این همیشه کاراموز میگیرن ! جابینجا رو چک کنید اگهیشون همیشه هست احتمال خیلی زیاد از کاراموزا کلی سو استفاده میکنن چندتا هم اسم دارن! ویستا، داده گستر و..
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه به من گفتند در اتاقی منتظر بمانم تا نوبتم برسد و در نهایت با حقوقی که در ماه اول ۱۲۰۰ بود، با پاداشها و حق مسکن به حدود ۱۴۰۰ تومان میرسیدند. به دلیل سابقه، با اضافهحقوق پایه مخالف نبودند و در نتیجه با چانهزنیهای اولیه برای افزایش ۲۰۰ تومان روبهرو شدم که بعدا فهمیدم همین مبلغ به کنار حق مسکن و سایر مزایا تبدیل میشد و در نهایت به این نتیجه میرسیدم که وضعیت خیلی نامطلوب است. پس از آن مدت کوتاهی گفتند باید دوره آموزشی یک هفتهای را بگذرانم و سپس آزمون داده میشود؛ هرکس قبول نشود، باید جریمهای بدهد که مبلغ دقیقش مشخص نبود و دلیلش هم این بود که وقت گذاشتهاند و آموزش اپلیکیشن را دادهاند. من به این شرط اعتراض کردم و گفتم چرا از ابتدا نگفتید و در مقابل برخوردی سرد و بیاحترامی پرونده من را بستهاند و گفتند خوش آمدی.
برای مصاحبه رفته بودم، ساعت 3 مصاحبه ام بود که با یک ساعت تاخیر ساعت 4 شروع شد، کسی که مصاحبه می کرد بدون سلام کردن عذرخواهی بابت تاخیر شروع به پرسیدن سوال های بسیار ساده و سطحی سئو کرد ( بعید میدونم خودشون دانش خاصی داشته باشن ) بسیار بد اخلاق و عصبی بودن. در آخر گفتن شما باید 15 روز رایگان برای ما کار کنید تا تصمیم بگیریم ! منم گفتم با توجه به رزومه قوی ای که دارم اینکارو نمیکنم و بهشون بر خورد. بهتون پیشنهاد میکنم از جلوی در این شرکت هم رد نشید.
دوماه و نیم پیش تجربهای ناامیدکننده از مصاحبه با بیت پین داشتم. از یکی از همکاران شرکت در لینکدین پیامی گرفتم و گفتند اگر تمایل داشته باشم، رزومهام را بفرستم تا در صورت توافق، گفتوگوها بیشتر شود. پس از مدتی با من تماس گرفتند و مرحله اول مصاحبه را یک گفتوگوی کوتاه با منابع انسانی برگزار کردند و در پایان جلسه از من خواستند تسکی آزمایشی با مهلت ده روز بسازم. پرسیدم آیا محدودیتی وجود دارد یا گزینه خاصی مدنظر است که من از آن استفاده کنم؛ گفتند هیچ محدودیتی نیست و هر تکنولوژی را که دوست دارم میتوانم استفاده کنم. با این توضیح هرچند عجیب به نظر میرسید، تصمیم گرفتم با هر استک و ابزار دلخواهم کار کنم. روز موعود رسید و پروژه تستیام را در دو نسخه تحویل دادم؛ یکی با React و دیگری با Next.js. پس از دو تا سه هفته تماس گرفتند و گفتند میخواهند یک مصاحبه فنی با من انجام دهند. روز مصاحبه که رسید، دو نفر از تیم پشتیبانی سوال کردند و من پاسخ دادم. تقریبا پنج یا شش سوال فنی پرسیدند و من با جزئیات پاسخ دادم و آنها هم راضی بودند. در پایان جلسه از من پرسیدند چرا در هر دو پروژه از TypeScript استفاده کردهام و مزایای آن را توضیح دادم. پس از توضیحات، از من خواستند تسکی که زده بودم را دوباره بدون TypeScript و به صورت JSX خالص انجام دهم؛ یعنی سطحی پایینتر از کار قبلیم. پذیرفتم. چند ساعت بعد که قصد داشتم دوباره روی تسک کار کنم، برخوردی شدید با من داشتند و به نظر میرسید دقیقا چه فکری کردهاند. تصمیم گرفتم با منابع انسانی شرکت تماس بگیرم و با شدت ناراحتی و اعتراض گفتم که این رفتار به شدت توهینآمیز است؛ حتی با وجود این که تسکی فراتر از خواستهشان و در دو نسخه پیادهسازی کردهام، دوباره از من خواسته شد یک نسخه دیگر بزنم. همچنین گفتم علت این رفتار احتمالا ضعف تیم فنی و عدم تسلط به تایپاسکریپت است. منابع انسانی عذرخواهی کردند و گفتند موضوع را پیگیری میکنند، اما خبری نشد و همچنان نبودن ارتباطی از طرف تیم مقابل به چشم میخورد. نتیجهگیری من این است که در مصاحبههای کاری حتما و مؤکدا از همان ابتدا سؤال کنم که دقیقا چه تکنولوژیها و ابزارهایی مدنظرشان است تا با آنها مطابقت داشته باشند؛ زیرا ممکن است با فناوریای کار کنم که تیم مقابل بلد نیست و در مواجهه با این موضوع به مشکلاتی برخواهم خورد. پینوشت اول: در جلسه مصاحبه گفتند بستپرکتیسها چیست و من با تعجب شنیدم که یکی از افرادی که با تایپاسکریپت کار نمیکند، درباره بستپرکتیسها صحبت میکند؛ حجم بالایی از بستپرکتیسهای مرتبط با ریاکت به واسطه تایپاسکریپت وجود دارد. پینوشت دوم: سورس هر دو نسخه تسکی که برای آنان پیادهسازی کردم، در گیتهاب من موجود است. پینوشت سوم: مسئولان شما با پیام دادن و ابراز تمایل به همکاری، ظاهری هم شده یک مقدار پرستیژ داشته باشند.
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در همان جلسه اول با رفتاری روبهرو شدم که تجربهام را تلخ کرد. در تماس هماهنگی، از من خواستند روز و ساعت مشخصی را برای مصاحبه تعیین کنم و گفتند بدون امکان تغییر. با وجود فاصلهی چندان زیاد میان دفتر شرکت و محل کارم، گفتم اگر ممکن است تاریخ یا زمان را کمی تغییر بدهند تا بهتر برسم. پاسخشان این بود که همچنان همان ساعت در نظر گرفته شده و جابهجایی امکانپذیر نیست. من زودتر رسیدم، اما حدود نیم ساعت منتظر ماندم تا فرد مصاحبهکننده بیاید. وقتی وارد اتاق شدم، مردی با اخم بدون معرفی خود شروع به پرسش کرد و پس از چند سوال، از من درباره همسرم پرسید که کجا کار میکند و چه کاری انجام میدهد. هیچ ارتباطی میان این سوال و فرآیند استخدام احساس نمیشد و من هم توضیح دادم. اما او شغل همسرم را زیر سوال برد و گفت که در شرکتشان چنین کارهایی انجام نمیشود. من در آن لحظه نتوانستم حرفی بزنم و به خودم گفتم باید آرام بمانم. به عنوان یک زن در آنجا احساس ناامنی کردم و فقط منتظر بودم اجازه دهم از آنجا بروم. خشکم زد و از شدت عصبانیت مطمئن نبودم چگونه با این رفتار برخورد کنم و ذهنم پر از سوال بود که چرا چنین حرفهایی زده شد و هدف از این حرفها چه میتواند باشد. در پایان، هر چه بیشتر فکر میکردم، کمتر میتوانستم درباره این شرکت یا تیمش نگرشی مثبت پیدا کنم.
مصاحبه فنی شرکت رو قبول شدم و باهام تماس گرفتن گفتن تبریک میگیم شما قبول شدین و با میزان حقوقی که گفتین موافقت شده و یه لیست از مدارک گفتن با خودت بیار برای بستن قرار داد و حتی پای تلفن چند بار پرسید که مبلغ مورد نظرتون فلان قدره؟ و بعد اینکه سر حقوق به توافق رسیدیم قرار شد برم روزی که رفتم برای قرارداد بستن شخصی از واحد منابع انسانی اومد و گفت این میزان حقوقی که گفتین زیاده ما نمیتونیم بدیم و عددی پایین تر پیشنهاد دادن در صورتی که واقعا عدد قابل توجهی هم نبود و من قبول نکردم که کمتر بگیرم و ایشون رفتن شخص دیگری اومدن و ایشون هم همین حرف رو تکرار کردن ولی با حقوقی پایین تر از پیشنهاد فرد قبلی و هی مبلغ پیشنهادی رو پایین تر میاوردند و من تاکید کردم که پای تلفن با من مبلغ چک شده و گفتن موافقت شده پس چرا الان میگید که نمیتونیم؟اگر واقعا این مبلغ رو نمیتونید چرا همونجا پای تلفن به من نگفتید و این همه راه منو تا شرکت کشوندین؟و قبول نکردن و گفتن یا همین مبلغ یا خداحافظ و من همونجا متوجه شدم شرکتی که اینقدر نا هماهنگی داخلش هست که هرکس یه حرفی برا خودش میزنه جای مناسبی برای کار نیست واقعا این رفتار خیلی غیر حرفه ای بود
با من مصاحبهی کوتاه تلفنی ای شد قبل از تنظیم زمان مصاحبهی اصلی. سوالات کلی پرسیده شد ولی وقتی گفتم مدرک دانشگاهی ندارم و درحال تحصیل هم نیستم مصاحبه کننده گفت مطمعن نیست که بدون مدرک قبول میکنن یا نه و باید بپرسه و دوباره تماس بگیره. و دیگه با من تماسی گرفته نشد.
برای من بهزی یک شرکت بود که فرستادن رزومهام را دریافت کردند و چند روز بعد با من تماس گرفتند. فرآیند مصاحبه نسبت به خیلی از شرکتها طولانیتر به نظر میرسید: ابتدا تماس تلفنی بود، سپس مصاحبه حضوری با پرسشهای غیر فنی، بعد یک تسکی کوچیک که برای ارزیابی سطح دانش طراحی شده بود و در نهایت یک روز کامل آزمون عملی به صورت آزمایشی انجام شد. مدیر پروژه و دو همکار دیگر که به عنوان برنامهنویس ارشد بکاند و فرانتاند حضور داشتند، برخوردی خیلی خوب داشتند و در مجموع با یک روز کار عملی، استاندارد و قابل قبول به نظر میرسید.
من برای مصاحبه رفتم. تازه کارم و سریع مصاحبه رو بعد پنج تا سوال تموم کردن. واقعا سواد منو با کلا پنج تا سوال ریز سنجیدن. دیدم اینقد سریع تموم شد گفتم بهم فیدبک بدین. خانمه گفت یه ساله یاد گرفتی؟ تو یه سال خیلی بیشتر ازینا میتونستی یاد بگیری! خیلی حس بدی برام ایجاد کرد. خیلی هم «فیدبک» محسوب نمیشد... شرکتی که با یه ادم ناشناس تو مصاحبه اینطوری برخورد میکنه نمی دونم دیگه با ادم هایی که هر روز داره باهاشون کار میکنه چطوری برخورد میکنه.
بعد از مصاحبه اول قرار بود یک تسک فنی برایم ارسال شود، اما خبری از ایمیل و تسک نبود. یک بار هم برای پیگیری پاسخ دادم، اما پاسخ نگرفتم. این رفتار تا حد زیادی بینظم و غیر حرفهای به نظر میرسید.
در اولین دیدار با تیم فنی متوجه شدم که پس از قبولیدن مصاحبه، از من آزمون گرفتند و گفتند برای دورهای آزمایشی باید بیایم. طی سه روز دوره آزمایشی، دو هفته کار برایشان انجام دادم اما حقوق را به شکل قابل توجهی کاهش میدادند. در نهایت پس از سه روز اعلام کردند سطح توانایی فنی من از کارآموزان خودشان کمتر است و رفتارهای نامناسبی نشان دادند. این مجموعه ظاهرا دنبال افرادی با شخصیت خاصی بودند. بعد از آن به شرکتی رفتم که حقوق دو برابر میداد و کارکنان با تجربه و با شخصیت داشت که برخیشان تا بیست سال سابقه داشتند. فقط کافیشاپ زیبایی که آنجا بود، برایم یادگاری شد. این تجربه تقریبا دو سال قبل برای من اتفاق افتاده است.
چند روز پیش از طرف مدیر فنی شرکت برای مصاحبه دعوت شدم.وقتی تجربیات کاری و همچنین نمونه کارهامو بهشون گفتم خیلی استقبال کردن و قرار شد شنبه سرکار برم.اولین روز کاری خیلی برام جالب بود مدیر فنی گفت ما بیش از نیم ساعت رو یک باگ وقت نمیزاریم و بعد از نیم ساعت باید گزارش بدین تا تصمیم بدی گرفته بشه!یاد فیلم زاکربرگ (فیسبوک) یا دره سلیکون افتادم که بارها ساعت ها بر رویه باگ کار میکردن و برام خیلی گنگ بود و اصلا درک نکردم!اخر وقت روز اول بهم یک تمپلت .net core دادن و قرار شد من با پترن cqrs برای مدلی که دارم CRUD بزنم بدون هیچ توضیح و نمونه ای!سری اول چون دیدی از پترنی که داشتن نداشتم و خودش هم نبود تصمیم گرفتم به صورت موقت با یک پترن ساده تر برم جلو تا بعدن ریفکتور کنم! همین که کدارو دید سریع ازم خواست باهام صحبت کنیم و گفت اگه یک کاراموز اسخدام میکریم میتونست این کار رو انجام بده و گفت تمام تجربیاتی که گفتم خلاف اون بوده با اینکه نمونه کار هام رو گیتاب بود .بعد همین که اومدیم پایین دیقیقا 15 دقیقه برنامه نویس دیگه بهم یک سمپل داد و یک توضیح و دقیقا با همون سمپل CRUD رو زدم ولی کمی تخصصی تر بگم من در لایه بالاتر که نمیدونستم ! از یک پترن دیگه استفاده کردم که از یک سایت خارجی یاد گرفته بودم و مطمنم بودم اشتبا نیست اونم چون دید مناسبی نداشتم و نمیدونستم خودشون چجوری پیش رفتن اولین روز CRUD رو تا اخر وقت زدم(CRUD رو یک تسک در نظرر بگیرید) فرداش ک امروز بود اومد ندید همشو پاک کرد و با لحن ناجالب گفت باید یکو استخدام کنیم کارای تورو تمیز کنه و ... و ازم خواست دوباره بریم بالا اونجا یکم صحبت کردیم و من گفتم نباید کدارو پاک میکردید و باید قبل پاک کردن چک میکردیم و باهم صحبت میکردیم بعد با هم به نتیجه میرسیدیم !اخرش گفت از فردا نیایین و من با کمال خونسردی گفتم از امروز نمیام و خدا حافظی کردم. چند نکته : من سنیور نبودم و ولی جنیور هم نیستم حتی اونجا گفتم اس کیو ال اشنایی دارم و همه تجربیاتی که داشتم تو گیتاب هست ولی همون روز اول انتظار داشتن بدون هیچ سمپلی دقیقا مث پتررن خودشون پیش برم. اینکه نیم ساعت بیشتر روی یه باگ نمیشه وقت گزاشت واقعن تو کتم نرفت و اینکه اولین روز انتظار داشته باشی تسک بزنی یکم جالب نیس و باید سمپل پروژه رو داشته باشن حداقل دو روز با کدا کار کنی تا دستت بیاد.
من با CTO این شرکت مصاحبه کردم. نمیدونم هنوز ایشون اونجا هست یا نه چون ۲ سال پیش بود. فقط در همین حد بگم که به من که فرانت اند دولوپر هستم سعی داشت بگه React از Vue خیلی بهتره و چرا دارن ازش استفاده میکنن :)) چرا چون من بهش گفتم هر روز یه فریم ورک جدید میاد بیرون و هایپ انتخاب فریم ورک جدید همیشه هست. ۱. پیشنهاد میکنم با کسی که هنوز درگیر مقایسه و انتخاب فریم ورک هست اون هم در سمت CTO کار نکنید چون براتون مشکل ساز میشه. ۲. پیشنهاد میکنم با شرکتی که بجای گرفتن تست فنی، سوالات فنی رو بصورت گفتاری میپرسن همکاری نکنید. میگن show me the code , words are bullshit ۳. پیشنهاد میکنم با مدیری که نگاه بالا به پایین داره و دنبال گرفتن مچ شما هست همکاری نکنید.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
سلام بعد اریسال رزومه حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و زمانی رو برای مصاحبه اوکی کردند بعد از مصاحبه همونجا جواب رو گفتن و اعلام کردند از فردا یک دوره آموزش 30 روزه هست که باید تشریف بیارید از ساعت 8 تا 18 که حقوق هم نداره بعد از اون آزمونی گرفته میشه هرکی قبول شد وارد شرکت میشه به طور آزمایشی و بعد 3 ماه اگه همچی اوکی باشه قرارداد میبندید در این دوره آموزش حدود25 تا 30 نفر بودیم که داشتیم آموزش میدیدیم رفتار تیم آموزش بسیار زننده و بد بود به طوری که در حین آموزش چند نفر اعلام کردند که دیگه نمیان و تیم آموزش یاQA به طور دلبخواهی و کاملا سلیقه ای هرکیو دلش خواست قبول کردن از اون تعداد نفرات 5 نفر کلا قبول شدند و طبق گقته خودشون از نفراتی که در دوره قبلی آموزش میددیند که 40 نفر بودند هیچکس قبول نشده شرایط داخلی رفاهیش میشه گفت خوبه ولی خب پروسه استخدام بسیار پیچیده طولانی هست و تیمی که این کار رو انجام میده با نفراتی بد رفتار پرو به طوری که انگار ما برده این تیم بودیم و باید هرچی میگفتند میگفتیم چشم در کل اون نفراتی هم که وارد شرکت شدند به تعدیل علی بابا مواجح شدند واخراج شدند ضمنا علی بابا سفته 30 میلیون تومانی میگیره من به شخصه تجربه خوبی در کنار دوستانم که داشتیم اموزش میدیدیم داشتم ولی نفرات تیم آموزش شزکت اصلا خوب نیستند و پیشنهاد نمیکنم کسی رزومه بفرسته
در زمان مصاحبه برای من توضیح دادند که تیمهایشان با اخلاق و توانمند هستند؛ اما فضای کاربری برای کدنویسی به شکل خاصی مدیریت میشود. کدبیس پروژهها پر از کدهای قدیمی و نامرتب است که به گفتهی اعضای تیم، به نام «نخبگان» و «شریفها» این آشفتگی توجیه میشود و هر تغییر کوچک برای بهبود خوانایی یا توسعه باید با تأیید این افراد بالا دست شود تا به آنان برخورده نشود. اگر کار کارشناسی خوبی انجام دهی و پروژهای را به شکل صحیح و با کیفیت پیادهسازی کنی، باید به بحث درباره کدنویسی سازمانی و سیاستهای داخلی حوزهی کار با جدیت بپردازی. در غیر این صورت در ظاهر حقوق همواره ثابت است و فرصت اضافهکاری یا بهرهور بودن از پروژههای متنوع کمتر میشود.
حتی برای یک مدت کوتاه با ژاکت در ارتباط بودم و تجربه میخواهم بازگو کنم. در ابتدا قرار بود با من برای مصاحبه زمانی مشخص بشود اما از همان دقیقه اول تعهدها به موقع انجام نشد و با تاخیری طولانی روبهرو شدم. وقتی بالاخره پاسخ دادند، لحنشان نسبت به من بسیار طلبکارانه و بیادبانه بود و واکنش من نسبت به تاخیر و اعتراضی که داشتم، با توهین و واکنش ناخوشایند مواجه شد. گفتند اگر من حرفهایم را ثبت کنم، ممکن است این تجربه منتشر نشود، اما هدف من واقعا نشان دادن رفتار آنهاست. بهطور کلی از همکاری با مجموعه ژاکت پشیمان نبودم ولی تمایلم برای حضور در فرآیندهای آینده کاهش پیدا کرد. به نظر میرسد سادهترین کاربری که میخواستند انجام بدهند، برقراری ارتباط درست با داوطلبان یا متقاضیان است که با وجود تلاش و تمایل، پاسخ مثبتی دریافت نمیکردند. در نتیجه احساس میکنم این تیم به جای همدلی و احترام به زمان دیگران، با کمترین همکاری و بدقولی روبهروست. به هر حال توصیهام این است که اگر قصد دیدن فرصتهای شغلی آنان را دارید، با دیدی دقیق و آماده برای مواجهه با چنین رفتارهایی قدم بردارید.
برای کاربوم تجربهای داشتم که در مصاحبهی فنی Front-End در سطح سنیور بود و حضوری برگزار شد. سوالات سطحبالا و انتظارها مناسب بود و من موفق به عبور از این مرحله شدم. سپس برای مرحله دوم با مدیرعامل در قالب مصاحبهی ریموت دعوت شدم؛ این گفتوگو هم با چالشهای خوبی همراه بود و به دقت به رزومهام نگاه شد. در نهایت، در مهلت مقرر پاسخ نهایی را دریافت کردم؛ از جنبههای فنی از من قدردانی شد ولی به خاطر تفاهم و تطابق روحی کار، همکاری ممکن نشد. از همکاران بابت رفتار حرفهایشان تشکر میکنم.
من در نمایشگاه کار برای این شرکت رزومه پر کردم. کسایی که در غرفه شون بودن همه جوان و ظاهرا آدمای بدی به نظر نمیرسیدن. زمستانه 98 باهام تماس گرفتن و بعد از 2 جلسه مصاحبه گفتن برای کار آزمایشی بیا اگه OK بودیم ثابت میشی و از دو سه ماه بعد هم بیمه. چند روزی رفتم برای کار و انقدر کارشون بی برنامه و پرفشار و اذیت کننده بود که واقعا دیگه تمایلی به ادامه نداشتم. معلوم هم نبود اصلا کارشون چی هست. از طراحی لوگو برای ارایشگاه زنانه شروع شد بعد گفتن ما کارهای طراحی بخش فیلم و سریاله اپلیکیشن معروف صداسیما را انجام میدیم (بخاطر قوانین این سایت نمیتونم اسمشو بگم) . تعداد زیادی پوستر و بنر فیلم و سریال دادن طراحی کنم. همه کارهای هم باعجله. مثلا کاری که واقعا دو سه روز زمان میبرد اگر بخوای خوب انجام بشه، اصرار داشتن 10 دقیقه ای انجام بشه. بعد هم که تازه اون موقع داشت مسئله کرونا شروع میشد کلی طرح دادن برای اون کار کنم. هر طرحی رم میگفتن نه خوب نیست و دوباره بزن. انقدر که واقعا دیگه آدم خسته میشد. بعد یه روز گفتن خب از فردا دورکاریه . تا دو سه ماه همین بود و من نتونستم حتی دستمزده همون چند روزمو بگیرم. بعدم که کرونا فروکش کرد باز گفتن حالا داریم جای دفتر شرکتو عوض میکنیم و دوباره یکی دو ماه دورکاریه. منکه دیگه نرفتم اما از مدل کارشون و راست و دروغشون سر در نیاوردم. همون چند روز با هرکدوم از بچه هایی که اونجا کار میکردن صحبت میکردم هم تقریبا مشابه همینا رو میگفتن که نمیدونیم چه خبره و قراره چی بشه. خیلی بده آدم با امید وارد مجموعه ای بشه و نا امید و سرخورده برگرده
هرگز فرایند مصاحبهای را به آن شکل تجربه نکردم و از شرکت با حضور مصاحبهکنندههای نامناسب و برخورد توهینآمیز ناامید شدم. بعد از ثبت نام، برای مصاحبه به جایی در تهران رفتم که فضای کوچیک و دو نفر رئیس داخلش بودن. رفتار کارکنان مصاحبهکننده به شدت گستاخانه و زننده بود و سؤالهای بیربط میپرسیدند، ضمن اینکه با من به گونهای برخورد میکردند انگار نگهبان خانهشانم. در نهایت آنها مرا به شاخهای که کمبود داشتند هدایت میکردند و میگفتند اگر بخواهم کار اسبابکشی انجام بدهند، الان نیروی لازم ندارند و نمیخواهیم. گویی برای هر مهارتی که نیاز ندارند، به من پیشنهاد میدادند. انگار در چندین مصاحبهای که داشتم، این یکی بدترین تجربه بود. به طور کلی از استادکار ناامید شدم و حتی به عنوان مشتری هم حاضر نیستم با آنها همکاری کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.