتی میشنیدی که افرادی پشت سر دیگران حرف میزنند . فریموورک بخش core banking هم طوری طراحی شده که عملا دولوپر ها تبدیل میشدند به coder و هیچ رشدی در اونجا با حجم بالای تسکهای بی ارزش (از لحاظ فنی) ممکن نیست. بسیار کوتوله پرور بودند و برای اسکیل آپ فقط موارد پیشنهادی خودشون که بسیار هم معمولی بود رو پیشنهاد میدادند. مدیر پروژه در داتین اجازه داشت انواع برچسب های شخصیتی و روانی رو به نیروهاش بزنه و حتی دوره هم برای رفع اون برچسب پیشنهاد میداد که که اگر در اون دوره شرکت نمیکردیم، نمره منفی در اسکیل آپ فردی منظور میکرد. دقیقا نظام ارباب و رعیتی رو به خوبی پیاده میکردند. روابط فامیلی اونجا بسیار زیاد بود و کسانی که اهل رابطه نبودند، به خاطر وجود مافیا به شدت از لحاظ روحی اذیت میشدند. فرهنگ سازمانی بسیار پایین بود . هر روز با شروع کار احساس میکردم یک دور بازی مافیا شروع شده و دائما با رفتار های غیر انسانی بعضی از افراد تیم غافلگیر میشدم. داتین جای ترسناکی بود و من افول انسانیت رو اونجا به چشم خودم دیدم . متاسفم برای مدیران داتین ...
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.