تجربه مصاحبه: در فروردین ماه برای مصاحبه وارد شرکت شدم برای مصاحبه فضای شرکت پر بود از عکسهای آقا بعد من رفتم داخل یک اتاق طبقه سوم یک آقایی اومد قد بلند برای مصاحبه خوب من تخصص ها و دانش های خودم رو گفتم وقتی شما حرفه ای باشید مسلما متوجه میشید که طرف مقابل میفهمه یا نه وسط مصاحبه احساس کردم چیزایی که گفتم رو نمیدونن بعدش یه چندتا سوال ابتدایی خیلی ساده مثلا متغیر در سی شارپ چگونه تعریف می شود از من پرسید و بعد رسیدیم به حقوق درخواستی که گفتن از ۲۰ملیون بیشتر نمیتونیم بدیم من هم کلا شستمش و گزاشتنش کنار.وقتی سواد و دانش ندارید بهتره کار مصاحبه رو حداقل بسپارید کسی که بلد هست در هر صورت من رفتم و الان در شرکت کوچیک خوب مشغول به کارم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه رفتم و از همان ابتدای کار، توضیح دادند که پرداختیها به دو بخش و در زمانهای مشخص و بهطور منظم انجام میشود و تاخیری وجود ندارد. فرآیند مصاحبه شامل جلسهای یکساعته با واحد منابع انسانی و جلسهای دوساعته با مدیرعامل بود که تجربهای بسیار خوشایند بود؛ هرچند نتیجه نهایی مثبت نبود و این مسئله ناراحتم نکرد.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
من در اواخر سال ۱۴۰۲ برای یکی از دپارتمانهای مهندسی شرکت رستافن اقدام جذب داشتم. فضای مصاحبه فنی نشان میداد که کارهای انجامشده عمق زیادی دارد و تیمی از افراد حرفهای دور هم جمع شدند. مصاحبه منابع انسانی برای من جذاب بود و در فضای نسبتا خوبی توضیح داده شد؛ سوالها دقیق بودند، هرچند به نظر میرسید که تا حدی سانسور وجود دارد. حقوق در مراحل نهایی اعلام نمیشد که این موضوع کمی ناهمگون با انتظار بود.
می خوساتم واقعا گله کنم ا تیم اسنپ باکس/ خب شما که نمی خواهید نیرو بگیرید، چرا الکی وقت ادم و میگیرید و مصاحبه و انجام تسک و ... بعدش حتی شما تسک و کلون هم نکردید. که بدونید چه خبره اون تو. بعدش یک ایمیل اتوماتیک میدید و ادم رد میکنید. یکم احترام قائل باشید برای کسایی که مصاحبه میشند. واقعا شرم بهتون.
در دیجی پی تجربهای در نقش Backend داشتم که فرایند مصاحبه و زمانبندی آن خوب بود، اما لید تیم فکر میکرد از دادن پاسخهای مناسب در سطح من عاجز است و به همین دلیل احساس کرد جایگاهش زیر سوال میرود. این موضوع را در جلسهی گفتگو به وضوح حس کردم و پس از آن ایمیلی مبنی بر عدم تطابق شغلی دریافت کردم.
زمستون سال ۱۴۰۰ بعد از ارسال رزومه، و مصاحبه فنی که اوکی شد، و هر مرحله هم بینش دو سه هعته طول میکشید که زنگ بزنند و آدم بلاتکلیف بود تو این مدت، جلسه با معاونت بود تو ساختمون میدان مادر یادم نیست طبقه ۷ یا ۱۰، وفتی رفتم پیش منشی انگار نفر قبلی مصاحبه داشت و منشی به من یک فرم داد که مشخصات خودم و جاهایی که قبلا کار کردم و حقوق های قبلی و حقوق درخواستی رو بزنم. فرم رو پر کردم و به منشی دادم و باز منتظر موندم. دیدم منشی فرم منو برداشته و داره برگ میزنه و کامل داره میبینه و واکنشش هم صدای فیس فیس با لب و دندوناشه، کلی بدم اومد از رفتارش، همونجا میخواستم واکنش نشون بدم، یا رفتم تو اتاق جلسه به مدیر و معاون بگم تو سازمانتون، حد و حدود وظایف منشی رو شما مشخص نکردید؟؟ واقعا متاسفم .. میخواستم شمارشو همینجا بذارم که دفعه دیگه اینکارو نکنه .. دلم سوخت واسش .. اینم بگم که حقوق رو به صورت کارانه و بن و اینا داده میشه یک مبلغیش و من ترجیحم کامل یک جا سر ماه هست.
با من قرار مصاحبه ست شد و من رفتم سر جلسه و بعد دو ساعت هیچ خبری ازشون نشد. بعد که پیگیر شدم گفتن یه قرار دیگه برات ست میکنیم . چون بی تجربه بودم کوتاه اومدم و یه قرار دیگه ست کردیم باهم. همون جلسه رو هم با نیم ساعت تاخیر اومدن. 2 3 روز بعدترش یه تسک فرستادن برام از طریق ایمیل و گفتن یه هفته وقت داری واسه انجامش و وقتی انجامش دادی بهمون خبر بده تا تایم دفاع از تسکت رو واست ست کنیم. من تسک رو انجام دادم و بهشون ایمیل فرستادم که من اوکیم واسه دفاع از تسکم و هیچ خبری دیگه ازشون نشد. 3 4 باری هم مستقیم به منابع انسانی شون زنگ زدم و گفتن میپرسیم اطلاع میدیم.ولی هیچ خبری نشد که نشد. البته الان واقعا راضیم که اوکی نشد
به نظر میرسد فرآیند مصاحبه کمی با شوخی و چاشنی طنز همراه بود و در آخر مشخص شد که رد شدهام. در جلسه مصاحبه، با یکی از دوستان دعوت شدیم و تا مرحله آخر رفتیم؛ همه چیز تا آن زمان خوب بود اما در پایان، برخوردها طعنهآمیز شد و به نظر میآمد هدف امتحان صبر است. به من گفتند آیا زیر پیراهن چیزی پنهان نکردهای و چون شکم دارم، به عنوان توضیح اضافه گفتند چشمهایم رنگی به نظر میرسد، که البته من در آن دوران مریض سرما بودم و دوست متوجه شددم که آب دماغم را بالا میگرفتهام. در نهایت پس از یک ماه فهمیدم که رد شدهام. در مورد دوست من، با این فرض که داییشان در بخش وایرینگ خودروهای برقی حضور داشت و بهعنوان معرف وارد شد، داستان تفاوت داشت. ظاهرا دوست من در دانشگاه فرهنگیان بوده و ظاهرا با معرفی به شخصی به نام ***** که مسئول آنجا بوده، وارد شرکت شد. طبق صحبتها، حقوق ورودی برای فرد با مدرک مشخص بین ۱۵ تا ۱۷ میلیون تومان بوده و به این شرکت دولتی که آشناها و پارتی در آن نقش دارند اشاره شده است. شانس پذیرش تا حد زیادی به روابط و روابط آشناها وابسته بوده است، هرچند معیارهای دیگری هم تاثیرگذار است. از نظر حجم کار، کارها نسبتا کم است، اما انتظار میرود سطح کار حفظ شود و برای کار غذا و سرویس رفت و برگشت به تهران فراهم است.
سیستمی که این شرکت داره بیشتر بر پایه رفاقت و پاچه خواری هست تا مهارت های فنی، واحدی به نام داده کاوی داره که بیشتر شبیه واحد بایگانی داده هست تا داده کاوی. در مصاحبه برای پوزیشن تحلیگر داده فقط SQL براشون مهم هست و مشخص بود زبان پایتون یا آر رو بلد نیستن و اعتقادی هم به این زبانها ندارن و کلا فقط دستورات SQL رو بلد هستن. در اولین مصاحبه همون لحظه ای که برای مدیر قسمت داده کاویشون از ایده ها و کارهای جدید فنی صحبت کردم فهمیدم که دنبال استخدام کارمند دولتی هستن نه یک مهندس صاحب فکر و ایده.
وقتی برای یکی از فرصتهای شغلی رزومه فرستادم، فرآیند طولانی آغاز شد و حدود چهل روز درگیر مصاحبه تخصصی، انجام تسک و نهایتا مصاحبه منابع انسانی شدم تا اعلام نتیجهها را ببینم. حقیقتش انتظار جدی برای قبول شدن در مصاحبه منابع انسانی داشتم، اما حس کردم برخورد از بالا به پایین است و گاه نگاه بعضا نسبت به من ناعادلانه به نظر میرسید. با وجود اینکه بخش تخصصی با موفقیت پشت سر گذاشته شده بود و از نظر تخصصی مشکلی نبود، به این نتیجه رسیدم که یکسری سوالها یا نگاههای غیرمرتبط باعث زیر سوال رفتن تمام تلاش و انگیزهام شده است. این شرایط در نهایت منجر به احساس خستگی و ناامیدی زیادی از این سردرگمی و اتلاف انرژی شد.
برای مصاحبه رفتم و چهار نفر را بهطور همزمان دیدم؛ زمانبندی مصاحبه هم بهطور دقیق مشخص شده بود و فقط معرفی کلی از خودمان گیر کار بود. حس خوبی نسبت به روند از طرف مقابل نگرفتم و در نهایت نتوانستم ارتباط خوبی با تیم برقرار کنم.
بسیار بسیار شرکت تخ***می نیایید که بدبخت میشید. بزرگترین مشکل این شرکت از نظر بنده، ضعف مدیریت و مدیریت منفعل این شرکت است. اولا که خیلی شلوغ و بی نظم بود همه چی. بعد هم که فرم دادن بهم پر کردم یه آقایی اومدن با من مصاحبه کردن که من متوجه نشدم سمتشون چیه !! کلی سوالای هوش از من پرسیدن که به نظرم لازم نبود! سوالای فنی هم که پرسیدن خیلی سطحی و کم بود در حد ۲-۳ تا !! آخر مصاحبه هم سر حقوق به توافق رسیدیم تقریبا آخرم معلوم نشد چی شد همین الانم که ۲ ماه گذشته هیچ خبری ندادن!! حدسم اینه که حقوق پایین بگه. اگه خیلی دوست داره توی این شرکت کار کنه البته!
یه بنده خدایی زنگ زدند که رزومه شمارو در فلان سایت دیدیم و چندتا سوال کوتاه پرسیدند از جمله اینکه مدرک تحصیلیتون چیه! کارشناسی ارشد دارین دیگه! (واقعا برنامه نویس لزومی داره ارشد داشته باشه!) از این چشم پوشی کردم و منتظر این بودم که زمان تعیین کنند برای مصاحبه که با کمال تعجب گفتند برین تو سایت ما رزومتونو در فلان جای سایت آپلود کنید! (مگه شما رزومه منو ندیدین دیگه چرا من باید دوباره کاری کنم) که منم دیگه خدافظی کردمو الان چند ماهیه که رفتم رزوممو آپلود کنم :) واقعا چطوری دولوپر میگیرین، معما شد برام.
من بعد از تماس نیروی انسانی شرکت که چندباری تماس گرفتن تصمیم گرفتم برای مصاحبه برم. دو نفر درب ساختمان حراست بودند که اصلا از تایم مصاحبه خبر نداشتن و حاضر نبودن تماس بگیرند و هماهنگ کنند . و برخورد بسیار بدی داشتند. بعد از تماس و کلی معطلی تصمیم گرفتم باهاشون مصاحبه نکنم و برگردم همیشه کسی که میذارن جلوی در نماینده شرکته و برخوردش نشون دهنده این هست که اون شرکت چقدر بینظم میتونه باشه
امروز با چه وضعیتی تو یک متر برف مرخصی گرفتم برم مصاحبه. نیم ساعت زودتر رفتم تو ماشین یکی از بچهها آماده شدم تو اسکایپ که حضرات بیان. دونفر اومدن مصاحبه اول بسم الله گفتن لبتابت کو؟عزیزم مصاحبه شونده کف دستشو بو کرده باید با لبتاب بیاد؟ بعدشم بدون ۱ کلمه عذرخواهی فرمودن ما وقتای آزادمونو به خانم فلانی اعلام میکنیم بهتون بگن.اینجوری فایده نداره. خانم فلانی هم که حاجی حاجی مکه. یعنی حتی نیومد تو جلسه مصاحبه. خداروشکر که پرونده اسنپ کامل برای من بسته شد. یکم خوب بود اگه رسم مهمان نوازی و ادب رو رعایت میکردید. ملت همه مثل شما ریموت نیستن تو جای گرم و نرم بشینن پشت لبتاب و بعد با هرهر و کرکر جلسه و ترک کنن.
مصاحبه فنی رو قبول شدم و به یک مصاحبه با سی تی او دعوت شدم به صورت حضوری که به آنجا رفتم اصلاً باورم نمیشد که همچین مصاحبهای برگزار کنند توی یک اتاق کوچک من رو نشوندن وسط و دور تا دورم منابع انسانی سرپرست تیم مورد نظر و سی تی او و یک خانم دیگه ای اصلاً مثل اتاق بازجویی مدیر فنی شروع کرد و اصلاً یک مدلی حرف میزد واقعاً تعجب کرده بودم مثلاً توی مصاحبه برگشت گفت دلیل بیرون اومدنتون از شرکت قبلی چی بوده و من دلیلم رو گفتم بعد شروع کرد به گفتن اینکه نه دلیل اصلیتان را بگید بعد رو کرد به بقیه برگشت گفت حالا ایشون که نمیخوان ما بریم از شرکت قبلیشون استعلام بگیریم ما که این کارو نمیکنیم خودشون دلیل اصلی رو میگن دلیل اصلیتون این نیست !!!، یا مثلاً یه خانم دیگه میپرسید و من خب جواب میدادم شروع میکرد تو قیافه رفتن و همون جا میگفت وای من فکر میکردم اینو بگین و ی مثال میزد !!!خیلی غیر حرفهای حرف میزدن واقعاً برام عجیب بود، من که وسطهای مصاحبه از خودم عصبانی و ناراحت شده بودم و اصلاً نمیدونستم دیگه دارم چی میگم و چه جوری جوابشون رو میدم ولی واقن کاش ی جایی بود به ادما یاد میدادن چجوری مصاحبه کنن
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در نگاه اول حس میکردم فضای خوبی داره، اما کمکم رفتار مصاحبهکننده دچار نگرانی شد. ابتدا فردی که قرار بود با من گفتوگو کند، اعلام کرد وقتش محدود است و جلسه برای او پیش آمده؛ پس فرد دیگری را معرفی کردند تا من با او صحبت کنم. این تغییر ناگهانی و نبود هماهنگی اولیه باعث شد احساس کنم به کارجو تا حدی بیاحترامی میشود. راوی با فرد جدید تماس برقرار کرد و برخوردش کمی سرد بود؛ گویا دنبال نکات منفی میگشت و نگاهش بالابالا بود. تجربه از نظر حرفهای بودن هم قابل قبول نبود. بعد از مصاحبه، پروفایل او را در لینکدین بررسی کردم و دیدم که تجربهی چندانی در آن پوزیشن ندارد و رفتار او با من همراه نبود. بهطور کلی رفتار تیم مصاحبه حرفهای بهنظر نمیرسید.
دوستان با درود بهمن سال 99 آگهی گذاشتن برای جذب کار اموز. اقا ما رزومه فرستادیم . داخل آگهیشون نوشته بودن کلا 60 نفر کارآموز میگیریم فضا خیلی رقابتیه فقط اونایی که خوب باشن میمونن و کلا 4 یا 5 نفر نیرو استخدام میکنیم از اون همه ادم. من رفتم تابان شهر برا مصاحبه. تو مصاحبه یکی از اون افراد به اسم س.ق اومد با من مصاحبه کرد و به من گفت شرکت ما تمام پروژه هاش خارجیه و اصلا پروژه داخلی نداریم من برگام ریخت اصن گفتم چقد خفنن اینا چند روز بعدش ز زدن بهم که پاشو بیا تابان شهر. رفتم دیدم اوووووووو چه قلقله ایه 60 نفر آدم اومدن اونجا ما رو بردن زیر زمین ساختمون و ح.ع اومدگفت دونه دونه پاشید خودتونو معرفی کنید . بعدش گفت آره ما 30 درصد پروژه هامون داخلیه و 70 درصد خارجیه ( که با این حرفش دروغ آقای س ق در اومد (حیف کلمه ی آقا برای این بشر)). نگو ما تیم دوم هستیم که 60 نفریم و روز قبلش هم 60 نفر دیگه مث ما رو بردن زیر زمین ساختمون یعنی در کل به 120 نفر اینا زنگ زده بودن . خلاصه اون جلسه ی معرفی مسخره یه ۳ ساعت اینا طول کشید. ح ع بهمون گفت برید یه امضای دیجیتال بسازید زوج کلید عمومیتونو برا ما بفرستید ما بررسی کنیم چه غلطا. بعد گفت برید فیلم لینوکس جادی رو ببینید یاد بگیرید اینارو لازم داریم . همه پرسیدن خب آقای ع کارآموزی به چه شکله ایشون گفت توی تلگرام خبرتون میکنیم . خلاصه یه دو سه روزی گذشت دیدیم یه لینک اومده که برای گوگل هستش یه چیزی تو مایه های اینکه استاد سوال بپرسه و دانشجو ها برن جواب بدن . اونجا همه جواب همدیگه رو میدیدن و خیلی مسخره بود این بود فضای رقابتیشون . باورتون میشه اولین سوالی که ح ع پرسیده بود این بود ، امضای دیجیتال چیست ؟ خب آخه این چه سوالیه بعد لینک داد برید سایت پی اچ پی رو بخونید بیاید اینجا توضیح بدید برید داکیومنت تایپ اسکریپت قسمت فلان با فلان رو بخونید اینجا خلاصه کنید .این کار آموزیشون بود . خلاصه گذشت و گذشت و شد اردیبهشت ۱۴۰۰ که من بله خود خود من اولین نفری بودم که رفتم اعتراض کردم تو همون قسمتی که سوالات رو جواب میدادیم و همه میدیدن و نوشتم جم کنید این مسخره بازیتونو . این کاراموزیتونه ؟؟ مسخره کردین مارو که تقریبا یه ۲ ۳ ساعت بعدش یه خانم و یه آقای دیگه هم اومدن و اعتراض کردن و از حرفای من حمایت کردن . خانومه نوشته بود اره واقعا همه مون بلاتکلیفیم چه وضعشه این. و بعدش تقریبا ۱۷ ۱۸ ساعت بعدش ح ع اومد مثلا ما رو دلداری بده که من دیگه تو کامنت دوم بد قهوه ایش کردم و زمانی این حرفا رو گفتم که جای دیگه کار پیدا کرده بودم و خیالم راحت بود الان از اردیبهشت ۱۴۰۰ هم مشغول کار هستم به عنوان برنامه نویس فرانت . اقاااا خاااانم نرید تابان شهر وسلام
شرکت مدرن و شیکی بود به عنوان جونیور جاوا وارد رفتم مصاحبه (یکسال سابقه کار) دارم یه سه نفر واسه مصاحبه اومدن برای فنی قشنگ یه دو ساعت نیم فقط داشتم مصاحبه میکردن از سوالات آسون بگیر تا سخت میپرسیدن رگبار مثلا فرق jre و jdk و JVM چیه انواع حافظه در جاوا و فرقشون چیه یا مثلا الگوریتم B Tree گفتن با جاوا پیاده سازیش کن روی کاغذ و پیچیدگی مکانی زمانیشم بگو خلاصه سرم درد گرفته بود انقد سوال پرسیدن حتی یه لیوان ابم جلوم نزاشتن دو ساعت نیم مصاحبه کردن آخرم بهم گفتن نیروی مستعدی یعنی فک کن نشستم دهنم سرویس شده ۹۰ درصد سوالاشونو درست گفتم که مطمینم درست بود چون چیزایی که یادم بود سرچ زدم بعد گفتن مستعدی با حقوق پایه اینجا کار میکنید دوباره یه مصاحبه بعد 3 ماه بعد گرفته میشه باز یه 2 ساعت دهنتو سرویس میکنیم اون کسیم که مصاحبه میکرد انقد اخمو بداخلاق بودن کافی بود یه سوتی بدم کلی تیکه مینداختن بهم میانگین سنی شرکتم روی 30 و 40 سال بود و منی که 23 سالمه خیلی سخت میتونم ارتباط بگیرم حتی به دانشگاه رفتنم گیر دادن گفتن چرا غیر انتفاعی خوندی :))) خیر سرشون مثلا بزرگترین شرکتن ولی اندازه بز شعور ندارن فقط اسمش خوشگل و رنگی هست و از راه دور قشنگه وگرنه جای داغونی هست و معلوم بود آدمای درستیم نداره از بدو ورودی بگیر تا مصاحبه شون خوشم اصلا نیومد اصلا و حرفه ای نبودن
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.