در مصاحبهای که داشتم با شرکت داده ورزی سداد، سه بار به عنوان کارشناس اوراکل داوطلب شرکت کردم و خوشحال بودم که پذیرش شدم و به عنوان عضوی کوچک از گروه خدمتگزار ادامه دادم. در جلسات سوال درباره دیتابیس، لینوکس و شبکه مطرح شد و بر پایه تجربیات و دانشی که بهدست آورده بودم، به آنها پاسخ دادم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
یه مصاحبه اولیه داره که از همین سولای معمول توی اینترنت میپرسن،مصاحبه دومشون سوالای عمیق جاوا اسکریپت میپرسن،مثلا نشت حافظه چیه…،حس خوبی داشتم بعد از مصاحبه و حالم خوب بود
یک هفته پس از ارسال رزومه با من تماس گرفتند. ابتدا یه مصاحبه تلفنی با من داشتند. بعدش منو به مصاحبه حضوری دعوت کردند. حس خوبی از محیط شرکت پیدا کردم. دو نفر با من مصاحبه کردند. خیلی رفتار دوستانه و خوبی با من داشتند. نگاه بالا به پایین نداشتند و جلسه مصاحبه را حرفه ای برگزار کردند. یک سری سوالات فنی پرسیدند که به اکثر سوالات جواب دادم. دو روز بعد با من تماس گرفتند و تاریخ برگزاری پنل ارزیابی تخصصی را بهم اعلام کردند. پنل بصورت اسکایپی برگزار شد و ایندفعه هم ارزیابان تخصصی خیلی حرفه ای و دوستانه رفتار کردند. در پایان جلسه بهم امتیاز دادند. روز بعد از تیم منابع انسانی با من تماس گرفتند و تایم مصاحبه منابع انسانی رو ست کردند. همزمان یک لینک مربوط به آزمون شخصیت شناسی رو برام فرستادند و یک سری مدارک اولیه از من خواستند که همان روز آزمون رو تکمیل کردم و به همراه مدارک اولیه براشون فرستادم. عصر همان روز مصاحبه HR هم برگزار شد و یک سری سوالات از من پرسیدند. کارشناس منابع انسانی هم خیلی خوب و حرفه ای رفتار کرد. کلا حس خوبی نسبت به شرکت داده ورزی سداد پیدا کردم. روز بعد، از تیم منابع انسانی با من تماس گرفتند و توضیحاتی راجع به شرایط کاری، جو شرکت، حقوق و مزایای شغلی بهم ارائه دادند. فایلی رو برام فرستادند که جزئیات مربوط به حقوق، پاداش و مزایای رفاهی توی اون درج شده بود و از من خواستند نظرم رو اعلام کنم. من هم موافقتم رو اعلام کردم. عصر همون روز مجددا با من تماس گرفتند و تایم مصاحبه با مدیرعامل رو بهم اعلام کردند که مرحله آخر بود و بیشتر جنبه آشنایی داشت. مصاحبه با مدیرعامل هم اسکایپی برگزار شد. برام خیلی جالب بود که مدیرعامل یه شرکت بزرگ اینقدر به نیروی انسانی خودش اهمیت میده و علیرغم مشغله زیاد، با همه پرسنل جدید مصاحبه میکنه. روز بعد از تیم منابع انسانی با من تماس گرفتند. بهم تبریک گفتند و اعلام کردند که پذیرفته شدم. من هم تشکر کردم. البته من موضوع رو به مدیرم اعلام کردم اما مدیرم قبول نکرد و با مدیرعامل صحبت کرد حقوقم را افزایش دادند و به همون عددی که شرکت سداد بهم پیشنهاد داده بود رسوندن. من هم چون با مدیرم ارتباط خوب و دوستانه داشتم مجبور شدم قبول کنم و از همکاری با شرکت داده ورزی سداد انصراف دادم.
در کل مصاحبه کننده ها چندان مسلط نبودند .در مورد جوابهای درست هم سعی داشتن که شک ایجاد کنند. سوالهای خیلی کلی پرسیده می شد و در واقع مثل امتحان گرفتن از یک جزوه بود که به نظرم به دلیل عدم تسلط کافی مصاحبه کننده ها بود. یکی از مصاحبه کننده ها فن بیان خوبی نداشت و همچنین رفتار مودبانه ای نیز نداشت. ساختمان و فضای شرکت منظم و مرتب نبود و حس خوبی در تازه وارد ایجاد نمی کرد. توصیه خاصی نمی تونم داشته باشم .فقط اگر قبل از مصاحبه بیشتر در مورد شرکت بررسی انجام می دادم .در مصاحبه شرکت نمی کردم .
یک مصاحبه فنی داره که چندان سخت نیست چون مصاحبه کننده چندان مسلط به چیزی که میپرسه نیست و بیشتر هدفش تشخیص اینه که با شما میتونه کار کنه یا نه … در واقع بیشتر بفکر منافع مدیریتی خودش هست که شما در آینده متوجه این قضیه خواهید شد! یک مصاحبه با معاون شرکت داره … یک مصاحبه عقیدتی داره و شما باید بری گزینش که زمان بره. بعنوان تجربه بد نیست . برای کسی که بخواد بلند مدت بمونه و حقوق مشخص کارمندی بگیره بد نیست ولی برای کسی که بخواد پیشرفت فنی کنه اصلا توصیه نمیکنم . ساختار کاملا بر اساس روابطه و رقابت برای گرفتن پست های مدیریتیه . بار علمی شما در اولویت نیست برای پیشرفت.
اول که از یه واحد با من تماس گرفتن نیم ساعت صحبت کردن و وقت یه مصاحبه دو ساعته برای یه روز دیگه گذاشتن…مصاحبه دوم هم با موفقیت انجام شد .بعد از اون برای من یک تمرین ارسال کردن که من اونو هم به خوبی انجام دادم ..رسید به پن ل جذب که اینقدر سوال های سخت و عجیب غریب پرسیدن که و بعد حدود یک ماه و نیم بهم گفتن شما تخصص داری ها ولی در اسکوپ ما نیستی ..به نظرم روند مصاحبه تو شرکت خیلی مسخره و بیهوده است ..هیچ جا اینجوری استخدام نمیکنن ..شما از کجا فهمیدین من به دردتون نمی خورم…یه دو هفته کار تست به من میدادین تا متوجه میشدین ..واقعا برای این سیستم جذب باید تاسف خورد
به دلیل اپیدمی کرونا مصاحبه روی اسکایپ و با یکی از اسکرام مسترهای فعلی آنجا برگزار شد. پس از مروری اجمالی بر سوابق قبلی در این شغل و مشاغل مرتبط با آن، موارد پایه ای چارچوب اسکرام مانند event ها و نحوه ورود این نقش به تعارضات داخل تیم بخش بیشتری از مصاحبه را به خود اختصاص داد. در ادامع راجع به ابزارهایی که استفاده کردم پرسیدند که معلوم نبود چه هدفی را دنبال می کردند. چون این نقش نه در چارچوب جهانی آن و نه در عرف این بازار bind به استفاده از ابزارهای خاصی نیست. ابزار مدیریت پروژه مثل جیرا و تعدادی تکنیک مشخص مانند استفاده از کارتهای poker در جلسات planing و غیره عمده ترین ابزارهایی هست که اسکرام مسترها استفاده می کنند و من متوجه نشدم مصاحبه کننده انتظار داشت چه ابزاری را مطرح و روی آن تمرکز داشته باشد در ادامه مصاحبه. ادامه بحث راجع به چالش هایی بود که در تیم های اسکرام با آنها مواجه بودم و راه حل هایی که که میشد پیگیری کرد برای تعیین Story point و یا افزایش بهره وری تیم با burn down chart و محاسبه velocity و نظایر آن. در پایان مصاحبه گفتند ظرف ۱ هفته فیدبک مصاحبه را اعلام می کنند که البته اعلام نکردند و ۲ هفته بعد شخصا پیگیری کردم که نتیجه چی شد. اساسا نگرش سازمان های ایرانی به این نقش دچار چالش هست. بعضی جاها چیزی مانند cheer leader با حقوق پایین انتظار دارند و یا به دنبال افرادی هستند که این نقش را به فضای مدیریت پروژه و نظایر آنها ببرد. سداد هم بر اساس مصاحبه ای که انجام دادم جزو این دسته شرکت ها محسوب میشود. رزومه من از طریق یکی از دوستانم به دستشان رسیده بود و طبعا انتظار میرفت که استراتژی مشخصی برای فرآیند جذب نیرو داشته باشند. ضمن اینکه چندین نوبت آگهی های ایشان در سایت های کاریابی را در یک سال منتهی به مصاحبه دیده بودم که حاکی از آن است که نیاز مبرمی به استخدام این نقش داشته و دارند اما در جلسه مصاحبه راجع به job description مطلوب شان صحبتی نکردن که بیانگر عدم تسلط فرد مصاحبه کننده به این مقولات بود. به نظرم برای این جور شغل حد وسط وجود ندارد بنابراین برای کسب تجربه و حقوق های پایین شانس بیشتری دارید تا قبول کردن یک نقش چالش برانگیز در حد یک اسکرام مستر حرفه ای ویژگیهایی که براشون مهم بود: مورد خاصی مدنظرشون نبود هرچند همگان میدانند جو آنجا بیش از حد متعارف مذهبی است و انتظار محیط کار خیلی شبیه به خانه نباید داشت از ایشان
به محض ورود، انتظار حدود چهل دقیقهای داشتم تا نوبتم برسد. سپس فرآیند مصاحبه به شکل گروهی برگزار شد و سه نفر مقابل من نشسته بودند که سوال میپرسیدند و فرمهای ارزیابیشان را تکمیل میکردند. برخلاف برخی مکانها که نخست مصاحبه تخصصی را دارند و بعد به مصاحبه شخصیتشناسی میپردازند، در اولین جلسه ما کاملا جنبهی شخصیتشناسی را دربر میکرد و هیچ سوال تخصصی مطرح نشد. در نهایت دو سوال به زبان انگلیسی هم از ما پرسیدند. احساس من از این تجربه چندان خوب نبود: هم به دلیل مصاحبه گروهی و هم به این دلیل که درباره موقعیت شغلی توضیحی داده نشد. وقتی از آنها پرسیدم، راهنمایی مشخصی دریافت نکردم و گفتند در صورت دعوت به مصاحبه دوم دربارهی این مسائل صحبت خواهد شد که به نظر من حق مصاحبهشونده است تا در صورت دعوت دوباره تصمیم بگیرد که برود یا nنرود به مصاحبه دوم.
در جلسهای که برای موقعیت حسابداری داشتم، انتظار داشتم شرکت داروییای که نماینده برندهای اروپایی است، سطح بالاتری از فرآیند استخدام ارائه دهد. اما سوالات مصاحبه بیشتر حاشیهای بود و به نظر میرسید هدف محک زدن من باشد، با نگاه نسبتا بالا به پایین نسبت به nate.
این شرکت با ما تماس گرفت تا برای واحد منابع انسانی دعوت به مصاحبه شوم، اما فرآیند رفت و برگشت آنقدر طولانی و نامشخص بود که عملا به نتیجهای منتهی نشد. در ابتدا رزومهام را برای آگهی ارسال کردم و بیش از یک هفته طول کشید تا تماس بگیرند و دعوت به مصاحبه شوم. مصاحبه اول با کارشناس جذب و استخدام انجام شد و مشخص شد نیاز شرکت صرفا برای کارخانه است نه دفتر مرکزی، هرچند در آگهی دفتر مرکزی ذکر شده بود. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند برای بخش پشتیبانی و رفاهیات هم نیاز دارد و برای مصاحبه دوم با رئیس منابع انسانی دعوت شدم. حدود چهار یا پنج روز بعد برای مصاحبه دوم رفتم و رئیس منابع انسانی مصاحبه را انجام داد و گفتند با من تماس میگیرند. چند روز بعد گفتند باید با معاون منابع انسانی حضور پیدا کنم و یک هفته بعد را برای مصاحبه فیکس کردند. وقتی به مجموعه رفتم، معاون منابع انسانی تنها پنج دقیقه وقت مصاحبه داد و سپس خداحافظی کرد و قول دادن که خبر میدهند، اما هیچ خبری نشد. به نظر من این چرخه سهباره رفتن به مصاحبه و عدم اعلام نتیجه بسیار بیثبات و توهینآمیز بود.
فرآیند مصاحبه با مصاحبه های منابع انسانی شروع میشه و سوالاتی رو میپرسیدن تا شمارو به چالش بکشن. مهمه که حقیقت رو بگین چون توی ۲ مرحله مصاحبه منابع انسانی از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار میگیرید. تقریبا ۱ ساعت مصاحبه منابع انسانی زمان برد. بعد از اون مصاحبه فنی انجام شد و خوب بود که در یک زمان مصاحبه ها انجام شد. مصاحبه فنی تقریبا سختی بود و مهمه که مفاهیم رو به صورت عمیق یاد بگیرید و هرچیزی که کار کردید رو کاملا عمیق مسلط باشید. از سطح سوالات و چالش ها متوجه شده بودم تجربه بیشتری برای این پوزیشن شغلی نیاز دارم اما برخورد مصاحبه کننده خیلی خوب بود و حتی در رابطه با یک سری مسایل فنی توضیحاتی رو بهم داد که در ادامه راهم یقینا کمکم میکنه. درکل برای پوزیشن DevOps باید به لینوکس، دیتابیس، شبکه و مباحثی که در حوزه کاریتون هست کاملا عمیق و دقیق مسلط باشید و بسیاری از موارد رو تجربه کرده باشید. سعی کنید دانشی که دارید از منابع انگلیسی باشه نه منابع فارسی که خیلی اوقات به روز نیستند و سعی کنید هرچیزی که دارید کار میکنید رو به صورت عمیق کار کنید نه اینکه صرفا کارتون راه بیوفته و برین سراغ یه چیز دیگه. تخصص خیلی مهمه.
در آغاز مصاحبه، برخورد تیم منابع انسانی خیلی محترمانه بود و با آرامش کامل برخورد کردند. نخست، یکی از اعضای تیم منابع انسانی آمد و با طبعی آرام و رفتاری نرمال سوالات معمول را پرسید. سپس یک چالش برایم فرستادند و من آن را انجام دادم. بعد دوباره به جلسه با مدیر منابع انسانی رفتم که همچنان برخوردی آرام و دوستانه داشت. در ادامه با مسئول مربوطه صحبت کردم که او هم خیلی محترمانه و خوب بود. در مجموع حس مثبتی از این فرآیند داشتم و تجربه مصاحبه برایم رضایتبخش بود.
شرکت کارمندی نبود که اسمش رو بیارم. من در فرایند مصاحبه برای نقش پایتوننویس با دو بخش عمده روبهرو شدم و کل ماجرا خیلی طولانی نبود. اولین مرحله مصاحبه با واحد منابع انسانی انجام شد. برخوردشان دوستانه بود و سوالات رایج درباره دلیل جدایی از شغل فعلیم را پرسیدند؛ انگار انتظار داشتند شخصیت من را بتنجند و از چند و چون تجربههایم مطلع شوند. انتظارم این بود که مرحله اول فنی باشد، اما چنین نبود و نگاهشان خیلی سختگیر نبود؛ بیشتر بهدنبال القای یک برداشت از رفتار و ظاهر من بودند تا ارزیابی عمیق فنی. دو روز بعد، مرحله فنی برگزار شد. سوالات به زبان یا چارچوب خاصی وابسته نبود و درون خود بحثهای معنایی مشخصی وجود نداشت. چند نمونه از پرسشهای آن جلسه را بهخاطر میآورم: ۱- سوالاتی درباره معماری مایکروسرویسها مطرح شد؛ مثلا درباره شرایط استفاده از اپن سورس در سرویس جدید یا بازنوشتن آن. همچنین از وابستگی دادهها بین مایکروسرویسها و نکته «مایکرو سرویسها باید محتاط باشند» پرسیدند و روی این نکته تأکید عجیبی داشتند. ۲- در مورد اسکرام و نحوه برخورد با تستر سوال شد؛ رفتارهای تیمی و تعامل با لیدرها برایشان اهمیت داشت. ۳- درباره ریفکتورینگ صحبت شد و اینکه اگر در جایی اصلاحی انجام میدهم و به جای دیگری هم همان اصلاح لازم باشد، آیا آن را انجام میدهم یا نه. به نظر میرسید دنبال پاسخ خطی و دقیق بودن هستند. ۴- درباره اصول طراحی SOLID پرسیدند. ۵- سوالی نسبتا عجیب درباره مسیری از RESTful مطرح شد: در یک لیست از چندین گزینه برای یک Entity کدام را انتخاب میکنم و اگر بخواهم از آن لیست یکی را به فرم API تبدیل کنم، چه میشود. به نظر میرسید سبک این نوع سوالات دنبال ابزارگرایی و کنترل بیش از حد است و من فکر میکنم مسائل مهمتری هم وجود دارد که به این شکل پرسشها بیاهمیت جلوه میکند. این سبک سوالات برای من چندان جذاب نبود و واقعا انتظار مصاحبهای بسیار هیجانانگیز یا کامل را از دست دادم. در نهایت، تجربه برای من کمتر از انتظار بود، اما همچنان بخشی از فرایند را تشکیل میداد.
متأسفانه این شرکت برای من به شکل ناخوشایندی پیش رفت، اما من از همان ابتدا سعی کردم آرام باشم و با دقت به همه چیز نگاه کنم. تماس اولیه گفتند به چه مقدار حقوق فکر میکنم و من هم گفتم لول حقوقی چیست که هنوز مشخص نشده بود. بعد توضیح دادند که در چه سطحی ارزیابی میشویم و من گفتم تجربهای در زمینه مایکروسافت اکسچنج ندارم اما میدانم چطور نگهداری و پشتیبانی آن را انجام بدهم و حتی تجربه نصب مایکروسافت اسکایپ برای کسب و کار را دارم؛ چون قبلا آن را پیادهسازی کرده بودم. گفتند که باید نظرشان را بگیرند و قرار میگذارند تا حضوری صحبت کنیم. اما از آنجایی که گفتگو به سمت مسائل غیرمعقول رفت، گفتم بهتر است یک سوال ابتدایی پاسخ دهند تا من درباره شرایط همکاریشان توضیح بدهم و همچنین درباره سابقه من در سایتهای کاریابی سوالاتی مطرح شد که خیلی به نظر من حرفهای نبود. گفتم دوست ندارم بیایم و سفتهای بدهم بیآنکه واضح بدانم چه میخواهند، چون احساس کردم تجربههای من از این شرکت در سایتهای کاریابی منفی بازگو شده و آنها هم برای فشار آوردن از طریق شکایت اقدام کردند تا صدای خودشان را بالا ببرند. آنها گفتند باید بیایم و درباره این موارد صحبت کنیم، اما من با اینکه سابقه مصاحبه دارم و مشکلی با حضور فیزیکی ندارم، بهخاطر شرایط فعلی کاریم فکر کردم بهتر است حضور نرسم. در ادامه گفتند چون اکسچنج نصب نکردهام، شرایطشان را ندارم و همان موقع من با خودم گفتم که هزینههای نصب اکسچنج چقدر است و آنها پاسخ دادند که بچههایشان هر دو یا سه سال یکبار چنین نصبهایی انجام میدهند. گفتم هزینه نصب را میدانم و پرسیدم که وضعیت دقیق چیست، اما توضیحات آنها متناقض بود و در نهایت گفتند شرایطشان را ندارم و خداحافظ.
در جلسه مصاحبه، اولا دو نفر داوطلب کار با من صحبت کردند و شرایط کار را توضیح دادند؛ اما آن بحثها با انتظار من همخوانی نداشت و تصمیم گرفتم که به مرحله بعدی نروم. کار مفروض بیرون از سازمان و کار کردن با دکل به من گفتند و تأکید کردند که پشت دکل حضور دارم. رفتارشان خوب بود و از برخوردشان راضی بودم. روند جلسه نیز آرام و روان بود. نکتهای که برایشان مهم بود، نحوه رفتار با مدیران و سرپرست شرکت قبلی بود و از من خواستند تا شماره تماس آنها را هم بدهیم.
دوستانه به سوالهای مصاحبه DevOps پاسخ میدادم و توضیح میدادم که چرا شرکت قبلیم را ترک کردم و چه توقعاتی از جای جدید دارم. درباره نحوه رفتارم با مدیر اگر توجه لازم را نشان ندهد صحبت میکردم، اینکه چطور انگیزه میشوم و چگونه تشویقم میکنند، از جمله محورهای مطرحشده بود. همچنین به نقاط قوت و ضعفم میپرداختم و تأکید میکردم که صحت اطلاعات را بررسی میکنم. یکی از نکات کلیدی این بود که از من پرسیده میشود که تا چه میزان به شرکت و کارم اهمیت میدهم و چطور با دیگران و تیمها همکاری میکنم. اینکه چطور به چالشها پاسخ میدهم و کدام روالها را ترجیح میدهم هم در بحثها مطرح شد. از طرف مقابل انتظار داشتم که سوالات درباره تواناییهای من با دقت ارزیابی شود و به مفاهیم پایه و تخصصی مرتبط با DevOps تسلط داشته باشم.
رفتم دفتر منابع انسانی مصاحبه شدم مبنی بر اینکه چرا دارید از شرکت قبلی میاید بیرون شرکت خوب از نظر شما چه شرکتیه و اینکه یه امتحان ccna تستی ازم گرفتند و زنگ زدند که دوباره برم دفتر منابع انسانی و بعد دفتر فنی
مصاحبه من طی چهار مرحله انجام شد ابتدا مصاحبه با منابع انسانی که برخورد فوق العاده خوب و حرفه ای داشتن، سوالاتی در زمینه سابقه کاری، روحیات، آینده، علت ترک شغل قبلی و تجربیاتم در برخورد با مشکلات رو پرسیدن و من هم با صداقت به تمام سوالات پاسخ دادم. بعد برای مصاحبه با مدیر واحد فنی هماهنگ شد که از مصاحبه خیلی راضی بودم، سوالات برای من نه سخت بود و نه آسون، برخورد مصاحبه کننده بسیار عالی بود.دانش پایه خیلی اهمیت داره از نکات جالب مصاحبه فنی این بود که اگر سوالی رو نمیتونستم جواب بدم ایشون برام کامل توضیح میدادن. در نهایت با یکی از مدیران ملاقاتی داشتم که برخورد بسیار خوبی داشتن و در کل از روند مصاحبه خیلی راضی هستم. رسپینا یک شرکت حرفه ای و منظم به نظر من اومد و من در کل از روند استخدام و مصاحبه ها راضی هستم صداقت فراموش نشه، دانش فنی علاوه بر اجرا به صورت آکادمیک هم داشته باشین، اگر به دنبال نظم هستین توصیه میکنم کار در این شرکت رو در اولویت قرار بدین.
تو مصاحبه بیشتر همون سوالهایی رو میپرسیدن که با یه سرچ گوگلی میشه پیداشون کرد. از رییست چه انتظارهایی داری؟ چرا فکر میکنی برای فروش مناسبی؟ نقاط ضعف و قوتت چیه و… اون چیزی که حس بدی داشت این بود که اولا فقط یک نفر تو مصاحبه بود و اون یک نفر به هر دلیلی ممکنه از من خوشش نیومده باشه که حتی به جلسه دوم هم نرسید. به هر حال وقتی رزومه بررسی میشه یه چیزایی توش دیدن که دعوت به مصاحبه شدم مگر اینکه همه رو دعوت کنن که تقریبا یا بهتره بگم باید غیر ممکن باشه. مورد دوم اینکه فکر میکنم مصاحبه کننده اصلا از منابع انسانی نبود چون از گشت میزی که همه نشسته بودند و من داشتم از قسمت شیشه ای اتاق میدیدم بلند شد و یه فرم آورد و سوالارو از روش خوند و علامت زد و تمام. خلاصه مصاحبه خیلی غیر حرفه ای انجام شد.
در مصاحبه با شرکت برنا فناوران رایکا شرکت کردم و فضای آن خیلی آرام و بیاسترس بود. ابتدا ازم خواستند توضیحی درباره تواناییهای من که در رزومه نوشتم بدهم و بعد فهمیدم که از نظر حوزههای علاقهم به چه چیزی بیشتر تمایل دارم و در این مورد گفتوگو کردند. همچنین از من پرسیدند چگونه فرآیند یادگیریام را پیگیری میکنم و درباره روشهای یادگیری خودم صحبت کردم. یکی از سوالها این بود که ماه تولدم چیست و کمی در این زمینه هم صحبت کردیم. شرکت را هم به همراه وظایفی که برای آن درخواست داده بودم معرفی کردند و توضیح دادند. به طور کلی جو مصاحبه دوستانه بود و استرسی در کار نبود، اما زمانی که پایان یافت حس فشار یا نگرانی به من دست نداد. به نظر من بهتر است خودتان باشید و با صداقت صحبت کنید؛ اگر به موضوعی علاقه دارید حتما نشان دهید که اشتیاق دارید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.