برای من این تجربه خیلی ناامیدکننده بود و از همین اول باید بگم که رفتار بعضی مدیران باعث شد حس کنم جای کار امن و عادلانهای نیست. مدیران رفتار حرفهای ندارند و دخالتشان در کار تکتک کارمندها مشخص بود. سطح دانش مدیریتی پایین است و بیادبی هم توی رفتارها دیده میشد. یکی از مشکلات اصلی اینجا این بود که به موقع حقوق پرداخت نمیشد و کسر تایم ناهار از حقوق هم وجود داشت. مرخصی به راحتی داده نمیشد و قولها و تعهداتی که در مصاحبه داده میشد فراموش میشدند یا عملا نقض میشدند. از نکات جالب این شرکت این بود که به جای مدیریت، اکثر زمان مدیران صرف مصاحبههای روزانه میشد؛ به محض ورود نفر جدید، بعد از چند روز متوجه میشد که اینجا جای کارش نیست و به صورت ناخوشایند فرار میکردند. در نهایت حقوق آخرین ماه هم به سختی پرداخت میشد. به گفتهی من کارمند، این مجموعه هم از نظر ساختار مدیریتی و هم از نظر رفتار کاری با چالشهای جدی روبهروست و تجربهی همکاری با این شرکت واقعا ناامیدکننده بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت هنری را تجربه کردم و برخلاف ظاهر آرامشبخشش، با چیزهای زیادی مواجه شدم که واقعا قابل گفتن بود و میتوانست به هر کسی که این متن را میخواند دید بهتری بدهد. از همان ابتدای کار متوجه شدم حقوق در جلسات مصاحبه وعدههای روشن داشت اما هنگام پرداخت با مقدار متفاوتی روبرو میشدم و وقتی دلیلش را میپرسیدم، میگفتند که انتظارها برآورده نشده است؛ با اینکه این اتفاق را بین همکارانم هم شنیده بودم، عیدی و سنواتی که به ظاهر وعده داده بودند، در همان مبلغی پرداخت میشد که برای حقوق پایه در نظر گرفته شده بود. در پایان کار هم وضع مسأله تسویه بهگونهای بود که بهترین حالت این است که حقوق ماه آخر پرداخت نشود؛ این موضوع را از ده نفر پیگیری کردم و دیدم فقط یک نفر تسویه کامل داشت. از نظر کارمندهای تازهورود، جابهجایی پرسنل به شدت زیاد است و اکثر افرادی که وارد شرکت میشوند کمتر از یک ماه میمانند؛ شاید تا سه چهار ماه آنها به قدیمیترین عضو تبدیل میشوند اما همچنان وضعیت پایداری نیست. در مورد پیشرفت و رشد شغلی هم اوضاع خوب به نظر نمیرسید؛ به مرور متوجه میشدی که نباید با شیوههای اصولی و فنی که آموخته بودی کارها را انجام بدهی و تمام کارها باید با دقیقترین نظرهای مدیرعامل بیتخصص که در زمینههای مختلفی مثل عکاسی، حسابداری، برنامهنویسی و تولید محتوا خود را متخصص میداند، سازگار شود. یکی از مسائل نیز دریافت سفته بود که خیلی وقت است هنوز برنگشته است. تداخل کار با زندگی شخصی هم موضوعی بود که به خاطر حضور مداوم در زمان کار و پایان هفتهها، با تماسهای مکرر برای انجام کار روبهرو میشدی. ساعت کاری نیز طولانیتر از سایر جاها بود و هر روز نیم ساعت به عنوان ناهار از حقوق کسر میشد و مرخصی هم محدود بود؛ وقتی اجازه میدادند، باید کار مهمی داشت که با جزئیات دقیق برای مدیرعامل توضیح داده میشد. حقوقها معمولا بهموقع پرداخت نمیشدند و این تاخیر در اقساط هم بارها تکرار میشد. از همان ساعات اولیه کار، میشد برخی از این مسائل را درک کرد و تجربه نشان میدهد که بهتر است از همان ابتدا نسبت به این نکات هوشیار باشی و به خودت فرصت بدهی که تصمیم بهتری بگیری.
من برای مصاحبه رفتم. تازه کارم و سریع مصاحبه رو بعد پنج تا سوال تموم کردن. واقعا سواد منو با کلا پنج تا سوال ریز سنجیدن. دیدم اینقد سریع تموم شد گفتم بهم فیدبک بدین. خانمه گفت یه ساله یاد گرفتی؟ تو یه سال خیلی بیشتر ازینا میتونستی یاد بگیری! خیلی حس بدی برام ایجاد کرد. خیلی هم «فیدبک» محسوب نمیشد... شرکتی که با یه ادم ناشناس تو مصاحبه اینطوری برخورد میکنه نمی دونم دیگه با ادم هایی که هر روز داره باهاشون کار میکنه چطوری برخورد میکنه.
برای من تجربهی اولم در دنیای کار این بود که با حدس و گمان و ترس از اشتباه و بیتجربگی، مدت زیادی در یک شرکت میموندم. حقوق کارفرما فقط به نام اداره میخورد و پنج ماه عقب میافتاد، ناگهان چکی میآمد و با بیمه هم همان پنج ماه را پوشش میداد. آخر کار هم عیدی، سنوات و اضافهکاری خبری نبود و در سال ۹۸، هفت میلیون تومان از دستم در رفته بود؛ شکایتی هم ثبت کردم و مدیر شرکت، که ادعا میکرد سنی در حدود هفتاد و پنج دارد، تا امروز خبر دارم که دو شکایت دیگر هم از او ثبت شده است. رئیس شرکت برای مشتریها کلاهبرداری میکرد و پروژهای که ده میلیون ارزش داشت را سی و پنج میلیون میگرفت، سه ماه هم حقوق عقبافتاده را هر ماه پنجصد تومان میداد و بعد برای توجیهش میگفت که آیفون خریدم و خیلی هم عالی است؟
شرکت به شدت سنتی. عدم تسویه ی به موقع معمولا بعد از سه چهار ماه توسیه میکنن تسویه و سنوات رو با پایه حقوق محاسبه میکنن. زیر مجموعه ی هولدینگ گلرنگ به هیچ عنوان کار نکنید. چون دستور از بالا میرسه و تمام شرکت ها تابع قوانین گلرنگ هستن. اولش وعده و قول زیاد میدن که ما چنین و چنانیم ولی متاسفانه موقع خروج متوجه میشید که کجا کار میکردید
شرکتی با رویکردی بسیار سنتی بود و پرداختها به موقع انجام نمیشد، معمولا بعد از سه چهار ماه تسویه میشدند. حقوق پایه روی تسویه و سنوات اثر میگذاشت. زیرمجموعههای هولدینگ گلرنگ را به هیچوجه توصیه نمیکنم، چون از بالا دستورات میرسد و همه شرکتها تابع قوانین گلرنگ هستند.
من چندسال اینجا کار کردم البته بعدا فهمیدم چقدر اشتباه کردم حقوق سر حقوق هر ماه ی داستانی داشتیم هربار ی چیزی اشتباه حساب میشد هیچ کدوم قوانین اداره کار رعایت نمیشد. ی بار اضافه کار ی بار مرخصی ها ی بار هم پایه حقوق تغییر کرد وسط سال و... حسابداری و منابع انسانی کلا افتضاح فنی کار کلا استرسی و فورس و فوری در صورتی که هیچکدوم فورس نبوده الکی استرس وارد میکردن. ی مدیر هست که بی ادب و فقط من میگه نظراتتون خیلی مهم نیست. کار درست بکنی میگه چون من گفتم ... اگه کار اشتباه بکنی میگه تو... نگاهش همیشه از بالا به پایین همکارها خیلی روشون نمیشه حساب کرد از لحاظ فنی خیلی پایین ولی ادعای بالایی دارن ته تجریه کاریشون ی دوتا سایت. کلا زیراب زن البته من خیلی وقته اومدم بیرون ولی خبر دارم هنوز هم هستن اینا حجم کار ظاهرا تایم ثابت داره ولی همیشه باید گوشی بدست اماده باشی شب نصفه شب روز تعطیل زنگ میزنه و بدون سلام گفتن فقط کارشو میگه مدیر رو میگم
من حدودا پنج ماه است تو این شرکتم وقتی نظرات را خوندم خیلی تعجب کردم حتی این احساس بهم دست داد که واقعا بعضی ها مغرضانه نوشتن چراش را نمی دانم .من بالغ بر ده سال تجربه کاری دارم و تجربه سه شرکت تقریبا بزرگ و متوسط را دیدم کمتر شرکتی دیدم اینقدر مدیرانش با همکاران احساس نزدیکی کنند بعضی از مدیران بسیار بی ادعا هستند و بطوری که من تا مدتها نمی دانستم کسی که بعضی وقتها وسط سالن می شینه یکی از فاندرهای کل مجموعه است تا تو جلسه معارفه که سر یک ماه برگزار شد فهمیدم. وقتی در مورد اینکه چطوری این شرکت شکل گرفته و رشد کرده صحبت کرد تازه فهمیدم چرا اینجا همه با هم سلام میکنند و احترام می گذارند نمی خواهم بگم همه چی گل و بلبل است اما واقعا شرکت تلاش میکند شرایط را بهتر کند و این برای کسانی که منصف باشند قابل درک است . مسیر رشد برای افراد فراهم است همه سعی میکنند از هم پشتیبانی کنند و کمتر دغدغه کسب درآمد کوتاه مدت شرکت دارد برعکس خیلی از شرکتهای بخش خصوصی به نظر می رسد سهامداران اینجا دنبال خلق ارزش برای جامعه هستند . من واقعا کار کردن تو این شرکت را توصیه میکنم و خیلی دوست دارم بتونم کمک کنم تا همچین شرکتی موفق بشه . یکی از نکاتی که خود من را اذیت میکند اینه که شرکت در حال رشد است و این باعث شده یکسری بی نظمی ها تو شرکت ایجاد بشه که به نظرم ناگزیر است . من دوست دارم بهش نمره چهار یا چهار و نیم بدهم( چون جا برای بهبود دارد ) اما چون می بینم بعضی ها خیلی بی انصافی دادند من پنج می دهم
با وجود اینکه شرکت اقامت ۲۴ امکانات خوبی مثل تیم متخصص و زمانبندی انعطافپذیر را ارائه میکرد، اما بهطور کلی تجربه من از اون سازمان منفی بود و باعث شد نگاه من به آیندهی شغلیام تزلزل پیدا کند. در کنار مزایا، مشکلات هم به شدت وجود داشت و در نهایت تصمیم به خروج گرفتم. مزایا: تیم تخصصی قوی و ساعات کاری انعطافپذیر؛ تا زمانی که مدیر مستقیم حضور ندارد، آزادی عمل زیادی داشتم. معایب: مدیریت ضعیف و نمودار سازمانی رو به افول، محیط کار قدیمی و غیر جذاب، حقوق پایین نسبت به سطح کار، نبود فرهنگ سازمانی روشن، حضور افراد با رفتارهای نامناسب که با بحث مزایا و انقلاب دائما مزاحمت ایجاد میکردند. در کل، در مشهد رقبایی مانند یک مجموعه نسبتا مدرن و سازمانیافته وجود دارند؛ اگر قصد ورود به صنعت گردشگری دارید، اقامت را بهعنوان اولویت پایین در نظر بگیرید. بالاتر از ایران هتل و … نیز حضور دارند.
سال ۱۴۰۰ را به یاد دارم وقتی میانگین دغدغههای شغلی را کنار گذاشتم، این شرکت در زمینه حقوق و مزایا عملکرد نسبتا خوبی داشت. حقوق به موقع یا زودتر از موعد پایان ماه پرداخت میشد و برای مناسبتهای مختلف ارزاق و هدیه نقدی در نظر میگرفتند. به عنوان مثال برای روز زن و روز مرد مبلغی به صورت هدیه نقدی اختصاص میدادند. اینجا به نظر میرسید که دورههای رفاهی تعریف شده و آییننامههای حمایتی نسبتا مناسبی وجود دارد، و پروژههای خوبی در بازار ارائه میشد. از نظر من، شرکت امنافزار در حوزه امنیت، یکی از گزینههای نسبتا مطلوب برای کار کردن محسوب میشد.
مدیر عصبی ، محیط کاری غیر حرفه ای و خاله زنگ . خلاصه اگه دنبال کار تو محیط حرفه ای هستین اصلا پاتونو همچین جایی نذارید، قشنگ براتون جا میفته چرا بعضیا پیشرفت نمیکنن!!! ادعا بدون عمل
سلام اگر دوست دارید در طویله کار کنید میتونید پارس پک رو انتخاب کنید. هیچ کدوم از مدیران این شرکت دارای شعور درست درمونی ندارن، بیشعور تر از غ.... وجود خارجی نداره. پول اصلا پرداخت نمیشه هر ۳ ماه یکبار پول میدن،توقع دارن روزی ۱۲ ساعت براشون کار کنی (حمالی بدون پول)،نصف شب زنگ میزنن ازت کار میکشن اصلا مدیران این شرکت فاقد شعور هستند. اگر در تایم کاری ۱ دقیقه استراحت کنی یکی است که درلحظه داره چک میکنه و ۱ ساعت برات مرخصی بدون حقوق رد میکنه. اگر کسی سرویسی خرید کرده اگر شده به دروغ باید تسک اوکی رو پشتیبانی براش ارسال کنه. حالا حساب کنید چه خبره تو این شرکت
این شرکت را از منظر من واقعا بینظم میدانم؛ مدیران هر لحظه تصمیمی میگیرند که معلوم نیست دقیقا چه هدفی دارد و تیمی با تجربه کمتر به کدنویسی مشغول است. به نیروها توجهی نمیشود و انگار احترام چندانی برایشان قائل نیستند. تنها نکته قابل ذکر این است که یک مدیر پروژه در این شرکت دیده شده که کمتر از چهار ماه دوام آورد و ترک همکاری کرد. از نظر سطح دانش مدیران بالا دست، کمترین امتیاز را میشود داد و تجربه کاری هم نشان میدهد که هیچچیزی در سازمان ثبات ندارد. اگر قصد دارید در شرکتی کار کنید که هیچ ساختار مشخصی ندارد، میتوانید اینجا را انتخاب کنید. امتیاز من به این شرکت حدودا یک است؛ چرا که چیز دیگری ندارد که بیشتر بدهد؛ البته حتی یک هم خیلی هم نیست. انشاءالله در آینده بیشتر درباره این شرکت بنویسم.
کار کردن در این شرکت انرژیام را میگیرد و هیچ ثمری برایم ندارد. مدیریت هیچ استراتژی مشخصی نمیشناسد و رفتار حرفهای هم ارائه نمیدهد. در نهایت متوجه شدم برخی پوزیشنها دقیقا وظیفهشان چیست مشخص نیست، اما همهشان کار واحدی انجام میدهند و آن هم خراب کردن تجربه کاری همکاران است.
در این شرکت دو سال تجربه کردم و با صدایی متفاوت از خودمان به نحوه مدیریت برخورد کردم. خیلی از وقتها احساس میکردم که اهمیت دادن به نیروهای انسانی مخصوصا نیروهای سینیور کم است و این موضوع آزاردهنده بود. بارها به اشتباه با سابقه دهسالهام به عنوان بیتجربه یا غیرپخته برخورد میشدم و در درخواستهای مربوط به قرارداد و حقوق اولیه هم با محدودیت و فشار مواجه میشدم. با این حال برای افراد تازهکار و کسانی که هنوز مدلهای سازمانی را در ذهن شکل ندادهاند، محیط میتواند فرصت ارتقاء محسوب شود و برای آن دسته از همکاران جوان تر فضای مناسبی ایجاد کند.
مدتی در این مجموعه مشغول به کار بودم و تجربهام با این شرکت را با شما در میان میگذارم. در گذشته، تیم یارا همکارانی پرتلاش و بهرهمند از دانش بالا داشت، اما به شکلی پنهان روابط و پارتیبازی تا حد زیادی تعیینکننده بود. برخی از مدیران دپارتمانها فعالیت مشخصی انجام نمیدادند و جریان سیاستها و قوانین پیچیده بر اساس واحدها متفاوت بود. واقعیت این بود که عدالت یا نظم مشخصی برای ارتقاء وجود نداشت و افرادی با استفاده از آشنابازی یا نمایش فعالیت، موقعیت شغلی برای خود دست و پا میکردند، لید میشدند و بعد از جمعآوری تجربهای مناسب، به شرکتهای معتبر یا خارج از کشور مهاجرت میکردند. نمایش بیش از اندازه و بزرگنمایی کارهای بیاهمیت، به عنوان کلید موفقیت در اینجا تلقی میشد و مسئولیتی که به من یا همکارانم داده میشد، گاه به فردی با تجربه کمتر اما حمایتبخش، سپرده میشد. حقوق و مزایا اغلب پایین بود و در دسته شرکتهایی با سفره حقوقی محدود قرار میگرفتیم. منابع انسانی بیش از هرچیز به منافع شرکت توجه میکرد و سیاستهای داخلی را به گونهای اجرا میکرد که منافع سازمان را در اولویت قرار دهد. فضا برای تفریح و رفاه کارمندان نسبتا فراوان بود و امکاناتی برای رفاه وجود داشت. در طول مدت کار، ممکن بود چند پروژه همزمان در دست اجرا باشد، اما به مرور اکثر آنها یا کنسل میشدند یا به فراموشی سپرده میشدند. در واقع پروژههای رهاشده و یا فیل شده در اینجا به وفور دیده میشد. این محیط به ویژه برای دانشجویان یا افرادی که تجربه نسبتا کمی دارند و به دنبال فضایی برای یادگیری و کار هستند، مناسب است. از طرفی به افراد تخصصی توصیه نمیشد به این مجموعه وارد شوند.
شرکت امن افزار گستر شریف را تجربه کردم و میخواهم با توجه به جنبههای مختلفش تصویر روشنتری ارائه بدهم. در ابتدای کار، اگر هدف شما تقویت توان فنی است، شاید این شرکت تا چند سال قبل روی حوزههای تازه کار میکرد، اما اکنون به دلیل ضعف در مدیریت و تمرکز بر مشتریان محدود، به نوعی سکته در مسیر ایدههای نو رسیده است. اگر آرزوی رسیدن به پست مدیریتی دارید، باید گفت بدون داشتن رانت کمتر میتوانید به سطحی فقط به عنوان نیرو فنی برسید و فراتر از آن احتمالا محدود میمانید. مشکلات اصلی شرکت به حضور مدیران رانتی و بیسوادی ظاهری و تظاهر مربوط میشود که چالشهای جدی ایجاد میکند. با این حال، مدیران فنی این شرکت در حال حاضر از لحاظ دانش و خلاقیت در سطح بالایی هستند، هرچند خیلی زود با فشارهای مدیریتی بالا تضعیف شده و نسبت به آن واکنش کمتری نشان میدهند. از منظر منابع انسانی، ارزش آن تا حد زیادی کاهش یافته است؛ به گونهای که حتی در مناسبتهایی مانند روز زن، هدیهای نسخهشده و ساده به کارمندان داده میشود.
از نظر من شرکت پیشگامان فناوری اطلاعات کهکشان محیطی پر از بینظمی بود. حقوقم به دو بخش تقسیم میشد و اختلاف بین آنها تا بیست روز گاهی طول میکشید. از نگاه مدیرعامل، تاخیر چهار ماهه در پرداخت حقوق هیچ مشکلی ندارد و نسبت به خیلی از شرکتها هم وضعیت بهتری داشتند. دسترسی به اینترنت به صورت کامل فراهم نبود و با فناوریهای نوین به طور کامل کنار میآمدند. برای تسویه حساب هم با حداقل حقوق دنیا هم حساب و کتاب میشد. در مجموع احساس کردم محیط کار سمی است و ارزش فکر کردن درباره کار در چنین جایی را ندارد؛ به نظر من این مجموعه دزدی به نظر میرسید. بنابراین توصیه میکنم به هیچ وجه به کار در این محیط فکر نکنید.
فقط میتونم بگم کار کردن توی این شرکت جز تلف کردن وقت هیچ چیز دیگه ای نیست اگه آیندتون براتون مهمه خرابش نکنید هیچ چیزی سر جاش نیست هیچ مزایایی ندارین و با شیرین بازی و عنوان کردن این که ما خیلی خفنیم شمارو تحت تاثیر قرار میدن خلاصه گولشونو نخورین
من در بیمیتو تجربه خوبی نداشتم؛ کار با ازکی بود که بعدا با بیمیتو ادغام شد. حجم کار بالا بود و چند نفر که با هم دوستی داشتند، شرکت را تشکیل دادند و مدیران شدند. مدیری که انتخاب شد، در واقع هیچ سافتاسکیل مشخصی ندارد و رفتار حرفهای را نمیشناسد. بطور کلی رضایت زیادی نداشتم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.