مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من چند سال در این شرکت کار کردم، اولین چیزی که بعد از یه مدت به چشم میاد در شرکت عدم امنیت شغلی است،قرارداد ها یکماهه و راحت بدون دلیل خاصی قطع همکاری میکنن، مورد بعدی تایم کاری طولانی از ساعت ۸صبح تا ۶ بعد از ظهر ، امکان گرفتن مرخصی ساعتی نیست و هر زمان خواستی خروج از شرکت برا حتی یک ساعت داشته باشی باید تیکت جابجایی ساعت کاری ثبت کنی و هم زمان خارج از شرکت حالا هر چند ساعت شد رو جبران کنی و در شرکت بمونی و یا از تایم استراحت یک ساعته طی روزت استفاده کنی، مدیریت به شدت ضعیف و آماتور ، محیط کار در ظاهر دوستانه ولی در واقعیت کوچکترین کارت رو و حرفت رو در محیط شرکت منتقل میکنن به مدیریت ، مزایا هیچی جز حقوقت،دائما با دوربین چک میشی، دوره آموزشی خسته کننده و طولانی قبل از شروع کار، دائما عملکرد کاری ات چک میشه و بابت اشتباه جریمه میشی
در ابتدا با من تماس گرفتند تا برای پشتیبانی و مدیریت دیتابیس و سرور به کار دعوت شوم، و گفتند قبول شدی. اما بین مقدار حقوقی که انتظار داشتم و حقوق پیشنهادی شرکت تفاوتی وجود داشت، ضمن اینکه دورههای تخصصی ادمین دیتابیس و سرور را گذرانده بودم و شرکت هم به این تخصص نیاز داشت، چند روز بعد برای مصاحبه دیگری با من تماس گرفتند. بعد از مدت کوتاهی بحثهای مربوط به شیفتهای کاری متغیر را بررسی کردیم تا به توافق برسیم. نهایتاً با صحبت مستقیم با مدیرعامل، پذیرش نهایی را به دست آوردم.
نگاه من به این تجربه بهطور کلی مثبت نبود ولی مسیرش چند نکته روشن داشت. از شرکت وب کرفتزرز برای یک موقعیت مدیر پروژه دعوت شدم و در رکاب دوستهایم به مصاحبه رفتم. اول تماس گرفتند و مصاحبه منابع انسانی را به صورت آنلاین گذاشتند که در شرایط کرونا خیلی مناسب بود چون ترجیح میدادم کمتر بیرون بروم. جلسه اسکایپی با مسئول منابع انسانی بود؛ خانمی با برخورد محترمانه که ظاهراً با حوزههای نرمافزاری هم آشنایی داشت. ترکیبی از پرسشهای فنی و بررسیهای روانشناختی بود؛ بهنظر سخت نبود اما حس میکردم هدفمند است. دو روز بعد دوباره تماس گرفتند و برای مصاحبه حضوری دعوت شدم، در آن جلسه با دو مرد صحبت کردم و درباره پروژههایی که انجام داده بودم و تواناییهایم پرسیدند؛ آن قسمت هم نسبتاً ساده بود. گفتند بعداً خبر میدهند، اما چند روز بعد ایمیل ریجکت دریافت کردم. با وجود اینکه روند مصاحبهها خوب پیش میرفت، فکر میکنم دلیل اصلی عدم پذیرش، حقوقی بود که درخواست کرده بودم.
شرکت همسو نکتهی اصلی جذاب برای من را رشد پیوسته و بهبود همهجانبه تعبیر میکند. همین میل به حرکت است که اجازه میدهد دیدگاههای افراد شنیده شود و تلاشهای تیم واقعاً دیده و قدردانی شود. تیمی ترکیبی و پرانرژی است؛ جوانان کنار چند نفر با تجربه جمع شدهاند. اگر دنبال محیطی استارتاپی هستی که با سرعت یاد بگیری و پیش بروی، محل مناسبی میتواند باشد. اما اگر دنبال سازمانی منسجم با فرآیندهای دقیق، چارچوبهای از پیش تعریفشده و نقشههای شغلی مشخصی هستی، شاید شرکتهای بزرگتر گزینه بهتری باشند. در کل مجموعه استارتاپی است؛ با این حال واقعاً تلاش میشود استانداردها بالا نگه داشته شوند.
اگر با جستجوی عبارت **«میهن گستران استخدام»** به این صفحه رسیدهاید، پیشنهاد میکنم قبل از هر تصمیمی تجربه من را هم بخوانید. من با هدف **استخدام در میهن گستران** وارد این مجموعه شدم و حدود چهار ماه با آنها همکاری کردم. در این مدت هیچ حقوقی دریافت نکردم و تنها مبلغ ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان بابت دوره کارورزی از من گرفته شد. آموزشهایی که در **میهن گستران** ارائه میشد بیشتر روی المنتور و ووکامرس متمرکز بود، در حالی که من قبل از ورود در زمینه وردپرس، جت انجین و اجرای پروژههای مختلف تجربه و نمونهکار داشتم. انتظار داشتم در یک محیط کاری واقعی روی پروژههای حرفهای و مباحثی مانند PHP، API و توسعه وردپرس فعالیت کنم، اما چنین فرصتی برایم فراهم نشد. در پایان همکاری نیز اعلام شد که مهارتهایم برای ادامه همکاری کافی نیست. این در حالی بود که من از ابتدا با امید **استخدام در میهن گستران** وارد این مجموعه شده بودم و تصور میکردم پس از طی دوره، فرصت همکاری واقعی فراهم خواهد شد. موضوعی که برای من جای سؤال دارد این است که چرا با وجود سابقه چندساله، **میهن گستران** تقریباً همیشه آگهی **استخدام** منتشر میکند و به دنبال جذب نیروی جدید است. اگر روند جذب نیرو موفق است، چرا این نیاز به استخدام بهصورت مداوم تکرار میشود؟ این پرسشی است که هر فردی قبل از اقدام برای **استخدام در میهن گستران** بهتر است درباره آن تحقیق کند. این متن صرفاً تجربه شخصی من از همکاری با **میهن گستران** است و ممکن است تجربه افراد دیگر متفاوت باشد. پیشنهاد میکنم اگر قصد **استخدام در میهن گستران** یا شرکت در دورههای این مجموعه را دارید، قبل از پرداخت هرگونه هزینه، با افرادی که سابقه همکاری با این شرکت را داشتهاند نیز صحبت کنید و سپس تصمیم بگیرید.
تصویر روزهای من در ورنا وب به اندازهای بود که شیفتهای شب پی در پی زندگیام را به هم میریخت و نمیدانستم از کجای روز باید استراحت کنم. ارزیابیها هم بر اساس سلایق مدیران و سرپرستان تغییر میکرد و هیچ معیاری روشن یا منصفانه وجود نداشت. اطرافم افرادی با سطح بالای چاپلوسی بودند که جایگاهها را با رفتارهای رُک میگرفتند و به قول خودشان هر کسی که محبوبتر بود جایگاه بالاتری میگرفت. حجم کار بالاست و مسیر رشدی مشخصی وجود ندارد؛ مدیریت هم از نظر من عملکرد قابل قبولی ندارد و بهبود قابل توجهی حس نمیشد.
خوشحال نبودم از شیوهی برخورد بخش منابع انسانی؛ اغلب رزومهها را بدون توجه به ارتباطشان با کار مورد نظر رد میکردن و واقعاً نمیدانم دنبال چه چیزی هستند. برخلاف اینکه دفعات این آگهیهای استخدام منتشر میشود، در عمل بیشتر قطع میشود و به نظر میرسد استخدام تنها یک نمایش ظاهری است. به طور کلی پروسهها پر از وابستگیهای خانوادگی و روابط فامیلی است و هیچچیز بر مبنای شایستگی انجام نمیشود.
وقتی از دوران جنگ حرف میزنم، همه چیز برایم روشن است: بچههای تیم به طور ساعتی هیچ درآمدی دریافت نمیکردند. اما از مزیتها هم نمیخواهم بگذرم؛ از روز اول تصمیم گرفتند که دورکاری اجباری نیست و هرکس میتواند داوطلب باقی بماند یا کارش را به همتیمیهای دفتر شعبه خارجی بسپارد تا پس از پایان جنگ دوباره به کار بازگردند. آنهایی که حضوری یا به شکل تماموقت کار میکردند، حقوق کامل را میگرفتند، در حالی که ساعتیکارها هیچ پرداختی دریافت نکردند.
واقعیت های شغل PMO شرکت نقش اول کیفیت: ۱ـ بی اهمیت بودن کارشناس ها، نگاه بالا به پایین و صرفا اهمیت به تیم لیدر ها و کوچک شمردن نقش PMO Engineer ها، جوری که همه مشکلات برمیگرده به بچه ها، و مقصر همه چیز بچه ها میشن و هیچ وقت پشت تیم لیدر خالی نمیشه. ۲ـ انتقاد پذیر نبود مدیران تیم PMO ناک به طوری که وقتی مشکلی مطرح میشه، مشکلات جدیدی برای نیرو شروع میشه و نیرو دیگه جایگاهی توی تیم نداره و به یه چشم دیگه ای بهش نگاه میشه. ۳ـ پاچه خواری بی اندازه و مشهود تیم لیدر ها از مدیرها و مدیر ها از تیم لیدر ها. انتظار میره بقیه هم همینطور باشن و الا کم کم طرد میشن. تیم بیلدینگ ها به همین هدف تشکیل میشه نه دلیل دیگه ای. (همه بچه ها دل پری از مدیر ها دارن ولی مجبورن برای مدیرها تولد و هدیه خفن بگیرن و مصنوعی بخندن و دست بزنن، در صورتی که تولد بقیه اهمیتی نداره) ۴ـ جو سمی تیم، جوری که دو نفر نمیتونن با هم صحبت کنن، حتما یه مدیر یا تیم لیدر میاد کنارشون وایمیسه یا رد میشه که بفهمن چی دارن میگن. دو دستگی کاملا توی تیم PMO نقش اول کیفیت مشخصه. ۵ـ حجم کاری به شدت بالای بچه ها که مدیر ها و تیم لیدر ها هیچ درکی ازش ندارن یا وا نمود میکنن که ندارن و ایراد رو به بچه ها میگیرن که تو time management نداری که شب ها تا دیر وقت میمونی کار میکنی. ۶ـ موقع استخدام HR مزایا رو بهت توضیح میده و تو طبق اون تصمیم میگیری که شروع به کار کنی، در صورتی که طبق نظر لاین (مدیر ارشد) ممکنه هیچ پاداشی بهت تعلق نگیره و تو وقتی اینو میفهمی که دیگه هیچ کاری از دستت بر نمیاد. کافیه بری HR و مشکلی رو مطرح کنی، اون موقع دیگه فاتحت خوندس، فقط باید مثل ربات کار کنی و جیک نزنی. ۷- هر سه ماه یکبار ارزیابی عملکرد بچه ها توسط تیم لیدر ها انجام میشه. ارزیابی ای که کاملا سلیقه ایه و بدون هیچ داده کمی انجام میشه و بعد از تیم لیدر، لاین دقیقا همون ارزیابی رو تایید میکنه، بدون اینکه از کارشناس سوالی پرسیده بشه (یه طرفه به قاضی میرن) و اگه تو بعدش اعتراضی بکنی اتفاق مثبتی که نمیفته هیچ، برچسب میخوری که مشکل از توعه، تیم لیدر مگه میشه اشتباه کنه، نظرش محترمه. در شرکت نقش اول کیفیت ارزیابی عملکرد ۳۶۰ درجه هم وجود نداره، فقط از بالا به پایین هست و در صورتی که تو مدیر خوبی نداشته باشی هیچ کاری از دستت بر نمیاد. ۸ـ هر سه ماه یکبار تایم محاسبات EVM پروژه ها ست. اون تایم جهنم بچه هاست. توی یک هفته حتی کمتر، ددلاین میذارن که باید EVM همه پروژه ها رو حساب کنید. هر دوره این ددلاین کوتاه تر میشه، بدون اینکه توجه بشه که چه فشاری داره به بچه ها وارد میشه. تا ده شب گاها مجبورید بمونید و حساب کتاب کنید. در صورتی که تیم HR و مالی این فشار رو اصلا ندارن. نرخ خروج بچه ها از تیم PMO ناک تاییدیه به این مشکلات
سلام خیلی فرآیندهای کاری مشخصی تعریف شده و کارها کاملا متناسب با زمان کاری هست مدیریت رفتار محترمانهای دارن و فضا دوستانه است دفتر کار منظم و خیلی تمیزی هم دارن
وقتی به دیدارک فکر میکنم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد این است که شش سال حضور در این شرکت برای من تجربهای بینظیر بود. پروژهها متنوع بودند و آزادی زیادی برای استفاده از ابزارهای مدرن و کارآمد داشتم. مدیران بهخوبی با تیم در ارتباط بودند و فضای شرکت بهصورت سطحیِ فلت اداره میشود، بنابراین ارتباط با هر فردی به سهولت ممکن بود. پرداختها همیشه بهموقع انجام میشدند، قراردادها قانونی بودند و حقوق بهطور کامل و بدون کسری پرداخت میشد؛ بیمه هم بهطور کامل پوشش داده میشد. تنها نکتهای که میتوانم بهعنوان بازخورد ارائه بدهم این است که برنامهریزی شرکت در برخی مواقع ضعیف بود و روال کار و پروژهها مرتباً تغییر میکردند، که اگر دنبال تجربهای پرتنوع هستید، این تغییرات گاهی میتوانند به نفع شما هم باشند.
به خاطر دیدگاهی که از اونجا داشتم، تجربهام رو با طرز نوشتاری تازه و صریح بازگو میکنم. خیلی ساده بگم، اونجا چیزی نبود که انتظارشو داشتم و از همون اول مشخص بود که فضا از نظر حرفهای خیلی فاصله داره. همه چیز به فاصلهای که از نظر من مهم بود، با خیلی بینظمی همراه بود؛ خیلی از افراد که در منابع انسانی بودن نه تخصص لازم رو داشتن نه تجربه کافی، و به نظر میرسید بیشتر بر پایه رابطه و پارتیبازی حرکت میکنن. وعدههای پاداش هم کمفرجام مینشست و واقعیت تفاوت زیادی با قولها داشت. رئیس بخش اغلب به جای تفکر، دستورات فوری میداد و از مشاورههای تیم هم چندان استفادهای نمیشد. تیم مشاوران هم به نظر من نکتهٔ قابل اتکایی نبود و به اندازه کافی راهنمایی نمیکرد. ناپایداری در پرداخت حقوق و سایر مسائل هم از نکات مهمی بود که به صورت مداوم برقرار نبود. بخش آیتی اوضاع نسبتاً بههمریختهای داشت؛ کسی که در اون واحد بود، انگار تمرکز لازم رو نداشت یا به خوبی وظایف رو انجام نمیداد و بیشتر وقتش رو صرف کارهای غیرمرتبط میکرد یا روابط غیرکاری داشت. نتیجه این وضعیت بر کار هم تیمیها و کیفیت کار تأثیر منفی میذاشت. امیدوارم تجربهٔ من بتونه به سایراني که دنبال فرصت هستن کمک کنه تا واقعیتهای محیط کار رو بهتر بسنجن و تصمیم درستی بگیرن.
- تو بخش فروش، سود فروش های که انجام دادی رو 3 ماه بعد بهت میدن!!! خیلی مسخرست. تو کار کنی تازه بعداز 3 ماه بهت حقت رو بدن. - حق نداری با کسی خودمونی بشی یا به کسی ابراز علاقه کنی!! از این لحاظ انگار پادگانه. اگر هم اینکارو بکنی حتما باید به مدیر خودت بری بگی. اگر هم کار به ازدواج بکشه باید از شرکت بری. درصورتی که اونجا همه مدیرها و سرپرستاشون با هم فایل هستند. - از لحاظ مالی ضعیف هستش، میگن حقوق رو 10 هر ماه میدن ولی دیرتر میشه. -مدیریت ضعیفی تو همه ی بخش ها وجود داره. - مدیر مجموعه گفته که همه باید شب به شب بهش اس ام اس بدن که امروز چند درصد از کارهای خودت و شرکت رو کامل انجام دادی!!! انگار داره برده تربیت میکنه. -افراد داخل پشتیبانی پوستشون کنده میشه. فشار کاری بالا. - منت گذاشتن تو انجام کارها و اینکه تو سربازی خیلی به چشم میاد، با اینکه سعی میکنن خیلی خوب عمل کنن ولی مدیریت خوبی نداره بنظرم. - یه نفر تو قسمت انبار هستش که مسئول خریدشون هم هست، یعنی بنده ی پول هستش. برای هرکاری ازت پول میگیره، خیرش نمیرسه خلاصه.
برای شرکت نتیکس سیستم، سه جلسه مصاحبه داشتم که روندش نسبتاً مشخص و منظم بود. درون سازمان با من برخورد مناسبی شد و رفتارها حرفهای بود. با این حال، یک نکته منفی بزرگ وجود داشت: فشار کاری بسیار بالا است.
نخونده متنی رو امضا نکنید هیچ متنی رو حتی استشهاد محلی همکارتون تنظیم کرده چون ممکنه مثل اشتباها با دوستی و رفاقت نا به جا با آقایان مصش و احا و حرخ پاتون به دادگاه کشیده بشه و هزار جور دردسر الان غرامت و زندان و سو سابقه برام ببرن به خاطر شهادت دروغ نون زن و بچم رو هیشگی نمیده رو اجر کنن لعنت بهتون باشه
در این شرکت شما با یک حیله گر و کودکِ به اصطلاح مدیر عامل طرف هستید. میتونین هر هفته دروغ های جدید از مدیر عامل یاد بگیرین! سطح علمی مدیر های نرم افزار برای 10 سال قبل خوبه. حقوق توافقی کاملا سوری بوده و هر 2 ماه 10 تومن حقوق میگیرین. در صورت استعفا، مبلغ ازتون کم میشه! حتی اگه 1 سال بعد از استعفا برای گرفتن پولتون شکایت کنین، سفته شما رو به اجرا میذارن!!
اینجانب بر اساس تجربه خود، عدم رضایت شدیدم را از همکاری با این مجموعه اعلام میکنم. دلایل اصلی این عدم رضایت و موارد خلاف مقررات انجامشده به شرح زیر است: تأخیر در عقد قرارداد: در سال جدید، قرارداد جدید با یک ماه و نیم تأخیر در اختیار اینجانب قرار گرفت. عدم تسویهحساب و تصرف مدارک پس از استعفا: پس از ارائه استعفا و با وجود ثبت شکایت قانونی، شرکت از پرداخت حقوق معوقه، سنوات و استرداد سفته ضمانت خودداری کرده است. همچنین جهت به تأخیر انداختن پرداختیها، اختلال در سامانه بانک صادرات را بهانه قرار داده و پس از ارائه شماره حساب بانک جایگزین نیز هیچگونه واریزی انجام ندادهاند. تخلفات بیمهای و اداری: دفتر مرکزی و محل کار فعال شرکت در تهران قرار دارد، اما رد کردن لیست بیمه کارمندان بهصورت غیرقانونی از استان یزد انجام میشود که این موضوع خلاف مقررات سازمان تأمین اجتماعی است. عدم تعهد به زمانبندی پرداخت حقوق: پرداخت حقوق همواره با تأخیرهای متوالی همراه است (موعد دهم به دوازدهم یا سیزدهم و موعد پانزدهم به هفدهم یا هجدهم موکول میشود). عدم وجود مسیر رشد شغلی و رفتار نامناسب: محیط مجموعه فاقد هرگونه فرصت ارتقا و رشد حرفهای بوده و برخورد مدیریت با نیروی انسانی بههیچوجه محترمانه و شایسته نیست. با توجه به تجربه شخصی و همچنین تکرار رفتار مشابه و عدم پرداخت مطالبات مالی سایر همکاران، همکاری با این شرکت را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم.
شرکت رانک تجربهای کارِ حرفهای من را نوار به نوار با افراد باهوش و فرهیختهای درگیر کرد، اما در نهایت برداشت من از همهچیز یکسان نبود. جمعی از همکاران در کنارِ هم دورهها و کارگاههای آموزشی مفیدی برگزار میکردند که فضای مثبتی ایجاد میکرد؛ با این حال، وقتی Gesamtheit تجربه را مرور میکنم، این دوره از کار برای من به طور کل مثبت نبود. انتظارها خیلی بالا بود در مقابل حقوقی که به نظر مناسب نمیآمد. نمایشهای سازمانی هم داشتیم، از جمله جلسات صبحگاهی برای مطالعه کتاب، نوشتن تعریف و تمجید از همدیگر به صورت هفتگی و از همه مهمتر، حضور مدیریت با سطح بالا که پیوسته در کار ما دخالت میکرد. اوایل مدیر ارشد هم به صراحت گفته بود ارزش کسبوکار برای او مهمتر از نیروی انسانی است و فشار دائمیِ تهدیدِ اخراج روی تیم به خصوص طراحها چیده میشد؛ این عدم امنیت شغلی به شدت بهرهوری تیم را پایین آورد و نتیجههای منفی روی راندمان بچهها، بهویژه طراحان، نمایان شد. چند نفر نتوانستند دوام بیاورند و رفتند، و برخی طی دو تا سه ماه بعد کنار گذاشته شدند؛ از تیم طراحی که پنج تا شش نفر بود یک نفر باقی ماند. نکتهای ناخواسته ناراحتکننده این بود که فرهنگ سازمانی به شدت مبتنی بر تقلید از کتابهای سطحی موفقیت شکل گرفته بود و تظاهر به مطالعه و پیروی از این کتابها به یک هنجار اجباری تبدیل شده بود. نهایتاً، برخلاف قوانین عجیب و غریب شرکت، مثل تاخیر در ثبت تجربههای خوب هفتگی، با جریمههای مالی و کسر از حقوق پایان ماه روبهرو میشدیم.
در این تجربه احساس ناامیدی و سوءظن نسبت به سیستم مصاحبه را تجربه کردم و میخواهم با لغات و ساختاری کاملاً نو بازگو کنم. قرار بود مصاحبه با من در اولین زمان، ساعت هشت و سی دقیقه صبح، شروع شود اما تا نزدیک ساعت نه و پنجاه هیچکس نیامد و حتی در زمان جلسه با ما رفتار سردی داشتند و از اتاق بیرونمان کردند. در هفته بعد گفتند یک تست عملی بده اما هیچ جزییاتی دربارهاش ارائه نکردند و فقط گفتند هرچه بلد هستی پیاده کن؛ همان روز کامل وقت گرفتم و نتیجهای هم از جانب آنها گفت نشده بود. پس از آن خبری نشد. کدی که نوشتم از نظرشان خیلی بهتر از نیازشان بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیت داشته باشد. به واحد منابع انسانی یک هفته بعد زنگ زدم؛ با لحنی فرمانبردارانه گفتند که «خبرت میکنم»، ولی نتیجهای نگرفتم. برای مصاحبه سوم، تماس گرفتند و رفتم؛ اما جلوی در گفتند که کنسل شده و برگردم و گفته شد که اوایل هفته بعد دوباره هماهنگ میکنیم، ولی باز خبری نشد. امروز، بیست وپنجم آبان هزار و چهارصد و چهار، ساعتم ده بود که پیگیری کنم و دقیقهٔ یازده ایمیلی با محتوای عدم تأیید دریافت کردم. در کل به بیمسئولیتی شدیدی برخورد کردم و زمان و انرژیام هدر رفت. خدا بزرگ است، اما واقعاً از شما به اندازهٔ یک و نیم روز کاری انتظار میرفت. این بیمسئولیتی واقعاً آزاردهنده است.
مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
من چند سال در این شرکت کار کردم، اولین چیزی که بعد از یه مدت به چشم میاد در شرکت عدم امنیت شغلی است،قرارداد ها یکماهه و راحت بدون دلیل خاصی قطع همکاری میکنن، مورد بعدی تایم کاری طولانی از ساعت ۸صبح تا ۶ بعد از ظهر ، امکان گرفتن مرخصی ساعتی نیست و هر زمان خواستی خروج از شرکت برا حتی یک ساعت داشته باشی باید تیکت جابجایی ساعت کاری ثبت کنی و هم زمان خارج از شرکت حالا هر چند ساعت شد رو جبران کنی و در شرکت بمونی و یا از تایم استراحت یک ساعته طی روزت استفاده کنی، مدیریت به شدت ضعیف و آماتور ، محیط کار در ظاهر دوستانه ولی در واقعیت کوچکترین کارت رو و حرفت رو در محیط شرکت منتقل میکنن به مدیریت ، مزایا هیچی جز حقوقت،دائما با دوربین چک میشی، دوره آموزشی خسته کننده و طولانی قبل از شروع کار، دائما عملکرد کاری ات چک میشه و بابت اشتباه جریمه میشی
در ابتدا با من تماس گرفتند تا برای پشتیبانی و مدیریت دیتابیس و سرور به کار دعوت شوم، و گفتند قبول شدی. اما بین مقدار حقوقی که انتظار داشتم و حقوق پیشنهادی شرکت تفاوتی وجود داشت، ضمن اینکه دورههای تخصصی ادمین دیتابیس و سرور را گذرانده بودم و شرکت هم به این تخصص نیاز داشت، چند روز بعد برای مصاحبه دیگری با من تماس گرفتند. بعد از مدت کوتاهی بحثهای مربوط به شیفتهای کاری متغیر را بررسی کردیم تا به توافق برسیم. نهایتاً با صحبت مستقیم با مدیرعامل، پذیرش نهایی را به دست آوردم.
نگاه من به این تجربه بهطور کلی مثبت نبود ولی مسیرش چند نکته روشن داشت. از شرکت وب کرفتزرز برای یک موقعیت مدیر پروژه دعوت شدم و در رکاب دوستهایم به مصاحبه رفتم. اول تماس گرفتند و مصاحبه منابع انسانی را به صورت آنلاین گذاشتند که در شرایط کرونا خیلی مناسب بود چون ترجیح میدادم کمتر بیرون بروم. جلسه اسکایپی با مسئول منابع انسانی بود؛ خانمی با برخورد محترمانه که ظاهراً با حوزههای نرمافزاری هم آشنایی داشت. ترکیبی از پرسشهای فنی و بررسیهای روانشناختی بود؛ بهنظر سخت نبود اما حس میکردم هدفمند است. دو روز بعد دوباره تماس گرفتند و برای مصاحبه حضوری دعوت شدم، در آن جلسه با دو مرد صحبت کردم و درباره پروژههایی که انجام داده بودم و تواناییهایم پرسیدند؛ آن قسمت هم نسبتاً ساده بود. گفتند بعداً خبر میدهند، اما چند روز بعد ایمیل ریجکت دریافت کردم. با وجود اینکه روند مصاحبهها خوب پیش میرفت، فکر میکنم دلیل اصلی عدم پذیرش، حقوقی بود که درخواست کرده بودم.
شرکت همسو نکتهی اصلی جذاب برای من را رشد پیوسته و بهبود همهجانبه تعبیر میکند. همین میل به حرکت است که اجازه میدهد دیدگاههای افراد شنیده شود و تلاشهای تیم واقعاً دیده و قدردانی شود. تیمی ترکیبی و پرانرژی است؛ جوانان کنار چند نفر با تجربه جمع شدهاند. اگر دنبال محیطی استارتاپی هستی که با سرعت یاد بگیری و پیش بروی، محل مناسبی میتواند باشد. اما اگر دنبال سازمانی منسجم با فرآیندهای دقیق، چارچوبهای از پیش تعریفشده و نقشههای شغلی مشخصی هستی، شاید شرکتهای بزرگتر گزینه بهتری باشند. در کل مجموعه استارتاپی است؛ با این حال واقعاً تلاش میشود استانداردها بالا نگه داشته شوند.
اگر با جستجوی عبارت **«میهن گستران استخدام»** به این صفحه رسیدهاید، پیشنهاد میکنم قبل از هر تصمیمی تجربه من را هم بخوانید. من با هدف **استخدام در میهن گستران** وارد این مجموعه شدم و حدود چهار ماه با آنها همکاری کردم. در این مدت هیچ حقوقی دریافت نکردم و تنها مبلغ ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان بابت دوره کارورزی از من گرفته شد. آموزشهایی که در **میهن گستران** ارائه میشد بیشتر روی المنتور و ووکامرس متمرکز بود، در حالی که من قبل از ورود در زمینه وردپرس، جت انجین و اجرای پروژههای مختلف تجربه و نمونهکار داشتم. انتظار داشتم در یک محیط کاری واقعی روی پروژههای حرفهای و مباحثی مانند PHP، API و توسعه وردپرس فعالیت کنم، اما چنین فرصتی برایم فراهم نشد. در پایان همکاری نیز اعلام شد که مهارتهایم برای ادامه همکاری کافی نیست. این در حالی بود که من از ابتدا با امید **استخدام در میهن گستران** وارد این مجموعه شده بودم و تصور میکردم پس از طی دوره، فرصت همکاری واقعی فراهم خواهد شد. موضوعی که برای من جای سؤال دارد این است که چرا با وجود سابقه چندساله، **میهن گستران** تقریباً همیشه آگهی **استخدام** منتشر میکند و به دنبال جذب نیروی جدید است. اگر روند جذب نیرو موفق است، چرا این نیاز به استخدام بهصورت مداوم تکرار میشود؟ این پرسشی است که هر فردی قبل از اقدام برای **استخدام در میهن گستران** بهتر است درباره آن تحقیق کند. این متن صرفاً تجربه شخصی من از همکاری با **میهن گستران** است و ممکن است تجربه افراد دیگر متفاوت باشد. پیشنهاد میکنم اگر قصد **استخدام در میهن گستران** یا شرکت در دورههای این مجموعه را دارید، قبل از پرداخت هرگونه هزینه، با افرادی که سابقه همکاری با این شرکت را داشتهاند نیز صحبت کنید و سپس تصمیم بگیرید.
تصویر روزهای من در ورنا وب به اندازهای بود که شیفتهای شب پی در پی زندگیام را به هم میریخت و نمیدانستم از کجای روز باید استراحت کنم. ارزیابیها هم بر اساس سلایق مدیران و سرپرستان تغییر میکرد و هیچ معیاری روشن یا منصفانه وجود نداشت. اطرافم افرادی با سطح بالای چاپلوسی بودند که جایگاهها را با رفتارهای رُک میگرفتند و به قول خودشان هر کسی که محبوبتر بود جایگاه بالاتری میگرفت. حجم کار بالاست و مسیر رشدی مشخصی وجود ندارد؛ مدیریت هم از نظر من عملکرد قابل قبولی ندارد و بهبود قابل توجهی حس نمیشد.
خوشحال نبودم از شیوهی برخورد بخش منابع انسانی؛ اغلب رزومهها را بدون توجه به ارتباطشان با کار مورد نظر رد میکردن و واقعاً نمیدانم دنبال چه چیزی هستند. برخلاف اینکه دفعات این آگهیهای استخدام منتشر میشود، در عمل بیشتر قطع میشود و به نظر میرسد استخدام تنها یک نمایش ظاهری است. به طور کلی پروسهها پر از وابستگیهای خانوادگی و روابط فامیلی است و هیچچیز بر مبنای شایستگی انجام نمیشود.
وقتی از دوران جنگ حرف میزنم، همه چیز برایم روشن است: بچههای تیم به طور ساعتی هیچ درآمدی دریافت نمیکردند. اما از مزیتها هم نمیخواهم بگذرم؛ از روز اول تصمیم گرفتند که دورکاری اجباری نیست و هرکس میتواند داوطلب باقی بماند یا کارش را به همتیمیهای دفتر شعبه خارجی بسپارد تا پس از پایان جنگ دوباره به کار بازگردند. آنهایی که حضوری یا به شکل تماموقت کار میکردند، حقوق کامل را میگرفتند، در حالی که ساعتیکارها هیچ پرداختی دریافت نکردند.
واقعیت های شغل PMO شرکت نقش اول کیفیت: ۱ـ بی اهمیت بودن کارشناس ها، نگاه بالا به پایین و صرفا اهمیت به تیم لیدر ها و کوچک شمردن نقش PMO Engineer ها، جوری که همه مشکلات برمیگرده به بچه ها، و مقصر همه چیز بچه ها میشن و هیچ وقت پشت تیم لیدر خالی نمیشه. ۲ـ انتقاد پذیر نبود مدیران تیم PMO ناک به طوری که وقتی مشکلی مطرح میشه، مشکلات جدیدی برای نیرو شروع میشه و نیرو دیگه جایگاهی توی تیم نداره و به یه چشم دیگه ای بهش نگاه میشه. ۳ـ پاچه خواری بی اندازه و مشهود تیم لیدر ها از مدیرها و مدیر ها از تیم لیدر ها. انتظار میره بقیه هم همینطور باشن و الا کم کم طرد میشن. تیم بیلدینگ ها به همین هدف تشکیل میشه نه دلیل دیگه ای. (همه بچه ها دل پری از مدیر ها دارن ولی مجبورن برای مدیرها تولد و هدیه خفن بگیرن و مصنوعی بخندن و دست بزنن، در صورتی که تولد بقیه اهمیتی نداره) ۴ـ جو سمی تیم، جوری که دو نفر نمیتونن با هم صحبت کنن، حتما یه مدیر یا تیم لیدر میاد کنارشون وایمیسه یا رد میشه که بفهمن چی دارن میگن. دو دستگی کاملا توی تیم PMO نقش اول کیفیت مشخصه. ۵ـ حجم کاری به شدت بالای بچه ها که مدیر ها و تیم لیدر ها هیچ درکی ازش ندارن یا وا نمود میکنن که ندارن و ایراد رو به بچه ها میگیرن که تو time management نداری که شب ها تا دیر وقت میمونی کار میکنی. ۶ـ موقع استخدام HR مزایا رو بهت توضیح میده و تو طبق اون تصمیم میگیری که شروع به کار کنی، در صورتی که طبق نظر لاین (مدیر ارشد) ممکنه هیچ پاداشی بهت تعلق نگیره و تو وقتی اینو میفهمی که دیگه هیچ کاری از دستت بر نمیاد. کافیه بری HR و مشکلی رو مطرح کنی، اون موقع دیگه فاتحت خوندس، فقط باید مثل ربات کار کنی و جیک نزنی. ۷- هر سه ماه یکبار ارزیابی عملکرد بچه ها توسط تیم لیدر ها انجام میشه. ارزیابی ای که کاملا سلیقه ایه و بدون هیچ داده کمی انجام میشه و بعد از تیم لیدر، لاین دقیقا همون ارزیابی رو تایید میکنه، بدون اینکه از کارشناس سوالی پرسیده بشه (یه طرفه به قاضی میرن) و اگه تو بعدش اعتراضی بکنی اتفاق مثبتی که نمیفته هیچ، برچسب میخوری که مشکل از توعه، تیم لیدر مگه میشه اشتباه کنه، نظرش محترمه. در شرکت نقش اول کیفیت ارزیابی عملکرد ۳۶۰ درجه هم وجود نداره، فقط از بالا به پایین هست و در صورتی که تو مدیر خوبی نداشته باشی هیچ کاری از دستت بر نمیاد. ۸ـ هر سه ماه یکبار تایم محاسبات EVM پروژه ها ست. اون تایم جهنم بچه هاست. توی یک هفته حتی کمتر، ددلاین میذارن که باید EVM همه پروژه ها رو حساب کنید. هر دوره این ددلاین کوتاه تر میشه، بدون اینکه توجه بشه که چه فشاری داره به بچه ها وارد میشه. تا ده شب گاها مجبورید بمونید و حساب کتاب کنید. در صورتی که تیم HR و مالی این فشار رو اصلا ندارن. نرخ خروج بچه ها از تیم PMO ناک تاییدیه به این مشکلات
سلام خیلی فرآیندهای کاری مشخصی تعریف شده و کارها کاملا متناسب با زمان کاری هست مدیریت رفتار محترمانهای دارن و فضا دوستانه است دفتر کار منظم و خیلی تمیزی هم دارن
وقتی به دیدارک فکر میکنم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد این است که شش سال حضور در این شرکت برای من تجربهای بینظیر بود. پروژهها متنوع بودند و آزادی زیادی برای استفاده از ابزارهای مدرن و کارآمد داشتم. مدیران بهخوبی با تیم در ارتباط بودند و فضای شرکت بهصورت سطحیِ فلت اداره میشود، بنابراین ارتباط با هر فردی به سهولت ممکن بود. پرداختها همیشه بهموقع انجام میشدند، قراردادها قانونی بودند و حقوق بهطور کامل و بدون کسری پرداخت میشد؛ بیمه هم بهطور کامل پوشش داده میشد. تنها نکتهای که میتوانم بهعنوان بازخورد ارائه بدهم این است که برنامهریزی شرکت در برخی مواقع ضعیف بود و روال کار و پروژهها مرتباً تغییر میکردند، که اگر دنبال تجربهای پرتنوع هستید، این تغییرات گاهی میتوانند به نفع شما هم باشند.
به خاطر دیدگاهی که از اونجا داشتم، تجربهام رو با طرز نوشتاری تازه و صریح بازگو میکنم. خیلی ساده بگم، اونجا چیزی نبود که انتظارشو داشتم و از همون اول مشخص بود که فضا از نظر حرفهای خیلی فاصله داره. همه چیز به فاصلهای که از نظر من مهم بود، با خیلی بینظمی همراه بود؛ خیلی از افراد که در منابع انسانی بودن نه تخصص لازم رو داشتن نه تجربه کافی، و به نظر میرسید بیشتر بر پایه رابطه و پارتیبازی حرکت میکنن. وعدههای پاداش هم کمفرجام مینشست و واقعیت تفاوت زیادی با قولها داشت. رئیس بخش اغلب به جای تفکر، دستورات فوری میداد و از مشاورههای تیم هم چندان استفادهای نمیشد. تیم مشاوران هم به نظر من نکتهٔ قابل اتکایی نبود و به اندازه کافی راهنمایی نمیکرد. ناپایداری در پرداخت حقوق و سایر مسائل هم از نکات مهمی بود که به صورت مداوم برقرار نبود. بخش آیتی اوضاع نسبتاً بههمریختهای داشت؛ کسی که در اون واحد بود، انگار تمرکز لازم رو نداشت یا به خوبی وظایف رو انجام نمیداد و بیشتر وقتش رو صرف کارهای غیرمرتبط میکرد یا روابط غیرکاری داشت. نتیجه این وضعیت بر کار هم تیمیها و کیفیت کار تأثیر منفی میذاشت. امیدوارم تجربهٔ من بتونه به سایراني که دنبال فرصت هستن کمک کنه تا واقعیتهای محیط کار رو بهتر بسنجن و تصمیم درستی بگیرن.
- تو بخش فروش، سود فروش های که انجام دادی رو 3 ماه بعد بهت میدن!!! خیلی مسخرست. تو کار کنی تازه بعداز 3 ماه بهت حقت رو بدن. - حق نداری با کسی خودمونی بشی یا به کسی ابراز علاقه کنی!! از این لحاظ انگار پادگانه. اگر هم اینکارو بکنی حتما باید به مدیر خودت بری بگی. اگر هم کار به ازدواج بکشه باید از شرکت بری. درصورتی که اونجا همه مدیرها و سرپرستاشون با هم فایل هستند. - از لحاظ مالی ضعیف هستش، میگن حقوق رو 10 هر ماه میدن ولی دیرتر میشه. -مدیریت ضعیفی تو همه ی بخش ها وجود داره. - مدیر مجموعه گفته که همه باید شب به شب بهش اس ام اس بدن که امروز چند درصد از کارهای خودت و شرکت رو کامل انجام دادی!!! انگار داره برده تربیت میکنه. -افراد داخل پشتیبانی پوستشون کنده میشه. فشار کاری بالا. - منت گذاشتن تو انجام کارها و اینکه تو سربازی خیلی به چشم میاد، با اینکه سعی میکنن خیلی خوب عمل کنن ولی مدیریت خوبی نداره بنظرم. - یه نفر تو قسمت انبار هستش که مسئول خریدشون هم هست، یعنی بنده ی پول هستش. برای هرکاری ازت پول میگیره، خیرش نمیرسه خلاصه.
برای شرکت نتیکس سیستم، سه جلسه مصاحبه داشتم که روندش نسبتاً مشخص و منظم بود. درون سازمان با من برخورد مناسبی شد و رفتارها حرفهای بود. با این حال، یک نکته منفی بزرگ وجود داشت: فشار کاری بسیار بالا است.
نخونده متنی رو امضا نکنید هیچ متنی رو حتی استشهاد محلی همکارتون تنظیم کرده چون ممکنه مثل اشتباها با دوستی و رفاقت نا به جا با آقایان مصش و احا و حرخ پاتون به دادگاه کشیده بشه و هزار جور دردسر الان غرامت و زندان و سو سابقه برام ببرن به خاطر شهادت دروغ نون زن و بچم رو هیشگی نمیده رو اجر کنن لعنت بهتون باشه
در این شرکت شما با یک حیله گر و کودکِ به اصطلاح مدیر عامل طرف هستید. میتونین هر هفته دروغ های جدید از مدیر عامل یاد بگیرین! سطح علمی مدیر های نرم افزار برای 10 سال قبل خوبه. حقوق توافقی کاملا سوری بوده و هر 2 ماه 10 تومن حقوق میگیرین. در صورت استعفا، مبلغ ازتون کم میشه! حتی اگه 1 سال بعد از استعفا برای گرفتن پولتون شکایت کنین، سفته شما رو به اجرا میذارن!!
اینجانب بر اساس تجربه خود، عدم رضایت شدیدم را از همکاری با این مجموعه اعلام میکنم. دلایل اصلی این عدم رضایت و موارد خلاف مقررات انجامشده به شرح زیر است: تأخیر در عقد قرارداد: در سال جدید، قرارداد جدید با یک ماه و نیم تأخیر در اختیار اینجانب قرار گرفت. عدم تسویهحساب و تصرف مدارک پس از استعفا: پس از ارائه استعفا و با وجود ثبت شکایت قانونی، شرکت از پرداخت حقوق معوقه، سنوات و استرداد سفته ضمانت خودداری کرده است. همچنین جهت به تأخیر انداختن پرداختیها، اختلال در سامانه بانک صادرات را بهانه قرار داده و پس از ارائه شماره حساب بانک جایگزین نیز هیچگونه واریزی انجام ندادهاند. تخلفات بیمهای و اداری: دفتر مرکزی و محل کار فعال شرکت در تهران قرار دارد، اما رد کردن لیست بیمه کارمندان بهصورت غیرقانونی از استان یزد انجام میشود که این موضوع خلاف مقررات سازمان تأمین اجتماعی است. عدم تعهد به زمانبندی پرداخت حقوق: پرداخت حقوق همواره با تأخیرهای متوالی همراه است (موعد دهم به دوازدهم یا سیزدهم و موعد پانزدهم به هفدهم یا هجدهم موکول میشود). عدم وجود مسیر رشد شغلی و رفتار نامناسب: محیط مجموعه فاقد هرگونه فرصت ارتقا و رشد حرفهای بوده و برخورد مدیریت با نیروی انسانی بههیچوجه محترمانه و شایسته نیست. با توجه به تجربه شخصی و همچنین تکرار رفتار مشابه و عدم پرداخت مطالبات مالی سایر همکاران، همکاری با این شرکت را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم.
شرکت رانک تجربهای کارِ حرفهای من را نوار به نوار با افراد باهوش و فرهیختهای درگیر کرد، اما در نهایت برداشت من از همهچیز یکسان نبود. جمعی از همکاران در کنارِ هم دورهها و کارگاههای آموزشی مفیدی برگزار میکردند که فضای مثبتی ایجاد میکرد؛ با این حال، وقتی Gesamtheit تجربه را مرور میکنم، این دوره از کار برای من به طور کل مثبت نبود. انتظارها خیلی بالا بود در مقابل حقوقی که به نظر مناسب نمیآمد. نمایشهای سازمانی هم داشتیم، از جمله جلسات صبحگاهی برای مطالعه کتاب، نوشتن تعریف و تمجید از همدیگر به صورت هفتگی و از همه مهمتر، حضور مدیریت با سطح بالا که پیوسته در کار ما دخالت میکرد. اوایل مدیر ارشد هم به صراحت گفته بود ارزش کسبوکار برای او مهمتر از نیروی انسانی است و فشار دائمیِ تهدیدِ اخراج روی تیم به خصوص طراحها چیده میشد؛ این عدم امنیت شغلی به شدت بهرهوری تیم را پایین آورد و نتیجههای منفی روی راندمان بچهها، بهویژه طراحان، نمایان شد. چند نفر نتوانستند دوام بیاورند و رفتند، و برخی طی دو تا سه ماه بعد کنار گذاشته شدند؛ از تیم طراحی که پنج تا شش نفر بود یک نفر باقی ماند. نکتهای ناخواسته ناراحتکننده این بود که فرهنگ سازمانی به شدت مبتنی بر تقلید از کتابهای سطحی موفقیت شکل گرفته بود و تظاهر به مطالعه و پیروی از این کتابها به یک هنجار اجباری تبدیل شده بود. نهایتاً، برخلاف قوانین عجیب و غریب شرکت، مثل تاخیر در ثبت تجربههای خوب هفتگی، با جریمههای مالی و کسر از حقوق پایان ماه روبهرو میشدیم.
در این تجربه احساس ناامیدی و سوءظن نسبت به سیستم مصاحبه را تجربه کردم و میخواهم با لغات و ساختاری کاملاً نو بازگو کنم. قرار بود مصاحبه با من در اولین زمان، ساعت هشت و سی دقیقه صبح، شروع شود اما تا نزدیک ساعت نه و پنجاه هیچکس نیامد و حتی در زمان جلسه با ما رفتار سردی داشتند و از اتاق بیرونمان کردند. در هفته بعد گفتند یک تست عملی بده اما هیچ جزییاتی دربارهاش ارائه نکردند و فقط گفتند هرچه بلد هستی پیاده کن؛ همان روز کامل وقت گرفتم و نتیجهای هم از جانب آنها گفت نشده بود. پس از آن خبری نشد. کدی که نوشتم از نظرشان خیلی بهتر از نیازشان بود، اما بهنظر نمیرسید برایشان اهمیت داشته باشد. به واحد منابع انسانی یک هفته بعد زنگ زدم؛ با لحنی فرمانبردارانه گفتند که «خبرت میکنم»، ولی نتیجهای نگرفتم. برای مصاحبه سوم، تماس گرفتند و رفتم؛ اما جلوی در گفتند که کنسل شده و برگردم و گفته شد که اوایل هفته بعد دوباره هماهنگ میکنیم، ولی باز خبری نشد. امروز، بیست وپنجم آبان هزار و چهارصد و چهار، ساعتم ده بود که پیگیری کنم و دقیقهٔ یازده ایمیلی با محتوای عدم تأیید دریافت کردم. در کل به بیمسئولیتی شدیدی برخورد کردم و زمان و انرژیام هدر رفت. خدا بزرگ است، اما واقعاً از شما به اندازهٔ یک و نیم روز کاری انتظار میرفت. این بیمسئولیتی واقعاً آزاردهنده است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.